راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • کلید سود و زیان
    کلید سود و زیان
    زبان، کلید خوبی‏ها و بدی‏هاست. امام باقر(ع) هر یک از اعضای بدن هر روز به زبان می‏گویند: «تو را به خدا [سخنی مگو که به خاطر آن روز قیامت] کیفر ببینیم.» امام باقر(ع)
  • خدا خر را شناخت و شاخش نداد.
    خدا خر را شناخت و شاخش نداد.
    - آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری. یار ما آن دارد و این نیز هم. - آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج
  • اگر تو کیفی، من بند کیفم.
    اگر تو کیفی، من بند کیفم.
    - آنچه تو از رو می‏خوانی، من از برم. - توضیح: این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند عتیقه‏شناسی به روستایی رفته بود. در خانه‏ مرد روستایی، کاسه‏ای کوچک دید که بسیار ارزشمند و قدیمی بود. گربه‏ای از آن کاسه آب می‏خورد.
  • تعداد بازديد :
  • 3477
  • چهارشنبه 7/5/1388
  • تاريخ :

 آن روزی کشته شدم که آن گاو سفید را کشتی.
گاو

 توضیح:

این مثل داستانی دارد؛ می‏گویند در چمنزاری دور از دهکده، سه گاو و یک شیر با هم زندگی می‏کردند. یکی از گاوها حنایی بود، یکی سیاه و دیگری سفید با این که شب و روز شیر به فکر خوردن گاوها بود؛ ولی چون آنها سه گاو بودند، او جرات نمی‏کرد به سراغشان برود و شکارشان کند. این بود که خوب فکر کرد تا راهی پیدا کند.

روزی از روزها، گاو سفید برای خوردن علف تازه، از جمع دوستان خود دور شد. شیر رو به گاو سیاه و حنایی کرد و گفت: «این گاو سفید رنگ است. اگر گذر یکی از مردم ده به این جا بیفتد، رنگ سفید او همه را متوجه خود خواهد کرد و خانه امن ما به دست دشمن خواهد افتاد و یکی از ما زنده نخواهیم ماند. بهتر است من این گاو سفید را بکشم و هر سه ما با خیالی آسوده در این‏جا زندگی کنیم.»

بالاخره هر دو گاو راضی شدند و وقتی گاو سفید بازگشت، شیر جستی زد و در یک لحظه، او را از پای درآورد.

چند روزی گذشت. شیر منتظر فرصتی دوباره بود. تا اینکه گاو حنایی را تنها دید. به سراغ او رفت و گفت: «من و تو همرنگیم، با هم برادریم؛ اما این گاو سیاه در میان ما غریبه است. اگر تو اجازه‏دهی، او را می‏کشم و هر دو با هم تا آخر عمر، به خوبی و آرامش زندگی خواهیم کرد.»

گاو حنایی، فریب حرف‏های شیر را خورد و پذیرفت تا گاو سیاه هم کشته شود. وقتی گاو سیاه بازگشت، شیر وحشی و غران، به سوی او حمله کرد و گاو بیچاره را از پای در آورد.

چند روی گذشت. شیر گرسنه شد و با خیال آسوده به سراغ گاو حنایی رفت. گاو مشغول علف خوردن  بود. شیر دور گاو چرخی زد و گفت: «خوب حالا نوبت تو است که کشته شوی!»

گاو حنایی با حسرت به آسمان نگاه کرد و گفت: «همان روزی کشته شدم که تو آن گاو سفید را کشتی!»

کاربرد:

گاه پیش می‏آید بعضی افراد برای رسیدن به مقام یا موقعیتی برتر از دیگران، به آسانی شکست یا حتی مرگ دیگران را می‏پذیرند. در حق دوست یا برادر خیانت می‏کنند و برای به دست آوردن سود و موقعیت بهتر، از هیچ کار زشتی رویگردان نیستند. در حالی که عاقبت کار، خود نیز گرفتار همان وضعیتی می‏شوند که برای دیگران به وجود آورده‏اند. از این مثل، در چنین شرایطی استفاده می‏شود.

 

فوت کوزه گری

مصطفی رحمان دوست

تنظیم : بخش کودک و نوجوان

*******************************************

مطالب مرتبط

کلید سود و زیان

خدا خر را شناخت و شاخش نداد.

اگر تو کیفی، من بند کیفم.

آن ذره که در حساب ناید،ماییم

آنجا رفت که عرب نی اندخت

شخصیت شناسی،پیاز

آلبالو گیلاس که گل کند،تازه چهارده سالش می شود.

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
MEISAM_ATC
سوالات كجاست؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 13/3/1389 - 1:8
0103905420002
جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 13/5/1388 - 2:0
sanaz001365
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 7/5/1388 - 15:30