معرفی وبلاگ
 
 
 
 
 
لینکدونی
 
 
 
 
 
آرشیو
 
 
 
 
 
آمار وبلاگ
 
 
تعداد بازدید : 184520
 
تعداد نوشته ها : 8772
 
تعداد نظرات : 243
 
 
 
 
Rss
 
 
 
 
 
طراح قالب
 
موسسه تبیان
 
 
 
 
سومين شكست خروج دوم خردادى‏ها
 
 
 
 

تقریباً یک دهه از عمر جریان دوم خرداد سابق و اصلاحات کنونى مى گذرد. این جریان مولود افراط گرایى هاى چپ گرایانه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى، سکولاریسم، بازاندیشى فرهنگى و تساهل دینى سیدمحمد خاتمى است. در هر بخشى از این جریان این سه ضلع کماکان پررنگ و کمرنگ به چشم مى خورد؛ البته با این تعبیر که چپ گرایى آن کاملاً منحصر به فرد و تغییر ماهیت داده به اقتصاد لیبرالیستى- امپریالیستى غرب است.

با توجه به توضیح بالا پرواضح است که مشى اومانیستى و تبلور آن در فرهنگ سکولار چندگرایى، اقتصاد سرمایه دارى و لیبرالیستى و پایبندى از بیخ و بن به مدرنیته، مقولاتى نیستند که بتوانند با گفتمان اصیل انقلاب اسلامى تعامل پایا برقرار نمایند. اگرچه این توضیح ضرورى است که گفتمان انقلاب اسلامى و ارزش هاى انقلاب تلفیقى اصولگرا از مبانى فکر نوین جهانى با اصول اسلامى است به نحوى که اسلام حرف آخر را مى زند. اما در اندیشه دوم خردادى ها و اصلاح طلبان این اندیشه مدرنیته است که باید اسلام را بر اساس آن تنظیم کرد. روشنفکران دینى همان جریانى هستند که به صورت ویژه همین کارکرد را دارا مى باشند. هر شاخه اى بزرگ تر از مدرنیته باشد از دین قطع مى شود و شاخه هاى کوتاه تر پیوند مى خورند، برخى هم اساساً دیده نمى شوند، حتى اگر لازم باشد بخشى از آن را «محاکمه» و یا به «آتش» مى کشند.

بنابراین دور از انتظار نبود که به زودى زود این جریان به یک دغدغه بزرگ در ساختار جمهورى اسلامى ایران تبدیل شود. دغدغه هاى فراوان کسانى که خود را «فرزند»، «خادم»، «مجاهد»، «زجردیده»، «سینه سوخته» و «سنگ زیرین آسیا»ى انقلاب مى دانند و در عین حال حاملان اضلاع این مثلث شوم و ناکارآمد هستند. البته در همین قسمت ضرورى است تا توضیح داده شود که این خواستها توسط اشخاصى به شاکله اصلى قدرت سیاسى در ایران منتقل مى شود که درک چندانى از مفاهیم طرح شده ندارند، اگرچه ممکن است در دفاع از آنها ژست هاى خیلى جدى هم بگیرند.

کوتاه سخن آنکه این تضاد اساسى موضوعى است که همواره موجب شکل گیرى مشکلات فراوانى بوده است. در حقیقت جمهورى اسلامى با گروهى مواجه است که حاملان اندیشه اى هستند که در تضاد با بسیارى از اصول قانون اساسى و سیاست هاى کلان و اهداف شکل گیرى جمهورى اسلامى در عرصه هاى داخلى و خارجى است. درست به همین دلیل است که مخلوطى از این نارضایتى در برابر تامین اهداف افراطى به همراه یک احساس تند نوستالوژیک، عصبیت گروهى و تشکیلاتى زمینه هاى لازم براى آنچه نگارنده عنوان «خروج بر حاکمیت» را بر آن نهاده به چشم مى خورد.

اولین نشانه ضعیف جریان دوم خرداد سابق و اصلاح طلب فعلى در خصوص خروج بر حاکمیت را مى بایست در غائله ۱۸ تیر ۷۸ جست وجو کرد. روزنامه سلام یک سند دولتى را چاپ مى کند! دانشجویان دانشگاه تهران با هدایت برادران محمدى اغتشاش نامنظم و کم جانى را شکل مى دهند، عده اى به شدت دانشجویان را کتک مى زنند و وزیر علوم در اوج بحران با استعفایش بنزین روى آتش مى ریزد. خبرهاى دیگرى هم در این رابطه قابل توجه است؛ وضع خدمات دهى به دانشجویان به شدت ضعیف است، معترضین با اتوبوس هاى دولتى دانشگاه براى تقویت درگیرى به نقاط مختلف منتقل مى شوند. تمامى این جنجال ها و برنامه احتمالى مداخله نظامى یکى از همسایگان از مرز غربى کشور در کنار اظهارات تامل برانگیز برخى از عناصر جریان دوم خرداد بسیار قابل توجه است. به طور مثال به «خروج از حاکمیت» ، «گفت وگو با اپوزیسیون خارج از کشور» و یا حتى «استیضاح امام حسین(ع)» مى توان اشاره کرد. با فاصله کوتاهى سران شاخص این جریان طى سخنرانى هاى مفصلى به تبیین سیاست هاى خیابانى در تامین خواسته هاى اصلاح طلبان پرداخته و یکى از آنان در جلسه اى کوچک در حاشیه تهران چند سال پس از ۱۸ تیر ۷۸ مى گوید: «به خاتمى گفتیم باید همه به خیابان ها بیایند، تنها راه تامین خواسته ها همین است و ساختار به یکباره عقب نشینى مى کند، قبول نکرد. هنوز هم به نظر ما و دوستانمان این بهترین و تنها راه ممکن است.» موج بعدى اعتصاب و تحصن نمایندگان مجلس ششم است که در این برهه ادعاى «خروج از حاکمیت» به شدت افزایش مى یابد و مدام با لحن هاى بى ادبانه و موکد در همه جا به گوش مى رسد.

اینقدر این شعار تهدیدآمیز تکرار مى شود که کروبى رئیس وقت مجلس شوراى اسلامى مى گوید: «یک عده صبح تا شب مى گویند مى خواهیم از حاکمیت خارج شویم و جالب است که دو دستى به پست و جایگاه خود چسبیده اند.» رخدادهاى اعجاب برانگیزى در این رابطه جریان پیدا مى کند، صداى همیشگى مقامات خارجى چون غائله ۱۸تیر، این بار نه با چند اوباش و یا دانشجوى فریب خورده، بلکه با نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ایران به گوش مى رسد، برخى از متحصنین که به گزارش رسانه هاى بى طرف در خفا سیگار مى کشند و ساندویچ و آبمیوه میل مى کنند، روزه سیاسى مى گیرند و با رادیوهاى بیگانه مصاحبه هاى جنجالى مى کنند. صداى تلفن هاى همراه نمایندگان مجلس مدام به گوش مى رسد، غائله تمام مى شود البته با خسارت هاى اعتبارى فراوان به حیثیت کشور. اصلاح طلبان به دلیل ناکارآمدى و عدم امکان برقرارى ارتباط مؤثر با بطن مردم، غرق شدن در کشمکش هاى سیاسى و.. و بى توجهى فزاینده به مسائل اقتصادى و... همزمان در انتخابات ریاست جمهورى نهم و مجلس هفتم و سومین دوره شوراهاى شهر و روستا شکست مى خورند. بحران مشروعیت و مقبولیت اصلاح طلبان را به محافل خصوصى و بسته ضمن استمرار انجام فعالیت هاى اقتصادى و سیاسى سوق مى دهد. این عناصر به محض خانه نشینى به دلیل عدم توجه عموم مردم به آنها وارد فاز جدیدى مى شوند که به زعم نگارنده چند ویژگى ذیل را دارا مى باشد:

۱- تقویت وجوه مردمى و سازمان هاى راى با تکیه بر معتمدین محلى
۲- سازماندهى، آموزش و جذب اعضاى جدید
۳- تلاش گسترده جهت هرچه همسوتر کردن برخى از چهره هاى شاخص جریان نظیر «سیدمحمد خاتمى» و «مهدى کروبى».

اکنون ۱۰ سال از اولین خروج بر حاکمیت اصلاح طلبان مى گذرد و آنان بلافاصله تدارک حضور میرحسین موسوى را در انتخابات مى بینند؛ شخصى که به «سیادت»، «نخست وزیر امام (ره)»، «ساده زیست» و... بودن شهرت دارد و ۲۰ سال از انظار عموم مردم دور بوده و بسیارى اصلاً او را نمى شناسند تا بخواهند ذهنیت منفى را از او مرور کنند. فعالیت انتخاباتى آغاز مى شود، در فاصله کوتاهى مردم و هواداران موسوى را به تبلیغات خیابانى دعوت مى کنند و از فواید آن سخن به میان مى آورند. در فاصله کوتاهى هواداران احمدى نژاد نیز به سازمان دهى گروه هاى خیابانى خود مى پردازند. همه چیز خیلى زود سپرى مى شود.

در یک انتخابات آزاد، رقابتى و بسیار پرشور بگونه اى که هیچ کس نیست که از کاندیدایى حمایت نکند و به رغم تمامى تخریب هاى گسترده و سازمان دهى شده ستاد تبلیغاتى میرحسین موسوى علیه رئیس جمهور، احمدى نژاد با راى شگفت انگیز بیش از ۲۴ میلیونى برگزیده مى شود. «العربیه» که بسیارى از منابع رسانه اى منطقه اى آن را وابسته به دولت اسراییل مى شناسند از آغاز انتفاضه در ایران! خبر مى دهد و سایت یاهو عکس هاى ایران و فلسطین را یکى در میان ترتیب مى دهد. بله سومین خروج بزرگ بر حاکمیت ایران توسط اصلاح طلبان شکل گرفته است.

حتى اعلام حمایت بیش از دو میلیون نمازگزار روز جمعه به امامت رهبر معظم انقلاب هم احساس کاذب فتح قله انتخاب میرحسین موسوى را پایان نبخشید. در هر حال و اگرچه با حضور به موقع بسیج و مردم در صحنه غائله به پایان رسید، اما نباید فراموش کرد که عده اى مى خواهند آنچه فکر مى کنند را با آتش زدن اتوبوس بر سر مردم تحمیل کنند. نظام و ساختار سیاسى کشور هم چنانچه مقاومت کرد، براى لطمه زدن به حیثیت او حتى با سازمان منافقین هم بر سر میز مذاکره خواهند نشست، چرا که این ریشه در عصبیت تشکیلاتى گروهى دارد که خود را عقل کل ملت ایران مى دانند. این کسانى که خود را عقل کل مى دانند به رغم تمامى بحران هاى خرد و کلانى که در ۱۰ سال گذشته براى کشور آفریده اند، این سومین بار است که کشور را تا لبه پرتگاه سقوط به پیش برده و البته با درایت مقام معظم رهبرى مسیر اصلاح شده و به جاى خودش برمى گردد.

حال سخن این است چرا باید گروهى که با تمام وجود و طى چندین مرحله عزم خود را در خروج بر حاکمیت ثابت کرده اند، همچنان در بلاتکلیفى و عدم تصمیم گیرى قاطع و قطعى به سر برد؟ البته این تصمیم مى تواند فاقد عنصر خشونت باشد اما در حذف تمام و کمال آنان از عرصه سیاست ایران نباید کوچک ترین تردیدى به خود راه داد که این ضامن بقاى اسلامیت و البته جمهوریت نظام سیاسى کشور است. زیرا این دست افراط گرایان عقل گریز ممکن است به زودى و با گذشت زمان حادثه اى را به مراتب تلخ تر و زیانبارتر از سه حادثه گذشته کشور رقم بزنند.

پیروزى دکتر احمدى نژاد گواهى روشن است بر اراده عمومى در انتخاب گفتمان اسلامى، این اراده عمومى بدون شک محکم ترین پشتوانه براى رویارویى تعیین کننده و نهایى با کسانى است که مى خواهند به هر قیمت ممکن کشور را به راهى که مورد پسند دشمنان نظام است بکشانند. این گروه ثابت کرده اند در راه اجراى سیاست هاى عصبیت زده تشکیلاتى خود از ایراد هر گونه آسیب و لطمه اى به ساختار کلان سیاسى کشور واهمه اى ندارند. نباید تردید داشت که تکرار چنین اتفاقاتى به هیمنه نظام سیاسى کشور و ارکان اقتدار حاکمیت آسیب وارد کرده و نمى توان با خوش بینى از کنار آن گذر کرد.

نمى توان به این راحتى از کنار گروهى گذر کرد که در تامین آنچه خود در اتاق هاى دربسته اندیشیده اند، حاضرند تا ساحت ارزشمند امنیت را در جامعه خدشه دار نمایند. امید است به زودى با وحدت رویه و تصمیمى قاطع و براى همیشه به این جنجال ویران کننده، پایان داده شود. البته طبیعى است که پایان دادن به این غائله به صورت کامل و ریشه اى نیازمند اقدامات فرهنگى، تبلیغى، آموزشى، قضایى و... است که هر یک مى بایست با پیروى از الگوى مشخص و همه جانبه اى به پیش رود.اگرچه لطف الهى همواره با ملت ایران همراه بوده است، اما نباید از عوامل مضر به حال سلامت سیاسى کشور غفلت کرد و همواره منتظر آن بود که چیزى از آسمان نازل شود که اگر قرار بود حفظ نظام سیاسى دینى با نزول از آسمان تامین شود، هیچ گاه امام على (ع) در محراب ترور نمى شد، امام حسن (ع) خانه نشین نمى شد و حضرت سیدالشهدا به مصاف نابرابر و ناجوانمردانه  کربلا با تمام خرد و کلان خاندان گرامى اش نمى رفت.

حسین مقدم

 
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • آدرس پست الکترونيک گيرنده :
  •  
  • آدرس پست الکترونيک فرستنده :
  •   
  • نام و نام خانوادگي فرستنده :
  •  
  • ارسال کپي براي فرستنده :
  •  
  • پيغام براي گيرنده : (حداکثر 250 حرف)
  •  
  •  
  •  
  •  
نظرات (1)
دسته : انتخاب دهم
سه شنبه 1388/4/23 17:59
امتیاز : 1
متن : آقا لطفا اسم بنده رو اضافه کنید بالاخره زحمت کشیدیم نوشتیم
نویسنده : حسین مقدم - تاریخ : سه شنبه 23/4/1388-20:56
  • تعداد رکورد ها : 1