راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • قایق نخودی
    قایق نخودی
    لی‌لی و لیون نشستند داخل یک پوسته ی نخود که روی آب شناور بود. بال‌های خالدار این دو کفشدوزک، زیر نور خورشید می‌درخشتید. دو تا اردک هم توی برکه شنا می‌کردند. لی‌لی و لیون قایق پوسته نخودی‌شان را به طرف اردک‌ها
  • عکس مزرعه ام را می بافم
    عکس مزرعه ام را می بافم
    شکوفه گفت: دوست دارم عکس مزرعه‌ام را ببافم.
  • پروانه و بید
    پروانه و بید
    این حشرات پرنده در همه جای دنیا به ویژه در مناطق گرم وجود دارند. بیشتر پروانه‌ها رنگین هستند و روزها پرواز می‌کنند. بیدها در شب پرواز می‌کنند و رنگ آنها مات است. - 1) پروانه ماده بر روی یک شاخه تخم می‌گذارد، بعد از مدتی از تخم یک لارو (نوزاد کرمی شکل)
  • تعداد بازديد :
  • 3005
  • دوشنبه 17/1/1388
  • تاريخ :

دو خانه در یک اتاق

دو خانه در یک اتاق

یکی بود، یکی نبود.

حلزون کوچولویی بود که از تنهایی می‌ترسید. از رعد و برق می‌ترسید. از سایه‌ی درخت‌ها در شب می‌ترسید. از صدای باد می‌ترسید. حتی از خرو پف خرس هم می‌ترسید. وقتی که شب می‌شد. حلزون می‌رفت توی صدف کوچکش و چشم‌هایش را می‌بست. اما اصلاً خوابش نمی‌برد.

یک روز پروانه به خرگوش گفت: «حلزون کوچولو دوست ندارد تنها بماند. باید کاری کنیم!» خرگوش گفت: «من فکر خوبی دارم!» شب، خرگوش پیش حلزون رفت و به او گفت: «امشب پروانه، در خانه‌ی من مهمان است. تو هم بیا و تنها نمان!» حلزون خیلی خوشحال شد و همراه خرگوش به خانه‌ی او رفت خانه‌ی خرگوش خیلی قشنگ بود. ساکت و آرام و تمیز بود. آن شب پروانه و خرگوش و حلزون با هم حرف زدند و خوراکی خوردند و حلزون راحت راحت خوابید. نه صدای باد می‌آمد. نه رعد و برق نه خرپف خرس. خانه‌ی خرگوش، گرم و امن و راحت بود. صبح، خرگوش به حلزون گفت: «اگر دلت می‌خواهد می‌توانی برای همیشه پیش من بمانی.» پروانه گفت: «خرگوش دوست خوبی برای تو می‌شود. پیش او بمان!» حلزون خیلی خوشحال شد، چون اصلاً تنهایی را دوست نداشت برای همین هم قبول کرد و با خوشحالی صدفش را گوشه‌ی اتاق خرگوش گذاشت و گفت: «خانه‌ی من آماده شد!» خرگوش خندید و گفت: «حالا ما دو خانه در یک اتاق داریم!» حلزون هم خندید و گفت: «و دو همسایه در یک خانه هستیم!»

مرجان کشاورزی آزاد

تنظیم برای تبیان:خرازی

***********************************

مطالب مرتبط

قایق نخودی 

عکس مزرعه ام را می بافم

با آرزو سفر کن 

آدم برفی و ماه

کتاب

من گرسنه تر هستم

دوست جدید  

راه دور  .

مامان، مامان من گشنمه!

حسن، حواست کجاست؟

هاپچی

بادکنک

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
مفید بود
شهناز
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 19/1/1388 - 13:28