ugl
 
 + بسم الله الرحمن الرحیم +بازهم آغاز دانشگاه ...و باز هم تکرارهمیشگی سرکلاس رفتن ها و جزوه نوشتن ها وشاید دیگر هیچ...!آیا وقت آن نرسیده است که دانشجوی مهندسی کشاورزی ، آزاد اندیشی  پیشه کند و به وظیفه ی واقعی خود در عرصه ی اجتماعی که همان پیشرفت علمی است توجه نماید؟آیا تمامی آنچه که باید بیاموزیم همان چیزهایی است که اساتیدمان برحسب تشخیص خود به خوردمان می دهند؟ آیا با این معلومات می توان فنآوری نوین و روش نوآورانه ای در عرصه ی کشاورزی ایجاد کرد؟ آیا تاکنون به آمارهای ناگواری که درصد بیکاری را در فارغ التحصیلان کشاورزی نشان می دهد، توجه نموده اید؟ آیا با خود اندیشیده اید که چرا این گونه است؟ به راستی مگر کشاورزی این مرز و بوم به قدری پیشرفت نموده است که اکنون به مهندسین کشاورزی نیاز ندارد؟ شاید هم برایتان چندان اهمیت ندارد و با خود این گونه می پندارید که بعد از فارغ التحصیلی فکری هم برای مسئله ی اشتغالتان خواهید نمود! و چون هنوز سرتان درد نگرفته دستمالی هم بر سرتان نبسته اید غافل از این که چه بسا پیشگیری های موثری که به درمان درد های آینده منجر خواهد شد....بهتر نیست که فقط به دنبال به دست آوردن نمره نباشیم ...بهتر نیست که دیگر میان استادی که بهتر درس می دهد و استادی که بهتر نمره می دهد اولی را برگزینیم ...بیاییم اساتید بهتری را برای پردیسمان بخواهیم و زیر بار کم تجربگی ها و بی مسئولیتی های هیچ استادی نرویدبه خودمان به عمرمان و به آینده یمان احترام بگذارید....به امید روزهایی روشن برای دانشجویان کشاورزی و به ویژه دانشجویان ژردیس بانشاط ابوریحانآیا نمی توانیم بیاندیشیم ، مشکلات را بیابیم  برای آنها راه حل ارائه نماییم و در نهایت از مسئولین زی ربط  دانشگاهی و مملکتی را آن مطالبه نمود؟ تولید علم و نهضت, چرا نوآوری علمی در زمینه ی مهندسی کشاورزی چیزی حدود صفر است ؟
به چه علتی در دانشکده های کشاورزی توجه به مقوله تولید علم و توسعه تحقیقات هدفمند چیزی در حدود یک شوخی مطرح می شود؟ 
پی نوشت:در گذشته صفحه ی علمی نشریه" نقطه سرخط"  تنها به اخبار کشاورزی ، بیان مسئله ای علمی _ تخصصی در زمینه ی کشاورزی اختصاص داشت  اما در یک رویکرد جدید و با توجه به انتشار نشریه ی مستقل علمی توسط بسیج دانشجویی پردیس ابویحان قصد داریم صفحه یا بعضا صفحات علمی نشریه "نقطه سرخط "به تحلیل و چالش مشکلات و موانع علمی پردیس ابوریحان و دانشجویان رشته ی کشاورزی ، همچنین مطرح نمودن مسائل کاربردی همچون روش تحقیق و پژوهش، توجه به مسئله ی تولید علم ، کار آفرینی و ... بپردازد و البته گذری نیز به بعضی از مباحث علمی داشته باشد .در این راستا از تمامی دانشجویان بوی‍‍ژه فعالان انجمن های علمی درخواست می کنیم مطالب خود را در این زمینه ها و مسائل مشابه ارائه و به آدرس اینترنتی درج شده در پایین صفحه ارسال نمایند.
شنبه نهم 8 1388
 
 
 
 
il,
 
 بنویسید که اسلام غریب است هنوز...

دگردیسی خوارج از عصر علی(ع) تا «سید علی»

 با علی در بدر بودن شرط نیست  

ای برادر نهروان در پیش روست ...

 

  

آنچه در بستر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، تاریخ را یک بار دیگر تکان داد و حوادث عصر علوی را دوباره زنده کرد؛ این انتخابات تنها بستری برای رخ نمودن دوباره خوارج بود تا به بشریت اثبات کند خوارج دوران مظلومیت مولا علی (ع) همان طور که حضرتش فرمودند نسلی ممتد هستند که هر بار در جایی از تاریخ شاخه ای از آنان می روید

 


خوارج در عصر علی (ع)

 

سیاست شوم معاویه و عمرو عاص در جنگ صفین و «جریان حکمیت» پیامدهای تلخ و ناگواری به دنبال داشت؛ از آن جمله: ایجاد دو دستگی در سپاه  امیرالمومنین(ع) {گروهی که حکمیت را پذیرفتند و تسلیم آن شدند و عده ای که آنرا  کفر و گناه بر شمردند و امام (ع) را تهدید کردند که اگر توبه نکند از او اطاعت نکرده و همچون معاویه با او مبارزه خواهند کرد. این گروه ریا کار همانان بودند که بعدها به «خوارج» مشهور شدند{.

 

 

تاریخ «مارقین»(خوارج) نشان می دهد که آنها زیر بار هیچ حکومتی نمی رفتند و هیچ حاکمی را به رسمیت نمی شناختند و از نظر آنها حاکم عادل و پرهیزکاری همچون علی(ع) با جائر و ستمکاری همچون معاویه برابر بود.

 

 کل گیری خوارج از دوران رسول خدا(ص) آغاز شده بود. در زمان رسول الله  گاه رفتارهایی از آنها دیده میشد که روحیه عدم تسلیم و پرخاشگری آنان را نشان می داد.پیامبر اکرم(ص) درباره آنان به اصحاب خود فرموده اند: «...آنها پیروانی خواهند داشت که در امر دین بیش از حد کنجکاوی خواهند کرد و همچون پرتاب تیر از کمان از دین بیرون خواهند رفتحکمیتی که جریان ناجوانمرد خوارج آن را بهانه ای برای سرزنش امام(ع) کرده بودند قصه ای بود که خود آنها در روز بر نیزه کردن قرآن ها توسط مکر معاویه و عمرو عاص بر امام (ع)خوانده بودند و امام را برای پذیرش آن تحت فشار گذاشتند و حتی ایشان را تهدید به قتل کردند.اما پس از مدت زمان کوتاهی به سبب کج فهمی و روحیه اعتراض و اشکال تراشی از عقیده خود دست برداشتند وآن را مایه کفر و معصیت بر شمردند و شرک و خروج از دین تلقی کردند و توبه کردند و از امام (ع)خواستند که او نیز توبه کند و از گناه ناکرده برگردد و پیش از اعلام نتیجه حکمیت لشکر کشی کند و جنگ با معاویه را از سر گیرد.امام (ع)به آنان فرمود : «گناهی در کار نبود بلکه یک نوع سستی در فکر و عمل بود که از ناحیه شما بر من تحمیل شد و من همان موقع شما را متوجه کردم و از آن باز داشتم. اکنون که تعهد داده ایم و میثاق بسته ایم از ما در خواست باز گشت می کنید....»

خوارج برای رسیدن به مقاصد پلید وتحقق نیات کج فهمانه خود دست به کارهایی می زدند ازآن جمله:

 ·         انجام ملاقات های خصوصی با امام تا بتوانند ایشان را به نقض پیمان وادار کنند.·         تکفیر علی(ع) و همه آنانی که خود را ملزم به رعایت پیمان صفین می دانستند.·         سر دادن شعارهای تند و زننده در مسجد بر ضد علی(ع) {خوارج با حضور در مسجد و عدم شرکت در نماز جماعت امام(ع) مخالفت خود را اظهار می داشتند و کرارا در مسجد و بیرون آن شعار «لا حکم الا لللَه» سر میدادند و علی(ع) را مشرک می خواندند{.

·         ترور شخصیتها و ایجاد نا امنی در عراق و قیام مسلحانه و رو در رویی علنی با حکومت امام(ع)

 

ودر مقابل امیر المومنین علی(ع) موضع خود در باب حکمیت روشن می نمودند و متذکر این نکته می شدند که چیزی جز جبر و فشار او را وادار به امضای آن نکرد .ایشان همه ایرادها و اشکالات آنان را در گفت و گوها و سخنرانیهای روشنگرانه ی خود پاسخ می دادند.

 روش امام (ع) در برخورد با خوارج روش ملایمت و مدارا بود تا زمانی که اقدام عملی خرابکارانه و تحرکات ضد امنیتی و فتنه گری آشکار انجام نداده بودند و خللی در زندگی جامعه آن روز وارد نکرده بودند با تقابل از سوی امام  مواجه نبودند.

اما پس از قتل فجیع  عبدالله بن خباب فرماندار امام علی(ع)در مدائن و همسر باردارش و اقداماتی از این دست که منجر به ایجاد رعب و وحشت در توده مردم شد و امنیت آنان را به خطر انداخت به مبارزه با آنان پرداخته و قاطعانه در مقابل آنان ایستادند تا به قلع و قمع اکثریت آنها انجامید.

 

تاریخ تکرار می شود....

 آنچه در بستر انتخابات ریاست جمهوری 88رخ داد، تاریخ را یک بار دیگر تکان داد و حوادث عصر علوی را دوباره زنده کرد.انتخابات تنها بستری برای رخ نمودن دوباره خوارج بود تا به بشریت اثبات کند خوارج دوران مظلومیت مولا علی (ع) همان طور که حضرتش فرمودند نسلی ممتد هستند که هر بار در جایی از تاریخ شاخه ای از آنان میروید. آنان سر از گور معلق تاریخ برآوردند و دو باره دست بر شمشیر خیانت بردند و بر طبل تو خالی مسلمانیشان کوفتند.اگر خوارج زمانه امام علی(ع)شعار «لا حکم الا لللَه» سر دادند و او را مشرک خواندند وحکومتش را باحکومت معاویه یکی دانستند، «خوارج مترقی» و مدرن عصر «سید علی» شعار« الله اکبر» رسول الله را از حنجره دشمنان قسم خورده اسلام در بامهای خیانت به رهبری فریاد زدند و ولایت فقیه را سد راه سرکشی و انانیت نفوس متعفن بشری پنداشتند.اگر اندیشه ناپاک عمرو عاصی قرآن را بر نیزه عوام فریبی بالا برد،  عمرو عاصهای ریاکار امروزی بسیاری از مقدسات نبوی را بر سرنیزه های مکر ابوسفیانی برافراشتند.اگر کج فهمان دوره امام علی(ع) امامت جماعتش را بر نتافتند، «پخمگان سیاسی مدرن» درجماعت تشتت و چندگانگی، نماز ریا برپا داشتند و بر جوانه های «سبز» مکر سجده کردند.اگر خشک نامقدسان بی شرافت عصر مولا والی مدائن را به جرم مسلملنی و ستایش درجه بلند ولایت دست و پا بسته چون گوسفندی ذبح کردند و همسر مظلومش را به چنگ گرگ صفتی دریدند و جنین نشکفته اش را به تیزی شمشیر شکافتند، مدعیان امروز تدین و تمدن، سربازان ولایی سید علی را زیر چرخهای شقاوت جاهلی زیر گرفتند و بر فرق مجروح جنگی اش  کوبیدند و تن نحیف فداییش را تازیانه زدند و هتک حرمت خواهر مومنه اش نمودند و حجاب زینبی اش را تاب نیاوردند.و اکنون می گریم بر مولایم علی(ع)که گرفتار جماعتی ابله و دین نفهم شد که حقیقت امامت را درنیافتند و عدالت را چیزی در حد سهم غنیمت جنگی بر شمردند و بر مسلمانیش گرد تردید پاشیدند و نمازش را باور نکردند و گوهر سخنش را ارج ننهادند و کلام حقش را نشنیدند  و بر او خروج کردند و شمشیر جمود و جهالت بر فرق مقدسش فرودآوردند.و می گریم بر«سیدعلی» که مظلوم تر از روح الله است و دل خون تر از او؛ چرا که زمانه اش عجین با فتنه هاییست که حق و باطل را بهم آمیخته و بصیرتها را کاهش داده وچشمها را کم بینا کرده و قلبها را از تزویر آکنده و زبانها را بردروغ گشوده.می گریم بر مولا علی(ع) که وقتی فرهیختگانش- طلحه و زبیر- بر او قیام کردند و نهروانیان بر او شوریدند، سکوت کرد و مدارا نمود و سخن گفت و حجت تمام کرد. و بر سید علی که وقتی نخبگانش بر او خروج کردند و نصایح علوی گونه اش را به گوش سپردند و ولایتش را تحمل نکردند و زعامتش را تاب نیاوردند و دشنام دادند، صبر کرد و سکوت کرد و مدارا کرد و مهلت داد و سخن گفت و پند داد و حجت تمام کرد و اینک که با شهامت مبارزه خواهد کرد.می گریم بر مولاعلی(ع)که ناکثین جمل را بر گرده اش کشید و طعم قاسطین صفین را چشید و سنگینی هضم مارقین  نهروان سینه اش را فشرد. و بر سید علی که اردوکشان جملی و فریبکاران ابوسفیانی و نامردمان خوارجی را به تمام در تقابل با ولایت و حکومت ودیعه علوی یافت و با سینه پردرد این گونه با مولا مهدی(عج) درددل نمود: «ای سید ما ای مولای ما...من جان ناقابلی دارم جسم ناقصی دارم اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد اینها هم نثار شما باد.... »و می ترسم از عاقبت اینان که امیرالمومنین (ع) درباره آنان (خوارج) فرمود : «....آنان به صورت نطفه هایی در صلب مردان و رحم زنان بسر می برند هرگاه شاخی ازآنان بروید بریده می شود و شاخ دیگری در جای آن می روید تا سر انجام به صورت گروههای غارتگر و دزدان قافله در می آیند... »
 
شنبه نهم 8 1388
 
 
 
 
بسيج
 
 بنویسید که اسلام غریب است هنوز...دگردیسی خوارج از عصر علی(ع) تا «سید علی»با علی در بدر بودن شرط نیست  

ای برادر نهروان در پیش روست ...

 

 آنچه در بستر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، تاریخ را یک بار دیگر تکان داد و حوادث عصر علوی را دوباره زنده کرد؛ این انتخابات تنها بستری برای رخ نمودن دوباره خوارج بود تا به بشریت اثبات کند خوارج دوران مظلومیت مولا علی (ع) همان طور که حضرتش فرمودند نسلی ممتد هستند که هر بار در جایی از تاریخ شاخه ای از آنان می روید
خوارج در عصر علی (ع)سیاست شوم معاویه و عمرو عاص در جنگ صفین و «جریان حکمیت» پیامدهای تلخ و ناگواری به دنبال داشت؛ از آن جمله: ایجاد دو دستگی در سپاه  امیرالمومنین(ع) {گروهی که حکمیت را پذیرفتند و تسلیم آن شدند و عده ای که آنرا  کفر و گناه بر شمردند و امام (ع) را تهدید کردند که اگر توبه نکند از او اطاعت نکرده و همچون معاویه با او مبارزه خواهند کرد. این گروه ریا کار همانان بودند که بعدها به «خوارج» مشهور شدند{.تاریخ «مارقین»(خوارج) نشان می دهد که آنها زیر بار هیچ حکومتی نمی رفتند و هیچ حاکمی را به رسمیت نمی شناختند و از نظر آنها حاکم عادل و پرهیزکاری همچون علی(ع) با جائر و ستمکاری همچون معاویه برابر بود.کل گیری خوارج از دوران رسول خدا(ص) آغاز شده بود. در زمان رسول الله  گاه رفتارهایی از آنها دیده میشد که روحیه عدم تسلیم و پرخاشگری آنان را نشان می داد.پیامبر اکرم(ص) درباره آنان به اصحاب خود فرموده اند: «...آنها پیروانی خواهند داشت که در امر دین بیش از حد کنجکاوی خواهند کرد و همچون پرتاب تیر از کمان از دین بیرون خواهند رفتحکمیتی که جریان ناجوانمرد خوارج آن را بهانه ای برای سرزنش امام(ع) کرده بودند قصه ای بود که خود آنها در روز بر نیزه کردن قرآن ها توسط مکر معاویه و عمرو عاص بر امام (ع)خوانده بودند و امام را برای پذیرش آن تحت فشار گذاشتند و حتی ایشان را تهدید به قتل کردند.اما پس از مدت زمان کوتاهی به سبب کج فهمی و روحیه اعتراض و اشکال تراشی از عقیده خود دست برداشتند وآن را مایه کفر و معصیت بر شمردند و شرک و خروج از دین تلقی کردند و توبه کردند و از امام (ع)خواستند که او نیز توبه کند و از گناه ناکرده برگردد و پیش از اعلام نتیجه حکمیت لشکر کشی کند و جنگ با معاویه را از سر گیرد.امام (ع)به آنان فرمود : «گناهی در کار نبود بلکه یک نوع سستی در فکر و عمل بود که از ناحیه شما بر من تحمیل شد و من همان موقع شما را متوجه کردم و از آن باز داشتم. اکنون که تعهد داده ایم و میثاق بسته ایم از ما در خواست باز گشت می کنید....»خوارج برای رسیدن به مقاصد پلید وتحقق نیات کج فهمانه خود دست به کارهایی می زدند ازآن جمله:·         انجام ملاقات های خصوصی با امام تا بتوانند ایشان را به نقض پیمان وادار کنند.·         تکفیر علی(ع) و همه آنانی که خود را ملزم به رعایت پیمان صفین می دانستند.·         سر دادن شعارهای تند و زننده در مسجد بر ضد علی(ع) {خوارج با حضور در مسجد و عدم شرکت در نماز جماعت امام(ع) مخالفت خود را اظهار می داشتند و کرارا در مسجد و بیرون آن شعار «لا حکم الا لللَه» سر میدادند و علی(ع) را مشرک می خواندند{.·         ترور شخصیتها و ایجاد نا امنی در عراق و قیام مسلحانه و رو در رویی علنی با حکومت امام(ع)ودر مقابل امیر المومنین علی(ع) موضع خود در باب حکمیت روشن می نمودند و متذکر این نکته می شدند که چیزی جز جبر و فشار او را وادار به امضای آن نکرد .ایشان همه ایرادها و اشکالات آنان را در گفت و گوها و سخنرانیهای روشنگرانه ی خود پاسخ می دادند.روش امام (ع) در برخورد با خوارج روش ملایمت و مدارا بود تا زمانی که اقدام عملی خرابکارانه و تحرکات ضد امنیتی و فتنه گری آشکار انجام نداده بودند و خللی در زندگی جامعه آن روز وارد نکرده بودند با تقابل از سوی امام  مواجه نبودند.اما پس از قتل فجیع  عبدالله بن خباب فرماندار امام علی(ع)در مدائن و همسر باردارش و اقداماتی از این دست که منجر به ایجاد رعب و وحشت در توده مردم شد و امنیت آنان را به خطر انداخت به مبارزه با آنان پرداخته و قاطعانه در مقابل آنان ایستادند تا به قلع و قمع اکثریت آنها انجامید.تاریخ تکرار می شود....آنچه در بستر انتخابات ریاست جمهوری 88رخ داد، تاریخ را یک بار دیگر تکان داد و حوادث عصر علوی را دوباره زنده کرد.انتخابات تنها بستری برای رخ نمودن دوباره خوارج بود تا به بشریت اثبات کند خوارج دوران مظلومیت مولا علی (ع) همان طور که حضرتش فرمودند نسلی ممتد هستند که هر بار در جایی از تاریخ شاخه ای از آنان میروید. آنان سر از گور معلق تاریخ برآوردند و دو باره دست بر شمشیر خیانت بردند و بر طبل تو خالی مسلمانیشان کوفتند.اگر خوارج زمانه امام علی(ع)شعار «لا حکم الا لللَه» سر دادند و او را مشرک خواندند وحکومتش را باحکومت معاویه یکی دانستند، «خوارج مترقی» و مدرن عصر «سید علی» شعار« الله اکبر» رسول الله را از حنجره دشمنان قسم خورده اسلام در بامهای خیانت به رهبری فریاد زدند و ولایت فقیه را سد راه سرکشی و انانیت نفوس متعفن بشری پنداشتند.اگر اندیشه ناپاک عمرو عاصی قرآن را بر نیزه عوام فریبی بالا برد،  عمرو عاصهای ریاکار امروزی بسیاری از مقدسات نبوی را بر سرنیزه های مکر ابوسفیانی برافراشتند.اگر کج فهمان دوره امام علی(ع) امامت جماعتش را بر نتافتند، «پخمگان سیاسی مدرن» درجماعت تشتت و چندگانگی، نماز ریا برپا داشتند و بر جوانه های «سبز» مکر سجده کردند.اگر خشک نامقدسان بی شرافت عصر مولا والی مدائن را به جرم مسلملنی و ستایش درجه بلند ولایت دست و پا بسته چون گوسفندی ذبح کردند و همسر مظلومش را به چنگ گرگ صفتی دریدند و جنین نشکفته اش را به تیزی شمشیر شکافتند، مدعیان امروز تدین و تمدن، سربازان ولایی سید علی را زیر چرخهای شقاوت جاهلی زیر گرفتند و بر فرق مجروح جنگی اش  کوبیدند و تن نحیف فداییش را تازیانه زدند و هتک حرمت خواهر مومنه اش نمودند و حجاب زینبی اش را تاب نیاوردند.و اکنون می گریم بر مولایم علی(ع)که گرفتار جماعتی ابله و دین نفهم شد که حقیقت امامت را درنیافتند و عدالت را چیزی در حد سهم غنیمت جنگی بر شمردند و بر مسلمانیش گرد تردید پاشیدند و نمازش را باور نکردند و گوهر سخنش را ارج ننهادند و کلام حقش را نشنیدند  و بر او خروج کردند و شمشیر جمود و جهالت بر فرق مقدسش فرودآوردند.و می گریم بر«سیدعلی» که مظلوم تر از روح الله است و دل خون تر از او؛ چرا که زمانه اش عجین با فتنه هاییست که حق و باطل را بهم آمیخته و بصیرتها را کاهش داده وچشمها را کم بینا کرده و قلبها را از تزویر آکنده و زبانها را بردروغ گشوده.می گریم بر مولا علی(ع) که وقتی فرهیختگانش- طلحه و زبیر- بر او قیام کردند و نهروانیان بر او شوریدند، سکوت کرد و مدارا نمود و سخن گفت و حجت تمام کرد. و بر سید علی که وقتی نخبگانش بر او خروج کردند و نصایح علوی گونه اش را به گوش سپردند و ولایتش را تحمل نکردند و زعامتش را تاب نیاوردند و دشنام دادند، صبر کرد و سکوت کرد و مدارا کرد و مهلت داد و سخن گفت و پند داد و حجت تمام کرد و اینک که با شهامت مبارزه خواهد کرد.می گریم بر مولاعلی(ع)که ناکثین جمل را بر گرده اش کشید و طعم قاسطین صفین را چشید و سنگینی هضم مارقین  نهروان سینه اش را فشرد. و بر سید علی که اردوکشان جملی و فریبکاران ابوسفیانی و نامردمان خوارجی را به تمام در تقابل با ولایت و حکومت ودیعه علوی یافت و با سینه پردرد این گونه با مولا مهدی(عج) درددل نمود: «ای سید ما ای مولای ما...من جان ناقابلی دارم جسم ناقصی دارم اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد اینها هم نثار شما باد.... »و می ترسم از عاقبت اینان که امیرالمومنین (ع) درباره آنان (خوارج) فرمود : «....آنان به صورت نطفه هایی در صلب مردان و رحم زنان بسر می برند هرگاه شاخی ازآنان بروید بریده می شود و شاخ دیگری در جای آن می روید تا سر انجام به صورت گروههای غارتگر و دزدان قافله در می آیند... »
 
جمعه هشتم 8 1388
 
 
 
 
تولد عید شما مبارک
 

*تولد عید شما مبارک*

به نام خدای مهربون

تفلد عید شما مبارک  تفلد عید شما مبارک

عید شما مبارک

عید شما مبارک

تفلد عید شما مبارک  تفلد عید شما مبارک

.....

عید اومده دوباره ،شادی و خنده

لطفا نشه فراموش، عیدی بنده

لطفا نشه فراموش، عیدی بنده

...

تفلد عید شما مبارک  تفلد عید شما مبارک

شنبه اول 1 1388
 
 
 
 
و چه دوریم وچه نزدیک به هم
 

**************************

دل تو

 

  اولین روز بهار 

 

دل من

 

اخرین جمعه ی سال

 

و

 

.......چه دورند و چه نزدیک به هم

**************************

دسته : عاطفی - ادبی
يکشنبه هفتم 7 1387
 
 
 
 
این مطلب را نخوانید...
 

این مطالب را نخوانید...!

متشکر نباشیم، ساده لوح باشیم، عاشق نباشیم، متنفر باشیم. متمرکز نباشیم، سر به هوا باشیم، ظاهر بین باشیم، عمیق نگر نباشیم. ترسو باشیم، شجاع نباشیم، لجباز باشیم، باگذشت نباشیم. منحصر به فرد نباشیم، مثل همه باشیم، منظم نباشیم، فقط باشیم!

 

 

این مطلب توسط

چهارشنبه سوم 7 1387
 
 
 
 
ادعا
 

 

* ************** ******   

ادعا نمی کنم ،  

 *              *            *

همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم

 

ولی*                 *

 

می توانم ادعا کنم               *          *   

 

    *    لحظاتی که به یادشان نیستم         *

 

                *             *      نیز دوستشان دارم *   *

 

 * ********************
دسته : عاطفی
دوشنبه هجدهم 6 1387
 
 
 
 
ماه رمضان ؛ماه بخشایش
 

تا دید فرشته ی خبرچین! جرمم

 

                            فی الفور نمود ثبتش و راهی شد

 

گفتم:اخوی! مرو،خدا می بخشد

                          ان وقت تو این وسط کِنِف خواهی شد 

التماس دعا....

التماس دعا ....

التماس دعا ....

التماس دعا....

                         التماس دعا.....

دسته : طنز - ادبی
يکشنبه هفدهم 6 1387
 
 
 
 
*کاش بودی*
 
 ____________$$$$
___$$_________
$$$
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$
$$$_$$$$___$$$__$$$$____
$
$
____$$$$_$$$$_
$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$$
__$$$__$$$$$$$$$$$$________
$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$
____$$______$$$___$$$____$
____$$_______$$____$$$
____$________$$$____$$
____ _________$$$____$
_____________$$$
_____________$$$
____________ $$$
____________
$$$
___________$$$
_________$$$$$
________$$$$$
     ****************************

کاش بودی تا دلم تنها نبود

 

      منتظر در فکر فردا ها نبود.. 

 

                کاش بودی تا که یاد پنجره

 

                         در فراق عشق تو تنها نبود

 

***********************************

 

دسته : انتظار - ادبی
يکشنبه هفدهم 6 1387
 
 
 
 
5 وارونه؟؟!!
 

خواهر کوچکم از من پرسیدپنج وارونه !

چه معنا دارد؟

من به او خندیدم،

کمی آزرده و حیرت زده گفت:روی دیوار و درختان دیدم....

باز هم به او خندیدم. آنقدر خنده برم داشت که طفلک غمگین شد. بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: بعدها وقتی غم،سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد...
دسته : عاطفی - ادبی
يکشنبه هفدهم 6 1387
 
 
 
  • تعداد رکورد ها : 39