راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • ماهی و قورباغه
    ماهی و قورباغه
    یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ‏کس نبود. یک روز ماهی و قورباغه توی دریاچه بازی می‏کردند که یک مرتبه، یک موج بزرگ، ماهی را بلند کرد و انداخت توی ساحل. ماهی بیرون از آب نمی‏توانست نفس بکشد قورباغه با عجله پیش ماهی رفت. قورباغه هم در آب می‏توانست نفس بکشد
  • ماجراهاي جوجه خان
    ماجراهاي جوجه خان
    ماجراهای جوجه خان چه سروصدایی بود! جوجه خان می خواست از روی بزرگترین چاله آب توی باغچه، بپرد. گربه زل زد به جوجه خان و گفت: «یک جوجه دست و پا شکسته را راحت تر می شود خورد.» کلاغ که حسابی لجش گرفته بود، گفت: «باید او را همان وقت که در تخم بود می خوردم ..
  • اختتامیه همایش همکاری آموزش و پرورش با حوزه
    اختتامیه همایش همکاری آموزش و پرورش...
    اختامیه همایش همکاری آموزش و پرورش با حوزه» عصر امروز در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی (عج) برگزار شد.
  • تعداد بازديد :
  • 3315
  • دوشنبه 4/3/1388
  • تاريخ :

پیش پیشو و سطل کوه

پیش پیشو

یکی بود، یکی نبود. یک سطل آشغال بود. سطل آشغال اول کوچک بود. آشغال خورد و بزرگ شد. باز آشغال خورد و بزرگ‏تر شد. باز آشغال خورد و بزرگ و بزرگ‏تر شد. باز آشغال خورد و خیلی خیلی خیلی بزرگ شد و اسمش را سطل کوه گذاشتند.

پیش‏پیشو کنار سطل کوه ایستاد. مثل آنکه یک گربه کنار یک فیل بایستد. آره! سطل کوه به اندازه‏ی یک فیل بود. پیش‏پیشو گفت: «حالا چه‏طوری از سطل کوه بالا بروم و از تویش غذاگیر بیاورم؟»

قبلاً که سطل کوه کوچک بود، پیش‏پیشو بلند می‏شد، دستش را به لبه‏ی آن می‏گرفت، تویش را نگاه می‏کرد و با یک خیز، روی آشغال‏ها می‏پرید و سیر و پر، هر چه می‏خواست، می‏خورد. ولی حالا، لبه‏ی سطل کوه آن بالا، بالا بود و پیش‏پیشو این پایین پایین و اگر ده تا خیز هم بر می‏داشت، به آن بالا نمی‏رسید. پیش‏پیشو خیلی گرسنه بود، شکمش قارقور می‏کرد. از درخت کنار سطل کوه بالا رفت.

از شاخه‏ای که روی سر سطل کوه بود، آویزان شد. از آن بالا پرت شد. دستش را به لبه‏ی سطل کوه گرفت. لیز بود و سرخورد و افتاد ته سطل کوه. چه چاهی! چه سطل بزرگ سیاهی! کیسه‏ای آشغال توی سطل کوه انداختند و تاق! خورد تو سر پیش پیشو. او میومیو بلندی کرد. از کیسه‏ای که پر از گوشت بود حسابی خورد. شکمش گنده شد و گفت: « حالا میومیو، چه‏طوری از این چاه بیرون بروم؟» یک کیسه‏ی دیگر افتاد تو سطل کوه، پیش‏پیشو از جا پرید. به در و دیوار نگاه کرد و میومیو نالید.

پیش‏پیشو کنار سطل کوه ایستاد. مثل آنکه یک گربه کنار یک فیل بایستد. آره! سطل کوه به اندازه‏ی یک فیل بود.

سطل که کوچک بود، خیلی خوب بود، چون زود پر می‏شد و بقیه‏ی کیسه‏ها را دورو برش می‏چیدند، ولی سطل کوه، اگر همه‏ی کیسه زباله‏های دنیا را هم می‏خورد، سیر نمی‏شد. یک جعبه پر از زباله افتاد توی سطل کوه و در و دیوارش لرزید. پیش پیشو گفت: «میومیو... اگر این جا بمانم، زیر آشغال‏ها خفه می‏شوم. پیش‏پیشو رفت و روی کیسه‏ها ایستاد. به آسمان نگاه کرد و دید به لبه‏ی سطل کوه کمی نزدیک شده. هوا تاریک می‏شد و از آسمان کیسه زباله می‏بارید و بر سر و کول پیش‏پیشو می‏افتاد. او از این ور به آن ور می‏پرید تا زیر کیسه‏ها نماند. یواش یواش بالا آمد. سرش به لبه‏ی سطل کوه رسید. با یک جست از سطل کوه بیرون پرید و گفت: «عجب روز بدی بود.»

از آن روزپیش پیشو رفت و دیگر دو رو بر سطل کوه پیدایش نشد. کوچه به کوچه می‏گشت تا یک سطل کوچک گیر بیاورد. دیگر آن دوروبرها صدای میومیو نبود.

کیسه زباله نبود.پیش‏پیشو لب دیوار نمی‏نشست و آواز میومیو نمی‏خواند. موش‏ها شاد و خوشحال از این گوشه به آن گوشه می‏دویدند. سطل کوه مانند یک کوه واقعی بالای کوچه ایستاده بود. این طوری بود که یکی بود یکی نبود و یک سطل کوه بود و یک پیش پیشو نبود! قصه‏ی ما به سر رسید، پیش پیشو به لانه‏اش نرسید!

 

محمدرضا یوسف

تنظیم: خرازی

*****************

مطالب مرتبط

ماهی و قورباغه

ماجراهای جوجه خان

مهمان عنکبوت

خانه های جنگلی

تماشای برکه

دو خانه در یک اتاق

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
1111112
این گربه که خیلی خوشحاله ولی داستان خوبی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/3/1388 - 11:22
بابایی از همدان
خیلی آموزنده بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 5/3/1388 - 14:46
حسینی پور
خوب بود مرسی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 5/3/1388 - 10:9
فرحناز کلهر
آموزنده بود کاشکی همه کودک و نوجوان بخوانند چون برای بزرگتر ها هم خوب است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 5/3/1388 - 9:59