• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 17087
  • شنبه 1/11/1384
  • تاريخ :

زن بزرگتر از شوهر عیبی دارد؟

نگاهی به چرایی کوچکتر بودن زنان از شوهران

زمانی که علم جامعه شناسی آشکارا اعلام می کند ازدواج در زمره پیچیده ترین روابط انسانی است، شاید بتوان تأمل زیادی در این خصوص داشت و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار داد، زیرا بسیار شنیده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبیعت است. به این صورت که جامعه می کوشد طبیعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبدیل نماید و به دلیل همین ویژگی هاست که بیان می شود میثاق زناشویی با توجه به زمان و شرایط دوران خودش، دچار دگرگونی ها و تغییراتی شده ، ولی نفس آن از قدیم الایام یکی بوده است.

 ازدواج  ابعاد گوناگونی دارد و  انتخاب همسر  نیز گزینه های متفاوتی دارد که جدای از نزدیکی فرهنگ ها ، جغرافیا، تحصیلات  و...« سن » یکی از ویژگی هایی است که مورد توجه بوده و تفاوت سنی در همه اعصار به گونه ای بوده که نشان می دهد در تفاوت سنی زوجین ، مرد چند سالی بزرگتر از زن بوده است. به طوری که در ایران پدیده گزینش همسر، پراکندگی خاصی داشته است؛ از این رو تفاوت سن زوجین در ایران امری طبیعی به نظر می رسد و میزان این تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار می گیرد که در بیشتر موارد میان 4 تا 12 سال است.

اما بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در یک جامعه صنعتی یا رو به صنعتی شدن و پویا، معیارها نیز در حال تغییر و دگرگونی است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادی که به تفاوت سنی میان زوجین با تأکید بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه ای که زنان دست به فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی مطالعاتی و سیاسی می زنند، از نظر تحصیلات ارتقاء پیدا می کنند و جایگاه ها، موقعیت هایی برتر و یا همسان مردان به دست می آورند و همین باعث می شود مقوله سن در ازدواج آنان نیز دچار تغییر شود. مثلاً در جامعه امروز، بسیار دیده شده زنانی که از همسران خود بزرگتر هستند. با این حساب می توان گفت که نظریه همسر گزینی با توجه به شرایط خاص هر جامعه می تواند تغییر یابد و در نهایت موجب طرح این پرسش می شود که آیا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتی می شود؟

پاسخ های مختلفی شامل این پرسش می شود؛ پاسخ های مخالف و موافقی که بحث بر سر هر کدام می تواند نظر عده ای خاص را پاسخگو باشد.

دکتر امان قرایی مقدم، محقق و استاد دانشگاه در این خصوص می گوید: «به نظر من این تفاوت سنی، منفی است زیرا با تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ایم، به این نتیجه رسیده ایم که یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجین، بروز همین تفاوت سنی است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، زیرا این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.

فرهنگ سنتی ایران می گوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است و حتی در محافل و مناطق روستایی هم، شعرهایی در این خصوص سروده اند، بنابراین اینگونه به نظر می رسد که اگر این ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه می شود.»

جامعه شناسان دلایل گوناگونی را در این خصوص برمی شمارند. آنان معتقدند رشد علمی و فرهنگی زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و دیگر موفقیت های اجتماعی در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوی دیگر، افزایش سن ازدواج و بعد اقتصادی، از مهمترین عوامل چنین پیوندهای زناشویی است.

حمید اکبری- کارمند، می گوید: «دوستی داشتم که همیشه می گفت من با یک زن پولدار ازدواج می کنم. چند سالی از او خبر نداشتم تا این که هفته پیش او را دیدم. سوار خود روی آخرین مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالی خوبی دارد. برایم تعریف کرد که با خانمی 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگی اش هم راضی است و به هر چه می خواسته، رسیده است. خوشحال شدم ولی نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خیلی شاد و سر حال سابق نبود.»

ازدواج زن با مردی که از خودش کوچکتر است، از دید جامعه شناسان غیر از بُعد اقتصادی، به مسائل عاطفی و احساسی منوط است. مثلاً دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، یکی دیگر از دلایلی است که موجب چنین ازدواج هایی می شود، زیرا باید در نظر داشت برخی جوانان با توجه به بالا بودن درایتی که زن در برخی موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. بخصوص که در یک سن خاص زن خیلی بهتر می تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی هم برخوردار باشد که این کار آسان تر انجام می گیرد، زیرا پسرانی که حداقل لوازم زندگی را دارند برای فرار از به دست آوردن این امکانات، ترجیح می دهند چنین ازدواج هایی داشته باشند.»

این در حالی است که دکتر نوید ایرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در یک طبقه بندی به چرایی و چگونگی این ازدواج ها اشاره می کند.

وی معتقد است این ازدواج ها را می توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:

الف- آن دسته از ازدواج هایی است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختری بزرگتر از پسر بنابر از شرایط خاصی، پسر را به ازدواج مجبور می کنند.

ب- ازدواج هایی که بر پایه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند.

ج- ازدواج هایی که بُعد اقتصادی دارند.

وی در ادامه سخنانش نتایج چنین ازدواج هایی را این گونه بیان می کند: «با توجه به نوع چگونگی ازدواج، مسلماً رفتارهای متفاوتی نیز بروز پیدا می کند. در ازدواجی که مرد بر پایه عشق و یا ثروت خود را راضی کرده است که با زنی بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پیش می آید: یا زن حاکم خانواده می شود و یا این مرد است که از قدرت برخوردار است. زیرا مردی که با توجه به شرایط اقتصادی زن ازدواج کرده است، برنامه ریزی می کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنین شرایطی معمولاً جوان بودن خود را بهانه ای برای اخاذی قرار می دهد و زن نیز کوتاه می آید.»

غیر از این، ازدواجی که بر پایه زور و اجبار است در نوع خود بدترین واکنش را داراست، زیرا زن و مرد بیشترین تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنین خانواده هایی بیشترین تنش بر سر این موضوع است که چه کسی قدرت را در دست بگیرد، مرد یا زن؟ مرد به دلیل نگرش سنتی می خواهد مردانگی نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمی تواند این نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، می تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند.

دوست می گفت: «با مدیر عامل شرکت کامپیوتری که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالی است که زندگی مشترکی داریم. راضی ام اما گاهی اوقات احساس می کنم همانند یک مهره هستم و هیچ اراده ای از خود ندارم. تنها این مورد است که ناراحتم می کند.»

در حالی که عده ای از کارشناسان با این کار مخالف هستند، گروهی دیگر توافق دارند که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد، زیرا هنوز تعریف مشخص و دقیقی از وظایف زن و مرد نسبت به هم تبیین نشده و یا اگر شده کمتر عملی می شود و به همین دلیل است که اختلاف ها روز به روز بیشتر می شود؛ بنابراین در حالی که در زندگی های عادی زناشویی تنش هایی را شاهد هستیم، طبیعی است میان خانواده ای که زن چند سالی هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حدیث هایی هم باشیم. به طور مثال به مرد می گویند هیچ کس را به او نمی دادند و آمد این زن را گرفت و یا این زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامی این حرف ها در کنار مشکلات دیگر می تواند آسیب پذیری خانواده را افزایش دهد. عده ای از روان شناسان اجتماعی با نگاهی از بعد روان شناسانه و روان شناختی نیز سعی بر تحلیل این دسته از ازدواج ها دارند.

آنان معتقدند از نظر روان شناسی زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند. از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و...

خانمی می گفت: «پس از 15 سال زندگی، شوهرم به من می گوید تو پیر هستی. من 6 سال جوان تر از تو هستم. می گوید اگر به خاطر ثروت و موقعیت تو نبود، با تو ازدواج نمی کردم. خیلی غصه دار شدم. من با عشق جلو رفتم و او با پول. حالا که به آن چیزهایی که می خواسته، رسیده، به من می گوید تو پیر هستی. پس از 15 سال زندگی این حرف ها دلم را آتش می زند.»

دکتر ایرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سنی نیز اشاره می کند. به این معنی که اگر تفاوت سنی میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. در این شرایط زنی که 3 یا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه می آید و می کوشد مطیع باشد. در صورتی که هر چه این تفاوت سنی افزایش یابد، حس مادری، خواهر گونه و یا سرپرست در زن بیشتر می شود. مثلاً زنی که 15 سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.

خانم کارمندی می گفت: «با کسی ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. همه می گویند جای پسرت است و به او هم می گویند که با مادرت ازدواج کرده ای. شاید حق دارند. ولی ما با هم خوشبخت هستیم و 7 سال است که زندگی می کنیم. تمام خرج تحصیلش را خودم دادم و برای دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشور. می گفتند این کار را نکن می رود و دیگر بر نمی گردد؛ ولی همسرم رفت دکترایش را گرفت و برگشت و با هم زندگی می کنیم. الان حرف های مردم کمتر شده؛ ولی هنوز وقتی ما دو تا را با هم می بینند تعجب می کنند.» تمام این مسائل زمانی کنار هم جمع شده، باعث می شوند کارشناسان نظرات مختلفی را ارائه دهند؛ هر چند این نظرات در آخر به نقطه ای مخالف ختم می شود و گویی هنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند.

دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «شاید چنین ازدواج هایی نکات مثبتی هم داشته باشد مثل اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیره. ولی کنار این نکات مثبت، این نکات منفی است که خود نمایی می کند زیرا اگر خود فرد پذیرای شرایطش باشد، تا اندازه ای می تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثیرات منفی این برخوردها همیشه در زندگی خانوادگی آنان بروز می یابد.» در هر حال، با نگاهی می توان خانواده هایی را یافت که با بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان، زندگی هایی شاد و زیبا دارند.

آقای که کارمند فرودگاه است می گوید: «روزی که مثل همیشه مشغول چک کردن یکی بودن شناسنامه ها با هویت مسافر بودم، دیدم زن و مرد مو سپیدی شناسنامه هایشان را دادند. مرد 5 سال کوچکتر از زن بود. با خنده گفتم: پدر جان خانمت که 5 سال بزرگتر است. پیرمرد لبخندی زد و گفت: مگر چه عیبی دارد، عوضش خانمم هنوز شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر نه؟!»

منبع: جام جم

لینک ها

 تأخیر سنی ازدواج در میان جوانان 

 شصت نكته شیرین در مورد ازدواج 

 بگویید چه شخصیتی دارید تا بگویم همسر مناسب شما چه شخصیتی باید داشته باشد؟ 

فروش کتاب های « روان شناسی » ، « خانواده » ، « زنان » و « متفرقه » در فروشگاه اینترنتی تبیان

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
سلام من یکساله دختری رو میخوام که هفت سال بزرگتره بدجور همدیگرمیخوایم الانم قراره تنها برم خواسثگاری دعاکنیدبهم برسیم یاحق
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 30/10/1390 - 17:55
hasti maleki
من فکر میکنم اختلاف سنی در صورتی مشکل سازه که برای ساختن زندگی همراه با تفاهم دو طرفه تلاش نشه...و الی توی جامع امروز ما مشکل غیر قابل حلی نیست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 3/10/1390 - 10:21
مونا اسدی
من هم تازگی با پسری اشنا شدم از خودم 3 سال کوچیکتر نمی دونم باید چه کار کنم البته من از جسمی و چهره خیلی ریز نقش هستم اما نمیشه که خودمو فریب بدم حالا قصد دارم با چند تا مشاوره مشورت کنم و بهترین تصمیم و بگیرم البته می خوام تمام مشاورها رو با خودش برم تا کاملا در جریان باشه با اروزی خوشبختی برای یکایک شما
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 28/9/1390 - 14:37
ایلیا جعفری
باسلام.منم صادقانه دوستدار فرشته ای ام که 9 سال ازم به رسم شناسنامه بزرگتره اما دل و رروحمون قرین همدیگست و باور دارم بزودی باهم ازدواج میکنیم.لبخندتون دعاییه برای ما!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 2/9/1390 - 5:46
رضا
نظرات همه خوبه ومنم عاشق دختری شدم که 9 سال ازم بزرگتره راستش منم با هیچ دختری کنار نمیام جز اون الان 5سال همدیگرو میشناسیم وچون من فارق التحصیل بیکارم هنوز جرات نکردم برم جلو
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 26/8/1390 - 2:0
کلبه دوستی
سلام
نظراتون قشنگ بود یجورایی امیدوارم کرد
منم عاشق کسی شدم که 4 سال از خودم بزرگتره
خیلی بهم علاقه داریم و مطمئنیم اگه باهم باشیم بی شک خوشبخت می شیم و زندگی خوبی خواهیم داشت الان دو ساله که با همیم و یجورایی با اخلاق هم اشناییم
بعد دوسال چند روزه که به خانوادم گفتم ولی مخالفن و هیجوری قبول نمیکنن واسم دعا کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 3/8/1390 - 0:14
کلبه
سلام
با حرفای نویسنده متن بیشتر موافقم تا اون اقای کارشناس.چون به واقعیت امروزی نزدیکتره...
من و یه پسری هم 2ساله تو چت روم باهم اشنا شدیم گرچه تا چند روز قبل هم احساسمون عشق نبود اما الان پیش اومده.
من 4سال ازش بزرگترم خیلی دوستش دارم و با وجود تمام مشکلات و مخالفت های خانوادش ؛ از ته دل آرزو میکنم و از خدا میخوام که ما رو بهم برسونه...
فقط مثبت اندیشی و اینکه بگیم و بخواییم تا واقعا بشه.حتی 1 بار هم تو دلت نگو نه...
دوستت دارم .از همه التماس دعا
*-:
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 3/8/1390 - 0:10
طناز کارین
سلام من طناز هستم 25 ساله وهمسرم 22ساله خیلی هم خوشبختیم از سال 86 باهم زیر یه سقف زندگی میکنیم تا به حال دعوامون نشده تفاهم داریم خیلی هم به هم علاقه داریم همسرم خیلی منطقی واز نظر فکری وبلوغ بسیاری عالیست به نظر من مشکلی نداره فقط مهم علاقه است ودر کنار هم زندگی کردن تفاهم واحترام گذاشتن به نظرات هم من و همسرم جفتمون تحصیل کرده ایم در زمان ازدواج ما هم حرف مردم بود ولی به نظر من یه مثالی هست که میگه در دروازرو میشه بست در دهن مردمو نمیشه بست.پس فقط نظر خود آدم مهم در مورد سن و سال بزرگ بودن یا کوچک بودن اون دسته از آدما که میخوان سنو معیار قرار بدن تو زندگیشون موفق نمیشن.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 13/7/1390 - 22:23
سعید
از نظراتون خوشم میاد اگه همه با عشق زندگی کنند دنیا گلستان میشه .
من خودم دارم با خانمی ازدواج میکنم که 5 سال از من بزرگتره تو چت روم اشنا شدیم همه میگفتن تو محیط بدی اشنا شدین ممکنه...طرفه مقابلت بهترین ایده ای که تو ذهنم اومد از حضرته علی بود که گفته بودند از هر چی میترسی باهاش مواجه شو ما هم از این الگو استفاده کردیم ورفتیم باهم صحبت کردیم و به نتیجه ای رسیدیم که گذشته ها گذشته از الان همه چی رو شروع می کنیم بعد از این موضوع هر 2تامون به خدا ونماز بیشتر اهمیت میدیم دنبال هوا و هوس نمیریم دیگه همین
فقط دقت کنید که طرف مقابل هوس باز نباشه و با عشق زندگی کنه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/7/1390 - 3:45
ناشناس
منم یه پسری رو دوست دارم که 2سال و 6ماه از من کوچکتره
اونم منو خیلی دوست داره
ولی این حرفا اذیتم میکنه به خدا
متاسفم که تو ایران زندگی میکنم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/6/1390 - 16:16
آرش
من هم گفته ی تمامی کسانی که با این مقاله مخالف بودن رو تایید می کنم و پدر و بزرگ و مادر بزرگه من 88 سال پیش باهم ازدواج کردن.مادر بزرگم 1 سال از پدربزرگم برگ تر بود.از اونموقع تا پارسال این دو تا عاشقونه همدیگه رو دوست داشتن تا اینکه مادربزرگم پارسال شهریور به رحمت خدا رفت و از اون روز به بعد پدر بزرگم فراموشی گرفت،طوری که خودش رو نمیشناخت و در نهایت دیرو ایشون هم به رحمت خدا رفتن.اینو میگن در فراق عشق...یاد بگیریم.من هم از کسی که دوستش دارم 1 سال کوچیکترم.واسش جوونیمو گذاشتم.هرطور شده بهش می رسم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 1/5/1390 - 14:51
اشکان ش
به نظرم به سن مربوط نیست
به بلوغ اجتماعی و فردی مربوطه
قانون نیست
عرفه
عرف چیزیه که جا میوفته و مثله پوشش
به دل هم زیاد ربطی نداره
وقتی کسیو دوست داریو توافق می رسی باهاش دلیلی نداره خودتو اذیت کنی
ما در کنار مردم زندگی می کنیم اما عقاید ما ربطی به اونا نداره و ضرری به دیگران نمی رسه با این کار
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 5/2/1390 - 20:58
jerjis
من به کسی علاقه دارم که از خودم 3 سال بزرگ تره. براش میجنگم و با کمک خدا بهش میرسم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 9/11/1389 - 14:50
yas
به نظر من مهم رفتار و اخلاق فرد هست و نه سن شناسنامه.کاش شناسنامه نبود اون وقت یه کم از دید سنتی میومدیم بیرونو می دیدیم عشقو
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/11/1389 - 10:27
ناشناس
این سنتهای قدیمی است که در جامعه امروزی ما وجود داره . پس چرا پیامبر با خدیجه ازدواج کرد؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 19/8/1389 - 13:24
ندا سجادی
خیلی عالی بود راستی من هم میخواهم با کسی ازدواج کنم که از خودم 2 سال کوچکتره خیلی واسم دعا کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 17/6/1389 - 22:46
بهرام ...
اگه بخواهیم به حرف مردم گوش کنیم که کلا نمیتونیم ازدواج کنیم. من از دختر مورد علاقه ام 5 سال و 7ماه کوچیکترم ولی عاشق همدیگه هستیم. نمیدونین چقدر دوسم داره . ...حرف مردم. من حتما باهاش ازدواج میکنم و اینو میگم که اصلا نترسین . هیچ اتفاقی نمیافته. ولی مرد هم باید خودش یه شرایط خوب داشته باشه که فقط متکی نباشه . منم دارم این شرایطو برای خودم محیا میکنم . فقط عشق... والسلام
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 28/4/1389 - 15:58
مريم نوروزي
به نظر من مهم عشق،علاقه ،وتفاهمه ،كوچك یا بزرگتر بودن زن ومرد اصل مهم نیست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 20/4/1389 - 11:52
sina 1369
منم عاشق دختری كه5سال ازم بزرگتره و قبول نمیكنه با من ازدواج كنه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 23/3/1389 - 14:54
محمد ن
من عاشق دختری هستم كه دو سال از من بزرگتره به نظر شما من چكار كنم پدر و مادرم راضی بشن جواب را برام ایمیل كن
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید سوال تان را در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. موفق باشید
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 17/3/1389 - 22:43
ناشناس
با گفته هایتان مخالفم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 15/3/1389 - 1:40
دوست تو
سلام به همه عزیزان. زندگی مشترك فقط به منطقی بودن دو طرف بستگی داره و هیچ چیزی غیر از خود طرفین نمیتونن شیرینی و تلخی با هم بودن رو بسازن. اگه نترسی و به حرف دیگران توجه نداشته باشی همیشه خوشبختی. فقط به با هم بودن خودتون فكر كنین و برای دیگران زندگی نكنین
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 29/2/1389 - 13:20
رویا
من از فرد مورد علاقه ام 5سال بزرگترم. اما عاشقش ام. آره ماها می دانیم اینها حرف است. توی جوامع دیگه این حرفها عادی شده.مشکلات همیشه هست اما بیشترش را جامعه به آدم وارد می کند. من و طرفم داریم واسه هم می جنگیم چون خانواده هامون این ازدواج را احمقانه می دانند اما ارزش داره. واسه احساس سعی کردن.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 13/1/1389 - 1:52
45879566
من برام فرق نمیکنه فقط پولدار باشه در واقع من زن نمگیرم این منم که شوهر میکنم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 4/1/1389 - 14:56
بهاره خانم بماند
من 28 سالمه مجردم ولی هر خواستگاری كه واسم میاد همه از من كوچكترند .الان دارم به یكی از خواستگارانم جواب مثبت میدم نمیدونم كار درستی میكنم یا نه ولی ایشون 2 سال و 5 ماه از من كوچكتره ممكنه درستی یا اشتباه كارم رو به من بگید .واسم دعا كنین از ازدواج میترسم آخه من خیلی سختی كشیدم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 18/12/1388 - 11:33
arash
سن مال شناسنامه است نه مال ازدواج.بلوغ عقلی مهم تره
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 5/11/1388 - 3:19
alilajevardy
سلام من یه مدت خیلی زیاد رو این مسئله بزرگتر بودن زن از مرد فکر کردم و تحقیقاتی داشتم که بیان میکنم ما 14 معصوم داریم نکته ای که جامعه پذیرفته اینه که سن ازدواج واختلاف سن بین زن ومرد اینه که زن باید کوچکتر باشه چون حضرت زهرا (س) 6 سال از حضرت علی کوچکتر بوده ولی یک نکته خیلی مهم این وسط که اول اینکه پیغمر(ص) در سن 25 سالگی ازدواج کرد و در ضمن همسر ایشون تقریبا" 10سال از حضرت بزرگتر بودند و جالب اینجا که هر دو بانوی بزرگوار در رده زنان بهشتی هستند برداشت من از این مسائل اینه که سن ازدواج در افراد مختلف بین 15 تا 25 هست و اختلاف سنی هم بین 10سال کوچکتر و یا 6 سال بزرگتر باشه که اگه بخواهیم یه کم با اعداد بازی کنیم به قول معروف اگه حداقل برابری رو مد نظر قرار بدیم اگه مرد 6 سال کوچکتر باشه یا تا 6 سال بزرگتر باشه اشکال حادی نیست ولی مسئله مهم اینه که به رشد عقلی سن خودش رسیده باشه چه بسا هستند افرادی که 30سال دارند ولی رفتار یک ادم 15 یا 16 ساله رو دارند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 20/10/1388 - 20:32
الی
من الان 6 سال از خانمم بزرگترم.6ماه از زندگیم میگذره.خیلی دوسش دارم.مشکلات داریم ولی با توکل به خداوتلاش هردومون.داریم زندگیمون رو بر اساس تفاهم میسازیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/10/1388 - 11:10
amir moosavi
من از دختر مورد علاقم 2 سال كوچكترم .به نظر شما این اشكالی دارد؟؟؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 3/9/1388 - 19:3
یه ایرانی
21 ساله و مجرد هستم به نظر من تنها دو مورد است که در مورد اختلاف سن اهمیت دارد هیچ کدوم از طرفین احساس بزرگی (برتری نسبت به هم ) بهسون دست نده دوم اینکه از لحاظ ارتباطات نزدیک از یک دیگر راضی باشند.(موفق باشید از راهنمایتان بسیار متشکرم)
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 24/7/1388 - 23:1