منطقه چابهار جزء معدود مناطق كشور است كه مملو از جاذبه هاي بي نظير و كم نظير طبيعي و تاريخي است . به گفته بسياري از مسئولان سازمان ميراث فرهنگي ، گردشگري و صنايع دستي ، دست اندركاران عرصه طبيعت و گردشگران اين منطقه ، چابهار قابليت تبديل شدن به قطب طبيعت گردي كشور را داشته و از اين حيث از بسياري از مقاصد گردشگري كشور برتر است . وجود جاذبه هاي طبيعي در اين نقطه از كشور ، مرهون شرايط اقليمي ، موقعيت خاص مكاني و جغرافياي تاريخي در ادغام با تحولات زمين ساختي و ساير متغيرهاست . در اين منطقه مي توان پديده هاي متعدد ژئوتوريستي همچون فروسايي يا ساييدگي ، دگرشيبي يا ناجوري ، فرسايش تفاصلي ، هم شيبي ، خوردگي ، رخنمون يا برون زد و غيره را مشاهده كرد . جميع اين پديده ها ، خود مي توانند به صورت منفرد ، جاذبه هاي زيبايي محسوب شده و حجم انبوهي از اكوتوريست ها را به اين منطقه سوق دهند .در خصوص جاذبه هاي تاريخي نيز مي توان گفت ، يكي از مراكز مهم باستان شناسي كشور نيمه فلات شرقي است . اين منطقه شامل استان هاي خراسان ، كرمان و سيستان و بلوچستان است .

شرايط آب وهوايي همجواري منطقه آزاد چابهار با دريا، نزديكي به مدارراس السرطان و قرار گرفتن درمسير بادهاي موسمي شبه قاره هند و جبهههاي استوايي موجب گرديده است كه داراي آب هوايي گرمسيري معتدل با رطوبت نسبي باشد. بندر چابهار با مساحت 11 كيلومتر مربع هم عرض جغرافيايي بندر ميامي در شبه جزيره فلوريداي آمريكا است و شرايط آب و هوايي آن نيز دقيقا (ميانگين حداكثر دماي سالانه آن 34 و ميانگين حداقل دماي آن 10درجه سانتي گراد است) شبيه بندر ميامي است " .چابهار در فصل تابستان به دليل وزش بادهاي موسمي تابستانه (مونسون)اقيانوس هند آب و هوايي دلپذير دارد. و يكي از خنك ترين شهرهاست.
اين منطقه گرمترين نقطه كشور درزمستان وخنكترين بندر جنوبي ايران درتابستان مي باشد. متوسط دماي حداكثر (در خرداد ماه) طي يك دوره 7 ساله31 درجه سانتي گراد ومتوسط دماي حداقل (دردماي ماه) 19 درجه سانتي گراد.ومتوسط دما درطول سال 26 درجه سانتي گرادمي باشد. حداقل رطوبت نسبي 60 درصد و متوسط رطوبت نسبي 70درصد گزارش شده است. آب و هواى چابهار در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل است. بادهاى باران آور موسمى در فصل تابستان و بادهاى غربى در فصل زمستان در اين منطقه موجب ريزش پراكنده باران مىشوند از اين نظر خوش آب و هوا ترين بندر جنوبي ايران به شمار مي آيد. تابستان چابهار از تهران خنك تر و زمستان آن داراي آب و هواي مطلوب بهاري است.

شهرستان چابهار يكي از شهرستانهاي جنوبي استان سيستان و بلوچستان است كه از شمال به شهرستانهاي ايرانشهر و نيك شهر از خاور به مرز پاكستان از جنوب به درياي عمان و از باختر به شهرستانهاي جاسك و كهنوج محدود است
شهرستان چابهار به مركزيت بندر چابهار از سه بخش مركزي دشتياري و كنارك" 9 دهستان" 557 آبادي داراي سكنه تشكيل شده است اين شهرستان داراي 3 شهر به نامهاي چابهار، كنارك و نگور است
شهر چابهار در شمال خط استوا در عرض جغرافيايي 25 درجه و 17 دقيقه قرار گرفته است.قلمرو خط استوا از مدار صفر درجه تا 23 درجه و 27 دقيقه شمالي به نام "مدار راس السرطان"امتداد دارد.شهر چابهار حدود 1 درجه و50 دقيقه بالاتر از مدار راس السرطان واقع شده است .
شهر چابهاربا موقعيت جغرافيايي 60 درجه و 37 دقيقه طول شرقي و 25 درجه و 17 دقيقه عرض شمالي در فاصله 756 كيلومتري جنوب زاهدان و 2406 كيلومتري تهران و در مسير راه آسفالته زاهدان-كنارك قرار گرفته است.چابهار در منطقه نيمه جلگه اي بلوچستان قرار گرفته است دشت پهناور دشتياري در نواحي خاوري اين شهرستان جاي دارد و ديگر نواحي آن را ارتفاعات نه چندان بلند كوه كروچ با 1205 متر" كوه گوز با 765 متر و كوه ديواني با 708 متر ارتفاع فرا گرفته است كه دره ها ،دشتهاي پهناور و چند رودخانه در آن به چشم مي خورد رودخانه باهوكلات كه دشت پهناور دشتياري را مشروب مي كند با ريزابه هايي چون رودخانه كاجو عمده ترين رودخانه اين شهرستان به شمار مي رود رودهاي كهير بيشمونت و چند خشكرود ديگر نيز از جمله آن محسوب مي شوند.
بندر تاريخي لافت بارزترين روستا در روستاهاي ساحلي قشم است . كامل بودن آبينه موجود در لافت ، معشيت پايدار مردم آن ، توسعه آينده ي آن از جمله احداث پل خليج فارس كه جزيره قشم را از طريق لافت به سرزمين اصلي متصل خواهد كرد همه و همه از ويژگي هاي منحصر به فرد اين بندر مي باشد . اين روستا با تنوع بافت نو و كهنه يكي از ده روستاي برتر كشور از لحاظ معماري مي باشد . در مجموعه شهر ساحلي لافت قلعه نادري با ويژگي هاي قلعه هاي ايراني در جوار چاه هاي تلا از دژهاي مستحكم دفاعي جزيره قشم به شمار مي رفته است . از ديگر جاذبه هاي لافت مي توان بادگير هاي سنتي ، كارگاه هاي لنج سازي ، بزرگترين آب انبار جنوب ايران ، چاه تلا ، برج هاي تاريخي دوره سامانيان ، مسجد جامع لافت نام برد كه در واقع بندر لافت يك مجموعه تاريخي در كشور به لحاظ معماري شناخته شده و به ثبت رسيده است .


از آن هنگام كه واسكودوگاما روياى رسيدن به خلجفارس و درياى عمان را در سر مىپروريد، تا زمانىكه آلبوكرك ـ درياسالار تحت امر او ـ خود را به درياى پارس رسانيد، زمان زيادى نگذشت. ناوگان دريايى پرتغال، نخست به كرانههاى جنوبى اين دريا و سپس به جزاير عمده و مهم تنگه هرمز رسيد. پيش از آنكه هرمز، اين نگين انگشترى تجارت جهانى دنياى كهن، به دامن استعمار بيفتد، قشم ـ دردانه درياى پارس ـ اسير گامهاى اين بيگانگان شده بود. واسكودوگاما در آبهاى هند غروب خويش را به چشم ديد اما روياى او به تحقق پيوست و دريانوردان خستگىناپذيرش در اندك زمان، خود را به قشم، لارك، هرمز و ديگر سواحل پيروزهگون درياى پارس رساندند. دژهاى نظامى محكم و خوفانگيز آنان در بهترين سواحل اين دريا برافراشته شد و تسليحات نظامى، توپها، منجنيقها و ديدبانهايى بر آنها گماشته شد تا فيليپ پادشاه پرنخوت پرتغال غروب آفتاب را در سرزمينهاى خود به چشم نبيند. پرتغاليان نتوانستند تا ابد بر آبهاى خليج فارس زورق فرمانروايى برانند و اگرچه بيش از يك سده به حاكميت خود ادامه دادند اما سرانجام ناوگان ايشان در افق اين دريا از ديدهها پنهان شد.
امروزه آثار به جاى مانده از قلعههاى پرتغالى همچون آينههايى شكسته، روياى دريانوردان پرتغالى را از پس اعصار و قرون بر ما جلوهگر مىسازند.
در ساحل محله مسنى قشم، در بندر قديمى و كهن لافت در كنار چاههاى طلا، و در جزيرههاى هرمز و لارك آثارى از اين قلعهها به جاى مانده است. امروزه اين آثار از جمله ميراثهاى تاريخى خليج فارس به شمار مىروند و به عنوان بازماندههاى معمارى استعمارى و نماد پايمردى مردمان جنوب، توجه جويندگان حقيقت و علاقهمندان به تاريخ درياى پارس را به خود جلب مىكنند.
اين قلعهها اغلب از ساختار معمارى مشابهى تبعيت مىكنند: برجها، باروها، دروازهها، خندقها، آب انبارها، اصطبلها، ساختمانهاى مسكونى و فرماندهى از عناصر اصلى اين بناها محسوب مىشوند.
در ادامه، درباره برخى از اين قلعهها به كوتاهى سخن مىگوييم:
· قلعه قشم:
قلعه قشم با مساحتى بيش از 2000 مترمربع كه از 400 سال پيش باقىمانده و در روزگار تاخت و تاز استعمارگران در خليج فارس چندين بار در جنگهاى دريايى بين پرتغالىها، اسپانيايىها، انگليسىها و هلندىها دست به دست گشته و تخريب شده و دوباره مرمت شده است، اكنون ويرانهاى بيش نيست. اين قلعه مخروبه از جمله قلعههاى پرتغالى است كه در حدود سال 1510 ميلادى با سنگ مرجان و ساروج برپا شده است.
اين قلعه دو بارو داشته كه در هر يك از چهارگوشه باروها برجى برآمده بوده است. درون قلعه، اتاقها و انبارىها و بركهها و چاههايى ساخته بودند كه هنوز آثارى از آنها باقىمانده است. شيوه معمارى قلعه و طرح برج و باروبندى آن همانند قلعهسازى ايران دوره ساسانى است. پرتغالىها از برجهاى ديدهبانى قلعه كه ديدگاهى فراگيرنده داشت، رفت و آمد كشتىهاى جنگى و تجارى را در آبهاى خليج طى 110 سال استيلاى خود زير نظر مىگرفتهاند. بنابر نوشته سديدالسلطنه، نقبى ميان اين قلعه و نخلستان بيرون از شهر كنده بودند تا قلعهنشينان بتوانند به هنگام حمله دشمن و محاصره قلعه از دام مهاجمان بگريزند و جان به سلامت از قلعه بيرون برند.
قلعه قشم كاربردى چون يك انبار بزرگ يا جاى نگاهدارى مهمات و سلاح داشته كه در مواقع اضطرارى به ديگر دژها كمك مىرسانده است.
سرانجام در 1622م/ 1301ه. ق، اين قلعه و ديگر پايگاههاى استعمارى در دهانه خليج فارس را امامقلىخان سردار بزرگ عصر صفوى متصرف شد و ايرانيان تا امروز بر اين پرارزشترين آبراهه دنيا چيره هستند.
· دژ لافت:
علاوه بر قلعه قشم، آثار يك قلعه سنگى قديمى ديگر نيز در بندر لافت باقىمانده است. اين قلعه در لافت كهنه و در كنار چاههاى طلا قرار دارد و به ”قلعه نادرى“ يا ”نادرشاهى“ شهرت دارد. اما تاريخ بناى آن قديمىتر از دوره نادرشاه و به احتمال زياد بر روى پايههاى دژهاى كهن و باستانى قبل از اسلام ساخته شده است. ابراهيم كازرونى كه در دوره محمدشاه قاجار از اين قلعه در لافت ديدن كرده، تاريخ بناى آن را مربوط به دوره صفوى دانسته است.
قلعه نادرى لافت يك بارو و چهار برج و يك دروازه داشته است. دروازه در ديوار ضلع غربى قلعه باز مىشده است. شيوه معمارى اين قلعه نيز كم و بيش به معمارى قلعههاى پرتغالى شباهت دارد و آن را با سنگ و ملات ساروج ساختهاند. اكنون دورتادور اين قلعه خانهسازى شده و قلعه در ميان شهر و روبهروى مسجد جامع لافت قرار گرفته است.
· قلعه هرمز:
از ديگر قلعههاى مشهور پرتغاليان، در جزيره هرمز واقع است. آلبوكرك درياسالار پرتغالى پس از تصرف اين جزيره، براى پاسداشت آن از تسلط دشمنان و امكان مقاومتهاى طولانى، دژى بزرگ را در اين جزيره بنيان نهاد. ساختن اين دژ از سال 912 هجرى آغاز شد و پس از سى سال به پايان رسيد. اين قلعه استوار در محوطهاى چهارگوش كه هر پهلوى آن 120 متر درازا داشته بنا شده است.
پهناى ديوارها 5/3 متر بوده و در چهار گوشه آن چهار برج به بلندى دوازده متر وجود داشته است. در پناه اين قلعه پرتغالىها مدت 115 سال بر جزيره و راههاى تجارى و سواحل خليج فارس نظارت داشتهاند. قلعه پرتغالىها هم اكنون يكى از مهمترين يادبودهاى تاريخى جزيره هرمز به شمار مىرود. اين قلعه و ديگر قلعههاى پرتغالىها در دهانه خليج فارس را امامقلىخان سردار ظفرمند عصر صفوى متصرف شد و از آن سو ايرانيان تا به امروز بر اين پرارزشترين آبراه دنيا چيره هستند.
قلعههاى ساسانى:
قلعههايى واقع در ارتفاعاتى در لافت كهنه هستند كه بر بقعه سيدان و گورستانها اشراف دارند. مطالعه سفالينههاى جمع شده از اين قلعهها نشان مىدهد كه بيشتر مربوط به دوره ساسانى و اوايل اسلاماند.