راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • به به چقدر خوشمزه است
    به به چقدر خوشمزه است
    یکی بود یکی نبود. آقا گرگه خیلی گرسنه بود. برای همین هم شکمش به قارو قور افتاده بود. میمون، بالای درخت بود که صدای شکم گرگه را شنید و گفت: «وای! این چه صدایی بود؟» گرگ گفت: «صدای شکم من بود. آنقدر گرسنه‏ام که می‏توانم یک میمون را درسته بخورم!» میمون یک م
  • کرم کوچولو
    کرم کوچولو
    یکی بود، یکی نبود یک کرم کوچولو و یک لاک‏پشت بزرگ با هم دوست بودند. کرم هر روز سوار لاک‏پشت می‏شد و با هم روی آب دریاچه گردش می‏کردند یک روز لاک‏پشت بزرگ به کرم کوچولو گفت: «اگر من نبودم، ماهی‏های دریاچه تو را یک لقمه می‏کردند ...
  • بازی بازی
    بازی بازی
    نی نی گفت: «بیا توپ‏بازی!» نینا گفت: «بیا عروسک بازی!» نی نی گفت: «ماشین بازی!» نینا گفت: «طناب‏بازی!»
  • تعداد بازديد :
  • 2210
  • يکشنبه 24/3/1388
  • تاريخ :

امروز روز مبارکی است

امروز روز مبارکی است

روز تولد حضرت فاطمه (س) بود، روز مادر، و ما می‏خواستیم مثل هر سال این روز را جشن بگیریم. جشن امسال ما با همیشه فرق می‏کرد. ما می‏خواستیم با مینی‏بوس دوست دایی عباس، به مرقد امام برویم. همه با هم، دسته جمعی! من و حسین خیلی خوشحال بودیم چون نه من و نه حسین تا به حال سوار مینی‏بوس نشده بودیم. پدرم چند جعبه‏ی‏بزرگ پر از شیرینی خریده بود. جعبه‏های شیرینی را هم توی مینی‏بوس گذاشتیم.

امروز روز مبارکی است

 من و حسین داشتیم جعبه‏ها را می‏شمردیم که مادرم از توی یکی از جعبه‏ها به من و حسین شیرینی داد ودوباره در جعبه را بست. ما راه افتادیم همگی با هم. پدربزرگ و مادربزرگ و دایی عباس و زن‏دایی و حسین و من و مادر و پدرم، وقتی به مرقد امام رسیدیم و همگی از مینی‏بوس پیاده شدیم، پدر و دایی عباس جعبه‏های شیرینی را باز کردند و به تمام کسانی که به زیارت مرقد امام آمده بودند شیرینی تعارف کردند. گفتم: «چرا شیرینی‏ها را به مردم می‏دهید؟» پدرم گفت: «امروز روز مبارکی است، هم روز تولدحضرت فاطمه (س) است و هم روز تولد حضرت امام خمینی.»

همه خوشحال بودند، شیرینی می‏خوردند و دعا می کردند. مثل من و حسین که یک عالمه شیرین خوردیم. مینی‏بوس سوار شدیم و به زیارت مرقد امام رفتیم.

دوست خردسال

تنظیم: خرازی

*************************

مطالب مرتبط

به به چقدر خوشمزه است

کرم کوچولو

بازی بازی

بالاخره وقتش شد

پیش پیشو و سطل کوه

ماهی و قورباغه

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
فاطمه حسنعلیان
خیلی خوشم امد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 30/3/1388 - 13:35
154
مرسی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 24/3/1388 - 15:34