راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • پیش پیشو و سطل کوه
    پیش پیشو و سطل کوه
    یکی بود، یکی نبود. یک سطل آشغال بود. سطل آشغال اول کوچک بود. آشغال خورد و بزرگ شد. باز آشغال خورد و بزرگ‏تر شد
  • ماهی و قورباغه
    ماهی و قورباغه
    یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ‏کس نبود. یک روز ماهی و قورباغه توی دریاچه بازی می‏کردند که یک مرتبه، یک موج بزرگ، ماهی را بلند کرد و انداخت توی ساحل. ماهی بیرون از آب نمی‏توانست نفس بکشد قورباغه با عجله پیش ماهی رفت. قورباغه هم در آب می‏توانست نفس بکشد
  • ماجراهاي جوجه خان
    ماجراهاي جوجه خان
    ماجراهای جوجه خان چه سروصدایی بود! جوجه خان می خواست از روی بزرگترین چاله آب توی باغچه، بپرد. گربه زل زد به جوجه خان و گفت: «یک جوجه دست و پا شکسته را راحت تر می شود خورد.» کلاغ که حسابی لجش گرفته بود، گفت: «باید او را همان وقت که در تخم بود می خوردم ..
  • تعداد بازديد :
  • 5122
  • دوشنبه 11/3/1388
  • تاريخ :

بازی بازی

 

نی نی گفت: «بیا توپ‏بازی!» نینا گفت: «بیا عروسک بازی!» نی نی گفت: «ماشین بازی!» نینا گفت: «طناب‏بازی

نی نی گفت: «اصلا بازی بی‏ بازی!» نینا گفت: «بازی بی‏ بازی!» و از اتاق بیرون رفت.

بازی بازی

از آشپزخانه، صدای تلق و تولوق می‏آمد. نینا رفت آنجا و دیگ قرمز را دید که روی اجاق نشسته است. دیگ قرمز تا نینا را دید، تلق و تلوق درش را بالا انداخت و گفت: «آهای! دامن صورتی، چارقد توری! کجا می‏ری؟»

نینا گفت: «می‏روم به راه دور، یه دوست خوب پیدا کنم، یه عالمه بازی کنم.» دیگ قرمز گفت: «تلق تولوق، دوست من می‏شی؟ » نینا گفت: «اگر با تو دوست بشوم، با هم بازی کنیم، اگر یک وقت من باختم، آن وقت چی؟» دیگ قرمز گفت: «خب معلوم است! تو را توی خودم می‏نشانم ا این شهر به آن شهر می برم و جا می‏زنم، جار و جار و جار این بچه باخته! این بچه باخته! و حالا نخند و کی بخند!»

نینا، چارقدش را کشید تو صورتش و گفت: «واه واه واه چه دوستی!» و از آشپزخانه بیرون رفت. از آن اتاق، صدای پیتیکو پیتیک می‏آمد. نینا به آنجا رفت و صندلی سبزه را دید که به دیوار تکیه داده است.

بازی بازی

صندلی سبزه تا نینا را دید، جلو عقب رفت و گفت: «آهای! دامن صورتی، چارقد توری! کجای می‏ری؟» نینا گفت: «می‏روم به جایی دور، یک دوست خوب پیدا کنم، یک عالمه بازی کنم.» صندلی سبزه گفت: «پتکو پیتک، دوست من می‏شی؟»

نینا گفت: «اگه با تو دوست بشوم، با هم بازی کنیم، اگر یک وقت من باختم، آن وقت چی؟» صندلی سبزه گفت: «خب معلوم است، تو را سوار می‏کنم، از این دشت به آن دشت می‏برم و جار می‏زنم؛ این بچه باخته! این بچه باخته! و حالا نخند و کی بخند!» نینا دامنش را ورچید و گفت: «واه واه واه چه دوستی!» و از آن جا رفت کنار پنجره.

به آسمان نگاه کرد و گفت: «پس کجا بروم، با کی دوست بشوم؟» که یک دفعه صدای جیک جیک شنید.

بازی بازی

 

جوجه زرده گفت: «دوست من می‏شوی؟» نینا گفت: «اگر دوست شویم، با هم بازی کنیم، اگر یک وقت من باختم، آن وقت چی؟» جوجه زرده جیک جیک کرد و گفت: «اون وقت می‏گم؛ این فقط یک بازی بود! حالا بیا سه تایی بازی کنیم.» و دامن نینا را کشید و او را پیش نی نی برد.

نی نی که تنها نشسته بود، تا نینا را دید از جا پرید و گفت: «می‏آیی بازی؟» جوجه زرده گفت: «منم بازی! منم بازی!» بعد سه تایی دویدند و عروسک را سوار ماشین کردند، توپ را هم دادند به دستش، طناب را بستند به ماشین و سه تایی آن را کشیدند و بیب بیب دور خانه راه رفتند!

 

 

 

لاله جعفری

تنظیم: خرازی

*****************

مطالب مرتبط

پیش پیشو و سطل کوه

ماهی و قورباغه

ماجراهای جوجه خان

مهمان عنکبوت

خانه های جنگلی

تماشای برکه

دو خانه در یک اتاق

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
112
اصلا معنی نمی داد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 1/5/1390 - 21:41
امیررضا کاظمی
بابا گل کاشتید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 11/1/1390 - 14:43
فرشته
خیییییییییییییییییلییییییییییییییییییی{خوب بود}
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 23/3/1389 - 11:28
زهرا سدیدی
خیلی خوب بود ولی ای کاش بازی بود متشکرم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 22/3/1388 - 16:57
110
بیست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/3/1388 - 18:18
M H
جالب بود و آموزنده.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/3/1388 - 16:49
امیر حسین
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/3/1388 - 13:27
کاشانی
متشکرم موفق باشید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/3/1388 - 13:26
ناشناس
آموزنده بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 11/3/1388 - 21:33