راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • روباه دم بریده
    روباه دم بریده
    یکی بود، یکی نبود. روزی روزگاری، همه اهالی یک روستا به جای دیگری کوچ کرده بودند. در روستا فقط یک سگ و یک خروس باقی مانده بودند. آنها روزها در اطراف روستا می گشتند و غذایی به دست می آوردند و می خوردند و روزگار می گذراندند.
  • عقل یا بخت؟
    عقل یا بخت؟
    یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. در زمان های قدیم، عقل و بخت با هم اختلاف پیدا کرده بودند. اختلاف آنها بر سر این بود که کدام یک لازمه زندگی انسان ها هستند. بخت می گفت:« انسان ها بیشتر به من نیازمندند.»
  • لگد به افتاده
    لگد به افتاده
    عبدالملك بن مروان ، بعد از 21 سال حكومت استبدادی ، در سال 86 هجری از دنیا رفت. بعد از وی پسرش ولید جانشین او شد. ولید برای آنكه از نارضاییهای مردم بكاهد، بر آن شد كه در روش دستگاه خلافت و طرز معامله و رفتار با مردم تعدیلی بنماید.
  • تعداد بازديد :
  • 1305
  • پنج شنبه 8/5/1388
  • تاريخ :

‎‏شجاعت همراه ترس
پهلوان

شخصی که اهل یکی از روستاهای بالاده‏ پدر بود ادعای شجاعت می‏کرد و احساس قدرتمندی او تمام اهل ده را تحت تاثیر قرار داده بود تا حدی که اورا پهلوان خطاب کردند و او خود نیز از شنیدن نام پهلوان باورش شده بود که شجاع است.

تا اینکه شیر قوی و نیرومندی در اطراف ده دیده شد و مردم را به وحشت انداخت و همه‏ی اهالی انتظار داشتن که پهلوان این مشکل را حل کند.

پهلوان بازوبند خود را بست و یک طبل برداشت و به دشت رفت چند نفر از جوانان ده که از هیجان لذت می‏بردند به‏همراه او ‏رفتند تا جنگ او را با شیر ببینند و برای اهالی ده تعریف کنند.

پهلوان همان‏گونه که طبل می‏زد و راه می‏رفت شیر را دید و شروع کرد به شکم خود زدن جوانان علت را پرسیدند و او با شرمندگی گفت طبل را می‏زدم تا شیر بترسد و حالا بر شکم می‏زنم چون خود نیز ترسیده‏ام.

جوانان با همکاری و همیاری هم شیر را شکار کردند ، به ده آمدند و پهلوان سرافکنده مانده بود.

 

حکایت های دهخدا

بازنویسی: خرازی

********************************************

مطالب مرتبط

روباه دم بریده

عقل یا بخت؟

لگد به افتاده

کریم خان زند

برای چند شاخه گل

به سوی من بیا!

ارسال به