در المپیک هم شگفتیساز می شویم
بدون شك میتوان سال 1390 را بهترین سال تاریخ وزنهبرداری ایران قلمداد كرد. سالی كه در آن دو موفقیت ارزشمند در ردههای جوانان و بزرگسالان برای ایران بدست آمد، دوبار رهبر معظم انقلاب این پیروزیها را تبریك گفتند و رئیس جمهور نیز دو بار آنها را به حضور پذیرفت و از كار بزرگشان تقدیر كرد. حالا در این شرایط رضازادهای كه روزی پر انتقادترین رئیس فدراسیون ایران بود، امروز به یكی از موفقترینها بدل شده است.
كمتر از دو سال پیش بود كه حسین رضازاده در آشفتهترین روزهای وزنهبرداری ایران مدیریت فدراسیون این رشته ورزشی را بر عهده گرفت و به آرزویی كه سالها در ذهن داشت جامه عمل پوشاند؛ اما در آن روزها رضازاده جوان، با موجی از انتقادها مواجه بود. انتقادهایی كه به جوانی یا كار نابلدیاش وارد میكردند. انتقادهایی كه به مدیریتش در تیمهای ملی بود. تیمهایی كه در طول یك سال 5 ورزشكار دوپینگی از جمله سعید علیحسینی از آن خارج شد و نتایج تیمش نیز چندان چنگی به دل نمیزد. در آن زمان برخی میگفتند كه «رضازاده مزد خرابكاریهایش را گرفته و به ریاست فدراسیون رسیده.»

از آن پس نیز انتقادها تا ماهها ادامه داشت و هر روز برگ جدیدی از دسته گلهای او و فدراسیونش رو میشد، در این شرایط آمدن كورش باقری به راس تیمهای ملی، ایجاد نظم نوین در تیمهای ملی وزنهبرداری، موفقیت در رقابتهای جهانی سال 2010 با درخشش غول جدید سنگین وزن دنیا از ایران و ادامه آن در بازیهای آسیایی گوانگجو، ورق انتقادها را كمكم برگرداند. از آن پس یا میزان انتقادها كاهش پیدا كرد، یا منتقدان خاموش شدند یا برخی دیگر تغییر نگرش داده و به موافقان فدراسیون بدل شدند. این روند در سال جاری هم همچنان ادامه پیدا كرد تا جایی كه در رقابتهای جهانی جوانان در مالزی، تیم ایران برای نخستین بار در تاریخ ورزشیاش با چندین مدال مختلف به عنوان قهرمانی رسید تا یكی از بهترین نتایج تاریخ وزنهبرداری ایران به دست آید. این زنجیر البته در مالزی پاره نشد و تا همین چند روز پیش در پاریس هم ادامه داشت تا اینكه وزنهبرداران بزرگسال ایران كه تركیبی از جوانان هم در آن حضور داشتند، به نتیجهای كمنظیر رسیدند. آنها دو مدال طلا، یك نقره و یك برنز در مجموع به دست آوردند و برای نخستین بار در طول تاریخ حضور ایران از سال 1949 تاكنون در قالب رقابتهای جهانی بر روی سكوی تیمی قرار گرفتند. سكویی كه كاپ سوم مسابقهها را با خود به همراه داشت. این روند اكنون فدراسیون آشفته و بحرانزده وزنهبرداری را كه خیلیها مدعی بودند باید این رشته از میان رشتههای ورزشی ایران برچیده شود را به ورزشی تبدیل كرده كه دل مردم را شاد میكند و باز ما در كوی و برزن شاهد این هستیم كه از موفقیت وزنهبرداران ایران سخن میگویند.
امروز رضازاده یكی از موفقترین فدراسیونهای ورزشی را در اختیار دارد. او نه تنها در سالهای حضورش در تیمهای ملی وزنهبرداری بارها پیام مقام معظم رهبری را به خاطر موفقیتهایش دریافت میكرد بلكه در یك سال گذشته سه بار این پیام را به خاطر موفقیت تیمهای ورزشیاش دریافت كرده كه این موفقیتی بیسابقه در بین رشتههای ورزشی است.
رضازاده كه هنوز كسی باورش نمیشود تیمش اینچنین موفق باشد و بسیاری در انتظار نتایج آزمایش دوپینگ هستند، معتقد است "عزت را خدا به انسان میدهد و تنها اوست كه از انسان بازپس میگیرد."
در ادامه گفتوگویی تفصیلی ما را خواهید خواند با یكی از خوشحالترین روسای فدراسیون ایران كه این روزها بر روی ابرها راه میرود.
* آقای رضازاده فكر كنم نتیجه خوبی بود. شما چه فكر میكنید؟
ـ من هم همین طور فكر میكنم. 8 نفر به مسابقه آوردهایم و 4 نفرشان مدال گرفتند. شما فكر میكنید این نتیجه خوبی نیست. اما همه اینها زحمتهای خود بچههاست. زحمتهای كورش باقری است و زحمتهای كسانی است كه آنها را حمایت كردند تا اردوهای آمادهسازی خوبی داشته باشند. باید از وزارت ورزش و كمیته ملی المپیك كه تاكنون به ما كمك كردهاند بخواهم از این پس بیشتر هوای ما را داشته باشند. اینها تواناییهای بالایی دارند و اگر میخواهند كه به مدالهای خوشرنگ المپیك برسیم باید بیشتر كمك شویم.
* نتیجه بینظیری بود. تاكنون در رده تیمی بر روی سكوی جهان قرار نگرفته بودیم. از همه لحاظ نتیجه خوب بود. آیا شما هم پیش از مسابقهها چنین انتظاری داشتید؟
ـ خب ما وضعیت بچهها را میدانستیم. اما پیشبینی ما بر روی سه مدال بود و ما برای سه مدال حساب باز كرده بودیم كه خوشبختانه عدد آنها به چهار رسید. حساب اصلی ما روی بهداد سلیمی بود كه مدال طلا بیاورد. كیانوش رستمی و سعید محمدپور هم از دیگر گزینههای مدالآوری ما در این رقابتها بودند اما سجاد انوشیروانی واقعا غیرت به خرج داد و توانست به یك مدال ارزشمند برسد. او در دو ضرب وزنهای را زد كه در تمرینها كمتر زده بود و شاید حتی در این چند ماه این وزنه را بلند نكرده بود. من باید از همه آنها تشكر كنم چه آنهایی كه مدال آوردند و چه آنهایی كه نیاوردند. امیدوارم این روند تا المپیك ادامه پیدا كند. همین نظم و ترتیب را ما در تیمهای ملی داشته باشیم و وزنهبرداران نیز فكرشان را جهانی و المپیكی كنند تا بتوانند در المپیك موفق شوند. كورش باقری هم به خوبی آنها را هدایت میكند ما هم تلاشمان در فدراسیون این بوده كه یك لحظه آنها با مشكل مواجه نشوند و حتی ما نگذاشتیم حقوق وزنهبرداران یك ماه عقب بیفتد. این چهار وزنهبرداری كه مدال گرفتند خودشان میخواستند، تلاششان را كردند و مدالشان را هم گرفتند. امیدوارم كه در المپیك نیز هر 6 وزنهبردار ما مدال بخواهند.
* خب یك مقدار در مورد تك تك وزنهبرداران صحبت كنید. از سجاد بهروزی، اصغر ابراهیمی یا براری بگویید.
ـ در مورد اصغر باید بگویم كه او آن چیزی كه ما میخواستیم نبود. البته سنش بالاست و زانویش هم درد میكند ولی انتظار داشتیم كه در یك ضرب به مدال برسد. در مورد او كادر فنی تصمیمگیری میكند كه آیا باز هم در اردو خواهد بود یا نه. در مورد سجاد بهروزی هم درست كه توقع بیشتری داشتیم اما از وزنه زدنش چندان ناراحت نبودیم. ما سعی میكردیم در این رقابت، مانند یك شطرنجباز كار كنیم و باید دقت میكردیم كه وزنهبرداری اوت نكند و وزنههای خوبی را بزند. سجاد پس از دو سال دوری از رقابتها دوباره بازگشته و اگر وزنههایی كه ما انتخاب میكردیم را مهار میكرد، اكنون یكی از مدالیستها بود. من از نواب نصیر شلال هم راضیام. او توانست به ركوردهای خوبی برسد و در آینده هم میتواند ركوردهایش بهتر باشد. اینها باید خودشان را باور كنند. رقابتهای جهانی و بازیهای المپیك جای كسب تجربه نیست. درست است كه ما نمیتوانیم بگوییم هر 6 وزنهبردارمان باید در المپیك مدال بگیرند اما باید برای آن تلاش كنند.
* كمی در مورد بهداد سلیمی بگویید. او توانست ركورد یك ضرب شما را بشكند فكر میكنید كه چقدر شبیه روزهای قهرمانی شماست؟
ـ من وقتی ركورد دنیا را زدم و قهرمان المپیك شدم 20 سالم بود اما بهداد اكنون 23 ساله است. ما تلاش كردیم كه از لحاظ فكری و روحی روی بهداد فكر كنیم. من آن زمان یادم است كه یك سری مشكلات تكنیكی داشتم كه نمیگذاشت وزنههایم بیشتر شود اما باید بدانید كه امروز بهداد سلیمی با راهنماییهای ما آن مشكلات را ندارد و دیدیم كه چگونه به راحتی 214 كیلوگرم را بالای سر برد. مدال فوقسنگین برای ما خیلی مهم است. همان طور كه برای خیلی از كشورهای دنیا مهم است. این مدال یا این ركورد برای بهداد نیست برای ایران است و من امیدوارم كه او بتواند باز هم ركوردهای بهتری بزند. من اولین نفری هستم كه از این بابت احساس غرور میكنم. باور كنید آرزویم این بود كه ركورد دنیا شكسته شود. قبول كنید كه شرایط امروز بهداد از شرایط آن روزهای من بهتر است و باز هم میتواند ركورد بزند. بهداد یك ضربش خیلی خوب است اما برای دو ضرب باید بیشتر تلاش كند. فكر میكنم اگر تا بازیهای المپیك آسیب نبیند بتواند به ركورد دو ضرب 260 كیلوگرم برسد.
* برنامهریزی برای آینده چگونه است؟ از اكنون كه تیم سوم دنیا شدید چه برنامهای برای آینده دارید؟
ـ برنامهریزی كه داریم. این برنامهریزیها از قبل بوده، بعد از این رقابتها چند هفته بچهها استراحت میكنند و شاید در جام ریاست جمهوری روسیه هم شركت كنیم. ما امروز 6 سهمیه المپیك را گرفتهایم و باید فكرمان بر روی 6 نفری باشد كه به المپیك میروند. باید به وزنهبرداری اطمینان كرد و بدانند كه ما باز هم میتوانیم در آینده افتخارهای بیشتری به دست آوریم. ما توانایی گرفتن 5 یا 6 مدال در المپیك را داریم كه اگر بتوانیم این كار را بكنیم، شگفتیساز خواهیم بود. اما تلاشمان را میكنیم كه در بدترین شرایط به 2 تا 4 مدال برسیم. از خدا میخواهم كه در این زمینه به ما كمك كند چرا كه المپیك خیلی سخت است. در مورد كسانی هم كه فكر میكنند میتوانند از وزنهبرداران حاضر در اردو بهتر باشند باید بگویم كه درهای تیم ملی باز است. هر كس فكر میكند كه پاك است و میتواند به ما كمك كند، وارد شود، كورش باقری هم از او استفاده میكند. اما ما در تیم ملی یك سری قوانین و معیارها داریم كه آنها باید آن را رعایت كنند در غیر این صورت ما با مشكل مواجه میشویم. اكنون انتظارها در مورد وزنهبرداری به اوج خود رسیده و ما نمیتوانیم سهلانگاری كنیم. پله پله باید بالا برویم. انتظارها را باید پاسخ بدهیم. برای همین، كار خیلی سخت شده است.
* اما وقتی شما رییس فدراسیون شدید، انتقادها خیلی زیاد بود، من خودم یكی از منتقدین شما بودم اما اكنون شرایط تغییر كرده و برخی از این موفقیت طوری یاد میكنند كه همه قهرمانان ورزشی میتوانند در مدیریت هم موفق شوند.
ـ البته ما قهرمان داریم تا قهرمان. هر قهرمانی هم نمیتواند مدیر خوبی شود. باید ویژگیهای مدیریتی را داشته باشد. من 31 سالم بود كه رییس فدراسیون شدم. هر انتقادی كه به من كردند گوش كردم و سعیدلو هم به من اعتماد كرد. این لطف خدا و حمایت مسئولان بوده كه توانستم موفق شوم. ببینید در همین دوران ما اردوهای بسیار پرهزینهای داشتیم كه برخی از آنها را تنها دوستانم به خاطر علاقه به من تقبل كردند. من دوستان خیلی خوبی دارم كه در این مدت واقعا به ما كمك كردند به انتقادها چندان كاری نداشتم و كار خودم را میكردم و چون توكلم به خدا بوده، خدا هم به من كمك كرده است.
* اما آقای رضازاده بگذارید چند انتقاد از همین تیم پرافتخار هم بكنیم. ما كه در كنار شما بودیم، هیچ فیزیوتراپ و یا ماساژوری در كنار این تیم پرقدرت ندیدیم یا اینكه اسپانسری گرفته بودید كه نام آن به جای نام ایران پشت لباس گرم ورزشكاران حك شده بود. یا اینكه نفر ذخیرهای كه به رقابتها آورده بودید، واقعا شایستگی حضور در پاریس و بودن به عنوان وزنهبردار رزرو تیم را نداشت و شاید تنها رابطه فامیلیاش با یكی از اعضای كادر فنی باعث شده بود كه در پاریس باشد. از طرفی هیچ داوری از ایران نیز در این رقابتها حضور نداشت. نظر شما در این موارد چیست؟
ـ من خوشحالم كه این مباحث مطرح میشود و دیگر هیچ چیزی باقی نمیماند كه بعدا در مورد آن فكر كنیم. اول در مورد ماساژور و فیزیوتراپ بگویم. ما یك ماساژور خوب و بادانش را داریم و هیچ مشكلی هم برای حضورش در این رقابتها نبود اما كورش باقری به عنوان سرمربی تیم بر اساس سیاستی كه دارد نمیخواست او همراه تیم باشد. بنابراین ما به نظر سرمربی احترام گذاشتیم و او همراه تیم نیامد. در مورد اسپانسری هم كه میگویید، اصلا این طور نیست. تیم ما اصلا اسپانسر نداشت. این شركتی كه برای تیم ما كاپشن تولید كرده، اسم شركتش را پشت كاپشن زده، من هم از این بابت ناراحت بودم چرا كه ما پول كامل لباسها را پرداخت كرده بودیم اما با توجه به اینكه نزدیك رقابتها بود و ما نمیتوانستیم آنها را عوض كنیم، تحویل گرفتیم و به بچهها دادیم. البته لباس اصلی وزنهبرداران كه با آن به روی سكو میرفتند، شلوار و كاپشنی بود كه نام ایران بر روی آن نوشته شده بود اما ما باید در این زمینه بیشتر دقت میكردیم. در مورد ورزشكار ذخیره تیم هم باید بگویم كه ما به هیچ وجه وزنهبردار ذخیرهای به پاریس نیاوردیم. این فردی كه شما از او یاد میكنید، درست است كه رابطه فامیلی با سرمربی تیم دارد، اما به عنوان یار ذخیره به پاریس نیامده بود. با توجه به اینكه او تا آخرین لحظه در اردوی تیم ملی بود و از اردو خط خورد، برخی از وزنهبرداران تیم ملی و بویژه بهداد سلیمی، از نایب رییس فدراسیون خواستند كه او را با هزینه شخصی آن فرد به مسابقهها بفرستند. آن فرد هم روی ورزشكاران را زمین نینداخت و او را به پاریس آورد. حتی كورش باقری هم با من تماس گرفت و گفت اگر فلانی را میخواهید به پاریس ببرید، به رابطه فامیلیاش با من نگاه نكنید، من هم هیچ دخالتی در این زمینه نداشتم و او یار ذخیره تیم ما نبود. در مورد اینكه هیچ داوری از ایران حضور نداشت هم باید بگویم مشكل اساسی ما در میان داوران بینالمللیمان، بلد نبودن زبان انگلیسی است. ما نمیتوانیم كسی را به این رقابتها بیاوریم كه زبان انگلیسی بلد نیست و شاید آبرویمان را ببرد. بنابراین یكی از هدفهایی كه داریم این است كه داوران بینالمللیمان بتوانند انگلیسی را خوب یاد بگیرند. یكی از افراد شایستهای هم كه میتوانست در این رقابتها قضاوت كند، داراب ریاحی بود كه او هم به دلایل مختلف قبول نكرد. شاید اگر او امروز این مسئولیت را قبول میكرد، سیلی از انتقادها به سوی او بود.
* از این انتقادها كه بگذریم به شیرینترین بخش رقابتهای جهانی میرسیم و آن پیام تبریك مقام معظم رهبری بود.
ـ واقعا پیام رهبر بهترین هدیه برای من و وزنهبرداران تیمم بود. فدراسیون وزنهبرداری از این پیام به خود میبالد. ما هم این موفقیتها را به ایشان تقدیم میكنیم. من از طرف وزنهبرداران تیم، همه مدالهایی را كه گرفتهایم به ایشان تقدیم میكنم و امیدوارم كه لطف ایشان همچنان به ما ادامهدار باشد. ما خوشحالیم كه ورزش ما باعث میشود دل ایشان شاد شود.
بخش ورزشی تبیان
منبع :ایسنا