راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • حوله ی خوش بو
    حوله ی خوش بو
    حوله که روی گیره تاب می خورد گفت:«یعنی من این قدر بدبو هستم؟ چرا این قدر پیف پیف اوه و اه می کنید؟ چرا کسی با من بازی نمی کند.» شانه که پشت آینه پنهان شده بود سرش را بیرون آورده و گفت:«حوله جان چرا ناراحت می شوی،
  • خانه‏ای  برای مورچه
    خانه‏ای برای مورچه
    یکی بود، یکی نبود. توی شهر مورچه‏ها، هیچ‏کس بی‏کار نبود. از صبح تا شب، همه مشغول کار بودند. بعضی‏ها به دنبال غذا می‏رفتند. بعضی‏ها از بچه‏ها مراقبت می‏کردند. بعضی‏ها غذاها را انبار می‏کردند و ... خلاصه، هر کس مشغول کاری بود. اما در میان آنها، مورچه‏های ت
  • آسمان هفت رنگ
    آسمان هفت رنگ
    یکی بود یکی نبود. دشتی بود، پر از گل‏های رنگارنگ. گل‏های بنفش، زرد، قرمز و صورتی. دشت آنقدر زیبا بود، آنقدر رنگارنگ بود که یک روز آسمان آبی، با خودش گفت: «کاش من هم مثل زمین، پر از رنگ بودم.» خورشید، صدای آسمان را شنید
  • تعداد بازديد :
  • 2450
  • چهارشنبه 14/5/1388
  • تاريخ :

قهر نی نی با ماه
نی نی

نی‏نی از وقتی ماه را دیده بود، فکر می‏کرد ماه یک توپ پر از شیر است و حتماً خوشمزه است. برای همین دهانش را باز کرد و دستش را دراز کرد؛ امّا نتوانست ماه را از آسمان بگیرد و بخورد.

نی‏نی با ماه قهر کرد. مادر، نی‏نی را بغل کرد و او را به بازار برد. نی‏نی‏ بغل مادرش بود که ماه را از سوراخی که در سقف بازار بود دید؛ اما نی‏نی چادر گلدار مادرش را روی صورتش کشید. مادر می‏خواست برای نی‏نی لباس نو بخرد. نی‏نی ماه را از پشت شیشه‏ی مغازه دید. ماه می‏خواست با نورش آنجا را روشن کند تا نی‏نی رنگ لباس را بهتر ببیند؛ اما نی‏نی نمی‏خواست ماه لباس نو او را ببیند.

 برای همین نگذاشت مادر لباس را به او بپوشاند. ماه برای اینکه نی‏نی با او آشتی کند، همراه‏شان راه افتاد؛ حتی وقتی آنها سوار اتوبوس شدند،نی نی ماه را از پشت شیشه‏ی اتوبوس دید.

وقتی نی نی و مادرش از اتوبوس پیاده شدند، ماه حتی در آب جوی شنا کرد؛ اما نی نی باز به او نگاه نکرد. مادر وقتی به خانه رسید برای نی نی آب قند درست کرد. ماه فکری کرد. عکس خودش را در شیشه انداخت.

نی‏نی ماه را در شیشه‏ی آب قندش دید. با خوشحالی شیشه‏ی آب قند را که مزّه‏ی ماه می‏داد، خورد و با ماه آشتی کرد.

فاطمه بختیاری

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

                                            *******************************************

مطالب مرتبط

نه نه کرم نخور

دانه هایی که غیب می شوند

دیزی دوست داری یا پیتزا؟

سوغاتی مادربزرگ

حوصله ام سر رفته

آخه من کجا بخوابم

قوی ولی بد اخلاق

به به چقدر خوشمزه است

کرم کوچولو

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
نرگس آهوی مهربون بهاری
چه قدر ناز و قشنگ بود...خیلی ممنون.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 27/5/1388 - 21:44
vaheeed
ممنون مطلب جالبی بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 15/5/1388 - 2:49