یک ویژگی جدید سایت گوگل که اخیرا به اون اضافه شده ترجمه متون طولانی است به طوری که شما حتی میتونید یک سایت رو با
دادن صفحه مورد نظر به فارسی یا به زبان های دیگه ترجمه کنید
در ضمن این ویژگی گوگل قابلیت ترجمه 51 زبان به 51 زبان دیگر هستش حتما سر بزنید
آدرس این پایگاه :
یک اشکالش اینه که ترجمه انگلیسی یا هر زبان دیگه رو به فارسی یکم مشکل داره
هر کس ممکن است تیزهوشی را با توجه به احساس وتجربه و نگرش خود توصیف کند.
به عنوان مثال معلم یک کلاس درس ریاضی ممکن است شاگردی را که در حل مسائل و پاسخ به سئوالات مهارت دارد تیزهوش تلقی کند یا پدری که کنجکاوی و پرسشهای گوناگون فرزندش را مشاهده می کند او را تیزهوش تصور نماید.
در حالیکه احتمال دارد هر دو این کودکان از نظر هوش در حد متوسط باشند.
اصولاً پیدا کردن تعریفی جامع برای شناخت کودک تیزهوش چندان آسان نیست و تعریفهای گوناگونی از هوش و تیزهوشی ارائه شده است.
اولین شرطی که برای تیزهوشی در نظر گرفته شده است هوشبهر 130 است که به کودکانی که هوشبهر بین 140 تا 170 دارند ممتاز یا سرآمد و افرادی که دارای هوشبهر از 170 به بالا هستند نابغه نامیده می شوند.
البته در کنار چنین هوشبهری آفرینندگی و توانایی فرد را در استدلال و همچنین ابتکار او را در انجام کارها باید مدنظر داشت.
پیشرسی استعداد و تمایل به رقابت با کودکان بزرگتر از خود نیز از جمله شاخصهایی است که در کودکان تیزهوش دیده می شود.
کودکان تیزهوش ، بازی وگفتگو باهمفکران خود را بر بازی با همسالان خود ترجیح می دهند و از این رو اکثراً در گروه سنی بزرگترها برای خود جا باز می کنند.
همچنین:
کودک تیزهوش کسی است که بتواند با کمک فکر واستدلال واستفاده از فرایندهای ذهنی برتر خود به داوری درست بپردازد و در کارهای خلاقه از استعداد خاصی برخوردار باشد.
رنگها بر نیازهای روحی-روانی، شرایط یادگیری، کنترل رفتارهای خشمگینانه، احساسات، درمان افسردگی و
اختلالات یادگیری و سطح انرژی اثر دارند.رنگها در کنترل نبض، تپش قلب، فشار خون، اشتها و حتی خواب مفید هستند و همچنین در درمان بیماریهایی مثل میگرن، سرطان، اعتیاد و امراض پوستی و حتی تومورهای مغزی اثر دارند.
رنگها در هر جا از دنیا و به تناسب فرهنگ و عرف هر جامعه معانی متفاوت و حتی متضاد دارند.برای مثال سفید در کشوری مثل ایران نشان شادی، پاکدامنی است و برای مراسم جشن و عروسی استفاده می شود، در حالیکه در کشوری دیگر نشان روحانیت است و در مراسم عزاداری کاربرد دارد.
شاید تا به حال از خودتان پرسیده باشید که چرا کشتی و یا هواپیمای سیاه نداریم؟و یا چرا هیچ جعبه شکلاتی سبز نیست؟شاید در این مطلب جوابهایتان را پیدا کنید.
متأسفانه به دلیل جذابیت روانشناسی رنگها، این شاخه از علم مورد سوء استفاده قرار گرفته است.در هر سایت، مجله، روزنامه و یا وبلاگی از این مطالب زیاد دیده می شود ولی درست یا غلط بودنشان مشخص نیست.
پروفسور لوشر از دانشمندانی است که حدود بیست سال و اندی در این مورد تحقیق کرده است.
حال بد نیست از نظر این محقق در مورد روانشناسی رنگها برای بعضی از رنگهای پر طرفدار نگاهی بیاندازیم.
پروفسور لوشر می گوید:
سیاه:
سیاه رنگی مطلق است که در فراسوی آن، زندگی تمام می شود.سیاه یعنی نه، که نشانه ای از ترک عشق و انصراف از فعالیتهای جمعی است.به معنی نیستی، ناامیدی به آینده و سکوتی ابدی است و حس سنگینی را به افراد القا می کند.تأثیر خوبی بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفی دارد.دوستداران رنگ سیاه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضی اند.اگر ناراضی نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار می کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضی اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار می کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.
طرفداران سیاه زیاد هم ناامید نشوند چون از طرفی دیگر سیاه نمادی از آبرومندی و شرافت است(دیده اید ماشین های شیک و کلاس بالا معمولا" سیاه و براقند).
قهوه ای:
آدمهای قهوه ای را بدون قسم خوردن می توان باور کرد، یعنی حرفشان سند است.اما طرفداران این رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانید که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهانی دوم، قهوه ای بوده است).قهوه ایها یا یک بیماری جسمی جدی دارند و یا مشکلی که به نظر آنها غیر قابل حل است، پس این افراد از نظر جسمی و روحی در خطرند.
خاکستری:
خاکستری را در کهنسالان و خانه سالمندان باید پیدا کرد.این افراد معمولا" غمگینند و محافظه کار و حتی اگر آهنگی گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگین است، مثل اینکه به آنها گفته اند خوشی بی خوشی.
قرمز:
قرمز پسندها پر از شوق زندگی، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا" نیرویشان تمام نشدنی است، خوب مشت می زنند و کتک خورهای خوبی هم هستند.در مجموع و خلاصه اینکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزایش نبض و فشار خون می شود.(
آبی:
آبیها خلاقند و همیشه فکرهای تازه می کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتنی هستند و احساساتشان را خوب کنترل می کنند.عاشق تنهایی، احساساتی و ملایم اند.نماد ابدیت و عمق و کمال گرایی است.از ویژگیهای افراد آبی دوست صلح، مهربانی و هماهنگی است.این رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون می شود.
سبز:
آدمهای سبز مذهبی اند.در انجمنهای خیریه یا بیمارستان یافت می شوند!!!مضطرب و انعطاف پذیرند.اگر دنبال شریک(البته شریک تجاری نه زندگی) می گردید سعی کنید سبز باشد(نه اینکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگی مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسیار علاقه به نصیحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجیبی دارند.
زرد:
آدمهای زرد بر خلاف نظر عموم بیمار و رنجور نیستند و منتظر خوشبختیهای بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهی حسود و معمولا" بلند پرواز.
بنفش:
بنفش دوستها صمیمی و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهی آنقدر صمیمی می شوند که قضاوت و تصمیم درست نمی توانند بگیرند.
نارنجی:
نارنجی پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهای دور و درازند.
ارغوانی:
ارغوانی ها پایشان روی زمین است و سر و فکرشان در ابرها پرواز می کند(البته فکر بد نکنید!!).عاشق دین و عرفان اند.اندیشمند و عاشق مناظره و اثبات حقایق، اما هنوز معلوم نیست که چرا یک دفعه از این رو به آن رو می شوند و بنابراین اصلا" به فکر پیش بینی آنها نباشید.
تغییر رنگ محبوب با گذشت زمان امری طبیعی است اما اگر ناگهانی باشد خطرناک و بحث برانگیز و عجیب است.
این وبلاگ بخش اهل بیت را به لینکستان خود اضافه کرد.و هر هفته چند معصوم به لیست خود اضافه میکند.این بخش شامل چندین کتاب در مورد معصوم برای دانلود می باشد
امیدوارم خوشتون بیاد پس با نظرات سازنده تون من رو یاری کنید.
امروزه به خاطر تلاشهای یک فیزیکدان آمریکایی به نام لوییز آلوارز، هر کودکی هم که اندکی به دایناسورها علاقهمند باشد و از میان همه آنها تیرکس را بشناسد، به راحتی میگوید که برخورد یک شهابسنگ با زمین باعث نابودی دایناسورها شده است
این نظریه علمی به اندازهای قابلقبول است که سالهای سال دانشمندان بسیار زیادی روی آن کار کردهاند و هر روز یافته جدیدی را برای تقویت این نظریه علمی ارائه کردهاند. اما نظریه اساسا آنچنان که روی آن مانور داده شده است، درست بهنظر نمیرسد.
دیرینهشناسان سالها این را میگفتهاند اما تا آنجا که کار به فیزیکدانان و تحلیلهای رایانهای غیرقابل تصور مربوط میشد، حرف دیرینهشناسان تنها در مجامع علمی خودشان قابل بررسی بود. دیرینهشناسان از همان سالها همیشه میگفتند آلوارز که به خاطر فعالیتهایش حتی نوبل فیزیک هم گرفته است در این باره چندان درست نمیگوید و نمیتوان تمام انقراضهای شناخته شده در بازههای زمانی مشخصی از تاریخ را به گردن این برخورد فضایی انداخت. خود آلوارز در یک اظهار نظر در باره آنها گفته است: نمیفهمم که چرا برخی دیرینهشناسان این موضوع را که انقراضی مصیبتبار به وقوع پیوسته است، رد میکنند. اینک اما دانشمندانی از جنس خود آلوارز بر خلاف نظریه او به یافتههایی دست پیدا کردهاند که برخورد یک دنبالهدار یا شهابسنگ یا هر چیز دیگری که از فضا به زمین آمده است؛ باعث نابودی یکباره دایناسورهای نبوده است. دیگر خود فیزیکدانها هم حتی باید روی این گفتهها تامل کنند؛ چون این بار بر خلاف گفتههای دیرینهشناسان که ابزارشان سنگوارههایی است که در قفسههای موزههای علوم طبیعی خاک میخورند، دانشمندان از شبیهسازی رایانهای برای بررسی درستی گفتههای آلوارز استفاده کردهاند. در تحقیقی که در دانشگاه واشنگتن سیاتل انجام شده، دوره احتمال برخورد ستارههای دنبالهدار به زمین مورد بررسی قرار گرفته است. این دانشمندان با بررسی شبیهسازیشده رفتار دنبالهدارها به این نتیجه رسیدهاند که احتمال برخورد یک دنبالهدار به زمین در بازه زمانی که آلوارز به آن اشاره داشته و همزمان با انقراض دایناسورها بوده بسیار کم است. این یعنی اینکه دایناسورها بهخاطر برخورد یک دنبالهدار یا جرم خارجی فضایی از بین نرفتهاند. اما این گفتهای نیست که به یکباره مطرح شده باشد. دیرینهشناسان پیشتر هم گفته بودند که دایناسورها برخلاف آنچه آلوارز گفته است به خاطر برخورد یک جسم خارجی فضایی نابود نشدهاند بلکه بهصورت طبیعی منقرض شدهاند.
نظریه انقراض آلوارز
نظریه انقراض دایناسورها توسط سیارکها که در دهه 1970 میلادی توسط آلوارز مطرح شد منشأ نابودی این حیوانات عظیمالجثه را جسمی خارجی عنوان میکند که حدود 5/65 میلیون سال پیش بیرون از فضا به زمین برخورد کرده است. آلوارز برای اینکه چنین نظریهای را اثبات کند افزایش یکباره میزان ایریدیوم در لایههای زمین را مد نظر قرار داده و با توجه به افزایش این ماده که بیشتر در اجرام فضایی وجود دارد به این نتیجه رسیده بود که یک جرم فضایی به زمین برخورد کرده و باعث نابودی دایناسورها شده است. پس از این نظریه دانشمندان دیگر روی آن کار کردند و گفتند که احتمالا یک جرم فضایی که 5 تا 15 کیلومتر عرض داشته در شبهجزیره یوکوتان در جنوب مکزیک به زمین خورده و باعث بهوجود آمدن یک چاله بزرگ به نام چیکولوب شده است. اینکه دایناسورها پیش از برخورد این سیارک به زمین در چه وضعیتی بودهاند هنوز مشخص نیست. برخی میگویند آنها پیش از آن هم وضع مناسبی نداشته و رو به نابودی بودهاند اما برخی دیگر عامل اصلی نابودی آنها را همین برخورد فضایی میدانند. براساس این نظریه، اینکه انقراض دایناسورها چقدر طول کشیده است دقیقا مشخص نیست اما دانشمندان میگویند بسیار سریع بوده است. صورتهای انقراض هم طبق گفته دانشمندان حامی این نظریه مستقیم و غیرمستقیم بوده است. مستقیم به این صورت که باعث کشته شدن دایناسورها در انفجارهای پس از برخورد بوده است و غیرمستقیم به این صورت که با سردشدن اتمسفر زمین دایناسورها به سختی میتوانستند غذا پیدا کنند و کمکم روبهنابودی گذاشتند.
نظر کارشناسان
یکی از دیرینهشناسانی که در این باره اظهارنظر کرده بورلی هالستد انگلیسی است. هالستد برای رد نظریه آلوارز به نکات کلیدی گفتههای او حمله کرده بود. یکی از دلایل محکمی که آلوارز در نظریه خود به آن استناد کرده بود وجود میزان بسیار زیادی ایریدیوم در سطح زمین بوده است. هالستد در مقابل میگوید طبق یافتههای زمینشناسان که این ایریدیوم مورد بحث در طول هزاران سال بر اثر فعالیتهای آتشفشانی از دل زمین به سطح آن رسیدهاند و بر خلاف گفتههای آلوارز که به یکباره در سطح زمین پیدا شدهاند، طی مدت زمانی میان 10 هزار تا 100 هزار سال در زمین انباشته شدهاند.
نکته دیگری که هالستد به آن اشاره دارد این است که نظریه آلوارز تنها دایناسورها را مورد بررسی قرار میدهد. چگونه است که یک سیارک به زمین برخورد میکند اما تنها دایناسورها را نشانه میرود؟
آیا این سیارک از پیشبرنامهریزی شده بوده که تنها دایناسورها را نابود کند؟ پس حساب کار دیگر موجودات دریایی و خشکیزی و گیاهان چه میشود؟
هالستد در این باره میگوید: شما این نظریه را تصور کنید که انقراض را در تمامی جهات توضیح میدهد، ولی نیاز دارید درباره پرندگان، پستانداران، ماهیان مرکب، ماهیان خاردار، مارمولکها، مارها، تمساحها و لاکپشتها هم بیندیشید که گویی هیچیک از آنها متوجه بروز بحران شدید در اطرافشان نیستند. هالستد در این حال به این نکته هم اشاره میکند که هنوز نمیتوان بهجز روند طبیعی برای منقرض شدن دایناسورها دلیل قانعکنندهای آورد. وی میگوید ما هم دقیقا نمیدانیم که چرا دایناسورها نابود شدهاند. در مقابل این سؤال اما ما نظریههای عجیب و غریب ارائه نمیدهیم بلکه سعی میکنیم بیش از گذشته نمونه به دست آوریم و روی آن تحقیق کنیم.
البته حالاتی شبیه لبخند و خنده انسانی در میمونهای انساننما در حین بازیهای اجتماعی دیده شده است.
این نوع پاسخ رفتاری به عنوان پیامی به گروه عمل میکند که احساسات مثبت را منتقل میکند،استرس را کاهش میدهد، و انسجام گروهی را افرایش میدهد.
طنزهای برانگیزاننده خنده در انسانها در چند مرحله عمل میکنند. هنگامی که به یک جوک گوش میدهید، اولین چیزی که ذهن شما جلب میکند، شاهبیت آن است که معمولا به صورت یک پایانبندی خلافقاعده و ناجور است.
بعد ذهن شما شروع به مشکلگشایی میکند تا این عدم تناسب یا غافلگیری را تفسیر کند.
نهایتا مغز میتواند این مراحل ذهنی را بازشناسی کند، و در مجموع، فرآیند طنز در ذهن شما شکل میگیرد و پاسخی از خنده را باعث میشود.
واسطه عصبی دوپامین (یک ماده شیمیایی در مغز) مسئول است که امکان رخ دادن این مراحل را در مغز را فراهم میکند. دوپاین به ما امکان میدهد که هنگامی که میخندیم، احساس لذت کنیم.
برخی از بررسیها نشان دادهاند که سلامتی بیماران دچار بیماری مزمن که در معرض تحریکهای سرگرمکننده قرار میگیرند، بهبود پیدا میکند.
ضربالمثل "خنده بر هر درد بیدرمان دواست" ظاهرا حظی از حقیقت در خود دارد.
یک رصد خانه فضایی ناسا که در ماه مارس امسال پرتاب شده بود سیاره ای را در حال گردش به دور ستاره مرکزی ردیابی کرده است
به گزارش کنجکاو تلسکوپ کپلر که هم اکنون در مدار زمین می گردد در آزمونی برای محک توانایی هایش، اتمسفر این سیاره خارج از منظومه شمسی را ردیابی کرده است.
ماموریت کپلر جستجو برای یافتن سیاراتی با ابعاد مشابه زمین است که ممکن است قابلیت پیدایش حیات در آنها وجود داشته باشد. کپلر همان بخشی از کهشکان را جستجو می کند که ما نیز در آن قرار داریم.
اولین یافته های تلسکوپ بر داده هایی که طی 10 روز پیش از شروع کار رسمی این رصدخانه جمع آوری شده بود استوار است.
این نتایج در نشریه علمی "ساینس" چاپ شده است.
سیاره ای که کپلر شناسایی کرده HAT-P-7 نامگذاری شده و حول ستاره ای در فاصله تقریبا هزار سال نوری از زمین می گردد.
این کره دورافتاده تنها ظرف 2/2 روز حول ستاره مرکزی می گردد و در مقایسه با زمین، 26 بار به ستاره مرکزی نزدیکتر است.
میزان خمیدگی نور گذرنده از سیاره نشان می دهد که دمای اتمسفر آن در طول روز به 2377 درجه سانتیگراد می رسد.
دیوید کوچ از مقام های مرکز تحقیقات آمس ناسا در کالیفرنیا گفت: "این نتیجه اولیه نشان می دهد که سیستم ردیابی کپلر صاف به هدف می زند."