بیایید با شخصیت شویم
راههای مختلف برای با شخصیت بودن وجود دارد. اصلا کاری با آن آدمهایی که ذاتاً با شخصیت هستند نداریم چون این آدمها از بدو تولد جوری بار آمدهاند که همه خودشان را موظف میدانند که به آنها احترام بگذارند و آنها را تکریم کنند. این افراد را از همان ابتدای نوزادی با القاب آقا و خانوم صدا میکنند. حتی وقتی دکتر میخواهد پس از تولد به قسمت تحتانی ایشان ضربهای بزند تا ایشان گریه کند و چشمشان به روی دنیا باز شود، از ایشان اجازه میگیرد. این آدمها جد اندر جد با شخصیت هستند و ما هم برای با شخصیت شدن خیلی به آنها احتیاج داریم چون خیلی از دستورالعملهای با شخصیت شدن از روی کارهای آنها گرفته شده است. نمیدانم توجه کردید یا خیر ولی همین حالا که داریم در مورد آنها صبحت میکنیم چون آنها ذاتاً با شخصیت هستند با لحن محترمانهای از آنها یاد میکنیم!
اولین شرط با شخصیت شدن جراحی بینی نیست بلکه انگشت نکردن در دماغ است.
شخصیت سنتی، شخصیت حلقهای

پیش از اینها هنوز تبلیغات روی در و دیوار اتوبوسها مد نشده بود، کنار درهای ورودی اتوبوسها نوشته بودند: «ارائه بلیط نشانه شخصیت شماست!»
در آن دوران همه مردم سعی میکردند که توی جیبشان بلیط داشته باشند و هی ارائه بدهند! افرادی که تفکرات سنتی دارند، هنوز که هنوز است اگر جیبشان را بگردند، حتماً چند بلیط تاخورده و چروک پیدا میکنند که معرف شخصیت آنها باشد.
افرادی که تفکرات حلقهای دارند، بیشتر دنبال گرد کردن و پیچوندن هستند به همین دلیل کارشان از شخصیت به دور است و هیچکدام عملکرد افراد سنتی را نخواهند داشت. البته طبق تحقیقات به عمل آمده خود آنها از همه بیشتر صدمه میخورند و زجر میکشند ولی به روی خودشان نمیآورند و ترجیح میدهند بیشخصیت باشند تا اینکه یه تا بلیط ناقابل ته جیبشان بیندازند و سنتی عمل کنند!
بینی و دماغ
اولین شرط با شخصیت شدن جراحی بینی نیست بلکه انگشت نکردن در دماغ است. البته کسانی که دماغشان را با عمل جراحی به بینی تبدیل میکنند، چون پول کلانی میدهند حواسشان هست که اگر ناغافل و طبق عادت دیرینه انگشت توی دماغشان کنند تمام زحماتشان به باد میرود و دوباره بینیشان، دماغ میشود. شما یک چسب روی بینیتان بزنید و از آن مهمتر انگشت مبارک را کنترل کنید که جایی که باید نرود، نرود!
کراوات
کراوات یا گرهوات از آن آلات با شخصیتیای است که حالا کمی منسوخ شده است. قبلاً این وسیله یک وسیله گرانقیمت و نایاب بود که هر کسی وسعش نمیرسید بخرد. نهایتاً وقتی یک نفر آنقدر پول جمع میکند که بتواند ازدواج کند، یک گره کراوات هم میخرید و میبست تا شخصیت از او شرشر بچکد ولی امروز در کلیه میادین اصلی شهر افرادی هستند که انواع و اقسام گره واتها را با قیمت کاملاً منصفانه و مناسب عرضه میکنند «لطفاً جهت سفارش کالا با ما تماس بگیرید»، دیگر حتی گرانقیمتترین کرواتها نیز به نظر ارزان میآید. بیایید دسته جمعی دست به دعا برداریم و از خدا بخواهیم که از همان یک ریزه چشم چینیها هم چشمپوشی میکند تا یک دنیا، آسایش داشته باشند!
ادامه دارد...
لیلا بیگلری
تنظیم: خرازی
*******************************
مطالب مرتبط
وقتی پنجره باز است اتاقم بوی گل می گیرد.
تونل زندگی
هدف اصلی زندگی
همسایگی
لبخند بزن، زندگی را حس کن
آداب سخن گفتن برای فضایی ها(2)
نوجوانان بخوانند