راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • سرود موج‏ها
    سرود موج‏ها
    ای که در پیشانی‏ات نور صد خورشید بود واژه‏هایت، آفتاب در شب تردید بود تا تو بودی، قطره‏ها ذوق دریا داشتند
  • ای آنکه غمگنی!
    ای آنکه غمگنی!
    ای آنکه غمگنی و سزاواری واندر نهان سرشک همی باری از بهر آن کجا نبرم نامش ترسم رسدت اندوه و دشواری رفت آنکه رفت، و آمد آنک آمد بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟
  • هوای تماشا
    هوای تماشا
    مثل خورشید روشنی را به هر کوچه آورد باز خندید ...
  • تعداد بازديد :
  • 2655
  • يکشنبه 11/5/1388
  • تاريخ :

یادش آمد بد است گریه کند

در گلوی خروس می‏پیچید

نغمه‏ی لااله‏الا‏الله

شاخه‏های درخت بالا رفت

تا بناگوش نقره کوب ماه

درخت

قل‏هوالله... حوض می‏خواند و

بید هم در رکوع خم می‏شد

شبنمی پاک لحظه‏ی سجده

از رخ لاله داشت کم می‏شد

*****

گفت فواره تا بحول‏الله

سرپیچک به آسمان پیچید

رخت‏ها را به روی بند؛ نسیم

در صفوف نماز گل می‏دید

قنوت

دست‏های قنوت پنجره داشت

رو به روی حیاط وا می‏شد

آتنا توی خانه مشغول

گفتن ذکر ربّنا می‏شد

*****

همه‏ی خانه یک صدا گفتند

رو به قبله سلام آخر را

و علیک‏السلام در واشد

همه دیدند روی مادر را

*****

خنده‏ای زد کلید را چرخاند

کلید وا شد دوباره در خندید

شیر چک‏چک به حوض پاشید و

آب در حوض بیشتر خندید

*****

باد می‏آمد و کف پای

برگ را باز قلقلک می‏داد

آن طرف‏تر عزیز با جارو

خانم باد را کمک می‏داد

*****

تخت بیچاره نیز کنج حیاط

با سماور بگومگو می‏کرد

باز هم آن سماور پرحرف

غرّ غر داشت گفتگو می‏کرد

گل

خنده‏ی یاس از سر دیوار

نقل می‏ریخت بر سر کوچه

راه می‏رفت دور گردن بید

دست‏های درخت آلوچه

*****

بوی نان در حیاط راه افتاد

استکان پا گذاشت در سینی

وقت چایی رسیده... برخیزید!

عطسه‏ای کرد قوری چینی

*****

سمت سفره عزیز می‏آمد

سینی چای و استکان در دست

سهم مادر برای صبحانه

روی لب خنده بود و نان در دست

*****

آتنا غنچه غنچه با دقت

چادرش را دوباره تا می‏کرد

داشت یک گل برای مادر خود

از سر چادرش سوا می‏کرد

صبحانه

همه‏ی اهل خانه جمع شدند

سر سفره برای صبحانه

جای یک گل دوباره خالی بود

در میان اهالی خانه

*****

سرصبحانه باز هم مادر

ریخت در چار استکان چایی

مثل هر روز، باز یادش رفت

رفته از بین جمع بابایی

*****

استکان را دوباره برگرداند

توی قوری و زورکی خندید

آتنا بغض‏های مادر را

آه! اما قشنگ می‏فهمید

*****

کیف خود را گذاشت بر دوشش

مثل آن لحظه‏ای که بابا رفت

بغض مادر شکفت مثل گلی

از در خانه آتنا تا رفت

*****

باد فهمید حال مادر را

حال خانه دوباره در هم شد

زیر اندوه و غصه‏ی مادر

کمر بید بیشتر خم شد 

ماهی

اشک‏ها حلقه حلقه افتادند

حوض پر شد ز ماهی قرمز

غیر نامی که مانده است از او

خبر نیست از پدر هرگز

*****

یادش آمد که داده است پدر

سر خود را و رو سپید شده

یادش آمد بد است گریه کند

چون که بابای او شهید شده

 

مهدی پرویز

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

                                                      ****************************************

مطالب مرتبط

سرود موج‏ها

ای آنکه غمگنی!

هوای تماشا

تو خود هفت آسمانی

آیه های جدید می بارد

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
0103905420002
خیلی عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 13/5/1388 - 1:10
vaheeed
ممنون ، مفید بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 12/5/1388 - 16:11
jamaljon
خوبه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 12/5/1388 - 0:3