صفحه ها
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 30035
تعداد نوشته ها : 24
تعداد نظرات : 4
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

انقلاب ۱۳۵۷ ایران که به آن در ادبیات رسمی نظام کنونی ایران «انقلاب اسلامی» گفته می‌شود، قیامی بود به رهبری روح الله خمینی و با شرکت اکثریت مردم، احزاب و روشنفکران ایران، که نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.

بازه اصلی انقلاب از ژانویه ۱۹۷۸ با اولین راهپیمایی عظیم مردمی شروع می‌شود و با تصویب قانون اساسی جدید به پایان می‌رسد و سید روح الله خمینی به پرنفوذترین رهبر کشور تبدیل می‌شود. در این میان، پس از آنکه تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (ژانویه ۱۹۷۹) و پس از مدت کوتاهی از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی غیرنظامیان و نظامیان وفادار به شاه، سید روح‌الله خمینی برای دیدار چند میلیون ایرانی وارد تهران شد و این آخرین ضربه‌ای بود که سلسله پهلوی را متلاشی کرد. Occupation of SAVAK, Triumph of Revolution - February 11, 1979

اول آوریل ۱۹۷۹ زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همه پرسی ملی با نوع حکومتی جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

سلطنت معتقد به حفظ رژیم با ولخرجی‌های مالی در ارتش و سرویس‌های امنیتی بود ولی انقلاب حکومت سلطنتی باستانی را با حکومتی مذهبی برپایه اصول شبه خلافتی مسلمانان و تفسیر خاصی از شیعه به نام (ولایت فقیه) جابجا کرد.

انقلاب ۱۳۵۷ ایران که به آن در ادبیات رسمی نظام کنونی ایران «انقلاب اسلامی» گفته می‌شود، قیامی بود به رهبری روح الله خمینی و با شرکت اکثریت مردم، احزاب و روشنفکران ایران، که نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.

بازه اصلی انقلاب از ژانویه ۱۹۷۸ با اولین راهپیمایی عظیم مردمی شروع می‌شود و با تصویب قانون اساسی جدید به پایان می‌رسد و سید روح الله خمینی به پرنفوذترین رهبر کشور تبدیل می‌شود.[نیازمند منبع] در این میان، پس از آنکه تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (ژانویه ۱۹۷۹) و پس از مدت کوتاهی از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی غیرنظامیان و نظامیان وفادار به شاه، سید روح‌الله خمینی برای دیدار چند میلیون ایرانی وارد تهران شد و این آخرین ضربه‌ای بود که سلسله پهلوی را متلاشی کرد.

اول آوریل ۱۹۷۹ زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همه پرسی ملی با نوع حکومتی جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

سلطنت معتقد به حفظ رژیم با ولخرجی‌های مالی در ارتش و سرویس‌های امنیتی بود ولی انقلاب حکومت سلطنتی باستانی را با حکومتی مذهبی برپایه اصول شبه خلافتی مسلمانان و تفسیر خاصی از شیعه به نام (ولی فقیه) جابجا کرد.

پیشینه و علل

انقلاب ۱۳۵۷ ایران بعد از تجربه نهضت مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد و به دنبال حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به وقوع پیوست.

 

۲۸ مرداد ۱۳۳۲

کودتای ۲۸ مرداد و تانک سواری مخالفان محمد مصدق
: کودتای ۲۸ مرداد

بریتانیا پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ایران، منابع بسیاری را در منطقه و خصوصا ایران از دست داده بود، با قطع امید از رسیدن به توافق، وارد مطالعه طرح یک کودتای نظامی شد.

 

 

۱۶ آذر ۱۳۳۲

از مهم‌ترین حرکت‌های سیاسی و دانشجویی در تاریخ ایران، اعتراض دانشجویان در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به ورود معاون رئیس جمهور آمریکا، ریچارد نیکسون، به خاک ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. دانشجویان دانشکده‌های فنی، حقوق و علوم سیاسی، علوم‌، دندانپزشکی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود تظاهراتی علیه رژیم کودتا برپا کردند. روز ۱۵ آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و مأموران در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند. این درگیری‌ها منجر به مرگ سه تن از دانشجویان به دست مأموران حکومت پهلوی شد.

 

۲ فروردین ۱۳۴۲

حمله به مدرسه فیضیه قم در روز ۲ فروردین ۱۳۴۲ شمسی مطابق با روز مرگ جعفر صادق (از امامان شیعه) روی داد. پس از این که نظام سلطنتی پهلوی لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نیز لوایح شش‌گانه و انقلاب سفید (شاه و ملت) را مطرح کرد، برخی روحانیون و در رأس آنها آیت الله خمینی نسبت به برخی موارد آن همچون حق رای دادن زنان که شاه به زنان ایرانی اعطا کرده بود،اعتراض کردند. سید روح‌الله خمینی نوروز سال ۴۲ را عزای عمومی اعلام کرد.

۱۵ خرداد۱۳۴۲

در سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ماموران امنیتی به خانه سید روح‌الله خمینی در قم حمله کردند و او را که روز پیش از آن در روز عاشورا در مدرسه فیضیه قم، سخنانی بر ضد حکومت گفته‌بود، دستگیر و به زندانی در تهران منتقل کردند. چند ساعت بعد از حادثه گروهی از طرفداران وی در قم به خیابان های تهران و قم ریختند و دست به تظاهرات زدند. در این روز تعدادی از تظاهرکنندگان کشته شدند.

۴ آبان ۱۳۴۳

سید روح‌الله خمینی در این روز بر ضد تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در شهر قم به سخنرانی پرداخت، وی در این سخنرانی سعی کرد ضمن تبیین نظرات خود در مورد لایحه مذبور خطر آن برای مردم و استقلال و تمامیت ارضی کشور را گوشزد کند.

در طی این سخنرانی وی بارها به آمریکا و شخص شاه حمله لفظی کرد.

 

۱۳ آبان ۱۳۴۳

در پی سخنرانی آیت الله خمینی در روز ۴ آبان بر علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون، حکومت وقت تصمیم به تبعید وی به ترکیه گرفت، در روز ۱۳آبان ۱۳۴۳ ماموران ساواک((سازمان امنیت و اطلاعات کشور)) آیت الله خمینی را در قم دستگیر و به وسیله هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید کردند.

 

۲۰ مهر ۱۳۵۰

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در تخت جمشید و با حضور سران و سفرای بسیار از کشورها در ۲۰ مهر ۱۳۵۰ آغاز شد.

به عقیده بسیاری از ناظران هدف محمدرضا شاه پهلوی از برگزاری این جشن‌ها، یادآوری قدرت و ابهت باستانی ایران، به رخ کشیدن ثبات، امنیت و قدرت فعلی(خصوصا برای همسایگان عرب) و همچنین تاریخ پربار ایران بود.

 

۱۱ اسفند ۱۳۵۳

در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ محمدرضا پهلوی دستور تشکیل حزب سراسری و واحد رستاخیز را اعلام کرد، این اولین بار در تاریخ نوین سیاسی ایران بود که این کشور به روش تک حزبی اداره می‌شد.

 

۲۵ اسفند ۱۳۵۴

در آخرین روزهای سال ۱۳۵۴ دو مجلس سنا و ملی طرح تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی را مطرح و تصویب کردند، این امر ظاهراً در راستای سکولاریزه کردن حکومت برداشته می‌شد ولی عملا آتش خشم مخالفین را برافروخت و مخالفت‌هایی را نیز برانگیخت.

 

وقایع سال ۱۳۵۷

  • ۱۰ فروردین

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد طی اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت رهبران انقلاب(در راس آن‌ها سید روح‌الله خمینی)شدند

.

 

  • ۲۵ اردیبهشت

در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت جمشید آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

  • ۱۵ خرداد

به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

  • ۲۱ مرداد

درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

  • ۲۵ مرداد

اعلام حکومت نظامی توسط دولت جمشید آموزگار.

  • ۲۸ مرداد

آتش سوزی در سینما رکس آبادان. )

  • ۵ شهریور

سقوط دولت جمشید آموزگار و تشکیل دولت شریف امامی.

  • ۱۷ شهریور

این روز(۱۷ شهریور ۱۳۵۷) بعدها به جمعه سیاه مشهور شد، در این روز راهپیمایی و اعتراضات مردم در میدان ژاله(شهدای فعلی) تهران به خشونت کشیده شد و عده زیادی کشته و مجروح شدند.

  • ۲ مهر

منزل سید روح‌الله خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید.

  • ۳ مهر

حزب رستاخیز که توسط حکومت پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

  • ۱۰ مهر

به دلیل افزایش فشارها در عراق خمینی تصمیم به ترک این کشور و ورود به کویت گرفت، اما دولت کویت به وی مجوز ورود نداد.

  • ۱۳ مهر

در پی جلوگیری از ورود سید روح‌الله خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت وی به نجف، با تقاضای دولت وقت شاهنشاهی، خمینی به فرانسه تبعید می شود.

  • ۱۷ مهر

تغییر مکان سید روح‌الله خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو.

 

سید روح الله موسوی خمینی رهبر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷
  • ۱۹ مهر

اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آ‎غاز گردید.

  • ۲۹ مهر

اعتصاب کارکنان صنعت نفت.

  • ۸ آبان

آیت‌الله طالقانی (یکی از رهبران انقلاب)از زندان آزادد شد

 

 

  • ۱۰ آبان

ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

  • ۱۳ آبان

تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.

  • ۲۳ دی

به دستور سید روح‌الله خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

  • ۲۶ دی

محمدرضا شاه پهلوی ظاهراً به منظور معالجات پزشکی کشور را ترک کرد.

 

 

 

 

فرار شاه از ایران به روایت تصویر

24 دى 1386

 




محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در حال خروج از کشور در 26 دی ماه 1357





محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در حال خروج از کشور در 26 دی ماه 1357





مصاحبه‌ی خبرنگاران با محمدرضا پهلوی به هنگام خروج از ایران




شادمانی مردم در روز فرار محمدرضا پهلوی از ایران؛ تیتر روزنامه‌ی اطلاعات: "شاه رفت"






محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در حال خروج از کشور در 26 دی ماه 1357





شادمانی مردم مسلح از فرار شاه در خیابان‌های تهران






انهدام مجسمه محمدرضا پهلوی در میدان شهدای شهر مشهد توسط مردم این شهر پس از خروج شاه از کشور






تظاهرات مردم پس از فرار شاه از کشور



 

وی در آخرین مصاحبه خود در خاک ایران (در فرودگاه مهرآباد) چنین گفت:

  • محمد رضا پهلوی: یک مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت٬ ضمنا هم گفته بودم تا خیالم راحت بشود و دولت مستقر بشود بعد مسافرت خواهم کرد.
  • خبرنگار:اعلی حضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
  • محمد رضا پهلوی: بستگی به حالت مزاجی من می‌توانم بگویم دارد.
  • خبرنگار:نخستین نقطه‌ای که اعلی حضرت تشریف فرما می‌شوند کجا خواهد بود؟
  • محمد رضا پهلوی: فکر می‌کنم به آسوان(مصر) برای استراحت برویم و اولین نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.

(در ادامه):حرفی غیر از حس وضعیت مملکت و انجام وظیفه براساس میهن پرستی ندارم.

  • ۳ بهمن

شورای سلطنت که برای حفظ نظام سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.

  • ۴و۵ بهمن:

دولت بختیار به منظور جلوگیری از حضور سید روح‌الله خمینی در کشور به مدت سه روز فرودگاه‌های کشور را بسته اعلام کرد.

  • ۹ بهمن

فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.

  • ۱۲ بهمن
نوشتار اصلی: بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران
آیت الله خمینی در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده می‌شود

ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه آیت الله خمینی پس از پانزده سال تبعید وارد ایران شد.

فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای ۳ روز آزاد اعلام کرد.

نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.

آیت الله خمینی در بهشت زهرا حضور یافت و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب به سخنرانی پرداخت.

مسیر تقریبی آیت الله خمینی از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا(قبرستان اصلی تهران)
  • ۱۶ بهمن

بختیار گفت: هر کس اکثریت داشت حکومت می‌کند

آیت الله طالقانی گفت: ما رهبران اسلامی داعیه حکوما نداریم

  • ۱۷ بهمن

بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، سید روح‌الله خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند. دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.

  • ۱۹ بهمن

نیروی هوایی ارتش با آیت الله خمینی پیمان بستند.

 

ارسال به دوستان

نقش ارتش در پیروزی انقلاب اسلامی

خبرگزاری فارس: با گذشته قریب به سه دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران هنوز هم یاد حماسه سازان دوران انقلاب در خاطره‌ها زنده است.


مقدمه:
با گذشته قریب به سه دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران هنوز هم یاد شیرین حماسه سازان دوران انقلاب در خاطره بود درست در زمانی که رژیم نیازمند وفاداری و ادای دین این نیروی عظیم بود به طور غیر منتظره‌ای به او پشت کرده و با شرکت در حماسه بزرگ انقلاب اسلامی ایران حماسه‌ای نو پدید آورد تا همواره و همیشه در تاریخ ایران یاد و نامش در کنار مردم پر آوازه بماند، از دهانه سلاح‌های پیشرفته و مرگبار که به منظور کشتار و سرکوب ملت به پا خاسته ایران به عنوان سوغات و ره آورد غرب به ارتشیان هدیه گردیده بود از عوض گلوله‌های داغ سرب گل‌های سرخ محمدی و رز بیرون جهیدند و بجای کشتار و قتل عام برادران شخصی بدست نظامیان شعار (ارتش فدای ملت) کوچه و شهرهای ایران را عطر آگین نمود و از این رو خروشان به اقیانوس متلاطم توده مردم گره خورد و طاغوت و طاغوتیان را در خود حل کرد. به هر حال به گوشه هایی از نقش ارتش در پیروزی انقلاب و تداوم آن اشاره می‌نمایم.

*ارتش شاه در کلام امام (ره)
الف) برخی از خصایص ارتش شاهنشاهی در کلام امام (ره)
آنچه که در این مقاله به آن اشاره می‌گردد سخنانی است که امام اکثراً قبل از پیروزی انقلاب عنوان نموده‌اند و بیشتر بیان کننده ریشه‌ها و علت و معلول‌های فرهنگ وابسته و مذموم شاهنشاهی در ارتش می‌باشد.
ارتشی که نام امریکایی شاهنشاهی زیبنده آن بود موجودی از برای آمریکا و امید شاه و امریکا برای استمرار حکومت شان.

-سخنرانی امام در پاریس در مورخه 29/8/57
در این ارتش که در رأس همه چیزهاست نه اینکه در خدمت مردم و ملت است بلکه در خدمت امریکا است برای اینکه می‌کشد ملت خودش را برای اینکه منافع امریکا تحقق پیدا کند.

-سخنرانی امام در پاریس در مورخه 2/8/57
ملت می‌رود سراغ ارتشش می‌بیند یک ارتشی است که انگل است 60000 نفر مستشار آمده است و عده کثیرشان که اینها آورده‌اند و ارتش را بدست گرفته‌اند مستشاران امریکایی هستند که الان ارتش ما را دارند اداره می‌کنند.
این ارتش تحت فرمان ملت ما نیست برای ما نیست به نفع ملت ما نیست همه قوانینشان را روی هم گذاشته‌اند برای کوبیدن این ملت به امر شاه و به امر دستگاه‌هایی جلوتر.

-سخنرانی امام بمناسبت پانزده خرداد 42 در نجف اشرف
چه احترامی از برای ارتش قایل هستید؟ اینها که به خیال خودشان را از دارو دسته خودشان می‌دانند چه احترامی برای ارتش قایل هستند که در تحت اسارت مستشارهای امریکایی باشد آنها را مصون کنند و اینها را تحت سیطره اینها قرار بدهند این چه اهانتی است برای ارتش ایران، چه ذلتی است که از برای ارتش ایران از برای صاحب منصب‌ها، چرا این صاحب منصب‌ها اینقدر به ذلت تن می‌دهند چه شده است که بیدار نمی‌شوند. الان در ارتش هم همینطور است شما خیال می‌کنید ارتش دل خوش دارد از اینها؟

-سخنرانی امام قبل از پیروزی انقلاب برای همافران در مدرسه علوی
ما می‌خواهیم ارتش ما آزاد باشد اسرائیل به او تصرف نکند امریکا در او تصرف نکند.
هر چند ارتش بعنوان یک مجموعه در خدمت مردم نبود ولی در تصمیم گیری و جهت دادن تنها مربوط به فرماندهان و مستشاران بود ارتشیهای جزء تافته‌ای جدا بافته از فرهنگ ارتش شاه بودند و خیانت‌ و جنایت ریشه در افکار و اعمال سران داشت.

ب) دعوت امام از ارتش شاه به قیام و مبارزه
در تحلیل ارتش ایران در زمان شاه به خوبی در می‌یابیم اگر چه ارتش در کل نهادی ضد مردمی ساخته و پرورش شده بود و لیکن سطوح پایین ارتش از جمله درجه داران و افسران جوان و کارمندان و سالخوردگانی که بدلیل عدم وفق با فرهنگ استعمار و زور نتوانسته‌ بودند سطوح بالا و رده‌های تصمیم گیری راه یابند جزئی و قشری از توده‌های مستضعف میلیونی بودند که به قول امام با ملت و از ملت بودند و سرنوشت آنها نیز در ستم دیدن و استشمار و استضعاف جدای از سرنوشت جامعه نبود، به همین علت هم امام با بینش پیامبر گونه جبهه‌گیری در مقابل طبقه از ارتش ننمود بلکه آنان را دعوت به پیوستن به حق و جبهه حق یعنی مردم نمود در 21 و 22 بهمن نتیجه‌ روشن و غرور آفرین آن را بخوبی ملاحظه کردیم بر این اساس بود که امام نغمه انحلال ارتش را توطئه خوانده و با طرد جنایتکاران ارتش و نوکران استعمار از ارتش شاهنشاهی؛ ارتش اسلامی و مردمی بوجود آمد.
امام راحل در مصاحبه‌ای با مجله آفریقایی جوان در مورخه 18/10/57 می‌فرماید؛
شما باور نمی‌کنید که ارتش با ملت است و در آینده نزدیکی به شاه پشت خواهد کرد؛ پیروزی ما حتمی است و جمهوری اسلامی تحققش برای من خیلی روشن است.
امام خمینی (ره) به منظور تشویق و ترویج و تفکیک عمده قوای ارتش از سران خود فروخته در آبانماه 57 طی سخنرانی در پاریس می‌فرماید؛
شما خیال کردید که همه ارتش مثل این چند تا الدنگند که بجان مردم افتاده‌اند؟ نه همه آنها اینطور نیستند آنها پیغام دادند اگر وقتش شد آنها هم حاضرند برای کارها... امام خمینی همچنین طی مصاحبه‌ای با روزنامه‌ هلندی دی ولت کو انت 16/8/57 می‌فرمایند در اینکه مسلم است در میان ارتش صاحب منصبانی هستند که با حمایت شاه از آنان در غفلت مملکت شریک بوده‌اند و همچنین در کشتارها و شکنجه‌ها همدست یکدیگر و لیکن سربازان و نیز بسیاری از افسران و درجه داران هستند که هنوز دلهایشان با ملت است و از دست شاه بخصوص بعلت تسلط مستشاران آمریکایی بر آنان رنج می‌بردند و ایشان به دلیل پیوندی که با مردم دارند دیر یا زود به آغوش ملت باز می‌گردند و هم اکنون آثار آن ظاهر شده است.
طی مطالبی که در روزنامه‌ کیهان مورخه 23/10/57 به نقل از امام خمینی به چاپ رسیده است عنوان می‌گردد؛
این وظیفه الهی شما ارتش محترم است که در صورت فرمان برداری از این خائنان و جانیان بالفطره پیش خدای تبارک و تعالی مسئول و جوامع بشری محکوم و مورد نفرین نسلهای آتیه خواهید بود. بر ملت شجاع ایران است که خود را در مقابل چنین توطئه‌هایی به هر وسیله ممکن مجهز کنند ملت ایران موظف است که به درجه داران و افسران و صاحب منصبان شریف احترام بگذارند باید توجه داشت که چند نفر ارتشی خائن نمی‌توانند اکثریت ارتش را آلوده کنند حساب این چند نفر ارتشی خونخوار معلوم و از حساب ارتش ایران جداست. ارتش از ملت است و ملت از ارتش با رفتن شاه ظلمی بر آنان وارد نخواهد شد.
امام خمینی (ره) طی اعلامیه‌ای در مورخه 4/8/57 خطاب به ارتش فرمودند.
سلام اینجانب را به روسای محترم ارتش برسانید و به نیروهای زمینی دریایی و هوایی پس از تهنیت و سلام بگویید ایران کشور شماست و ملت ایران ملت شماست به ملت بپیوندید من می‌دانم بسیاری از شما به ملت و کشور و اسلام وفادار هستید و از این کشتارها و غارتگری‌های شاه خائن و بستگانش و جنایتکاران بین المللی ناراحت هستید گاهی مطالب شما به من می‌رسد ملت شما لحظاتی حساس را می‌گذراند شما بیشتر از دیگران پیش خدای بزرگ و ملت شجاع و نسلهای آینده مسئول هستید. خدمت دلاورانه کنید و زنجیره‌های اسارت را پاره کنید و مجال به این حائن به اسلام و کشور ندهید و سرفرازی را برای خود و ملت هدیه کنید.
امام خمینی (ره) طی مصاحبه ای با تلویزیون امریکا در مورخه 15/8/57 خطاب به ارتش فرمودند.
امید این را داریم ارتش هم که از خود این ملت است و ملت برادر اوست پشت به این ملت نکند و در کنار ملت قرار گیرد.

*نقش ارتش در پیروزی انقلاب اسلامی ایران
اگر چه در پیروزی انقلاب و به ثمر رسیدن آن اقشار مردم و عوامل و عناصر فراوانی نقش داشتند که هر کدام به نوبه خود مهم و تاثیر گذار بودند اما در این میان تعدادی از این اقشار عوامل و عناصر کلیدی و سرنوشت ساز بودند که از آن جمله می‌توان به نقش روحانیت و رهبری واحد داهیانه امام راحل (ره) اطلاع رسانی دقیق و بموقع و همچنین نقش کلیدی و استراتژیک نظامیان اشاره کرد.
با گذشت قریب به سه دهه از عمر پر برکت و میمون انقلاب اسلامی ایران هنوز هم یاد و خاطره روزهای حماسه و ایثار مشت و سنگ گلوله در خاطره ها زنده است. هنوز هم بوی دود باروت و قطرات پاک خون انقلابیون به روی سنگ فرش خیابانها و فریادهای مرگ بر شاه و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی و در بهار آزادی جای شهدا خالی ملموس است.
درختان، خیابان‌ها، بناها همه و همه حکایت از ظلم و ستم بزرگی که بر این ملت مظلوم توسط رژیم ستم شاهی و اربابانش روا شده بود دارند. رژیم ستم شاهی که ارتش به ظاهر مقتدر و متمدن آن روز که توسط زبده ترین نیروهای خارجی با پیشرفته ترین سلاحهای جهنمی برای حفظ و بقاء سلطنت و حفظ منافع اربابانش سازمان‌ و آموزش داده بود. درست در زمانی که رژیم به وفا داری و حمایت و جانفشانی این نیروی عظیم نیازمند بود. با رهنمودها و نصایح امام راحل (ره) تغییر جهت داده و به رژیم و حامیانش پشت کرد و با شرکت در حماسه انقلاب اسلامی ایران حماسه ای نو پدید آورد و تاریخ را دوباره ورق زد تا به گسستن زنجیر یوغ و رهایی نام و یاد خود را در کنار مردم پر آوازه نمایند.
ارتش با هدایت رهبر و اطاعت از فرامین و دستورات معظم له توانست در کنار سایر نیروهای انقلاب قرار گیرد که به گوشه‌ای از این اقدامات به شرح ذیل اشاره می‌گردد.

*نقش مهم ارتش در بی اثر نمودن کودتای نظامی
با تخلیه پادگانها و فرار سربازان و درجه داران از پادگانها آغاز گردید نظامیان فراری از بند اسارت و بندگی رژیم ستم شاهی به آموزش و سازمانهای سایر فرزندان ملت پرداختند عده‌ای دیگر با باز گذاشتن اسلحه خانه‌ها و در اختیار گذاشتن سلاح‌ به مردم در مسلح کردن و بالا بردن توان رزمی ملت کمک کردند رژیم طاغوت که انتظار قتل و غارت و بردار کشی و خونریزی از ارتش در سطح کشور را داشت نتیجه‌ای کاملا بر عکس دریافت نمود مردم با اهدای گل و شعارهای حمایت گرانه از ارتش توانستند به دل ارتشیان نفوذ کرده و آنها را همراه و همگام خود نمایند اگر چه نقش امام در تمام این مراحل و موارد اساسی و سرنوشت ساز بود، به عنوان نمونه می‌توان بر استراتژی نرمش و سازش انقلابیون در برابر نظامیان اشاره کرد انقلابیون در تظاهرات و تحرکات انقلابی خود پس از دریافت دستور امام (ره) مبنی بر همراهی با نظامیان با انداختن شاخه‌های گل بر سر و روی سربازان در طول مسیر راهپیمایی از آنها می‌خواستند تا به جرگه‌ آنها بپیوندند. در روزنامه‌ و سایر رسانه‌های گروهی خبر در آغوش گرفتن سربازان توسط مردم در چند نقطه از شهر تهران منتشر شد، خیابانهای اطراف دانشگاه تهران نقطه اوج تظاهرات مردمی بود و نکته جالب توجه این بود که مردم گل‌های میخک سرخ و سفید بر لوله تفنگ نظامیان قرار داده بودند.
مردم عکس‌هایی از حضرت امام (ره) را بر بدنه کامیون‌های ارتشی چسبانده بودند و سربازان را روی دوش خود گرفتند و می‌بردند. نکته مهم این بود که واکنش سربازان نسبت به این حرکت‌های مردم غالباً مثبت بود و سربازان از این اقدام مردم استقبال می‌کردند حتی در مواردی سربازان و درجه داران و افسران جزء، اقدام به حذف فیزیکی مأموران شهربانی یا فرماندهان نظامی می‌کردند، نمونه بارز این کار در 26 دی ماه 57 در جهرم رخ داد که یک سرباز وظیفه رئیس شهربانی را به هلاکت رساند. در روز 30 دی ماه سال 57 گروهی متشکل از 1000 افسر همافر و درجه دار پایگاه هوایی بندر عباس راهپیمایی در محوطه پایگاه با همافران پایگاه‌های شاهرخی (همدان) و وحدتی (دزفول) که از یک هفته پیش اعتصاب غذا کرده بودند با جنبش ملت ایران اعلام همبستگی کردند. نکته مهم در قطعنامه‌ این راهپیمایی مخالفت با هر نوع کودتا و اقدامی مشابه بر ضد انقلاب بود.

*استراتژی انقلابیون برای تشویق نظامیان در روز 9 بهمن 57
اعضای شورای هماهنگی سازمانهای دولتی و ملی در اطلاعیه خود درباره جایگاه و تاثیر نقش سربازان و سایر نظامیان ایرانی اعلام کردند که سرباز فرزند ملت است مصالح ملت مصالح اوست و آینده ملت آینده اوست راه ملت راه سرباز است هیچگونه ستم را در حق برادران نظامی خود تحمل نمی‌کنیم و اعلام می‌کنیم که صدور حکم اعدام برای ما در لباس سربازی به معنی اعلام جنگ به ملت نجیب ایران است و آن را شدیداً محکوم می‌کنیم.
در همین روز امام خمینی (ره) در پیامی در موضوع خشونت دولت دربرخورد با مردم انقلابی خطاب به نظامیان ایران بیان داشتند«من از طبقه شریف ارتش که دستشان به خون جوانان آلوده نشده است می‌خواهم که ننگ اطاعت از جنایتکاران را تحمل نکنند و با قاطعیت آنان را از مقابله با ملت باز دارند» ملت از خود شماست برادران ارتشی با پشتیبانی از اسلام و ملت نام خود را در تاریخ جاودانه کنید.
همچنین آیت الله طالقانی نیز در تاریخ دهم بهمن ماه 50 از نظامیان خواست که با صفوف ملت پیوسته و همه تلاش خود را در جهت یکپارچگی و در خدمت ملت به کار گیرند و با توطئه‌های برخی از امرای ارتش مبارزه کنند.
ایشان در پیام خود خطاب به ارتشیان فرمودند؛ مردم بخوبی نیک را از بد و مقصر را از غیر مقصر تشخیص می‌دهند و نقش بازدارنده و هوشیارانه شما توده ارتشیان را نادیده نمی‌انگارند ما می‌دیدیم شما چه روزها و چه لحظات حساسی را که هر آن خودتان به لبه تیغ نزدیک بودید می‌گذراندید... شما نیز به صفوف ملت بپیوندید و در این راه از هر گونه تلاشی و تفرقه بپرهیزید.
این پیام‌های مهم و بموقع باعث شد که شماری از کارکنان سازمان صنایع نظامی با مراجعه به دفتر روزنامه کیهان همبستگی خود را با ملت اعلام دارند. خبر مهم دیگر منتشر شده در روزنامه‌های داخلی در تاریخ 10 بهمن ماه خبر دستگیری و زندانی شدن همافران نیروی هوایی بود. از حدود سه ماه قبل از این تاریخ نظامیان در پایگاه‌های مختلف نیروی هوایی به تدریج دست به اعتراض و اعتصاب غذا زدند و گروههایی از آنها در پایگاههای بندر عباس دزفول تهران و کارکنان ستاد فرماندهی و آموزش های هوایی در راهپیمایی ‌ها و تظاهرات شرکت کردند.

*رابطه ارتش و مردم پس از ورود امام خمینی به ایران
سرانجام انتظارها به پایان رسید و پس از چندین بار به تعویق افتادن ورود حضرت امام در روز 12 بهمن 57 رهبر کبیر انقلاب اسلامی پس از سالها مبارزه و حدود 14 سال تبعید از فرانسه وارد تهران شدند. استراتژی انقلابیون در قبال نظامیان با تحلیل سخنان امام خمینی (ره) در بهشت‌زهرا در همین روز آشکار شد ایشان در آن روز در آغوش ملت فرمودند ارتش باید مستقل باشد ارتش نباید زیر فرمان مستشار‌های آمریکایی و اجنبی باشد من تشکر می‌کنم از قشرهایی که متصل شدند به ملت این‌ها آبروی خودشان را آبروی کشورشان را آبروی ملت‌شان را حفظ کردند.
همچنین امام خمینی در پیام دیگری به ارتش فرمودند «از ارتش می‌خواهم هر چه زودتر به ما متصل شود ارتشیان فرزندان ما هستند ما به آنها محبت داریم باید به دامن ملت بیایند عظمت ما عظمت کشور است و عظمت کشور عظمت ارتش... ارتش و ملت از همدیگر هستند ارتش باید از دولت غاصب کنار برود تا مردم تکلیف‌شان را با او معین کنند.
سرانجام نصایح و پندواندرز این پیر فرزانه مؤثر واقع گردید طوری که در 15 بهمن ماه سال 57 صدها تن از افراد نیروی زمینی و هوایی با لباس نظامی به محل اقامت امام خمینی (ره) رفته و وفاداری خود را نسبت به ایشان ابراز داشتند. نظامیان در این بازدید شعار «ما همه سرباز تواییم خمینی گوش به فرمان توأیم خمینی» را ادا می‌کردند علاوه بر این در همین روزها گزارش شد که تعداد زیادی از افسران نیروهای سه‌گانه به دیدار امام شتافته‌اند. در همین روز حدود 1500نفر از کارکنان نیروی هوایی و هوانیروز اصفهان نیز با پیوستن به اجتماع مردم با آنان به راهپیمای برضد رژیم حکومت بختیار پرداختند. در 16 بهمن 57 نیز گزارش شد که امام خمینی (ره) حمایت چندین هزار افسر بازنشسته را که به خاطر مخالفت با شاه از ارتش ایران تصفیه شده‌اند جلب کرده‌ است. در چهارمین روز اقامت امام در ایران ده‌ها افسر درجه‌دار سرباز و همافر در زمره هزاران ایرانی بودند که برای اعلام پشتیبانی به محل اقامت امام رفتند. در این روز صادق خلخالی به نمایندگی از امام خطاب به نظامیان و خانواده‌های آنان گفت: «ارتشیان در هرکجا که باشند فرزند گرامی مردم و امام هستند» روز 19 بهمن نیز که به روز «جرقه نیروی هوایی» معروف است گروه کثیری از درجه‌داران نیروی هوایی در تظاهرات و راهپیمایی به طرفداری از انقلاب شرکت کرده سپس به نشانه همبستگی با امام خمینی (ره) به اقامتگاه ایشان رفتند. این اقدام و خبر و تصویر مربوط به آن در تمام محافل داخلی و خارجی انعکاس شدیدی یافت.
صبح روز 21 بهمن ماه دفتر امام خمینی (ره) با انتشار اعلامیه‌ای صحت عکس منتشر شده را در روزنامه کیهان که ستاد بزرگ ارتشیاداران آن را جعلی خوانده بود تأیید کرد، این تأیید حرکت همافران را نهایی کرد. در همین روز دولت با انتشار اطلاعیه‌ای مقررات منع عبور و مرور و حکومت نظامی جدیدی را ابلاغ کرد. امام خمینی (ه) طی اعلامیه‌هایی به مردم توصیه کردند که به این مقررات توجه نکرده و به خیابانها بیایند. به نظر می‌رسید که انقلابیون در جلب حمایت فرماندهان ارشد نظامی با مشکلاتی مواجه شده باشند.
در ساعت 5/8 عصر روز 20 بهمن ماه 57 تلویزیون برنامه‌ ویژه‌ای را در ارتباط با رویدادهای مربوط به بازگشت امام به تهران پخش کرد. این برنامه هیجان زیادی در میان نظامیان در پادگان دوشان تپه تهران بوجود آورد درگیری مسلحانه بین‌ مردم و نیروهای ارتش از اواخر شب 20 بهمن از پادگان دوشان تپه شروع شد. در جریان نمایش فیلم مراسم استقبال امام خمینی (ره) هنرجویان نیروی هوایی نسبت به امام ابراز احساسات کردند. افراد گارد شاهنشاهی برای ساکت کردن هنرجویان و دیگر کارکنان نیروی هوایی وارد عمل شدند و زدوخورد و تیراندازی بین آنان شروع شد. با انتشار خبر شورش افراد پادگان نیروی هوایی مردم برای یاری آنها به دوشان تپه ‌روی آورده و وارد پادگان شدند. اسلحه‌ خانه‌ها را باز کرده و با استفاده از سلاح‌های موجود با افراد گارد شاهنشایی به مبارزه پرداختند در این میان شماری از کارکنان نیروی زمینی هم به نظامیان انقلابی پیوستند.
در این میان برخورد مطبوعات آمریکایی با قضیه جالب توجه است. با وجود تمام وقایع و تحولاتی که شرح داده شد، روزنامه نیویورک تایمز در مقالاتی موضوع قدرت ارتش را به بحث و بررسی گذاشت تا وانمود کند دولت بختیار و ارتش شاه که از آن پشتیبانی می‌کرد شسکت ناپذیرند. حتی پس از اثبات اینکه اکثر قریب به اتفاق مردم و از جمله نظامیان از انقلاب حمایت می‌کنند، این روزنامه با چاپ تصاویری سعی در القای این فکر در خوانندگان را داشت که کنترل اوضاع هنوز در دست دولت بختیار و ارتش است، مخالفت نظامیان با دولت بختیار برای خبرنگاران خارجی آشکار بود و رجزهای این مرغ طوفان بی‌تأثیر و پوچ بود. ولی نیویورک تایمز این مسئله را در آن زمان گزارش نکرد، اختلافات داخلی در درون ارتش کاملاً آشکار بود اما این روزنامه همچنان به انتشار گزارش‌هایی برای نشان دادن قدرت بختیار پرداخت ولی اعلامیه‌های معمار بزرگ انقلاب و لبیک نظامیان به ندای این پیر فرزانه باعث شد که در روز 22 بهمن شورای عالی ارتش در جلسه صبح خود به اتفاق آرا تصمیم به بی‌طرفی ارتش در درگیری‌های سیاسی بگیرد و این مسئله به معنی پشت‌پا زدن کامل به شاه و دیگر هوادارانش و قطع امید کامل هیئت حاکمه؛ به همین جهت برخلاف نظر بختیار و بدون هماهنگی قبلی با وی به تمام واحدهای نظامی دستور داده شد که به پادگان‌های خود برگردند. در مجموع فرماندهان ارشد ارتش شاهنشاهی به این نتیجه رسیده بودند که ارتش قادر به کنترل امور و به‌طور خلاصه به هیچ کاری نیست و اگر بخواهد به اصطلاح عمل کند و کاری انجام دهد معلوم نیست آیا کسی هست که این فرامین را اجرا کند یا خیر؛ در ادامه اعلامیه‌ شورای عالی ارتش با توجه به تحولات کشور و برای جلوگیری از هرج‌ومرج و خونریزی بیشتر بی‌طرفی ارتش اعلام و به یگانهای نظامی دستور داده شد که به پادگانهای خود را مراجعه نمایند و این یعنی پایان حکومت 55 ساله رژیم طاغوت و دفن شدن در زباله‌دان تاریخ.
پس از این اعلامیه فرماندار نظامی تهران هم در اعلامیه شماره 43 خود به همه‌ی یگان‌ها و عناصر انتظامی دستور داد که به محل‌های خود مراجعه نمایند.
در نهایت در روز 23 بهمن ماه نیز از سوی دولت موقت تیمسار سرلشگر قرنی به سمت ریاست کل ستاد ارتش و تیمسار محققی به‌ طور موقت به سرپرستی ژاندارمری کل کشور منصوب شدند؛ در این روز ستاد ارتش به‌طور رسمی تحویل نمایندگان دولت موقت شد. امرای ارتش برکنار شدند و به دستور دولت موقت تا انتخاب فرماندهان جدید برای نیروهای مسلح انجام وظایف و مسئولیت‌ فرماندهان ارتش شاهنشاهی برعهده معاونان آنان گذاشته شد. بدین ترتیب پرونده حکومت خاندان پهلوی برای همیشه مسدود و در زباله‌دان تاریخ دفن شد.
در پایان اشاره‌ای به انگیزه و مبارزه ارتش به شرح ذیل اشاره می‌گردد؛ ضعف ساختار فرماندهی نیروی مسلح که کاملاً مشابه سیستم نظامی آمریکا بود یکی از دلایل جدایی ارتش بود، نارضایتی نظامیان از فساد مالی ارتش یکی از مهمترین زمینه‌های نارضایتی ارتش بود که با سوء استفاده‌های مالی قانون‌شکنی و رعایت نکردن عدالت در امور پرسنلی و مسائل رفاهی و اجتماعی بود. رفتار تبعیض‌آمیز و فاصله طبقاتی بین سلسله مراتب ارتش یکی دیگر از علل و عوامل فاصله بین ارتش و شاه بود. نمونه دیگری از نارضایتی‌ها در نیروی هوایی بود؛ در ارتباط با صنایع هواپیماسازی کشور آمریکا که به نیروی هوایی شاهنشاهی تجهیزات می‌فروخت و به‌طور مرتب عملکرد افراد و سازوبرگ‌های نظامی آنها را آزمایش می‌کرد و اجازه هیچگونه دخالت و یا اظهارنظر به افسران و درجه‌داران ایرانی داده نمی‌شد.
یکی دیگر از عوامل نارضایتی در ارتش که در 19 بهمن 57 تیر خلاص را به رژیم شاه شلیک کرد مسئله همافران نیروی هوایی بود. همافران افراد دیپلمه‌ای بودند که از سال‌ها پیش به منظور تشکیل کادر فنی پیشرفته برای نیروی هوایی با شرایطی خاص و حقوق و مزایای قابل توجه و مکفی در نیروی هوایی پذیرفته شده بودند، ولی برابر مقررات استخدام نمی‌‌بایست به درجه افسری نائل گردند، همه‌ی این عوامل و سایر عوامل دیگر دست‌ در دست یکدیگر نهاده تا مانند دانه‌های تسبیح به دست توانگر امام راحل به رشته تحریر درآمده و در نهایت پایه حکومت ظلم و ستم را در هم فرو ریخت.

*ارتش در کلام رهبر
پس از فروپاشی پایه‌های ظلم و ستم طاغوت در ایران و برپایی نهال نوپای انقلاب اسلامی دشمن شکست خورده و رانده شده از کشور دست به توطئه‌های جدید به شیوه‌های نوین را نمود، از جمله این توطئه‌ها ایادی شرق و غرب و آنها که صداقت و امانت و میهن‌داری ارتشیان غیور را در حماسه‌ پیروزی انقلاب اسلامی درک نکرده بودند. با ترفندی نو کمر به نابودی ارتش بستند و با شعاری به ظاهر انقلابی از جمله «ارتش بی‌طبقه توحیدی» مصمم به انحلال و غارت سلاح‌ها و نابودی امکانات دفاعی کشور پرداختند. امام راحل به عنوان بزرگترین حامی ارتش پای در میدان نهادند و نقشه دشمنان را برآب نمودند و طی پیمانی با قاطعیت هرچه تمامتر ضرورت حفظ ارتش را اعلام کردند و به همین مناسبت این روز تاریخی «29 فروردین) به عنوان روز ارتش جمهوری اسلامی ایران و همچنین روز دلاورمردی‌های رزمندگان نیروی زمینی ارتش انتخاب و هر سال مورد تمجید و تجلیل قرار می‌گیرد.
-بی‌شک انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) یکی از برجسته‌ترین، نادرترین، درخشانترین، بزرگترین و استثنایی‌ترین رویدادهای جهان در نظام بین‌المللی بود که توانست تمام معادلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی را در سطح جهان به هم بریزد.
اکنون کارنامه ارتش جمهوری اسلامی ایران در سایه ایثار و از خودگذشتگی و فداکاری‌های آحاد نیروهای جان برکف آن به خصوص در دوران هشت سال دفاع مقدس درخشان و افتخارآمیز و غرور برانگیز است. ارتشی که توسط مستشاران آمریکایی تعلیم و آموزش دیده بودند که فقط در خدمت شاه و خواسته‌های آن و اربابانش باشند اکنون به درجه و مرتبه‌ای ارتقا یافته است که رهبر انقلاب آن را «کلمه طیبه» و ارتش حزب‌الله می‌نامند. در پایان به تعدادی از جملات گهربار و تاریخی رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی خامنه‌ای در مقام و منزلت ارتش اشاره می‌نماییم.

-فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند:
بنده از اولین روزهای پس از انقلاب با ارتش سروکار پیدا کردم و از طرف امام (ره) مأموریت یافتم که در کارهای ارتش باشم. در ستاد مشترک، در وزارت دفاع در نیروهای گوناگون (سه‌گانه) و...
تا امروز من ارتش را زیر نظر داشته‌ام و این را می‌توانم با جرئت و قوت بگویم که ارتش امروز از یک ترقی و تعالی فوق‌العاده‌ای برخوردار است و امروز ارتش ما یکی از ارتش‌های ممتاز و برجسته به حساب می‌آید.
امروز نیروهای مسلح در چشم‌ ملت ایران عزیزند. امروز نیروهای مسلح چهره متکبر و زور، احساس جدایی از ملت و اقتدار دورکننده هر انسانی درمتن مردم را ندارند. این روحیه را در خودتان تقویت کنید. روحیه از مردم بودن. با مردم بودن و در راه هدفهای مردم بودن.
-از فرمایشات رهبر انقلاب اسلامی در مورخه 2/10/83 در دانشگاه افسری امام علی (ع): نظامی‌گری در یک چنین نظامی مایه افتخار است. به نظامی‌گری خود ببالید و افتخار کنید و به لفظ اکتفا نکنید در عمل نظامی مؤمن یعنی مجاهد فی‌ سبیل‌الله باشد و شرط مجاهد آماده بودن است.
از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در مورخه 22/7/83 در مراسم مشترک دانش آموختگی. همه حقایق درست عالم کلمه طیبه و حکمات‌الله‌اند. ما در زمینه مورد نظر خودمان کلمه طیبه را پیدا کنیم در آنجا ارتش جمهوری اسلامی کمله طیبه است.
از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورخه 18/3/85 در آجا.
ارتش، محبوب مردم و ماست. من ارتش را از صمیم قلب دوست می‌دارم، چون آنرا تجربه کرده‌ام و تواناییهای او را دیده‌ام. آنجا که از او توقعی می‌رود و باید خودش را نشان دهد، فداکاری می‌کند و وظیفه‌اش را انجام می‌دهد.

نویسنده: سرهنگ 2 موسی‌الرضا قمری
گروهبانیکم مجتبی کیخا
ارسالی: از روابط عمومی نیروی زمینی ارتش

منابع و مأخذ:
1) کتاب امام و ارتش (ارسال 1342 تا 1358)
تدوین اداره ع س آجا در بهمن 1360 فروغ دانش
2) ارتش و انقلاب اسلامی - اثر - دکتر سعیده لطفیان
ناشر س . ع. آجا - سال چاپ 1382
3) ارتش مکتبی - از انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سال 60
4) پیام ولایت - بیانات فرماندهی معظم کل قوا در جمع فرماندهان و پرسنل ارتش به مناسبت روز ارتش در سال 77
5) تاریخچه انقلاب و ارتش - معاونت آموزش نزاجا - مهرماه 79
6) ارتش در کلام رهبر - ع. س آجا - دفتر سیاسی
7) ارتش در نگاه رهبر - معاونت تبلیغات و روابط عمومی آجا
8) ارتش کلمه طیبه - ع س آجا - بهار 84
9) ماهانه ارتش جمهوری اسلامی ایران «صف»

 

  • ۲۰ بهمن

طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.

ساعت ۹ شب سربازان گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران(خیابان دماوند) حمله نمودند.

  • ۲۱ بهمن

دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت ۴ بعدازظهر اعلام نمود.

سید روح‌الله خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمود.

 

21 بهمن ماه 1357

دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده وحکومت نظامی را از ساعت 4 بعد اظهر اعلام نمود.حضرت امام ، دستور شکستن حکومت نظانی وحضور در خیابانها را صادر نمودند،در تهران وشهرستانها بین سربازان گارد ومردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد 3 تن از محافظان امام ،توسط ماموران نظامی کشته ومجروح شدند،در وقایع خونین شهرستانها 28 نفر کشته شدند.

  • ۲۲ بهمن

با اعلام بی‌طرفی تمامی نیروهای نظامی، حکومت سلطنتی ایران(پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.

 

  • ۹ اسفند

حکومت سلطنتی ایران(پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.

به موجب فرمان سید روح‌الله خمینی، تمام اموال منقول و غیر منقول سلسله پهلوی و مقامات اسبق لشکری و کشوری، در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت. بختیار در پیام تلفنی به مدرسه با امیر انتظام سخن گفت و تاکید کرد که بعد از ظهر برای دادن استعفا به ملاقات مهندس بازرگان می‌رود

  • ۱۰ اسفند

آیت الله خمینی تهران به مقصد قم ترک کرد ولی ۱۱ ماه بعد به علت بیماری قلبی در ۲ بهمن ۱۳۵۸ به تهران بازگشت. مدیر عامل شرکت نفت اعلام داشت واژه کنسرسیوم از فرهنگ ایران حذف می‌شود

  • ۱۴ اسفند

کمیته امداد(یکی از نهادهای انقلابی) به دستور سید روح‌الله خمینی به منظور انجام امور عام المنفعه تشکیل شد. 

 

  • ۱۷ اسفند

در سرمای سخت و بارش برف هزاران زن در تهران تظاهراتی به مناسبت روز زن بر پا داشتند که در عمل به تظاهرات ضد حجاب تبدیل شد. این تظاهرات که در دانشگاه تهران بر پا شده بود و به پیشنهاد سخن رانان به راهپیمایی انجامید اما در میدان ولیعصر گروهی از مردان مسلمان و زنان با حجاب راه را بر راهپیمایان که عموماً بی حجاب بودند بستند و کار به زد و خورد کشید.

 

وقایع سال ۱۳۵۸

  • ۱۲ فروردین

در این روز مردم ایران در یک همه‌پرسی به و به دعوت آیت الله خمینی شرکت کردند و با اکثریت قاطع(بیش از ۹۸ درصد) به جمهوری اسلامی(به عنوان نظام حکومتی آینده) رای دادند.

 

  • ۱۸ فروردین

امیر عباس هویدا، نخست وزیر سابق ایران در دوران شاه با حکم صادق خلخالی

قاضی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد اما قبل از اتمام دادگاه در وقت تنفس به قتل رسید. همچنین بیش از ۲۰۰ تن از مقامات بلند پایه رژیم سابق در خلال دو ماه بعد از انقلاب طی حکمهای دادگاه‌های انقلاب اعدام گشتند.

  • ۱۳ آبان
  اشغال سفارت آمریکا

در این روز دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و افراد حاضر در سفارت را به .

  • ۵ بهمن

ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان اولین رییس جمهور ایران انتخاب شد و حکم ریاست جمهوری خود را در بیمارستان قلب تهران از آیت الله خمینی، که به علت بیماری در آن بستری بود، دریافت کرد.

 

 
ابوالحسن بنیصدر، خائن بالفطره!

 

برخوردهای ماه‌های بعد

هنگامی که سید روح‌الله خمینی با یک استدلال حقوقی، مجاهدین خلق را به سبب عدم اعتقاد به قانون اساسی از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران منع کرد، حضور گسترده و نظامی این گروه در سطح شهرها آغاز شد و در پی آن درگیری‌های کوچک و بزرگی با گروه‌های حزب‌اللهی آغاز گشت، این خشونت‌ها و درگیری‌های مشابه دست کم ۲۸ ماه به طول انجامید که منجر به خسارات جانی و مالی فراوان شد.[۴]

 

ب

صدور انقلاب

اندیشه‌ای است امت گرا که بر پایه جهان‌بینی شکل می‌گیرد. هدف آن ایجاد یک اتحاد اسلامی راهبردی و فراگیر است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و به وسیله انقلابیون اسلامگرا قوت گرفت.

  • پیش نیازها: زمانی که جهان بینی(در این مورد جهان بینی اسلامی) از کارکرد و اصالت بیشتری برخوردار شود زمینه برای صدور انقلاب محیا است٬که ایجاد این اصالت وکارکرد مشترک نیازمند ایجادآموزه‌های راهبردی مشترک است.
  • اهداف:

۱-ایجاد یکپارچگی فکری و سیاسی در بین ملل اسلامی(هم صدایی یا وحدت کلمه).

۲-اعمال نظر بیشتر و کاراتر در عرصه موضوعات مهم بین المللی.(برای مثال دارا بودن حق وتوی مشترک برای کشورهای اسلامی).

۳-ایجاد هویت یکپارچه به منظور تحقق اهداف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و... مشترک. [۵] [۶]

  • عواقب: اعمال و اجرای این سیاست خارجی (گرچه صرفاً درمنطقه خاورمیانه) مخالفان سرسختی نیز داشته و دارد٬ این مخالفت‌ها تا این حد جدی است که بسیاری معتقدند حمایت اعراب از عراق در هنگام جنگ با ایران به دلیل هراس از عواقب احتمالی سیاست صدور انقلاب بود
  • 31شهریورماه سالروز جنگ تحمیلی و آغاز هفته دفاع مقدس است

    اما  علل اصلی این تجاوز را می توان اینچنین برشمرد:

    الف) تحریک استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا به دلایل زیر:

    به خطر افتادن منافع آمریکا با پیروزی انقلاب اسلامی

    خشم ناشی از اشغال لانه جاسوسی

    شکست در عملیات طبس


    ب) اوضاع سیاسی ایران و حاکمیت ضعیف دولت موقت که تا سقوط بنی صدر موجب تضعیف جمهوری اسلامی شده بود.

    ج) اوضاع نابسامان اقتصادی به واسطه تحریم ها و کاهش فروش نفت

    د) توسعه طلبی صدام با توجه به افزایش توان نظامی اش در مقابل ایران.

    رژیم بعث عراق اهداف ویژه ای را با حمله به ایران دنبال می کرد که عبارتند از حاکمیت مطلق بر اروند رود، تصرف جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، تجزیه استان خوزستان ، دستیابی به ارتفاعات غرب کشور به ویژه میمک و سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران.

    اقدامات عملی عراق برای تجاوز تا قبل از 31/6/59 با 636 مورد نقض مکرر حریم هوایی،‌ زمینی و دریایی و همچنین لغو یک جانبه قرارداد الجزایر در  تاریخ 26/6/59 انجام گرفت و بدین ترتیب طبل جنگ در تاریخ 31/6/59 از سوی عراق به صدا در آمد.

    آغاز حمله (31/6/59)

    سرانجام تهاجم سراسری عراق در تاریخ 31/6/59 با محور قرار دادن حمله گسترده زمینی و در حمایت تجاوزات هوایی و دریایی آغاز گردید. نیروی زمینی عراق در آغاز تجاوز دارای 12 لشگر و 5 لشگر زرهی، 5 لشگر پیاده، 2 لشگر مکانیزه) و 45 تیپ مستقل (10 تیپ پیاده، یک تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه، 3 تیپ نیروهای مخصوص، 10 تیپ گارد ریاست جمهوری و 20 تیپ گارد مرزی) بود.

    در روزهای نخست حمله، عمده قوای عراق از محورهای شلمچه، طلاییه، تنگه چزابه، دزفول برای اشغال خوزستان وارد خاک ایران گردید. تبلیغات عراق برای عظیم نشان دادن جنگ آغاز شد که یکی از آنها تغییر نام شهرها و ادغام شبکه های برق، پست و تلفن به شرح زیر بوده است:

     سوسنگرد به خفاجیه- خرمشهر به محمره- آبادان به عبادان- خوزستان به عربستان

    مقاومت نیروهای مسلح ایران با همراهی آحاد مردم نیز آغاز شد با توجه به اینکه سپاه پاسداران تمام توان خود در مبارزه با ضد انقلاب داخلی و تامین امنیت شهرها و نبرد با ضد انقلاب در کردستان به کار گرفته بود، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی به دفع تجاوزهای اولیه دشمن پرداخت.

    همچنین نیروهای بسیج مردمی بدون سازماندهی و خودجوش و یا به صورت منسجم به وسیله سپاه پاسداران سازماندهی و همدوش با ارتش به مقابله با دشمن پرداخته و عزم و اراده ملی ایران را برای دفاع تجاوز نشان دادند.

    مهمترین نتایج مقاومت در برابر تجاوز این بود که نیروهای عراق نتوانستند از اروند رود استفاده نظامی و غیر نظامی کنند. آبادان تنها به یک محاصره ختم شد و در تجاوز به اهواز نیز در 15 کیلومتری این شهر متوقف شدند. سوسنگرد از اشغال درآمد و تلاش در جبهه شمال غرب عقیم ماند و به نتیجه نرسید. اما بستان، مهران، موسیان، نفت شهر و سومار به دلیل نزدیک بودن به مرز اشغال شد.

    عملیات پدافندی قصر شیرین (31/6/59)

    لشگر 81 زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این عملیات به همراه رزمندگانی از سپاه عشایر منطقه و پشتیبانی هوانیروز و نیروی هوایی ارتش ایران توانست دشمن را زمین گیر کند و دشمن در ارتفاعات گاومیشان، کوره موش، قراویز، بازی دراز، تنگ حاجیان، چرمیان، داربلوط، بان سیران، کله جوب، سارات ها، تنگ بیجار، تنگ بینا، ذیل و کنجانچم (منطقه عمومی غرب) حرکتش متوقف گردید.

    ماموریت مذکور در حالی انجام شد که کاهش استعداد پرسنلی ناشی از تقلیل خدمت وظیفه را شاهد بودیم. اما همراهی سپاه و نیروهای خودجوش باعث شد که دشمن متجاوز نتواند به نتیجه برسد. نتیجه این عملیات انهدام 40 درصدی لشگر 6 زرهی عراق و تلفات 20 درصدی گردان یک تیپ 22 لشگر 8 پیاده کردستان عراق بود.

    ارتش عراق در تلاش بود که قصر شیرین، سرپل ذهاب و گیلانغرب را در خاک ایران تصرف کند که با مقاومت ایران تنها قسمت کمی از اهداف آنها تصرف شد و از دستیابی به همه اهداف تعیین شده باز ماند.

    عملیات پدافندی خرمشهر (31/6/59)

    تصرف و اشغال خرمشهر به لحاظ اهمیت ویژه از نظر سیاسی و جغرافیایی در طول هشت سال دفاع مقدس توسط عراق نقطه عطف حملات عراق بوده است. نیروهای عراقی در محور شلمچه خرمشهر در حالیکه توانایی کافی جهت عبور از رودخانه و حرکت در خشکی را داشتند، با ساتفاده از امکانات خود توسط لشگر 5 مکانیزه در روز 31/6/59 هجوم گسترده ای را به طرف خرمشهر آغاز کردند. این هجوم همراه با حمایت هوایی و آتش توپخانه بود که تمام مناطق خرمشهر را مورد حمله قرار داد. یگان هایی از لشگر 92 زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از جمله گردان 151 با رشادت سرگرد شهید مصطفی کبریایی همراه با نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای داوطلب مردمی و تکاوران دریایی و یگان های دیگر به صورت پراکنده در مقابل حمله دشمن مقاومت کردند. دشمن قصد داشت خرمشهر را تصرف و راه خود را برای حرکت به طرف آبادان و اهواز از این محور تسهیل کند و نهایتا به منابع نفتی و صنعتی استان خوزستان دست یابد. مقاومت دلیرانه سپاه، ارتش و مردم ایران در طول 34 روز نبرد سنگین و تن به تن حماسه های بدیعی را از ایثار و شهامت حلق نمود. حماسه ای که هر چند در تاریخ جنگ نهایتا پایان آن را پیروزی نسبی عراق رقم زده است ولی نباید پوشیده بماند که عراق نه تنها نتوانست از طریق آب اقدامی را انجام دهد بلکه بعد از تصرف قسمت شمال غربی خرمشهر در شمال رودخانه اروند مجبور به توقف در کنار پل گردید و هرگز نتوانست قسمت دیگر خرمشهر را اشغال نماید و نهایتا پل را در سمت خودش خراب نمود.

    31/6/59 عملیات پدافندی سوسنگرد

    درگیری در منطقه پاسگاه های مرزی سوبله، رشیدیه و صفریه در مرز ایران از اوایل شهریور آغاز گردید و از روز 31 شهریور 59 به مدت هشت روز یکی از سنگین ترین نبردهای ابتدای جنگ در این منطقه به وقوع پیوست به حدی که روز هشتم، نیروی هوایی و هوانیروز ارتش ایران بیشترین توان خود را در پشتیبانی هوایی انجام دادند.

    تدبیر انجام شده مبنی بر بکارگیری گروه رزمی 148 از لشگر 77 خراسان از نیروی زمینی ارتش ایران در محور حمیدیه سوسنگرد و ضرباتی که تیم شکار تانک گروه عملیات نامنظم شهید چمران به عراق وارد آورد باعث گردید دشمن از این محور عقب نشینی نموده و تانک های بسیاری را از خود به جای بگذارد، هر چند در این محور، مناطقی به تصرف دشمن درآمد ولی از نزدیک شدن دشمن به اهواز ممانعت به عمل آمده و از الحاق نیروهای عراقی در منطقه سوسنگرد با نیروهایی که در جاده اهواز- خرمشهر تا 15 کیلومتری اهواز پیشروی کرده بودند جلوگیری شد.

    عملیات پدافندی شمال آبادان- ایستگاه حسینیه 31/6/59

    دفاع از خرمشهر و محور شمالی آن در منطقه حسینیه توسط ایرانی ها مهمترین موضوع بود که فکر فرماندهان نظامی وقت را در قبل از پیروزی  انقلاب اسلامی ایران به خود مشغول کرده بود و بر این اساس تاسیسات مرزی بنام دژ از پاسگاه شلمچه تا طلاییه به طول 90 کیلومتر تا سال 1353 احداث گردید ولی به دلیل از بین رفتن سازمان و تجهیزات گردان 151 دژ خرمهشر، با شروع جنگ، اقدام عملی در استفاده از دژهای ساخته شده ابوذر جهت گرفتن زمان کافی عملیات تاخیری انجام گردید و به علت مقاومت های گردان های 151 دژ، گردان 165 مکانیزه، گردان 232 تانک، یگان های ژاندارمری خوزستان و نیروهای مردمی در محور خرمشهر، عراق مجبور شد تلاش دیگری را در ایستگاه حسینیه به طرف اهواز انجام دهد، در طول سه روز تلاش، عراقی ها توانستند 20 کیلومتر پیشروی کرده و خود را به جاده اهواز – خرمشهر برسانند و خرمشهر از شمال مورد تهدید قرار گرفت.

    علیرغم تلاش فراوان انجام شده نیروهای ایرانی به دلیل از بین رفتن کامل گردان 232 و متلاشی شدن قسمت اعظمی از گردان 151 دژ و 165 مکانیزه در روز 19 مهر ماه 1359 در آبادی مارد دشمن پلی بر رودخانه کارون نصب کرد و با عبور از پل ، خرمشهر را از سمت شمال محاصره نمود.

    همچنین یگان های عراقی بعد از 19 روز توانستند محوری به طول حدود 50 کیلومتر به طرف ابادان باز کنند، اما در این منطقه نیز هر چند به صورت محدود موفق به عبور از بهمنشیر شدند ولی به دلیل مقاومت سرسختانه دلاوران ارتش و نیروهای مردمی، عقب نشینی نموده و در شمال آبادان متوقف شدند.

    در منطقه حسینیه نیز یگان های عراقی تا 15 کیلومتری اهواز در داخل خاک ایران نفوذ کردند ولی به دلیل مقاومت سرسختانه ایران موفق شدند وارد اهواز شده و در منطقه «دب حردان» ابتدای کارخانه نورد اهواز مواضع پدافندی اتخاذ کردند.

    31/6/59 عملیات پدافندی کرخه- شورش

    در محورهای شرهانی،‌ عین خوش و پای پل کرخه (سرخه نادری) در منطقه جنوب جمهوری اسلامی ایران که یکی از محورهای تجاوز عراق در روز نخست جنگ بود تنها تیپ 2 زرهی از لشگر 92 نیروی زمینی ارتش ایران مسوولیت ایستادگی در مقابل دشمن را به عهده داشت. این در حالی است که تیپ های 17 و 42 زرهی عراق و تیپ 24 مکانیزه از لشگر 10 زرهی و تیپ 14 مکانیزه از لشگر 9 زرهی به همراه تیپ 10 مستقل زرهی در این محور به قصد تصرف دزفول و قطع حاده اندیمشک – اهواز حمله نمودند.

    با مساعدت و تلاش گروه رزمی 138 به تیپ 2 زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به مدت 7 روز عملیات تاخیری و پدافندی فوق در مقابل دشمن با موفقیت انجام شد.

    در این عملیات یگان های لشگر 92 زرهی از ارتش جمهوری اسلامی در منطقه غرب دزفول و شوش عملیات تاخیری انجام داده و توانستند پیشروی دشمن را از خط مرز تا کرانه غربی رودخانه کرخه به عمق 50 کیلومتر به مدت 6 روز به تاخیر اندازند و در روز هفتم نبرد قسمی از یگان های لشگر در این منطقه به شرق رودخانه عقب نشینی کرده و دشمن را در غرب رودخانه متوقف نمودند و قسمتی را نیز در غرب پل کرخه به عنوان سر پل را حفظ نموده تا بتوانند در آینده ای نه چندان دور با استفاده از آن عراق را مجبور به عقب نشینی کنند. در این عملیات تعداد قابل توجهی از نیروهای دشمن از پای درآمدند.

    2/7/59 عملیات پدافند میمک و مهران

    منطقه میمک از دیرباز مورد اختلاف مرزی ایران و عراق بوده و عراقی ها توانسته بودند در قرار داد 1975 الجزایر موافقت ایران را برای تحویل دادن قسمتی از ارتفاعات که به آن سیف سعد گفته می شود به دست آورند ولی این انتقال تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی صورت نگرفت. ارتفاعات میمک به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی منطقه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و عراق از تاریخ 19/6/59 تلاش زیادی را برای بدست آوردن این ارتفاعات انجام داد و این ارتفاع چندین بار بین نیروهای ایرانی و عراقی دست به دست شد.

    در دوم مهرماه 1359 نیروهای عراقی با لشگر دوم پیاده کوهستانی و تیپ 37 زرهی از دور محور به صورت مانور احاطه ای از مناطق ترساق، هلاله، زرباطیه و مهران به طرف میمک و کنجانچم هجوم سراسری خود را آغاز کردند و همزمان حمله متقابل نیروهای ایرانی در میمک اجرا و به وسیله تیپ یک لشگر 81 زریه تلفات سنگینی به دشمن وارد گردید. در این نبرد سرگرد زرهی محمد عبیری فرمانده گردان 217 به شهادت رسید.

    .شرح اجمالی روند جنگ تحمیلی از آغاز تا پایان

    Imageپیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در ایران وضعیت تازه‌ای را در منطقه و جهان پدید آورد. خروج ایران از زیر سایه بلوک غرب در نظام دو قطبی و اعلام استقلال کامل در نظام بین‌المللی و خروج از دایره‌وار بستگان امریکا در همسایگی شوروی، محسوس‌ترین تبعات این انقلاب بود. رهایی یک ملت از وابستگی و کسب استقلال و آزادی در مهمترین منطقه نفت‌خیز جهان - که دولت‌های آن فاقد مشروعیت مردمی بودند
    - ارائه اید‌ئولوژی جدید برای مبارزه با اسرائیل در وضعیتی که اید‌ئولوژی‌های گذشته ناتوانی خود را برای مقابله با اسرائیل نشان داده بودند، بخشی از عواقب پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود که نظام بین‌الملل نمی‌توانست در مورد آن بدون واکنش باقی بماند. خصوصاً از امریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن در خاورمیانه، بیشترین برخوردها انتظار می‌رفت.

     بروز بحران‌های متعدد و گسترده و پی در پی داخلی، افزایش حضور ناوهای آمریکایی در خلیج‌فارس و تشکیل ناوگان پنجم دریایی امریکا به منظور پر کردن خلأ قدرت در این منطقه بعد از سقوط ژاندارم منطقه (شاه ایران)، تشکیل "نیروی یک صد و ده هزار نفری واکنش سریع" در ارتش امریکا به منظور حضور سریع در مناطق ویژه، فعالیت جدید نیروهای امریکایی در پایگاه‌های نظامی کشور ترکیه در همسایگی ایران و پذیرش شاه در امریکا، هرکدام تهدیدی از سوی امریکا علیه ایران اسلامی محسوب می‌شد. جدی بودن این تهدیدات به خصوص با حمله امریکا به ایران در صحرای طبس -که به شکست امریکایی‌ها انجامید ـ و با حمایت از کودتای نوژه - که در آستانه وقوع کشف گردید - آشکار شد.

    از سوی دیگر، حکومت عراق که امضای قرارداد 1975 الجزایر را تحمیل بر خود می‌دانست و همواره در پی فرصت بود که به هر نحو ممکن از عملی شدن آن شانه خالی کند گرایش به سمت غرب را آغاز کرده بود. مراودات دیپلماتیک جدید سران حکومت عراق با حاکمان عربستان سعودی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، برکناری "حسن البکر" رئیس جمهوری عراق و جایگزین شدن صدام حسین به جای وی اندکی پس از پیروزی انقلاب، تیره شدن روابط عراق با سوریه پس از برکناری حسن البکر، تصفیه درونی حزب بعث و اعدام عناصر برجسته حزب کمونیست عراق، همگی نشان‌دهنده تغییر جهت حزب بعث عراق به سمت غرب بود. در این حال حکومت عراق با اخراج رهبر انقلاب اسلامی ایران از عراق در آبان 1357، همچنین پس از انقلاب ایران با اعدام روحانیان مبارز عراق از جمله آیت‌الله سید محمد باقر صدر و اخراج ایرانیان مقیم عراق، آموزش و تسلیح گروه‌های موسوم به خلق عرب در خوزستان دشمنی خود را با انقلاب اسلامی آشکار می‌ساخت. هدف این اقدامات حکومت عراق، دامن زدن به جنگ سرد علیه ایران اسلامی تلقی می‌شد. از همان اوایل تشکیل نظام اسلامی در ایران، اوضاع استان‌های هم مرز با عراق بحرانی شد و از خوزستان تا آذربایجان غربی دست خوش حوادثی گردید که گروه‌های ضدانقلاب داخلی با حمایت عراق و یا عناصر عراقی تبار ایجاد می‌کردند. ارتش عراق نیز دور از صحنه نبود، بلکه با اقدامات مهندسی منطقه را برای شروع نبردی سنگین آماده می‌کرد و در این حال با تجاوزات زمینی، هوایی و دریایی و با راه انداختن جنگ روانی علیه ایران، قدرت واکنش قوای ایران را می‌آزمود و معابر وصولی مناسب را برای آغاز هجوم سراسری شناسایی می‌کرد.

    در مقابل، نظام نوپای جمهوری اسلامی که هیچ اندیشه فرامرزی به جز صدور فرهنگ انقلاب اسلامی نداشت، در همان روزهای آغازین انقلاب به سرعت از توان نظامی خود کاست، مستشاران نظامی امریکایی را از کشور اخراج کرد، از پیمان نظامی و منطقه‌ای "سنتو" خارج شد، قرارداد خرید زیردریایی و آواکس را با کشورهای آلمان و امریکا لغو کرد، سقف پرسنل ارتش را از پانصد هزار تن به نصف تقلیل داد و دوره خدمت وظیفه را از دو سال به یک سال کاهش داد. این وضعیت تا گذشت شش ماه پس از انقلاب ادامه داشت، اما پس از بروز چندین بحران در شش ماهه اول انقلاب - که آخرین آن، بحران بزرگ پاوه بود و پس از این که امریکایی‌ها شاه را پذیرفتند، اقدامات بازدارنده به مرور آغاز شد. تشکیل سپاه پاسداران و شروع تحول در ارتش و بازسازی آن - که از همان روزهای اول انقلاب آغاز شده بود - بخشی از این اقدامات بازدارنده محسوب می‌شد. افزایش خدمت سربازی از 12 ماه به 18 ماه و واگذاری فرماندهی کل قوا به رئیس جمهور وقت - که افزایش انسجام تشکیلات نظمی را در پی داشت و می‌توانست موجب هماهنگی قوای لشکری و کشوری شود - نیز بخش دیگری از اقدامات بازدارنده ایران به شمار می‌رفت. به موازات این تلاش‌ها، تصرف سفارت خانه امریکا در تهران، بسیاری از برنامه‌های ضدامنیتی امریکا علیه ایران را فاش کرد و اسناد به دست آمده از آن، ضمن آن که عوامل داخلی امریکا را که نقش‌های مهمی در تکمیل توطئه امریکا علیه ایران داشتند، افشا کرد، بسیاری از تهدیدات را نیز برطرف کرد. این اقدامات با کشف کودتای نوژه تکمیل گردید.

    البته اقدامات بازدارنده ایران در حدی نبود که مانع از هجوم سراسری ارتش عراق به خاک ایران شود. در این وضعیت، قوای مسلح نوپای ایران با بحران‌های داخلی درگیر بودند. بحران‌هایی که حتی بخش‌هایی از استان‌های غربی کشور را به میدان جنگ‌های پارتیزانی تبدیل کرده بود. ارتش و سپاه هر دو برای مقابله با ضدانقلاب مسلح درگیر بودند، امّا مسئولیت اصلی مقابله با جنگ روانی، آشوب، ترور، ارعاب مردم و شهادت عناصر شاخص انقلاب، متوجه سپاه بود و عملاً عمده توان سپاه را به خود مشغول کرده بود و سپاه با گسترش توان خود در سراسر کشور به حفظ امنیت شهرها، روستاها، جاده‌ها و بسیاری از مناطق مرزی می‌پرداخت. به این ترتیب، در برابر معابر وصولی ارتش عراق کم‌تر از 20 درصد توان موجود قوای مسلح ایران به کار گرفته شده بود و بقیه در سایر نقاط کشور در حال برقراری نظم و حفظ امنیت بودند. طراحی کودتای نوژه نیز در ارتش ایران - که در حال تحول از ارتش شاهنشاهی به ارتش جمهوری اسلامی بود - نقش تخریبی بسیاری داشت و موقعیت ارتش را - که به علت تدبیر غلط شاه در کوران انقلاب و قرار گرفتن در برابر مردم تضعیف شده بود و می‌رفت که با رهبری امام بازسازی شود - مجدداً تضعیف کرد. از سوی دیگر، دشمن در ارزیابی بحران‌های موجود در کشور، دچار اشتباه شده بود و این وضعیت را به عدم ثبات نظام تعبیر می‌کرد. به گمان دشمن در صورت یک تهاجم خارجی، نظام جدید ایران دچار گسستگی می‌شد و فرو می‌ریخت. با این پیش‌فرض، چند دیدار بین مقامات عالی‌رتبه عراقی و امریکایی صورت گرفت و پس از هماهنگی‌های لازم، عراق در شهریور 1359 تجاوزات خود به ایران را تشدید و چندین نقطه از خاک ایران را اشغال کرد تا ضمن آزمایش توانایی قوای مسلح ایران، واکنش افکار جهانیان را نیز بسنجد. در مقابل، قوای مسلح جمهوری اسلامی نتوانستند واکنش بازدارنده از خود نشان دهند و افکار عمومی جهانیان نیز در برابر این تجاوزات واکنشی نشان نداد، لذا حکومت عراق پس از آن که قرارداد 1975 الجزایر را رسماً در تاریخ 27/6/1359 به طور یک جانبه لغو کرد، در تاریخ 31/6/1359 هجوم سراسری خود را به خاک ایران اسلامی آغاز کرد.

    تجاوز همه جانبه ارتش عراق، اشغال ناقص

    در آغاز تجاوز سراسری، توپخانه‌های عراق به شدت شهرهای مرزی ایران را گلوله‌باران کردند و هواپیماهای نیروی هوایی ارتش عراق در عمق ایران تا تهران به پرواز درآمدند و به بمباران چندین شهرپرداختند. این اقدام عراق بیش از آن که اهمیت نظامی داشته باشد، اهمیت روانی داشت، به عبارت دیگر، عراق هجوم سراسری زمینی خود را با جنگ روانی آغاز کرد تا زمینه را برای پیش‌روی نیروهای پیاده تسهیل کند، لذا پس از هجوم گسترده هوایی و شلیک انبوه آتش توپخانه دشمن، عملیات سراسری زمینی او آغاز شد.

    عراق در این هجوم، استراتژی "جنگ پرشدت و کوتاه مدت" را برگزیده بود، امّا بلافاصله پس از هجوم هوایی دشمن، امام خمینی ابتکار عمل در جنگ روانی به دست گرفت، بحران را مهار کرد و در آرامش به دست آمده، مسئولان کشوری و لشکری زمینه منابعی به وجود آورد تدابیر لازم را بیندیشند و اعتماد به نفس مردم نیز تقویت شود و به عنوان نیروی تأخیری وارد میدان شوند. امام با اصلی اعلام کردن جنگ، تأکید بر وحدت ملی، حمایت از فرماندهان نظامی و باز گذاشتن دست فرمانده کل قوا (رئیس جمهوری وقت)، زمینه‌های لازم را برای برنامه‌ریزی فرماندهان فراهم آورد و استراتژی خودی را با عنوان "سلب آرامش از دشمن" اعلام کردند.

    واکنش امام، مردم و نظام، نادرستی پیش‌فرض‌های دشمن را آشکار ساخت و بدین ترتیب استراتژی جنگ سریع و پرشدت به نتیجه مورد نظر حاکمان عراق نرسید. پس از گذشت سه روز از آغاز جنگ، تحلیل‌گران نظامی اهداف عراق از شروع جنگ را دست نیافتنی دانستند و ارتش این کشور را شکست خورده تلقی کردند. حکومت عراق نیز پس از گذشت شش روز از آغاز جنگ، لحن اولیه خود را تغییر داد و از پایان جنگ سخن به میان آورد.

    عراق در هفته اول جنگ، شهرهایی را اشغال کرد که اغلب کوچک و بعضی در حد یک بخش بودند. بزرگ‌ترین شهری که در هفته اول جنگ به اشغال درآمد قصرشیرین بود. عراق در اشغال شهرها با مشکل روبه رو بود و به جز سومار و موسیان که وسعتی بیش از یک بخش ندارند، در بقیه شهرها با مقاومت سرسختانه مواجه شد. ارتش عراق در پایان هفته اول دشت‌های وسیعی را پشت سر گذاشته بود و تعدادی از شهرها را با دادن تلفات فراوان، تصرف کرده بود؛ امّا در جبهه غرب پشت دروازه‌های سرپل‌ذهاب و گیلان‌غرب و در جبهه جنوب پشت دروازه‌های خرمشهر و اهواز و پشت رودخانه کرخه (در منطقه دزفول) متوقف شده بود. به این ترتیب هدف ارتش عراق هم در جبهه جنوب و هم در جبهه غرب ناقص ماند، لذا پس از پایان هفته اول، استراتژی عراق از "جنگ سریع و پرشدت" به "جنگ بلند مدت و فرسایشی" تبدیل شد. در جبهه غرب، عراق تمایلی به سرمایه‌گذاری بیش‌تر نداشت و در جبهه جنوب نیز، هدف خود را از تصرف خوزستان به تصرف خرمشهر و آبادان محدود کرد. از آغاز هفته دوم جنگ، عراق حمله خود را به خرمشهر آغاز کرد و در همان حال، شعار صلح خواهی نیز سر می‌داد. عراق در صورت موفقیت، می‌توانست لااقل با در دست داشتن مناطق مهم، ادعای حاکمیت خود بر اروندرود را به ایران تحمیل کند و بدین ترتیب مطامع تاریخی عراق در خصوص انتقال مرزهایش به ساحل شرقی اروندرود تحقق می‌یافت.

    امّا جنگ در خرمشهر به درازا کشید و نیروهای مدافع شهر که از مرز تا پل‌نو هفت روز در مقابل دشمن ایستادگی کرده بودند، در محله‌های خرمشهر از پل‌نو تا پل خرمشهر - آبادان نیز 28 روز تمام جنگیدند، در حالی که با انسداد جاده‌های اهوازـ خرمشهر و اهواز - آبادان و ماهشهر - آبادان، که به ترتیب در تاریخ‌های 5/7/59،19/7/59 و 23/7/59 مسدود شد، شهر در محاصره کامل قرار داشت.

    پس از سقوط خرمشهر، دشمن، تصرف آبادان را هدف قرار داد. چهار روز پس از سقوط خرمشهر نیروهای عراقی با عبور از رود بهمنشیر در منطقه کوی ذوالفقاریه، وارد جزیره آبادان شدند، لیکن با همت مدافعان آبادان، متجاوزان به کلی منهدم شدند. بطوری که، عراق تا پایان جنگ، دیگر برای عبور از بهمنشیر و ورود به آبادان به استقبال خطر نرفت و سرمایه‌گذاری جدی نکرد. بنابراین، ارتش عراق در اشغال هدف محدود شده خود نیز ناکام ماند و بخش جنوبی خرمشهر (جنوب کارون) و جزیره آبادان از اشغال دشمن مصون ماند و به این ترتیب با تصرف ناقص اهداف، یک خط پدافندی ناقص و آسیب‌پذیر به دشمن تحمیل شد.

    دو هفته پس از حادثه کوی ذوالفقاریه، عراق برای تصرف مجدد سوسنگرد - که در تاریخ 1359/7/10 آزاد شده بود - حمله کرد امّا این بار نیز با مقاومت سرسختانه خودی روبه رو شد و پس از 72 ساعت، شکست خورد. بدین ترتیب استراتژی (عملیاتی) "سلب آرامش از دشمن" به نتیجه رسید و ارتش عراق را مجبور به پذیرش وضعیتی آسیب‌پذیر کرد. در عین حال عراق که در مقایسه توان نظامی دو کشور، توازن نظامی موجود را به نفع خود می‌دید، می‌دید، حاضر به عقب‌نشینی نبود و می‌خواست در مذاکرات آتی، مناطق اشغالی را عامل تضمین کسب امتیاز از ایران قرار دهد. پس از اشغال سرزمین‌های ایران، چندین بار هیئت‌های صلح بین ایران و عراق تردد کردند. سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان غیرمتعهدها هرکدام هیئتی را مأمور به میانجی‌گری کرد. همچنین نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد نیز چند بار به تهران آمد و به بغداد سفر کرد. تهران هیچ‌گاه راه را به روی فعالیت دیپلماتیک نبست امّا میانجی‌گران هیچ طرح تضمین شده‌ای برای آزادی سرزمین‌های اشغالی نداشتند، بلکه تنها ایران را به قبول آتش‌بس توصیه می‌کردند! از جمله این طرح‌ها قطعنامه 479 شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ 7/7/59 بود که بدون توجه به حقوق ایران خواهان پایان بخشبدن به درگیری‌ها شده بود. در مقابل، ایران که از موضع ثابتی برخوردار بود و اعلام می‌کرد که قبل از هر چیز باید ارتش عراق بدون قید و شرط از سرزمین‌های عقب‌نشینی کند، تنها راه چاره را در اقدام نظامی می‌دید.

    بن‌بست در جنگ، تحول در استراتژی

    مدتی پس از هجوم سراسری ارتش عراق، در چهار چوب استراتژی "آزادسازی سرزمین‌های اشغال شده "چهار عملیات گسترده طرح‌ریزی شد که در صورت موفقیت، نه تنها سرزمین‌های اشغالی آزاد می‌شد و مرزهای بین‌المللی در استان خوزستان تأمین می‌گردید، بلکه دشمن تا حومه بصره تعقیب می‌شد. امّا ابزار کافی برای اجرای این استراتژی در دست نبود و توان به کار گرفته شده نیازهای عملیاتی را کفایت نمی‌کرد؛ لذا استراتژی یاد شده به نتیجه نرسید و جنگ با بن‌بست روبرو شد. فرماندهی جنگ که برای اجرای این استراتژی می‌بایست سازمان‌های ارتش و سپاه و نیروهای مردمی را به کار گرفت، به جز ارتش، به کارگیری سایر ابزارها را توصیه نمی‌کرد ضمن، آنکه روش‌های به کار گرفته شده نیز کاربرد لازم را نداشتند.

    در این اوضاع، بازنگری و ارزیابی عمل کرد گذشته به کوشش برخی از نخبگان نظامی آغاز شد و نیروهای خودی در بستر نبردهای محدود، با روش آزمون و خطا به بررسی پرداختند، لیکن وظیفه اصلی در این راستا متوجه فرمانده کل قوا (رئیس جمهور وقت) بود، امّا وی پس از احساس بن‌بست، جهت یافتن راه‌حل نظامی برای جنگ، اقدامی نکرد.

    فرمانده کل قوا برای باز کردن گره جنگ تدبیری نداشت و نیز از اندیشه نخبگانی که اوضاع جنگ را درک می‌کردند، یاری نمی‌خواست.

    وی پس از ناکامی نبردهای پل نادری، نصر و توکل، پنج ماه فرصت بازنگری داشت، امّا هیچ تدبیر و راه کار جدیدی ارائه نکرد بلکه با روی آوردن به بحران‌های داخلی و نزدیک شدن به سازمان‌های مخالف نظام و روی در روی قرار گرفتن با اکثریت مردم، از پشتوانه مردمی و ملی نیز بی‌بهره شد و ضرورت عزل خود را قطعی کرد، که در این هنگام رهبری نظام در 2/3/60 وی را از سمت فرمانده کل قوا بر کنار کرد. پس از برکناری رئیس جمهور (بنی‌صدر) از مقام فرماندهی کل قوا، گروه‌های مخالف نظام که با وی هم‌پیمان شده بودند، موقعیت را برای تشدید بحران داخلی مناسب دیدند، بدان امید که رئیس جمهور هم‌چنان از حمایت مردمی برخوردار است و از این موقعیت آنان نیز بهره خواهند برد. با اعلام طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس شورای اسلامی در 26/3/60 سازمان مجاهدین خلق (منافقین) - که از همان روزهای اول انقلاب اقدام به جمع‌آوری سلاح و تشکیل تیم‌های مخفی کرده بود - به حمایت از رئیس جمهور یک راه‌پیمایی غیرقانونی خشونت‌بار به راه انداخت. برخلاف تصور سازمان واکنش شدید مردم را نیز برانگیخت. لذا از روز بعد از این واقعه، سازمان که از قبل آماده ورود به فاز نظامی شده بود، رفتار تشکیلاتی خود را تغییر داد به اقدامات نظامی و مخفیانه روی آورد؛ ترورها و بمب‌گذاری آغاز شد، بسیاری از مردم عادی مورد سوءقصد مسلحانه قرار گرفتند و نیز بسیاری از مسئولان کشوری از جمله 72 عضو برجسته نظام در انفجار هفتم تیرماه 1360 در مقر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که با تحول در فرماندهی عالی جنگ، میدان مانور پیدا کرده بود و می‌بایست در صحنه جنگ قابلیت‌های خود را به نمایش می‌گذاشت، ناگزیر شد در گسترده‌ای بسیار بیشتر و با حساسیتی افزون‌تر از گذشته، برای برقراری امنیت در سطح کشور وارد عمل شود و به عنوان نیروی اصلی پاسدار انقلاب، در کنار نیروهای کمیته‌های انقلاب اسلامی و سایر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی از جمله اطلاعات نخست‌وزیری، به حفاظت از اماکن و شخصیت‌ها، شناسایی خانه‌های تیمی و انهدام تشکیلات منافقین و عناصر آن بپردازد. بنی‌صدر و رجوی که هر یک با اتکا به نیروهای یکدیگر، به هم نزدیک شده بودند، به پاریس گریختند و مرکزیت سیاسی محاربه با نظام را در خارج کشور مستقر کردند، امّا مرکزیت نظامی سازمان که به رهبری موسی خیابانی در داخل کشور استقرار داشت، به دنبال انهدام پی در پی خانه‌های تیمی و تشکیلات سازمان، طی یک عملیات سقوط کرد و با کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی (همسر رجوی)، فرماندهی و رهبری سازمان منافقین در داخل کشور فرو پاشید و سازمان جایگاه خود را به عنوان یک مدعی داخلی به کلی از دست داد و به یک نیروی ایذایی تبدیل گردید.

    از سوی دیگر، در همین حال به رغم تشدید بحران داخلی که نتیجه آن، ناامنی در عقبه‌های استراتژیک جنگ می‌بود و شمار فراوانی از نیروهای سپاه و بسیج را معطوف خود می‌کرد، رهبری نظام بر اصلی نگه داشتن جنگ تاکید می‌کرد. امام خمینی با اولویت‌بندی مصالح کشور، اولویت شماره یک را به جنگ اختصاص داد. در این حال، چنین با برطرف شدن موانع هماهنگی بین سپاه و ارتش، فرصت به کارگیری اندیشه‌های جدید نظامی که از اسفندماه 1359 پایه‌ریزی و در نبردهای محدود از جمله عملیات فرمانده کل قوا در21/3/60 آزمایش شده بود، به وجود آمد. علاوه بر این، با رفع موانع برای ورود سپاه به میدان جنگ، زمینه لازم برای جذب نیروهای انقلابی و شکل‌دهی به این نیروها در قالب سازمان رزم، به وجود آمده بود و ظرفیت به کارگیری نیروهای مردمی ایجاد شد، لذا سپاه می‌بایست در کنار ایجاد امنیت در کشور و مقابله با جریانی که مردم، دولت، مجلس و قوه قضاییه را تهدید می‌کرد، به مسئله جنگ به عنوان اصلی‌ترین مأموریت خود، می‌پرداخت.

    آزادسازی مناطق اشغال شده

    در وضعیت جدید مسئولیت سپاه در جنگ بسیار مهم بود و تحول در فرماندهی ارتش که با فرماندهی سرهنگ علی صیاد شیرازی در نیروی زمینی ارتش ایجاد شده بود و هماهنگی فوق‌العاده وی و ستادش با سپاه، این مسئولیت را سنگین‌تر می‌کرد. تعیین استراتژی جدید نظامی، تعیین مناطق عملیاتی، حفظ ابتکار عمل در نبردها، چگونگی گسترش سپاه برای جذب بیشتر نیروهای مردمی و مقابله اساسی با دشمن و نیز نقش سپاه و ارتش از جمله مواردی بود که به خوبی پی‌گیری شد و به سرانجامی مطلوب رسید. سپاه و ارتش مشترکاً در تبیین و اجرای این موارد عمل کردند و در چهار عملیات گسترده در جنوب، محاصره آبادان، اهواز، شوش و دزفول را شکستند و شهرهای بستان و خرمشهر را آزاد کردند و در بسیاری از نقاط خوزستان به مرز دست یافتند، اگرچه پاره‌ای از نقاط چون شلمچه، طلائیه، فکه و دویرج همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. در پایان این مرحله که به مرحله آزادسازی موسوم است، حدود 20% از مناطقی که در آغاز جنگ اشغال شده بود، از جمله نقاط حساس مرزی یاد شده در جنوب و چندین ارتفاع و شهر مرزی در غرب در اشغال دشمن باقی بود. همچنین تا آن جا که تأمین مرزها ایجاب می‌کرد، تعقیب دشمن نیز جزو اهداف استراتژی دوره آزادسازی محسوب می‌شد، از همین روست که در عملیات نصر (هویزه) و نیز در عملیات بیت‌المقدس (فتح خرمشهر) پیش‌بینی شده بود که پس از آزادی خرمشهر، دشمن تا حومه بصره تعقیب شود. امّا در هیچ یک از دو عملیات، عبور از مرز صورت نگرفت. در صورتی که اجرای آخرین مرحله عملیات بیت‌المقدس تحقق می‌یافت و دشمن در آن سوی مرز با موفقیت تعقیب می‌گردید، مسلما در تصمیم‌گیری برای ادامه و یا پایان جنگ تأثیر مهمی می‌گذاشت. به عبارت دیگر، در اختیار داشتن قسمتی از شرق بصره که می‌توانست عامل فشار به عراق برای تخلیه سرزمین تحت اشغال مانده باشد، ممکن بود ضرورت ادامه جنگ را منتفی کند.

    عبور از مرز برای تعقیب دشمن

    در عملیات بیت‌المقدس به فتح خرمشهر اکتفا شد و آخرین مرحله آن عملی نگردید، لذا شلمچه در دست دشمن باقی ماند و خرمشهر و آبادان همچنان در معرض تهدید بود. همچنین از فکه تا قصرشیرین نیز، ارتفاعات مرزی همچنان در اشغال بود و شهرهای مرزی یا در اشغال مانده بود، یا زیر دید و تیر نظامیان عراقی قرار داشت.

    ارتش عراق که خسارت‌های خود را در دو سال جنگ به سرعت ترمیم کرده بود، پس از فتح خرمشهر بیش از آغاز جنگ نیرو و تجهیزات داشت. ارزیابی روحیه تجاوزگر رهبری عراق به خصوص صدام حسین، نشان می‌داد که ارتش عراق همچنان یک تهدید جدی علیه جمهوری اسلامی ایران به حساب می‌آید. از سوی دیگر، منطق نظامی حکم می‌کرد در وضعیتی که برتری با خودی است و دور پیروزی ادامه دارد، جنگ تا دست‌یابی به موقعیتی مستحکم ادامه یابد، به خصوص که هیچ ندای میانجی‌گرانه جدی در جهان شنیده نمی‌شد. محافل بین‌المللی درباره حقوق ایران سکوت کرده بودند و عراق هنوز 2500 کیلومتر مربع از سرزمین‌های ایران اسلامی را تحت اشغال داشت و هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی سیاسی طرف مغلوب مشاهده نمی‌شد؛ کوچکترین امتیازی برای ایران در نظر گرفته نشده بود، حتی از محکومیت متجاوز خبری شنیده نمی‌شد و پرداخت غرامت به ایران به فراموشی سپرده شده بود، لذا برای کسب موقعیت برتر و دست‌یابی به موفقیتی که با استفاده از آن، امکان احقاق حقوق ایران میسر باشد، ادامه جنگ ضروری می‌نمود. این جمع‌بندی سران سیاسی و نظامی کشور بود که در جلساتی با فرمانده کل قوا "امام خمینی" ارائه شد و برجهت‌گیری اولیه امام مبنی بر لزوم پایان دادن به جنگ، تاثیر گذاشت. بدین ترتیب ضرورت تعقیب دشمن قطعی شد و تعقیب متجاوز تا حصول وضعیتی که تامین حقوق ایران را مقدور سازد، مبنای تصمیم‌گیری واقع شد و نقطه عطفی را در روند جنگ به وجود آورد.

    تصمیم جدید نیاز به استراتژی جدید داشت. استراتژی جدید با عنوان "تعقیب متجاوز" هدف‌های متعددی را دنبال می‌کرد: آزادی سرزمین‌های در اشغال مانده، تأمین مرزهای بین‌المللی، انهدام ارتش دشمن تا رفع تهدید آن، واداشتن نظام بین‌الملل به معرفی و تنبیه آغازگر جنگ و دریافت غرامت جنگی از عراق، هدف‌های این استراتژی شناخته می‌شد. امّا از آن جهت که امیدی به پیشرفت کار در مجرای دیپلماسی نبود و نشانه‌ای از واقع‌بینی در نظام بین‌المللی دیده نمی‌شد، خود به خود راهی جز هدف قرار دادن تغییر حکومت عراق باقی نماند؛ زیرا تنها در آن صورت بقیه اهداف و حداقل حقوق حقه و منافع ملی ایران تأمین می‌شد.

    تضمین اجرای این استراتژی، حمایت مردم از ادامه جنگ بود. نقش افکار عمومی که در گذرگاه‌های انقلاب اسلامی تعیین کننده بوده است، در اثبات ضرورت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیز تاثیرگذار بود. رهبری نظام که حفظ مردم در صحنه را در برنامه خویش قرار داده بود و وحدت و یکپارچکی ملی و مردمی را حفظ می‌کرد، هرگز برای تسریع در چرخه امور از روش‌های غیرمردمی و مستبدانه سود نجست، بلکه تنها با تقویت انگیزه‌ها و تأکید بر جنبه‌های شرعی و تقویت احساس تکلیف در مردم، آنان را به حمایت از جنگ فرا می‌خواند، لذا با وجود آن که جامعه ایران جوان بود و سه برابر عراق جمعیت داشت، هرگز در طول جنگ تعداد نیروهای ایرانی در جبهه به تعداد نیروهای عراقی نرسید و هرگز کسی که از خدمت سربازی روی برگردانده بود و یا منطقه عملیاتی را ترک کرده بود، محاکمه نشد. همچنان که کسی برای رفتن به جبهه مجبور نگردید. این روش که در نظام‌های شناخته شده جهان نوعی سوء مدیریت شناخته می‌شود، در انقلاب اسلامی که نوع مدیریت آن از نوع مدیریت انبیا است و بیش از هر چیز، انسان پروری در آن اهمیت دارد، روشی کاملا صحیح و پسندیده است، اگرچه در کوتاه مدت سبب از دست رفتن پاره‌ای از موقعیت‌های مناسب نیز باشد. در مقابل، رهبران بغداد با روش‌هایی که به کار گرفتند نیروهای فراوانی را در جبهه گرد آوردند، حتی شیعیان عراقی که دوستداران رهبران روحانی ایران و مردم ایران بودن و نیز عراقی‌های ایرانی تبار را هم به جنگ ایران فرستادند و هرکس روی از جنگ با ایران بر می‌گرداند، اعدام می‌شد و یا خانواده‌اش مورد آزار قرار می‌گرفت.

    امّا در ایران در کنار رهبری آموزگارانه امام و در کنار نقش تعیین کننده نیروهای داوطلب مردمی، سازمان‌های ارتش، سپاه و بسیج به تفکیک مسئولیت، در نبردهای مشترک و مستقل و درآفند و پدافند تجربه‌های خود را محک زده در چارچوب استراتژی دوره تعقیب متجاوز، وضعیت رزمی خود را ارتقا می‌دادند؛ افزایش استعداد تیپ‌های مستقل ارتش به لشکر، تشکیل سه نیروی سپاه (زمینی، هوایی، دریایی) و نیز اعزام‌های بزرگ بسیج، تمامی در این استراتژی قابل تبیین است. سلب آرامش از دشمن و وارد کردن ضربات سنگین به سازمان ارشت آن - که به منظور گرفتن فرصت بازسازی و تدبیر از دشمن به اجرا در می‌آمد - نیز در چارچوب این استراتژی عملی می‌شد. همچنین اصلی قرار دادن جنگ و پرهیز از سرمایه‌گذاری در مسائل جانبی، از جمله فرعی کردن مقابله با اسرائیل در لبنان در مقایسه با جنگ تحمیلی و تمرکز قوای مسلح در جبهه‌های جنگ با عراق نیز در جهت تحقق آن استراتژی بود.

    سعی در غافل‌گیر کردن دشمن در سه عامل زمین، زمان و تاکتیک و نیز انتخاب زمین نبرد و تحمیل آن بر دشمن، از جمله موارد دیگری بود که در اجرای این استراتژی رعایت می‌شد. کسب تجارب جدید در به کارگیری تجهیزات و تعیین نقش تأثیرگذار برخی تجهیزات در تاکتیک‌های ویژه، از جمله نقش شناورها در عملیات خیبر و نقش توپخانه در عملیات والفجر8 نیز با توجه به همان استراتژی قابل تبیین است. کاهش میزان تأثیرگذاری سلاح‌های پیشرفته دشمن که با ادامة جنگ در زمین‌های دشوار، دنبال می‌شد نیز با توجه به آن استراتژی بود.

    در استراتژی "تعقیب متجاوز" که هدف نهایی بصره بود، با وجود تداوم جنگ در سه جبهه شمالی، میانی و جنوبی، جبهه جنوبی منطقه اصلی نبرد بود و دو جبهه دیگر تا پایان زمستان 1365 نقش پشتیبانی داشتند. اولین نبرد بزرگ در استراتژی تعقیب متجاوز، عملیات رمضان در شرق بصره بود که به سبب عدم انطباق کامل وضعیت خودی با آن استراتژی، با وجود موفقیت‌های اولیه، به اهداف خود نرسید. مهم‌ترین نبرد بزرگ بعدی، عملیات خیبر بود که قابلیت‌های قوای مسلح جمهوری اسلامی ایران را آشکار می‌ساخت. در نتیجه این عملیات بود که بلوک غرب کوشید باب مذکره با ایران را بگشاید، اقداماتی که با سفر نخست‌وزیر ترکیه به عنوان پیام‌آور غرب آغاز شد و به سفر مشاور امنیت ملی امریکا (مک فارلین) به ایران منتهی گردید.

    گذر از موانع عبور ناپذیر و تصرف مناطق مهم

    عبور از رودخانه بسیار عریض اروند و پشت سر گذاردن موانع گسترده آن که در عملیات مهم والفجر8 به وقوع پیوست و فتح فاو را در پی داشت، خارج از تصور و پیش‌بینی‌ها بود، به عبارت دیگر، پایان دادن به توقف چند ساله در پشت دیوار بلند موانع دفاعی عراق و رسوخ به آن سوی دیوار، اقدامی بود که به نظر غیرممکن می‌رسید، اما عملی گردید. عبور از اروند خروشان بدون داشتند تجهیزات و لوازم پیشرفته دریایی و هوایی علاوه بر آن که ارتقاء توانایی‌های نظامی به نمایش در آمده در عملیات خیبر را اثبات می‌کرد، نشان می‌داد که نیروهای مسلح ایران در ارائه اندیشه‌های جدید و تدبیرهای تازه در دنیای نظامی‌گری برای شکستن بن‌بست جنگ، توانایی لازم را دارند. تاکتیک‌های به کار گرفته شده در این نبرد که تلفات فوق‌العاده‌ای را در 75 روز جنگ به ارتش عراق تحمیل کرد، به تثبیت منطقه تصرف شده انجامید. کوتاه کردن (نسبی) دست عراق از شمال خلیج فارس و همسایه شدن ایران با کویت، امنیت خلیج فارس را متأثر کرده بود، لذا عملیات والفجر8 بسیار مهم تلقی می‌شد و به نظر می‌رسید که ایران با در دست داشتن شبه جزیره فاو، آماده پایان بخشیدن به جنگ باشد، لیکن به رغم ابراز تمایلات قبلی نظام بین‌الملل برای پایان دادن به جنگ، پس از والفجر8 نه تنها هیچ اقدامی از سوی آنان در این خصوص دیده نشد، بلکه پس از فتح فاو، فرانسه به عنوان کشوری با ادعای ابرقدرتی و نیز تمایل به اردوی غرب و شوروی از اردوی شرق برای تقویت ارتش عراق اقدامات فوق‌العاده‌ای را آغاز کردند. در عین حال، مقامات ایران بار دیگر پای بندی غرب را به مذاکرات محرمانه خود به بوته آزمایش گذاشتند و سال پس از عملیات فتح فاو را سال سرنوشت نامیدند تا بدین وسیله به افکار عمومی تفهیم گردد که ایران آماده پایان دادن مشروط به جنگ است. بر همین اساس، عملیات کربلای4، عملیات سرنوشت‌ساز نام گرفت، امّا در آستانه اجرای این عملیات، داستان سفر مک فارلین به تهران که مخفی مانده بود، به وسیله عناصر مشکوک ایرانی و احتمالا مرتبط با اسرائیل، در اختیار یکی از نشریات خارجی قرار گرفت. با پخش اطلاعات این موضوع سری، رهبری نظام که این مسئله را توطئه‌ای علیه وحدت ملی می‌داشت، دستور به افشای آن را داد.

    با افشای ماجرای مک فارلین، روابط امریکا و عراق تیره شد و شوروی‌ها برای پر کردن جای خالی ایجاد شده، در روابط خارجی عراق، به سرعت خود را به این کشور نزدیک کردند و از سوی دیگر به منظور نشان دادن خشم خود به ایران، به دلیل برقراری روابط پنهان با امریکا، بمباران گسترده‌ای را علیه ایران سامان دادند. در این بین امریکایی‌ها هم که از تیره شدن روابط خود با عراق نگران بودند و این مسئله را سبب سلب اطمینان دنیای عرب از واشنگتن می‌دانستند، از سویی از همکاری شوروی با عراق و بمباران شهرهای ایران تشکر کردند و از سوی دیگر، اطلاعات (ماهواره‌ای و غیره) مربوط به عملیات کربلای4 را در اختیار عراق گذاشتند. ارتش عراق که از محور اصلی عملیات کربلای4 آگاه شده بود، شب عملیات اصلی‌ترین معبر وصولی را مسدود کرد و در نتیجه، عملیات سرنوشت‌ساز، هم در بعد سیاسی و هم در بعد نظامی ناکام ماند، به همین دلیل نام عملیات که قبلا پیش‌بینی شده بود والفجر10 باشد به کربلای4 تغییر یافت.

    پیش‌روی در شرق بصره

    عملیات کربلای4 به‌رغم ناکامی، نتیجه‌ای مثبت را در پی داشت: طریقه گشودن یکی از گره‌های بسته جنگ در شرق بصره را نشان داد. در حالی که حکومت عراق سرگرم برپایی جشن ناکامی عملیات سرنوشت‌ساز بود و آن را حصادالاکبر (دروی بزرگ) نامیده بود و در حال لشکرکشی به سوی فاو بود تا فاو را هم پس بگیرد، عملیات کربلای5 آغاز شد. با طرح‌ریزی و اجرای سریع اجرای عملیات کربلای5 - که با استفاده از تجارب به دست آمده در عملیات کربلای4 و نیز با به‌کارگیری نیروهای آماده و به جا مانده از آن عملیات، انجام شد - موانع شرق بصره که برای هیچ ارتشی در خاورمیانه قابل عبور نبود، شکسته شد و بصره برای اولین بار و به طور جدی در خطر سقوط قرار گرفت. غافلگیری دشمن در زمان، زمین و تاکتیک سبب شد مهم‌ترین عملیات در دوره تعقیب متجاوز روی دهد. بزرگی حادثه به قدری بود که عراقی‌ها ابتدا امریکا را در این قضیه متهم کردند و گمان بردند دریافت اطلاعات عملیات کربلای4 فریبی بیش نبوده، غافل از آن که شبکه‌های اطلاعاتی امریکا هم در مورد عملیات کربلای5 غافلگیر شده بودند.

    این مسئله که بار دیگر از توانمندی قوای مسلح ایران حکایت می‌کرد، دنیای غرب و شرق را به جمع‌بندی قاطعی رساند: آنان متقاعد شدند که در صورت نداشتن اتفاق نظر، ایران برنده قطعی جنگ خواهد بود. در نتیجه اولین توافق بین‌المللی بین امریکا و شوروی بر سر پایان جنگ رخ داد و در اولین و آخرین تلاش صلح جدی سازمان ملل متحد برای برقراری صلح، قطعنامه 598 در شورای امنیت این سازمان تصویب شد. این قطعنامه در وضعیتی تصویب شد که برتری در جنگ با ایران بود، در عین حال نحوه تنظیم مواد آن نشان می‌داد، صرف نظر از این که برای اولین بار به برخی واقعیات جنگ توجه شده است، با ابهامات توأم می‌باشد که می‌تواند تامین کننده تمایلات عراق باشد و بی دلیل نبود که پس از تصویب قطعنامه، عراق بلافاصله پذیرش خود را اعلام کرد، امّا ایران که نمی‌توانست ریسک کند و در وضعیت برتر یک قطعنامه مبهم را بپذیرد، پذیرش آن را به توافق بر سر روش اجرایی آن مشروط کرد، در عین حال برای تحکیم مواضع بین‌المللی خود که در چانه‌زنی‌های بعدی بتواند حداقل امتیازات و حقوق مورد نظرش را استیفا کند، جنگ را ادامه داد. میدان اصلی جنگ که تا عملیات کربلای5، در جبهه جنوبی بود، از این پس به جبهه شمالی منتقل شد و از سوی دیگر، با ورود امریکا در خلیج فارس و احساس خطر جمهوری اسلامی از آن ناحیه، برای مدتی میدان اصلی نبرد از زمین به دریا انتقال یافت و مدت چهار ماه این وضعیت ادامه داشت تا آن که یک آتش‌بس نسبی اعلام نشده بین ایران و امریکا در خلیج‌فارس برقرار شد و آن‌گاه بار دیگر نبردهای زمینی، در رأس جنگ قرار گرفت.

    در جبهه شمالی چند عملیات موفق ایران اجرا شد. در طی این مدت، ایران ضمن ادامه عملیات، گفت و گو برای رسیدن به توافق در نحوه اجرای قطعنامه 598 را رها نکرد و در این باره موافقت نسبی دبیرکل سازمان ملل متحد را نیز جلب کرده بود و با امیدواری در مورد جلب نظر شورای امنیت پیش می‌رفت. نام‌گذاری والفجر10 برای عملیات در منطقه حلبچه نیز خود می‌توانست پیامی برای آمادگی ایران برای پایان جنگ باشد، لیکن دنیا با سکوت خود در برابر این پیام، مجوز بمباران شیمیایی حلبچه را به عراق داد و پس از این بمباران نیز اقدام مهمی از کشورهای ثالث دیده نشد. از سوی دیگر برخی اختلالات و تضاد منافع بین امریکا و شوروی در نحوه پایان جنگ، از جمله حضور بسیار گسترده و دخالت مستقیم نظامی امریکا در خلیج فارس، سبب شد که شوروی هم نوایی کاملی (نظیر زمان تصویب 598) با دیگر اعضای شورای امنیت نشان ندهد، از این رو ایران در جریان چانه‌زنی درباره قطعنامه و رسیدن به وضعیت مطلوب، تهدیدها و قطعنامه‌های تنبیهی بعدی را چندان جدی نمی‌گرفت و با افزایش حسن ارتباط با شوروی، از این ابرقدرت به منظور گرفتن زمان لازم استفاده می‌کرد.

    پایان جنگ

    عراق، پس از شکست در خرمشهر در جریان عملیات بیت‌المقدس، در لاک دفاعی فرو رفت و بیش از هر چیز به ایجاد موانع بر سر راه قوای مسلح ایران پرداخت. در همین حال، به مرور اعتبار خود را که از داست داده بود، بازیابی و ارتش خود را نیز بازسازی می‌کرد. از سوی دیگر، ایران با پی‌گیری استراتژی تعقیب متجاوز - که در حملات پی در پی بروز می‌کرد - آسیب‌های مداومی بر روحیه ارتش عراق وارد می‌کرد. این مسئله خصوصا در عملیات والفجر8 و سپس در عملیات کربلای5 به اوج خود رسید.

    امّا از طرف دیگر، کمک‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی و نیز حمایت دیپلماتیک و تبلیغاتی نظام بین‌الملل از عراق، کمبودهای روانی ارتش این کشور را جبران می‌کرد، ضمن آن که به برتری توانایی‌های نظامی عراق روز به روز می‌افزود.

    عراق با اتکا به حمایت‌های جهانی، علاوه بر تقویت روزافزون قوای زمینی خود، توان نیروی هوایی‌اش را نیز افزایش داد به کمک هواپیماهای پیشرفته، از سال 1362 خلیج‌فارس را برای ایران ناامن کرد تا با توقف یا کاهش صدور نفت و تقلیل قدرت اقتصادی ایران، توان ادامه جنگ را از آن بگیرد و هم‌زمان دامنه جنگ را گسترش دهد و پای نیروهای فرا منطقه‌ای را به خلیج‌فارس بکشاند. ایران در برابر این اقدام چاره‌ای جز مقابله به مثل نداشت. از آن جا که تنگه هرمز بر روی کشتی‌های عراقی مسدود بود و کویت و عربستان سعودی به جای عراق نفت می‌فروختند و حمل و نقل دریایی انجام می‌دادند، کشتی‌های کویتی و سعودی هدف حمله هواپیماهای ناشناس قرار می‌گرفتند و این مسئله، دعوت از ابرقدرت‌ها را برای اسکورت نفت‌کش‌ها را در پی داشت که از سال 1366 بعد از تصویب قطعنامه 598، اجرای اسکورت شروع شد و دور جدیدی را در جنگ پدید آورد. در جنبه‌ای دیگر، تقویت ناوگان هوایی عراق سبب گردید که این کشور از سال 1363 دامنه حملات هوایی خود را تا تهران گسترش دهد و چهار سال بمباران شهرهای ایران را تداوم دهد. در این جریان، شوروی، آلمان و برزیل با تقویت یگان‌های موشکی عراق، نقش مهمی را در ادامه حملات عراق به شهرهای ایران داشتند. این مسئله که بیش‌تر به منظور کاستن از حمایت مردم و دور کردن آن‌ها از جنگ و ایجاد واکنش در آنان علیه حکومت ایران صورت می‌گرفت، به رغم آسیب بسیاری که وارد آورد، واکنش منفی علیه نظام جمهوری اسلامی در پی نداشت. ایران نیز با این که قدرت آفند نیروی هوایی‌اش تقریباً به صفر رسیده بود، با موشک‌هایی که به دست آورده یا بازسازی کرده بود، مقابله به مثل می‌کرد، لذا این اقدام عراق نیز تأثیر تعیین کننده‌ای در جهت‌گیری ایران نداشت. امّا آنچه نقش تعیین کننده را ایفا می‌کرد، قوای زمینی ارتش عراق بود که با وجود تلفات فراوانی که در 8 سال جنگ به آن وارد شده بود، در روزهای پایانی جنگ پنج برابر رویهای نخست نیرو و لشکر داشت و تعداد ادوات زرهی و هواپیماهایش نیز دو برابر شده بود، این در حالی بود که شمار نیروهای ایران کم‌تر از 30% نیروهای عراق بود. در چنین حالتی، عراق در یک سال آخر جنگ از درگیر کردن یگان‌های اصلی خود نیز پرهیز کرد و هرگز حاضر نشد برای دفاع از جبهه شمالی خود، آن‌ها را به کار بگیرد.

    با چنین وضعیتی و در حالی که قوای مسلح ایران در منطقه حلبچه درگیر بودند، ارتش عراق به فاو حمله کرد و با استفاده از سلاح شیمیایی و غافلگیری نیروهای خودی، فاو را گرفت و وضعیت جدیدی را پیش آورد. دست‌یابی به فاو برای عراق که به جز ضعف روحی نیروها، در همه جنبه‌های مادی؛ برتری محسوس بر ایران یافته بود، برای ارتش عراق مشکل‌گشا شد و با آشکار شدن این برتری و نیز با اتکا به سلاح‌های غیرمتعارف مناطق از دست داده شلمچه، مجنون و زبیدات، را باز ستاند، در همین وضعیت، امریکا که همزمان با حمله عراق به فاو، در حمله‌ای سمبلیک، سکوهای نفتی ایران را هدف گرفته بود تا حمایت خود را از عراق اثبات کند، در تاریخ 1367/4/12 یک هواپیمای مسافربری ایران را برفراز خلیج‌فارس هدف قرار داد و 290 مسافر را به شهادت رساند. هم‌زمان خبرهایی دال بر تهدید به بمباران شیمیایی و حتی بمباران اتمی شهرهای بزرگ به ایران می‌رسید و حادثه سقوط هواپیمای مسافربری نیز هشداری برای حملات بعدی معنا می‌شد. لذا تحزیه و تحلیل اوضاع موجود سبب شد که در تاریخ 1367/4/27 موافقت ایران با قبول قطعنامه 598 اعلام کند.

    به این ترتیب وقت‌گیری یک ساله ایران برای کسب پیروزی مهم و استراتژیک و قرار گرفتن در موضعی برتر، به نتیجه مطلوب نرسید و نظام بین‌الملل حاضر نشد به تلاش منطقی و دیپلماتیک ایران روی خوش نشان دهد، بلکه برعکس با تقویت رژیم عراق و موافقت یا به کارگیری گسترده سلاح‌های غیر متعارف توسط ارتش آن کشور خطر تضعیف ایران و حتی شکست کامل در جنگ به وجود آمد. پس از اعلام موافقت ایران با قطع‌نامه، ارتش عراق مجدداً به خوزستان، ایلام و کرمانشاه هجوم آورد، ضمن آنکه در حمله به کرمانشاه نیروهای منافقین نیز به کار گرفته شد، امّا در پی پیام امام خمینی مبنی بر مقابله با تجاوزات دشمن، مردم به طور شگفت‌آوری با حضور در جنوب و غرب کشور ارتش عراق و منافقین را با قدرت عقب راندند.

    سرانجام عراق نیز که خطر گرفتاری مجدد در حوادثی همانند آغاز جنگ را دوباره احساس می‌کرد، در تاریخ15/7/67 تن به آتش‌بس داد و در تاریخ 29/5/67 به طور رسمی آتش‌بس برقرار شد و نیروهای حافظ سازمان ملل متحد بین نیروهای ایران و عراق مستقر شدند

  • روز شمار دفاع مقدس

     

     

    آغاز جنگ- در سی و یکم شهریور 1359در شرایطی که اقدامات متعدد امپراطوری آمریکا جهت براندازی نظام نوپای انقلاب اسلامی یکی پس از دیگری با شکست مواجه می شد، رژیم جنگ طلب و توسعه طلب عراق با حمایت آمریکا و غرب مرزهای جمهوری اسلامی ایران را مورد حمله نظامی قرارداد و بطور همزمان نیروی هوایی این کشور در یک تهاجم گسترده مناطق استراتژیک از جمله فرودگاه تهران را بمباران کرد و به دنبال آن جنگ تحمیلی رسماً آغاز گردید. با شروع جنگ جمهوری اسلامی ایران کاملاً غافلگیر شد. زیرا از یک طرف ارتش بخاطر اعدام، تصفیه و فرار سران فاسد خود فاقد کمترین کارایی بود. از طرف دیگر سپاه نیز هنوز در بدو شکل گیری بوده و توان محدودش نیز در درگیریهای داخلی در کردستان، گنبد، جریان خلق عرب و �شدیداً تحلیل رفته بود. بنابراین ایران فاقد یک سازمان نظامی توانمند برای مقابله با ماشین جنگی عراق بود. از این میان دو عامل اساسی مانع فروپاشی نظام سیاسی کشور گردید. اول کنترل اوضاع توسط حضرت امام(ره) و عامل دوم سیل روز افزون مردم در صحنه سیاسی کشور و گسیل آنها به جبهه ها سازمان یافتن نسبی مردم و بسیج آنها سبب شد آغاز حملات ایذایی و چریکی گردید و توانست مانع پیشروی ماشین جنگی عراق گردد و پس از آن بتدریج انسجام عملیاتهای محدود مورد نظر واقع شد. عراق نیز در این مقطع پس از ناکامی در تصرف خوزستان با اتخاذ استراتژی دفاعی در جنگ زمینی و افزایش فشار بر روی شهروندان از طریق جنگ شهرها سعی نمود در کوتاهترین زمان ممکن دولت ر اتسلیم نموده و وادار به مذاکره نماید، لیکن موضع سازش ناپذیر امام خمینی(ره) و وفاداری و پشتیبانی مردم از معظم له پاسخ کوبنده ای به تحرکات ایذائی بود حدودآً  18 عملیات بصورت کلاسیک و در دوره بنی صدر انجام شد که هیچگونه موفقیتی دربر نداشت. در مطالبی که متعاقباً می آید اقدامات انجام شده طرفین بررسی خواهد شد.

    31/6/1359 آغاز تهاجم همه جانبه عراق به جمهوری اسلامی ایران که از سه جبهه جنوب، میانی و شمال انجام شد. ارتش عراق در جبهه تهاجم خود را از پنج محور آغاز کرد:

    1- محور شلمچه برای تصرف خرمشهر و آبادان. 2 - محور کوشک به طرف اهواز. 3 - محور طلائیه به سمت هویزه. 4 - محور چزابه به طرف بستان، سوسنگرد و اهواز. 5 - محور فلکه به سمت شوش، دزفول و دهلران.6 - در جبهه میانی نیروهای دشمن از چهار محور وارد عمل شدند. 7- محور مهران. 8 - محور مندلی به سمت ارتفاعات سومار و نفت شهر. 9 - محور خسروی- قصر شیرین. 10 - محور سلیمانیه- پنجوین جهت تصرف ارتفاعات مریوان و بانه. در جبهه شمالی از محور ازگله به بالا ابتکار عمل در دست نیروهای محلی و ضد انقلاب داخلی قرار داشت و عراق در نقش پشتیبانی عمل می کرد.

    در فاصله آغاز جنگ (31/6/59) تا (26/12/59) عملیاتهای محدودی از سوی نیروهای خودی انجام شد که به ترتیب ذکر می شود.

    13/7/59 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در منطقه موسیان.

    23/7/59_ حرکت محدود ارتش در منطقه دزفول.

    15/8/59 _ شبیخون غیور اصلی توسط سپاه در منطقه حمیدیه.

    4/10/59 _ حرکت محدود سپاه در تنگ حاجیان.

    15/10/59_ عملیات ارتش هویزه.

    19/10/59 _ عملیات محدود سپاه و ارتش در میمک.

    19/10/59 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در محور آبادان.

    20/10/59 _ عملیات محدود نصر در محور ماهشهر توسط سپاه و ارتش.

    12/11/59 _ عملیات ارتش در ارتفاعات زیل.

    18/11/59_ عملیات سپاه در منطقه سوسنگرد.

    21/11/59 _ عملیات محدود در منطقه دهلاویه توسط سپاه.

    26/11/59 _ حرکت محدود سپاه در ارتفاعات زیل.

    26/11/59_ عملیات در محور میمک.

    24/12/59_ عملیات محدود سپاه در سرپل ذهاب.

    24/12/59 _ عملیات سپاه در گیلان غرب.

    26/12/59_ عملیات حضرت مهدی در محور سوسنگرد توسط سپاه.

    سال 1360 درنیمه اول این سال در اثر افزایش تجربه رزمندگان اسلام عملیات چریکی و ایذایی جای خود را به عملیات محدود داد و نیروهای اسلام ظرف مدت 6 ماه 19 عملیات در جبهه های غرب و جنوب انجام دادند. همچنین جبهه خودی دریافت که از این پس قادر است ضربات اساسی تری به ارتش عراق وارد نماید. بویژه پس از خلع بنی صدر از ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا زمینه بازتری برای حضور نیروهای انقلابی در صحنه تصمیم گیری جنگ فراهم شد و ارتش و سپاه توانستند با همکاری یکدیگر به مقابله با دشمن بپردازند. در نیمه دوم سال 60 استراتژی تدوین شده موسوم به طرحهای کربلا به اجرا گذاشته شد. اولین گام در اجرای این استراتژی شکستن حصر آبادان بود. این عملیات زمینه ساز آزاد سازی خرمشهر گردید و باور مسئولین جنگ را نسبت به امکان دستیابی به پیروزیهای بیشتر مضاعف ساخت.

    60/1/1_ عملیات محدود و مشترک سپاه و ارتش در ارتفاع قوچ سلطان.

    60/1/15 _ عملیات حضرت مهدی در محور کرخه- دزفول توسط سپاه و ارتش.

    60/1/25 _ عملیات امام مهدی در محور شوش توسط سپاه و ارتش.

    60/2/2 _ عملیات مشترک سپاه و ارتش در ارتفاع بازی دراز.

    60/2/25_ عملیات شیخ فضل الله نوری در محور آبادان توسط ارتش و سپاه.

    60/2/31 _ عملیات امام علی در محور شوش- سوسنگرد توسط سپاه و ارتش.

    60/3/11 _ عملیات محدود سپاه در منطقه نوسود.

    60/3/15_ عملیات محدود سپاه در منطقه نوسود.

    60/3/21_ عملیات فرماندهی کل قوا در محور دارخوین توسط ارتش و سپاه.

    60/4/2 _ عملیات محدود و مشترک سپاه و ارتش در محور دزفول.

    60/4/11 _ عملیات روح الله در محور نوسود توسط ارتش و سپاه.

    60/5/3 _ عملیات شهید چمران در محور جاده ماهشهر توسط سپاه.

    60/5/5 _ عملیات مشترک ارتش و سپاه با نام شهید چمران در حمیدیه(طراح).

    60/5/12_ عملیات مشترک و محدود سپاه در محور طراح.

    60/6/10 _ حرکت محدود سپاه در محور طراح.

    60/6/10_ عملیات شهید رجایی و باهنر در محور حمیدیه توسط سپاه و ارتش.

    60/6/11 _ عملیات نصر در غرب تپه الله اکبر توسط ارتش وسپاه.

    60/6/11_ عملیات مشترک ارتش و سپاه در ارتفاع بازی دراز.

    60/6/27 _ عملیات شهید مدنی در غرب سوسنگرد توسط سپاه.

    60/7/5 _ عملیات ثامن الائمه در شمال آبادان و شرق کارون بطور مشترک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شد. استعداد خودی در این عملیات 9 تیپ، 9 گردان پیاده منهای توپخانه و پنجاه قبضه ضد هوایی بود و در مقابل توان دشمن را 6 تیپ زرهی و پیاده، 1 گروهان موشک ضد تانک میلان، 3 آتشبار ضد هوایی و 2 آتشبار توپخانه سبک تشکیل می داد. در این عملیات 150 کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی از جمله دو جاده استراتژیک اهواز- آبادان و ماهشهر- آبادان آزاد شد و شهر آبادان از محاصره دشمن خارج گردید. تلفات انسانی نیروهای عراق در عملیات ثامن الائمه بالغ بر 1800 اسیر و 1500 تا 2000 کشته و زخمی شد و 90 دستگاه تانک و نفربر، 100 خودرو، 2 دستگاه پل پی امپی ارتش عراق منهدم گردید. همچنین 160دستگاه تانک و نفربر 150 خودرو، 30دستگاه لودر و بلدزر و 7 قبضه توپ به غنیمت نیروهای ایران درآمد.

    60/9/8-عملیات طریق القدس با همکاری مشترک سپاه و ارتش در منطقه بستان انجام شد. استعداد قوای خودی در این عملیات 5 تیپ پیاده، 4 تیپ زرهی و 4 گردان توپخانه بود و دشمن از 6 تیپ زرهی، 5 تیپ پیاده و 3 گروه جیش الشعبی استفاده می کرد. در این عملیات 650 کیلومتر از زمین از جمله شهرستان بستان از اشغال نیروهای عراقی خارج گردید و از نیروهای دشمن 549 نفر اسیر و 8500 نفر کشته و یا زخمی شدند. همچنین نیروهای خودی موفق شدند 180 دستگاه تانک و نفربر، 200 دستگاه خودرو، 12 فروند هواپیما، 4 فروند هلیکوپتر را منهدم کرده و 170 دستگاه تانک و نفربر، 250 دستگاه خودرو، 150دستگاه تجهیزات و 19 قبضه توپ را به غنیمت خود درآوردند.

    60/9/12_ عملیات ضربت ذوالفقار.

    60/9/20_ عملیات مشترک سپاه و ارتش تحت عنوان مطلع الفجر در منطقه گیلان غرب.

    60/10/12 _ عملیات محمد رسول الله در محور مریوان- پاوه توسط ارتش و سپاه.

    60/10/120 _ عملیات امیرالمومنین در منطقه ریجاب.

    60/12/1 _ عملیات امام علی توسط ارتش و سپاه در چزابه.

    سال 1361 با آغاز سال جدید ضربات قاطع مدافعین انقلاب سبب دگرگونی عمیق در توازن جنگ شد. عملیات فتح المبین که از جانب امام امت(ره) فتح الفتوح لقب گرفت، ضربات جبران ناپذیری بر ارتش بعث عراق وارد ساخت و موجب آزاد سازی مناطق استراتژیک وسیعی گردید. عملیات بیت المقدس که در فاصله زمانی کوتاهی پس از فتح المبین صورت گرفت رژیم عراق را در آستانه سقوط قرار داد. فتح خرمشهر علاوه بر افزایش روحیه درجبهه خودی اعتبار نظامیان عراقی را شدیداً زیر سوال برد. در واقع همانگونه که تصرف خرمشهر برگ برندة عراق محسوب می شد و موازنه را به نفع او حفظ می کرد از دست دادن آن نیز توان و کارآیی ارتش و رژیم عراق را در داخل و خارج مورد تردید قرار داد بویژه آنکه تلفات نیروی انسانی و تجهیزات انهدامی و اغتنامی ارتش عراق در این عملیات آنقدر بالا بود که رژیم عراق را یارای ادامه جنگ نبود. عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس بکلی توازن جنگ را به نفع نیروهای اسلامی تغییر داد و ارتش عراق را شدیداً در موضع انفعالی قرار داد. بگونه ای که صدام حسین رئیس رژیم عراق پس از بازپس گیری فاو در فروردین 67 اظهار داشت.(نقل به مضمون): �بعد از تصرف محمره(خرمشهر) توسط ایران ما فقط یک تیپ داشتیم که برای حفاظت بغداد گماردیم� رژیم عراق در پی شرایط حادی که بر او عارض شده بود و بدلیل ضعفهای موجود تحت لوای صلح طلبی دست به عقب نشینی از بقیه نقاط مرزی زد و در نقاطی موضع گرفت که توسط موانع طبیعی محافظت می شد تا بدین نحو کمبود نیروی خود را جبران نماید. ضعف های اساسی عراق در این مقطع عبارت بودند از:

    1 - عدم برنامه ریزی برای جنگ دراز مدت در داخل خاک ایران.

    2 - شکست روحی ناشی از عدم موفقیت در استراتژی پیروزی برق آسا.

    3- ناتوانی در مقابل جنگهای نامنظم.

    4 - عدم دستیابی به خطوط دفاعی منظم و قابل اتکاء.

    5 - دادن جناح و فاصله زیاد بین خط مقدم و عقبه.

    6 - دست نیافتن به هدفهای مورد نظر.

    7 - فقدان انگیزه در سربازان عراقی. بعد از بیت المقدس بدلیل تحلیل رفتن توان یگانهای خودی وقفه ای کوتاه در انجام عملیات بعدی ایجاد شد و عراق نیز سراسیمه اقدام به ایجاد موانع و خطوط متعدد دفاعی در جنوب نمود تا بدین وسیله شهر استراتژیک بصره را از خطر متعدد سقوط مصون دارد.

    برای این منظور کارشناسان نظامی غربی و اسرائیلی نیز عراق را یاری دادند. جمهوری اسلامی ایران پس از حل شبهات شرعی و سیاسی در خصوص ورود به خاک عراق عملیات رمضان را به منظور تصرف بخشی از خاک عراق انجام داد. از جمله دلایل اصلی پیشروی به داخل خاک عبارت بودند از:

    1 - خارج ساختن شهرهای آبادان و خرمشهر از برد توپخانه عراق و فراهم کردن زمینه بازگشت مردم به این شهرها.

    2 - جلوگیری از استمرار استراتژی هجومی عراق در دریا و هوا.

    3 - وادار ساختن مجامع بین المللی به قضاوت عادلانه و حل و فصل وضعیت موجود.

    4 - تنبیه متجاوز. عملیات رمضان و چند عملیات متعاقب آن مانند والفجر مقدماتی، نتایج مورد نظر را بدنبال نداشت و جنگ وارد مرحله جدیدی شد که طی دو سال بعد نیز ادامه یافت.

    61/1/2- عملیات فتح المبین در جبهه جنوب و در منطقه غرب شوش و دزفول و غرب رودخانه کرخه صورت گرفت. در این عملیات نیروهای خودی با 3تیپ زرهی، 20 تیپ پیاده و 10 گردان توپخانه در مقابل 7 تیپ زرهی،6تیپ مکانیزه، 15 تیپ پیادة دشمن وارد عمل شدند که در نتیجه قریب 2400 کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی شامل مراکزی چون سایت و رادار فکه، جاده دزفول- دهلران و � آزاد شد و شهرهای شوش، دزفول، اندیمشک و پایگاه های شکاری دزفول از زیردید و تیر دشمن خارج گردید. در این عملیات 15000 نفر از نیروهای عراق به اسارت درآمدند و 361 دستگاه تانک و نفربر، 18 فروند هواپیما، 300 دستگاه خودرو، 50 قبضه توپ و 30دستگاه تجهیزات مهندسی دشمن منهدم شد. همچنین 320دستگاه تانک و نفربر، 500 دستگاه خودرو، 165 قبضه توپخانه و 50 دستگاه تجهیزات مهندسی آنان به غنیمت نیروهای خودی درآمد.

    61/2/10-عملیات بیت المقدس در جنوب اهواز و شمال خرمشهر توسط سپاه و ارتش انجام شد. عملیات بیت المقدس در جنوب اهواز و شمال خرمشهر توسط سپاه و ارتش انجام شد. در این عملیات25 تیپ پیاده، 7 تیپ زرهی و 11 گردان توپخانه خودی در مقابل 8 لشگر سازمانی و نزدیک به 20 تیپ مستقل و حدود 539 قبضه انواع توپ دشمن وارد عمل شدند که در نتیجة آن 5400 کیلومتر مربع از اراضی جمهوری اسلامی از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید آزاد شد. در عملیات بیت المقدس 19000 نفر از نیروهای دشمن اسیر و 16000 نفر کشته و یا زخمی شدند و تلفات سنگینی به تجهیزات و ادوات آنها وارد آمد، از جمله 150 دستگاه تانک و نفربر، 20 فروند هواپیما، 200 دستگاه خودرو و 30 قبضه توپخانه دشمن منهدم گردید و 50 دستگاه تانک و نفربر، 300 دستگاه خودرو و 30 قبضه توپ توسط نیروهای اسلام به غنیمت گرفته شد.

    61/4/23- عملیات رمضان در منطقه عمومی شرق و بصره و در داخل خاک عراق انجام شد. در این عملیات 6 لشکر پیاده، 2 لشگر زرهی و 2 تیپ مستقل خودی در مقابل 3 لشکر زرهی، 1 لشکر مکانیزه، 1 لشکر پیاده و چندین تیپ زرهی، پیاده و مکانیزه دشمن وارد عمل شدندو هرف عملیات رمضان تعقیب متجاوز، دور ساختن دشمن از شهرهای حساس و استراتژیک خرمشهر و آبادان و همچنین انهدام واحدهای باقیمانده ارتش عراق بود. در این عملیات 1315 نفر از نیروهای دشمن اسیر و 7400 نفر کشته و یا زخمی شدند و 1097 دستگاه تانک و نفربر، چند صد دستگاه خودروی نظامی و مهندسی، 5 فروند هواپیمای دشمن منهدم شد و 100 دستگاه تانک و نفربر و دهها دستگاه خودروی نظامی و مهندسی به غنیمت نیروهای خودی درآمد.

    61/5/15_ عملیات ثارالله در منطقه قصر شیرین توسط سپاه.

    61/6/26_ عملیات حسین ابن علی توسط سپاه در میمک.

    61/7/9 _ عملیات مسلم ابن عقیل توسط ارتش و سپاه در محور سومار.

    61/8/10 _ عملیات محرم در منطقه حمرین توسط ارتش و سپاه.

    61/11/17_ عملیات والفجر مقدماتی در جبهه جنوب و در محور فکه و چزابه توسط سپاه و ارتش انجام شد این عملیات که با قصد نفوذ در داخل خاک عراق طراحی شد دومین تجربة نیروهای خودی در ورود به داخل خاک دشمن بود. ارتش عراق که ضربات سهمگینی از نیروهای خودی در عملیات بیت المقدس، فتح المبین و �خورده بود با شیوة رزم و نحوه تهاجم نیروهای خودی آشنا شده و با اتخاذ شیوه های پدافندی پیچیده قصد داشت مانع از ادامه موفقیت نیروهای خودی گردد. در عملیات والفجر مقدماتی که زمینه ساز حرکتهای محدود دیگری شد یگانهای خودی موفق شدند ضمن انهدام بخشی از قوای دشمن قسمتهایی از خطوط مرزی را در شمال چزابه تأمین نمایند.

    رکودی که از تیرماه سال 61 به دنبال عملیات رمضان بر جبهه خودی سایه افکنده بود و رزمندگان در مقابل دیوار دفاعی عراق متوقف مانده بودند تا اواخر سال 64 نیز ادامه یافت.

    در این سال سلسله عملیات محدود و ایذایی تحت عنوان قدس، ظفر و عاشورا انجام گرفت. همچنین در جبهه جنوب (هورالهویزه) در فصل تابستان تحرک زیادی از جانب نیروهای خودی صورت گرفت، امری که هیچ گاه در گذشته به چشم نمی خورد. در کنار اقدامات فوق، کار بر روی فاو نیز در جریان بود.

    اواخر سال 64 در میان ناباوری محافل خارجی و کشورهای عربی، خصوصاً شیخ نشین کویت، عملیات بزرگ والفجر هشت (فتح فاو) در اوج غافلگیری ارتش عراق انجام شد. از جمله عوامل مؤثر در غافلگیری عراق شدت فعالیت جبهه خودی در هورالهویزه بود که با توجه به اینکه طی سالهای 62 63 محور اصلی عملیات نیروهای خودی همین منطقه بود، ذهنیت دشمن را شدیداً متوجه خود نمود. به هر حال شهر فاو در روز سوم عملیات تصرف شد و تثبیت مواضع بیش از 70 روز به طول انجامید. فتح فاو پیامدهای بسیاری دربرداشت. اصلی ترین نتیجه آن بر هم خوردن توازن در صحنه نظامی سیاسی جنگ بود که تشدید جنگ شهرها را در پی داشت. از سوی دیگر در یک توطئه جهانی با شرکت آمریکا، اروپا و کشورهای عربی منطقه، قیمت نفت تا مرز 5/5 دلار در بشکه سقوط کرد. در سال 65 فرماندهان نظامی درصدد برآمدند که با دستیابی به یک پیروزی دیگر مانند فاو جنگ را به نقطه روشنی برسانند. از این رو عملیات کربلای 4 در شلمچه طرح ریزی شد. لیکن آمریکا که پس از فاو به این نتیجه رسیده بود که در صورت تکرار پیروزیهای ایران منافع او به خطر خواهد افتاد، کمکهای اطلاعاتی خود را به عراق شدیداً افزایش داد به گونه ای که هنگام آغاز عملیات کربلای 4 کاملاً از عملیات مطلع بود و به همین خاطر پس از شب اول عملیات، فرماندهان سپاه ادامه عملیات را مصلحت ندانسته و آن را متوقف کردند. 15 روز پس از عملیات کربلای 4 طی یک ابتکار عمل بدیع سپاه عملیات کربلای 5 طرح ریزی کرد و در حالی که عراق خود را برای حمله به فاو آماده می کرد و عملیات سالانه ایران را نیز تمام شده تلقی می نمود، یک بار دیگر غافلگیر شد اما این بار از لحاظ زمان (نه مکان). عملیات کربلای پنج بسیار سخت بود؛ جبهه خودی درصدد آن بود که با رسیدن به کانال زوجی در کنار شهر بصره قرار بگیرد و عراق نیز کوشش می کرد به هر قیمت ممکن از پیشروی ایران جلوگیری کند. بدین معنا که بر خلاف والفجر هشت که عراق زمین را واگذار کرد تا زمان را بدست آورد، تلاش عراق مصروف آن بود که زمین را حفظ کند. به هر تقدیر عملیات کربلای پنج نیز مانند هشت دارای پیامدهای زیادی بود، به گونه ای که سال بعد، سال رقم خوردن سرنوشت جنگ قلمداد گردید.

    64/3/17_ عملیات ظفر 1در جزیره مینو توسط ارتش.

    64/3/23 _ عملیات انصارا� توسط سپاه در کردستان.

    64/3/24 _ عملیات قدس 1در هورالهویزه توسط سپاه.

    64/4/5_ عملیات ظفر 2در پنجوین توسط ارتش.

    64/4/7 _ عملیات ظفر 3توسط ارتش در غرب کشور.

    64/4/10_ عملیات ظفر 4توسط ارتش در فکه.

    64/4/20_ عملیات قدس 3توسط سپاه در منطقه دهلران.

    64/4/23 _ عملیات قادر در جبهه شمالی و در محور سیدکان توسط ارتش.

    64/5/2_ عملیات قدس 4در هورالهویزه توسط سپاه.

    64/5/15_ عملیات قدس 5 در هورالهویزه توسط سپاه.

    64/5/23 _ عملیات عاشورای 1 توسط سپاه در تکاب کردستان.

    64/5/24_ عملیات عاشورای 2توسط سپاه در منطقه چنگوله.

    64/5/25_ عملیات عاشورای 3 توسط سپاه در منطقه فکه.

    64/8/1 _ عملیات عاشورای 4 توسط سپاه در منطقه هورالهویزه.

    64/11/20 _ عملیات والفجر 8 در جبهه جنوب و منطقه عمومی فاو، بطور مستقل توسط سپاه پاسداران طراحی و انجام شد که در آن 12 لشکر و 9 تیپ پیاده به همراه 15 گردان توپخانه در مقابل 8 لشکر و 34 تیپ پیاده، 2 لشکر و 10 تیپ زرهی و مکانیزه دشمن عمل کردند. در این عملیات 2135 نفر از نیروهای دشمن اسیر و قریب 50000 نفر از آنان کشته و یا زخمی شدند و 200 دستگاه تانک و نفربر، 60 فروند هواپیما، 10 فروند هلیکوپتر، 500 دستگان خودرو و 150 قبضه انواع توپ ارتش عراق منهدم شد و 100 دستگاه تانک و نفربر، 250 دستگاه خودرو، 35 قبضه توپ و 34 دستگاه تجهیزات مهندسی به غنیمت گرفته شد. در عملیات والفجر 8 ,800 کیلومتر مربع از خاک عراق از جمله شهر و تأسیسات نفتی فاو و دریاچة نمک به تصرف نیروهای اسلام درآمد. این عملیات نقش تعیین کننده ای در روند جنگ داشت و موجب به هم خوردن توازن به نفع ایران در بعد نظامی و سیاسی گردید. از جمله مشخصات برجسته عملیات والفجر 8 می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    1 - عبور نیروهای خودی از اروند رود.

    2 - کاربرد وسیع غواصی در عملیات رزمی.

    3- غافلگیری مطلق دشمن.

    4 - نقش بارز دفاع ضد هوایی.

    5 - انتخاب منطقه از لحاظ جغرافیایی که جناحین جبهه خودی را (به جز جناح شمالی) آب در بر می گرفت و از تعرض دشمن مصون بود.

    6 - بکارگیری وسیع عوامل شیمیایی از سوی عراق.

    7 - انهدام وسیع واحدهای ارتش عراق.

    8 - انتقال دستگاه های سنگین مهندسی، زرهی و توپخانه به آن سوی رودخانه.

    64/12/5 _ عملیات والفجر 9در منطقه پنجوین توسط ارتش و سپاه.

    64/12/15_ آغاز استراتژی دفاع متحرک. ارتش عراق برای جبران شکستهای خود و نیز تقویت روحیه از دست رفتة فرماندهان و سربازانی که مرتباً متحمل شکستهای سنگینی شده بودند، حرکت جدیدی را آغاز کرد که بعدها استراتژی دفاع متحرک نامیده شد. در این طرح ارتش عراق با حمله به مناطقی که به لحاظ پدافندی دچار ضعفهایی بودند درصدد برآمد تا حداقل برای مدت کوتاهی ابتکار عمل را بدست گرفته و فرصت کافی برای بازسازی یگانهای خود که در عملیات والفجر 8 آسیب فراوانی دیده بودند، بدست آورد. این استراتژی با هجوم نیروهای خودی در عملیات کربلای 1 عملاً شکست خورد. اما به نظر می رسد شکل کامل تر این حرکت در پایان جنگ از سوی ارتش عراق به اجرا درآمد.

    64/12/15 _ حمله دشمن با یک تیپ و 4 گردان کماندویی به محور چوراتا در جبهه شمالی و بازپس گرفتن منطقه عملیاتی والفجر 9.

    64/12/29_ آفند دشمن به استعداد یک تیپ پیاده به محور پنجوین (جبهه شمالی)- منطقه عملیات والفجر 9- که به تصرف ارتفاعات محور پنجوین از جمله شیخ گزنشین، میشلان و شیخ لطیف انجامید.

    65/1/15_ حمله عراق با 3تیپ پیاده و یک گردان زرهی در محور دربندیخان- جبهه شمالی و تصرف شاخ شمیران و شاخ سورمر

    65/1/18-آفند دشمن در محور پیچ انگیزه- شرهانی (جبهه جنوب) و تصرف تپة 175 شرهانی.

    65/1/22_ حمله عراق در محور سومار (جبهه میانی) با 4 تیپ پیاده و 3 گردان مستقل به همراه 2 گردان تانک با ارتفاعات سومار و بازپس گیری ارتفاعات اسماعیل خان و پایگاه دوله شریف.

    65/2/24_ آفند دشمن در محور سیدکان به استعداد 1 تیپ و تعدادی از یگانهای جاش که منجر به تصرف ارتفاعات سرسول، گرشوال و لولال با مجموع وسعت 250 کیلومتر مربع شد.

    65/2/6_ حمله عراق در محور جزیره مجنون با 1 لشکر و پیشروی 200 متر در مواضع رزمندگان اسلام در طول 4 روز.

    65/2/8 _ عملیات تکمیلی والفجر 8 توسط سپاه در کارخانه نمک (فاو).

    65/2/10 _ آفند دشمن در محور فکه (جبهه جنوب) با استعداد یک لشکر زرهی، 10 تیپ پیاده و در جبهه ای به عرض 20 تا 25 کیلومتر که به نفوذ 7 کیلومتر در عمق مواضع نیروهای خودی انجامید. در این عملیات عراق 100 دستگاه تانک و 76 دستگاه نفربر و 12 خودرو از دست داد.

    65/2/19_ حمله عراق با 2 لشکر و 11 تیپ مکانیزه و زرهی در محور پیچ انگیزه (جبهه جنوب) که در نتیجه آن 36 کیلومتر مربع از منطقه به تصرف ارتش عراق درآمد.

    65/2/24_ حمله دشمن با استعداد 7 تیپ و 12 گردان مستقل کماندویی در محور حاج عمران (جبهه شمالی) و تصرف ارتفاعات مهم 2519 و 2435 در طی 10 روز. در این عملیات 3000 عراقی کشته و 200 نفر به اسارت درآمدند و 17 هلیکوپتر دشمن منهدم شد.

    65/2/26 _ حمله عراق با 7 تیپ پیاده، دو تیپ زرهی و مکانیزه و یک گردان کماندویی در محور مهران (جبهه میانی) که به تصرف شهر مهران انجامید.

    65/4/9 _ عملیات کربلای 1 و آزادسازی شهر مهران توسط واحدهای رزمی سپاه پاسداران که عملاً موجب شکست استراتژی دفاع متحرک عراق شد. در این عملیات یگانهای خودی موفق شدند در مدت کوتاهی کسب آمادگی کرده و با یورش بر نیروهای عراقی آنان را مجبور به فرار کنند. با آزادسازی مجدد شهر مهران ابتکار عمل مجدداً به جبهه خودی بازگشته و تلاشها برای انجام یک عملیات گسترده آغاز شد.

    65/4/9 _ عملیات کربلای 2 توسط سپاه در منطقه حاج عمران.

    65/6/10 _ عملیات کربلای 3توسط سپاه بر روی اسکله الامیه واقع در شمال خلیج فارس.

    65/7/12 _ عملیات ظفر توسط ارتش در غرب کشور.

    65/7/19 _ عملیات فتح 1 توسط سپاه در کرکوک.

    65/8/4 _ عملیات فتح 2 توسط سپاه در سد دوکان.

    65/8/29_ عملیات فتح 3 توسط سپاه در منطقه زاخو- دهوک.

    65/10/3_ عملیات کربلای 4 توسط سپاه در منطقه الواخصیب.

    65/10/19_ عملیات کربلای 5 در جبهه جنوب و در محور شلمچه- شرق بصره توسط 16 لشکر و 8 تیپ مستقل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شد که در نتیجه آن 2650 نفر از نیروهای دشمن اسیر و 100000 نفر از آنان کشته و یا زخمی شدند. در این عملیات 870 دستگاه تانک و نفربر، 80 فروند هواپیما، 180 قبضه توپ صحرایی، 1000 دستگاه خودرو، 120 قبضه توپ ضدهوایی عراق منهدم و 230 دستگاه تانک و نفربر، 20 قبضه توپ صحرایی، 200 دستگاه خودرو، 100 دستگاه وسایل مهندسی و 100 قبضه توپ ضدهوایی به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد. در عملیات کربلای 5 ,150 کیلومتر مربع از خاک دشمن به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و نیروهای خودی در پاسگاههای بوبیلن، شلمچه، کوت سواری، خیّن و جزایر بوارین و ام الطویل، کانال پرورش ماهی چندین روستای عراقی در 10 کیلومتری بصره استقرار یافتند. این عملیات در میان ناباوری عراق، پس از انجام کربلای 4 صورت گرفت. سپاه با درک تحلیل عراق از شرایط حاضر مبنی بر اینکه عملیات سالانه ایران انجام شده و دیگر عملیاتی انجام نخواهد شد، ضمن پذیرش خطر بزرگ عدم موفقیت، توانست شرایط سیاسی- نظامی را بار دیگر به نفع انقلاب تغییر دهد. با شکست سنگین عراق در این عملیات تهاجم به فاو که در دستور کار ارتش این کشور قرار داشته به مدت دو سال تعویق افتاد.

    65/10/23 _ عملیات کربلای 6در منطقه سومار توسط ارتش.

    65/10/28_ عملیات نصر توسط سپاه در محور دهوک- دولان.

    65/11/22_ عملیات فتح 4 (مرحله اول) در منطقه دیانا توسط سپاه.

    65/12/4 _ عملیات فتح 4 (مرحله دوم) در منطقه دیانا توسط سپاه.

    65/12/12_ عملیات کربلای 7 توسط ارتش در ارتفاع حاج عمران.

    متن کامل وصیتنامه‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ حضرت امام خمینی

     

     

     

     

     

                             متن کامل وصیتنامه‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ حضرت امام خمینی

    چکیده: با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌کنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ که‌ عذرم‌ را در کوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیرد...

    روح الله

    بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم‌

    قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثّقلَیْنِ کتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی‌' یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ.

    الحمدُلله و سُبحانَکَ؛ اللّ'هُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک‌ و جلالِک‌ و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیّه بِجمیعِ أسمائکَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایَعْلَمُهُ غَیرُک‌؛ و اللَّعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَره الخَبیثه.

    و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ که‌ شمه‌ای‌ کوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذکر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، که‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ که‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایره‌ وجود، از ملک‌ تا ملکوت‌ اعلی‌' و از آنجا تا لاهوت‌ و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اکبر» و «ثقل‌ کبیر» که‌ از هر چیز اکبر است‌ جز ثقل‌ اکبر که‌ اکبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر که‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلکه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار کوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

    شاید جمله‌ لَنْ یَفْتَرِق'ا حتّی‌ یَرِد'ا عَلَیَّ الْحَوض‌ اشاره‌ باشد بر اینکه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یکی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یک‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌، تا آنگاه‌ که‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ کثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌ و اضمحلال‌ قطرات‌ در دریا است‌، یا چیز دیگر که‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و باید گفت‌ آن‌ ستمی‌ که‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعه‌ رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلکه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌ که‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

    و ذکر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و ] در [ کتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌» تا کتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مکرره‌ از پیغمبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌. و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشر بویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همه‌ مسلمانان‌ که‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشد برای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

    اکنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر کتاب‌ خدا، این‌ ودیعه‌ الهی‌ و ماترک‌ پیامبر اسلام‌ ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ که‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ کرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ کریم‌ را وسیله‌ای‌ کردند برای‌ حکومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را که‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ کرده‌ بودند و ندای‌ اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثقلان‌ در گوششان‌
    بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ که‌ برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ کردند؛ و بر حکومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ که‌ یکی‌ از آرمانهای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ کشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و کتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ کردند، تا کار به‌ جایی‌ رسید که‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

    و هرچه‌ این‌ بنیان‌ کج‌ به‌ جلو آمد کجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا که‌ قرآن‌ کریم‌ را که‌ برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطه‌ جمع‌ همه‌ مسلمانان‌ بلکه‌ عائله‌ بشری‌، از مقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ کشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌) تنزل‌ کرد که‌ بشریت‌ را به‌ آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیده‌ «علم‌ الاسما ء » را از شرّ شیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حکومت‌ را به‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر که‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند که‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و کار به‌ جایی‌ رسید که‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حکومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر از طاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامه‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ این‌ کتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنکه‌ باید وسیله‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ و کتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیله‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بکلی‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، که‌ دیدیم‌ اگر کسی‌ دم‌ از حکومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد و از سیاست‌، که‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌ بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتکب‌ شده‌؛ و کلمه‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوند بی‌دین‌ شده‌ بود و اکنون‌ نیز هست‌.

    و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌ بزرگ‌ به‌ وسیله‌ حکومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، که‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌کنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و با این‌ حیله‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌کنند. ما همه‌ دیدیم‌ قرآنی‌ را که‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ کرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ کرد و بعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌ که‌ ملک‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ کریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌کند و وهابیت‌، این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌کند؛ و مردم‌ و ملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز و قرآن‌ کریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌کند.

    ما مفتخریم‌ و ملت‌ عزیز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ که‌ پیرو مذهبی‌ است‌ که‌ می‌خواهد حقایق‌ قرآنی‌، که‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ بلکه‌ بشریت‌ دم‌ می‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ نسخه‌ نجات‌ دهنده‌ بشر از جمیع‌ قیودی‌ که‌ بر پای‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پیچیده‌ است‌ و او را به‌ سوی‌ فنا و نیستی‌ و بردگی‌ و بندگی‌ طاغوتیان‌ می‌کشاند نجات‌ دهد.

    و ما مفتخریم‌ که‌ پیرو مذهبی‌ هستیم‌ که‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالی‌ بوده‌، و امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌، این‌ بنده‌ رها شده‌ از تمام‌ قیود، مأمور رها کردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگیها است‌.

    ما مفتخریم‌ که‌ کتاب‌ نهج‌البلاغه‌ که‌ بعد از قرآن‌ بزرگترین‌ دستور زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ و بالاترین‌ کتاب‌ رهایی‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوی‌ و حکومتی‌ آن‌ بالاترین‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

    ما مفتخریم‌ که‌ ائمه‌ معصومین‌، از علی‌ بن‌ ابیطالب‌ گرفته‌ تا منجی‌ بشر حضرت‌ مهدی‌ صاحب‌ زمان‌ ـ علیهم‌ آلاف‌ التحیات‌ والسلام‌ ـ که‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمه‌ ما هستند.

    ما مفتخریم‌ که‌ ادعیه‌ حیاتبخش‌ که‌ او را «قرآن‌ صاعد» می‌خوانند از ائمه‌ معصومین‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانیه‌» امامان‌ و «دعای‌ عرفات‌»
    حسین‌ بن‌ علی‌ ـ علیهما السلام‌ ـ و «صحیفه‌ سجادیه‌» این‌ زبور آل‌ محمد و «صحیفه‌ فاطمیه‌» که‌ کتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌ زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

    ما مفتخریم‌ که‌ «باقرالعلوم‌» بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌ و کسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و ائمه‌ معصومین‌ ـعلیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درک‌ نکرده‌ و نتوانند درک‌ کرد، از ما است‌.

    و ما مفتخریم‌ که‌ مذهب‌ ما «جعفری‌» است‌ که‌ فقه‌ ما که‌ دریای‌ بی‌پایان‌ است‌، یکی‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخریم‌ به‌ همه‌ ائمه‌ معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پیروی‌ آنانیم‌.

    ما مفتخریم‌ که‌ ائمه‌ معصومین‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهم‌ ـ در راه‌ تعالی‌ دین‌ اسلام‌ و در راه‌ پیاده‌ کردن‌ قرآن‌ کریم‌ که‌ تشکیل‌ حکومت‌ عدل‌ یکی‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعید به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازی‌ حکومتهای‌ جائرانه‌ و طاغوتیان‌ زمان‌ خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم‌ که‌ می‌خواهیم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پیاده‌ کنیم‌ و اقشار مختلفه‌ ملت‌ ما در این‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزیزان‌ خود را نثار راه‌ خدا می‌کنند.

    ما مفتخریم‌ که‌ بانوان‌ و زنان‌ پیر و جوان‌ و خرد و کلان‌ در صحنه‌های‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و نظامی‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ یا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالی‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ کریم‌ فعالیت‌ دارند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامی‌ که‌ برای‌ دفاع‌ از اسلام‌ و کشور اسلامی‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شرکت‌، و از محرومیتهایی‌ که‌ توطئه‌ دشمنان‌ و ناآشنایی‌ دوستان‌ از احکام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلکه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحمیل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قید خرافاتی‌ که‌ دشمنان‌ برای‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضی‌ آخوندهای‌ بی‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمین‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندی‌ که‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ می‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مکرر دیدیم‌ که‌ زنان‌ بزرگواری‌ زینب‌گونه‌ ـ علیها سلام‌الله ـ فریاد می‌زنند که‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خدای‌ تعالی‌ و اسلام‌ عزیز از همه‌ چیز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ این‌ امر؛ و می‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعیم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچیز دنیا.

    و ملت‌ ما بلکه‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اینکه‌ دشمنان‌ آنان‌ که‌ دشمنان‌ خدای‌ بزرگ‌ و قرآن‌ کریم‌ و اسلام‌ عزیزند، درندگانی‌ هستند که‌ از هیچ‌ جنایت‌ و خیانتی‌ برای‌ مقاصد شوم‌ جنایتکارانه‌ خود دست‌ نمی‌کشند و برای‌ رسیدن‌ به‌ ریاست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمی‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امریکا این‌ تروریست‌ بالذات‌ دولتی‌ است‌ که‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ کشیده‌ و هم‌ پیمان‌ او صهیونیست‌ جهانی‌ است‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مطامع‌ خود جنایاتی‌ مرتکب‌ می‌شود که‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خیال‌ ابلهانه‌ «اسرائیل‌ بزرگ‌»! آنان‌ را به‌ هر جنایتی‌ می‌کشاند. و ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند که‌ دشمنان‌ آنها حسین‌ اردنی‌ این‌ جنایت‌ پیشه‌ دوره‌گرد، و حسن‌ و حسنی‌ مبارک‌ هم‌ آخور با اسرائیل‌ جنایتکارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امریکا و اسرائیل‌ از هیچ‌ خیانتی‌ به‌ ملتهای‌ خود رویگردان‌ نیستند. و ما مفتخریم‌ که‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقی‌ است‌ که‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنایتکاری‌ و نقض‌ حقوق‌ بین‌المللی‌ و حقوق‌ بشر می‌شناسند و همه‌ می‌دانند که‌ خیانتکاریِ او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شیخ‌نشینان‌ خلیج‌، کمتر از خیانت‌ به‌ ملت‌ ایران‌ نباشد.

    و ما و ملتهای‌ مظلوم‌ دنیا مفتخریم‌ که‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ و دستگاههای‌ تبلیغات‌ جهانی‌، ما و همه‌ مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنایت‌ و خیانتی‌ که‌ ابرقدرتهای‌ جنایتکار دستور می‌دهند متهم‌ می‌کنند. کدام‌ افتخار بالاتر و والاتر از اینکه‌ امریکا با همه‌ ادعاهایش‌ و همه‌ ساز و برگهای‌ جنگی‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهای‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهای‌ بی‌پایانِ ملتهای‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌های‌ گروهی‌، در مقابل‌ ملت‌ غیور ایران‌ و کشور حضرت‌ بقیه‌الله ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفدا ء ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ که‌ نمی‌داند به‌ که‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر کس‌ می‌کند جواب‌ رد می‌شنود! و این‌ نیست‌ جز به‌ مددهای‌ غیبی‌ حضرت‌ باری‌ تعالی‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ که‌ ملتها را بویژه‌ ملت‌ ایران‌ اسلامی‌ را بیدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهی‌ به‌ نور اسلام‌ هدایت‌ نموده‌.

    من‌ اکنون‌ به‌ ملتهای‌ شریف‌ ستمدیده‌ و به‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ از این‌ راه‌ مستقیم‌ الهی‌ که‌ نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ کافر وابسته‌ است‌، بلکه‌ به‌ صراطی‌ که‌ خداوند به‌ آنها نصیب‌ فرموده‌ است‌ محکم‌ و استوار و متعهد و پایدارْ پایبند بوده‌، و لحظه‌ ] ای‌ [ از شکر این‌ نعمت‌ غفلت‌ نکرده‌ و دستهای‌ ناپاک‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجی‌ و چه‌ عمال‌ داخلی‌ بدتر از خارجی‌، تزلزلی‌ در نیت‌ پاک‌ و اراده‌ آهنین‌ آنان‌ رخنه‌ نکند؛ و بدانند که‌ هرچه‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ عالم‌ و قدرتهای‌ شیطانی‌ غرب‌ و شرق‌ اشتلم‌ می‌زنند دلیل‌ بر قدرت‌ الهی‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌ سزای‌ آنان‌ را هم‌ در این‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ دیگر خواهد داد. «إنَّه‌ ولیُّ النِّعَم‌ و بِیَدِه‌ ملکوتُ کلِّ شی‌ ء ٍ».

    و با کمال‌ جِد و عجز از ملتهای‌ مسلمان‌ می‌خواهم‌ که‌ از ائمه‌ اطهار و فرهنگ‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، نظامی‌ این‌ بزرگ‌ راهنمایان‌ عالم‌ بشریت‌ به‌ طور شایسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشانی‌ و نثار عزیزان‌ پیروی‌ کنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتی‌ که‌ بیانگر مکتب‌ رسالت‌ و امامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احکام‌ اولیه‌ و چه‌ ثانویه‌ که‌ هر دو مکتب‌ فقه‌ اسلامی‌ است‌، ذره‌ای‌ منحرف‌ نشوند و به‌ وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمی‌ انحرافی‌، مقدمه‌ سقوط‌ مذهب‌ و احکام‌ اسلامی‌ و حکومت‌ عدل‌ الهی‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ که‌ بیانگر سیاسی‌ نماز است‌ هرگز غفلت‌ نکنند، که‌ این‌ نماز جمعه‌ از بزرگترین‌ عنایات‌ حق‌ تعالی‌ بر جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداری‌ ائمه‌ اطهار و بویژه‌ سید مظلومان‌ و سرور شهیدان‌، حضرت‌ ابی‌عبدالله الحسین‌ ـ صلوات‌ وافر الهی‌ و انبیا و ملائکه‌الله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسی‌ او باد ـ هیچ‌گاه‌ غفلت‌ نکنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ علیهم‌السلام‌ ـ برای‌ بزرگداشت‌ این‌ حماسه‌ تاریخی‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرین‌ بر ستمگران‌ آل‌ بیت‌ است‌، تمام‌ فریاد قهرمانانه‌ ملتها است‌ بر سردمداران‌ ستم‌پیشه‌ در طول‌ تاریخ‌ الی‌ الابد. و می‌دانید که‌ لعن‌ و نفرین‌ و فریاد از بیداد بنی‌امیه‌ ـلعنه‌الله علیهم‌ـ با آنکه‌ آنان‌ منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ این‌ فریاد ستم‌شکن‌ است‌.

    و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثیه‌ و اشعار ثنای‌ از ائمه‌ حق‌ ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور کوبنده‌ فجایع‌ و ستمگریهای‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر یادآوری‌ شود؛ و در این‌ عصر که‌ عصر مظلومیت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امریکا و شوروی‌ و سایر وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، این‌ خائنین‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهی‌ ـ لعنه‌الله و ملائکته‌ و رسله‌ علیهم‌ ـ است‌ به‌ طور کوبنده‌ یادآوری‌ و لعن‌ و نفرین‌ شود. و همه‌ باید بدانیم‌ که‌ آنچه‌ موجب‌ وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ است‌ این‌ مراسم‌ سیاسی‌ است‌ که‌ حافظ‌ ملّیت‌ مسلمین‌، بویژه‌ شیعیان‌ ائمه‌ اثنی‌ عشر
    ـ علیهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ ـ ] است‌ [ .

    و آنچه‌ لازم‌ است‌ تذکر دهم‌ آن‌ است‌ که‌ وصیت‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ اینجانب‌ اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌ ندارد، بلکه‌ توصیه‌ به‌ جمیع‌ ملل‌ اسلامی‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ می‌باشد.

    از خداوند ـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ که‌ لحظه‌ای‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خود واگذار نکند و از عنایات‌ غیبی‌ خود به‌ این‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزیز لحظه‌ ] ای‌ [ دریغ‌ نفرماید.

    روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی‌





    بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم‌

    اهمیت‌ انقلاب‌ شکوهمند اسلامی‌ که‌ دستاورد میلیونها انسان‌ ارزشمند و هزاران‌ شهید جاوید آن‌ و آسیب‌ دیدگان‌ عزیز، این‌ شهیدان‌ زنده‌ است‌ و مورد امید میلیونها مسلمانان‌ و مستضعفان‌ جهان‌ است‌، به‌ قدری‌ است‌ که‌ ارزیابی‌ آن‌ از عهده‌ قلم‌ و بیان‌ والاتر و برتر است‌. اینجانب‌، روح‌الله موسوی‌ خمینی‌ که‌ از کرم‌ عظیم‌ خداوند متعال‌ با همه‌ خطایا مأیوس‌ نیستم‌ و زاد راه‌ پرخطرم‌ همان‌ دلبستگی‌ به‌ کرم‌ کریم‌ مطلق‌ است‌، به‌ عنوان‌ یک‌ نفر طلبه‌ حقیر که‌ همچون‌ دیگر برادران‌ ایمانی‌ امید به‌ این‌ انقلاب‌ و بقای‌ دستاوردهای‌ آن‌ و به‌ ثمر رسیدن‌ هرچه‌ بیشتر آن‌ دارم‌، به‌ عنوان‌ وصیت‌ به‌ نسل‌ حاضر و نسلهای‌ عزیز آینده‌ مطالبی‌ هر چند تکراری‌ عرض‌ می‌نمایم‌. و از خداوند بخشاینده‌ می‌خواهم‌ که‌ خلوص‌ نیت‌ در این‌ تذکرات‌ عنایت‌ فرماید.

    1) ما می‌دانیم‌ که‌ این‌ انقلاب‌ بزرگ‌ که‌ دست‌ جهانخواران‌ و ستمگران‌ را از ایران‌ بزرگ‌ کوتاه‌ کرد، با تأییدات‌ غیبی‌ الهی‌ پیروز گردید. اگر نبود دست‌ توانای‌ خداوند امکان‌ نداشت‌ یک‌ جمعیت‌ 36 میلیونی‌ با آن‌ تبلیغات‌ ضداسلامی‌ و ضد روحانی‌ خصوص‌ در این‌ صد سال‌ اخیر و با آن‌ تفرقه‌افکنیهای‌ بیحساب‌ قلمداران‌ و زبان‌ مُزدان‌ در مطبوعات‌ و سخنرانیها و مجالس‌ و محافل‌ ضداسلامی‌ و ضدملی‌ به‌ صورت‌ ملیّت‌، و آنهمه‌ شعرها و بذله‌گوییها، و آنهمه‌ مراکز عیاشی‌ و فحشا و قمار و مسکرات‌ و مواد مخدره‌ که‌ همه‌ و همه‌ برای‌ کشیدن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ که‌ باید در راه‌ پیشرفت‌ و تعالی‌ و ترقی‌ میهن‌ عزیز خود فعالیت‌ نمایند، به‌ فساد و بی‌تفاوتی‌ در پیشامدهای‌ خائنانه‌، که‌ به‌ دست‌ شاه‌ فاسد و پدر بی‌فرهنگش‌ و دولتها و مجالس‌ فرمایشی‌ که‌ از طرف‌ سفارتخانه‌های‌ قدرتمندان‌ بر ملت‌ تحمیل‌ می‌شد، و از همه‌ بدتر وضع‌ دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز آموزشی‌ که‌ مقدرات‌ کشور به‌ دست‌ آنان‌ سپرده‌ می‌شد، با به‌ کار گرفتن‌ معلمان‌ و استادان‌ غربزده‌ یا شرقزده‌ صددرصد مخالف‌ اسلام‌ و فرهنگ‌ اسلامی‌ بلکه‌ ملی‌ صحیح‌، با نام‌ «ملیت‌» و «ملی‌گرایی‌»، گرچه‌ در بین‌ آنان‌ مردانی‌ متعهد و دلسوز بودند، لکن‌ با اقلیت‌ فاحش‌ آنان‌ و در تنگنا قرار دادنشان‌ کار مثبتی‌ نمی‌توانستند انجام‌ دهند و با اینهمه‌ و دهها مسائل‌ دیگر، از آن‌ جمله‌ به‌ انزوا و عزلت‌ کشیدن‌ روحانیان‌ و با قدرت‌ تبلیغاتْ به‌ انحراف‌ فکری‌ کشیدن‌ بسیاری‌ از آنان‌، ممکن‌ نبود این‌ ملت‌ با این‌ وضعیت‌ یکپارچه‌ قیام‌ کنند و در سرتاسر کشور با ایده‌ واحد و فریاد «الله اکبر» و فداکاریهای‌ حیرت‌آور و معجزه‌آسا تمام‌ قدرتهای‌ داخل‌ و خارج‌ را کنار زده‌ و خودْ مقدرات‌ کشور را به‌ دست‌ گیرد. بنابراین‌ شک‌ نباید کرد که‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ از همه‌ انقلابها جدا است‌: هم‌ در پیدایش‌ و هم‌ در کیفیت‌ مبارزه‌ و هم‌ در انگیزه‌ انقلاب‌ و قیام‌. و تردید نیست‌ که‌ این‌ یک‌ تحفه‌ الهی‌ و هدیه‌ غیبی‌ بوده‌ که‌ از جانب‌ خداوند منان‌ بر این‌ ملت‌ مظلوم‌ غارتزده‌ عنایت‌ شده‌ است‌.



    2) اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌ پدیده‌ الهی‌ است‌ که‌ با به‌ کار بستن‌ آن‌ سعادت‌ فرزندان‌ خود را در دنیا و آخرت‌ به‌ بالاترین‌ وجه‌ تأمین‌ می‌کند و قدرت‌ آن‌ دارد که‌ قلم‌ سرخ‌ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به‌ کمال‌ مطلوب‌ خود برساند. و مکتبی‌ است‌ که‌ برخلاف‌ مکتبهای‌ غیرتوحیدی‌، در تمام‌ شئون‌ فردی‌ و اجتماعی‌ و مادی‌ و معنوی‌ و فرهنگی‌ و سیاسی‌ و نظامی‌ و اقتصادی‌ دخالت‌ و نظارت‌ دارد و از هیچ‌ نکته‌، ولو بسیار ناچیز که‌ در تربیت‌ انسان‌ و جامعه‌ و پیشرفت‌ مادی‌ و معنوی‌ نقش‌ دارد فروگذار ننموده‌ است‌؛ و موانع‌ و مشکلات‌ سر راه‌ تکامل‌ را در اجتماع‌ و فرد گوشزد نموده‌ و به‌ رفع‌ آنها کوشیده‌ است‌. اینک‌ که‌ به‌ توفیق‌ و تأیید خداوند، جمهوری‌ اسلامی‌ با دست‌ توانای‌ ملت‌ متعهد پایه‌ریزی‌ شده‌، و آنچه‌ در این‌ حکومت‌ اسلامی‌ مطرح‌ است‌ اسلام‌ و احکام‌ مترقی‌ آن‌ است‌، بر ملت‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌ است‌ که‌ در تحقق‌ محتوای‌ آن‌ به‌ جمیع‌ ابعاد و حفظ‌ و حراست‌ آن‌ بکوشند که‌ حفظ‌ اسلام‌ در رأس‌ تمام‌ واجبات‌ است‌، که‌ انبیای‌ عظام‌ از آدم‌ ـ علیه‌ السلام‌ ـ تا خاتم‌النبیین‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ در راه‌ آن‌ کوشش‌ و فداکاری‌ جانفرسا نموده‌اند و هیچ‌ مانعی‌ آنان‌ را از این‌ فریضه‌ بزرگ‌ بازنداشته‌؛ و همچنین‌ پس‌ از آنان‌ اصحاب‌ متعهد و ائمه‌ اسلام‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الله ـ با کوششهای‌ توانفرسا تا حد نثار خون‌ خود در حفظ‌ آن‌ کوشیده‌اند. و امروز بر ملت‌ ایران‌، خصوصاً، و بر جمیع‌ مسلمانان‌، عموماً، واجب‌ است‌ این‌ امانت‌ الهی‌ را که‌ در ایران‌ به‌ طور رسمی‌ اعلام‌ شده‌ و در مدتی‌ کوتاه‌ نتایج‌ عظیمی‌ به‌ بار آورده‌، با تمام‌ توان‌ حفظ‌ نموده‌ و در راه‌ ایجاد مقتضیات‌ بقای‌ آن‌ و رفع‌ موانع‌ و مشکلات‌ آن‌ کوشش‌ نمایند. و امید است‌ که‌ پرتو نور آن‌ بر تمام‌ کشورهای‌ اسلامی‌ تابیدن‌ گرفته‌ و تمام‌ دولتها و ملتها با یکدیگر تفاهم‌ در این‌ امر حیاتی‌ نمایند، و دست‌ ابرقدرتهای‌ عالمخوار و جنایتکاران‌ تاریخ‌ را تا ابد از سر مظلومان‌ و ستمدیدگان‌ جهان‌ کوتاه‌ نمایند.



    اینجانب‌ که‌ نفسهای‌ آخر عمر را می‌کشم‌ به‌ حسب‌ وظیفه‌، شطری‌ از آنچه‌ در حفظ‌ و بقای‌ این‌ ودیعه‌ الهی‌ دخالت‌ دارد و شطری‌ از موانع‌ و خطرهایی‌ که‌ آن‌ را تهدید می‌کنند، برای‌ نسل‌ حاضر و نسلهای‌ آینده‌ عرض‌ می‌کنم‌ و توفیق‌ و تأیید همگان‌ را از درگاه‌ پروردگار عالمیان‌ خواهانم‌.



    الف‌ ـ بی‌تردید رمز بقای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ همان‌ رمز پیروزی‌ است‌؛ و رمز پیروزی‌ را ملت‌ می‌داند و نسلهای‌ آینده‌ در تاریخ‌ خواهند خواند که‌ دو رکن‌ اصلی‌ آن‌: انگیزه‌ الهی‌ و مقصد عالی‌ حکومت‌ اسلامی‌؛ و اجتماع‌ ملت‌ در سراسر کشور با وحدت‌ کلمه‌ برای‌ همان‌ انگیزه‌ و مقصد.

    اینجانب‌ به‌ همه‌ نسلهای‌ حاضر و آینده‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ اگر بخواهید اسلام‌ و حکومت‌ الله برقرار باشد و دست‌ استعمار و استثمارگرانِ خارج‌ و داخل‌ از کشورتان‌ قطع‌ شود، این‌ انگیزه‌ الهی‌ را که‌ خداوند تعالی‌ در قرآن‌ کریم‌ بر آن‌ سفارش‌ فرموده‌ است‌ از دست‌ ندهید؛ و در مقابل‌ این‌ انگیزه‌ که‌ رمز پیروزی‌ و بقای‌ آن‌ است‌، فراموشی‌ هدف‌ و تفرقه‌ و اختلاف‌ است‌. بی‌جهت‌ نیست‌ که‌ بوقهای‌ تبلیغاتی‌ در سراسر جهان‌ و ولیده‌های‌ بومی‌ آنان‌ تمام‌ توان‌ خود را صرف‌ شایعه‌ها و دروغهای‌ تفرقه‌افکن‌ نموده‌اند و میلیاردها دلار برای‌ آن‌ صرف‌ می‌کنند. بی‌ انگیزه‌ نیست‌ سفرهای‌ دائمی‌ مخالفان‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ منطقه‌. و مع‌الاسف‌ در بین‌ آنان‌ از سردمداران‌ و حکومتهای‌ بعض‌ کشورهای‌ اسلامی‌، که‌ جز به‌ منافع‌ شخص‌ خود فکر نمی‌کنند و چشم‌ و گوش‌ بسته‌ تسلیم‌ امریکا هستند دیده‌ می‌شود؛ و بعض‌ از روحانی‌ نماها نیز به‌ آنان‌ ملحقند.

    امروز و در آتیه‌ نیز آنچه‌ برای‌ ملت‌ ایران‌ ومسلمانان‌ جهان‌ باید مطرح‌ باشد و اهمیت‌ آن‌ را در نظر گیرند، خنثی‌ کردن‌ تبلیغات‌ تفرقه‌ افکنِ خانه‌ برانداز است‌. توصیه‌ اینجانب‌ به‌ مسلمین‌ و خصوص‌ ایرانیان‌ بویژه‌ در عصر حاضر، آن‌ است‌ که‌ در مقابل‌ این‌ توطئه‌ها عکس‌ العمل‌ نشان‌ داده‌ و به‌ انسجام‌ و وحدت‌ خود، به‌ هر راه‌ ممکن‌ افزایش‌ دهند و کفار و منافقان‌ را مأیوس‌ نمایند.



    ب‌ ـ از توطئه‌های‌ مهمی‌ که‌ در قرن‌ اخیر، خصوصاً در دهه‌های‌ معاصر، و بویژه‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ آشکارا به‌ چشم‌ می‌خورد، تبلیغات‌ دامنه‌دار با ابعاد مختلف‌ برای‌ مأیوس‌ نمودن‌ ملتها و خصوص‌ ملت‌ فداکار ایران‌ از اسلام‌ است‌. گاهی‌ ناشیانه‌ و با صراحت‌ به‌ اینکه‌ احکام‌ اسلام‌ که‌ 1400 سال‌ قبل‌ وضع‌ شده‌ است‌ نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره‌ کند، یا آنکه‌ اسلام‌ یک‌ دین‌ ارتجاعی‌ است‌ و با هر نوآوری‌ و مظاهر تمدن‌ مخالف‌ است‌، و در عصر حاضر نمی‌شود کشورها از تمدن‌ جهانی‌ و مظاهر آن‌ کناره‌ گیرند، و امثال‌ این‌ تبلیغات‌ ابلهانه‌ و گاهی‌ موذیانه‌ و شیطنت‌آمیز به‌ گونه‌ طرفداری‌ از قداست‌ اسلام‌ که‌ اسلام‌ و دیگر ادیان‌ الهی‌ سر و کار دارند با معنویات‌ و تهذیب‌ نفوس‌ و تحذیر از مقامات‌ دنیایی‌ و دعوت‌ به‌ ترک‌ دنیا و اشتغال‌ به‌ عبادات‌ و اذکار و ادعیه‌ که‌ انسان‌ را به‌ خدای‌ تعالی‌ نزدیک‌ و از دنیا دور می‌کند، و حکومت‌ و سیاست‌ و سررشته‌داری‌ برخلاف‌ آن‌ مقصد و مقصود بزرگ‌ و معنوی‌ است‌، چه‌ اینها تمام‌ برای‌ تعمیر دنیا است‌ و آن‌ مخالف‌ مسلک‌ انبیای‌ عظام‌ است‌! و مع‌الاسف‌ تبلیغ‌ به‌ وجه‌ دوم‌ در بعض‌ از روحانیان‌ و متدینان‌ بیخبر از اسلام‌ تأثیر گذاشته‌ که‌ حتی‌ دخالت‌ در حکومت‌ و سیاست‌ را به‌ مثابه‌ یک‌ گناه‌ و فسق‌ می‌دانستند و شاید بعضی‌ بدانند! و این‌ فاجعه‌ بزرگی‌ است‌ که‌ اسلام‌ مبتلای‌ به‌ آن‌ بود.

    گروه‌ اول‌ که‌ باید گفت‌ از حکومت‌ و قانون‌ و سیاست‌ یا اطلاع‌ ندارند یا غرضمندانه‌ خود را به‌ بی‌اطلاعی‌ می‌زنند. زیرا اجرای‌ قوانین‌ بر معیار قسط‌ و عدل‌ و جلوگیری‌ از ستمگری‌ و حکومت‌ جائرانه‌ و بسط‌ عدالت‌ فردی‌ و اجتماعی‌ و منع‌ از فساد و فحشا و انواع‌ کجرویها، و آزادی‌ بر معیار عقل‌ و عدل‌ و استقلال‌ و خودکفایی‌ و جلوگیری‌ از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود و قصاص‌ و تعزیرات‌ بر میزان‌ عدل‌ برای‌ جلوگیری‌ از فساد و تباهی‌ یک‌ جامعه‌، و سیاست‌ و راه‌ بردن‌ جامعه‌ به‌ موازین‌ عقل‌ و عدل‌ و انصاف‌ و صدها از این‌ قبیل‌، چیزهایی‌ نیست‌ که‌ با مرور زمان‌ در طول‌ تاریخ‌ بشر و زندگی‌ اجتماعی‌ کهنه‌ شود. این‌ دعوی‌ به‌ مثابه‌ آن‌ است‌ که‌ گفته‌ شود قواعد عقلی‌ و ریاضی‌ در قرن‌ حاضر باید عوض‌ شود و به‌ جای‌ آن‌ قواعد دیگر نشانده‌ شود. اگر در صدر خلقت‌، عدالت‌ اجتماعی‌ باید جاری‌ شود و از ستمگری‌ و چپاول‌ و قتل‌ باید جلوگیری‌ شود، امروز چون‌ قرن‌ اتم‌ است‌ آن‌ روش‌ کهنه‌ شده‌! و ادعای‌ آنکه‌ اسلام‌ با نوآوردها مخالف‌ است‌ ـ همان‌ سان‌ که‌ محمدرضا پهلوی‌ مخلوع‌ می‌گفت‌ که‌ اینان‌ می‌خواهند با چهارپایان‌ در این‌ عصر سفر کنند ـ یک‌ اتهام‌ ابلهانه‌ بیش‌ نیست‌. زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن‌ و نوآوردها، اختراعات‌ و ابتکارات‌ و صنعتهای‌ پیشرفته‌ که‌ در پیشرفت‌ و تمدن‌ بشر دخالت‌ دارد، هیچ‌گاه‌ اسلام‌ و هیچ‌ مذهب‌ توحیدی‌ با آن‌ مخالفت‌ نکرده‌ و نخواهد کرد بلکه‌ علم‌ و صنعت‌ مورد تأکید اسلام‌ و قرآن‌ مجید است‌. و اگر مراد از تجدد و تمدن‌ به‌ آن‌ معنی‌ است‌ که‌ بعضی‌ روشنفکران‌ حرفه‌ای‌ می‌گویند که‌ آزادی‌ در تمام‌ منکرات‌ و فحشا حتی‌ همجنس‌بازی‌ و از این‌ قبیل‌، تمام‌ ادیان‌ آسمانی‌ و دانشمندان‌ و عقلا با آن‌ مخالفند گرچه‌ غرب‌ و شرقزدگان‌ به‌ تقلید کورکورانه‌ آن‌ را ترویج‌ می‌کنند.

    و اما طایفه‌ دوم‌ که‌ نقشه‌ موذیانه‌ دارند و اسلام‌ را از حکومت‌ و سیاست‌ جدا می‌دانند. باید به‌ این‌ نادانان‌ گفت‌ که‌ قرآن‌ کریم‌ و سنت‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ آنقدر که‌ در حکومت‌ و سیاست‌ احکام‌ دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلکه‌ بسیار از احکام‌ عبادی‌ اسلام‌، عبادی‌ ـ سیاسی‌ است‌ که‌ غفلت‌ از آنها این‌ مصیبتها را به‌ بار آورده‌. پیغمبر اسلام‌(ص‌) تشکیل‌ حکومت‌ داد مثل‌ سایر حکومتهای‌ جهان‌ لکن‌ با انگیزه‌ بسط‌ عدالت‌ اجتماعی‌. و خلفای‌ اول‌ اسلامی‌ حکومتهای‌ وسیع‌ داشته‌اند و حکومت‌ علی‌بن‌ ابیطالب‌ ـ علیه‌السلام‌ ـ نیز با همان‌ انگیزه‌، به‌ طور وسیعتر و گسترده‌تر از واضحات‌ تاریخ‌ است‌. و پس‌ از آن‌ بتدریج‌ حکومت‌ به‌ اسم‌ اسلام‌ بوده‌؛ و اکنون‌ نیز مدعیان‌ حکومت‌ اسلامی‌ به‌ پیروی‌ از اسلام‌ و رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ بسیارند.

    اینجانب‌ در این‌ وصیتنامه‌ با اشاره‌ می‌گذرم‌، ولی‌ امید آن‌ دارم‌ که‌ نویسندگان‌ و جامعه‌شناسان‌ و تاریخ‌نویسان‌، مسلمانان‌ را از این‌ اشتباه‌ بیرون‌ آورند. و آنچه‌ گفته‌ شده‌ و می‌شود که‌ انبیا ـ علیهم‌السلام‌ ـ به‌ معنویات‌ کار دارند و حکومت‌ و سررشته‌داری‌ دنیایی‌ مطرود است‌ و انبیا و اولیا و بزرگان‌ از آن‌ احتراز می‌کردند و ما نیز باید چنین‌ کنیم‌، اشتباه‌ تأسف‌آوری‌ است‌ که‌ نتایج‌ آن‌ به‌ تباهی‌ کشیدن‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و باز کردن‌ راه‌ برای‌ استعمارگران‌ خونخوار است‌، زیرا آنچه‌ مردود است‌ حکومتهای‌ شیطانی‌ و دیکتاتوری‌ و ستمگری‌ است‌ که‌ برای‌ سلطه‌جویی‌ و انگیزه‌های‌ منحرف‌ و دنیایی‌ که‌ از آن‌ تحذیر نموده‌اند؛ جمع‌آوری‌ ثروت‌ و مال‌ و قدرت‌طلبی‌ و طاغوت‌ گرایی‌ است‌ و بالاخره‌ دنیایی‌ است‌ که‌ انسان‌ را از حق‌ تعالی‌ غافل‌ کند. و اما حکومت‌ حق‌ برای‌ نفع‌ مستضعفان‌ و جلوگیری‌ از ظلم‌ و جور و اقامه‌ عدالت‌ اجتماعی‌، همان‌ است‌ که‌ مثل‌ سلیمان‌ بن‌ داوود و پیامبر عظیم‌الشأن‌ اسلام‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و اوصیای‌ بزرگوارش‌ برای‌ آن‌ کوشش‌ می‌کردند؛ از بزرگترین‌ واجبات‌ و اقامه‌ آن‌ از والاترین‌ عبادات‌ است‌، چنانچه‌ سیاست‌ سالم‌ که‌ در این‌ حکومتها بوده‌ از امور لازمه‌ است‌. باید ملت‌ بیدار و هوشیار ایران‌ با دید اسلامی‌ این‌ توطئه‌ها را خنثی‌ نمایند. و گویندگان‌ و نویسندگان‌ متعهد به‌ کمک‌ ملت‌ برخیزند و دست‌ شیاطین‌ توطئه‌گر را قطع‌ نمایند.



    ج‌ ـ و از همین‌ قماش‌ توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های‌ وسیع‌ در سطح‌ کشور، و در شهرستانها بیشتر، بر اینکه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ هم‌ کاری‌ برای‌ مردم‌ انجام‌ نداد. بیچاره‌ مردم‌ با آن‌ شوق‌ و شعف‌ فداکاری‌ کردند که‌ از رژیم‌ ظالمانه‌ طاغوت‌ رهایی‌ یابند، گرفتار یک‌ رژیم‌ بدتر شدند! مستکبران‌ مستکبرتر و مستضعفان‌ مستضعف‌تر شدند! زندانها پر از جوانان‌ که‌ امید آتیه‌ کشور است‌ می‌باشد و شکنجه‌ها از رژیم‌ سابق‌ بدتر و غیرانسانیتر است‌! هر روز عده‌ای‌ را اعدام‌ می‌کنند به‌ اسم‌ اسلام‌! و ای‌ کاش‌ اسم‌ اسلام‌ روی‌ این‌ جمهوری‌ نمی‌گذاشتند! این‌ زمان‌ از زمان‌ رضاخان‌ و پسرش‌ بدتر است‌! مردم‌ در رنج‌ و زحمت‌ و گرانی‌ سرسام‌آور غوطه‌ می‌خورند و سردمداران‌ دارند این‌ رژیم‌ را به‌ رژیمی‌ کمونیستی‌ هدایت‌ می‌کنند! اموال‌ مردم‌ مصادره‌ می‌شود و آزادی‌ در هر چیز از ملت‌ سلب‌ شده‌! و بسیاری‌ دیگر از این‌ قبیل‌ امور که‌ با نقشه‌ اجرا می‌شود. و دلیل‌ آنکه‌ نقشه‌ و توطئه‌ در کار است‌ آنکه‌ هرچند روز یک‌ امر در هر گوشه‌ و کنار و در هر کوی‌ و برزن‌ سر زبانها می‌افتد؛ در تاکسیها همین‌ مطلب‌ واحد و در اتوبوسها نیز همین‌ و در اجتماعات‌ چند نفره‌ باز همین‌ صحبت‌ می‌شود؛ و یکی‌ که‌ قدری‌ کهنه‌ شد یکی‌ دیگر معروف‌ می‌شود. و مع‌الاسف‌ بعض‌ روحانیون‌ که‌ از حیله‌های‌ شیطانی‌ بیخبرند با تماس‌ یکی‌ ـ دو نفر از عوامل‌ توطئه‌ گمان‌ می‌کنند مطلب‌ همان‌ است‌. و اساس‌ مسأله‌ آن‌ است‌ که‌ بسیاری‌ از آنان‌ که‌ این‌ مسائل‌ را می‌شنوند و باور می‌کنند اطلاع‌ از وضع‌ دنیا و انقلابهای‌ جهان‌ و حوادث‌ بعد از انقلاب‌ و گرفتاریهای‌ عظیم‌ اجتناب‌ناپذیر آن‌ ندارند ـچنانچه‌ اطلاع‌ صحیح‌ از تحولاتی‌ که‌ همه‌ به‌ سود اسلام‌ است‌ ندارند ـ و چشم‌ بسته‌ و بیخبر امثال‌ این‌ مطالب‌ را شنیده‌ و خود نیز با غفلت‌ یا عمد به‌ آنان‌ پیوسته‌اند.

    اینجانب‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ قبل‌ از مطالعه‌ وضعیت‌ کنونی‌ جهان‌ و مقایسه‌ بین‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ با سایر انقلابات‌ و قبل‌ از آشنایی‌ با وضعیت‌ کشورها و ملتهایی‌ که‌ در حال‌ انقلاب‌ و پس‌ از انقلابشان‌ بر آنان‌ چه‌ می‌گذشته‌ است‌، و قبل‌ از توجه‌ به‌ گرفتاریهای‌ این‌ کشور طاغوتزده‌ از ناحیه‌ رضاخان‌ و بدتر از آن‌ محمدرضا که‌ در طول‌ چپاولگریهایشان‌ برای‌ این‌ دولت‌ به‌ ارث‌ گذاشته‌اند، از وابستگیهای‌ عظیم‌ خانمانسوز، تا اوضاع‌ وزارتخانه‌ها و ادارات‌ و اقتصاد و ارتش‌ و مراکز عیاشی‌ و مغازه‌های‌ مسکرات‌ فروشی‌ و ایجاد بی‌بندوباری‌ در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ و اوضاع‌ تعلیم‌ و تربیت‌ و اوضاع‌ دبیرستانها و دانشگاهها و اوضاع‌ سینماها و عشرتکده‌ها و وضعیّت‌ جوانها و زنها و وضعیت‌ روحانیون‌ و متدیّنین‌ و آزادیخواهان‌ متعهّد و بانوان‌ عفیف‌ ستمدیده‌ و مساجد در زمان‌ طاغوت‌ و رسیدگی‌ به‌ پرونده‌ اعدام‌ شدگان‌ و محکومان‌ به‌ حبس‌ و رسیدگی‌ به‌ زندانها و کیفیت‌ عملکرد متصدیان‌ و رسیدگی‌ به‌ مال‌ سرمایه‌داران‌ و زمینخواران‌ بزرگ‌ و محتکران‌ و گرانفروشان‌ و رسیدگی‌ به‌ دادگستریها و دادگاههای‌ انقلاب‌ و مقایسه‌ با وضع‌ سابق‌ دادگستری‌ و قضات‌ و رسیدگی‌ به‌ حال‌ نمایندگان‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و اعضای‌ دولت‌ و استاندارها و سایر مأمورین‌ که‌ در این‌ زمان‌ آمده‌اند و مقایسه‌ با زمان‌ سابق‌ و رسیدگی‌ به‌ عملکرد دولت‌ و جهاد سازندگی‌ در روستاهای‌ محروم‌ از همه‌ مواهب‌ حتی‌ آب‌ آشامیدنی‌ و درمانگاه‌ و مقایسه‌ با طول‌ رژیم‌ سابق‌ با در نظر گرفتن‌ گرفتاری‌ به‌ جنگ‌ تحمیلی‌ و پیامدهای‌ آن‌ از قبیل‌ آوارگان‌ میلیونی‌ و خانواده‌های‌ شهدا و آسیب‌دیدگان‌ در جنگ‌ و آوارگان‌ میلیونی‌ افغانستان‌ و عراق‌ و با نظر به‌ حصر اقتصادی‌ و توطئه‌های‌ پی‌ در پی‌ امریکا و وابستگان‌ خارج‌ و داخلش‌ (اضافه‌ کنید فقدان‌ مبلّغ‌ آشنا به‌ مسائل‌ به‌ مقدار احتیاج‌ و قاضی‌ شرع‌) و هرج‌ و مرجهایی‌ که‌ از طرف‌ مخالفان‌ اسلام‌ و منحرفان‌ و حتی‌ دوستان‌ نادان‌ در دست‌ اجرا است‌ و دهها مسائل‌ دیگر، تقاضا این‌ است‌ که‌ قبل‌ از آشنایی‌ به‌ مسائل‌، به‌ اشکالتراشی‌ و انتقاد کوبنده‌ و فحاشی‌ برنخیزید؛ و به‌ حال‌ این‌ اسلام‌ غریب‌ که‌ پس‌ از صدها سال‌ ستمگری‌ قلدرها و جهل‌ توده‌ها امروز طفلی‌ تازه‌پا و ولیده‌ای‌ است‌ محفوف‌ به‌ دشمنهای‌ خارج‌ و داخل‌، رحم‌ کنید. و شما اشکالتراشان‌ به‌ فکر بنشینید که‌ آیا بهتر نیست‌ به‌ جای‌ سرکوبی‌ به‌ اصلاح‌ و کمک‌ بکوشید؛ و به‌ جای‌ طرفداری‌ از منافقان‌ و ستمگران‌ و سرمایه‌داران‌ و محتکران‌ بی‌انصاف‌ از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان‌ و ستمدیدگان‌ و محرومان‌ باشید؛ و به‌ جای‌ گروههای‌ آشوبگر و تروریستهای‌ مفسد و طرفداری‌ غیرمستقیم‌ از آنان‌، توجهی‌ به‌ ترور شدگان‌ از روحانیون‌ مظلوم‌ تا خدمتگزاران‌ متعهد مظلوم‌ داشته‌ باشید؟

    اینجانب‌ هیچ‌ گاه‌ نگفته‌ و نمی‌گویم‌ که‌ امروز در این‌ جمهوری‌ به‌ اسلام‌ بزرگ‌ با همه‌ ابعادش‌ عمل‌ می‌شود و اشخاصی‌ از روی‌ جهالت‌ و عقده‌ و بی‌انضباطی‌ برخلاف‌ مقررات‌ اسلام‌ عمل‌ نمی‌کنند؛ لکن‌ عرض‌ می‌کنم‌ که‌ قوه‌ مقننه‌ و قضاییه‌ و اجراییه‌ با زحمات‌ جانفرسا کوشش‌ در اسلامی‌ کردن‌ این‌ کشور می‌کنند و ملتِ دهها میلیونی‌ نیز طرفدار و مددکار آنان‌ هستند؛ و اگر این‌ اقلیت‌ اشکالتراش‌ و کارشکن‌ به‌ کمک‌ بشتابند، تحقق‌ این‌ آمال‌ آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای‌ نخواسته‌ اینان‌ به‌ خود نیایند، چون‌ توده‌ میلیونی‌ بیدار شده‌ و متوجه‌ مسائل‌ است‌ و در صحنه‌ حاضر است‌، آمال‌ انسانی‌ ـ اسلامی‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ جامه‌ عمل‌ به‌ طور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان‌ و اشکالتراشان‌ در مقابل‌ این‌ سیل‌ خروشان‌ نخواهند توانست‌ مقاومت‌ کنند.

    من‌ با جرأت‌ مدعی‌ هستم‌ که‌ ملت‌ ایران‌ و توده‌ میلیونی‌ آن‌ در عصر حاضر بهتر از ملت‌ حجاز در عهد رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و کوفه‌ و عراق‌ در عهد امیرالمؤمنین‌ و حسین‌ بن‌ علی‌ ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهما ـ می‌باشند. آن‌ حجاز که‌ در عهد رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ مسلمانان‌ نیز اطاعت‌ از ایشان‌ نمی‌کردند و با بهانه‌هایی‌ به‌ جبهه‌ نمی‌رفتند، که‌ خداوند تعالی‌ در سوره‌ «توبه‌» با آیاتی‌ آنها را توبیخ‌ فرموده‌ و وعده‌ عذاب‌ داده‌ است‌. و آنقدر به‌ ایشان‌ دروغ‌ بستند که‌ به‌ حسب‌ نقل‌، در منبر به‌ آنان‌ نفرین‌ فرمودند. و آن‌ اهل‌ عراق‌ و کوفه‌ که‌ با امیرالمؤمنین‌ آنقدر بدرفتاری‌ کردند و از اطاعتش‌ سر باز زدند که‌ شکایات‌ آن‌ حضرت‌ از آنان‌ در کتب‌ نقل‌ و تاریخ‌ معروف‌ است‌. و آن‌ مسلمانان‌ عراق‌ و کوفه‌ که‌ با سیدالشهدا ـ علیه‌السلام‌ ـ آن‌ شد که‌ شد. و آنان‌ که‌ در
    شهادت‌ دستْ آلوده‌ نکردند، یا گریختند از معرکه‌ و یا نشستند تا آن‌ جنایت‌ تاریخ‌ واقع‌ شد. اما امروز می‌بینیم‌ که‌ ملت‌ ایران‌ از قوای‌ مسلح‌ نظامی‌ و انتظامی‌ و سپاه‌ و بسیج‌ تا قوای‌ مردمی‌ از عشایر و داوطلبان‌ و از قوای‌ در جبهه‌ها و مردم‌ پشت‌ جبهه‌ها، با کمال‌ شوق‌ و اشتیاق‌ چه‌ فداکاریها می‌کنند و چه‌ حماسه‌ها می‌آفرینند. و می‌بینیم‌ که‌ مردم‌ محترم‌ سراسر کشور چه‌ کمکهای‌ ارزنده‌ می‌کنند. و می‌بینیم‌ که‌ بازماندگان‌ شهدا و آسیب‌ دیدگان‌ جنگ‌ و متعلقان‌ آنان‌ با چهره‌های‌ حماسه‌آفرین‌ و گفتار و کرداری‌ مشتاقانه‌ و اطمینان‌ بخش‌ با ما و شما روبه‌رو می‌شوند. و اینها همه‌ از عشق‌ و علاقه‌ و ایمان‌ سرشار آنان‌ است‌ به‌ خداوند متعال‌ و اسلام‌ و حیات‌ جاویدان‌. در صورتی‌ که‌ نه‌ در محضر مبارک‌ رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هستند، و نه‌ در محضر امام‌ معصوم‌ ـ صلوات‌ الله علیه‌. و انگیزه‌ آنان‌ ایمان‌ و اطمینان‌ به‌ غیب‌ است‌. و این‌ رمز موفقیت‌ و پیروزی‌ در ابعاد مختلف‌ است‌. و اسلام‌ باید افتخار کند که‌ چنین‌ فرزندانی‌ تربیت‌ نموده‌، و ما همه‌ مفتخریم‌ که‌ در چنین‌ عصری‌ و در پیشگاه‌ چنین‌ ملتی‌ می‌باشیم‌.

    و اینجانب‌ در اینجا یک‌ وصیت‌ به‌ اشخاصی‌ که‌ به‌ انگیزه‌ مختلف‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ مخالفت‌ می‌کنند و به‌ جوانان‌، چه‌ دختران‌ و چه‌ پسرانی‌ که‌ مورد بهره‌برداری‌ منافقان‌ و منحرفان‌ فرصت‌ طلب‌ و سودجو واقع‌ شده‌اند می‌نمایم‌، که‌ بیطرفانه‌ و با فکر آزاد به‌ قضاوت‌ بنشینید و تبلیغات‌ آنان‌ که‌ می‌خواهند جمهوری‌ اسلامی‌ ساقط‌ شود و کیفیت‌ عمل‌ آنان‌ و رفتارشان‌ با توده‌های‌ محروم‌ و گروهها و دولتهایی‌ که‌ از آنان‌ پشتیبانی‌ کرده‌ و می‌کنند و گروهها و اشخاصی‌ که‌ در داخل‌ به‌ آنان‌ پیوسته‌ و از آنان‌ پشتیبانی‌ می‌کنند و اخلاق‌ و رفتارشان‌ در بین‌ خود و هوادارانشان‌ و تغییر موضعهایشان‌ در پیشامدهای‌ مختلف‌ را، با دقت‌ و بدون‌ هوای‌ نفس‌ بررسی‌ کنید، و مطالعه‌ کنید حالات‌ آنان‌ که‌ در این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ دست‌ منافقان‌ و منحرفان‌ شهید شدند، و ارزیابی‌ کنید بین‌ آنان‌ و دشمنانشان‌؛ نوارهای‌ این‌ شهیدان‌ تا حدی‌ در دست‌ و نوارهای‌ مخالفان‌ شاید در دست‌ شماها باشد، ببینید کدام‌ دسته‌ طرفدار محرومان‌ و مظلومان‌ جامعه‌ هستند.

    برادران‌! شما این‌ اوراق‌ را قبل‌ از مرگ‌ من‌ نمی‌خوانید. ممکن‌ است‌ پس‌ از من‌ بخوانید در آن‌ وقت‌ من‌ نزد شما نیستم‌ که‌ بخواهم‌ به‌ نفع‌ خود و جلب‌ نظرتان‌ برای‌ کسب‌ مقام‌ و قدرتی‌ با قلبهای‌ جوان‌ شما بازی‌ کنم‌. من‌ برای‌ آنکه‌ شما جوانان‌ شایسته‌ای‌ هستید علاقه‌ دارم‌ که‌ جوانی‌ خود را در راه‌ خداوند و اسلام‌ عزیز و جمهوری‌ اسلامی‌ صرف‌ کنید تا سعادت‌ هر دو جهان‌ را دریابید. و از خداوند غفور می‌خواهم‌ که‌ شما را به‌ راه‌ مستقیم‌ انسانیت‌ هدایت‌ کند و از گذشته‌ ما و شما با رحمت‌ واسعه‌ خود بگذرد. شماها نیز در خلوتها از خداوند همین‌ را بخواهید، که‌ او هادی‌ و رحمان‌ است‌.

    و یک‌ وصیت‌ به‌ ملت‌ شریف‌ ایران‌ و سایر ملتهای‌ مبتلا به‌ حکومتهای‌ فاسد و دربند قدرتهای‌ بزرگ‌ می‌کنم‌؛ اما به‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ نعمتی‌ که‌ با جهاد عظیم‌ خودتان‌ و خون‌ جوانان‌ برومندتان‌ به‌ دست‌ آوردید همچون‌ عزیزترین‌ امور قدرش‌ را بدانید و از آن‌ حفاظت‌ و پاسداری‌ نمایید و در راه‌ آن‌، که‌ نعمتی‌ عظیم‌ الهی‌ و امانت‌ بزرگ‌ خداوندی‌ است‌ کوشش‌ کنید و از مشکلاتی‌ که‌ در این‌ صراط‌ مستقیم‌ پیش‌ می‌آید نهراسید که‌ إن‌ تَنْصرواالله یَنْصُرْکم‌ و یُثَبِّتْ اَقدامَکم‌ . و در مشکلات‌ دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با جان‌ و دل‌ شریک‌ و در رفع‌ آنها کوشا باشید، و دولت‌ و مجلس‌ را از خود بدانید، و چون‌ محبوبی‌ گرامی‌ از آن‌ نگهداری‌ کنید.

    و به‌ مجلس‌ و دولت‌ و دست‌اندرکاران‌ توصیه‌ می‌نمایم‌ که‌ قدر این‌ ملت‌ را بدانید و در خدمتگزاری‌ به‌ آنان‌ خصوصاً مستضعفان‌ و محرومان‌ و ستمدیدگان‌ که‌ نور چشمان‌ ما و اولیای‌ نعم‌ همه‌ هستند و جمهوری‌ اسلامی‌ رهاورد آنان‌ و با فداکاریهای‌ آنان‌ تحقق‌ پیدا کرد و بقای‌ آن‌ نیز مرهون‌ خدمات‌ آنان‌ است‌، فروگذار نکنید و خود را از مردم‌ و آنان‌ را از خود بدانید و حکومتهای‌ طاغوتی‌ را که‌ چپاولگرانی‌ بی‌فرهنگ‌ و زورگویانی‌ تهی‌ مغز بودند و هستند را همیشه‌ محکوم‌ نمایید، البته‌ با اعمال‌ انسانی‌ که‌ شایسته‌ برای‌ یک‌ حکومت‌ اسلامی‌ است‌.

    و اما به‌ ملتهای‌ اسلامی‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ از حکومت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و از ملت‌ مجاهد ایران‌ الگو بگیرید و حکومتهای‌ جائر خود را در صورتی‌ که‌ به‌ خواست‌ ملتها که‌ خواست‌ ملت‌ ایران‌ است‌ سر فرود نیاوردند، با تمام‌ قدرت‌ به‌ جای‌ خود بنشانید، که‌ مایه‌ بدبختی‌ مسلمانان‌، حکومتهای‌ وابسته‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ می‌باشند. و اکیداً توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ به‌ بوقهای‌ تبلیغاتی‌ مخالفان‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ گوش‌ فرا ندهید که‌ همه‌ کوشش‌ دارند که‌ اسلام‌ را از صحنه‌ بیرون‌ کنند که‌ منافع‌ ابرقدرتها تأمین‌ شود.



    د ـ از نقشه‌های‌ شیطانیِ قدرتهای‌ بزرگ‌ استعمار و استثمارگر که‌ سالهای‌ طولانی‌ در دست‌ اجرا است‌ و در کشور ایران‌ از زمان‌ رضاخان‌ اوج‌ گرفت‌ و در زمان‌ محمدرضا با روشهای‌ مختلف‌ دنباله‌گیری‌ شد، به‌ انزواکشاندن‌ روحانیت‌ است‌؛ که‌ در زمان‌ رضاخان‌ با فشار و سرکوبی‌ و خلع‌ لباس‌ و حبس‌ و تبعید و هتک‌ حرمات‌ و اعدام‌ و امثال‌ آن‌، و در زمان‌ محمدرضا با نقشه‌ و روشهای‌ دیگر که‌ یکی‌ از آنها ایجاد عداوت‌ بین‌ دانشگاهیان‌ و روحانیان‌ بود، که‌ تبلیغات‌ وسیعی‌ در این‌ زمینه‌ شد؛ و مع‌الاسف‌ به‌ واسطه‌ بیخبری‌ هر دو قشر از توطئه‌ شیطانی‌ ابرقدرتها نتیجه‌ چشمگیری‌ گرفته‌ شد. از یک‌ طرف‌، از دبستانها تا دانشگاهها کوشش‌ شد که‌ معلمان‌ و دبیران‌ و اساتید و رؤسای‌ دانشگاهها از بین‌ غربزدگان‌ یا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از اسلام‌ و سایر ادیان‌ انتخاب‌ و به‌ کار گماشته‌ شوند و متعهدان‌ مؤمن‌ در اقلیت‌ قرار گیرند که‌ قشر مؤثر را که‌ در آتیه‌ حکومت‌ را به‌ دست‌ می‌گیرند، از کودکی‌ تا نوجوانی‌ و تا جوانی‌ طوری‌ تربیت‌ کنند که‌ از ادیان‌ مطلقاً، و اسلام‌ بخصوص‌، و از وابستگان‌ به‌ ادیان‌ خصوصاً روحانیون‌ و مبلغان‌، متنفر باشند. و اینان‌ را عمال‌ انگلیس‌ در آن‌ زمان‌، و طرفدار سرمایه‌داران‌ و زمینخواران‌ و طرفدار ارتجاع‌ و مخالف‌ تمدن‌ و تعالی‌ در بعد از آن‌ معرفی‌ می‌نمودند. و از طرف‌ دیگر، با تبلیغات‌ سو ء ، روحانیون‌ و مبلغان‌ و متدینان‌ را از دانشگاه‌ و دانشگاهیان‌ ترسانیده‌ و همه‌ را به‌ بی‌دینی‌ و بی‌بند و باری‌ و مخالف‌ با مظاهر اسلام‌ و ادیان‌ متهم‌ می‌نمودند. نتیجه‌ آنکه‌ دولتمردانْ مخالف‌ ادیان‌ و اسلام‌ و روحانیون‌ و متدینان‌ باشند؛ و توده‌های‌ مردم‌ که‌ علاقه‌ به‌ دین‌ و روحانی‌ دارند مخالف‌ دولت‌ و حکومت‌ و هر چه‌ متعلق‌ به‌ آن‌ است‌ باشند، و اختلاف‌ عمیق‌ بین‌ دولت‌ و ملت‌ و دانشگاهی‌ و روحانی‌ راه‌ را برای‌ چپاولگران‌ آنچنان‌ باز کند که‌ تمام‌ شئون‌ کشور در تحت‌ قدرت‌ آنان‌ و تمام‌ ذخایر ملت‌ در جیب‌ آنان‌ سرازیر شود، چنانچه‌ دیدید به‌ سر این‌ ملت‌ مظلوم‌ چه‌ آمد، و می‌رفت‌ که‌ چه‌ آید.

    اکنون‌ که‌ به‌ خواست‌ خداوند متعال‌ و مجاهدت‌ ملت‌ ـ از روحانی‌ و دانشگاهی‌ تا بازاری‌ و کارگر و کشاورز و سایر قشرها ـ بند اسارت‌ را پاره‌ و سد قدرت‌ ابرقدرتها را شکستند و کشور را از دست‌ آنان‌ و وابستگانشان‌ نجات‌ دادند، توصیه‌ اینجانب‌ آن‌ است‌ که‌ نسل‌ حاضر و آینده‌ غفلت‌ نکنند و دانشگاهیان‌ و جوانان‌ برومند عزیز هر چه‌ بیشتر با روحانیان‌ و طلاب‌ علوم‌ اسلامی‌ پیوند دوستی‌ و تفاهم‌ را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌های‌ دشمن‌ غدار غافل‌ نباشند و به‌ مجرد آنکه‌ فرد یا افرادی‌ را دیدند که‌ با گفتار و رفتار خود در صدد است‌ بذر نفاق‌ بین‌ آنان‌ افکند او را ارشاد و نصیحت‌ نمایند؛ و اگر تأثیر نکرد از او روگردان‌ شوند و او را به‌ انزوا کشانند و نگذارند توطئه‌ ریشه‌ دواند که‌ سرچشمه‌ را به‌ آسانی‌ می‌توان‌ گرفت‌. و مخصوصاً اگر در اساتید کسی‌ پیدا شد که‌ می‌خواهد انحراف‌ ایجاد کند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و کلاس‌ خود طرد کنند. و این‌ توصیه‌ بیشتر متوجه‌ روحانیون‌ و محصلین‌ علوم‌ دینی‌ است‌. و توطئه‌ها در دانشگاهها از عمق‌ ویژه‌ای‌ برخوردار است‌ و هر قشر محترم‌ که‌ مغز متفکر جامعه‌ هستند باید مواظب‌ توطئه‌ها باشند.



    ه ـ از جمله‌ نقشه‌ها که‌ مع‌الاسف‌ تأثیر بزرگی‌ در کشورها و کشور عزیزمان‌ گذاشت‌ و آثار آن‌ باز تا حد زیادی‌ به‌ جا مانده‌، بیگانه‌ نمودن‌ کشورهای‌ استعمار زده‌ از خویش‌، و غربزده‌ و شرقزده‌ نمودن‌ آنان‌ است‌ به‌ طوریکه‌ خود را و فرهنگ‌ و قدرت‌ خود را به‌ هیچ‌ گرفتند و غرب‌ و شرق‌، دو قطب‌ قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ‌ آنان‌ را والاتر و آن‌ دو قدرت‌ را قبله‌گاه‌ عالم‌ دانستند و وابستگی‌ به‌ یکی‌ از دو قطب‌ را از فرائض‌ غیرقابل‌ اجتناب‌ معرفی‌ نمودند! و قصه‌ این‌ امر غم‌انگیز، طولانی‌ و ضربه‌هایی‌ که‌ از آن‌ خورده‌ و اکنون‌ نیز می‌خوریم‌ کشنده‌ و کوبنده‌ است‌.

    و غم‌انگیزتر اینکه‌ آنان‌ ملتهای‌ ستمدیده‌ زیر سلطه‌ را در همه‌ چیز عقب‌ نگه‌داشته‌ و کشورهایی‌ مصرفی‌ بار آوردند و به‌قدری‌ ما را از پیشرفتهای‌ خود و قدرتهای‌ شیطانی‌شان‌ ترسانده‌اند که‌ جرأت‌ دست‌ زدن‌ به‌ هیچ‌ ابتکاری‌ نداریم‌ و همه‌ چیز خود را تسلیم‌ آنان‌ کرده‌ و سرنوشت‌ خود و کشورهای‌ خود را به‌ دست‌ آنان‌ سپرده‌ و چشم‌ و گوش‌ بسته‌ مطیع‌ فرمان‌ هستیم‌. و این‌ پوچی‌ و تهی‌ مغزی‌ مصنوعی‌ موجب‌ شده‌ که‌ در هیچ‌ امری‌ به‌ فکر و دانش‌ خود اتکا نکنیم‌ و کورکورانه‌ از شرق‌ و غرب‌ تقلید نماییم‌ بلکه‌ از فرهنگ‌ و ادب‌ و صنعت‌ و ابتکار اگر داشتیم‌، نویسندگان‌ و گویندگان‌ غرب‌ و شرقزده‌ بی‌فرهنگ‌، آنها را به‌ باد انتقاد و مسخره‌ گرفته‌ و فکر و قدرت‌ بومی‌ ما را سرکوب‌ و مأیوس‌ نموده‌ و می‌نمایند و رسوم‌ و آداب‌ اجنبی‌ را هر چند مبتذل‌ و مفتضح‌ باشد با عمل‌ و گفتار و نوشتار ترویج‌ کرده‌ و با مداحی‌ و ثناجویی‌ آنها را به‌ خورد ملتها داده‌ و می‌دهند. فی‌المثل‌، اگر در کتاب‌ یا نوشته‌ یا گفتاری‌ چند واژه‌ فرنگی‌ باشد، بدون‌ توجه‌ به‌ محتوای‌ آن‌ با اعجاب‌ پذیرفته‌، و گوینده‌ و نویسنده‌ آن‌ را دانشمند و روشنفکر به‌ حساب‌ می‌آورند. و از گهواره‌ تا قبر به‌ هرچه‌ بنگریم‌ اگر با واژه‌ غربی‌ و شرقی‌ اسم‌گذاری‌ شود مرغوب‌ و مورد توجه‌ و از مظاهر تمدن‌ و پیشرفتگی‌ محسوب‌، و اگر واژه‌های‌ بومی‌ خودی‌ به‌ کار رود مطرود و کهنه‌ و واپسزده‌ خواهد بود. کودکان‌ ما اگر نام‌ غربی‌ داشته‌ باشند مفتخر؛ و اگر نام‌ خودی‌ دارند سر به‌ زیر و عقب‌ افتاده‌اند. خیابانها، کوچه‌ها، مغازه‌ها، شرکتها، داروخانه‌ها، کتابخانه‌ها، پارچه‌ها، و دیگر متاعها، هرچند در داخل‌ تهیه‌ شده‌ باید نام‌ خارجی‌ داشته‌ باشد تا مردم‌ از آن‌ راضی‌ و به‌ آن‌ اقبال‌ کنند. فرنگی‌ مآبی‌ از سر تا پا و در تمام‌ نشست‌ و برخاستها و در معاشرتها و تمام‌ شئون‌ زندگی‌ موجب‌ افتخار و سربلندی‌ و تمدن‌ و پیشرفت‌، و در مقابل‌، آداب‌ و رسوم‌ خودی‌، کهنه‌پرستی‌ و عقب‌ افتادگی‌ است‌. در هر مرض‌ و کسالتی‌ ولو جزئی‌ و قابل‌ علاج‌ در داخل‌، باید به‌ خارج‌ رفت‌ و دکترها و اطبای‌ دانشمند خود را محکوم‌ و مأیوس‌ کرد. رفتن‌ به‌ انگلستان‌ و فرانسه‌ و امریکا و مسکو افتخاری‌ پر ارزش‌ و رفتن‌ به‌ حج‌ و سایر اماکن‌ متبرکه‌ کهنه‌پرستی‌ و عقب‌ماندگی‌ است‌. بی‌اعتنایی‌ به‌ آنچه‌ مربوط‌ به‌ مذهب‌ و معنویات‌ است‌ از نشانه‌های‌ روشنفکری‌ و تمدن‌، و در مقابل‌، تعهد به‌ این‌ امور نشانه‌ عقب‌ماندگی‌ و کهنه‌ پرستی‌ است‌.

    اینجانب‌ نمی‌گویم‌ ما خود همه‌ چیز داریم‌؛ معلوم‌ است‌ ما را در طول‌ تاریخِ نه‌ چندان‌ دور خصوصاً، و در سده‌های‌ اخیر از هر پیشرفتی‌ محروم‌ کرده‌اند و دولتمردان‌ خائن‌ و دودمان‌ پهلوی‌ خصوصاً، و مراکز تبلیغاتی‌ علیه‌ دستاوردهای‌ خودی‌ و نیز خودْ کوچک‌دیدنها و یا ناچیزدیدنها، ما را از هر فعالیتی‌ برای‌ پیشرفت‌ محروم‌ کرد. وارد کردن‌ کالاها از هر قماش‌ و سرگرم‌ کردن‌ بانوان‌ و مردان‌ خصوصاً طبقه‌ جوان‌، به‌ اقسام‌ اجناس‌ وارداتی‌ از قبیل‌ ابزار آرایش‌ و تزئینات‌ و تجملات‌ و بازیهای‌ کودکانه‌ و به‌ مسابقه‌ کشاندن‌ خانواده‌ها و مصرفی‌ بار آوردن‌ هر چه‌ بیشتر، که‌ خود داستانهای‌ غم‌انگیز دارد، و سرگرم‌ کردن‌ و به‌ تباهی‌ کشاندن‌ جوانها که‌ عضو فعال‌ هستند با فراهم‌ آوردن‌ مراکز فحشا و عشرتکده‌ها، و دهها از این‌ مصائب‌ حساب‌ شده‌، برای‌ عقب‌ نگهداشتن‌ کشورهاست‌. من‌ وصیت‌ دلسوزانه‌ و خادمانه‌ می‌کنم‌ به‌ ملت‌ عزیز که‌ اکنون‌ که‌ تا حدود بسیار چشمگیری‌ از بسیاری‌ از این‌ دامها نجات‌ یافته‌ و نسل‌ محروم‌ حاضر به‌ فعالیت‌ و ابتکار برخاسته‌ و دیدیم‌ که‌ بسیاری‌ از کارخانه‌ها و وسایل‌ پیشرفته‌ مثل‌ هواپیماها و دیگر چیزها که‌ گمان‌ نمی‌رفت‌ متخصصین‌ ِ ایران‌ قادر به‌ راه‌ انداختن‌ کارخانه‌ها و امثال‌ آن‌ باشند و همه‌ دستها را به‌ سوی‌ غرب‌ یا شرق‌ دراز کرده‌ بودیم‌ که‌ متخصصین‌ آنان‌ اینها را به‌ راه‌ اندازند، در اثر محاصره‌ اقتصادی‌ و جنگ‌ تحمیلی‌، خود جوانان‌ عزیز ما قطعات‌ محل‌ احتیاج‌ را ساخته‌ و با قیمتهای‌ ارزانتر عرضه‌ کرده‌ و رفع‌ احتیاج‌ نمودند و ثابت‌ کردند که‌ اگر بخواهیم‌ می‌توانیم‌.

    باید هوشیار و بیدار و مراقب‌ باشید که‌ سیاست‌بازان‌ پیوسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ با وسوسه‌های‌ شیطانی‌ شما را به‌ سوی‌ این‌ چپاولگران‌ بین‌المللی‌ نکشند؛ و با اراده‌ مصمم‌ و فعالیت‌ و پشتکار خود به‌ رفع‌ وابستگیها قیام‌ کنید.

    و بدانید که‌ نژاد آریا و عرب‌ از نژاد اروپا و امریکا و شوروی‌ کم‌ ندارد و اگر خودیِ خود را بیابد و یأس‌ را از خود دور کند و چشمداشت‌ به‌ غیر خود نداشته‌ باشد، در درازمدت‌ قدرت‌ همه‌ کار و ساختن‌ همه‌ چیز را دارد. و آنچه‌ انسانهای‌ شبیه‌ به‌ اینان‌ به‌ آن‌ رسیده‌اند شما هم‌ خواهید رسید به‌ شرط‌ اتکال‌ به‌ خداوند تعالی‌ و اتکا به‌ نفس‌، و قطع‌ وابستگی‌ به‌ دیگران‌ و تحمل‌ سختیها برای‌ رسیدن‌ به‌ زندگی‌ شرافتمندانه‌ و خارج‌ شدن‌ از تحت‌ سلطه‌ اجانب‌.

    و بر دولتها و دست‌ اندرکاران‌ است‌ چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهای‌ آینده‌ که‌ از متخصصین‌ خود قدردانی‌ کنند و آنان‌ را با کمکهای‌ مادی‌ و معنوی‌ تشویق‌ به‌ کار نمایند و از ورود کالاهای‌ مصرف‌ساز و خانه‌ برانداز جلوگیری‌ نمایند و به‌ آنچه‌ دارند بسازند تا خود همه‌ چیز بسازند.

    و از جوانان‌، دختران‌ و پسران‌، می‌خواهم‌ که‌ استقلال‌ و آزادی‌ و ارزشهای‌ انسانی‌ را، ولو با تحمل‌ زحمت‌ و رنج‌، فدای‌ تجملات‌ و عشرتها و بی‌ بند و باریها و حضور در مراکز فحشا که‌ از طرف‌ غرب‌ و عمال‌ بی‌وطن‌ به‌ شما عرضه‌ می‌شود نکنند؛ که‌ آنان‌ چنانچه‌ تجربه‌ نشان‌ داده‌ جز تباهی‌ شما و اغفالتان‌ از سرنوشت‌ کشورتان‌ و چاپیدن‌ ذخائر شما و به‌ بند استعمار و ننگ‌ وابستگی‌ کشیدنتان‌ و مصرفی‌ نمودن‌ ملت‌ و کشورتان‌ به‌ چیز دیگر فکر نمی‌کنند؛ و می‌خواهند با این‌ وسایل‌ و امثال‌ آن‌ شما را عقب‌مانده‌، و به‌ اصطلاح‌ آنان‌ «نیمه‌ وحشی‌» نگه‌ دارند.

    و ـ از توطئه‌های‌ بزرگ‌ آنان‌، چنانچه‌ اشاره‌ شد و کراراً تذکر داده‌ام‌، به‌ دست‌ گرفتن‌ مراکز تعلیم‌ و تربیت‌ خصوصاً دانشگاهها است‌ که‌ مقدرات‌ کشورها در دست‌ محصولات‌ آنها است‌. روش‌ آنان‌ با روحانیون‌ و مدارس‌ علوم‌ اسلامی‌ فرق‌ دارد با روشی‌ که‌ در دانشگاهها و دبیرستانها دارند. نقشه‌ آنان‌ برداشتن‌ روحانیون‌ از سر راه‌ و منزوی‌ کردن‌ آنان‌ است‌؛ یا با سرکوبی‌ و خشونت‌ و هتاکی‌ که‌ در زمان‌ رضاخان‌ عمل‌ شد ولی‌ نتیجه‌ معکوس‌ گرفته‌ شد؛ یا با تبلیغات‌ و تهمتها و نقشه‌های‌ شیطانی‌ برای‌ جدا کردن‌ قشر تحصیلکرده‌ و به‌ اصطلاح‌ روشنفکر که‌ این‌ هم‌ در زمان‌ رضاخان‌ عمل‌ می‌شد و در ردیف‌ فشار و سرکوبی‌ بود؛ و در زمان‌ محمدرضا ادامه‌ یافت‌ بدون‌ خشونت‌ ولی‌ موذیانه‌.

    و اما در دانشگاه‌ نقشه‌ آن‌ است‌ که‌ جوانان‌ را از فرهنگ‌ و ادب‌ و ارزشهای‌ خودی‌ منحرف‌ کنند و به‌ سوی‌ شرق‌ یا غرب‌ بکشانند و دولتمردان‌ را از بین‌ اینان‌ انتخاب‌ و بر سرنوشت‌ کشورها حکومت‌ دهند تا به‌ دست‌ آنها هرچه‌ می‌خواهند انجام‌ دهند. اینان‌ کشور را به‌ غارتزدگی‌ و غربزدگی‌ بکشانند و قشر روحانی‌ با انزوا و منفوریت‌ و شکست‌ قادر بر جلوگیری‌ نباشد. و این‌ بهترین‌ راه‌ است‌ برای‌ عقب‌ نگهداشتن‌ و غارت‌ کردن‌ کشورهای‌ تحت‌ سلطه‌، زیرا برای‌ ابرقدرتها بی‌زحمت‌ و بی‌خرج‌ و در جوامع‌ ملی‌ بی‌سر و صدا، هر چه‌ هست‌ به‌ جیب‌ آنان‌ می‌ریزد.

    پس‌ اکنون‌ که‌ دانشگاهها و دانشسراها در دست‌ اصلاح‌ و پاکسازی‌ است‌، بر همه‌ ما لازم‌ است‌ با متصدیان‌ کمک‌ کنیم‌ و برای‌ همیشه‌ نگذاریم‌ دانشگاهها به‌ انحراف‌ کشیده‌ شود؛ و هر جا انحرافی‌ به‌ چشم‌ خورد با اقدام‌ سریع‌ به‌ رفع‌ آن‌ کوشیم‌. و این‌ امر حیاتی‌ باید در مرحله‌ اول‌ با دست‌ پرتوان‌ خود جوانان‌ دانشگاهها و دانشسراها انجام‌ گیرد که‌ نجات‌ دانشگاه‌ از انحراف‌، نجات‌ کشور و ملت‌ است‌.

    و اینجانب‌ به‌ همه‌ نوجوانان‌ و جوانان‌ در مرحله‌ اول‌، و پدران‌ و مادران‌ و دوستان‌ آنها در مرحله‌ دوم‌، و به‌ دولتمردان‌ و روشنفکران‌ دلسوز برای‌ کشور در مرحله‌ بعد وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ در این‌ امر مهم‌ که‌ کشورتان‌ را از آسیب‌ نگه‌ می‌دارد، با جان‌ و دل‌ کوشش‌ کنید و دانشگاهها را به‌ نسل‌ بعد بسپرید. و به‌ همه‌ نسلهای‌ مسلسل‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ برای‌ نجات‌ خود و کشور عزیز و اسلامِآدم‌ ساز، دانشگاهها را از انحراف‌ و غرب‌ و شرقزدگی‌ حفظ‌ و پاسداری‌ کنید و با این‌ عمل‌ انسانی‌ ـ اسلامی‌ خود دست‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ را از کشور قطع‌ و آنان‌ را ناامید نمایید. خدایتان‌ پشتیبان‌ و نگهدار باد.



    ز ـ از مهمات‌ امور، تعهد وکلای‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ است‌. ما دیدیم‌ که‌ اسلام‌ و کشور ایران‌ چه‌ صدمات‌ بسیار غم‌انگیزی‌ از مجلس‌ شورای‌ غیرصالح‌ و منحرف‌، از بعد از مشروطه‌ تا عصر رژیم‌ جنایتکار پهلوی‌ و از هر زمان‌ بدتر و خطرناکتر در این‌ رژیم‌ تحمیلی‌ فاسد خورد؛ و چه‌ مصیبتها و خسارتهای‌ جانفرسا از این‌ جنایتکاران‌ بی‌ارزش‌ و نوکرمآب‌ به‌ کشور و ملت‌ وارد شد. در این‌ پنجاه‌ سال‌ یک‌ اکثریت‌ قلابی‌ منحرف‌ در مقابل‌ یک‌ اقلیت‌ مظلوم‌ موجب‌ شد که‌ هرچه‌ انگلستان‌ و شوروی‌ و اخیراً امریکا خواستند، با دست‌ همین‌ منحرفانِ از خدا بیخبر انجام‌ دهند و کشور را به‌ تباهی‌ و نیستی‌ کشانند. از بعد از مشروطه‌، هیچ‌ گاه‌ تقریباً به‌ مواد مهم‌ قانون‌ اساسی‌ عمل‌ نشد ـ قبل‌ از رضاخان‌ با تصدی‌ غربزدگان‌ و مشتی‌ خان‌ و زمینخواران‌؛ و در زمان‌ رژیم‌ پهلوی‌ به‌ دست‌ آن‌ رژیم‌ سفاک‌ و وابستگان‌ و حلقه‌ به‌ گوشان‌ آن‌.

    اکنون‌ که‌ با عنایت‌ پروردگار و همت‌ ملت‌ عظیم‌الشأن‌ سرنوشت‌ کشور به‌ دست‌ مردم‌ افتاد و وکلا از خود مردم‌ و با انتخاب‌ خودشان‌، بدون‌ دخالت‌ دولت‌ و خانهای‌ ولایات‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ راه‌ یافتند، و امید است‌ که‌ با تعهد آنان‌ به‌ اسلام‌ و مصالح‌ کشور جلوگیری‌ از هر انحراف‌ بشود. وصیت‌ اینجانب‌ به‌ ملت‌ در حال‌ و آتیه‌ آن‌ است‌ که‌ با اراده‌ مصمم‌ خود و تعهد خود به‌ احکام‌ اسلام‌ و مصالح‌ کشور در هر دوره‌ از انتخابات‌ وکلای‌ دارای‌ تعهد به‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ که‌ غالباً بین‌ متوسطین‌ جامعه‌ و محرومین‌ می‌باشند و غیر منحرف‌ از صراط‌ مستقیم‌ ـ به‌ سوی‌ غرب‌ یا شرق‌ ـ و بدون‌ گرایش‌ به‌ مکتبهای‌ انحرافی‌ و اشخاص‌ تحصیلکرده‌ و مطلع‌ بر مسائل‌ روز و سیاستهای‌ اسلامی‌، به‌ مجلس‌ بفرستند.

    و به‌ جامعه‌ محترم‌ روحانیت‌ خصوصاً مراجع‌ معظم‌، وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ خود را از مسائل‌ جامعه‌ خصوصاً مثل‌ انتخاب‌ رئیس‌ جمهور و وکلای‌ مجلس‌، کنار نکشند و بی‌تفاوت‌ نباشند. همه‌ دیدید و نسل‌ آتیه‌ خواهد شنید که‌ دست‌ سیاست‌بازان‌ پیرو شرق‌ و غرب‌، روحانیون‌ را که‌ اساس‌ مشروطیت‌ را با زحمات‌ و رنجها بنیان‌ گذاشتند از صحنه‌ خارج‌ کردند و روحانیون‌ نیز بازی‌ سیاست‌بازان‌ را خورده‌ و دخالت‌ در امور کشور و مسلمین‌ را خارج‌ از مقام‌ خود انگاشتند و صحنه‌ را به‌ دست‌ غربزدگان‌ سپردند؛ و به‌ سر مشروطیت‌ و قانون‌ اساسی‌ و کشور و اسلام‌ آن‌ آوردند که‌ جبرانش‌ احتیاج‌ به‌ زمان‌ طولانی‌ دارد.

    اکنون‌ که‌ بحمدالله تعالی‌ موانع‌ رفع‌ گردیده‌ و فضای‌ آزاد برای‌ دخالت‌ همه‌ طبقات‌ پیش‌ آمده‌ است‌، هیچ‌ عذری‌ باقی‌ نمانده‌ و از گناهان‌ بزرگ‌ نابخشودنی‌، مسامحه‌ در امر مسلمین‌ است‌. هرکس‌ به‌ مقدار توانش‌ و حیطه‌ نفوذش‌ لازم‌ است‌ در خدمت‌ اسلام‌ و میهن‌ باشد؛ و با جدیت‌ از نفوذ وابستگان‌ به‌ دو قطب‌ استعمارگر و غرب‌ یا شرقزدگان‌ و منحرفان‌ از مکتب‌ بزرگ‌ اسلام‌ جلوگیری‌ نمایند، و بدانند که‌ مخالفین‌ اسلام‌ و کشورهای‌ اسلامی‌ که‌ همان‌ ابرقدرتان‌ چپاولگر بین‌ المللی‌ هستند، با تدریج‌ و ظرافت‌ در کشور ما و کشورهای‌ اسلامی‌ دیگر رخنه‌، و با دست‌ افراد خودِ ملتها، کشورها را به‌ دام‌ استثمار می‌کشانند. باید با هوشیاری‌ مراقب‌ باشید و با احساس‌ اولین‌ قدمِ نفوذی‌ به‌ مقابله‌ برخیزید و به‌ آنان‌ مهلت‌ ندهید. خدایتان‌ یار و نگهدار باشد.

    و از نمایندگان‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ در این‌ عصر و عصرهای‌ آینده‌ می‌خواهم‌ که‌ اگر خدای‌ نخواسته‌ عناصر منحرفی‌ با دسیسه‌ و بازی‌ سیاسی‌ وکالت‌ خود را به‌ مردم‌ تحمیل‌ نمودند، مجلس‌ اعتبارنامه‌ آنان‌ را رد کنند و نگذارند حتی‌ یک‌ عنصر خرابکار وابسته‌ به‌ مجلس‌ راه‌ یابد.

    و به‌ اقلیتهای‌ مذهبی‌ رسمی‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ از دوره‌های‌ رژیم‌ پهلوی‌ عبرت‌ بگیرند و وکلای‌ خود را از اشخاص‌ متعهد به‌ مذهب‌ خود و جمهوری‌ اسلامی‌ و غیروابسته‌ به‌ قدرتهای‌ جهانخوار و بدون‌ گرایش‌ به‌ مکتبهای‌ الحادی‌ و انحرافی‌ و التقاطی‌ انتخاب‌ نمایند.

    و از همه‌ نمایندگان‌ خواستارم‌ که‌ با کمال‌ حسن‌ نیت‌ و برادری‌ با هم‌ مجلسان‌ خود رفتار، و همه‌ کوشا باشند که‌ قوانین‌ خدای‌ نخواسته‌ از اسلام‌ منحرف‌ نباشد و همه‌ به‌ اسلام‌ و احکام‌ آسمانی‌ آن‌ وفادار باشید تا به‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌ نایل‌ آیید.

    و از شورای‌ محترم‌ نگهبان‌ می‌خواهم‌ و توصیه‌ می‌کنم‌، چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهای‌ آینده‌، که‌ با کمال‌ دقت‌ و قدرت‌ وظایف‌ اسلامی‌ و ملی‌ خود را ایفا و تحت‌ تأثیر هیچ‌ قدرتی‌ واقع‌ نشوند و از قوانین‌ مخالف‌ با شرع‌ مطهر و قانون‌ اساسی‌ بدون‌ هیچ‌ ملاحظه‌ جلوگیری‌ نمایند و با ملاحظه‌ ضرورات‌ کشور که‌ گاهی‌ با احکام‌ ثانویه‌ و گاهی‌ به‌ ولایت‌ فقیه‌ باید اجرا شود توجه‌ نمایند.

    و وصیت‌ من‌ به‌ ملت‌ شریف‌ آن‌ است‌ که‌ در تمام‌ انتخابات‌، چه‌ انتخاب‌ رئیس‌ جمهور و چه‌ نمایندگان‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و چه‌ انتخاب‌ خبرگان‌ برای‌ تعیین‌ شورای‌ رهبری‌ یا رهبر، در صحنه‌ باشند و اشخاصی‌ که‌ انتخاب‌ می‌کنند روی‌ ضوابطی‌ باشد که‌ اعتبار می‌شود مثلاً در انتخاب‌ خبرگان‌ برای‌ تعیین‌ شورای‌ رهبری‌ یا رهبر، توجه‌ کنند که‌ اگر مسامحه‌ نمایند و خبرگان‌ را روی‌ موازین‌ شرعیه‌ و قانون‌ انتخاب‌ نکنند، چه‌ بسا که‌ خساراتی‌ به‌ اسلام‌ و کشور وارد شود که‌ جبران‌پذیر نباشد. و در این‌ صورت‌ همه‌ در پیشگاه‌ خداوند متعال‌ مسئول‌ می‌باشند.

    از این‌ قرار، عدم‌ دخالت‌ ملت‌ از مراجع‌ و علمای‌ بزرگ‌ تا طبقه‌ بازاری‌ و کشاورز و کارگر و کارمند، همه‌ و همه‌ مسئول‌ سرنوشت‌ کشور و اسلام‌ می‌باشند؛ چه‌ در نسل‌ حاضر و چه‌ در نسلهای‌ آتیه‌؛ و چه‌ بسا که‌ در بعض‌ مقاطع‌، عدم‌ حضور و مسامحه‌، گناهی‌ باشد که‌ در رأس‌ گناهان‌ کبیره‌ است‌. پس‌ علاج‌ واقعه‌ را قبل‌ از وقوع‌ باید کرد، و الاّ کار از دست‌ همه‌ خارج‌ خواهد شد. و این‌ حقیقتی‌ است‌ که‌ بعد از مشروطه‌ لمس‌ نموده‌اید و نموده‌ایم‌. چه‌ هیچ‌ علاجی‌ بالاتر و والاتر از آن‌ نیست‌ که‌ ملت‌ در سرتاسر کشور در کارهایی‌ که‌ محول‌ به‌ اوست‌ برطبق‌ ضوابط‌ اسلامی‌ و قانون‌ اساسی‌ انجام‌ دهد؛ و در تعیین‌ رئیس‌ جمهور و وکلای‌ مجلس‌ با طبقه‌ تحصیلکرده‌ متعهد و روشنفکر با اطلاع‌ از مجاری‌ امور و غیروابسته‌ به‌ کشورهای‌ قدرتمند استثمارگر و اشتهار به‌ تقوا و تعهد به‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ مشورت‌ کرده‌، و با علما و روحانیون‌ با تقوا و متعهد به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نیز مشورت‌ نموده‌؛ و توجه‌ داشته‌ باشند رئیس‌ جمهور و وکلای‌ مجلس‌ از طبقه‌ای‌ باشند؛ که‌ محرومیت‌ و مظلومیت‌ مستضعفان‌ و محرومان‌ جامعه‌ را لمس‌ نموده‌ و در فکر رفاه‌ آنان‌ باشند، نه‌ از سرمایه‌داران‌ و زمینخواران‌ و صدرنشینان‌ مرفه‌ و غرق‌ در لذات‌ و شهوات‌ که‌ تلخی‌ محرومیت‌ و رنج‌ گرسنگان‌ و پابرهنگان‌ را نمی‌توانند بفهمند.

    و باید بدانیم‌ که‌ اگر رئیس‌ جمهور و نمایندگان‌ مجلس‌، شایسته‌ و متعهد به‌ اسلام‌ و دلسوز برای‌ کشور و ملت‌ باشند، بسیاری‌ از مشکلات‌ پیش‌ نمی‌آید؛ و مشکلاتی‌ اگر باشد رفع‌ می‌شود. و همین‌ معنی‌ در انتخاب‌ خبرگان‌ برای‌ تعیین‌ شورای‌ رهبری‌ یا رهبر با ویژگی‌ خاص‌ باید در نظر گرفته‌ شود؛ که‌ اگر خبرگان‌ که‌ با انتخاب‌ ملت‌ تعیین‌ می‌شوند از روی‌ کمال‌ دقت‌ و با مشورت‌ با مراجع‌ عظام‌ هر عصر و علمای‌ بزرگ‌ سرتاسر کشور و متدینین‌ و دانشمندان‌ متعهد، به‌ مجلس‌ خبرگان‌ بروند، بسیاری‌ از مهمات‌ و مشکلات‌ به‌ واسطه‌ تعیین‌ شایسته‌ترین‌ و متعهدترین‌ شخصیتها برای‌ رهبری‌ یا شورای‌ رهبری‌ پیش‌ نخواهد آمد، یا با شایستگی‌ رفع‌ خواهد شد. و با نظر به‌ اصل‌ یکصد و نهم‌ و یکصد و دهم‌ قانون‌ اساسی‌، وظیفه‌ سنگین‌ ملت‌ در تعیین‌ خبرگان‌ و نمایندگان‌ در تعیین‌ رهبر یا شورای‌ رهبری‌ روشن‌ خواهد شد، که‌ اندک‌ مسامحه‌ در انتخاب‌، چه‌ آسیبی‌ به‌ اسلام‌ و کشور و جمهوری‌ اسلامی‌ وارد خواهد کرد که‌ احتمال‌ آن‌، که‌ در سطح‌ بالای‌ از اهمیت‌ است‌ برای‌ آنان‌ تکلیف‌ الهی‌ ایجاد می‌کند.

    و وصیت‌ اینجانب‌ به‌ رهبر و شورای‌ رهبری‌ در این‌ عصر که‌ عصر تهاجم‌ ابرقدرتها و وابستگان‌ به‌ آنان‌ در داخل‌ و خارج‌ کشور به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و در حقیقت‌ به‌ اسلام‌ است‌ در پوشش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و در عصرهای‌ آینده‌، آن‌ است‌ که‌ خود را وقف‌ در خدمت‌ به‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ و محرومان‌ و مستضعفان‌ بنمایند؛ و گمان‌ ننمایند که‌ رهبری‌ فی‌نفسه‌ برای‌ آنان‌ تحفه‌ای‌ است‌ و مقام‌ والایی‌، بلکه‌ وظیفه‌ سنگین‌ و خطرناکی‌ است‌ که‌ لغزش‌ در آن‌ اگر خدای‌ نخواسته‌ با هوای‌ نفس‌ باشد، ننگ‌ ابدی‌ در این‌ دنیا و آتش‌ غضب‌ خدای‌ قهار در جهان‌ دیگر در پی‌ دارد.

    از خداوند منان‌ هادی‌ با تضرع‌ و ابتهال‌ می‌خواهم‌ که‌ ما و شما را از این‌ امتحان‌ خطرناک‌ با روی‌ سفید در حضرت‌ خود بپذیرد و نجات‌ دهد و این‌ خطر قدری‌ خفیفتر برای‌ رؤسای‌ جمهور حال‌ و آینده‌ و دولتها و دست‌اندرکاران‌، به‌ حسب‌ درجات‌ در مسئولیتها نیز هست‌ که‌ باید خدای‌ متعال‌ را حاضر و ناظر و خود را در محضر مبارک‌ او بدانند. خداوند متعال‌ راهگشای‌ آنان‌ باشد.

    ح‌ ـ از مهمات‌ امور مسأله‌ قضاوت‌ است‌ که‌ سر و کار آن‌ با جان‌ و مال‌ و ناموس‌ مردم‌ است‌. وصیت‌ اینجانب‌ به‌ رهبر و شورای‌ رهبری‌ آن‌ است‌ که‌ در تعیین‌ عالیترین‌ مقام‌ قضایی‌ که‌ در عهده‌ دارند، کوشش‌ کنند که‌ اشخاص‌ متعهد سابقه‌دار و صاحبنظر در امور شرعی‌ و اسلامی‌ و در سیاست‌ را نصب‌ نمایند.

    و از شورایعالی‌ قضایی‌ می‌خواهم‌ امر قضاوت‌ را که‌ در رژیم‌ سابق‌ به‌ وضع‌ أسفناک‌ و غم‌انگیزی‌ درآمده‌ بود با جدیت‌ سر و سامان‌ دهند؛ و دست‌ کسانی‌ که‌ با جان‌ و مال‌ مردم‌ بازی‌ می‌کنند و آنچه‌ نزد آنان‌ مطرح‌ نیست‌ عدالت‌ اسلامی‌ است‌ از این‌ کرسی‌ پراهمیت‌ کوتاه‌ کنند، و با پشتکار و جدیت‌ بتدریج‌ دادگستری‌ را متحول‌ نمایند؛ و قضات‌ دارای‌ شرایطی‌ که‌، ان‌شا ء الله با جدیت‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ مخصوصاً حوزه‌ مبارکه‌ علمیه‌ قم‌ تربیت‌ و تعلیم‌ می‌شوند و معرفی‌ می‌گردند، به‌ جای‌ قضاتی‌ که‌ شرایط‌ مقرره‌ اسلامی‌ را ندارند نصب‌ گردند، که‌ ان‌شا ء الله تعالی‌ بزودی‌ قضاوت‌ اسلامی‌ در سراسر کشور جریان‌ پیدا کند.

    و به‌ قضات‌ محترم‌ در عصر حاضر و اعصار آینده‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ با درنظر گرفتن‌ احادیثی‌ که‌ از معصومین‌ ـ صلوات‌الله علیهم‌ ـ در اهمیت‌ قضا و خطر عظیمی‌ که‌ قضاوت‌ دارد و توجه‌ و نظر به‌ آنچه‌ درباره‌ قضاوت‌ به‌ غیر حق‌ وارد شده‌ است‌، این‌ امر خطیر را تصدی‌ نمایند و نگذارند این‌ مقام‌ به‌ غیر اهلش‌ سپرده‌ شود. و کسانی‌ که‌ اهل‌ هستند از تصدی‌ این‌ امر سرباز نزنند و به‌ اشخاص‌ غیر اهل‌ میدان‌ ندهند؛ و بدانند که‌ همان‌ طور که‌ خطر این‌ مقامْ بزرگ‌ است‌ اجر و فضل‌ و ثواب‌ آن‌ نیز بزرگ‌ است‌. و می‌دانند که‌ تصدی‌ قضا برای‌ اهلش‌ واجب‌ کفایی‌ است‌.



    ط‌ ـ وصیت‌ اینجانب‌ به‌ حوزه‌های‌ مقدسه‌ علمیه‌ آن‌ است‌ که‌ کراراً عرض‌ نموده‌ام‌ که‌ در این‌ زمان‌ که‌ مخالفین‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ کمر به‌ براندازی‌ اسلام‌ بسته‌اند و از هر راه‌ ممکن‌ برای‌ این‌ مقصد شیطانی‌ کوشش‌ می‌نمایند، و یکی‌ از راههای‌ با اهمیت‌ برای‌ مقصد شوم‌ آنان‌ و خطرناک‌ برای‌ اسلام‌ و حوزه‌های‌ اسلامی‌ نفوذ دادن‌ افراد منحرف‌ و تبهکار در حوزه‌های‌ علمیه‌ است‌، که‌ خطر بزرگ‌ کوتاه‌ مدت‌ آن‌ بدنام‌ نمودن‌ حوزه‌ها با اعمال‌ ناشایسته‌ و اخلاق‌ و روش‌ انحرافی‌ است‌ و خطر بسیار عظیم‌ آن‌ در درازمدت‌ به‌ مقامات‌ بالا رسیدن‌ یک‌ یا چند نفر شیاد که‌ با آگاهی‌ بر علوم‌ اسلامی‌ و جا زدن‌ خود را در بین‌ توده‌ها و قشرهای‌ مردم‌ پاکدل‌ و علاقه‌مند نمودن‌ آنان‌ را به‌ خویش‌ و ضربه‌ مهلک‌ زدن‌ به‌ حوزه‌های‌ اسلامی‌ و اسلام‌ عزیز و کشور در موقع‌ مناسب‌ می‌باشد. و می‌دانیم‌ که‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ چپاولگر در میان‌ جامعه‌ها افرادی‌ به‌ صورتهای‌ مختلف‌ از ملیگراها و روشنفکران‌ مصنوعی‌ و روحانی‌ نمایان‌ که‌ اگر مجال‌ یابند از همه‌ پرخطرتر و آسیب‌رسانترند ذخیره‌ دارند که‌ گاهی‌ سی‌ ـ چهل‌ سال‌ با مشی‌ اسلامی‌ و مقدس‌ مآبی‌ یا «پان‌ایرانیسم‌» و وطن‌پرستی‌ و حیله‌های‌ دیگر، با صبر و بردباری‌ در میان‌ ملتها زیست‌ می‌کنند و در موقع‌ مناسب‌ مأموریت‌ خود را انجام‌ می‌دهند. و ملت‌ عزیز ما در این‌ مدت‌ کوتاه‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ نمونه‌هایی‌ از قبیل‌ «مجاهد خلق‌» و «فدایی‌ خلق‌» و «توده‌ای‌»ها و دیگر عناوین‌ دیده‌اند، و لازم‌ است‌ همه‌ با هوشیاری‌ این‌ قسم‌ توطئه‌ را خنثی‌ نمایند و از همه‌ لازمتر حوزه‌های‌ علمیه‌ است‌ که‌ تنظیم‌ و تصفیه‌ آن‌ با مدرسین‌ محترم‌ و افاضل‌ سابقه‌دار است‌ با تأیید مراجع‌ وقت‌. و شاید تز «نظم‌ در بی‌نظمی‌» است‌ از القائات‌ شوم‌ همین‌ نقشه‌ریزان‌ و توطئه‌گران‌ باشد.

    در هر صورت‌ وصیت‌ اینجانب‌ آن‌ است‌ که‌ در همه‌ اعصار خصوصاً در عصر حاضر که‌ نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت‌ و قوّت‌ گرفته‌ است‌، قیام‌ برای‌ نظام‌ دادن‌ به‌ حوزه‌ها لازم‌ و ضروری‌ است‌؛ که‌ علما و مدرسین‌ و افاضل‌ عظیم‌الشأن‌ صرف‌ وقت‌ نموده‌ و با برنامه‌ دقیق‌ صحیح‌ حوزه‌ها را و خصوصاً حوزه‌ علمیه‌ قم‌ و سایر حوزه‌های‌ بزرگ‌ و با اهمیت‌ را در این‌ مقطع‌ از زمان‌ از آسیب‌ حفظ‌ نمایند.

    و لازم‌ است‌ علما و مدرسین‌ محترم‌ نگذارند در درسهایی‌ که‌ مربوط‌ به‌ فقاهت‌ است‌ و حوزه‌های‌ فقهی‌ و اصولی‌ از طریقه‌ مشایخ‌ معظم‌ که‌ تنها راه‌ برای‌ حفظ‌ فقه‌ اسلامی‌ است‌ منحرف‌ شوند، و کوشش‌ نمایند که‌ هر روز بر دقتها و بحث‌ و نظرها و ابتکار و تحقیقها افزوده‌ شود؛ و فقه‌ سنتی‌ که‌ ارث‌ سلف‌ صالح‌ است‌ و انحراف‌ از آن‌ سست‌ شدن‌ ارکان‌ تحقیق‌ و تدقیق‌ است‌، محفوظ‌ بماند و تحقیقات‌ بر تحقیقات‌ اضافه‌ گردد. و البته‌ در رشته‌های‌ دیگر علوم‌ به‌ مناسبت‌ احتیاجات‌ کشور و اسلام‌ برنامه‌هایی‌ تهیه‌ خواهد شد و رجالی‌ در آن‌ رشته‌ تربیت‌ باید شود. و از بالاترین‌ و والاترین‌ حوزه‌هایی‌ که‌ لازم‌ است‌ به‌ طور همگانی‌ مورد تعلیم‌ و تعلم‌ قرار گیرد، علوم‌ معنوی‌ اسلامی‌ ] است‌ [ ، از قبیل‌ علم‌ اخلاق‌ و تهذیب‌ نفس‌ و سیر و سلوک‌ الی‌ الله ـ رزقنا الله و ایاکم‌ ـ که‌ جهاد اکبر می‌باشد.



    ی‌ ـ از اموری‌ که‌ اصلاح‌ و تصفیه‌ و مراقبت‌ از آن‌ لازم‌ است‌ قوه‌ اجراییه‌ است‌. گاهی‌ ممکن‌ است‌ که‌ قوانین‌ مترقی‌ و مفید به‌ حال‌ جامعه‌ از مجلس‌ بگذرد و شورای‌ نگهبان‌ آن‌ را تنفیذ کند و وزیر مسئول‌ هم‌ ابلاغ‌ نماید، لکن‌ به‌ دست‌ مجریان‌ غیر صالح‌ که‌ افتاد آن‌ را مسخ‌ کنند و برخلاف‌ مقررات‌ یا با کاغذبازیها یا پیچ‌ و خمها که‌ به‌ آن‌ عادت‌ کرده‌اند یا عمداً برای‌ نگران‌ نمودن‌ مردم‌ عمل‌ کنند، که‌ بتدریج‌ و مسامحه‌ غائله‌ ایجاد می‌کند.

    وصیت‌ اینجانب‌ به‌ وزرای‌ مسئول‌ در عصر حاضر و در عصرهای‌ دیگر آن‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر آنکه‌ شماها و کارمندان‌ وزارتخانه‌ها بودجه‌ای‌ که‌ از آن‌ ارتزاق‌ می‌کنید مال‌ ملت‌، و باید همه‌ خدمتگزار ملت‌ و خصوصاً مستضعفان‌ باشید، و ایجاد زحمت‌ برای‌ مردم‌ و مخالف‌ وظیفه‌ عمل‌ کردن‌ حرام‌ و خدای‌ نخواسته‌ گاهی‌ موجب‌ غضب‌ الهی‌ می‌شود، همه‌ شما به‌ پشتیبانی‌ ملت‌ احتیاج‌ دارید. با پشتیبانی‌ مردم‌ خصوصاً طبقات‌ محروم‌ بود که‌ پیروزی‌ حاصل‌ شد و دست‌ ستمشاهی‌ از کشور و ذخائر آن‌ کوتاه‌ گردید. و اگر روزی‌ از پشتیبانی‌ آنان‌ محروم‌ شوید، شماها کنار گذاشته‌ می‌شوید و همچون‌ رژیم‌ شاهنشاهی‌ ستمکار به‌ جای‌ شما ستم‌ پیشگان‌ پستها را اشغال‌ می‌نمایند. بنابر این‌ حقیقت‌ ملموس‌، باید کوشش‌ در جلب‌ نظر ملت‌ بنمایید و از رفتار غیر اسلامی‌ ـ انسانی‌ احتراز نمایید.

    و در همین‌ انگیزه‌ به‌ وزرای‌ کشور در طول‌ تاریخ‌ آینده‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ در انتخاب‌ استاندارها دقت‌ کنند اشخاص‌ لایق‌، متدین‌، متعهد، عاقل‌ و سازگار با مردم‌ انتخاب‌ نمایند، تا آرامش‌ در کشور هرچه‌ بیشتر حکمفرما باشد. و باید دانست‌ که‌ گرچه‌ تمام‌ وزیران‌ وزارتخانه‌ها مسئولیت‌ در اسلامی‌ کردن‌ و تنظیم‌ امور محل‌ مسئولیت‌ خود دارند لکن‌ بعضی‌ از آنها ویژگی‌ خاص‌ دارند؛ مثل‌ وزارت‌ خارجه‌ که‌ مسئولیت‌ سفارتخانه‌ها را در خارج‌ از کشور دارند. اینجانب‌ از ابتدای‌ پیروزی‌ به‌ وزرای‌ خارجه‌ راجع‌ به‌ طاغوتزدگی‌ سفارتخانه‌ها و تحول‌ آنها به‌ سفارتخانه‌های‌ مناسب‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ توصیه‌هایی‌ نمودم‌، لکن‌ بعض‌ آنان‌ یا نخواستند یا نتوانستند عمل‌ مثبتی‌ انجام‌ دهند. و اکنون‌ که‌ سه‌ سال‌ از پیروزی‌ می‌گذرد اگرچه‌ وزیر خارجه‌ کنونی‌ اقدام‌ به‌ این‌ امر نموده‌ است‌ و امید است‌ با پشتکار و صرف‌ وقت‌ این‌ امر مهم‌ انجام‌ گیرد.

    و وصیت‌ من‌ به‌ وزرای‌ خارجه‌ در این‌ زمان‌ و زمانهای‌ بعد آن‌ است‌ که‌ مسئولیت‌ شما بسیار زیاد است‌، چه‌ در اصلاح‌ و تحول‌ وزارتخانه‌ و سفارتخانه‌ها؛ و چه‌ در سیاست‌ خارجیِ حفظ‌ استقلال‌ و منافع‌ کشور و روابط‌ حسنه‌ با دولتهایی‌ که‌ قصد دخالت‌ در امور کشور ما را ندارند. و از هر امری‌ که‌ شائبه‌ وابستگی‌ با همه‌ ابعادی‌ که‌ دارد به‌ طور قاطع‌ احتراز نمایید. و باید بدانید که‌ وابستگی‌ در بعض‌ امور هر چند ممکن‌ است‌ ظاهر فریبنده‌ای‌ داشته‌ باشد یا منفعت‌ و فایده‌ای‌ در حال‌ داشته‌ باشد، لکن‌ در نتیجه‌، ریشه‌ کشور را به‌ تباهی‌ خواهد کشید. و کوشش‌ داشته‌ باشید در بهتر کردن‌ روابط‌ با کشورهای‌ اسلامی‌ و در بیدار کردن‌ دولتمردان‌ و دعوت‌ به‌ وحدت‌ و اتحاد کنید که‌ خداوند با شماست‌.

    و وصیت‌ من‌ به‌ ملتهای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ است‌ که‌ انتظار نداشته‌ باشید که‌ از خارج‌ کسی‌ به‌ شما در رسیدن‌ به‌ هدف‌ که‌ آن‌ اسلام‌ و پیاده‌ کردن‌ احکام‌ اسلام‌ است‌ کمک‌ کند؛ خود باید به‌ این‌ امر حیاتی‌ که‌ آزادی‌ و استقلال‌ را تحقق‌ می‌بخشد قیام‌ کنید. و علمای‌ اعلام‌ و خطبای‌ محترم‌ کشورهای‌ اسلامی‌ دولتها را دعوت‌ کنند که‌ از وابستگی‌ به‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ خارجی‌ خود را رها کنند و با ملت‌ خود تفاهم‌ کنند؛ در این‌ صورت‌ پیروزی‌ را در آغوش‌ خواهند کشید. و نیز ملتها را دعوت‌ به‌ وحدت‌ کنند؛ و از نژادپرستی‌ که‌ مخالف‌ دستور اسلام‌ است‌ بپرهیزند؛ و با برادران‌ ایمانی‌ خود در هر کشوری‌ و با هر نژادی‌ که‌ هستند دست‌ برادری‌ دهند که‌ اسلام‌ بزرگ‌ آنان‌ را برادر خوانده‌. و اگر این‌ برادری‌ ایمانی‌ با همت‌ دولتها و ملتها و با تأیید خداوند متعال‌ روزی‌ تحقق‌ یابد، خواهید دید که‌ بزرگترین‌ قدرت‌ جهان‌ را مسلمین‌ تشکیل‌ می‌دهند. به‌ امید روزی‌ که‌ با خواست‌ پروردگار عالم‌ این‌ برادری‌ و برابری‌ حاصل‌ شود.

    و وصیت‌ اینجانب‌ به‌ وزارت‌ ارشاد در همه‌ اعصار خصوصاً عصر حاضر که‌ ویژگی‌ خاصی‌ دارد، آن‌ است‌ که‌ برای‌ تبلیغ‌ حق‌ مقابل‌ باطل‌ و ارائه‌ چهره‌ حقیقی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ کوشش‌ کنند. ما اکنون‌، در این‌ زمان‌ که‌ دست‌ ابرقدرتها را از کشور خود کوتاه‌ کردیم‌، مورد تهاجم‌ تبلیغاتی‌ تمام‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ وابسته‌ به‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ هستیم‌. چه‌ دروغها و تهمتها که‌ گویندگان‌ و نویسندگان‌ وابسته‌ به‌ ابرقدرتها به‌ این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نوپا نزده‌ و نمی‌زنند.

    مع‌الاسف‌ اکثر دولتهای‌ منطقه‌ اسلامی‌ که‌ به‌ حکم‌ اسلام‌ باید دست‌ اخوت‌ به‌ ما دهند، به‌ عداوت‌ با ما و اسلام‌ برخاسته‌اند و همه‌ در خدمت‌ جهانخواران‌ از هر طرف‌ به‌ ما هجوم‌ آورده‌اند. و قدرت‌ تبلیغاتی‌ ما بسیار ضعیف‌ و ناتوان‌ است‌ و می‌دانید که‌ امروز جهان‌ روی‌ تبلیغات‌ می‌چرخد. و با کمال‌ تأسف‌، نویسندگان‌ به‌ اصطلاح‌ روشنفکر که‌ به‌ سوی‌ یکی‌ از دو قطب‌ گرایش‌ دارند، به‌ جای‌ آنکه‌ در فکر استقلال‌ و آزادی‌ کشور و ملت‌ خود باشند، خودخواهیها و فرصت‌طلبیها و انحصارجوییها به‌ آنان‌ مجال‌ نمی‌دهد که‌ لحظه‌ای‌ تفکر نمایند و مصالح‌ کشور و ملت‌ خود را در نظر بگیرند، و مقایسه‌ بین‌ آزادی‌ و استقلال‌ را در این‌ جمهوری‌ با رژیم‌ ستمگر سابق‌ نمایند و زندگی‌ شرافتمندانه‌ ارزنده‌ را توأم‌ با بعض‌ آنچه‌ را که‌ از دست‌ داده‌اند، که‌ رفاه‌ و عیشزدگی‌ است‌، با آنچه‌ از رژیم‌ ستمشاهی‌ دریافت‌ می‌کردند توأم‌ با وابستگی‌ و نوکرمآبی‌ و ثناجویی‌ و مداحی‌ از جرثومه‌های‌ فساد و معادن‌ ظلم‌ و فحشا بسنجند؛ و از تهمتها و نارواها به‌ این‌ جمهوری‌ تازه‌ تولد یافته‌ دست‌ بکشند و با ملت‌ و دولت‌ در صف‌ واحد بر ضد طاغوتیان‌ و ستم‌پیشگان‌ زبانها و قلمها را به‌ کار بگیرند.

    و مسئله‌ تبلیغ‌ تنها به‌ عهده‌ وزارت‌ ارشاد نیست‌ بلکه‌ وظیفه‌ همه‌ دانشمندان‌ و گویندگان‌ و نویسندگان‌ و هنرمندان‌ است‌. باید وزارت‌ خارجه‌ کوشش‌ کند تا سفارتخانه‌ها نشریات‌ تبلیغی‌ داشته‌ باشند و چهره‌ نورانی‌ اسلام‌ را برای‌ جهانیان‌ روشن‌ نمایند؛ که‌ اگر این‌ چهره‌ با آن‌ جمال‌ جمیل‌ که‌ قرآن‌ و سنت‌ در همه‌ ابعاد به‌ آن‌ دعوت‌ کرده‌ از زیر نقاب‌ مخالفان‌ اسلام‌ و کج‌فهمیهای‌ دوستان‌ خودنمایی‌ نماید، اسلامْ جهانگیر خواهد شد و پرچم‌ پرافتخار آن‌ در همه‌ جا به‌ اهتزاز خواهد آمد. چه‌ مصیبت‌ بار و غم‌انگیز است‌ که‌ مسلمانان‌ متاعی‌ دارند که‌ از صدر عالم‌ تا نهایت‌ آن‌ نظیر ندارد، نتوانسته‌اند این‌ گوهر گرانبها را که‌ هر انسانی‌ به‌ فطرت‌ آزاد خود طالب‌ آن‌ است‌ عرضه‌ کنند؛ بلکه‌ خود نیز از آن‌ غافل‌ و به‌ آن‌ جاهلند و گاهی‌ از آن‌ فراری‌اند!



    ک‌ ـ از امور بسیار با اهمیت‌ و سرنوشت‌ساز مسئله‌ مراکز تعلیم‌ و تربیت‌ از کودکستانها تا دانشگاهها است‌ که‌ به‌ واسطه‌ اهمیت‌ فوق‌العاده‌اش‌ تکرار نموده‌ و با اشاره‌ می‌گذرم‌. باید ملت‌ غارت‌ شده‌ بدانند که‌ در نیم‌ قرن‌ اخیر آنچه‌ به‌ ایران‌ و اسلام‌ ضربه‌ مهلک‌ زده‌ است‌ قسمت‌ عمده‌اش‌ از دانشگاهها بوده‌ است‌. اگر دانشگاهها و مراکز تعلیم‌ و تربیتِ دیگر با برنامه‌های‌ اسلامی‌ و ملی‌ در راه‌ منافع‌ کشور به‌ تعلیم‌ و تهذیب‌ و تربیت‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ و جوانان‌ جریان‌ داشتند، هرگز میهن‌ ما در حلقوم‌ انگلستان‌ و پس‌ از آن‌ امریکا و شوروی‌ فرو نمی‌رفت‌ و هرگز قراردادهای‌ خانه‌ خراب‌کن‌ بر ملت‌ محروم‌ غارتزده‌ تحمیل‌ نمی‌شد و هرگز پای‌ مستشاران‌ خارجی‌ به‌ ایران‌ باز نمی‌شد و هرگز ذخائر ایران‌ و طلای‌ سیاه‌ این‌ ملت‌ رنجدیده‌ در جیب‌ قدرتهای‌ شیطانی‌ ریخته‌ نمی‌شد و هرگز دودمان‌ پهلوی‌ و وابسته‌های‌ به‌ آن‌ اموال‌ ملت‌ را نمی‌توانستند به‌ غارت‌ ببرند و در خارج‌ و داخل‌ پارکها و ویلاها بر روی‌ اجساد مظلومان‌ بنا کنند و بانکهای‌ خارج‌ را از دسترنج‌ این‌ مظلومان‌ پر کنند و صرف‌ عیاشی‌ و هرزگی‌ خود و بستگان‌ خود نمایند. اگر مجلس‌ و دولت‌ و قوه‌ قضاییه‌ و سایر ارگانها از دانشگاههای‌ اسلامی‌ و ملی‌ سرچشمه‌ می‌گرفت‌ ملت‌ ما امروز گرفتار مشکلات‌ خانه‌برانداز نبود. و اگر شخصیتهای‌ پاکدامن‌ با گرایش‌ اسلامی‌ و ملی‌ به‌ معنای‌ صحیحش‌، نه‌ آنچه‌ امروز در مقابل‌ اسلام‌ عرض‌ اندام‌ می‌کند، از دانشگاهها به‌ مراکز قوای‌ سه‌گانه‌ راه‌ می‌یافت‌، امروز ما غیر امروز، و میهن‌ ما غیر این‌ میهن‌، و محرومان‌ ما از قید محرومیت‌ رها، و بساط‌ ظلم‌ و ستمشاهی‌ و مراکز فحشا و اعتیاد و عشرتکده‌ها که‌ هر یک‌ برای‌ تباه‌ نمودن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ ارزنده‌ کافی‌ بود، در هم‌ پیچیده‌ و این‌ ارث‌ کشور بر باد ده‌ و انسان‌ برانداز به‌ ملت‌ نرسیده‌ بود. و دانشگاهها اگر اسلامی‌ ـ انسانی‌ ـ ملی‌ بود، می‌توانست‌ صدها و هزارها مدرس‌ به‌ جامعه‌ تحویل‌ دهد؛ لکن‌ چه‌ غم‌انگیز و اسفبار است‌ که‌ دانشگاهها و دبیرستانها به‌ دست‌ کسانی‌ اداره‌ می‌شد و عزیزان‌ ما به‌ دست‌ کسانی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ می‌دیدند که‌ جز اقلیت‌ مظلوم‌ محرومی‌ همه‌ از غربزدگان‌ و شرقزدگان‌ با برنامه‌ و نقشه‌ دیکته‌ شده‌ در دانشگاهها کرسی‌ داشتند؛ و ناچار جوانان‌ عزیز و مظلوم‌ ما در دامن‌ این‌ گرگان‌ وابسته‌ به‌ ابرقدرتها بزرگ‌ شده‌ و به‌ کرسیهای‌ قانونگذاری‌ و حکومت‌ و قضاوت‌ تکیه‌ می‌کردند، و بر وفق‌ دستور آنان‌، یعنی‌ رژیم‌ ستمگر پهلوی‌ عمل‌ می‌کردند.

    اکنون‌ بحمدالله تعالی‌ دانشگاه‌ از چنگال‌ جنایتکاران‌ خارج‌ شده‌. و بر ملت‌ و دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ در همه‌ اعصار، که‌ نگذارند عناصر فاسد دارای‌ مکتبهای‌ انحرافی‌ یا گرایش‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ در دانشسراها و دانشگاهها و سایر مراکز تعلیم‌ و تربیت‌ نفوذ کنند و از قدم‌ اول‌ جلوگیری‌ نمایند تا مشکلی‌ پیش‌ نیاید و اختیار از دست‌ نرود.

    و وصیت‌ اینجانب‌ به‌ جوانان‌ عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن‌ است‌ که‌ خودشان‌ شجاعانه‌ در مقابل‌ انحرافات‌ قیام‌ نمایند تا استقلال‌ و آزادی‌ خود و کشور و ملت‌ خودشان‌ مصون‌ باشد.



    ل‌ ـ قوای‌ مسلح‌، از ارتش‌ و سپاه‌ و ژاندارمری‌ و شهربانی‌ تا کمیته‌ها و بسیج‌ و عشایر ویژگی‌ خاص‌ دارند. اینان‌ که‌ بازوان‌ قوی‌ و قدرتمند جمهوری‌ اسلامی‌ می‌باشند و نگهبان‌ سرحدات‌ و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره‌ نگهداران‌ امنیت‌ و آرامش‌بخشان‌ به‌ ملت‌ می‌باشند، می‌بایست‌ مورد توجه‌ خاص‌ ملت‌ و دولت‌ و مجلس‌ باشند. و لازم‌ است‌ توجه‌ داشته‌ باشند که‌ در دنیا آنچه‌ که‌ مورد بهره‌برداری‌ برای‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ و سیاستهای‌ مخرب‌، بیشتر از هر چیز و هر گروهی‌ است‌، قوای‌ مسلح‌ است‌. قوای‌ مسلح‌ است‌ که‌ با بازیهای‌ سیاسی‌، کودتاها و تغییر حکومتها و رژیمها به‌ دست‌ آنان‌ واقع‌ می‌شود؛ و سودجویان‌ دغل‌ بعض‌ سران‌ آنان‌ را می‌خرند و با دست‌ آنان‌ و توطئه‌های‌ فرماندهان‌ بازی‌ خورده‌ کشورها را به‌ دست‌ می‌گیرند، و ملتهای‌ مظلوم‌ را تحت‌ سلطه‌ قرار داده‌ و استقلال‌ و آزادی‌ را از کشورها سلب‌ می‌کنند. و اگر فرماندهان‌ پاکدامن‌ متصدی‌ امر باشند، هرگز برای‌ دشمنان‌ کشورها امکان‌ کودتا یا اشغال‌ یک‌ کشور پیش‌ نمی‌آید و یا اگر احیاناً پیش‌ آید، به‌ دست‌ فرماندهان‌ متعهد شکسته‌ و ناکام‌ خواهد ماند. و در ایران‌ نیز که‌ این‌ معجزه‌ عصر به‌ دست‌ ملت‌ انجام‌ گرفت‌، قوای‌ مسلح‌ متعهد و فرماندهان‌ پاک‌ و میهن‌دوست‌ سهم‌ بسزایی‌ داشتند.

    و امروز که‌ جنگ‌ لعنتی‌ و تحمیلی‌ صدام‌ تکریتی‌ به‌ امر و کمک‌ امریکا و سایر قدرتها پس‌ از نزدیک‌ به‌ دو سال‌ با شکست‌ سیاسی‌ و نظامی‌ ارتش‌ متجاوز بعث‌ و پشتیبانان‌ قدرتمند و وابستگان‌ به‌ آنان‌ روبه‌رو است‌، باز قوای‌ مسلح‌ نظامی‌ و انتظامی‌ و سپاهی‌ و مردمی‌ با پشتیبانی‌ بیدریغ‌ ملت‌ در جبهه‌ها و پشت‌ جبهه‌ها این‌ افتخار بزرگ‌ را آفریدند و ایران‌ را سرافراز نمودند؛ و نیز شرارتها و توطئه‌های‌ داخلی‌ را که‌ به‌ دست‌ عروسکهای‌ وابسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ برای‌ براندازی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ بسیج‌ شده‌ بودند با دست‌ توانای‌ جوانان‌ کمیته‌ها و پاسداران‌ بسیج‌ و شهربانی‌ و با کمک‌ ملت‌ غیرتمند درهم‌ شکسته‌ شد. و همین‌ جوانان‌ فداکار عزیزند که‌ شبها بیدارند تا خانواده‌ها با آرامش‌ استراحت‌ کنند. خدایشان‌ یار و مددکار باد.

    پس‌ وصیت‌ برادرانه‌ من‌ در این‌ قدمهای‌ آخرین‌ عمر بر قوای‌ مسلح‌ به‌ طور عموم‌، آن‌ است‌ که‌ ای‌ عزیزان‌ که‌ به‌ اسلام‌ عشق‌ می‌ورزید و با عشق‌ لقا ء الله به‌ فداکاری‌ در جبهه‌ها و در سطح‌ کشور به‌ کار ارزشمند خود ادامه‌ می‌دهید، بیدار باشید و هوشیار که‌ بازیگران‌ سیاسی‌ و سیاستمداران‌ حرفه‌ای‌ غرب‌ و شرقزده‌ و دستهای‌ مرموز جنایتکاران‌ پشت‌پرده‌ لبه‌ تیز سلاح‌ خیانت‌ و جنایتکارشان‌ از هر سو و بیشتر از هر گروه‌ متوجه‌ به‌ شما عزیزان‌ است‌؛ و می‌خواهند از شما عزیزان‌ که‌ با جانفشانی‌ خود انقلاب‌ را پیروز نمودید و اسلام‌ را زنده‌ کردید بهره‌گیری‌ کرده‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ را براندازند؛ و شما را با اسم‌ اسلام‌ و خدمت‌ به‌ میهن‌ و ملت‌ از اسلام‌ و ملت‌ جدا کرده‌ به‌ دامن‌ یکی‌ از دو قطب‌ جهانخوار بیندازند؛ و بر زحمات‌ و فداکاریهای‌ شما با حیله‌های‌ سیاسی‌ و ظاهرهای‌ به‌ صورت‌ اسلامی‌ و ملی‌ خط‌ بطلان‌ بکشند.

    وصیت‌ اکید من‌ به‌ قوای‌ مسلح‌ آن‌ است‌ که‌ همان‌ طور که‌ از مقررات‌ نظام‌، عدم‌ دخول‌ نظامی‌ در احزاب‌ و گروهها و جبهه‌ها است‌ به‌ آن‌ عمل‌ نمایند؛ و قوای‌ مسلح‌ مطلقاً، چه‌ نظامی‌ و انتظامی‌ و پاسدار و بسیج‌ و غیر اینها، در هیچ‌ حزب‌ و گروهی‌ وارد نشده‌ و خود را از بازیهای‌ سیاسی‌ دور نگه‌ دارند. در این‌ صورت‌ می‌توانند قدرت‌ نظامی‌ خود را حفظ‌ و از اختلافات‌ درون‌ گروهی‌ مصون‌ باشند. و بر فرماندهان‌ لازم‌ است‌ که‌ افراد تحت‌ فرمان‌ خود را از ورود در احزاب‌ منع‌ نمایند. و چون‌ انقلاب‌ از همه‌ ملت‌ و حفظ‌ آن‌ بر همگان‌ است‌، دولت‌ و ملت‌ و شورای‌ دفاع‌ و مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ وظیفه‌ شرعی‌ و میهنی‌ آنان‌ است‌ که‌ اگر قوای‌ مسلح‌، چه‌ فرماندهان‌ و طبقات‌ بالا و چه‌ طبقات‌ بعد، برخلاف‌ مصالح‌ اسلام‌ و کشور بخواهند عملی‌ انجام‌ دهند یا در احزاب‌ وارد شوند که‌ ـ بی‌اشکال‌ به‌ تباهی‌ کشیده‌ می‌شوند ـ و یا در بازیهای‌ سیاسی‌ وارد شوند، از قدم‌ اول‌ با آن‌ مخالفت‌ کنند. و بر رهبر و شورای‌ رهبری‌ است‌ که‌ با قاطعیت‌ از این‌ امر جلوگیری‌ نماید تا کشور از آسیب‌ در امان‌ باشد.

    و من‌ به‌ همه‌ نیروهای‌ مسلح‌ در این‌ پایان‌ زندگی‌ خاکی‌، وصیت‌ مشفقانه‌ می‌کنم‌ که‌ از اسلام‌ که‌ یگانه‌ مکتب‌ استقلال‌ و آزادیخواهی‌ است‌ و خداوند متعال‌ همه‌ را با نور هدایت‌ آن‌ به‌ مقام‌ والای‌ انسانی‌ دعوت‌ می‌کند، چنانچه‌ امروز وفادارید در وفاداری‌ استقامت‌ کنید که‌ شما را و کشور و ملت‌ شما را از ننگ‌ وابستگیها و پیوستگیها به‌ قدرتهایی‌ که‌ همه‌ شما را جز برای‌ بردگی‌ خویش‌ نمی‌خواهند و کشور و ملت‌ عزیزتان‌ را عقب‌ مانده‌ و بازار مصرف‌ و زیر بار ننگین‌ ستم‌پذیری‌ نگه‌ می‌دارند نجات‌ می‌دهد. و زندگی‌ انسانی‌ شرافتمندانه‌ را ولو با مشکلات‌ بر زندگانی‌ ننگین‌ بردگی‌ اجانب‌ ولو با رفاه‌ حیوانی‌ ترجیح‌ دهید؛ و بدانید مادام‌ که‌ در احتیاجات‌ صنایع‌ پیشرفته‌، دست‌ خود را پیش‌ دیگران‌ دراز کنید و به‌ دریوزگی‌ عمر را بگذرانید قدرت‌ ابتکار و پیشرفت‌ در اختراعات‌ در شما شکوفا نخواهد شد. و به‌ خوبی‌ و عینیت‌ دیدید که‌ در این‌ مدت‌ کوتاه‌ پس‌ از تحریم‌ اقتصادی‌ همانها که‌ از ساختن‌ هرچیز خود را عاجز می‌دیدند و از راه‌ انداختن‌ کارخانه‌ها آنان‌ را مأیوس‌ می‌نمودند، افکار خود را به‌ کار بستند و بسیاری‌ از احتیاجات‌ ارتش‌ و کارخانه‌ها را خود رفع‌ نمودند. و این‌ جنگ‌ و تحریم‌ اقتصادی‌ و اخراج‌ کارشناسان‌ خارجی‌، تحفه‌ای‌ الهی‌ بود که‌ ما از آن‌ غافل‌ بودیم‌. اکنون‌ اگر دولت‌ و ارتش‌ کالاهای‌ جهانخواران‌ را خود تحریم‌ کنند و به‌ کوشش‌ و سعی‌ در راه‌ ابتکار بیفزایند، امید است‌ که‌ کشور خودکفا شود و از دریوزگی‌ از دشمن‌ نجات‌ یابد.

    و هم‌ در اینجا باید بیفزایم‌ که‌ احتیاج‌ ما پس‌ از اینهمه‌ عقب‌ماندگی‌ مصنوعی‌ به‌ صنعتهای‌ بزرگ‌ کشورهای‌ خارجی‌ حقیقتی‌ است‌ انکارناپذیر. و این‌ به‌ آن‌ معنی‌ نیست‌ که‌ ما باید در علوم‌ پیشرفته‌ به‌ یکی‌ از دو قطب‌ وابسته‌ شویم‌. دولت‌ و ارتش‌ باید کوشش‌ کنند که‌ دانشجویان‌ متعهد را در کشورهایی‌ که‌ صنایع‌ بزرگ‌ پیشرفته‌ را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند بفرستند؛ و از فرستادن‌ به‌ امریکا و شوروی‌ و کشورهای‌ دیگر که‌ در مسیر این‌ دو قطب‌ هستند احتراز کنند، مگر ان‌شا ء الله روزی‌ برسد که‌ این‌ دو قدرت‌ به‌ اشتباه‌ خود پی‌برند و در مسیر انسانیت‌ و انساندوستی‌ و احترام‌ به‌ حقوق‌ دیگران‌ واقع‌ شوند؛ یا ان‌شا ء الله مستضعفان‌ جهان‌ و ملتهای‌ بیدار و مسلمانان‌ متعهد، آنان‌ را به‌ جای‌ خود نشانند. به‌ امید چنین‌ روزی‌.



    م‌ ـ رادیو و تلویزیون‌ و مطبوعات‌ و سینماها و تئأترها از ابزارهای‌ مؤثر تباهی‌ و تخدیر ملتها، خصوصاً نسل‌ جوان‌ بوده‌ است‌. در این‌ صد سال‌ اخیر بویژه‌ نیمه‌ دوم‌ آن‌، چه‌ نقشه‌های‌ بزرگی‌ از این‌ ابزار، چه‌ در تبلیغ‌ ضد اسلام‌ و ضد روحانیت‌ خدمتگزار، و چه‌ در تبلیغ‌ استعمارگران‌ غرب‌ و شرق‌، کشیده‌ شد و از آنها برای‌ درست‌ کردن‌ بازار کالاها خصوصاً تجملی‌ و تزئینی‌ از هر قماش‌، از تقلید در ساختمانها و تزئینات‌ و تجملات‌ آنها و تقلید در اجناس‌ نوشیدنی‌ و پوشیدنی‌ و در فرم‌ آنها استفاده‌ کردند، به‌ طوری‌ که‌ افتخار بزرگِ فرنگی‌ مآب‌ بودن‌ در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ از رفتار و گفتار و پوشش‌ و فرم‌ آن‌ بویژه‌ در خانمهای‌ مرفه‌ یا نیمه‌ مرفه‌ بود، و در آداب‌ معاشرت‌ و کیفیت‌ حرف‌ زدن‌ و به‌ کار بردن‌ لغات‌ غربی‌ در گفتار و نوشتار به‌ صورتی‌ بود که‌ فهم‌ آن‌ برای‌ بیشتر مردم‌ غیرممکن‌، و برای‌ همردیفان‌ نیز مشکل‌ می‌نمود! فیلمهای‌ تلویزیون‌ از فرآورده‌های‌ غرب‌ یا شرق‌ بود که‌ طبقه‌ جوان‌ زن‌ و مرد را از مسیر عادی‌ زندگی‌ و کار و صنعت‌ و تولید و دانش‌ منحرف‌ و به‌ سوی‌ بیخبری‌ از خویش‌ و شخصیت‌ خود و یا بدبینی‌ و بدگمانی‌ به‌ همه‌ چیز خود و کشور خود، حتی‌ فرهنگ‌ و ادب‌ و مآثر پر ارزشی‌ که‌ بسیاری‌ از آن‌ با دست‌ خیانتکار سودجویان‌، به‌ کتابخانه‌ها و موزه‌های‌ غرب‌ و شرق‌ منتقل‌ گردیده‌ است‌. مجله‌ها با مقاله‌ها و عکسهای‌ افتضاح‌ بار و أسف‌انگیز، و روزنامه‌ها با مسابقات‌ در مقالات‌ ضدفرهنگی‌ خویش‌ و ضداسلامی‌ با افتخار، مردم‌ بویژه‌ طبقه‌ جوان‌ مؤثر را به‌ سوی‌ غرب‌ یا شرق‌ هدایت‌ می‌کردند. اضافه‌ کنید بر آن‌ تبلیغ‌ دامنه‌دار در ترویج‌ مراکز فساد و عشرتکده‌ها و مراکز قمار و لاتار و مغازه‌های‌ فروش‌ کالاهای‌ تجملاتی‌ و اسباب‌ آرایش‌ و بازیها و مشروبات‌ الکلی‌ بویژه‌ آنچه‌ از غرب‌ وارد می‌شد. و در مقابل‌ صدور نفت‌ و گاز و مخازن‌ دیگر، عروسکها و اسباب‌ بازیها و کالاهای‌ تجملی‌ وارد می‌شد؛ و صدها چیزهایی‌ که‌ امثال‌ من‌ از آنها بی‌اطلاع‌ هستیم‌. و اگر خدای‌ نخواسته‌ عمر رژیم‌ سرسپرده‌ و خانمان‌ برانداز پهلوی‌ ادامه‌ پیدا می‌کرد، چیزی‌ نمی‌گذشت‌ که‌ جوانان‌ برومند ما ـ این‌ فرزندان‌ اسلام‌ و میهن‌ که‌ چشم‌ امید ملت‌ به‌ آنها است‌ ـ با انواع‌ دسیسه‌ها و نقشه‌های‌ شیطانی‌ به‌ دست‌ رژیم‌ فاسد و رسانه‌های‌ گروهی‌ و روشنفکران‌ غرب‌ و شرقگرا از دست‌ ملت‌ و دامن‌ اسلام‌ رخت‌ برمی‌بستند: یا جوانی‌ خود را در مراکز فساد تباه‌ می‌کردند؛ و یا به‌ خدمت‌ قدرتهای‌ جهانخوار درآمده‌ و کشور را به‌ تباهی‌ می‌کشاندند. خداوند متعال‌ به‌ ما و آنان‌ منت‌ گذاشت‌ و همه‌ را از شر مفسدین‌ و غارتگران‌ نجات‌ داد.

    اکنون‌ وصیت‌ من‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ در حال‌ و آینده‌ و رئیس‌جمهور و رؤسای‌ جمهور مابعد و به‌ شورای‌ نگهبان‌ و شورای‌ قضایی‌ و دولت‌ در هر زمان‌، آن‌ است‌ که‌ نگذارند این‌ دستگاههای‌ خبری‌ و مطبوعات‌ و مجله‌ها از اسلام‌ و مصالح‌ کشور منحرف‌ شوند. و باید همه‌ بدانیم‌ که‌ آزادی‌ به‌ شکل‌ غربی‌ آن‌، که‌ موجب‌ تباهی‌ جوانان‌ و دختران‌ و پسران‌ می‌شود، از نظر اسلام‌ و عقل‌ محکوم‌ است‌. و تبلیغات‌ و مقالات‌ و سخنرانیها و کتب‌ و مجلات‌ برخلاف‌ اسلام‌ و عفت‌ عمومی‌ و مصالح‌ کشور حرام‌ است‌. و بر همه‌ ما و همه‌ مسلمانان‌ جلوگیری‌ از آنها واجب‌ است‌. و از آزادیهای‌ مخرب‌ باید جلوگیری‌ شود. و از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌ مسیر ملت‌ و کشور اسلامی‌ و مخالف‌ با حیثیت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگیری‌ نشود، همه‌ مسئول‌ می‌باشند. و مردم‌ و جوانان‌ حزب‌اللهی‌ اگر برخورد به‌ یکی‌ از امور مذکور نمودند به‌ دستگاههای‌ مربوطه‌ رجوع‌ کنند و اگر آنان‌ کوتاهی‌ نمودند، خودشان‌ مکلف‌ به‌ جلوگیری‌ هستند. خداوند تعالی‌ مددکار همه‌ باشد.



    ن‌ ـ نصیحت‌ و وصیت‌ من‌ به‌ گروهها و گروهکها و اشخاصی‌ که‌ در ضدیت‌ با ملت‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ و اسلام‌ فعالیت‌ می‌کنند، اول‌ به‌ سران‌ آنان‌ در خارج‌ و داخل‌، آن‌ است‌ که‌ تجربه‌ طولانی‌ به‌ هر راهی‌ که‌ اقدام‌ کردید و به‌ هر توطئه‌ای‌ که‌ دست‌ زدید و به‌ هر کشور و مقامی‌ که‌ توسل‌ پیدا کردید به‌ شماها که‌ خود را عالم‌ و عاقل‌ می‌دانید باید آموخته‌ باشند که‌ مسیر یک‌ ملت‌ فداکار را نمی‌شود با دست‌ زدن‌ به‌ ترور و انفجار و بمب‌ و دروغ‌پردازیهای‌ بی‌ سر و پا و غیرحساب‌ شده‌ منحرف‌ کرد، و هرگز هیچ‌ حکومت‌ و دولتی‌ را نمی‌توان‌ با این‌ شیوه‌های‌ غیرانسانی‌ و غیرمنطقی‌ ساقط‌ نمود، بویژه‌ ملتی‌ مثل‌ ایران‌ را که‌ از بچه‌های‌ خردسالش‌ تا پیرزنها و پیرمردهای‌ بزرگسالش‌، در راه‌ هدف‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ و قرآن‌ و مذهب‌ جانفشانی‌ و فداکاری‌ می‌کنند. شماها که‌ می‌دانید (و اگر ندانید بسیار ساده‌لوحانه‌ فکر می‌کنید) که‌ ملت‌ با شما نیست‌ و ارتش‌ با شماها دشمن‌ است‌. و اگر فرض‌ بکنید با شما بودند و دوست‌ شما بودند، حرکات‌ ناشیانه‌ شما و جنایاتی‌ که‌ با تحریک‌ شما رخ‌ داد آنان‌ را از شما جدا کرد و جز دشمن‌ تراشی‌ کار دیگری‌ نتوانستید بکنید.

    من‌ وصیت‌ خیرخواهانه‌ در این‌ آخر عمر به‌ شما می‌کنم‌ که‌ اولاً با این‌ ملت‌ طاغوتزده‌ رنج‌ کشیده‌ که‌ پس‌ از 2500 سال‌ ستمشاهی‌ با فدا دادن‌ بهترین‌ فرزندان‌ و جوانانش‌ خود را از زیر بار ستم‌ جنایتکارانی‌ همچون‌ رژیم‌ پهلوی‌ و جهانخواران‌ شرق‌ و غرب‌ نجات‌ داده‌ به‌ جنگ‌ و ستیز برخاسته‌اید. چطور وجدان‌ یک‌ انسان‌ هر چه‌ پلید باشد، راضی‌ می‌شود برای‌ احتمال‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ مقام‌ با میهن‌ خود و ملت‌ خود اینگونه‌ رفتار کند و به‌ کوچک‌ و بزرگ‌ آنها رحم‌ نکند؟ من‌ به‌ شما نصیحت‌ می‌کنم‌ دست‌ از این‌ کارهای‌ بیفایده‌ و غیرعاقلانه‌ بردارید و گول‌ جهانخواران‌ را نخورید. و در هر جا هستید اگر به‌ جنایتی‌ دست‌ نزدید به‌ میهن‌ خود و دامن‌ اسلام‌ برگردید و توبه‌کنید که‌ خداوند ارحم‌ الراحمین‌ است‌؛ و جمهوری‌ اسلامی‌ و ملت‌ از شما ان‌شا ء الله می‌گذرند. و اگر دست‌ به‌ جنایتی‌ زدید که‌ حکم‌ خداوند تکلیف‌ شما را معین‌ کرده‌، باز از نیمه‌ راه‌ برگشته‌ و توبه‌ کنید. و اگر شهامت‌ دارید تن‌ به‌ مجازات‌ داده‌ و با این‌ عمل‌ خود را از عذاب‌ الیم‌ خداوند نجات‌ دهید؛ و الاّ در هر جا هستید عمر خود را بیش‌ از این‌ هدر ندهید و به‌ کار دیگر مشغول‌ شوید که‌ صلاح‌ در آن‌ است‌.

    و بعد، به‌ هواداران‌ داخلی‌ و خارجی‌ آنان‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ با چه‌ انگیزه‌ جوانی‌ خود را برای‌ آنان‌ که‌ اکنون‌ ثابت‌ است‌ که‌ برای‌ قدرتمندان‌ جهانخوار خدمت‌ می‌کنند و از نقشه‌های‌ آنها پیروی‌ می‌کنند و ندانسته‌ به‌ دام‌ آنها افتاده‌اند به‌ هدر می‌دهید؟ و با ملت‌ خود در راه‌ چه‌ کسی‌ جفا می‌کنید؟ شما بازی‌ خوردگان‌ دست‌ آنها هستید. و اگر در ایران‌ هستید به‌ عیان‌ مشاهده‌ می‌کنید که‌ توده‌های‌ میلیونی‌ به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ وفادار و برای‌ آن‌ فداکارند؛ و به‌ عیان‌ می‌بینید که‌ حکومت‌ و رژیم‌ فعلی‌ با جان‌ و دل‌ در خدمت‌ خلق‌ و مستمندان‌ هستند؛ و آنان‌ که‌ به‌ دروغ‌ ادعای‌ «خلقی‌» بودن‌ و «مجاهد» و «فدایی‌» برای‌ خلق‌ می‌کنند، با خلق‌ خدا به‌ دشمنی‌ برخاسته‌ و شما پسران‌ و دختران‌ ساده‌دل‌ را برای‌ مقاصد خود و مقاصد یکی‌ از دو قطب‌ قدرت‌ جهانخوار به‌ بازی‌ گرفته‌ و خود یا در خارج‌ در آغوش‌ یکی‌ از دو قطب‌ جنایتکار به‌ خوشگذرانی‌ مشغول‌ و یا در داخل‌ به‌ خانه‌های‌ مجلل‌ تیمی‌ با زندگی‌ اشرافی‌، نظیر منازل‌ جنایتکارانی‌ بدبخت‌ به‌ جنایت‌ خود ادامه‌ می‌دهند و شما جوانان‌ را به‌ کام‌ مرگ‌ می‌فرستند.

    نصیحت‌ مشفقانه‌ من‌ به‌ شما نوجوانان‌ و جوانان‌ داخل‌ و خارج‌ آن‌ است‌ که‌ از راه‌ اشتباه‌ برگردید؛ و با محرومین‌ جامعه‌ که‌ با جان‌ و دل‌ به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ خدمت‌ می‌کنند متحد شوید؛ و برای‌ ایران‌ مستقل‌ و آزاد فعالیت‌ نمایید تا کشور و ملت‌ از شرّ مخالفین‌ نجات‌ پیدا کند، و همه‌ با هم‌ به‌ زندگی‌ شرافتمندانه‌ ادامه‌ دهید. تا چه‌ وقت‌ و برای‌ چه‌ گوش‌ به‌ فرمان‌ اشخاصی‌ هستید که‌ جز به‌ نفع‌ شخصی‌ خود فکر نمی‌کنند و در آغوش‌ و پناه‌ ابرقدرتها با ملت‌ خود در ستیز هستند و شما را فدای‌ مقاصد شوم‌ و قدرت‌طلبی‌ خویش‌ می‌نمایند؟ شما در این‌ سالهای‌ پیروزی‌ انقلاب‌ دیدید که‌ ادعاهای‌ آنان‌ با رفتار و عملشان‌ مخالف‌ است‌ و ادعاها فقط‌ برای‌ فریب‌ جوانان‌ صاف‌ دل‌ است‌. و می‌دانید که‌ شما قدرتی‌ در مقابل‌ سیل‌ خروشان‌ ملت‌ ندارید و کارهایتان‌ جز به‌ ضرر خودتان‌ و تباهی‌ عمرتان‌ نتیجه‌ای‌ ندارد. من‌ تکلیف‌ خود را که‌ هدایت‌ است‌ ادا کردم‌. و امید است‌ به‌ این‌ نصیحت‌ که‌ پس‌ از مرگ‌ من‌ به‌ شما می‌رسد و شائبه‌ قدرت‌طلبی‌ در آن‌ نیست‌ گوش‌ فرا دهید و خود را از عذاب‌ الیم‌ الهی‌ نجات‌ دهید. خداوند منان‌ شما را هدایت‌ فرماید و صراط‌ مستقیم‌ را به‌ شما بنماید.

    وصیت‌ من‌ به‌ چپگرایان‌، مثل‌ کمونیستها و چریکهای‌ فدایی‌ خلق‌ و دیگر گروهها ] ی‌ [ متمایل‌ به‌ چپ‌، آن‌ است‌ که‌ شماها بدون‌ بررسی‌ صحیح‌ از مکتبها و مکتب‌ اسلام‌ نزد کسانی‌ که‌ از مکتبها و خصوص‌ اسلام‌ اطلاع‌ صحیح‌ دارند، با چه‌ انگیزه‌ خودتان‌ را راضی‌ کردید به‌ مکتبی‌ که‌ امروز در دنیا شکست‌ خورده‌ رو آورید و چه‌ شده‌ که‌ دل‌ خود را به‌ چند «ایسم‌» که‌ محتوای‌ آنها پیش‌ اهل‌ تحقیق‌ پوچ‌ است‌ خوش‌ کرده‌اید؟ و شما را چه‌ انگیزه‌ای‌ وادار کرده‌ که‌ می‌خواهید کشور خود را به‌ دامن‌ شوروی‌ یا چین‌ بکشید؛ و با ملت‌ خود به‌ اسم‌ «توده‌ دوستی‌» به‌ جنگ‌ برخاسته‌ یا به‌ توطئه‌هایی‌ برای‌ نفع‌ اجنبی‌ به‌ ضد کشور خود و توده‌های‌ ستمدیده‌ دست‌ زدید؟ شما می‌بینید که‌ از اول‌ پیدایش‌ کمونیسم‌ مدعیان‌ آن‌ دیکتاتورترین‌ و قدرت‌طلب‌ و انحصارطلبترین‌ حکومتهای‌ جهان‌ بوده‌ و هستند. چه‌ ملتهایی‌ زیر دست‌ و پای‌ شوروی‌ مدعی‌ طرفدار توده‌ها خُرد شدند و از هستی‌ ساقط‌ گردیدند. ملت‌ روسیه‌، مسلمانان‌ و غیرمسلمانان‌، تاکنون‌ در زیر فشار دیکتاتوری‌ حزب‌ کمونیست‌ دست‌ و پا می‌زنند و از هرگونه‌ آزادی‌ محروم‌ و در اختناق‌ بالاتر از اختناقهای‌ دیکتاتورهای‌ جهان‌ به‌ سر می‌برند. استالین‌، که‌ یکی‌ از چهره‌های‌ به‌ اصطلاح‌ «درخشان‌» حزب‌ بود، ورود و خروجش‌ را و تشریفات‌ آن‌ و اشرافیت‌ او را دیدیم‌. اکنون‌ که‌ شما فریب‌ خوردگان‌ در عشق‌ آن‌ رژیم‌ جان‌ می‌دهید، مردم‌ مظلوم‌ شوروی‌ و دیگر اقمار او چون‌ افغانستان‌ از ستمگریهای‌ آنان‌ جان‌ می‌سپارند، و آنگاه‌ شما که‌ مدعی‌ طرفداری‌ از خلق‌ هستید، بر این‌ خلق‌ محروم‌ در هر جا که‌ دستتان‌ رسیده‌ چه‌ جنایاتی‌ انجام‌ دادید و با اهالی‌ شریف‌ آمل‌ که‌ آنان‌ را به‌ غلط‌ طرفدار پر و پا قرص‌ خود معرفی‌ می‌کردید و عده‌ بسیاری‌ را به‌ فریب‌ به‌ جنگ‌ مردم‌ و دولت‌ فرستادید و به‌ کشتن‌ دادید، چه‌ جنایتها که‌ نکردید. و شما «طرفدار خلق‌ محروم‌» می‌خواهید خلق‌ مظلوم‌ و محروم‌ ایران‌ را به‌ دست‌ دیکتاتوری‌ شوروی‌ دهید و چنین‌ خیانتی‌ را با سرپوش‌ «فدایی‌ خلق‌» و طرفدار محرومین‌ در حال‌ اجرا هستید، منتها «حزب‌ توده‌» و رفقای‌ آن‌ با توطئه‌ و زیر ماسک‌ طرفداری‌ از جمهوری‌ اسلامی‌، و دیگر گروهها با اسلحه‌ و ترور و انفجار.

    من‌ به‌ شما احزاب‌ و گروهها، چه‌ آنان‌ که‌ به‌ چپگرایی‌ معروف‌ ـ گرچه‌ بعضی‌ شواهد و قرائن‌ دلالت‌ دارد که‌ اینان‌ کمونیست‌ امریکایی‌ هستند ـ و چه‌ آنان‌ که‌ از غرب‌ ارتزاق‌ می‌کنند و الهام‌ می‌گیرند و چه‌ آنها که‌ با اسم‌ «خودمختاری‌» و طرفداری‌ از کرد و بلوچ‌ دست‌ به‌ اسلحه‌ برده‌ و مردم‌ محروم‌ کردستان‌ و دیگر جاها را از هستی‌ ساقط‌ نموده‌ و مانع‌ از خدمتهای‌ فرهنگی‌ و بهداشتی‌ و اقتصادی‌ و بازسازی‌ دولت‌ جمهوری‌ در آن‌ استانها می‌شوند، مثل‌ حزب‌ «دموکرات‌» و «کومله‌» وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ به‌ ملت‌ بپیوندند. و تاکنون‌ تجربه‌ کرده‌اند که‌ کاری‌ جز بدبخت‌ کردن‌ اهالی‌ آن‌ مناطق‌ نکرده‌اند و نمی‌توانند بکنند، پس‌ مصلحت‌ خود و ملت‌ خود و مناطق‌ خود آن‌ است‌ که‌ با دولت‌ تشریک‌ مساعی‌ نموده‌ و از یاغی‌گری‌ و خدمت‌ به‌ بیگانگان‌ و خیانت‌ به‌ میهن‌ خود دست‌ بردارند و به‌ ساختن‌ کشور بپردازند و مطمئن‌ باشند که‌ اسلام‌ برای‌ آنان‌ هم‌ از قطب‌ جنایتکار غرب‌ و هم‌ از قطب‌ دیکتاتور شرق‌ بهتر است‌ و آرزوهای‌ انسانی‌ خلق‌ را بهتر انجام‌ می‌دهد.

    و وصیت‌ من‌ به‌ گروههای‌ مسلمان‌ که‌ از روی‌ اشتباه‌ به‌ غرب‌ و احیاناً به‌ شرق‌ تمایل‌ نشان‌ می‌دهند و از منافقان‌ که‌ اکنون‌ خیانتشان‌ معلوم‌ شد گاهی‌ طرفداری‌ می‌کردند و به‌ مخالفانِ بدخواهان‌ اسلام‌ از روی‌ خطا و اشتباه‌ گاهی‌ لعن‌ می‌کردند و طعن‌ می‌زدند، آن‌ است‌ که‌ بر سر اشتباه‌ خود پافشاری‌ نکنند و با شهامت‌ اسلامی‌ به‌ خطای‌ خود اعتراف‌، و با دولت‌ و مجلس‌ و ملت‌ مظلوم‌ برای‌ رضای‌ خداوند هم‌صدا و هم‌مسیر شده‌ و این‌ مستضعفان‌ تاریخ‌ را از شرّ مستکبران‌ نجات‌ دهید؛ و کلام‌ مرحوم‌ مدرس‌ آن‌ روحانی‌ متعهد پاک‌ سیرت‌ و پاک‌ اندیشه‌ را به‌ خاطر بسپرید که‌ در مجلس‌ افسرده‌ آن‌ روز گفت‌: اکنون‌ که‌ باید از بین‌ برویم‌ چرا با دست‌ خود برویم‌.

    من‌ هم‌ امروز به‌ یاد آن‌ شهید راه‌ خدا به‌ شما برادران‌ مؤمن‌ عرض‌ می‌کنم‌ اگر ما با دست‌ جنایتکار امریکا و شوروی‌ از صفحه‌ روزگار محو شویم‌ و با خون‌ سرخ‌ شرافتمندانه‌ با خدای‌ خویش‌ ملاقات‌ کنیم‌، بهتر از آن‌ است‌ که‌ در زیر پرچم‌ ارتش‌ سرخ‌ شرق‌ و سیاه‌ غرب‌ زندگی‌ اشرافی‌ مرفه‌ داشته‌ باشیم‌. و این‌ سیره‌ و طریقه‌ انبیای‌ عظام‌ و ائمه‌ مسلمین‌ و بزرگان‌ دین‌ مبین‌ بوده‌ است‌ و ما باید از آن‌ تبعیت‌ کنیم‌؛ و باید به‌ خود بباورانیم‌ که‌ اگر یک‌ ملت‌ بخواهند بدون‌ وابستگیها زندگی‌ کنند می‌توانند؛ و قدرتمندان‌ جهان‌ بر یک‌ ملت‌ نمی‌توانند خلاف‌ ایده‌ آنان‌ را تحمیل‌ کنند.

    از افغانستان‌ عبرت‌ باید گرفت‌ با آنکه‌ دولت‌ غاصب‌ و احزاب‌ چپی‌ با شوروی‌ بوده‌ و هستند، تاکنون‌ نتوانسته‌اند توده‌های‌ مردم‌ را سرکوب‌ نمایند. علاوه‌ بر این‌ اکنون‌ ملتهای‌ محروم‌ جهان‌ بیدار شده‌اند و طولی‌ نخواهد کشید که‌ این‌ بیداریها به‌ قیام‌ و نهضت‌ و انقلاب‌ انجامیده‌ و خود را از تحت‌ سلطه‌ ستمگران‌ مستکبر نجات‌ خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به‌ ارزشهای‌ اسلامی‌ می‌بینید که‌ جدایی‌ و انقطاع‌ از شرق‌ و غرب‌ برکات‌ خود را دارد نشان‌ می‌دهد؛ و مغزهای‌ متفکر بومی‌ به‌ کار افتاده‌ و به‌ سوی‌ خودکفایی‌ پیشروی‌ می‌کند و آنچه‌ کارشناسان‌ خائن‌ غربی‌ و شرقی‌ برای‌ ملت‌ ما محال‌ جلوه‌ می‌دادند، امروز به‌ طور چشم‌گیری‌ با دست‌ و فکر ملت‌ انجام‌ گرفته‌ و ان‌شا ء الله تعالی‌ در دراز مدت‌ انجام‌ خواهد گرفت‌. و صد افسوس‌ که‌ این‌ انقلاب‌ دیر تحقق‌ پیدا کرد و لااقل‌ در اول‌ سلطنت‌ جابرانه‌ کثیف‌ محمدرضا تحقق‌ نیافت‌؛ و اگر شده‌ بود، ایران‌ غارتزده‌ غیر از این‌ ایران‌ بود.

    و وصیت‌ من‌ به‌ نویسندگان‌ و گویندگان‌ و روشنفکران‌ و اشکالتراشان‌ و صاحب‌عقدگان‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ جای‌ آنکه‌ وقت‌ خود را در خلاف‌ مسیر جمهوری‌ اسلامی‌ صرف‌ کنید و هرچه‌ توان‌ دارید در بدبینی‌ و بدخواهی‌ و بدگویی‌ از مجلس‌ و دولت‌ و سایر خدمتگزاران‌ به‌ کار برید، و با این‌ عمل‌ کشور خود را به‌ سوی‌ ابرقدرتها سوق‌ دهید، با خدای‌ خود یک‌ شب‌ خلوت‌ کنید و اگر به‌ خداوند عقیده‌ ندارید با وجدان‌ خود خلوت‌ کنید و انگیزه‌ باطنی‌ خود را که‌ بسیار می‌شود خود انسانها از آن‌ بیخبرند بررسی‌ کنید، ببینید آیا با کدام‌ معیار و با چه‌ انصاف‌ خون‌ این‌ جوانان‌ قلم‌ قلم‌ شده‌ را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده‌ می‌گیرید و با ملتی‌ که‌ می‌خواهد از زیر بار ستمگران‌ و غارتگران‌ خارجی‌ و داخلی‌ خارج‌ شود و استقلال‌ و آزادی‌ را با جان‌ خود و فرزندان‌ عزیز خود به‌ دست‌ آورده‌ و با فداکاری‌ می‌خواهد آن‌ را حفظ‌ کند، به‌ جنگ‌ اعصاب‌ برخاسته‌اید و به‌ اختلاف‌انگیزی‌ و توطئه‌های‌ خائنانه‌ دامن‌ می‌زنید و راه‌ را برای‌ مستکبران‌ و ستمگران‌ باز می‌کنید. آیا بهتر نیست‌ که‌ با فکر و قلم‌ و بیان‌ خود دولت‌ و مجلس‌ و ملت‌ را راهنمایی‌ برای‌ حفظ‌ میهن‌ خود نمایید؟ آیا سزاوار نیست‌ که‌ به‌ این‌ ملت‌ مظلوم‌ محروم‌ کمک‌ کنید و با یاری‌ خود حکومت‌ اسلامی‌ را استقرار دهید؟ آیا این‌ مجلس‌ و رئیس‌ جمهور و دولت‌ و قوه‌ قضایی‌ را از آنچه‌ در زمان‌ رژیم‌ سابق‌ بود بدتر می‌دانید؟ آیا از یاد برده‌اید ستمهایی‌ که‌ آن‌ رژیم‌ لعنتی‌ بر این‌ ملت‌ مظلوم‌ بی‌پناه‌ روا می‌داشت‌؟ آیا نمی‌دانید که‌ کشور اسلامی‌ در آن‌ زمان‌ یک‌ پایگاه‌ نظامی‌ برای‌ امریکا بود و با آن‌ عمل‌ یک‌ مستعمره‌ می‌کردند و از مجلس‌ تا دولت‌ و قوای‌ نظامی‌ در قبضه‌ آنان‌ بود و مستشاران‌ و صنعتگران‌ و متخصصان‌ آنان‌ با این‌ ملت‌ و ذخائر آن‌ چه‌ می‌کردند؟ آیا اشاعه‌ فحشا در سراسر کشور و مراکز فساد، از عشرتکده‌ها و قمارخانه‌ها و میخانه‌ها و مغازه‌های‌ مشروب‌فروشی‌ و سینماها و دیگر مراکز که‌ هر یک‌ برای‌ تباه‌ کردن‌ نسل‌ جوان‌ عاملی‌ بزرگ‌ بود، از خاطرتان‌ محو شده‌؟ آیا رسانه‌های‌ گروهی‌ و مجلات‌ سراسر فسادانگیز و روزنامه‌های‌ آن‌ رژیم‌ را به‌ دست‌ فراموشی‌ سپرده‌اید؟ و اکنون‌ که‌ از آن‌ بازارهای‌ فساد اثری‌ نیست‌، برای‌ آنکه‌ در چند دادگاه‌، یا چند جوان‌ که‌ شاید اکثر از گروههای‌ منحرف‌ نفوذ کرده‌ و برای‌ بدنام‌ نمودن‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ کارهای‌ انحرافی‌ انجام‌ می‌دهند، و کشتن‌ عده‌ای‌ که‌ مفسد فی‌الارض‌ هستند و قیام‌ بر ضد اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ می‌کنند شما را به‌ فریاد درآورده‌، و با کسانی‌ که‌ با صراحت‌ اسلام‌ را محکوم‌ می‌کنند و بر ضد آن‌ قیام‌ مسلحانه‌ یا قیام‌ با قلم‌ و زبان‌ که‌ أسفناکتر از قیام‌ مسلحانه‌ است‌، نموده‌اند پیوند می‌کنید و دست‌ برادری‌ می‌دهید؛ و آنان‌ را که‌ خداوند مهدورالدم‌ فرموده‌ نور چشم‌ می‌خوانید، و در کنار بازیگرانی‌ که‌ فاجعه‌ چهارده‌ اسفند را برپا کردند و جوانان‌ بیگناه‌ را با ضرب‌ و شتم‌ کوبیدند نشسته‌ و تماشاگر معرکه‌ می‌شوید، یک‌ عمل‌ اسلامی‌ و اخلاقی‌ است‌! و عمل‌ دولت‌ و قوه‌ قضاییه‌ که‌ معاندین‌ و منحرفین‌ و ملحدین‌ را به‌ جزای‌ اعمال‌ خویش‌ می‌رسانند، شما را به‌ فریاد درآورده‌ و داد مظلومیت‌ می‌زنید؟ من‌ برای‌ شما برادران‌ که‌ از سوابقتان‌ تا حدی‌ مطلع‌ و علاقه‌مند به‌ بعضی‌ از شما هستم‌ متأسف‌ هستم‌، نه‌ برای‌ آنان‌ که‌ اشراری‌ بودند در لباس‌ خیرخواهی‌ و گرگهایی‌ در پوشش‌ چوپان‌ و بازیگرانی‌ بودند که‌ همه‌ را به‌ باد بازی‌ و مسخره‌ گرفته‌ و در صدد تباه‌کردن‌ کشور و ملت‌ و خدمتگزاری‌ به‌ یکی‌ از دو قطب‌ چپاولگر بودند ـ آنان‌ که‌ با دست‌ پلید خود جوانان‌ و مردان‌ ارزشمند و علمای‌ مربی‌ جامعه‌ را شهید نمودند و به‌ کودکان‌ مظلوم‌ مسلمانان‌ رحم‌ نکردند، خود را در جامعه‌ رسوا و در پیشگاه‌ خداوند قهار مخذول‌ نمودند و راه‌ بازگشت‌ ندارند که‌ شیطانِنفس‌ اماره‌ بر آنان‌ حکومت‌ می‌کند.

    لکن‌ شما برادران‌ مؤمن‌ با دولت‌ و مجلس‌ که‌ کوشش‌ دارد خدمت‌ به‌ محرومین‌ و مظلومین‌ و برادران‌ سر و پا برهنه‌ و از همه‌ مواهب‌ زندگی‌ محروم‌ نماید چرا کمک‌ نمی‌کنید و شکایت‌ دارید؟ آیا مقدار خدمت‌ دولت‌ و بنیادهای‌ جمهوری‌ را با این‌ گرفتاریها و نابسامانیها که‌ لازمه‌ هر انقلاب‌ است‌، و جنگ‌ تحمیلی‌ با آنهمه‌ خسارت‌ و میلیونها آواره‌ خارجی‌ و داخلی‌ و کارشکنیهای‌ بیرون‌ از حد را در این‌ مدت‌ کوتاه‌ مقایسه‌ با کارهای‌ عمرانی‌ رژیم‌ سابق‌ نموده‌اید؟ آیا نمی‌دانید که‌ کارهای‌ عمرانی‌ آن‌ زمان‌ اختصاص‌ داشت‌ تقریباً به‌ شهرها آن‌ هم‌ به‌ محلات‌ مرفه‌؛ و فقرا و مردمان‌ محروم‌ از آن‌ امور بهره‌ ناچیز داشته‌ یا نداشتند؛ و دولت‌ فعلی‌ و بنیادهای‌ اسلامی‌ برای‌ این‌ طایفه‌ محروم‌ با جان‌ و دل‌ خدمت‌ می‌کنند؟ شما مؤمنان‌ هم‌ پشتیبان‌ دولت‌ باشید تا کارها زود انجام‌ گیرد و در محضر پروردگار که‌ خواه‌ ناخواه‌ خواهید رفت‌ با نشان‌ خدمتگزاری‌ به‌ بندگان‌ او بروید. *



    * ـ چنانکه‌ در نسخه‌ خطی‌ مشهود است‌ امام‌ خمینی‌ در این‌ قسمت‌ مرقوم‌ فرموده‌اند: «این‌ مقدار بریده‌ شده‌ راخودم‌ انجام‌ داده‌ام‌».

    س‌ ـ یکی‌ از اموری‌ که‌ لازم‌ به‌ توصیه‌ و تذکر است‌، آن‌ است‌ که‌ اسلام‌ نه‌ باسرمایه‌داری‌ ظالمانه‌ و بیحساب‌ و محروم‌ کننده‌ توده‌های‌ تحت‌ ستم‌ و مظلوم‌ موافق‌ است‌، بلکه‌ آن‌ را به‌ طور جدی‌ در کتاب‌ و سنت‌ محکوم‌ می‌کند و مخالف‌ عدالت‌ اجتماعی‌ می‌داند ـ گرچه‌ بعض‌ کج‌فهمان‌ بی‌ اطلاع‌ از رژیم‌ حکومت‌ اسلامی‌ و ازمسائل‌ سیاسی‌ حاکم‌ در اسلام‌ در گفتار و نوشتار خود طوری‌ وانمود کرده‌اند (و باز هم‌ دست‌ برنداشته‌اند) که‌ اسلام‌ طرفدار بی‌ مرز و حد سرمایه‌داری‌ و مالکیت‌ است‌ و با این‌ شیوه‌ که‌ با فهم‌ کج‌ خویش‌ از اسلام‌ برداشت‌ نموده‌اند چهره‌ نورانی‌ اسلام‌ را پوشانیده‌ و راه‌ را برای‌ مغرضان‌ و دشمنان‌ اسلام‌ باز نموده‌ که‌ به‌ اسلام‌ بتازند، و آن‌ را رژیمی‌ چون‌ رژیم‌ سرمایه‌داری‌ غرب‌ مثل‌ رژیم‌ امریکا و انگلستان‌ و دیگر چپاولگران‌ غرب‌ به‌ حساب‌ آورند، و با اتکال‌ به‌ قول‌ و فعل‌ این‌ نادانان‌ یا غرضمندانه‌ و یا ابلهانه‌ بدون‌ مراجعه‌ به‌ اسلام‌شناسان‌ واقعی‌ با اسلام‌ به‌ معارضه‌ برخاسته‌اند ـ و نه‌ رژیمی‌ مانند رژیم‌ کمونیسم‌ و مارکسیسم‌ لنینیسم‌ است‌ که‌ با مالکیت‌ فردی‌ مخالف‌ و قائل‌ به‌ اشتراک‌ می‌باشند با اختلاف‌ زیادی‌ که‌ دوره‌های‌ قدیم‌ تاکنون‌ حتی‌ اشتراک‌ در زن‌ و همجنس‌ بازی‌ بوده‌ و یک‌ دیکتاتوری‌ و استبداد کوبنده‌ در بر داشته‌.

    بلکه‌ اسلام‌ یک‌ رژیم‌ معتدل‌ با شناخت‌ مالکیت‌ و احترام‌ به‌ آن‌ به‌ نحو محدود در پیدا شدن‌ مالکیت‌ و مصرف‌، که‌ اگر بحق‌ به‌ آن‌ عمل‌ شود چرخهای‌ اقتصاد سالم‌ به‌ راه‌ می‌افتد و عدالت‌ اجتماعی‌، که‌ لازمه‌ یک‌ رژیم‌ سالم‌ است‌ تحقق‌ می‌یابد. در اینجا نیز یک‌ دسته‌ با کج‌ فهمیها و بی‌اطلاعی‌ از اسلام‌ و اقتصاد سالم‌ آن‌ در طرف‌ مقابل‌ دسته‌ اول‌ قرار گرفته‌ و گاهی‌ با تمسک‌ به‌ بعضی‌ آیات‌ یا جملات‌ نهج‌البلاغه‌، اسلام‌ را موافق‌ با مکتبهای‌ انحرافی‌ مارکس‌ و امثال‌ او معرفی‌ نموده‌اند و توجه‌ به‌ سایر آیات‌ و فقرات‌ نهج‌ البلاغه‌ ننموده‌ و سرخود، به‌ فهم‌ قاصر خود، بپاخاسته‌ و «مذهب‌ اشتراکی‌» را تعقیب‌ می‌کنند و از کفر و دیکتاتوری‌ و اختناق‌ کوبنده‌ که‌ ارزشهای‌ انسانی‌ را نادیده‌ گرفته‌ و یک‌ حزب‌ اقلیت‌ با توده‌های‌ انسانی‌ مثل‌ حیوانات‌ عمل‌ می‌کنند، حمایت‌ می‌کنند.

    وصیت‌ من‌ به‌ مجلس‌ و شورای‌ نگهبان‌ و دولت‌ و رئیس‌ جمهور و شورای‌ قضایی‌ آن‌ است‌ که‌ در مقابل‌ احکام‌ خداوند متعال‌ خاضع‌ بوده‌؛ و تحت‌ تأثیر تبلیغات‌ بی‌محتوای‌ قطب‌ ظالم‌ چپاولگر سرمایه‌داری‌ و قطب‌ ملحد اشتراکی‌ و کمونیستی‌ واقع‌ نشوید، و به‌ مالکیت‌ و سرمایه‌های‌ مشروع‌ با حدود اسلامی‌ احترام‌ گذارید، و به‌ ملت‌ اطمینان‌ دهید تا سرمایه‌ها و فعالیتهای‌ سازنده‌ به‌ کار افتند و دولت‌ و کشور را به‌ خودکفایی‌ و صنایع‌ سبک‌ و سنگین‌ برسانند.

    و به‌ ثروتمندان‌ و پولداران‌ مشروع‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ ثروتهای‌ عادلانه‌ خود را به‌ کار اندازید و به‌ فعالیت‌ سازنده‌ در مزارع‌ و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که‌ این‌ خود عبادتی‌ ارزشمند است‌.

    و به‌ همه‌ در کوشش‌ برای‌ رفاه‌ طبقات‌ محروم‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ خیر دنیا و آخرت‌ شماها رسیدگی‌ به‌ حال‌ محرومان‌ جامعه‌ است‌ که‌ در طول‌ تاریخ‌ ستمشاهی‌ و خان‌خانی‌ در رنج‌ و زحمت‌ بوده‌اند. و چه‌ نیکو است‌ که‌ طبقات‌ تمکندار به‌ طور داوطلب‌ برای‌ زاغه‌ و چپرنشینان‌ مسکن‌ و رفاه‌ تهیه‌ کنند. و مطمئن‌ باشند که‌ خیر دنیا و آخرت‌ در آن‌ است‌. و از انصاف‌ به‌ دور است‌ که‌ یکی‌ بی‌خانمان‌ و یکی‌ دارای‌ آپارتمانها باشد.



    ع‌ ـ وصیت‌ اینجانب‌ به‌ آن‌ طایفه‌ از روحانیون‌ و روحانی‌نماها که‌ با انگیزه‌های‌ مختلف‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ و نهادهای‌ آن‌ مخالفت‌ می‌کنند و وقت‌ خود را وقف‌ براندازی‌ آن‌ می‌نمایند و با مخالفان‌ توطئه‌گر و بازیگران‌ سیاسی‌ کمک‌، و گاهی‌ به‌ طوری‌ که‌ نقل‌ می‌شود با پولهای‌ گزافی‌ که‌ از سرمایه‌داران‌ بیخبر از خدا دریافت‌ برای‌ این‌ مقصد می‌کنند کمکهای‌ کلان‌ می‌نمایند، آن‌ است‌ که‌ شماها طرْفی‌ از این‌ غلط‌کاریها تاکنون‌ نبسته‌ و بعد از این‌ هم‌ گمان‌ ندارم‌ ببندید. بهتر آن‌ است‌ که‌ اگر برای‌ دنیا به‌ این‌ عمل‌ دست‌ زده‌اید ـ و خداوند نخواهد گذاشت‌ که‌ شما به‌ مقصد شوم‌ خود برسید ـ تا درِ توبه‌ باز است‌ از پیشگاه‌ خداوند عذر بخواهید و با ملت‌ مستمند مظلوم‌ هم‌صدا شوید و از جمهوری‌ اسلامی‌ که‌ با فداکاریهای‌ ملت‌ به‌ دست‌ آمده‌ حمایت‌ کنید، که‌ خیر دنیا و آخرت‌ در آن‌ است‌. گرچه‌ گمان‌ ندارم‌ که‌ موفق‌ به‌ توبه‌ شوید.

    و اما به‌ آن‌ دسته‌ که‌ از روی‌ بعض‌ اشتباهات‌ یا بعض‌ خطاها، چه‌ عمدی‌ و چه‌ غیرعمدی‌، که‌ از اشخاص‌ مختلف‌ یا گروهها صادر شده‌ و مخالف‌ با احکام‌ اسلام‌ بوده‌ است‌ با اصل‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و حکومت‌ آن‌ مخالفت‌ شدید می‌کنند و برای‌ خدا در براندازی‌ آن‌ فعالیت‌ می‌نمایند و با تصور خودشان‌ این‌ جمهوری‌ از رژیم‌ سلطنتی‌ بدتر یا مثل‌ آن‌ است‌، با نیت‌ صادق‌ در خلوات‌ تفکر کنند و از روی‌ انصاف‌ مقایسه‌ نمایند با حکومت‌ و رژیم‌ سابق‌. و باز توجه‌ نمایند که‌ در انقلابهای‌ دنیا هرج‌ و مرجها و غلط‌رویها و فرصت‌طلبیها غیرقابل‌ اجتناب‌ است‌ و شما اگر توجه‌ نمایید و گرفتاریهای‌ این‌ جمهوری‌ را در نظر بگیرید ـ از قبیل‌ توطئه‌ها و تبلیغات‌ دروغین‌ و حمله‌ مسلحانه‌ خارج‌ مرز و داخل‌، و نفوذ غیر قابل‌ اجتناب‌ گروههایی‌ از مفسدان‌ و مخالفان‌ اسلام‌ در تمام‌ ارگانهای‌ دولتی‌ به‌ قصد ناراضی‌ کردن‌ ملت‌ از اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌، و تازه‌ کار بودن‌ اکثر یا بسیاری‌ از متصدیان‌ امور و پخش‌ شایعات‌ دروغین‌ از کسانی‌ که‌ از استفاده‌های‌ کلان‌ غیرمشروع‌ بازمانده‌ یا استفاده‌ آنان‌ کم‌ شده‌، و کمبود چشمگیر قضات‌ شرع‌ و گرفتاریهای‌ اقتصادی‌ کمرشکن‌ و اشکالات‌ عظیم‌ در تصفیه‌ و تهذیب‌ متصدیان‌ چند میلیونی‌، و کمبود مردمان‌ صالح‌ کاردان‌ و متخصص‌ و دهها گرفتاری‌ دیگر، که‌ تا انسان‌ وارد گود نباشد از آنها بیخبر است‌ ـ و از طرفی‌ اشخاص‌ غرضمند سلطنت‌طلب‌ سرمایه‌دار هنگفت‌ که‌ با رباخواری‌ و سودجویی‌ و با اخراج‌ ارز و گرانفروشی‌ به‌ حد سرسام‌آور و قاچاق‌ و احتکار، مستمندان‌ و محرومان‌ جامعه‌ را تا حد هلاکت‌ در فشار قرار داده‌ و جامعه‌ را به‌ فساد می‌کشند، نزد شما آقایان‌ به‌ شکایت‌ و فریبکاری‌ آمده‌ و گاهی‌ هم‌ برای‌ باور آوردن‌ و خود را مسلمان‌ خالص‌ نشان‌ دادن‌ به‌ عنوان‌ «سهم‌» مبلغی‌ می‌دهند و اشک‌ تمساح‌ می‌ریزند و شما را عصبانی‌ کرده‌ به‌ مخالفت‌ برمی‌انگیزانند، که‌ بسیاری‌ از آنان‌ با استفاده‌های‌ نامشروع‌، خون‌ مردم‌ را می‌مکند و اقتصاد کشور را به‌ شکست‌ می‌کشند.

    اینجانب‌ نصیحت‌ متواضعانه‌ برادرانه‌ می‌کنم‌ که‌ آقایان‌ محترم‌ تحت‌ تأثیر اینگونه‌ شایعه‌سازیها قرار نگیرند و برای‌ خدا و حفظ‌ اسلام‌ این‌ جمهوری‌ را تقویت‌ نمایند. و باید بدانند که‌ اگر این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ شکست‌ بخورد، به‌ جای‌ آن‌ یک‌ رژیم‌ اسلامی‌ دلخواهِ بقیه‌الله ـ روحی‌ فداه‌ ـ یا مطیع‌ امر شما آقایان‌ تحقق‌ نخواهد پیدا کرد، بلکه‌ یک‌ رژیم‌ دلخواه‌ یکی‌ از دو قطب‌ قدرت‌ به‌ حکومت‌ می‌رسد و محرومان‌ جهان‌، که‌ به‌ اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌ رو ] ی‌ [ آورده‌ و دل‌ باخته‌اند، مأیوس‌ می‌شوند و اسلام‌ برای‌ همیشه‌ منزوی‌ خواهد شد؛ و شماها روزی‌ از کردار خود پشیمان‌ می‌شوید که‌ کار گذشته‌ و دیگر پشیمانی‌ سودی‌ ندارد. و شما آقایان‌ اگر توقع‌ دارید که‌ در یک‌ شب‌ همه‌ امور بر طبق‌ اسلام‌ و احکام‌ خداوند تعالی‌ متحول‌ شود یک‌ اشتباه‌ است‌، و در تمام‌ طول‌ تاریخ‌ بشر چنین‌ معجزه‌ای‌ روی‌ نداده‌ است‌ و نخواهد داد. و آن‌ روزی‌ که‌ ان‌شا ء الله تعالی‌ مصلح‌ کل‌ ظهور نماید، گمان‌ نکنید که‌ یک‌ معجزه‌ شود و یکروزه‌ عالم‌ اصلاح‌ شود؛ بلکه‌ با کوششها و فداکاریها ستمکاران‌ سرکوب‌ و منزوی‌ می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل‌ نظر بعض‌ عامیهای‌ منحرف‌، آن‌ است‌ که‌ برای‌ ظهور آن‌ بزرگوار باید کوشش‌ در تحقق‌ کفر و ظلم‌ کرد تا عالم‌ را ظلم‌ فراگیرد و مقدمات‌ ظهور فراهم‌ شود، فانّا لله و انّا الیه‌ راجعون‌ .



    ف‌ ـ وصیت‌ من‌ به‌ همه‌ مسلمانان‌ و مستضعفان‌ جهان‌ این‌ است‌ که‌ شماها نباید بنشینید و منتظر آن‌ باشید که‌ حکام‌ و دست‌ اندرکاران‌ کشورتان‌ یا قدرتهای‌ خارجی‌ بیایند و برای‌ شما استقلال‌ و آزادی‌ را تحفه‌ بیاورند. ما و شماها لااقل‌ در این‌ صد سال‌ اخیر، که‌ بتدریج‌ پای‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ جهانخوار به‌ همه‌ کشورهای‌ اسلامی‌ و سایر کشورهای‌ کوچک‌ باز شده‌ است‌ مشاهده‌ کردیم‌ یا تاریخهای‌ صحیح‌ برای‌ ما بازگو کردند که‌ هیچ‌ یک‌ از دوَل‌ حاکم‌ بر این‌ کشورها در فکر آزادی‌ و استقلال‌ و رفاه‌ ملتهای‌ خود نبوده‌ و نیستند؛ بلکه‌ اکثریت‌ قریب‌ به‌ اتفاق‌ آنان‌ یا خود به‌ ستمگری‌ و اختناق‌ ملت‌ خود پرداخته‌ و هر چه‌ کرده‌اند برای‌ منافع‌ شخصی‌ یا گروهی‌ نموده‌؛ یا برای‌ رفاه‌ قشر مرفه‌ و بالانشین‌ بوده‌ و طبقات‌ مظلوم‌ کوخ‌ و کپرنشین‌ از همه‌ مواهب‌ زندگی‌ حتی‌ مثل‌ آب‌ و نان‌ و قوت‌ لایموت‌ محروم‌ بوده‌، و آن‌ بدبختان‌ را برای‌ منافع‌ قشر مرفه‌ و عیاش‌ به‌ کار گرفته‌اند؛ و یا آنکه‌ دست‌ نشاندگان‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ بوده‌اند که‌ برای‌ وابسته‌ کردن‌ کشورها و ملتها هرچه‌ توان‌ داشته‌اند به‌ کار گرفته‌ و با حیله‌های‌ مختلف‌ کشورها را بازاری‌ برای‌ شرق‌ و غرب‌ درست‌ کرده‌ و منافع‌ آنان‌ را تأمین‌ نموده‌اند و ملتها را عقب‌ مانده‌ و مصرفی‌ بار آوردند و اکنون‌ نیز با این‌ نقشه‌ در حرکتند.

    و شما ای‌ مستضعفان‌ جهان‌ و ای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ و مسلمانان‌ جهان‌ بپاخیزید و حق‌ را با چنگ‌ و دندان‌ بگیرید و از هیاهوی‌ تبلیغاتی‌ ابرقدرتها و عمّال‌ سرسپرده‌ آنان‌ نترسید؛ و حکام‌ جنایتکار که‌ دسترنج‌ شما را به‌ دشمنان‌ شما و اسلام‌ عزیز تسلیم‌ می‌کنند از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات‌ خدمتگزار متعهد، زمام‌ امور را به‌ دست‌ گیرید و همه‌ در زیر پرچم‌ پرافتخار اسلام‌ مجتمع‌، و با دشمنان‌ اسلام‌ و محرومان‌ جهان‌ به‌ دفاع‌ برخیزید؛ و به‌ سوی‌ یک‌ دولت‌ اسلامی‌ با جمهوریهای‌ آزاد و مستقل‌ به‌ پیش‌ روید که‌ با تحقق‌ آن‌، همه‌ مستکبران‌ جهان‌ را به‌ جای‌ خود خواهید نشاند و همه‌ مستضعفان‌ را به‌ امامت‌ و وراثت‌ ارض‌ خواهید رساند. به‌ امید آن‌ روز که‌ خداوند تعالی‌ وعده‌ فرموده‌ است‌.

    ص‌ ـ یک‌ مرتبه‌ دیگر در خاتمه‌ این‌ وصیتنامه‌، به‌ ملت‌ شریف‌ ایران‌ وصیت‌ می‌کنم‌ که‌ در جهان‌ حجم‌ تحمل‌ زحمتها و رنجها و فداکاریها و جان‌نثاریها و محرومیتها مناسب‌ حجم‌ بزرگی‌ مقصود و ارزشمندی‌ و علوّ رتبه‌ آن‌ است‌، آنچه‌ که‌ شما ملت‌ شریف‌ و مجاهد برای‌ آن‌ بپاخاستید و دنبال‌ می‌کنید و برای‌ آن‌ جان‌ و مال‌ نثار کرده‌ و می‌کنید، والاترین‌ و بالاترین‌ و ارزشمندترین‌ مقصدی‌ است‌ و مقصودی‌ است‌ که‌ از صدر عالم‌ در ازل‌ و از پس‌ این‌ جهان‌ تا ابد عرضه‌ شده‌ است‌ و خواهد شد؛ و آن‌ مکتب‌ الوهیت‌ به‌ معنی‌ وسیع‌ آن‌ و ایده‌ توحید با ابعاد رفیع‌ آن‌ است‌ که‌ اساس‌ خلقت‌ و غایت‌ آن‌ در پهناور وجود و در درجات‌ و مراتب‌ غیب‌ و شهود است‌؛ و آن‌ در مکتب‌ محمدی‌ ـ صلی‌ الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ تمام‌ معنی‌ و درجات‌ و ابعاد متجلی‌ شده‌؛ و کوشش‌ تمام‌ انبیای‌ عظام‌
    ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ و اولیای‌ معظم‌ ـ سلام‌ الله علیهم‌ ـ برای‌ تحقق‌ آن‌ بوده‌ و راهیابی‌ به‌ کمال‌ مطلق‌ و جلال‌ و جمال‌ بی‌نهایت‌ جز با آن‌ میسر نگردد. آن‌ است‌ که‌ خاکیان‌ را بر ملکوتیان‌ و برتر از آنان‌ شرافت‌ داده‌، و آنچه‌ برای‌ خاکیان‌ از سیر در آن‌ حاصل‌ می‌شود برای‌ هیچ‌ موجودی‌ در سراسر خلقت‌ در سرّ و عَلن‌ حاصل‌ نشود.

    شما ای‌ ملت‌ مجاهد، در زیر پرچمی‌ می‌روید که‌ در سراسر جهان‌ مادی‌ و معنوی‌ در اهتزاز است‌، بیابید آن‌ را یا نیابید، شما راهی‌ را می‌روید که‌ تنها راه‌ تمام‌ انبیا ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ و یکتا راه‌ سعادت‌ مطلق‌ است‌. در این‌ انگیزه‌ است‌ که‌ همه‌ اولیا شهادت‌ را در راه‌ آن‌ به‌ آغوش‌ می‌کشند و مرگ‌ سرخ‌ را «احلی‌ من‌ العسل‌» می‌دانند؛ و جوانان‌ شما در جبهه‌ها جرعه‌ای‌ از آن‌ را نوشیده‌ و به‌ وجد آمده‌اند و در مادران‌ و خواهران‌ و پدران‌ و برادران‌ آنان‌ جلوه‌ نموده‌ و ما باید بحق‌ بگوییم‌ یا لیتنا کنّا معکم‌ فنفوز فوزاً عظیماً . گوارا باد بر آنان‌ آن‌ نسیم‌ دل‌آرا و آن‌ جلوه‌ شورانگیز.

    و باید بدانیم‌ که‌ طرفی‌ از این‌ جلوه‌ در کشتزارهای‌ سوزان‌ و در کارخانه‌های‌ توانفرسا و در کارگاهها و در مراکز صنعت‌ و اختراع‌ و ابداع‌، و در ملت‌ به‌ طور اکثریت‌ در بازارها و خیابانها و روستاها و همه‌ کسانی‌ که‌ متصدی‌ این‌ امور برای‌ اسلام‌ و جمهوری‌ اسلامی‌ و پیشرفت‌ و خودکفایی‌ کشور به‌ خدمتی‌ اشتغال‌ دارند جلوه‌گر است‌.

    و تا این‌ روح‌ تعاون‌ و تعهد در جامعه‌ برقرار است‌ کشور عزیز از آسیب‌ دهر ان‌شا ء الله تعالی‌ مصون‌ است‌. و بحمدالله تعالی‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ و دانشگاهها و جوانانِ عزیز مراکز علم‌ و تربیت‌ از این‌ نفخه‌ الهی‌ غیبی‌ برخوردارند؛ و این‌ مراکز دربست‌ در اختیار آنان‌ است‌، و به‌ امید خدا دست‌ تبهکاران‌ و منحرفان‌ از آنها کوتاه‌.

    و وصیت‌ من‌ به‌ همه‌ آن‌ است‌ که‌ با یاد خدای‌ متعال‌ به‌ سوی‌ خودشناسی‌ و خودکفایی‌ و استقلال‌، با همه‌ ابعادش‌ به‌ پیش‌، و بی‌تردید دست‌ خدا با شما است‌، اگر شما در خدمت‌ او باشید و برای‌ ترقی‌ و تعالی‌ کشور اسلامی‌ به‌ روح‌ تعاون‌ ادامه‌ دهید.

    و اینجانب‌ با آنچه‌ در ملت‌ عزیز از بیداری‌ و هوشیاری‌ و تعهد و فداکاری‌ و روح‌ مقاومت‌ و صلابت‌ در راه‌ حق‌ می‌بینم‌ و امید آن‌ دارم‌ که‌ به‌ فضل‌ خداوند متعال‌ این‌ معانی‌ انسانی‌ به‌ اعقاب‌ ملت‌ منتقل‌ شود و نسلاً بعد نسل‌ بر آن‌ افزوده‌ گردد.

    با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌کنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ که‌ عذرم‌ را در کوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیرد.
    و از ملت‌ امیدوارم‌ که‌ عذرم‌ را در کوتاهی ها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌ روند و بدانند که‌ با رفتن‌ یک‌ خدمتگزار در سدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌ نخواهد شد که‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

    والسلام‌ علیکم‌ و علی‌ عبادالله الصالحین‌ و رحمه‌الله و برکاته‌

    26 بهمن‌ 1361 / 1 جمادی‌ الاولی‌ 1403

    روح‌الله الموسوی‌ الخمینی‌



    بسمه‌ تعالی‌

    این‌ وصیتنامه‌ را پس‌ از مرگ‌ من‌ احمد خمینی‌ برای‌ مردم‌ بخواند. و در صورت‌ عذر، رئیس‌ محترم‌ جمهور یا رئیس‌ محترم‌ شورای‌ اسلامی‌ یا رئیس‌ محترم‌ دیوان‌ عالی‌ کشور، این‌ زحمت‌ را بپذیرند. و در صورت‌ عذر، یکی‌ از فقهای‌ محترم‌ نگهبان‌ این‌ زحمت‌ را قبول‌ نماید.

    روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی‌



    بسمه‌ تعالی‌

    در زیر این‌ وصیتنامه‌ 29 صفحه‌ای‌ و مقدمه‌، چند مطلب‌ را تذکر می‌دهم‌:

    1) ـ اکنون‌ که‌ من‌ حاضرم‌، بعض‌ نسبتهای‌ بی‌واقعیت‌ به‌ من‌ داده‌ می‌شود و ممکن‌ است‌ پس‌ از من‌ در حجم‌ آن‌ افزوده‌ شود؛ لهذا عرض‌ می‌کنم‌ آنچه‌ به‌ من‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ یا می‌شود مورد تصدیق‌ نیست‌، مگر آنکه‌ صدای‌ من‌ یا خط‌ و امضای‌ من‌ باشد، با تصدیق‌ کارشناسان‌؛ یا در سیمای‌ جمهوری‌ اسلامی‌ چیزی‌ گفته‌ باشم‌.

    2) ـ اشخاصی‌ در حال‌ حیات‌ من‌ ادعا نموده‌اند که‌ اعلامیه‌های‌ اینجانب‌ را می‌نوشته‌اند. این‌ مطلب‌ را شدیداً تکذیب‌ می‌کنم‌. تاکنون‌ هیچ‌ اعلامیه‌ای‌ را غیر شخص‌ خودم‌ تهیه‌ کسی‌ نکرده‌ است‌.

    3) ـ از قرار مذکور، بعضیها ادعا کرده‌اند که‌ رفتن‌ من‌ به‌ پاریس‌ به‌ وسیله‌ آنان‌ بوده‌، این‌ دروغ‌ است‌. من‌ پس‌ از برگرداندنم‌ از کویت‌، با مشورت‌ احمد پاریس‌ را انتخاب‌ نمودم‌، زیرا در کشورهای‌ اسلامی‌ احتمال‌ راه‌ ندادن‌ بود؛ آنان‌ تحت‌ نفوذ شاه‌ بودند ولی‌ پاریس‌ این‌ احتمال‌ نبود.

    4) ـ من‌ در طول‌ مدت‌ نهضت‌ و انقلاب‌ به‌ واسطه‌ سالوسی‌ و اسلام‌ نمایی‌ بعضی‌ افراد ذکری‌ از آنان‌ کرده‌ و تمجیدی‌ نموده‌ام‌، که‌ بعد فهمیدم‌ از دغلبازی‌ آنان‌ اغفال‌ شده‌ام‌. آن‌ تمجیدها در حالی‌ بود که‌ خود را به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ متعهد و وفادار می‌نمایاندند، و نباید از آن‌ مسائل‌ سو ء استفاده‌ شود. و میزان‌ در هر کس‌ حال‌ فعلی‌ او است‌.


    روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی

                                             

     

    عکس های امام

      

     

     

     

     


دسته ها :
چهارشنبه بیست و پنجم 10 1387 4:45 بعد از ظهر