معرفی وبلاگ
این وبلاگ به منظور زنده نگه داشتن یاد شهدا و احیای راه و هدف آنها ایجاد شده است
صفحه ها
نویسندگان
دسته
فیدها
لینک ها
سامانه پیام کوتاه
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 61745
تعداد نوشته ها : 406
تعداد نظرات : 1
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

صورخیال خونین درشعرنصرالله مردانی
کلمات کلیدی : نصرالله مردانی،خون نامۀ،ادبیات پایداری،غزل حماسی،عرفانی،خون،شهادت
سهیلا صلاحی مقدم
عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا(س)
چکیده
نصرالله مردانی از شاعرانی است که درادبیات پایداری،دارای چهرۀ درخشانی است.درغزلیات ورباعیات او مضمون شهادت و واژه خون،جایگاهی خاص دارد چرا که غزل اوغزل حماسی وشعر اوشعرعرفان شیران روز وپارسایان وعارفان شب است.این مقاله کوششی است برای بررسی شعرمردانی درکتاب "خون نامۀ خاک"دربعد محتوایی وساختاری وصور خیال خونین درشعراو.



نصرالله مردانی ازشاعرانی است که درادبیات پایداری،چهرۀ درخشانی دارد.ازآنجا که ادبیات پایداری به آثاری گفته می شود که درونمایۀ آن با تکیه برویژگی ملی یا دینی،انسان ها رابه دفاع ومبارزه دربرابرهرنوع استبداد وبردگی تشویق می کند ویا صحنه های نبرد راتوصیف می نماید؛غزل حماسی مردانی رادرخودجای می دهد.غزل مردانی،غزل حماسه ودفاع ازخاک وفرهنگ ودین است.
غزل حماسی اوالبته حماسۀ مذهبی،ویژگی شعراودردیوان "خون نامۀ خاک" درحوزۀ شعرهشت سال دفاع مقدس مورد بررسی قرارگرفته است.
اشعاراومبین جلوه های ایمان ایرانیان درحفظ آب و خاک و حیثیت دینی و مذهبی خویش دربرابرهجوم دشمنان است.
شعرجنگ، شعرشهادت هم هست و مردانی همچون دیگر شاعران صادق و پراحساس وپرشعورمردمی است.
شعرجنگ،شعرتعهد است ودرنقدکاربردی می گنجد.شعرجنگ،شعرعرفان اسلامی نیز هست.
محوراصلی درشعرجنگ مردانی،شهادت است واز واژه خون با بسامد بالا درتصویر سازی استفاده کرده است.
سمند صاعقه زین کن سواره باید رفت به عرش شعلۀ سحربا ستاره باید رفت
شهید زنـدۀ تـــاریخ عـــشق مــی گوید: به دار سرخ انا الحق دوباره باید رفت
بپوش جوشن آتش به تــن ســواره فلق که درمصاف خسان چون شراره باید رفت
به گوش لالۀ خونین نسیم عاشق گفت چوگل زباغ جهان پاره پاره باید رفت
امـــیرقــافــلۀ نــورمــی دهد فـــرمــان به عرصه گاه شهادت هماره باید رفت
رسید لحظۀ موعود ونیست گاه درنگ به قاف واقعه بی استخاره باید رفت
دراین غزل که بروزن زیبا وآهنگین مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لان(بحرمجتث مخبون اصلم مسیغ) سروده شده، باردیف باید رفت مفهوم شهادت را بیشتر القاء می کند.
تشبیهات سمند صاعقه با وجه شبه درخشانی وسرعت برمفهوم شعر می افزاید. سمند که اسب زرد و طلایی باصاعقه که برق آسمان است؛ هماهنگی لازم را دارد. ترکیب عرش شعله، از ترکیبات بدیعی است که شاعر به کار می برد.
شهادت، سفری است ازخاک تاعرش، آن هم عرش، عرشی که نورانی است. چه زمانی؟ سحر. باچه مرکبی؟ با مرکب ستاره. ستاره، استعاره مصرحه ازمرکب وبراقی است که سفربا آن آغاز می شود.
ترکیب "زنده تاریخ عشق"، مفهوم آیه "ولا تَحسَبنَ الَّذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا بَل احیاء عِندَ رَبِّهم یرزَقون" (سوره آل عمران آیه 169) را در بردارد والبته زنده عشق هم هست چرا که عاشقانه پا به این سیر نهاده ودر مصراع دوم "دار سرخ انا الحق" تلمیح به شهادت سرخ منصور حلاج دارد که باذکر اناالحق به دیدار محبوب شتافت. درتمامی ابیات این غزل، نور وشعله وآتش جایگاه خاصی دارد که ضرورت چنبن مفاهیمی است.
تشبیه جوشن آتش وسوارفلق،بازگو کنندۀ تیزی وتندی وعزم وارادۀ آتشناک سربازان اسلام است وبا توجه به اینکه این تیزی وتندی،سیری روبه بالا دارد؛ازترکیب سوارفلق- سوارسپیده استفاده کرده است.کلمۀ خسان،صفت جانشین موصوف است واستعاره ازسپاه مزدورعراق است وشراره نیزبه تهییج شعرمی افزاید.
لالۀ خونین،استعاره ازشهید یا کسی است که به امید شهادت دراین مسیرپرخطرگام نهاده است ونسیم عاشق استعاره ازپیرطریقت وراهنماست که بهترین طریق سفرراازاین جهان شهادت می داند.
شهید،همچون غنچه ای است که هنگام شهادت به گل پرپری تبدیل می شود.امیرقافلۀ نور،استعاره ازرهبروپیرومراد رزمندگان،امام خمینی(ره)است.واقعۀ،ایهام به سورۀ واقعۀ وقیامت وجنگ دارد.
"قاف"واقعۀ عظمت این حرکت واین ازخودگذشتگی رامی رساند واین که"درکارخیرحاجت هیچ استخاره نیست"وچه چیزی بالاترازفیض شهادت درراه دین ومیهن؟
فرم وساختارشعر،حالت تهییج کنندگی را می رساند وشاعردراین امرنیزموفق بوده است.
درشعر"نمازعشق به محراب عرش بگذارند"بازشاعرازشهیدان می گوید وبه ستایش ایشان می پردازد:
ستاره های صبوری که روح ایشارند به دشت تیره شب بذرنورمی کارند
شکـــوفه هــای طلوعــند درپگاه یقین که با سپـیــده گــل آفــتاب می کارند
به آب نــوربگیـــرند با فرشــته وضو نمازعشق به محراب عرش بگذارند
گذشت نعره تکــبیرتان ز بـــام سپـــهر به کهکشان شهادت شهادت خونبارند
به دار شــعله بخــــوانند شــعربیـداری که ازنــــبــیرۀ مـــحرابـــیان بردارند
به روز رزم خروشان چورعدآتش ناک امیــــرعرصــۀ ایـــثارومرد پیکارند
سواراســب زمینـــند برفــراز زمـــان به چشم خـفته عــالم همـــیشه بیدارند
(خون نامه خاک ص13)
دراین غزل، ترکیبات بدیع و یا تکراری درتمام ابیات دیده می شود. مانند ستاره های صبوری، روح ایثار، دشت تیره شب، بذرنور، شکوفه های طلوع، پگاه یقین، گل آفتاب، با آب نوروضوگرفتن،نمازعشق،محراب عشق، نعرۀ تکبیر،بام سپهر، کهکشان شهادت، شهادت خونبار، دارشعله، نبیره محرابیان بردار، خروشان چورعد آتش ناک، امیرعرصۀ ایثار،مردپیکار،اسب زمین،چشم خفته عالم.
درتمامی ابیات،شاعرازاین تصاویرشعری استفاده کرده،تصاویرکوتاه که پشت سرهم مانندصحنه های تئاترمی آید.شعرسرشارازعاطفه است که با تشبیهات وترکیبات وصفی زیبا،دلنشین تر شده است.
ستایش ازشهیدان دراین غزل بسیارزیبا وروان است آنچنانکه برآدمی تاثیرمی گذارد. ستایش ازمردان خدا، ستایش از روح حقیقت وایمان است.
نگاه عرفانی اسلامی شاعر، نمود دارد واو همگام با عارفان می گوید که شهیدان همچون فرشتگان وحتی ازایشان نیز برترند. نمازعشق رادرقرب الهی می خوانند وهمچون منصور حلاج، ازنمازگزاران مخلصند که سر در راه معشوق ازلی وابدی از دست داده، با اختیار خویش بر دار عشق مصلوب گشته اند.
درشعرشهید غریب(خون نامۀ خاک ص54)، مردانی توجه خاصی به ردیف دارد و واژۀ می کاشت رابه کاربرده است. غربت شهداء را در این غزل احساس کرده است وآبیاری درخت دین،البته با خون،کاری است درخورشهید ولاغیر.
به شام تیرۀ تاریخ آن شهید غریب درخت دین خدا با قیام خون می کاشت
درشعر"شکوه نهضت هابیلیان محرم خون"(خون نامۀ خاک ص58)از ردیف خون استفاده شده که بعد حماسی وازجان گذشتگی رابیشترنمایش می دهد.
نکته ای که دراین غزل بیشترازهرچیزدیگرجلوه گری می کند؛ استفاده از صفت تلمیح است به داستان حضرت آدم وکشته شدن هابیل به دست قابیل که اولین ظلم وفساد دربین آدمیان بود ولی این ظلم تا امروز ادامه داشته وقابیلیان قاتل عشق،هابیلیان رابه جرم ایمان و عشق به دارکینه آویخته اند.
هنوزکینه قابیلیان قاتل عشق شراره ایست که دارد به سینه عالم خون
ترکیب"مسیح نسیم"، "شبنم خون"، "چشمهای هاجرگل"، "زمزم خون"، "سوارسنگرآوردگاه بیداری"و"زبانه فریاد"ازترکیبات زیبا وبدیع این غزل است واز مراعات نظیرهم درجای خوداستفاده شده است.
ببین که درسحر چشمهای هاجرگل شکفته نقش هزاران هزار زمزم خون
مراعات نظیربین هاجر وزمزم ودربیت زیرمراعات نظیربین دیو وسلیمان وخاتم برزیبایی شعر افزوده است.
دگرسلاح تو این دیو کور کاری نیست کاکنون به دست سلیمان ماست خاتم خون
دراین غزل به تناسب از امام خمینی(رح) رهبرکبیرانقلاب نیز یاد شده است:دربیت بالا سلیمان، استعارۀ مصّرحه از امام خمینی است ودربیت زیر، نام امام خمینی به صراحت آمده است:
بگو ای امّت اسطوره ساز روح الله گرفت از کف تاریخ پیر،پرچم خون
وبازکلیم زمان به صورت استعارۀ مصّرحه دراین بیت:
زمین زبانۀ فریاد شد کلیم زمان بخوان به معبد خورشید اسم اعظم خون
امام خمینی، بعنوان رکن اصلی ورهبرانقلاب، انسان فرهیخته، شجاع، مدیر، عادل، قلب تپندۀ امّت ومردم ایران، بعنوان انسانی کامل وپیامبر گونه، سبب برانگیختگی عواطف شاعران متعهّد شده است.
درشعر"نمازسرخ شهادت"(خون نامۀ خاک ص60) باز با ردیف خون،شعری حماسی خلق شده که این چنین آغاز می شود:
چرا ظلمت ما شعلۀ ستارۀ خون نوید نهضتمان سیل آشکارۀ خون
دربیت زیر،تیموراستعاره ازسپاه انتخاب شده است که تلمیح به حملۀ جنون آسای تیموربه ایران دارد:
نماز سرخ شهادت بخوان که می آید هنوز قهقهه تیمورازمنارۀ خون
ونامی از حلّاج که نماد شهادت سرخ است وتلمیح به داستان بردار رفتن وی به مکافات گفتن"اناالحق":
کنار چوبه دارم بیا که چون حلّاج شهید عشق نمی ترسد از نظارۀ خون
حلّاج دراینجا مجاز به علاقۀ قوم وخویشی است ودراصل حسین بن منصورحلّاج است به جای آن شاعر حلاج را به کاربرده است.
"کاوۀ پیروز" تلمیح به داستان کاوۀ آهنگرودرفش کاویانی که برافراشت ومرگ ضحاک ماردوش را رقم زد:
بگو به کاوۀ پیروز تا برافرازد درفش وحدت رزم آوران به بارۀ خون
کاوه های جنگ،درفش وحدت رابرافرازند ومتحد به سوی شهادت می روند. درج آیۀ"نصرمن الله" دراین بیت برغنای حماسۀ عرفانی آن افزوده است.
بیا به سنگر توحید فاتحانه بخوان سرود نصر من الله در کناره خون
تشبیه میدان کارزا رزم آوران ایران به کربلای زمان، از ویژگیهای شعرمردانی است که تحت تاثیراین جمله دربحبوحۀ انقلاب بوده است "کل ارض کربلا وکل یوم عاشورا".
ترکیباتی چون شمیم خون، نسیم خون، شهرپرخروش شهادت، مرکب ستاره، شمشیر آفتاب، کلیم خون، کوچه های روشن فردا، "تاریخ انفجار شعورسلیم خون"، خطبۀ بلند حقیقت، قیام قدیم خون، آسمان خاک وسوختن هزارستاره، کنایه از شهادت شهیدان، رویش اذان سحر، بطن فاجعه، جمعۀ سیاه(اشاره به جمعۀ 17شهریور1375)، نورنوشداروی قرآن، صدای کریم خون دیده می شود که بعضی از این ترکیبات بدیع وبه قولی تراش دادگی است:

تاریخ انفجارشعورسلیم خون:
در کوچه های روشن فردا نوشته است تاریخ انفجار شعورسلیم خون
بروزن مفعول فاعلاتن مفعول فاعلن(بحرمضارع اخرب محذوف)

شمیم خون وشهرپرخروش شهادت:
می آید ازبهشت شهیدان شمیم خون ازشهرپرخروش شهادت نسیم خون
بروزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن(بحرمضارع اخرب مکفوف محذوف)

نور نوشداروی قرآن:
درد هزارسالۀ ما را شفا دهد با نور نوشداروی قرآن حکیم
(بروزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن)
درغزل کربلای خون، (خون نامۀ خاک ص)، تلمیح به داستان منصور حلّاج واناالحق گفتن اوبرسر دار تکرار شده است.
ترکیبات بدیع وزیبایی چون"منارۀ بودن" و "اشک آفتابی گل" به چشم می خورد وبا توجّه به صفت موازنه، از ترکیباتی که دیگران نیزاستفاده کرده اند؛ الهام گرفته ولی باتغییر وتصّرف خیال خود درآن، ابیات زیبایی سروده است مانند: "ملک تن"، "خلوت دنیای جان"، "آهنگ ماندگاری"، "صدای خون"، "شیون کردن باد"(که صنعت تشخیصPersonification دارد)، "ردای خون"، "حماسۀ تاریخ"، صفت نسبی خونین درغزل محراب خونین وسپیده خونین وصفت مرکب خون افشان درغزل"پگاه خون فشان" که به صورت ردیف استفاده شده است جلوه گری می کند.
ازنظرواج شناسی، تکواژهای خون+ین و خون+فشان درترکیبات وصفی ای که استقاده شده است زیبایی خاصی به فرم شعرداده است.
همچنین برجسته سازی مهتاب خونین که ازپزتگاه آسمان برصخرۀ ابردرگودال شب افتاده است درنهایت درد ورنج وسختی دوران را نشان می دهد.(خون نامۀ خاک ص66)
"همزاد ابلیس" نیزدربیتی دیگر که استعاره از دشمن اسلام وانقلاب وایران است؛ازدیگربرجسته سازیهای این شعراست،بویژه که درمصراع بعد،ازجاری بودن خون یقین می گوید وازصنعت تشخیص بهبنه بهره برده است:
ازتیغ زهرآلودۀ همزاد ابلیس خون یقین جاریست درمحراب خونین
(خون نامۀ خاک،ص67)
مستفعلن مستفعلن مستفعلن فاع(بحر رجز مثمن)
ترکیب تشبیهی طوفان فلق، نوعی پارادوکس یا تناقض را با خود دارد که با نورهمراه است: درزیرطوفان فلق با جنبش نور
(خون نامۀ خاک،ص67)
در غزل سپیده خون، جابجایی کلمات، نوعی دیریابی به معنا داده است که بر زیبایی شعر افزوده:
که گل گلگونه دشمن کند به دیده خونین (خون نامه خاک، ص68)
که در زبان عادی بوده: گلگونه دشمن گل کند و گل کردن گلوله هم، خود، برجسته سازی خاصی است. درخود کلمه گل وگلگونه که نوعی جناس زاید است وگلگونه که استعاره از درخت گل است وهنگام شلیک گلوله که خارج می شود رنگ سرخی ازآن دیده می شود که همچون گل سرخی است واین گل سرخ بشارت شهادت برای شهید دارد و اوج آرایی گ و خ بین این بیت بعد که می گوید:
گل گلوله شکافد اگر دهان تو- خواند سپاه خون تو خونین ترین قصیده خونین
ترکیب کربلای شهادت دراین غزل اگرچه مضمون تکراری دارد اما مردانی آن را به نوعی دیگر دراین بیت آورده که قابل توجه است:
حماسه های سواران کربلای شهادت نوشته خامه تاریخ در جریده خونین
وبدینسان تکرار حماسه عاشورا را باشهادت طلبی انسانهایی ازجان گذشته وعاشق، زیبا بیان کرده است.
در غزلی به نام "صدای خون تو" (خون نامه خاک، ص72) تقدیم به امام خمینی(ره)، اگرچه واژه خون به صورت ردیف استفاده نشده است، اما درابیات غزل، ترکیبات بدیعی می یابیم:
دلت کتیبه خورشید روزگاران است صدای خون تو در آیه های قرآن است
توازدیـار کـدامیـن سـتـاره می آیـی که درنگاه تو دریای نور جوشان است
پـیام آمـدنـت را نسـیــم خـون آورد بیا که شـهد کلامـت عصاره جان است
قـیام سرخ تو در قحط سـالی فریـاد طنیــن صـاعـقه وانـفجار طوفـان است
جهان زجنبش خونین توبه هوش آمد بمان که ازتو گریزان سپاه دیوان است
کلام معجزه بار تو در غبار قرون طلیعه ایست که اسطوره سازایمان است
زابر دست تو باران مهر می بارد بهار خـرم اندیشـه ات گل افشـان است
برای دیدنت از آسمان فرود آیند فرشتگان که پر وبالشان زباران است
چنانکه خون زمان در رگ زمین جاریست همیشه نام تو به ذهن دوران است
چه غم که روح سحر درحصار شب فرسود به دیدگاه تو صدآفتاب پنهان است
تشبیه "کتیبه خورشید"، تشخیص وآشنایی زدایی در صدای خون تو، اهل دیار ستاره بودن به قرینه آسمانی ونورانی بودن ستاره ها، برای توصیف نورانی بودن امام که آن را نیز با برجسته سازی درمصراع "که درنگاه تو دریای نور جوشان است" می توان یافت.
ترکیب بدیع قحط سالی فریاد، به هوش آمدن جهان، فرشتگان کهه پروبالشان از باران است، جاری بودن خون زمان در رگ زمین، صد آفتاب دردیدگان امام، قابل بحث است. ازمجموع 98 غزل ورباعی سروده شده بعد از انقلاب درخون نامه خاک، در7غزل و15 رباعی از واژه خون استفاده خاص شده است. غزل حماسی خون نامه خاک، که نام این کتاب نیز از آن گرفته شده قابل تامل است با ردیف کن و وزن مفاعلین مفاعلین مفاعلین ( بحر هزج مثمن سالم) محتوایی حماسی وانقلابی وعرفانی دارد. اما ساخت آن با دیگر غزلیات تفاوتهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
"شهید زنده" باز اشاره به آیه "ولا تَحسَبنَّ الَّذین قُتِلوا فی سَبیل الله اَمواتا بَل احیاء عِندَ ربِّهم یرزَقون"(سورۀ آل عمران/آیه 169)
آذین کردن ورطه گاه تنگ دنیا با خون که درهمین تعبیردنیا به ورطه گاه تنگ تشبیه شده وخون عشق،زینت این دنیای زندان مانند است.
"به" درمعنای "با" که درمتون قدیمی به کار رفته است.
درمصراع"مسلسل با طلوع خون اذان سرخ می خواند" صفت تشخیص برای مسلسل که باعث شهادت شهیدان ورزمندگان است وتشبیه مسلسل به موذنی که اذانش سرخ وخونین است و شهادت رادرپی دارد که نوعی پارادوکس درمفهوم مسلسل دیده می شود. صدای او صدای شهادت است. تشبیه مضمری درشعلۀ مرگباروجود دارد،رگباربه چراغی تشبیه شده که سنگررا روشن می کند. "بیا با شعلۀ رگبار روشن سنگرما کن"
تشبیه بلیغ طبل طوفان دربیت سوم واستعارۀ سردار دریایی برای سرباز اسلام وایران و واج آرایی"طنین طبل طوفان" برزیبایی شعرافزود است.
همچنین خطاب ای سوار موج،قدرت وهیبت را می رساند.
به پاخیز ای سوارموج،ای سردار دریایی پریشان با طنین طبل طوفان، خواب دریا کن
"پریشان کردن خواب دریا"کنایه ایست که نوعی برجسته سازی(ingForground) می توان به حساب آورد.دریا استعاره از دشمن می تواند باشد.
درابیات بعد خطاب"امیرصبح"، "رزم آورشبگیر"، "پگاه جاودان"، "جوهرهستی"، "رسول راستین"، "روح رستاخیز"، "نسیم خفتۀ بستان خاموشان"، "بامداد گل"، ازترکیبات وتوصیفات زیبایی برای جنگاوران صحنه خون وشهادت است.
دربیت زیر:
به محراب شهادت بادۀ توحید می جوشد به جام عاشقان این باده با فرمان مولا کن
"محراب شهادت" و"بادۀ توحید"، ترکیباتی است که عرفان حماسی راتبیین می کند.
بادۀ توحید که همان شراب معرفت وعشق الهی است که ازعارفانی چون مولانا الهام گرفته شده ودرواژۀ عاشقان"مفهوم شیران روز وزاهدان شب" گل می کند.
ودربیت زیر:
حکایت نامۀ هابیلیان، خون نامۀ خاک است بیا با خامۀ تاریخ این خون نامه امضاء کن
تلمیح به داستان هابیل وقابیل ومظلومیت هابیل است که دراشعارحماسی انقلابی این مضمون فراوان به چشم می خورد،اما این که حکایت نامۀ عاشقان هابیلی،همین خون نامه است موضوعی است بکروتازه با واج آرایی"خ"برجسته سازی کرده است ودرمصراع دوم مفهوم جاودانگی این دفاع ورزم مقدس به چشم می خورد.
ازویژگی دیگرشعراین دوره وشعرنصرالله مردانی، روی آوردن به قالبهای کوتاه مانند رباعی ودوبیتی است برهمان وزن "لاحول ولا قوة الا بالله" (دربحر هزج).

رباعیّات خونین عشق
رسول خون:
هم سنگرمن! سوارآزادۀ خون برگیرز خاک نقش افتادۀ خون
ازدوزخیان خفتۀ خاک گذشت این سوی جهان رسول سردادۀ خون
مرغ خون:
بازآمده ازدیار نورانی خـــون با مرهم نورپیرروحانی خون
از بام خروش پرگشاید تا اوج درجنگل مرغ طـــوفانی خون
قاتل خون:
جوشید هزارنهرگل دردل خون گلبانگ شهید آید از ساحل خون
یاران بزرگ وجنگجویان دلیر! ویرانــه کنیــد قلـــعۀ قــاتل خون
سیّاره خون:
تاریخ همیشه سرخ سیّاره خون خورشید نوشته روی دیوارۀ خون
اسطوره ای ازحماسۀ ایثاراست درمکتب ما شهیـــد صد پارۀ خون
اخترخون:
افتاده ز بام آسمــــان اخترخون فریاد تفنگ آید از سنگر خون
سردار غیور صبح هنگام مصاف دروازۀ شب گرفت با لشکرخون
گلشن خون:
گل کرده درخت روز درگلشن خون پوشیده سپاه دین به تن جوشن خون
تا باز نماز سرخ وحدت خوانم گیریم وضو ز چشمۀ روشن خون
هنگامۀ خون:
براوج زمان نوشته با خامۀ خون آزادۀ روزگارشب نامۀ خون
ســــردار سپاهـــیان اســلام مبین درصحنۀ کارزا هنگامۀ خون
نامۀ خون:
پوشیده امین ما به تن جامۀ خون بنهاده به سردوباره عمامۀ خون
قابیل زمــان ز کینـــه گاه تاریخ آورده ســـربریـــده با نامۀ خون
گلدستۀ خون:
خورشید شکفته روی گلدستۀ خون از دوررسد سرود پیوستۀ خون
پرمی زند ازحصار دربستۀ تن تا اوج رها پرنـــدۀ خستۀ خون
افسانۀ خون:
برصخرۀ سخت کوه دیوانۀ خون با تیشۀ عشق کنده افسانۀ خون
قلب گل سرخ در تپش می افتد با رویش بالهـــای پروانه خون
خبیر خون:
ازگورشهید رسته نیلوفر خون برقلب سپاه شب بزن خنجر خون
درروزبزرگ قدس شیطان بزرگ تکرارشود به دست ما همان خبیرخون
کشورخون:
درشهرخروش وخشم نام آورخون فرمان هجوم داده برلشکر خون
بردوش گرفته نعش هم سنگرخویش سرداردلیر پیر درکشورخون
بام ستاره:
از بام ستاره بانگ خون می آید تاریخ ازآن سوی جنون می آید
خورشید زننگه های نورانی صبح ازپشت حصارخون برون می آید
نیروی یقین:
آنان که زخون خود کفن ساخته اند برلشکریان دیو شب تاخته اند
از بام بلند شک به نیروی یقین درگورزمان بت"من" انداخته اند
به طورکلی، دراشعارنصرالله مردانی، ساختارزیبا با مفاهیم عالی جمع شده است. درهمین راباعیّات "خون" معنا ومفهومی بسیارزیبا وسیع پیدا کرده وبگونه ای ایهام درآن دیده می شود. درحقیقت شاعربا ساختار شکنی، شعر را از آن قالب بیرون آورده واین چنین است که شعر عرفانی- حماسی خود را شکل داده است.
نصرالله مردانی اگرچه در"خون نامۀ خاک"، شعرنوی نیمایی ندارد، ولی با تصویرسازیهای خوش آهنگ درونی،به همراه آهنگ و وزن وقافیۀ مرسوم، شعراو زیبا ودلنشین وموثرکرده است ومی تواند ارتباط عاطفی با خواننده برقرار کند که نشان می دهد از شاعران دلسوخته ای است که درجبهۀ قلم واندیشه وتخیّل، طلایه دار حرکت مقدسی بوده است. مردانی ازآن شاعرانی است که عاطفه درشعرقویتراست واین عاطفه، رنگی خون آلود وغمبار دارد. البته می توان این بعد عاطفی را که بعد اندیشه را نیز تحت الشعاع قرارداده، مورد انتقاد قرارداد وگفت که شاعردرتلاش برای ترکیب سازی محدود مانده است اما به نظرمن ساختارشعراوبه گونه ایست که این نقض رانیزتکمیل می کند.
برای مثال وجود ردیف درشعرمردانی جایگاه خاصی دارد واو دربسیاری از غزلها ورباعیّات با استفاده ازردیفهای مناسب ومحوری قراردادن آنها چه به صورت فعلی وچه اسمی،سبب خلق تصاویرزیبا وبدیع شده است که نمونه هایش ارائه گردید.


منابع مآخذ
کتابها:
1- شمیسا، سیروس. نقد ادبی، چاپ اول، تهران، انتشارات فردوس، 1378.
2- قاسمی، حسن. صورخیال درشعرمقاومت، چاپ اول، تهران، انتشارات فرهنگ گستر،83.
3- مردانی، نصرالله. خون نامۀ خاک، چاپ دوم، تهران، انتشارات موسسه کیهان، 1370.

مقاله:
1- رزمجو، حسین. درخون نامۀ خاک، فصلنامۀ هنر، شمارۀ 11، تابستان 1365.




منبع : کتاب نامه پایداری – مجموعه مقالات اولین کنگره ادبیات پایداری – کرمان -

پنج شنبه 11 6 1389 16:51

نقد وتحلیل اصالت ها درغزل دفاع مقدّس
دکترمحسن ذوالفقاری، دانشیاردانشگاه اراک
چکیده
جایگاه شعردفاع مقدس درعرصه ادبیات معاصرایران بسیارویژه است ومی طلبد تا درزمینه ها ورویکردهای مختلف آن تفسیروتحلیل صورت پذیرد.رویکردهای مختلف نقد وموسیقیایی واصالت های آن غرض اصلی مقالۀ حاضراست.درعرصۀ نقد نوعی شعراین دوره قطعاًاصالت سبک با نوع ادبی غزل است و ویژگی های خاص این نوع ادبی ازحیث موسیقیایی عبارت است از:
- غزل این دورعمدتاً درهشت بحرعروضی آمده است واصالت سبک موسیقیایی با بحرمجثت(30درصد)وبحرمضارع(با22درصد)است.
- مناسبت وزن با موضوع حماسه،سوگ سروده،احساسات وعواطف خاص دفاع مقدس به خوبی رعایت شده است.
- ابتکارونوآوری درسرودن غزل ها درقالب اوزانی نادرکه درفرهنگ اوزان گذشتۀ شعرفارسی نیست،ازشاخصه های دیگرموسیقی غزل دفاع مقدس است؛هرچند که عمدتاً شعرا ازاوزان رایج استفاده می کنند.
- اصالت سبکی موسیقیایی غزل دفاع مقدس از حیث تحرک وپویایی اوزان قابل ذکراست،به گونه ای که اوزان تند وپویا بسیارند واز این حیث قابل قیاس با اوزان جویباری وخیزایی سوگ سروده ها نیستند.

مقدّمه
نقدوبررسی خصائص شعرفارسی برحسب زمان،مکان،نوع ادبی و...از دیرزمان وبا تولد هراثرادبی مدنظرشعرا،نویسندگان ومحققین بوده است وخواهدبود.تامل درنقد اصالت سبک آثارادبی نشان می دهد که هردوره از ادوار شعرفارسی دارای ویژگی های عام و ویژگی های خاصی بوده است؛هرچند که توجه به ویژگی های خاص آثارادبی کمتردرکتب سبک شناسی مدنظرقرار گرفته است.لیکن با این وجود تبیین اصالت های هر دوره باعث شده است تابا سبک های مختلفی مواجه باشیم.یقیناً ادبیات انقلاب اسلامی به ویژه ادبیات دفاع مقدس ازهرحیث دارای شاخصه هایی است که این دوره رااز ادواردیگرشعرونثرفارسی متمایزمی سازد.
جهت اثبات این مدعا غزل دفاع مقدس رابرگزیدم وازمیان قریب به هزارغزل،صد نمونه را انتخاب کردم تا تحلیل جامعی باعنایت به رویکردهای نقد اصالت سبک درعرصۀ غزل دفاع مقدس ارائه شود.آنچه دراین مقاله مناسب با مقتضای حال آورده ام تحلیل اصالت ها درموسیقی غزل این دوره است.رویکردهای دیگرنقد فنی درغزل این دوره رابه مجالی دیگر واگذاشته ام. دربررسی های آغازین پی بردم که درمیان شاخه های مختلف نقد نوعی اصالت سبک با نوع ادبی غزل است.به همین دلیل غزل وشاخصه های آن را برای نقد وتحلیل برگزیدم.نکته دوم این که،دربه گزینی غزل ها پی بردم که بسیاری ازشعرای دفاع مقدس گرچه درچند نوع ادبی شعرسروده اند ولی غزل های مطرحی رانیز ازخود به یادگار گذاشته اند.گرچه ممکن است بعضی ازاین شعرا اصالت کاریشان صرفاً نوع ادبی غزل نباشد.
حاصل تحقیق حاضربا عنوان نقد اصالت های موسیقیایی درغزل دفاع مقدس ازقرارزیراست:
1) درنگاه اول می توان گفت که، غزل دفاع مقدس عمدتاً درهشت بحرعروضی سروده شده است که این اوزان به ترتیب کثرت کاربرد حدوداً عبارتند از: بحرمجتث (30درصد) ،بحرمضارع(22درصد)،رمل(21درصد)،هزج(15درصد)،متقارب(6درصد)خفیف(5درصد)ورجز(2درصد).باعنایت به این جامعۀ آماری می توان گفت که اصالت سبکی موسیقیایی غزل دفاع مقدس دررویکرد موسیقی بیرونی توجه خاص شعرا به بحرمجتث وسپس بحرمضارع است.
2) نظر به موضوع ومحتوای غزل دفاع مقدس که شامل حماسه، سوگ سروده، احساسات، عواطف و...می شود،می توان گفت:شعرادرحدود90تا95درصد موارد، مناسبت وزن ومحتوای غزل رارعایت کرده اند؛ به عبارتی می توان گفت اوزان غزل دفاع مقدس عمدتاً همان اوزان رایج غزل درعرصۀ ادب فارسی است.از معروف ترین ورایج ترین اوزان غزل این دوره می توان به موارد زیراشاره کرد:مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن(20درصد)، مفعول فاعلاتن،مفعول فاعلاتن(2درصد)، مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لان (فن لن) (26درصد) ، مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل (6درصد)، فاعلاتن، فعلاتن فعلن(11درصد) و...
1-2) بحرمتقارب که از اوزان مثنوی های معروف حماسی درعرصۀ شعرفارسی ازقدیم تا امروز است که ازاوزانی است که با توجه به محتوای غزل دفاع مقدس مورد استفاده قرارگرفته است گرچه این بحراز اوزان غزل نیست ودرغزل گذشته بسیارکم به کار رفته است،ولی درغزل دفاع مقدس مطرح است قطعاً غزل حماسی وسوگ سروده با چنین وزنی تناسب دارد.6درصد ازجامعه آماری به این وزن اختصاص دارد.درنقداین وزن درغزل دفاع مقدس می توان گفت:
1-1-2) واژگان حماسی ومضمون حماسی درکناربحرمتقارب که سبک وسیاق حماسه های کهن رابه ذهن می سازد تنها دردوغزل مشاهده می شود. مرحوم سپیده کاشانی درساختارواژگانی، موسیقیایی ومحتوایی این بحرمی گوید:
به خون گر کشی خاک من دشمن من بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنـــــم گر بســــوزی،به تیرم بدوزی جداسازی ای خصم سرازتن من
کـــــجا می توانـــی زقلبم ربــــایـــی تو عشــــق میــان من ومیهن من
...نه تسلیم وسازش نه تکریم وخواهش بتازد به نیرنگ تو سوسن من...
ویا غزل قیصرامین پور با مطلع:
براین زین خالی نه گردی نه مردی دلازین غم ارخون نگردی نه مردی
2-1-2) دسته دیگرغزل ها که دربحرمتقارب سروده شده اند ازحیث زبان ومحتوا ربطی به این بحرندارند وبیشتر به احساس،عاطفه وعشق روی کرده اند. به عنوان نمونه درغزل هایی با مطلع:
تو را عشق تنها پسندیده بود همان شب که آیینه باریده بود
(جعفر رسول زاده)
سفرکرده ام تا بجویم سرت را وشاید دراین خاک ها پیکرت را
(مصطفی جوادی مقدم)
وآتش چنان سوخت بال وپرت را که حتی ندیدیم خاکسترت را
(محمد کاظم کاظمی)
درونم سرودی دل انگیز دارد یکی نغمۀ شادی آمیز دارد
(مصطفی اولیائی)
2-2) از اوزان دیگری که خاص مثنوی است وکمتردرغزل فارسی گذشته به کار رفته است بحر خفیف است.پنج درصد ازغزل دفاع مقدس دراین بحرسروده شده است.بسیجی و شهید باعشق،احساس وعاطفه دراین چند غزل گره می خورند وزبان نرم ولطیف می شود که با ساختار غزل همخوانی دارد؛هرچند که غزل دربحرخفیف سروده شده است:
سمـت اعظـــم دلـــم را برد آن که آب ازگلوی آتش خورد
درحضورنگاه صد خورشید عشـــق آمــد بـــــرادرم رابرد
...درغمت ای همیشه خون آلود بعد ازاین خنده روی لبها مرد
(وحید امیری)
ویا غزل زیردرسوگ شهید بی مزاری است که شاعرعشق،احساس وعاطفه رادربحرخفیف ارائه کرده است:
کوله باری که پیش ما مانده است یادگاری است کز توجا مانده است
آن تــــن پاکتــــر زعــطر نســیم کس چه داند که در کجا مانده است
... تا که بازآید آن عزیــز ز راه مادرش دست بردعـــا مـــانده است
(عباس براتی پور)
3-2) به ندرت بحرهایی چون رمل مسدس که ازاوزان مشهورمثنوی است درغزل این دوره دیده می شود.مثنوی"بوی خوبی"ازنصرالله مردانی براین وزن است:
بوی گندم بوی باران می دهی بوی عطر تازۀ نان می دهی
3) در نقد اوزان غزل دفاع مقدس ازاین حیث که گاه شعرا از اوزان نادر وگاه غریب استفتده می کنند،می توان به اصالت های سبکی زیراشاره کرد:
1-3) گاه شاعریک وزن رایج رابه صورت ابنکاری دریک مصراع،مکررمی آورد به گونه ای که ذهن درنگاه اول با تقطیع آن هرمصراع رابیتی می پندارند.درنمونه زیراین امر مصداق دارد وتعداد ارکان درهربیت دوازده تایی است:
پسرم این بسیجی کوچک،دوست دارد بزرگ ترباشد
چفیه ای وپلاک وتسبیحی!دوست دارد که چون پدرباشد
جنگ اوراندیده است آری!ولی آن راچه خوب می فهمد
دوست دارد کمین کند جایی،آتشستان شوروشر باشد
....شب که خوابید زیربالش خود،می گذارد تفنگ بازی را
معنی ایم مرد کوچک خانه،دائم آمادۀ خطرباشد.....
(پروانه نجاتی)
2-3) نیز وزن رایج خبر که ازحد زحاف ترفیل(مستعفلاتن)عبور می کند.به گونه ای که هرمصراع،حین تقطیع دارای ده رکن است دربیت زیرازیک غزل"مستفعلن مستفعلن فعلن"دوبار دریک مصراع می آید:
درکوله بارغربتم یک دل،از روزهای واپسین مانده است
عباس های تشنه لب رفتند،لب تشنه مشکی برزمین مانده است
ویا بحرهزج متمن مقبوض که رکن"فعل"رااضافه دارد وهرمصراع دارای پنج رکن است.مفاعلن مفاعلن مفاعلن فعل درغزل زیروزن را از اوزان رایج خارج ساخته است:
قسم به آن کبوتری مه بی صدا شهید می شود به آن سری که درنمازعشق ناپدید می شود
(علیرضا قزوه)
3-3) تنها دو درصد ازاوزان غزل دفاع مقدس را می توان یافت که یادآور وزن قصاید کهن فارسی است واین اوزان رابیشتردردواوین شعرایی چون ناصر خسرو،خاقانی ومسعود سعد می توان یافت.
بحررمل مثمن مجحوف مسبغ درغزل زیربروزن"فاعلاتن،فاعلاتن،فاعلاتن فاعل" ازاین نوع است:
کاش آن شب های بی برگشت برگردند تا شهیدان غریب دشت برگردند
کاشـــکی یـــک باردیـــگرازغبــارراه ضربتی های گروه گشت برگردند
آرزویم بـــود شایــد در پــگاهی ســـرخ بچه های کربلای هشت برگردند...
(نورمحمد ناصری)
ویا غزل زیردربحرمضارع مسدس اخرب مکفوف مقصور که بروزن"مفعول فاعلات مفاعیل"آمده است:
آهستــــه از غبـــــار گذشتـــه یــــاران بردبــــار گذشتند....
برصخره های ساحل خاموش چون موج انفجار گذشتـــــند
(عبدالجبار کاکائی)
4-3) با این وصف که دربندهای فوق آمده می توان گفت وزن غزل دفاع مقدس عمدتاً از اوزان رایج است چنانچه اوزان نادروکم کاربرد واوزان مثنوی(متقارب،خفیف،رمل مسدس)راازدایره اوزان این دوره خارج کنیم،می توانیم دریک جامعه آماری اثبات کنیم که حدود 84درصد اوزان غزل دفاع مقدس وزن غزل رایج رادارا هستند.ازاین میان می توان به ترتیب به اوزان برجسته غزل چون"مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن"20درصد"مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن"26 درصد،"فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن" 11درصد و"مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل"6درصد اشاره کرد.
4) یکی دیگرازمسائلی که درموسیقی شعردفاع مقدس درخورتحلیل است،تاثیر متقابل اندیشه،احساس،عاطفه وانتخاب وزن مناسب با آن است به عبارتی نقد لحن موسیقایی شعر است.نرمی،زلالی،درشتی وتندی وپویایی اوزان موجود درشعر این دوره نشان می دهد که شعراعمدتاً مناسب با اندیشه ولحن حاکم درنوع ادبی،وزن مناسب با آن را انتخاب کرده اند.
درنقد لحن وارتباط آن با موسیقی اثر رویکردهای زیردرغزل دفاع مقدس مشهود است:
1-4) شعردفاع مقدس باعنایت به رویکرد حماسی آن می طلبد که شعرا از اوزانی استفاده کنند که دارای تحرک وپویایی بیشتر ومناسب با لحن حماسه باشد.انتخاب بحرمتقارب از مصادیق همین امر است که 6درصد ازجامعه آماری غرل دفاع مقدی را به خود اختصاص داده است.تحرک وپویایی"فعولن فعولن فعولن فعولن"گرچه یادآور جنگاوری ها،پهلوانی ها وعظمت قهرمانان مثنوی های حماسی است ولی تجلی این وزن ازاصالت های سبکی غزل دفاع مقدس است.
2-4) از مواردی دیگری که تحرک وپویایی وزن با مضمون غزل مشاهده می شود حذف ساکن"فاعلاتن"دربحررمل است.11درصد از اوزان بحررمل دارای این خصیصه هستند وبه صورت"فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن"یا (فع لن) آمده است:
شور وهیجان وتحرک حروف و واژگان درغزل زیر،نمونه عینی لحن حماسی دربحر رمل است:
جاده مانده است ومن واین سرباقی مانده رمقـــی نیست دراین پــیکرباقی مانده
نخل ها بی سروشط ازگل وباران خالی هیچ کس نیست دراین سنگرباقی مانده
...تا ابد مردترین باش وعـــلـمدار بمان با تــــوام،ای یـــل نـــام آور باقی مانده
(سعید بیابانکی)
ویا سوگنامه زیر:
موج موج خزر ازسوگ سیه پوشانند بیشه دلگیر وگیاهان همه خاموشند
....آن فرو ریخته گلهای پریشان درباد کزمی جام شهادت همه مدهوشانند
نــــامشان زمزمۀ نیمشب مســــتان باد تا نگـــویند که از یـــاد فراموشانند
(شفیعی کدکنی)
3-4)کاربرد دسته ای از بحرمتناوب الارکان که از تعداد ساکن های آنها کاسته شده است وحرکات آنها متناسب باغزل حماسی است ازدیگر مشخصات غزل دفاع مقدس است.29درصد ازاوزان بحرمضارع این خصیصه رادارا هستند.جهت نمونه غزل زیرکه بروزن"مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان"آمده است:
گرفته ذهن مرا موجی ازتفکرسرخ نمی رسد به خیالم مگرتصور سرخ
...به خون پرتپشت ای شهید زندۀ عشق به آن تلاطــم زیــبا درآن تبلورسرخ
به یکه تاختنت درمــیان آتــش وخون به آن شـعور نهفته درآن تهور سرخ
..که راه خون ترا می روم به پای جنون کفن چولاله به تن می کنم ز چادر سرخ...
(فاطمه راکعی)
وکمی نرم تربروزن "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لان":
تنش به بوی گل آغشته بود وجان داد وبا اشاره افق را به من نشان می داد
که سبـــزه پوش بلندی شبیه پیـــغمبر دوردست افق دست خون تکان می داد...
(غلامرضا کافی)
ازموارد دیگری که ازساکن های ارکان آن کاسته می شود وحرکات آن مملوس می شود بحر مضارع است.قریب به 20 درصد اوزان این بحر درغزل دفاع مقدس دارای تحرک وپویایی است وبا لحن تند وپیام غزل متناسب دارد"مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن"با تکیه برسه متحرک درپایان سه رکن اول بسیارمناسب بامحتوای غزل این دوره است.جهت نمونه:
"فاضل"شهید زندۀ گم کرده سنگراست آلالۀ خــزان زدۀ نیــــــمه پــرپــراست
پروندۀ تنش پرامـضای ترکـــش است آری پرنده درچـــمدانش پــرازپــراست
عطرشلـمچه درنفســـش موج می زند این سینه تا به حشر ازآن سم معطراست
... دیروزتیغ مالک اشتربه دست داشت امروز گـــرم تجـــربۀ مــرگ بوذراست
(احسان پرسا)
ویا غزل زیرکه ازغزل های بعدازجنگ است بالحنی تند وازسرنقد واعتراض با همان تحرک وپویایی:
همسایه چشم بد نرسد صاحب زراست چون صاحب زراست یقیناً ابوذراست
کم کم به دست مرده دلان غصب می شود باغی که درتصــرف گلهای پرپراست
...صبح ازمزارخط شکنان زنده می شود شاعرهنوزدرشــکن زلـــف دلبر است
...باسنگ ها بگوکه چه اندیشه می کنند حتــــی بدون بـــال،کبــوتر کبوتراست
(محمدکاظم کاظمی)
4-4)اوزان نرم تر وزلال تر که عمدتاً درسوگ سروده های غزل دفاع مقدس به چشم می خورد،دستۀ دیگراز اوزان این دوره رابه خود اختصاص می دهد.این دسته ازاوزان که میزان ساکن های آن درهررکن قابل ملاحظه است وخیزایی نیزخوانده می شوند.
رویکردهای زیردراین باب قابل ذکراست:
1-4-4) توجه به اوزان دوری چون "مفعول فاعلاتن،مفعول فاعلاتن"دربحرمضارع با دودرصد واوزان سالم وکم زحافی دربحر رمل(با7درصد)،رجز(بادودرصد)،مجتث(بادودرصد)که ازحیث آماری جمعاً 13درصد اوزان غزل دفاع مقدس راتشکیل می دهند،ازمهم ترین اوزان جویباری وخیزابی این دوره به حساب می آیند.نرمی ولطافت این اوزان بیشترمدیون لحن مرثیه وسوگ سروده های این غزل هاست که جهت نمونه به بعضی ازغزل ها اشاره می شود:
ازاوزان دوری دربحر مضارع(مفعول فاعلاتن،مفعول فاعلاتن):
ای درقرارسرخت،مفهوم بی قراری دربسترحماسی،خونت هماره جاری
دربرگریزسنگر،همواره می شکوفد فــــــوارۀ رگانـــت،چون لالۀ بهاری
(حسن حسینی)
دربحرمجتث مثمن سالم(مستفعلن فاعلاتن(2))آمده است:
این بوی ناب وصال است یاعطرگلهای سیب است
این نغمۀ آشنایی بوی کدامین غریب است؟
امشب ازاین کوی بن بست،با پای سرمی توان رست
روشن چراغ دل ودست،بانور"امن یجیب"است...
(علیرضا قزوه)
ودربحررمل مثمن مقصور:
پاکبازعشق را شوروشراری دیگراست نوح این دریا نگاهش برکناری دیگراست
... کربلا دیدیـم ودر مـــیدان تولد یافتیم هم شهادتگاه ما معراج "دار"ی دیگراست
گربه خاک افتاد سرداری دراین میدان چه باک مرکب این سربداران راسواری دیگراست
(حسین اسرافیلی)

فهرست منابع
1- باقری،ساعد،شعرامروز،انتشارات بین المللی الهدی،تهران،چاپ اول،1372.
2- بیگی جیب آبادی،پرویز.حماسه های همیشه،فرهنگ گستروصریر،چاپ اول،(3جلد)،82.
3- شاهرخی،محمود.مجموعۀ شعرجنگ،امیرکبیر،تهران،1376.
4- قزوه،علیرضا.غزل معاصرایران،حوزۀ هنری،تهران1376.
5- میرجعفری،سیداکبر.حرفی ازجنس زمان،شیراز،نشرقو،چاپ اول،1376.
6- نجف زادۀ بارفروش.محمدباقر،فرهنگ شاعران جنگ ومقاومت،سازمان انتشارات کیهان،تهران،چاپ اول،1372.
7- ندیم،مصطفی."مضمون شهید وشهادت درادبیات فارسی"منظوم،نشرشاهد،تهران،1382.


منبع : کتاب نامه پایداری – مجموعه مقالات اولین کنگره ادبیات پایداری – کرمان

پنج شنبه 11 6 1389 16:50

مبانی و شاخص های ایثار و شهادت
کلمات کلیدی : شهادت، پیام عاشورا، شیعه، اندیشه قرآن
شهید واژه ای است به معنای حاضر، ناظر، گواه، امین در شهادت، خبر دهنده راستین، امین، آگاه، محسوس و مشهود، کسیکه همه چشم ها به اوست، نمونه، الگو، مراقب، دریافتن و اشهاد یعنی حاضر گردانیدن و کشته شدن در راه خدا، و در فرهنگ قرآنی از شهادت با تعبیر «قتل فی سبیل الله» یاد شده است. این مرگ را شهادت و کشتگان را شهید می نامند؛ و شهادت مرگ سرخ و مقدسی است که انسان آزاده با شناخت کامل، آن را در راه عقیده و ایده ای مقدس انتخاب می کند.
و به عبارتی شهادت یعنی ایثار همه هستی و بذل کلیه امکانات بدنی و مالی و جانی در پیشگاه جانان، به منظور اعتلای حق و پیروزی اهل ایمان و ریشه کن نمودن مظاهر کفر و شرک و شیطان، در معیت حق و برای خشنودی خداوند مهربان، در نبردگاه جنگ با همه مظاهر شیطان و در پایان تسلیم جان به جانان و جسم بر دشمنان.
شهادت دارای ارکانی است:
داشتن ایمان به خدا و پیامبر و ائمه راستین، گزینش آگاهانه، بفرمان خدا و رسول خدا بودن، برای رسیدن به رضوان و قرب او ایثار مال و جان نمودن، در راه خدا رزم و جهاد کردن، برای خشنودی خدا و برای اعتلای کلمه حق و ریشه کن نمودن باطل پیکار کردن، در معیت خدا و اولیاء خدا بودن و . . . همه از مبانی شهادت به شمار می آید. و از مؤلفه های (شاخص های) شهادت ایثار، گذشت و فداکاری، آزادگی و جهاد، شجاعت، شهادت طلبی، شفاعت و صبر، مروت، فتوت، فتح، وفا، لعنت و برائت، عشق حسینی و لا اری الموت الاسعاده کل یوم عاشورا می باشد.
مقاله حاضر در نه فصل به بررسی مبانی و شاخص های فرهنگ ایثار و شهادت می پردازد. هدف از فصل اول، بررسی و بیان اهمیت مسئله و اصطلاحات بکار رفته است. در فصل دوم پیشینه تاریخی و دیدگاه صاحب نظران مطرح می شود و در فصل سوم به شناخت شهادت و مفاهیم و مبانی آن پرداخته می شود. در فصل چهارم شهید و شهادت از دیدگاه قرآن و روایات بررسی می گردد. فصل پنجم و ششم به مولفه ها و شاخص های شهادت و فصل هفتم به چالش رویکرد و پیام شهادت و عاشورا و فصل هشتم به نتیجه گیری و آرزوی شیعه و سخنی با شاهد و سالار شهیدان پرداخته شده است.

نویسنده:رقیه میری جهرمی کارشناس پژوهشی

پنج شنبه 11 6 1389 16:49

جنگ افزارهای بیولوژیک و شیمیایی
منابع : سایت قربانیان شیمیایی
جنگ افزارهای شیمیایی و به کارگیری این مواد به صورتهای گاز، مایع و یا جامد در میدانهای جنگ و یا بیرون از مناطق چون زهر بر روی انسان اثر می گذارند. این جنگ­افزارها علاوه بر انسان بر روی دیگر موجودات زنده و گیاهان آن نواحی نیز، آثار مرگباری دارند. دگرگونیهای حاصل از کاریرد جنگ­افزارهای شیمیایی در جهان موجب شد که در سال 1925 در کنفرانس ژنو با تصویب پروتکل ژنو به کارگیری هرگونه گازهای زهردار و خفه کننده و سایر گازهایی مانند این گازها و یا حتی به صورت مایع را منع کنند. این پیمان نامه در تاریخ مزبور به امضای بیش از 140 نماینده از کشورهای سراسر جهان رسیده است.

چگونگی و تاریخچه بهره گیری از جنگ­افزارهای شیمیایی

بهره گیری از گازهای سمی و کاربرد آنها در جنگ، در دوره­ های پیشین نیز متداول بوده است اما استفاده از آنها به صورت رایج در جهان از جنگ اول جهانی آغاز شده است. طرفین درگیر در جنگ به صورت انفرادی در جنگ­افزارهایی چون توپخانه و یا در گلوله های دیگر آنها را به کار می گرفتند.

در سال 1914 ارتش آلمان با استفاده از ماده کلرین «جسم بسیط سمی که در نمک یافت می شود Chlorine» که آن را در هزاران وسیله استوانه ای شکل جای داده بود، در حمله ای که به طور گسترده در منطقه ای به وسعت 6 کیلومتر در جبهه یپرس در 22 آوریل 1915 انجام داد از سلاح شیمیایی استفاده کرد و اهمیت فاجعه را به نحو روشنتری نشان داد. از آن به بعد طرفین از این گاز استفاده می کردند و در نتیجه بتدریج استفاده از ماسکهای ضد گاز در این جنگها متداول شد. از سوی دیگر نیز برای وارد آوردن تلفات بیشتر از گازهایی با درجه سمی بیشتر استفاده نمودند که از آن جمله گازهای فوس جین «گاز بی رنگ سمی به فرمول COCL2» و دیگر گازهای شیمیایی بود که می توانستند به پوست و چشم آسیب شدید برسانند و بویژه استفاده از گاز خردل «Mustard gas» که آثار بسیار زیانباری را به همراه داشت، بسیار متداول شد.

در خطوط پدافندی با استفاده از ماسکهای ضد گاز و لباسهای مخصوص و با وضع آیین نامه های حفاظتی در برابر گازها تا اندازه ای توانستند آثار شدید آنها را کاهش دهند، ولی بنا به آمارهای موجود تنها در جنگ اول جهانی بیش از 100000 تن از انواع گازهای گوناگون به وسیله طرفین درگیر در جنگ مورد استفاده قرار گرفته و این نوع جنگ­افزار به عنوان بزرگترین و مخربترین سلاح برای خطوط پدافندی به شمار می آمد. در طول جنگ دوم جهانی استفاده از جنگ­افزارهای شیمیایی به صورت انبوه از سوی نیروهای طرفین درگیر در جنگ به سه دلیل زیر در طرحهای ستادی و عملیاتی گنجانیده نشده بود:

اول - نظامیان طرفین بر این باور بودند که استفاده از سلاحهای شیمیایی آثار چندان قابل توجهی چون جنگ­افزارهای معمولی نخواهد داشت.

دوم - آثار این جنگ­افزارها در محیط های انسانی غیر نظامی بیشتر است.

سوم - فرماندهان نظامی بیزاری خود را از به کارگیری این گونه سلاحها به اطلاع همگان می رساندند و از طرفی پروتکل ژنو نیز مخالف استفاده از این گونه جنگ­افزارها بود.

ولی استفاده از جنگ­افزارهای شیمیایی پس از جنگ دوم جهانی به بیش از 200 مورد می رسد.

برای مثال در یمن 1966- 1967 و در جنگ عراق و ایران 1984 - 1988 از جنگ­افزارهای شیمیایی استفاده شده است.

کاربرد مواد شیمیایی در جنگ­افزارها

به کارگیری مواد شیمیایی در جنگ­افزارها که به صورت ارگانوفسفرس «مواد شیمیایی آفت کش فلج کننده سلسله اعصاب» است به طور کلی ارگانیسم مغز و اعصاب را کاملاً بر هم می زند. آلمانی ها در جنگ دوم جهانی در جنگ­افزارهای شیمیایی از مواد حشره کش استفاده می کردند، این مواد شیمیایی برای سلامتی انسان بسیار زیانبار و زهرآگینند.

نخستین عضوی که در معرض آسیب جدی قرار دارد برانشها هستند که به محض تنفس این مواد کار آنها مختل و مخاط درونی آنها و نایژه ها در معرض خطر قرار می گیرند، دومین عضو در بخش بینایی است که زیان می بیند و دید تیره و تار می شود. از زیانهای دیگر آن عدم کنترل بدن همراه با قی و استفراغ و بالاخره تشنج و فلج شدن همیشگی است.

در برخی از مواقع موجب به هم خوردن سیستم تنفسی و ایجاد خفگی شده و به دنبال آن مرگ حتمی است. این رویدادها در مدت چند دقیقه رخ می دهد که همگی از دگرگونیهای عمده در سیستم کار مغز و اعصاب نشان دارد و می توان به آثار و علائم آنها بر روی پوست نیز بروشنی پی برد.

مواد شیمیایی به کار گرفته شده در جنگ­افزارهای شیمیایی ایالات متحده واکنشهایی را با انباشتن بر روی سلولهای دفاعی بدن و ذخیره شدن در بلوک هایی از جمله در بخش مغز و اعصاب انجام می دهند که موجب کاهش و از بین رفتن توانایی رزمی افراد می گردد. برای مثال کاربرد وی ایکس «ماده گازی سمی vx» که مواد شیمیایی گازی است که این حالت را دارد و یا جنگ­افزارهای شیمیایی اتحاد جماهیر شوروی سابق با استفاده از وی ایکس و ماده سومن «این ماده ضد کولین استراز، سمی است و تمامی استرازهای موجود بدن را در بافتها از بین می برد Soman» به بخشهای مغز و اعصاب آسیب و زیان کلی می رسانند و سیستم آن را از بین می برند.

مواد شیمیایی گفته شده در بالا با انجام واکنشهای بسیار تند تمام مایعات موجود در سیستم عصبی را تبخیر کرده و به عنوان عامل بازدارنده اتیل کولین استراز در سلولهای عصبی عمل می کند و با انباشت در آنها سیستم را فلج می کند. بدین ترتیب که اتیل کولین در سیستم عصبی موجب ارسال پیام می شود و آنزیم اتیل کولین استراز موجب حذف پیام می گردد اما با تاثیر مواد فوق آنزیم اتیل کولین استراز انباشته می شود و بدن را فلج می کند. وی ایکس ماده فراری است که در مرحله نخست برخورد محیط اطراف را زهر آگین و فاسد کرده و دستگاه تنفسی را با خطر رو به رو می کند. سومن از جمله مواد فراری است که واکنشهای بین سارین و وی ایکس را انجام می دهد. با توجه به چگونگی سیستم عصبی انسان، کشورهای یاد شده گاز خردل و گاز سی اس «C S» را که سوزش آور است به وسیله نیروهای پلیس مورد استفاده قرار می دهند. این گونه مواد شیمیایی را در جنگ­افزارها نیز به کار برده اند.

روسیه علاوه بر اینها از گاز سمی لوی سیت «نوعی گاز سمی که از ترکیب استیلن و ارسنیک تری کلراید به دست می آید Lewisite» که یک گاز تاول زاست نیز استفاده کرده است.

از سال 1987 در ارتش ایالات متحده با ابداع روش نوینی از دو نوع ماده شیمیایی به نسبت ترکیبی خاصی در گلوله هایی که به وسیله توپخانه تیراندازی می شوند، استفاده می کنند. یکی از این دو ماده به صورت پیشرو با مواد غیر سمی و دیگری دارای مواد شیمیایی سارین است. این مواد در درون گلوله به صورت کانستری آماده برای واکنش ترکیبی قرار داده می شوند و پس از اجرای تیراندازی گلوله، دو ماده شیمیایی با یکدیگر ترکیب شده و واکنش شیمیایی برای تشکیل گاز سمی آغاز می گردد. ممکن است کانسترها به صورت ذخیره کننده و جدا کننده عمل کنند.

این نوع گلوله ها بایستی در انبارهای مهمات و تدارکات جنگی در محل امنی نگهداری شوند و یا ممکن است آنها را در پایگاههای نظامی در امنیت کامل انبار کنند. برای اینکه بتوان از این نوع گلوله ها بموقع استفاده کرد بایستی آنها را طوری ذخیره و انبار کنند که ضمن امنیت کامل قابل دسترس پایگاه و یا آماده حمل و نقل فوری باشند. معمولاً این گلوله های دو گانه را با دیگر گلوله های مواد شیمیایی درخواست می کنند. مقدار و چگونگی استفاده از گلوله های شیمیایی در اجرای ماموریت برای ایجاد حداکثر تاثیر در گستره زیاد بر روی هدف به وضع هوا بستگی دارد.

مقدار مواد شیمیایی درون گلوله شیمیایی (برای نمونه سارین) که بتوان حداکثر بهره گیری از آن را در یک فضای باز 2/5 کیلومتر مربعی (تقریباً 1 مایل مربع) به عمل آورد، در حدود 0/3 - 10 تن مواد شیمیایی است که می تواند فضای مورد بحث را کاملاً آلوده کند و برای به کار بردن یک چنین حجمی از مواد شیمیایی با توپخانه 155 میلیمتری در حدود 100 - 3000 گلوله نیاز است. امروزه گروهی بر این پندارند که سربازان در برابر جنگ­افزارهای شیمیایی به وسایل و تجهیزاتی مجهزند که در برابر آسیبها و زیانهای وارده نسبت به جنگ­افزارهای عادی و متعارفی کمتر زیان می بینند.

پدافند در برابر جنگ­افزارهای شیمیایی

یکی از مهمترین وظایف در خطوط پدافندی حفاظت افراد و تجهیزات مستقر در خط در برابر حملات با جنگ­افزارهای شیمیایی است، بویژه این کار بایستی در برابر پرتوهای حاصل از این مواد نیز انجام شود. برای این منظور می بایست سربازان و یگانهای عمل کننده با ماسک و لباسهای ویژه و با جنگ­افزارها و وسایلی مجهز شوند که از تحرک و قابلیت انعطاف لازم برخوردار باشند و یا از روپوشهای بسیار محکمی استفاده کنند. ماسک ها و لباسهایی که به صورت روپوش پوشیده می شوند دارای فیلترهای محتوی زغال اکتیو و لایه ای از آن هستند که مواد شیمیایی و میکروبی را در بین خود به دام می اندازند و می تواند رطوبت را جذب کند. برای جذب رطوبت از کاغذهای ویژه ای نیز می توان استفاده کرد و اینک از سایر مواد نیز استفاده می شود. ابداع یک نوع فیلتر ویژه از تمرکز و تاثیر مواد شیمیایی و بیولوژیکی و نیز از انجام واکنشهای شیمیایی می توان به مقدار زیادی جلوگیری کرد. در این راستا با بهره گیری از یک پدیده شیمیایی توانسته اند از آثار گازها به حد قابل توجهی بکاهند. افراد یگانها به محض آگهی از به کارگیری مواد شیمیایی توسط دشمن می بایست در کمتر از 10 ثانیه ماسک های حفاظتی را به صورت بزنند و سپس لباس حفاظتی را به تن کنند.

با این لباس و وسایل حفاظتی در برابر مواد شیمیایی می توان مقاومت کرد، استراحت کرد یا خوابید. لباسها و تن پوشهایی که امروزه به وسیله کارخانجات تولید می شوند، طوری طراحی شده و از پودر زغال و سایر مواد جذب کننده کربنی در آن استفاده شده است، که بسیار راحت و تقریباً مثل جامه خود انسان است.

یک لباس کامل یک تکه ویژه حفاظتی دارای وزنی در حدود 2 کیلوگرم بوده و در آن می توان براحتی و به طور طبیعی تنفس کرد و در انواع جدید آن جریان عادی رطوبتی و عرق بدن هم دفع می شود. در شرایط آب و هوای گرم بایستی از اجرای کارهای تقریباً سنگین با این گونه لباسها خودداری کرد و می بایست از قرار گرفتن در تاثیر مستقیم گرما جداً خودداری کرده و حتی الامکان استراحت کرد. می توان با سبک کردن وسایل اضافی قسمتی از ژاکت حفاظتی را نیز باز کرد.

در کشورهای عضو اتحادیه اروپایی برای یگانهای نظامی تمرینات گوناگونی به طور روزمره با لباسهای حفاظتی انجام می گیرد. برای پدافند در برابر عملیات شیمیایی از ابزارهای یابنده و سیستمهای هشدار دهنده بسیار حساس استفاده می کنند. برای جلوگیری از زیانهای وارده به سیستم مغز و اعصاب و نیز مصون ماندن بدن از تاول زدن بایستی دستورات پیشگیری را به مورد اجرا گذاشت و از داروهایی که حاوی پاد زهرند استفاده کرد. برای از بین بردن آلودگی محیط، مناطق و تاسیسات آن مناطق را بایستی به وسیله مواد مخصوص ضد آلودگی پالایش کرد.

تذکر مهم: برای جلوگیری از موثر بودن مواد و جنگ­افزارهای شیمیایی بایستی نیروها را از پیش آماده کرد و برای درگیری در رزم با پوششهای حفاظتی و لوازم و تجهیزات مربوط ضمن انجام احتیاطات تامینی و بررسی و محاسبات لازم آنان را در مسیر رخدادهای عملیاتی قرار داده و هدایت کرد.

جنگ­افزارهای بیولوژیک

در جنگهای بیولوژیک جنگ­افزارها را با میکروبهای امراض واگیر عفونی یا برخی از ویروسها و باکتریها و همچنین از زهر قارچها انباشته و ضد انسانها به کار می گیرند. در نتیجه استفاده از این جنگ­افزارها با انتشار میکروبها به بروز بیماریهای گوناگون عفونی در انسانها و حیوانات و گیاهان منجر می شوند.

از سال 1972 بنا به پیمان نامه کنوانسیون جنگ­افزارهای بیولوژیکی Biological Weapons Convention سازمان ملل متحد که به امضای بیش از 100 نفر از نمایندگان کشورهای مستقل جهان و پنج عضو همیشگی سازمان ملل متحد رسیده است، تولید، گسترش، انبار کردن و به کارگیری هرگونه جنگ­افزارهای بیولوژیکی به هر نحوی از انحا ممنوع اعلام شده است. گرچه امروزه برخی از کشورهای جهان درون بعضی جنگ­افزارهای معمولی نیز از برخی مواد زهرآگین و خطرناک استفاده می کنند، به کارگیری هرگونه جنگ­افزارهای شیمیایی و بیولوژیکی برخلاف مواد پیمان نامه 1925 ژنو است.

در سالهای 1969 و 1970 طی بیانیه هایی که از سوی مشاور عالی رئیس جمهور ایالات متحده امریکا اعلام شد در مورد ویرانگریهای جنگ­افزارهای بیولوژیکی تنها کشور امریکا با انتشار آمارهای رسمی که در اختیار همگان قرار داد از چگونگی و فرمول ساخت و به کارگیری این نوع سلاحهای خطرناک که به صورت پودر، جامد یا مایع و آبکی با استفاده از انواع میکروبهایی چون Tularemia تولارمی، تب کیو «تب کیو که موجب ذات الریه می شودQ fever» و یا انسی فالیتیس Ence Phalitis از نوع ونزوئلایی آن تهیه می شد خبر داد. این نوع میکروب در انسان  و حتی در حیوانات س مدار موجب آماس و تورم مخ می گردد. در این نوع جنگ­افزارها حتی با استفاده از آفات نباتی چون زنگ برنج و زنگ ساقه های گندم ویرانگریهای کشاورزی نیز موجب می گردند.

علاوه بر اینها با استفاده از زهرهای گوناگونی چون زهرهایی که از پوست ماهیان Paralytic Shellfish Poison گرفته می شود و ماده بسیار قوی فلج کننده اعصاب و تشنج زا هستند جنگ­افزارهایی ساخته شده است. جنگ­افزارهای بیولوژیکی را از راه هوا به وسیله ابرها نیز می توان پخش کرد و آنها نیز به بروز امراض گوناگونی چون بیماریهای تب زا منجر می شوند که می توانند به کشتار گروهی انسانها در یک ناحیه گسترده بینجامد و یا حداقل بازدارندگی نیروی کار آنان را سبب گردد.

نویسنده: احمد عقلمند

منبع: سایت قربانیان شیمیایی

پنج شنبه 11 6 1389 16:46

شهادت و نمودهای آن در شعر شاعران معاصر
نویسنده : شراره الهامی
دکتر شراره الهامی( عضوهیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج)
چکیده
ادبیات بویژه شعر در ادوار مختلف، تحت تأثیر محر که ای اجتماعی و سیاسی، دچار تغییرات محتوایی و ظاهری گشته و دراعصار مختلف دستخوش تحولاتی می گردد که در نتیجه ی این تحولات، سبک های گوناگون ادبی به وجود می آید. در دوره ی معاصر، تحول اجتماعی مهمی که توانست تفکر و در نتیجه سبک شعری شاعران را تغییر دهد، هشت سال دفاع مقدس در برابر قدرت های متحد بیگانه بود،که ملت ایران قدم در راهی پرخون گذاشته و حماسه های متعددی را خلق نمودند. جنگ ودفاع مقدس با شهادت و ایثار و از خودگذشتگی عجین است و با تکیه براین فرهنگ پربار شعرجنگ(یا شعرپایداری)شکل می گیرد و بسیاری از شاعران معاصر، بخش عمده ای از اشعار خود را به انعکاس رشادتها و دلاوری های ملت ایران اختصاص داده اند. یکی ا ز مفاهیم و تصاویری که در شعر جنگ به اشکال مختلف نمایان شده و از محورهای مهم شعر و ادبیاتِ جنگ، محسوب می گردد موضوع شهید وشهادت است که توانسته نوع ادبی حماسه را زنده کند و تلفیقی از حماسه و عرفان را به وجود آورد. که ازآن به حماسه ی عرفانی تعبیرمی شود و در این مقاله تلاش شده تا اشعاری که موضوع شهید و شهادت اختصاص دارد مورد کنکاش قرار گیرد و جلوه هایی از انعکاس موضوع شهید و شهادت در آثار شاعران، معرفی گردد.
کلید واژه ها : شعر جنگ – ادب پایداری – حماسه ی عرفانی – شعر شهادت
مقدمه
اصطلاح شعر جنگ به مجموعه سرود هایی اطلاق می شود که در زمان جنگ و پس از آن در قالب های شعری متنوعی،مانند: غزل، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعرنو و نیمایی سروده شده و محتوای اصلی آن برانگیختن و بزرگداشت رزمندگان و تجلیل از مقام رفیع آنان است، ضمن آنکه قصد دارد به تحقیر و تهدید دشمن نیز بپردازد و روحیه ی ملی و مذهبی را برای حفظ وطن و دین تقویت کند. در این بین شهادت و ایثار از عوامل به وجودآورنده و محرک اصلی شعر دفاع مقدس هستند. از مضامینی که با شهادت مرتبط است و شاعران متعهد به آن پرداخته اند عبارتند از : خو ن- سوگ شهید- کوچ- سرخی- عاشورا – حسین و...
در این مقاله برآنیم که به دیدگاه شاعران معاصر نسبت به شهید وشهادت بپردازیم چراکه سرخی خون شهید، رنگ و صورت و معنای دیگری به ادبیات فارسی داده است.
شاعرخوش ذوق - سهیل محمودی - در این رابطه بیت زیبایی دارد که می گوید:
میان معرکه لبخند می زنید به عشق
حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست
مضامین شهید و شهادت در شعر معاصر:
از مضامین پر بسامدی که شاعران به آن پرداخته اند؛ ایجاد مطابقت و همگون نمودن شهدای دفاع مقدس با شهدای کربلاست، شاعران با الگوسازی از قهرمانان حادثه ی کربلا به ذکر مشابهت های این دو نبرد مقدس پرداخته و قهرمانان هر دو نبرد را دارای بینشی عمیق و انسانی می دانند. گاه شاعر، مکان نبرد را که جنوب ایران است به صراحت کربلا می داند:
این راه شهرنیست، عبوری ز کربلاست
اینجا جنوب نیست، حضوری ز کربلاست
« پرویز بیگی حبیب آبادی، مجموعه اشعار ص 43 »
در این بیت، عبور و حضور در جبهه را عبور و حضور در کربلا دانسته است. شاعر دیگر دعوت به جبهه را به صراحت دعوت به کربلا می داند. این دعوت توسط یارآشنای او حسین(ع) صورت گرفته است :
می روم مادر که اینک کربلا می خواندم
از دیار دور یار آشنا می خواندم
« حسن حسینی- وداع ص 89 »
رزمندگان به یاد شهدای کربلا که همچون خون در رگ آنان می جوشد به همه چیز پشت پا زده و شراب « لا» را به یاد شهدای کربلا سر می کشند :
چون جامه ی سبز لا به تن می پوشد
چون جام شراب لا ز حق می نوشد
خون در رگ او چنانکه می در دل خم
با یاد شهید کربلا می جوشد
« قیصر امین پور- جامه سبزِ « لا» ص 65»
از نظر طاهره ثقفی، مجاهد راه حق، شور حسینی برسینه دارد وهمچون حسین(ع) در آرزوی شهادت است :
بیا ببین تو بر این خاک جای پای شهادت
به سینه شور حسین و به دل هوای شهادت
به پای خیز و سفر ساز سوی جبهه حق رو
که از آنان دیار بخواند تو را خدای شهادت
« طاهره ثقفی، شعر مقاومت، روزنامه رسالت ص 17 »
در نهایت شهید دفاع مقدس به سوی شاه شهیدان پر می کشد و به پای بوس شاه کربلا حسین(ع) می رود :
سروش فتح نهایی به گوش می آید
کزین سروش دل اندر خروش می آید
صبا به شاه شهیدان بگو که لشکر حق
به پابوس درت پر خروش می آید
« ستاربابایی ( سروش تبریزی) منتخب اشعار شاعران آذربایجان ص 4»
پر می کشد به سوی شه کربلا شهید
جان می دهد برای رضای خدا شهید
« جابراسدی شریف، دفتر اشعار ص 34 »
طهماسبی یاد شهدا و اندوه و حسرت از دست دادن ایشان را همراه با نام و یاد واقعه ی کربلا بازگو می کند:
هرگاه کربلا به مکانی قدم زند
من زینبانه بر شهدا گریه می کنم
« فرید طهماسبی، پری بهانه ها، ص 86 »
عرفان و شهادت
هدف شهید رسیدن و دیدن حضرت حق است، این هدف محرک اصلی شهادت است چراکه در فرهنگ قرآنی، شهادت حیات جاویدان است، این اندیشه در شعر شاعران دفاع مقدس، جلوه کرده و از عارفانه حرکت کردن شهدا، تصاویر زیبای ادبی متعددی خلق کرده است. قیصر امین پور شهادت را وسیله ای برای دیدن خدا دانسته و می گوید :
شهادت لاله ها را چیدنی کرد
به چشم دل خدا را دیدنی کرد
ببوس ای خواهرم قبر برادر
شهادت سنگ را بوسیدنی کرد
« قیصر امین پور، جامه سبز لا، ص 46 »
از نظر محمود جعفری، شهید به خاطر وصال دوست است که بی صبرانه و دیوان هوار خود را غرق در خون می کند :
سرگشته وادی جنون است شهید
در بزم حضور لاله گون است شهید
از شوق وصال دوست بی صبر و شکیب
در مسلخ عشق غرق خون است شهید
« محمودجعفری، دفتر اشعار ص 98 »
یقین در اصطلاح عرفانی مشاهده ی حضرت حق است با چشم دل وظهور نور حق در دل است که نتیجه ی برخاستن شک می باشد .
سپیده کاشانی وجود شهید را یکسره یقین می داند که به یمن شهادت راه را بر افسانه و شک بسته است و تماماً « او » شده است:
به شوق کعبه ی مقصود، بال عشق گشودی
همه یقین شدی و راه برافسانه گرفتی
...به بال همت وآزادگی به اوج رسیدی
تمام او شدی و فرّ جاودانه گرفتی
« سپیده کاشانی شعر بهار گل افشان، ص 56 »
گذشتن و عبور از بام بلند شک با نیروی یقین، تصویری است که نصرالله مردانی از دیو » را شکسته و بر لشکر « من » شهید ارائه می دهد و یادآور می شود که شهید، بتِ که همان جهل و نادانی می باشد، تاخته است :
« شب آنان که زخون خود کفن ساخته اند
بر لشکریان دیو شب تاخته اند
از بام بلند شک به نیروی یقین
در گور زمان بت من انداخته اند
« نصرالله مردانی، خون نامه خاک ص 129 »
از دیدگاه شاعران دفاع مقدس، عارف واقعی همین شهیدان عشق اند که با از خودگذشتگی سردر راه مقصودگذاشته و فریب دیونفس را نخورده و درشرق توحید به نیایش می پردازند:
گهی به مشرق توحید دیدمت به نیایش
گهی به سنگر خون، خصمِ دون نشانه گرفتی
زخودگذشتی و سر در ره مراد نهادی
که عاشقانه درفش شرف به نشانه گرفتی
تو را نبرد ز ره دیوِ هرزه پویِ هوسها
زموج خیزِ بلا بی امان کرانه گرفتی
« سپیده کاشانی ، بهار گل افشان، ص 149 »
سیر و حرکت عارفانه ی شهیدان سبب شده که در سرودهای دفاع مقدس آنان را جوهر گفتارهای عارفانه بدانند. محمدحسن ارباب در غزلی با مطلع:
ای روشنای خانه ی امید ای شهید
ای معنی حماسه ی جاوید ای شهید
عارفانه بودن شهید را اینگونه تثبیت می کند :
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
عارف زبان گشوده به تأکید ای شهید
« محمد حسن ارباب کتاب حماسه های همیشه ص 76 »
جایگاه شهید
یکی از مفاهیم و تصاویری که در شعر جنگ جلوه گری می کند سخن گفتن از مقام آسمانی شهید است والایی و عظمت شهدا تا جایی است که عرش و آسمان طالب دیدارشان بوده وآنان را به سوی خود می خواند:
صحرای خطر کام مرا می خواند
صهبای سحر جام مرا می خواند
وقت خوش رفتن است هان گوش کنید
از عرش کسی نام مرا می خواند
« حسن حسینی، وداع ص 187 »
شهید بر اوج عرش جای دارد و درخلوت خورشیدآشیانه گرفته است، او عاشقانه سیر کرده و نمی تواند در صحرای زمینی جای بگیرد :
سحر شکفتی و بر اوج عرش لانه گرفته
غروب، شعله کشان در شفق زبانه گرفتی
ز دامن صحرا چو گردباد، گذشتی
گهی به خلوتِ خورشید آشیانه گرفتی
« سپیده کاشانی، بهار گل افشان ص 90 »
علیرضا قزوه شاعر حماسه سرای دفاع مقدس، جایگاه شهید را در اوج فلک و همسایگی خورشید می داند:
آغوش سحر تشنه ی دیدار شماست
مهتاب خجل ز نور رخسار شماست
خورشید که در اوج فلک خانه ی اوست
همسایه ی دیوار به دیوار شماست
« علیرضا قزوه، از نخلستان تا خیابان، ص 54 »
قیصر امین پور ضمن اینکه شهادت را به « نوشیدن نور ناب » تشبیه و تعبیر نموده، آسمانی بودن آنان را اینگونه به تصویر می کشد:
نوشیدن نور ناب کاری است شگفت
این پرسش را جواب کاری است شگفت
تو گونه ی یک شهید را بوسیدی؟
بوسیدن آفتاب کاریست شگفت
« قیصرامین پور، گزیده اشعار ص 120 »
والایی مقام شهیدان تا حدی است که شاعر از آن برای قسم دادن حضرت ولی عصر استفاده می کند :
می ترسم از شبی که به دجال رو کنیم
آقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن
« منیژه تو درمیان، مهتاب کردستان، ص 67 »
تمنای شهید
ارزشمندی شهادت سبب شده که حسرتِ نرسیدن به شهادت و اشتیاقِ واصل شدن به این فیض و مقام، به عنوان یکی از موضوعات و درونمایه های اصلی شعر جنگ، نمود پیدا کرده و حس شهادت طلبی تأثیر زیادی بر اشعار این دوره بگذارد.
قادر طهماسبی(فرید) شاعری که خود آرزومند کسب مقام شهادت است، از اینکه درِ باغ شهادت به روی او بسته شده، گلایه های خود را اینگونه بیان می کند:
رفیقان، رسم همدردی کجا رفت؟
جوانمردان ،جوانمردی کجا رفت ؟
مرا این پشت مگذارید بیتاب
گناهم چیست پایم بود در خواب
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم
درِ باغ شهادت را مبندید
به ما بیچارگان زان سو مخندید
« فریدطهماسبی، منخب اشعار ص 16 »
عرشی بودن وآسمانی بودن شهیدان باعث شد که آنان در بلندای شفق وضو بسازند و در درون چشمه ی خورشید شستشوکنندتا بتوانند نمازعشق را به درگاه پاک احدیت بخوانند :
درآبشار بلند شفق وضو کردند
نماز عشق به درگاه پاک اوکردند
لباس ظلمتیان را به باد سپردند
درون چشمه ی خورشید شستشو کردند
« شیرین علی گلمرادی- نخل های تشنه- ص 112 »
هم اودر جای دیگر شهادت را نردبان آسمان می شمارد که دستش به این نردبان نمی رسد و دریغِ از دست دادن مقام شهادت را هنرمندانه بیان کرده و می گوید :
شهادت نردبان آسمان بود
شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را
چرا بستند راه آسمان را
مرا پایی به دست نردبان ماند
مرا دستی به بام آسمان ماند
تو بالارفته ای من در زمینم
برادر! رو سیاهم شرمگینم
مرا اسپ سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
« فرید طهماسبی ص 86 »
سوگ شهید
سوگواری برای شهیدان نشانه ی احساس شاعرانه ی سرودگویان دفاع مقدس است که با سوگ های دیگرتفاوت فاحش دارد. در این سوگها افتخار و عظمتی وجود دارد که نشانه ی کمال معنویت است وموجب سربلندی :
سهیل محمودی از دست دادن شهید را اینگونه به تصویر می کشد:
شرار شب به میدانت فرو خفت
ستاره در شبستانت فروخفت
هلا ای یار ای همواره بیدار
چرا خورشید چشمانت فرو خفت
« سهیل محمودی، دفتر اشعار ص 58 »
اگر چه حجله ای که برای شهید در کوچه ی قیصرامین پور بنا شده؛ سکوت و خاموشی این کوچه را در فراق شهید به آتش می کشاند؛ اما این حجله همچون کوه نور است و سرود عشق را سر می دهد :
به کوه نورماندحجله ی تو
سرود عشق خواند حجله ی تو
سکوت کوچه ی خاموش ما را
به آتش می کشاند حجله ی تو
« قیصرامین پور، گزیده اشعار ص 34 »
دل سلمان هراتی به یاد شهیدان گرفته است اما ا ین یاد افتخار آمیز جانی به دل او می دهد :
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است
امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
تا لحظه ای پیش دلم گور سرد بود
اینک به یمن یاد شما جان گرفته است
« سلمان هراتی – مجله شاهد شماره 280 – ص 25 »
شکست استخوان های شهید نشانه سرشکستگی نیست بلکه سرافرازی و پیروزی را به دنبال دارد ضمن اینکه شاعر ایثار و از خودگذشتگی شهید را یادآور می شود :
من از بوی خودسوزی شنیدم
حدیث عشق آموزی شنیدم
زآهنگ شکست استخوانش
صدای پای پیروزی شنیدم
« قیصرامین پور، گزیده اشعار ص 168 »
ذکر نام شهید
ایثارگری و از خودگذشتگی شهیدان از آنان اسطوره هایی را ساخته است که گاه در اشعار جنگ نام آنان به صورت خاص ذکر می شود؛ طاهره ثقفی نام « حسین فهمیده » را با ایهامی زیبا و تبادری هنری در اشعارش ذکر می کند :
تو همچون غنچه های چیده بودی
که در پرپرشدن خندیده بودی
مگر راه حیات جاودان را
تو از فهمیده ها فهمیده بودی
« طاهره ثقفی، گزیده اشعر ص 86 »
و محمدحسین جعفریان نام شهید همت را به صورت اسطوره ای ماندگار به کار می برد :
عقده ها رفتند و علت مانده است
در گلویم حاج همت مانده است
« محمدحسین جعفریان – آیینه جنگ ص 71 »

نگرانی از فراموش شدن نام ویاد و خاطره ی شهدا دغدغه ی ذهنی توصیف گران جنگ است اغلب این سروده ها مربوط به پس از جنگ تحمیلی است؛ فرید طهماسبی نگرانی خود را اینگونه ابراز می کند :
گر نماند به گوشه ی جگری
داغی از لاله ها چه باید کرد؟
راستی دوستان! اگر روزی
پنبه شد رشته ها چه باید کرد؟
و یا:
چند باراز خویشتن پرسیدم که آیا می توان
همین چشمان نان بین برشهیدان گریه کرد؟
« فریدطهماسبی، گزیده اشعار شاعرا جنگ ص 34 »
سیمین بهبهانی گله و شکایت خود را از نسل مانده این چنین ذکر می کند:
به نسیم کوی شهیدان، نفرستی ازچه درودی
که غمین گذشته ز دشتی، نه گلی در او، نه گیاهی 29
« سیمین بهبهانی – شعر چه سکوت سرد سیاهی »
یاد و خاطره ی غم انگیز از دست دادن شهیدان و افسوس از فراموش شدن نسل های جاودان موجب شده که در شعر محمدحسین جعفریان؛ پارادوکس زیبا و هنریِ : ‹نسلهایِ جاودان فانی شدند› به وجود آید:
... داغم بود و اشک بود و سوز بود
آه! گویی این همه دیروز بود
اینک اما در نگاهی راز نیست
در گلویی عقده ی آواز نیست
نسلهای جاودان فانی شدند
شعرها هم آنچه می دانی شدند
رفته رفته خنده ها زاری شدند
زخمها کم کمک کاری شدند...
« محمدحسین جعفریان – آیینه جنگ ص 45 »
اصطلاحات مربوط به جنگ و به طور اخص شهید و شهادت در سبک شاعران دیگر نیز وارد شده (بدون اینکه بخواهند شعر جنگ بسرایند) که این امرنشان از فرهنگ سازی شهادت دارد:
حرف من برای تو/ کاغذ مچاله است/گوش تو برای من/سطلی از زباله است
آه! موی صورتم سپیدشد/پشت سیم خاردار خنده است/حرف من شهید شد
« عبدالجبار کاکایی – گزیده ادبیات معاصر- ص 24 »
آه! اگر شعر دمی قفل لبم بردارد
کهکشانی ز شهیدان به زمین می بارد
« حسین ابراهیمی میاندار – ص 11 »
طبیعت به تناسب رباعهای هر دوره رنگی خاص می گیرد. در شعر دفاع مقدس تصاویر طبیعت به گونه ی تشبیهی و استعاری دیده می شود : شقایق- لاله – کبوتر – پرستو – آلاله های پرپر- و... در شعر نماینده شهید و شهادت اند:
به سوگ لاله نشاندیم باغ حوصله را
به دشت داغ کشاندیم، پای قافله را
نسیم سرخ به رگهای شب دوید و گشود
دهان بسته ی گل زخم های حوصله را
« عباس مشفق کاشانی (سیرنگ)- ص 149 »
آن لاله که رخ به خون مزین دارد در خلسه عشق سر به دامن دارد چون نام شهید جسم عریان شهید پیراهن آفتاب بر تن دارد
« طاهره ثقفی، گزیده اشعار ص 23 »
بپوش جوشن آتش به تن سواره فلق
که در مصاف خان چون شراره باید رفت
به گوش لاله ی خونین نسیم عاشق گفت
چون گل زباغ جهان پاره پاره باید رفت
این قافله نور می دهد فرمان
به عرصه گاه شهادت هماره باید رفت
رسید لحظه ی موعود و نیست گاه درنگ
به قاف واقعه بی استخاره باید رفت
« نصرالله مردانی - خون نامه خاک ص 70 »
ای لاله های ارغوانی/ای واژه های آسمانی/آلاله های پرپرعشق
« پرویز بیگی حبیب آبادی، جنگ جنگ ص 44 »
گفتی شقایق های در خون خفته بنگر
بر گور کودک مادر آشفته بنگر
« سیمین دخت وحیدی، جنگ جنگ ص 73 »
فرمانده سرخ پوش گل فرمان داد
فرمان شکفتن به گل خندان داد
آلاله شهید تیر رگبار بهار
سر بر زانوی بنفشه جان داد
« احمد خوانساری، جنگ جنگ ص 90 »
لاله پرپر
بیاد ای دل از اینجا پر بگیریم
ره کاشانه ی دیگر بگیریم
بیا گم کرده دیرین خود را
سراغ از لاله پرپر بگیریم
« قیصر امین پور، گزیده اشعار ص 18 »
فهرست منابع و مآخذ:
1- ابراهیمی میاندار، حسین، اشعاری در رثای سردار شهید محمود کاوه، نشر رواق مهر، 1381
2- ارباب، محمد حسین، کتاب حماسه های همیشه، انتشارات سوره، 1376
3- اسدی شریف، جابر، دفتر اشعار، انتشارات سوره مهر، 1380 نشر افق، 1378 ،« لا»
4- امین پور، قیصر، جامه سبزِ
5- بابایی، ستار ( سروش تبریزی) منتخب اشعار شاعران آذربایجان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1379
6- بهبهانی، سیمین، چه سکوت سرد سیاهی، دیوان ، انتشارات نگاه، 1384
7- بیگی حبیب آبادی، پر ویز، مجموعه اشعار با عنوان زخم، غزل زاویه، انتشارات سوره، 1383
8- تو درمیان، منیژه، مهتاب کردستان، تهران کنگره سرداران شهید سپاه تهران، 1376
9- ثقفی، طاهره، شعر مقاومت، به نقل از روزنامه رسالت شماره 5893 ، تا ریخ 85/3/31
10- جعفری، محمود، دفتر اشعار، نشر صریر، 1383
11- جعفریان، محمدحسین، شبیخون های مسکوت، نشر رواق، 1385
12- حسینی، حسن، وداع، گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس، نشر سوره مهر، 1381
13- خوانساری، احمد، مجموعه اشعار، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1388
14- طهماسبی، قادر( فرید)، دفتر اشعار پری بهانه ها، انتشارات سوره مهر، 1387
15- علی گلمرادی، شیرین، آوازهای گل محمدی، نشر فرهنگ گستر، 1381
16- قزوه، علیرضا، از نخلستان تا خیابان، نشر سوره مهر، 1386
17- کاشانی، سپیده، بهار گل افشان، از مجموعه ی سخن آشنا، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1373
18- کاکایی، عبدالجبار، گزیده ادبیات معاصر، مجموعه شعر، نشر کتاب نیستان، 1378
19- محمودی، سهیل، فصلی از عاشقانه ها، انتشارات همراه، 1368
20- مردانی، نصراله، قانون عشق ، نشر صدا، 1378
21- مردانی، نصراله، خون نامه خاک، انتشارات کیهان، 1364
22- مشفق کاشانی، عباس، سیرنگ، انتشارات فرهنگ گستر، 1382
23- وحیدی، سیمین دخت، هشت فصل سرخ و سبز، وزارت فرهنگ و ارشاد، 1382
24- هراتی، سلمان، دری به خانه خورشید، نشر صریر، 1364

پنج شنبه 11 6 1389 16:45
X
نظر سنجی تبیان