راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • راهی برای نفوذ در جوانان
    راهی برای نفوذ در جوانان
    برخي افراد معتقد هستند كه فاصله‌اي بين نسل جوان و روحانيون ايجاد شده است، در اين زمينه نبايد تنها جوانان را مقصر بدانيم، بلكه در بعضي اوقات مشكلات از سوي ديگران نيز است.
  • رها کنید اما همراهش باشید
    رها کنید اما همراهش باشید
    اجتماعى بودن ، خصيصه اى ذاتى است كه در همه انسان ها وجود دارد. همه آدميان ، حتى كسانى كه روان گسيخته بوده و به ظاهر از اجتماع گريزان هستند، مايلند كه در اجتماع باشند.
  • تعداد بازديد :
  • 4739
  • چهارشنبه 31/4/1388
  • تاريخ :

دینداری و جوانی،ممکن یا غیر ممکن؟

علل دورى جوانان از مذهب(2)

جوان

برای مطالعه ی قسمت قبل اینجا کلیک کنید. 

 موضوعی راكه در دو مقاله مورد بررسی قرار می دهیم ،عوامل فاصله گرفتن  جوانان از مذهب و ارزش هاى مذهبى است .گفتیم كه عوامل خارجى باعث دورى جوانان از مذهب شده كه بعضى از آن عوامل در مقاله ی قبل بررسی شد ؛ مثل :  "وجود خرافات به نام دین" ، " جهل و نا آگاهى " ، "عملكرد غلط افراد مذهبى " ، "توهم تضاد بین مذهب و تجدد" ، " تبلیغات سوء مخالفان مذهب " و " برداشت غلط از مفاهیم دینى " .

حال در این مقاله به دو عامل مهم دیگر اشاره می كنیم :

اسلام دین اعتدال است ، یعنى در كارها از افراط و تفریط دورى كـرده و هم دین جامع و همه جانبه است و از یك بعدى شدن ما را برحذر داشته است .زیرا اسلام ، دیـن فطرت است و فطرت هم گرایش هاى مختلف دارد .

1 ) یك بعدى معرفى كردن دین

یك بعدى معرفى كردن دین مى تواند یكى از عوامل گریز از مذهب و ایمان مذهبى باشد .

گاهى چنین وانمود مى شود كه رسالت شریعت الهى ، فقط این است كه انسان را متوجه عالم باطن نماید ، لـذا دین و مذهب كارى به امور زندگى ندارد ، بلكه آمده تا فقط ما را متوجه آخرت كند و مسائل غـیـبـى را بـراى ما بیان نماید و كسانى كه مى خواهند در این مسیر قرار گیرند ، نباید توجهى به مـسـائل زندگى و امور آن داشته باشند .

در نتیجه مومن ترین اشخاص ، بى توجه ترین آنها به امور زندگى است .بـه قـطـع این چنین برداشتى زمینه و عامل مهمى براى گریز افراد ، به خصوص جوانان از دین و ارزش هاى مذهبى مى شود .متاسفانه عده اى كه با روح اسلام بیگانه هستند ، این مكتب حیات بخش را ایـن چنین معرفى مى كنند ، اما اگر ما بدون واسطه به سراغ خود دین برویم و به منابع اسلامى رجوع كنیم ، مى بینیم مطلب كاملا برعكس است ، یعنى همان گونه كه اسلام ما را متوجه آخرت و امـور غـیـبـى مـى كند ، دستورهایى هم براى امور زندگى دارد.

اسلام ، آخرت بدون زندگى یا زندگى بدون آخرت را نمى خواهد ، همان گونه كه روح بدون جسم و جـسـم بدون روح را نمى پذیرد .اسلام هم دین اعتدال است ، یعنى در كارها از افراط و تفریط دورى كـرده و هم دین جامع و همه جانبه است و از یك بعدى شدن ما را برحذر داشته است .زیرا اسلام ، دیـن فطرت است و فطرت هم گرایش هاى مختلف دارد .

لذا اسلام كه دین خداست ، همه جانبه اسـت و جز این هم نمى تواند باشد ، زیرا نظام تشریع كه كتاب الهى است و نظام تكوین كه فطرت انـسانى است ، همه از یك مبدا صادر شده و هیچ گاه از یك مبدا نورانى ، دو چیز متضاد نمى تواند صادر شود.

قسمتى از دستورهاى اسلامى مى تواند گواه خوبى بر توجه خاص دین به زندگى باشد از جمله :

بهداشت جسم : در تعلیمات اسلامى به ما دستور داده اند كه بهداشت جسم را به دقت رعایت كنیم و از كارى كه موجب ضرر به جسم است خوددارى نماییم ، از این رو از واجبات الهى هم مانند روزه آن جـا كـه مـضر به بدن باشد منع شده است .

در آثار اسلامى ، دستورهایى وارد شده كه توجه این دین را به بهداشت جسم مى رساند ، از جمله این كه به ما دستور داده اند كه :

* دندان هاى خود را مسواك كنید كه این كار، دهان را خوشبو، حافظه را افزون ، خدا را راضى و لثه را محكم مى كند.

* در ظرف شكسته و ترك خورده چیزى نخورید.

* ما بین غذا، زیاد آب ننوشید.

* از پرخورى دورى نمایید كه جسم را بیمار و قلب را مریض مى كند.

* فقط وقتى اشتها دارید غذا میل كنید و هرگز با شكم سیر غذا نخورید.

* در خوردن غذا عجله ننمایید.

* از حوله ، شانه و مسواك دیگران استفاده نكنید.

و بسیارى دیگر از دستورهاى بهداشتى كه در كتب احادیث جمع شده است و بیان آنها خود كتابى مستقل و قطور مى طلبد.

نظافت و آراستگى : اسلام اهمیت زیادى براى نظافت و آراستگى ظاهرى قائل است .پیامبر اسلام ر كـه بـهترین الگو براى مسلمانان است ، به این اصل توجه خاص داشته و همیشه به آن عمل نموده است .دستورهاى زیادى در باره استعمال بوى خوش ، شانه كردن ،رنگ كردن مو، انگشتر به دست كردن كه مصداقى از نظافت و آراستگى است وارد شده است ، از جمله : امام صادق (ع) مى فرماید:

رسول خدا براى بوى خوش ، بیش از غذا خرج مى كرد. همچنین امام باقر(ع) مى فرماید:رسـول خدا از هر راهى كه عبور مى كرد ، از بوى خوشى كه از ایشان مانده بود هر كس كه از آن جا مى گذشت مى فهمید كه آن حضرت ، از این جا عبور كرده است .نمونه دیگر از آراستگى ظاهر، شانه كردن است .پـیـامـبر اسلام ، همیشه موهاى خود را شانه مى كرد و گاه مى شد كه براى صاف كردن مو به آب نگاه مى كرد و مى فرمود:

خداوند دوست دارد وقتى بنده اش به دیدار دوستان مى رود خود را بیاراید.

 كـار و كـسـب حلال : از آن جا كه اسلام دین زندگى است ، داشتن كار و كسب حلال را از عوامل زنـدگـى سعادتمندانه مى داند .اسلام براى كار كردن ، قداست خاصى قائل شده است تا آن جا كه در ایـن دیـن مـقـدس ، تلاش براى كسب روزى حلال و اداره خانواده ، پاداش جهاد در راه خدا را دارد .

اسـلام ، عنایت دارد كه مسلمانان اهل كار و تلاش باشند تا هم زندگى شرافتمندانه و خوبى داشته باشند و هم طفیل زندگى دیگران نباشند.

مـجالس شادى : از آن جا كه اسلام به تمام خواسته هاى طبیعى بشر توجه دارد، به ما دستور داده اسـت كه در مجالس شادى ، مانند مراسم ازدواج و عروسى ، مراسم جشن تولد، مراسم برگشت از مكه معظمه و مراسم میلاد پیامبر و امامان شركت كنیم و سعى كنیم این محافل ، خالى از گناه و زشـتـى هـا بـاشـد .

آنـچـه كـه بـاعـث شده است افراد مومن و دیندار به این مراسم ها بى رغبت گـردنـد ،رعـایـت نكردن شوون اسلامى در آنهاست ، اما اگر این مجالس به طرز اسلامى و سالم بـرگزار شود ، شركت در آن ، كارى ممدوح و پسندیده و مورد رضاى الهى است .

اسلام انسان را از شـركت در مجلس شادیى كه سالم باشد منع نكرده است و هیچ آیه یا روایتى یا عمل هیچ كدام از امامان و پیشوایان دینى ، دال بر منع این گونه مجالس نیست .

تـوجـه به غرایز مادى : اسلام حین توجه به غرایز معنوى و بعد ملكوتى آدمى ، به غرایز مادى انسان نـیـز عـنـایـت كـرده اسـت .در اسلام از بین بردن غرایز مادى ، ممنوع است و اساسا چنین كارى نمى تواند معنایى داشته باشد ، زیرا خالق هستى این غرایز را براى كشش انسان به هدف هاى مورد نظر قرار داده است و از بین بردن آن ، یعنى مبارزه با خلقت و مخالفت با نظام تكوین الهى .

غـریـزه جنسى ، غریزه محبت به فرزند ، محبت به همسر ، علاقه به زندگى راحت و آرام ، علاقه به امـور دنـیوى ، مانند ثروت و رفاه در حد طبیعى و بسیارى از غرایز دیگر به طور تكوینى در وجود انسان قرار داده شده است .

لازمه سلامت روح ، این است كه این غرایز به طور طبیعى اشباع شوند و اسـلام هـم كه دین زندگى است به این غرایز توجه كرده است و از بین بردن آن را شدیدا محكوم نـمـوده و كـسـانى كه به نام دین و مذهب ، این غرایز را سركوب مى كنند مورد سرزنش قرار داده است و روایات زیادى شاهد این مطلب است.

از جمله این كه :

سـه نفر زن خدمت پیامبر اسلام آمدند .یكى از آنها گفت : یارسول اللّه ! شوهر من تصمیم گرفته اسـت دیـگر با زن معاشرت نداشته باشد .زن دیگر گفت : یا رسول الله ! شوهرم تصمیم گرفته است كه دیگر گوشت نخورد .و زن سوم گفت : یا رسول الله! شوهر من تصمیم گرفته است كه دیگر بوى خـوش اسـتـعـمـال نكند .

پیامبر اسلام از شنیدن این جریان ، غضبناك شدند ، دیدند فكر انحرافى مى خواهد در بین مسلمانان رواج یابد.بـى وقـت بـه مسجد آمدند . وقتى به مسجد آمدند از بس عجله داشتند ، عباى مبارك روى زمین كـشـیـده مـى شد .یك طرف عبا روى دوش پیامبر و یك طرف دیگر روى زمین كشیده مى شد.دسـتـور دادنـد مـردم جـمـع شوند .

مردم به مسجد آمدند . پیامبرر روى منبر رفتند ، ایستادند و فـرمودند:

 شنیدم یك فكر انحرافى در میان اصحاب من پیدا شده است ، این چه روش غلطى است كـه در مـیـان مـسلمان ها پیدا شده است ، من كه پیغمبر هستم گوشت مى خورم ، از غذاى لذیذ استفاده مى كنم ، لباس خوب مى پوشم ، عطر استعمال مى نمایم ، با زن معاشرت و مباشرت دارم و آن كس كه روشش روش من نباشد از من نیست .

از آنچه در این قسمت گفته شد، معلوم گشت اسلام حین متوجه كردن ما به عالم غیب و حیات جـاویـد بـه زندگى هم فرامى خواند .علاوه بر امور فوق توجه اسلام به دید و بازدیدها، پیشرفت و تمدن ، مسافرت و تفریح سالم و بسیارى از امور دیگر، مبین توجه اسلام به زندگى است .

غرق شدن در هواهاى نفسانى و شهوات شیطانى ، دل را تاریك و به تدریج نسبت به ارزش هـاى مـعنوى بى رغبت مى كند .ارزش هاى مذهبى و هواهاى نفسانى ، مانند مشرق و مغرب اسـت كه نزدیك شدن به هر كدام ، دورى از دیگرى را همراه دارد.

2 ) غرق شدن در شهوات نفسانى

فـرو رفـتـن در لـجن زار زشتى ها و شهوات نفسانى ، از عوامل دورى از ایمان مذهبى و ارزش هاى دینى است .

بـدون شـك ، مـذهب ریشه در فطرت انسان دارد و عامل اتصال آدمى به عالم غیب و مبدا هستى اسـت .مذهب ، انسان را دعوت به نور و زیبایى مى كند .به یقین كسانى مى توانند مذهب را بپذیرند كـه در مـسـیـر نـور و زیـبایى باشند و روحشان آمادگى و شایستگى لازم را داشته باشد .ایمان ، ارزش هـاى مـعـنـوى ، خـداپرستى و توحید، بذرى است كه در هر زمینى نمى روید، بلكه زمینى شایسته ، لازم است تا بتوان بذر توحید و ایمان را در آن كاشت و از درخت پر بركت آن بهره ها برد.

بـدون شـك ، غرق شدن در هواهاى نفسانى و شهوات شیطانى ، دل را تاریك و به تدریج نسبت به ارزش هـاى مـعنوى بى رغبت مى كند .ارزش هاى مذهبى و هواهاى نفسانى ، مانند مشرق و مغرب اسـت كه نزدیك شدن به هر كدام ، دورى از دیگرى را همراه دارد ، بنابراین گاهى عامل دورى از مـذهـب ، كثرت گناه ، معاصى و زشتى هاست ، زیرا كسانى كه در زشتى ها غرق مى شوند، حق در نظرشان باطل و باطل در نظرشان حق جلوه مى كند .

پس به جوانان توصیه مى شود كه به شدت از زشـتـى هـا و گـناهان بپرهیزند تا سرزمین روحشان استعداد رشد بذر توحید و ایمان را از دست ندهد.

 

منبع : برگرفته از كتاب " آنچه یك جوان باید بداند "

تنظیم برای تبیان :داوودی

 

مقالات مرتبط :

فریب غرایز را نخوریم

فرصتی که تکرار نمی شود

جوانی یعنی همه چیز ، قدر بدان

رازهای سر به مهر جوانی

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
885662
به نظر من هم از این جور مقالات بیشتر در سایت بذارین
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 1/5/1388 - 22:13
59
این جور مطالب عالی است و بیشتر جوانان را با این مسایل آشنا کنید . میدانید چه میگویم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 31/4/1388 - 17:46