راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • میم مثل مورچه
    میم مثل مورچه
    سلیمان [پیامبر] گفت: « ای مردم! زبان پرندگان به ما آموخته شده و همه چیز به ما عطا شده، بی‏تردید این برتری آشکاری است.» سپاهیان سلیمان... چون به وادی مورچگان رسیدند، مورچه‏ای گفت: «آی مورچه‏ها به لانه‏های خود روید، مبادا سلیمان و سپاهیانش شما را پایمال کنن
  • لطف بی‏کران امام!
    لطف بی‏کران امام!
    مردی از اهالی شام بود که در شهر مدینه ساکن شده بود. او به خانه‏ی امام محمدباقر(ع) زیاد رفت و آمد می‏کرد؛
  • مردی که کمک خواست
    مردی که کمک خواست
    به گذشته پرمشقت خود می اندیشید، به یادش می افتاد که چه روزهای تلخ و پرمرارتی را پشت سر گذاشته، روزهایی که حتی قادر نبود قوت روزانه زن و کودکان معصومش را فراهم نماید.
  • تعداد بازديد :
  • 2647
  • يکشنبه 21/4/1388
  • تاريخ :

قهرمان محلّه 

                                                        داستانی از زندگانی حضرت علی‏علیه‏السلام

 

قهرمان محلّه

ابوطالب که یکی از بزرگان شهر مکه به حساب می‏آمد، هر سال مسابقه‏ای ترتیب می‏داد  که در آن بچه‏های فامیل دور هم جمع می‏شدند و با یکدیگر کشتی می‏گرفتند. آن روز هم روز مسابقه بود و تقریباً تمام فامیل در خانه‏‏ی ابوطالب جمع بودند.

پسرهای فامیل از مدت‏ها قبل خود را برای این مسابقه آماده کرده بودند. برای آنها برنده شدن خیلی با ارزش بود، به همین دلیل تمام تلاش خود را می‏کردند تا در این میدان پیروز شوند.

همه ی برادرها و پسرعموهای علی‏علیه‏السلام در آن جمع حضور داشتند.

علی‏علیه‏السلام در میان آن ها خیلی کم سن و سال به‏نظر می‏رسید؛اما با این سن سال کم قصد برنده شدن دراین مسابقه را داشت و مدام با خود می‏گفت: به همه ثابت می‏کنم قهرمان این مسابقه من هستم.

زمان مسابقه فرا رسید. پسرهای فامیل یکی یکی وارد مسابقه می‏شدند و با همدیگر کشتی می‏گرفتند. نوبت به علی‏علیه‏السلام رسید او با قد و قامتی کوچک با اولین حریف خود کشتی گرفت و پشت رقیب خود را به راحتی به خاک نشاند.

نوبت به حریف دیگری رسید ،علی‏علیه‏السلام او را به راحتی شکست داد و به ترتیب تمام حریف‏های هم‏سن و سال خود را شکست داد. در میان حاضران شور عجیبی به چشم می‏خورد.

قهرمان محلّه

صدای تشویق و  هلهله‏ی حاضران همه جا را پر کرده بود. دوباره حریف دیگری به میدان آمد. علی‏‏علیه‏السلام آن را هم شکست داد و سپس همه برادرها و پسرعموهایی که چند سال از او بزرگتر بودند، با او مسابقه دادند و علی‏‏علیه‏السلام آنها را هم مثل حریف‏های دیگرش شکست داد.

علی‏علیه‏السلام نه تنها از هم سن سال‏های خود قوی‏تر است بلکه حریف کسانی که چند سال از او بزرگتر هستند، هم می‏شود. در این لحظه یکی از بزرگان فامیل در جواب ابوطالب، یکی از بچه‏ها که چند سال از علی‏علیه‏السلام بزرگتر بود را صدا زد.

تا با علی‏علیه‏السلام کشتی بگیرد و او هم فورا برای مسابقه آماده شد.

ابوطالب رو به پسرش کرد و گفت: پسرم در این مسابقه هم باید پیروز و سربلند شوی. برای مسابقه آماده هستی؟

علی‏علیه‏السلام جواب داد: بله پدر.

مسابقه به تشویق اطرافیان شروع شد. هر دو طرف با تلاش زیاد سعی در شکست حریف خود داشتند. علی‏علیه‏السلام که شجاعت و زور و بازوی قوی و اراده محکمی داشت، بالاخره با سعی و تلاش طاقت فرسا حریفش را شکست داد و تعجب همگان را برانگیخت.

از آن به بعد تمام اهالی شهر  علی‏علیه‏السلام نوجوان را  ظهیر ،یعنی قهرمان صدا می‏زدند.

 

بازآفریده : محمد رضا صبوری

تنظیم:بخش کودک و نوجوان 

                

  **********************************************

مطالب مرتبط

پیامبری‌ در شکم ماهی(1)

پیامبری در شکم ماهی (2)

نوجوان کربلا

بیعت غدیر

قنبر و امام

این نوزاد فرزند کیست؟

عزیز کاروان

دوران كودكی حضرت عباس(ع)

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
saidmohammadi774
خوب بود لطفا ازقضاوت های امام علی برایمان مطلب بگذارید ممنون میشوم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 20/8/1388 - 10:49
hamid_reza
خیلی قشنگ بود ممنون.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 21/4/1388 - 14:47