راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • بهلول کیست؟
    بهلول کیست؟
    هارون الرشید- خلیفه عباسی، به علت حرص و طمع مملکت داری خویش، سعی داشت مخالفان خود را به هر وسیله و بهانه ای از سر راه خود بردارد برای همین یا آنها را می کشت و یا به زندان می فرستاد زندانی که رهایی از آن امکان نداشت
  • در رویاهایم سفر خواهم کرد
    در رویاهایم سفر خواهم کرد
    در یکی از روزهای سرد پاییز سال 1872 میلادی، «پی یر ورن»، که به تازگی تحصیلاتش در رشته‌ حقوق را به پایان رسانده بود، با «سوفی الوت دلافری» ازدواج کرد. مراسم ازدواج در «نانت» شهری در شرق فرانسه، برگزار شد
  • نویسنده ای که حامی فقرا بود...
    نویسنده ای که حامی فقرا بود...
    اگر یارای فراموش کردن داشتم، همه چیز را از یاد می‌بردم، خاطرات آدمی، لبریز از غم و اندوه و پریشانی است»
  • تعداد بازديد :
  • 5180
  • سه شنبه 22/5/1387
  • تاريخ :

خنده و طنز در آثار خواجوي کرماني

خواجوي کرماني

لبخند بر تلخ کامي ها!

خواجوي کرماني، شاعر اواخر قرن هفتم هجري است. زمانه ي او، زمانه ي حکومت خاندان هاي کوچکي است که نسبتشان به چنگيز مغول مي رسد. براي ايرانيان، ناگوار آن بود که حمله ي مغول با مرگ چنگيز به پايان نرسيد؛ بلکه پس از او، فرزندانشان و نيز ايلخانان به ستمگري ادامه دادند و با گرفتن باج هاي گوناگون، شيره ي جان مردم را مکيدند و جامعه اي محروم، بلاديده و ضعيف بر جاي گذاشتند.

خودتان را جاي خواجو بگذاريد؛ در زمانه اي به سر مي بريد که شهرها دائماً دست به دست مي شوند و حوادث پيش بيني نشده ي زيادي رخ مي دهد.

خواجو درباره ي يکي از مردان آن زمان، به نام صدرالدين يحيي، سخن گفته و در پايان به اين نتيجه رسيده که او جاي خود را از «سلطاني» به «سگباني» داده و ملک «سليماني» او به ملک «شيطاني» تبديل شده است

شاهان و وزيران کشته مي شوند، هجوم هاي بنيان کن رخ مي دهد، آتش جنگ و جدل ها به بهانه ي مذهب و نبردهاي قومي جريان دارد، سلاطين پيوسته به يکديگر خيانت مي کنند و مخفيانه نقشه ي قتل ديگري را مي کشند. فرض کنيد در اين وضعيت، شما روحيه ي شاعرانه داريد و مي خواهيد احساس خود را درباره ي محيط اطراف به شعر بيان کنيد. بديهي است که حس لطيف شاعرانه در برخورد با اين هرج و مرج اجتماعي و حاکميت ستم، آزار خواهد ديد. همين حس در اشعار خواجوي کرماني نيز به چشم مي خورد. او بارها در اشعار خود يادآوري کرده است که جهان، هرچند زيباست، ولي سايه ي مرگ، آن را بي صفا کرده است:

 

از گنج دهر، بهره به جز زخم مار نيست

وز گلبن زمانه به جز نوک خار نيست

بگذر ز مي که مجلسيان وجود را

حاصل ز جام دهر برون از خمار نيست

 

و اگرچه در اطراف خود و در نگاه مردم يکسره نا اميدي مي بيند، اما از آن جا که فدا شدن در راه دوست را پذيرفته مي داند، بنابراين از کنار نا اميدي با ظرافت و دلگرمي مي گذرد و آن را پشت سر مي گذارد؛

 

ز بس که مي بارد از چشم من

دلم را خرابي ز بارندگي است

چو خواجو گر اهل دلي جان بباز

که مردن بر دوستان زندگي است

 

چنين شاعري آگاه و درد آشنايي که بنا به رسالت شاعري اش نمي تواند از کنار مشکلات بي تفاوت بگذرد، چاره اي نمي بيند جز آن که نامردمي ها و ستم ها را بيان کند، اما به زبان طنز و سخن رمزآلود.

خواجو در اشعار ارزشمند خود، انديشه هاي انسان دوستانه و خردمندانه اي را با زبان شيرين بيان کرده است که خواندن و بهره بردن از آن، افتخار پارسي زبانان است

اين نوع طنز، براي تفنن و سرگرم سازي نيست. اين نوع طنز، چون نيشتري، دمل چرکين نابساماني ها را مي شکافد تا خوانندگان را به هوش آورد؛

 

تا چه ديوند که آزار سليمان طلبند

تا چه گيرند که آزار سليمان طلبند

خلق ديوانه و از محنت ديوان دربند

وين عجب تر که ز ديوان، زر ديوان طلبند

هر کجا سوخته اي بي سر و سامان يابند

وجه سيم، سره زان بي سر و سامان طلبند

خوک شکل اند و حديث از خر عيسي رانند

ديو طبع اند و همه ملک سليمان طلبند!

تا در آفاق زنند آتش بيداد ز تيغ

آتش از چشمه ي خورشيد درخشان طلبند

 

خواجو درباره ي اميران زمان خود سخنان طنزآميز بسياري دارد که حقيقت حال و فرومايگي آن ها را به خوبي نشان مي دهد؛

خواجوي کرماني

گفت با من يکي ز فيروزان

که چه بودت ز آمدن مقصود

شهر بگذاشتي و بگذشتي

از مقامي که بود معدن جود

و آمدي سوي محنت آبايد

که نباشد در او کرم موجود

اين زمان با وجود حاکم ما

جود را نيست در زمانه وجود!

 

يا در قطعه اي ديگر، خواجو درباره ي يکي از مردان آن زمان، به نام صدرالدين يحيي، سخن گفته و در پايان به اين نتيجه رسيده که او جاي خود را از «سلطاني» به «سگباني» داده و ملک «سليماني» او به ملک «شيطاني» تبديل شده است.

در پس نگاه شوخ خواجو، جوشش خون ها، فريب دردمندان، غضب پادشاهان و سيه روزي مردمان محروم زمانه ي او نمايان است. اين است رسالتي که طنز تلخ بر عهده دارد؛ طنزي که در جاي جاي منظومه «هماي و همايون»، «گل و نوروز»، «کمال نامه» و ديگر آثار خواجوي کرماني به چشم مي خورد.

در هر حال، اين نوع که نقادي اجتماعي است، قهقهه ايجاد نمي کند؛ فقط تلخ خندي بر لب ها مي آورد و خواننده را به فکر وا مي دارد.

خواجو در يکي از قصيده هايش، وجه رايج آن زمان را که « دينار » بود، به گونه اي به تصوير مي کشد که در عين واقعيت، نوعي طنز تلخ را به خواننده انتقال مي دهد؛

 

حکايتي به جناب تو عرضه مي دارم

ز بنده گوش کن و رخ متاب از آن، زنهار!

غلامکي همياني است، نام او « دينار»

عظيم کافي و مسکين نواز و مردم دوست

قوي مدبر و تربيت ساز و کارگزار!

به هر کجا که رود صد کسش به دل مشتاق

به هر کجا که بود، صد کسش به جان غمخوار

گزيده و سره و سکه دار و روي شناس

درست روي نگارين او چو روي نگار

مدام منزل او در دکان صرافان

ولي مصاحبت او هميشه با تجار

هر آن دقيقه که در حل مشکلات بود

ازو کنند ملوک زمان استفسار!

 

مي شود گفت که گويي خواجو اين شعر را در وصف پول و براي همه ي زمانه گفته است که انسان هاي طماع و آزمند، يکسره براي حل مشکلات از او استفسار و چاره جويي مي کنند!

خواجوي کرماني، شاعر اواخر قرن هفتم هجري است. زمانه ي او، زمانه ي حکومت خاندان هاي کوچکي است که نسبتشان به چنگيز مغول مي رسد

خواجو در اشعار ارزشمند خود، انديشه هاي انسان دوستانه و خردمندانه اي را با زبان شيرين بيان کرده است که خواندن و بهره بردن از آن، افتخار پارسي زبانان است. در پس نگاه شوخ خواجو، جوشش خون ها، فريب دردمندان، غضب پادشاهان و سيه روزي مردمان محروم زمانه ي او نمايان است. اين است رسالتي که طنز تلخ بر عهده دارد؛ طنزي که در جاي جاي منظومه «هماي و همايون»، «گل و نوروز»، «کمال نامه» و ديگر آثار خواجوي کرماني به چشم مي خورد.

 

برگرفته از: رشد نوجوان

 

 *****************************

مطالب مرتبط

شيخ اشراق 

از قيصر امين پور چه مي دانيم؟  

از سلمان هراتي چه مي دانيد؟  

افلاطون 

زندگي مولانا جلال الدين محمد بلخي 

يک فيلسوف يک انديشه، اگوستينوس

حکيم ابوالقاسم فردوسي

هانس کريستين اندرسن

حاج ملا هادي سبزواري

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
محمد درگاهی
خیلی بد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 27/5/1390 - 16:12
ابوالقاسم جوپاری
اگه وقت کردید سایتتون رو به روزش کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 6/10/1389 - 16:3
ابوالقاسم جوپاری
جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 2/3/1388 - 19:40
Saleh karimi
خیلی جالب و خوب بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 2/2/1388 - 10:30
55667788
لطفا از اختلافات ودعواهایی که بین خواجوی کرمانی وسعدی بوده است مطلب بنویسید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 12/11/1387 - 13:54
tarfand020
سلام-خیلی خیلی جالب و عالی است.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 25/5/1387 - 14:59
mohsen_yahoo
جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 24/5/1387 - 0:7
ناشناس
عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/5/1387 - 22:43