راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • جشن تولد
    جشن تولد
    چند روز پیش، جشن تولد عروسک دوستم بود. عروسک دوستم، همه عروسک‌های همسایه را برای جشن تولدش دعوت کرده بود
  • سرماخوردگی
    سرماخوردگی
    چند روز بود که چاقالو کوچولو مریض شده بود. حالش خیلی بد بود. سرما خورده بود. او می‌گفت تقصیر من است که او سرما خورده بود. اما من چه تقصیری دارم؟ تقصیر خودش است!
  • منتظر بابا هستیم
    منتظر بابا هستیم
    در یک بعداز ظهر پاییزی خانواده خرگوش از پنجره خانه گرم و راحت‌شان با نگرانی به بیرون نگاه می‌کردند. وقت شام بود. بابا خرگوش صبح زود از خانه بیرون رفته و هنوز برنگشته بود.
  • تعداد بازديد :
  • 5884
  • دوشنبه 4/9/1387
  • تاريخ :

ماه و ماهی

 ماهی

یکی بود، یکی نبود. در یک حوض پر از آب، ماهی کوچکی زندگی میکرد. حوض در حیاط خانهای بود که هیچکس در آن خانه زندگی نمیکرد. ماهی کوچولو خیلی تنها و گرسنه بود. کسی نبود که برایش غذا بریزد. یک شب، وقتی که ماه به حوض نگاه کرد، ماهی را دید که بازی نمیکند و شاد نیست. ماه پرسید: چرا بازی نمیکنی؟

ماه و ماهی

ماهی گفت: همه مرا فراموش کردهاند و من تنها و گرسنه ماندهام. ماه گفت: خدا هرگز کسی را فراموش نمیکند. تو تنها نیستی. او همیشه به تو نگاه میکند. خوشحال باش و خدا را خوشحال کن.

فردای آنروز کلاغی به کنار حوض آمد. تکه نان خشک بزرگی را به منقار گرفته بود. کلاغ تکهنان را در آب فرو کرد تا نان خشک، نرم شود. کمی از نان خیس شد و افتاد توی آب. ماهی کوچولو با خوشحالی به طرف آن رفت و نان خیس شده را با لذت خورد. نان خیلی خوشمزه بود و ماهی حسابی سیر شد. کلاغ هم بقیهی نان را خورد و رفت. از آنروز به بعد، کلاغ، هر روز با تکهای نان خشک به کنار حوض میآمد و آن را در آب حوض خیس میکرد. ماهی سهم خود را میخورد و کلاغ هم سهم خود را. ماه به ماهی نگاه میکرد، میدانست که خدا به او نگاه میکند. ماهی تنها نبود، همانطور که کلاغ تنها نبود. خدا همیشه با آنها بود.

 

مرجان کشاورزی آزاد

بر گرفته از: دوست خردسالان

*********************************

مطالب مرتبط

تیغ‌تیغو

ابر کوچولو و مامانش

طناب خوشمزه

درینگ درینگ... تلفن زنگ می زنه ! ( داستان)

هیزم شکن راستگو

قایم باشک

امانت

دوست کوچک من

بستنی آی بستنی

توجه: پاسخ پرسش زیر را در این لینک بیابید

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
sima1343
عالیست ، ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/9/1387 - 18:44
hasan1343
جالب بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/9/1387 - 18:23
yaser5728
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/9/1387 - 12:9
ssabre
عالی میباشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 5/9/1387 - 22:53
asorkhehei
عالی میباشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 5/9/1387 - 20:47
ali1372
باتشكر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/9/1387 - 15:33
niny200527
ما شا الله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/9/1387 - 15:22