• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 20740
  • دوشنبه 27/5/1382
  • تاريخ :

كمرویی چیست؟ ( قسمت اول)

كمرویی چیست؟ ( قسمت اول)

كمرویی مقوله ای است كه هرچه بیشتر بدان بپردازیم ، تنوع بیشتری را در آن مشاهده می كنیم. بنابراین قبل از آنكه حتی بتوانیم درباره ی نحوه ی مقابله با آن فكر كنیم، می باید از مضمون كمرویی شناخت بیشتری داشته باشیم. فرهنگ لغت انگلیسی آكسفورد می گوید كه اولین استفاده ی ثبت شده از این لغت در یك شعر آنگلوساكسون بوده است كه حدود هزار سال بعد از میلاد مسیح سروده شده است . در آن شعر معنی این لغت " به سهولت ترسانده شده " است. " كمروبودن " نشانگر صفت فردی است كه " به خاطر ترسویی ، احتیاط كاری و بی اطمینانی ، نزدیك شدن به او مشكل است . " فرد كمرو" هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهایی مشخص یا انجام كاری همراه آنان بیزار است. " در گفتار یا كردار خود ملاحظه كار است ، از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوسی ترسو است. ممكن است فرد كمرو " كناره گیر یا بی اعتماد باشد و یا شخصیتی پرسش انگیز ، بی اعتماد و مشكوك داشته باشد." فرهنگ لغت و " بستر "  كمرویی را به عنوان " ناراحت بودن در حضور دیگران " تعریف می كند.

كمرویی  در میان دانش آموزان خردسال شایعتر از بزرگسالان است . بسیاری از بزرگسالانی كه خود را غیر كمرو می بینند با برنامه ریزی ، بر كمرویی دوران كودكی خود غلبه كرده اند ، معهذا تحقیق ما مؤكداً این باور را كه كمرویی فقط عارضه ی دوران كودكی است ، رد می كند. ممكن است این پدیده در میان كودكان آشكارتر باشد ، زیرا آنان عموماً نسبت به بزرگسالان در معرض بررسی دقیق تر روزانه اعمالشان قرار دارند. اما كمرویی در میان بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت بزرگسالان ادامه می یابد.

كمرویی چگونه بر افراد تأثیر می گذارد

كمرویی پیوستار روانی گسترده ای را در بر می گیرد : می تواند از احساس عدم كفایت در حضور دیگران تا حوادث آسیب زای ناشی از اضطراب -  كه كاملاً زندگی یك فرد را ویران می كند -  را در برگیرد. به نظر می رسد كمرو بودن اسلوب ترجیحی برخی افراد در زندگی است ؛ اما برای دیگران به منزله ی محكومیت تحمیلی زندگی بدون احتمال وجود عفو می باشد.

در انتهای این پیوستار افرادی قرار دارند كه با كتاب خواندن ، فكر كردن و كاركردن با اشیاء یا حضور در طبیعت ، احساس راحتی بیشتری می كنند تا معاشرت با افراد دیگر. نویسندگان ، دانشمندان ، مخترعین ، جنگلبانان و مكتشفین احتمالاً شیوه ای از زندگی را برگزیده اند كه آنان را قادر می سازد بیشتر وقت خود را در دنیایی بگذرانند كه انسانها فقط به طور پراكنده در آن حضور دارند. آنان بسیار درون گرا هستند و همراهی با دیگران در مقایسه با نیاز آنان به تنهایی و داشتن خلوت ، جذابیت محدودی دارد.

در حقیقت امروزه افراد بسیاری جذابیت زندگی تنها در جزیره ای دور افتاده را دوباره در می یابند . اما حتی در درجاتی از این بخش كوچك از پیوستار كمرویی ، افرادی جای گرفته اند كه می توانند به آسانی هر زمان كه لازم باشد با دیگران ارتباط برقرار كنند ؛ یا افرادی كه به دلیل عدم توانایی در پیشبرد یك گفتگوی ساده ، كنش متقابل را دشوار می یابند می توانند گروهی از مردم را مخاطب قرار دهند یا یك میهمانی رسمی را در كمال آرامش برگزار كنند.

كمرویی چیست؟ ( قسمت اول)

طیف میانی پیوستار كمرویی شامل بخش اعظم افراد كمرو است ،  یعنی كسانی كه در موقعیت های مشخص با افراد خاصی احساس بی كفایتی و ترس می كنند. ناراحتی آنان آنقدر شدید است كه به زندگی اجتماعی آنان آسیب وارد شده و عملكرد آنان مختل می گردد، و ابراز این مطلب كه چه فكر می كنند و دوست دارند چه كار كنند را دشوار یا غیر ممكن می سازد.

از آنجا كه منبع واحدی از كمرویی – ترس از مردم – موجب بروز واكنش های مختلف می شود ، رفتار بیرونی یك فرد همیشه شاخص قابل اطمینانی برای تعیین میزان كمرویی واقعی او به شمار نمی رود. كمرویی همیشه بر طرز رفتار ما تأثیر می گذارد اما لزوماً این تأثیر گذاری آشكار یا مستقیم نیست. در نهایت می توان گفت اگر شما فكر می كنید خجالتی هستید پس هستید ، بدون در نظر گرفتن این كه در انظار چگونه رفتار می كنید.

افرادی كه در پیوستار كمرویی در طیف میانی قرار دارند عموماً به خاطر عدم تسلط بر مهارت های اجتماعی و یا فقدان اعتماد به نفس ، كمرو هستند . برخی افراد بر مهارت های اجتماعی لازم جهت تداوم بخشیدن به حركت نرم و روان ماشین ارتباطات بشری تسلط ندارند. آنان نمی دانند كه یك گفتگو را چگونه آغاز كنند یا در كلاس درس چگونه از سخنران بخواهند كه بلندتر صحبت كند . بقیه هم برای انجام كاری كه می دانند صحیح است اطمینان لازم را ندارند.

در انتهای پیوستار كمرویی افرادی قرار دارند كه ترس آنان از افراد دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسد : افراد مطلقاً كمرو. این افراد هر زمان كه برای انجام كاری در حضور مردم صدا زده می شود بینهایت می ترسند و به قدری به واسطه اضطراب پدید آمده احساس ناامیدی می كنند كه تنها راه را فرار و پنهان شدن می یابند. این پیامد حاكی از عدم صلاحیت ، كه در افراد بی نهایت كمرو پدید می آید به افراد جوان یا دانش آموزان محدود نمی گردد ، و حتی بر اثر مرور زمان نیز ناپدید نمی گردد.

در بدترین حالت ، كمرویی می تواند به روان رنجوری حاد مبدل گردد، یك بیماری ذهنی كه می تواند موجب افسردگی شده و حتی در نهایت تأثیر بسیاری در اقدام به خودكشی داشته باشد.

علایم جسمانی كمرویی

افراد كمرو در سطح فیزیولوژیك نشانه های زیر را گزارش داده اند: نبض تند می زند ، قلب به شدت می تپد ، فرد به میزان قابل توجهی عرق می ریزد و در معده حالت التهاب و دلشوره فرد را آرام نمی گذارد. جالب توجه است كه همه ی ما این واكنش های جسمانی را با احساسی بسیار قوی تجربه كرده ایم ، حتی اگر در آن لحظه عصبانی ، هراسان ، تحریك شده یا خشنود باشیم. بدن ما در تمایز میان این احساسات ماهیتاً متفاوت كمك زیادی به ما نمی كند. اگر ما مجبور به اتكا بر نشانه های جسمانی بودیم هیچ گاه نمی دانستیم چه موقع بگوییم " بله " یا " خیر" ، آیا دوست باشیم یا بجنگیم. یكی از علایم جسمانی كه افراد خجالتی نمی توانند پنهان كنند و بخشی از انگیختگی عمومی نیست، سرخ شدن است.

برای اكثر ما مواقعی پیش آمده است كه از شرم سرخ شده ایم و یا احساس تپش قلب و دلشوره كرده ایم .  افراد غیر كمرو این واكنش ها را به عنوان ناراحتی مختصر می پذیرند و به جوانب مثبت آنچه بعداً اتفاق می افتد می نگرند ، داشتن یك گفتگوی خوب با یك رهبر مذهبی – اجتماعی یا گرفتن نشانی صحیح از یك پلیس خارجی. اما افراد كمرو فكر خود را بر این نشانه های جسمانی متمركز می كنند. در واقع گاهی اوقات حتی قبل از وارد شدن به موقعیتی كه ممكن است در آنان احساس كمرویی ایجاد نماید ، دچار كمرویی می شوند. آنان ابتدا علایم را تجربه می كنند و فقط به مصیبت می اندیشند: تصمیم می گیرند از ملاقات با رهبر مذهبی – اجتماعی یا شركت در تور پاریس پرهیز كنند.

كمرویی چیست؟ ( قسمت اول)

دستپاچگی

معمولاً سرخ شدن با احساس دستپاچگی همراه می شود، احساس كوتاه مدت و شدید ناشی از دست دادن عزت نفس كه همه ی ما گاهی بدان دچار می شویم. زمانی كه به طور ناگهانی یك نورافكن عمومی برروی یك رخداد خصوصی زندگی ما پرتو می افكند مضطرب می شویم . گاهی اوقات وقتی كسی ، چیزی درباره ی ما به فرد دیگری ابراز می دارد این حالت پدید می آید. همچنین تحسین دور از انتظار معمولاً افراد باشرم و حیا را نیز دستپاچه می كند. در مواقع دیگر وقتی در حین انجام عملی مخفیانه مچ ما گرفته می شود دستپاچه می شویم. سرك كشیدن داخل یك ماشین پارك شده ، انگشت در بینی كردن ، مرتب كردن لباس شخصی .  دیگر این كه وقتی درمی یابیم دیگران عدم صلاحیت ما را دریافته و به زودی متوجه خواهند شد و آن را تأیید نخواهند كرد نیز دستپاچه می شویم.

این موارد شش روش حفظ ظاهر را شناسایی كرده است:

1 – با حالتی دفاعی موضوع را عوض كنید : " چقدر دیگر طول می كشد؟ من قرار ملاقات دارم."

2 – در نحوه ی اجرای برنامه بهانه ای بیایید " نورچراغهای فلورسنت تمركز فكر مرا برهم می زند."

3 – خصوصیات خوب دیگر را به نمایش در آورید : " تنیس ورزش مطلوب من نیست ، شطرنج بازی كنیم."

4 – كاری كه نمی توانید انجام دهید را كنار بگذارید : " وقتی چنگال در دسترس است ، استفاده از چوب برای غذا خوردن وقت تلف كردن است ."

5 – نفی شكست:" هیچ كس دیگر هم نمی توانست او را راضی كند."

6 – تلاش برای كسب اطمینان : " امیدوارم شما را خیلی گیج نكرده باشم ، كرده ام ؟ "

احتمالاً افراد كمرو به دلیل پایین بودن سطح عزت نفس خود از روش های منحرف كننده ی حفظ ظاهر استفاده نمی كنند. برعكس از هر موقعیتی كه به طور بالقوه موجب بروز دستپاچگی می شود دوری می جویند، و بدین ترتیب هرچه بیشتر خود را از سایرین منزوی نموده و به جای  آن فكر خود را بر كمبودهای خویش متمركز می سازند.

بعضی از افراد می گویند كه حتی در تنهایی نیز احساس كمرویی می كنند. آنان هنگام تفكر درباره ی یك خطای گذشته ، سرخ شده و احساس دستپاچگی می كنند. یا به خاطر شركت در یك برنامه ی اجتماعی قریب الوقوع گرفتار اضطراب می گردند. با هجوم افكار مربوط به گذشته و آینده ، كمرویی حتی در لحظات تنهایی نیز مزاحم ماست .

خودآگاهی

كمرویی در عمل باعث می شود كه فرد به خود كم بها دهد و از این رو فرد كمرو افكار ، احساسات و اعمال بسیاری را كه به طور مرتب تهدید به ظاهر شدن می كنند را سركوب می كند. افراد كمرو واقعآً در این دنیای درونی فكری زندگی می كنند. در حالی كه سكوت فرد كمرو وی را در اجتماعی ساكن جلوه گر می سازد اما در درون وی در بزرگراههای افكارش با تصادم احساسات و راه بندانهای پرسر و صدای ایجاد شده توسط خواسته های سركوب شده ،  جنجالی برپاست. مهمترین صفت مشخصه ی فرد كمرو ، خودآگاهی بیش از اندازه ی وی  می باشد. خودآگاهی ، " در تماس دائم با شخص خود بودن " و خویشتن نگری در بسیاری از نظریات مربوط به شخصیت سالم نقش مركزی داشته و در چندین روش درمان رایج ، از اهداف كار به شمار می آیند. گرایش مشابهی به سوی خودكاوی و ارزیابی افكار و احساسات فرد ، هنگامی كه به وسواس مبدل شود، علائم اختلال روانی را نشان می دهد. بیشتر اوقات افراد كمرو تا این حد جلو می روند.

 بیش از 85 درصد كل افرادی كه خود را كمرو می دانند می گویند كه ذهنشان به شدت به خودشان مشغول است. این خودآگاهی دارای ابعاد عمومی و خصوصی می باشد.

 خودآگاهی عمومی

 خودآگاهی عمومی در توجه به تأثیر خود بر دیگران انعكاس می یابد: " درباره ی من چه فكر می كنند؟" ، " چه تأثیری روی آنها می گذارم؟" ، آیا من را دوست دارند؟" ، چگونه می توانم از علاقه ی آنها اطمینان حاصل كنم ؟" اگر شما از نوع افرادی هستید كه دارای خودآگاهی عمومی می باشند ، می باید با صدای بلند به بیشتر این موضوعات پاسخ مثبت دهید:

 ·اسلوبی كه برای انجام كارها در پیش می گیرم برایم مهم هستند.

 ·روش معرفی خودم به دیگران برایم مهم است.

 ·درباره ی وضع ظاهری خودم حساسیت دارم.

 ·معمولاً نگران به جای گذاردن یك تصور خوب از خودم هستم.

 ·یكی از آخرین كارهایی كه قبل از ترك خانه انجام می دهم، نگاه كردن در آینه است.

 ·طرز تفكر دیگران درباره ی من برایم حائز اهمیت است.

 ·معمولاً از وضعیت ظاهری خودم آگاهی دارم.

 خودآگاهی خصوصی

 فكری است كه به درون فرد متوجه شده است و نه فقط فرایند برگرداندن توجه فرد به درون خویش می باشد بلكه مضمون منفی تمركز خودمحور گونه را در خود دارد : " من بی لیاقت هستم"، " من زشت هستم " ، " من بی ارزش هستم ". هر فكری ، برای تحقیق زیر یك میكروسكوپ قوی تحلیل گر بسیار مناسب است.

 این تحلیل روانی با آنچه توسط زیگموند فروید انجام پذیرفته است قابل قیاس می باشد- با یك استثنا. فروید بر آن بود كه منشأ آن افكار و خواسته ها را بیابد و بدون سردرگمی معنای آن را كشف كند. هدف این خودجویی آن بود كه فرد را برای عمل كردن از قید آن حصار غیر منطقی رها سازد و به او كمك كند با هر دو نوع تكانه های نرم و خشن بیشتر همراه گردد. اگر شما در زمره ی افراد دارای خودآگاهی خصوصی می باشید ، به تمامی یا اكثر موضوعات زیر پاسخ مثبت خواهید داد:

 ·همیشه سعی می كنم خودم را ارزیابی كنم.

 ·به طور كلی ، نسبت به خودم خیلی آگاه هستم.

 ·درباره ی خودم خیلی فكر می كنم .

 ·معمولاً موضوع رؤیاهای خودم هستم .

 ·همیشه مشغول موشكافی خودم هستم.

 ·عموماً به احساسات درونی خودم توجه می كنم.

 ·دائماٌ انگیزه های خودم را بررسی می كنم .

 ·گاهی اوقات این احساس را دارم كه درمشاهده ی خودم اشتباهی وجود دارد.

 ·نسبت به تغییراتی كه در حالاتم پدید می آید هشیار هستم.

 ·وقتی مشغول كاركردن بر روی مشكلی هستم ، از روش تفكرم آگاهی دارم .

 این تمایز میان دو نوع خودآگاهی می تواند تا كمرویی ادامه یابد . تحقیقات پُل پیلكونیس دو گروه كلی از افراد كمرو را معرفی كرده است: كسانی كه در حضور جمع كمرو هستند و كسانی كه در خلوت خویش كمرو هستند. گروه اول بیشتر نگران هستند كه  مبادا رفتار بدی داشته باشند ، اما گروه دیگر نگران احساسات بد خود هستند.

 اضطراب افرادی كه از نظر عمومی كمرو هستند بیشتر از رفتار ناشیانه و عدم موفقیت در پاسخگویی مناسب به موقعیت های مختلف اجتماعی سرچشمه می گیرد. نگرانی آنان نسبت به عملكرد نامناسب احتمالی خویش از طریق اخذ نمرات بالا در مقیاس خودآگاهی عمومی نشان داده شده است. برای افرادی كه در خلوت خویش كمرو هستند، آنچه فرد انجام می دهد نسبت به احساسات ذهنی حاكی از ترس و ناراحتی از آشكارشدن كمبودهایشان در مرتبه ی دوم قرار دارد. همان طور كه انتظار می رفت ، این اعضای باشگاه خصوصی در مقیاس كلی خودآگاهی مانند مقیاس خودآگاهی خصوصی ، نمره ی بالایی كسب كرده اند.

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ziba
بچها اینی که ما میگیم، اسمش هست اضطراب، میتونه اضطراب اجتماعی باشه که عدم از مردم هراس داره، یا میتونه اضطراب از توجه دیگران باشه ...متاسفانه من هم از جلوی بقیه حرف زدن متنفرم، به حالتی می‌رسم که انگار دارم منفجر میشم و دیگه زبونم کلید می‌کنه ... واقعا کاش درمانی بود، ولی‌ باید خودمون با خودمون کار کنیم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 23/11/1390 - 12:1
رها f
بایدپرروباشی امادرحدش
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 18/11/1390 - 22:38
مریم شکوفه آبی
سلام -من از اینکه کمرو هستم خیلی ضرر کردم خیلی .اکثر انتخابهام و تصمیم هام رو دیگران کردن.باید خلی وقت پیش فکر چاره بودم .آدم عقده ای میشه باور کنید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 22/10/1390 - 0:38
از اون پررو هاش
میخوام از اون برای تحقیقم استفاده كنم كاش چكیده هم داشت
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 9/9/1390 - 17:5
مبارزه
اگر این مشکل را حل نکنید در اینده ازعصبانیت مترکید وقتی می بینید
که ادمهایی نالایق تر از شما از شما موفق ترند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 4/9/1390 - 21:4
Nasir Ahmad Salehi
تشكر ازشما دوستان ایرانی، من یك افغان هستم و تخنیكگر رادیو دانشكاه هرات هستم .
من علاقه زیادی به روانشناسی دارم ودراین عرصه مطالعه هم دارم، اگر امكان دارد موضوع های بیشتری در سایت تان در مورد روانشناسی اضافه كنید. تشكر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 22/7/1390 - 11:33
سید
من یه مطلبی خیلی وقت پیش درباره کمرویی خوندم خیلی روش جالبی بود برای ترک کردن این عادت و به شما توصیه میکنم با این روش را اجرا کنید:
همان طوری که میدانید مهم ترین علت کمرویی افکار منفی و مزاحم است که در ذهن فرد خجالتی باعث میشود فرد بصورت منفعلانه عمل کند.یک لیستی تهیه کنید و در ان همه افکار منفی که در موقعیت ها و زمان های مختلف به سراغ شما می آید را بنویسید و با این افکار آشنا شوید مثلا در کلاس چه فکر منفی به ذهن شما می آید یا در یک مهمانی چه فکر منفی شما را اذیت می کند سپس برای هر کدام از این افکار منفی افکار مقابل آن را بنویسید یعنی افکار مثبت اون موقعیت و تمرین کنید که در هر موقعیت چه رفتاری داشته باشید. من خودم این روش را به کار بردم و خیلی موثر بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/7/1390 - 23:58
Nasir Ahmad Salehi
در اصل انسان كم روی نیست، بلكه از اجتماع كسب میكند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 20/7/1390 - 13:13
ناشناس
ترجمه ی خارجی <واقعبینانه ای> بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 11/7/1390 - 4:11
مهران 28 ساله
سلام به همه دوستان و به بخصوص به اونایی که از این روش رنج میبرن واقعا درد اوره اول از همه باید بگم که من ایرانی نیستم من کرد هستم یعنی از کردستان عراق همیشه به خودم فکر نمیکنم که تو این عالم هستی کسی باشه که به انداز ی من کم رو و خجالتی باشه ولد خوب طبیعیه هستش که همه کم روها همین فکر را میکنن و وقتیکه یکی را تو جامعه میبینن که حالت خودشش را داره از یه طرف خوشحال میشه و از یه طرف ناراحت .....باور کنید ادم به این خاطر خیلد چیزها را از دست میده جا میمونه از زندگی واقعا بد انصافه بخاطر کاری که ادم نکرده ادم خجالت بکشه و کم رو باشه ادم از خیلی زیباهیها و قشنگی زندگی محروم میشه بخدا خیلی درد ناکه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 19/6/1390 - 15:19
ناشناس
خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 31/5/1390 - 15:35
رضا
اگه راه درمانشم میگفتین خوب میشد!!!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 25/5/1390 - 14:30
نا شناس
خوب بود ولی لطفا راه درمان راهم اضافه کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 24/1/1390 - 8:40
ناشناس
خیلی خوب
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 12/1/1390 - 12:30
ناشناس ناشناس
من اعتماد به نفس اندکی دارم مخصوصأ در صحبت کردن و حرف زدن لطفأ راه های درمانش را بنویسید.باتشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 28/8/1389 - 20:45
سلطان کمرویان کمرو تبار
من اونقدر کمرو هستم که حتی جلوی 95د صد از مهمونها ظاهر نمی شم یا تو دانشگاه کنفرانس نم یدم اگر نوبتم باشه اون روز سر کلاس نمی رم همین هم زندگیم و رو فلج کرده چاره چیه کمکم کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 6/8/1389 - 18:40
خوشنود
بسیار آموزنده و مفید بود .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 1/7/1389 - 15:13
ناشناس
good
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 6/6/1389 - 12:42
daland
با نام و یاد خدا که هرچه داریم از اوست

وقتی داشتم نظرات کاربران عزیز را می خواندم یک نکته در میان انها از سایر مطالب حایز اهمیت تر بود که انها اظهار داشته بودند که از اطرافیانشون باهوش تر و تواناتر در انجام کارها هستند
بله ما کمروها استعدادمان از اطرافیان بیشتره
ولی چه فایده که این احساس ناخوشایند مانع شکوفایی استعداد ما میشه.بله درست گفتم احساسه بده که همشه مانع پیشرفت انسانها درامورشون میشه .چه بسا افرادی هستند که اگه این احساسو نداشتند شاید به موفقیت عظیمی دست می یافتند.بله دوستان این همه مقدمه چینی برای این بود که بگم منم یکیم مثل شما که به شدت این احساس ازارم میده. همیشه از حضور در جمع برای این متنفرم که مسایلی که در اونجا مطرح میشن باب میل من نیستن همیشه اونان که حرف میزنند ومن از گوش کردن متنفرم.از حرف زدن توی جمع میترسم چون فکر میکنم اونا از حرف زدن من بدشون میاد.استانه ی تحملم پایینه و زود رنجم
.قدرت بیانم خوب نیست اما قدرت نویسندیگیمو دوست دارم .نمیتونم احساساتمو بیان کنم از کسانی که احساساتی میشن خوشم نمیاد.نظر دیگران خیلی روم تاثیر میزاره به طوری که از انجام کاری منصرف میشم.همیشه به خودم میگم من که برای مردم زندگی نمیکنم اما خیلی زود این افکار جاشونو به افکار مایوس کننده میدن.شاید این ویژگی ها در بسیاری از افراد باشن اما باید به مقابله با این افکار پرداخت ورفتارهای خوب وشایسته را جایگزین این رفتارهای ناسازگار نمود. ومن ......التوفیق
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 17/5/1389 - 1:9
ناشناس
من آدم خیلی کمرویی هستم به مشکل خودآگاه نبودم هر روز برروی خود یک نام می گذاشتم مثلا می گفتم مغرور یابی اعتمادبه نفس یا ترسو هستم ولی الان که فهمیدم راحتتر با آن کنار می آیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 7/5/1389 - 20:18
الهه الهه
نگفتی که چطور جلوش رو بگیریم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 20/4/1389 - 12:14
منصور
من از کمرویی شدید رنج می برم.به حدی که حتی از این که توانایی هایم را دیگران در عرصه های علمی و ورزشی ببینند خجالت می کشم ویه طورای هم شاید میترسم. تا حالا افراد زیادی یه خاطر هوشم خواستند با من ارتباط برقرار کنند ولی به خاطر استرس در برخورد اول نتوانستم رابطه پایداری را با انها داشته باشم. و بعد از یه مدت کوتاه من از انها دوری جستم. لطفا راهنمایی کنید من را.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 26/2/1389 - 21:17
فاطمه
کمرویی تصویر نازیبایی از زندگی را برای شخص به تصویر می کشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 15/2/1389 - 15:21
کوروش رضایی
راستش من اعتماد به نفس خیلی ضعیفی دارم و همین هم باعث اذیت و ازارم میشه و گاهی وقت ها بدون علت خارجی در اوج خوشحالی احساس ترس و دلهره میکنم و با کوچکترین حرفی زود رنجیده میشم و تا 2و3 روز بعدش همین جوری با خودم کلنجار میرم که حتما منظوری داشته و شبها هم دچار بدخوابی میشم لطفا من را راهنمایی کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 13/12/1388 - 4:18
ناشناس
واقعا عالی بود من 22سالمه وشدیداكمروهستم بااینكه خیلی روی خودم كاركردم.خواهشمندم راه حل بگویید.ازاینكه به فكرما كمروها بودیدممنون.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 26/8/1388 - 21:28
مرتضی ح
من خودم بسیار زیاد از این کم روی رنج کشیدم واقعا کم رویی بد دردیه لطفا راه درمان رو بنویسید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 7/8/1388 - 23:29
زهرا محمد بیگی
جالب نبود ولی افرین
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 19/7/1388 - 22:15
سینا
من خودم ازین کمرویی شدید خیلی زیان دیدم. از اطرافیانم بسیار با هوشتر و دارای موقعیت مادی و اجتماعی بالاتری بودم و هستم. ولی به خاطر عدم توانی ابراز خود در جمع و استفاده از جامعه خیلی عقب تر از آن چیزی که باید باشم هستم. همیشه حقم ضایع شده. البته من در رفع این ضعف خیلی تلاش کردم و خیلی بهتر شدم ولی با متن بالا به ابعاد جدیدی ازین مساله بر خوردم و می بینم خیلی ریشه دار است.
خواهش میکنم مطالب بیشتری در توصیف ابعاد گونانون این صفت بگویید. تشخیص و علم به چگونگی این فرایند بهترین راه درمان ان است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 19/6/1388 - 10:10
رامتين دلاور
جالب بود. فهمیدم كمرو هستم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 14/4/1388 - 21:35
رسول
مطالب خوب و علمی بود، اما مقداری گنگ و اندک بود. لطفاً در صورت امکان اگر مطالب دیگری در خصوص توضیح درباره کمرویی دارید قرار دهید. با تشکر فراوان
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 25/1/1388 - 9:32