• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 9896
  • دوشنبه 6/9/1385
  • تاريخ :

رفتارهای پرخاشگرانه


موضوع پرخاشگری در روان شناسی از دیدگاه های گوناگونی مورد بررسی قرار می گیرد. دیدگاه روانشناسی ژرفانگر نیز در زمره یكی از این دیدگاه ها محسوب می شود. رونق این دیدگاه كه تا چند دهه قبل در روان شناسی بسیار پرآوازه بود، از اوایل قرن بیستم با شهرت فروید آغاز شد. زندگی فروید كه در زمان خود جالبترین نظریه ها و مفاهیم را در روان شناسی و در تحلیل رفتار انسان مطرح ساخت، از كودكی با اعتماد به نفس بالا و با تلاش شدید همراه بود. مادر فروید از تولد او بسیار به خود می بالید و به پیشگویی یك زن فالگیر پیر كه گفته بود پسر او مردی بزرگ و معروف در جهان خواهد شد، عمیقاً اعتقاد پیدا كرده بود. فروید بعدها چنین نوشت: «مردی كه محبوب بلامنازع مادر خود بود، این احساس موفقیت را با خود دارد كه اغلب سبب موفقیت واقعی می شود.» در اوایل قرن بیستم شهرت فروید و كارهای او عالمگیر شده بود. در همین سال ها بود كه او خلاق ترین آثار خود را در تحلیل رفتار و رؤیاهای انسان آفرید.

در بحث های مربوط به رفتار پرخاشگرانه انسان، معمولاً واژه پرخاشگری را صدمه زدن به خود یا دیگری تعریف می كنند. آنگاه براساس قصد و نیت رفتار كننده، از آشكار و یا پوشیده بودن پرخاشگری و از انواع رفتار پرخاشگرانه سخن به میان می آورند.

تقسیم بندی پرخاشگری به دسته های آشكار و پوشیده (یا مبدل) نیز یكی از انواع متداول این تقسیم بندی هاست كه بیشتر از دیدگاه روان شناسی ژرفانگر مطرح می شود. آنچه كه در پرخاشگری پوشیده (مبدل) به چشم می خورد، جنبه ابهام گونه آن است. در اینجا گاه هدف و یا اصلاً قصد و نیت عمل پرخاشگرانه مشخص نیست ، یا درهاله ای از ابهام قرار گرفته و یا تغییر شكل یافته است.


پرخاشگری نمادین

هنگامی كه رابطه ای دوستانه برای شخصی به پایان می رسد، عشق و علاقه او می شكند و یا زندگی زناشویی وی با یأس و ناامیدی همراه می شود، در چنین حالتی ممكن است فرد مزبور به پرخاشگری نمادین متوسل شود: مثلاً عكس هایی را كه بیانگر خاطره هایی از این موارد هستند، پاره كند یا هدیه ای را كه پذیرفته بود، از بین ببرد. سعی می كند خاطرات خوش قبلی را بی اثر سازد یا حتی در تصور خویش برای فرد مورد نظر آرزوی بیماری، تصادف یا مرگ نماید.


تغییر شكل یافتن موضوع پرخاشگری

در این نوع از پرخاشگری ناآشكار، قصد و نیت عمل پرخاشگرانه بر ما پوشیده است یا مثلاً حالتی واژگونه و یا جابه جا شده دارد. چراكه موضوع پرخاشگری قلب شده به نظر می رسد. از این منظر ممكن است رفتار مادرانه ای كه مراقبت افراطی و بیش از اندازه از بچه خویش است، به نوعی عدم پذیرش قلب شده تعبیر گردد. مادر جوانی كه پس از طی یك دوره موفقیت آمیز رشد اجتماعی و شغلی، اكنون به واسطه وجود كودك شدیداً از همه چیز بریده و در خانه ماندگار شده است، نمی تواند به ملال ناشی از، از دست رفتن استقلال خود به راحتی چیره شود. حال ، چنانچه رابطه زناشویی او نیز به رابطه ای از خودبیگانه ساز بدل شود، خلاصی از آن رابطه، به واسطه وجود كودك به امری مشكل ساز بدل می شود. همه این عوامل ممكن است دست به دست هم داده و او را در راستای انكار بچه برانگیزانند. امری كه تعارض آمیز است و حتی تصور آن به واسطه وجدان آگاه فرد و اخلاق رایج در جوامع انسانی، مجاز شمرده نمی شود. در چنین شرایطی ممكن است بر اثر مكانیزم جابجایی انگیزه ها و احساس ها، اشكال پذیرفته شده رفتار مادرانه، تشدید شده و با غلظت بیشتری بروز نماید تا میل انكار كودك حتی توسط خود مادر نیز دیگر موضوع ادراك نگردد. به عبارت دیگر، این فرایند در خودآگاه مدار به وضوح جریان نمی یابد. او تنها حالتی از نارضایتی و عدم اطمینان را در خود احساس می كند. در اینجا او به گونه ای ناخودآگاه به وجود خطری كه بر سر راه استقلال و خودشكوفایی وی قرار دارد، پی می برد و میل دور كردن بچه از خود شروع به شكل گرفتن می نماید، كه ظاهراً تنها راه رجعت و برقراری شرایط گذشته است. در اینجا این احساس تنفر بر اثر فرایند معكوس به اضطراب بیش از اندازه و مراقبت و حمایت افراطی از كودك بذل می شود. اكنون كه این فرایند معكوس، رفتار حمایتی و مراقبت افراطی از بچه، به گونه ای بارز در مادر دیده می شود و مانع از آن می گردد كه میل و خواسته درونی اش به خودآگاه او راه یابد و آن تعارض قوی را از نو ایجاد كند، در اینجا موضوع پرخاشگری تغییر می كند. به طور كلی هنگام مواجه با این پدیده كه در شكل بروز رفتار پذیرفته شده اجتماعی زیاده روی می شود. (مثلاً رعایت افراطی امور اخلاقی، ملاحظه بیش از حد دیگران ، فروتنی بسیار، اظهار دوستی فراوان) می توان به نوعی گمان كرد، كه خود تحت تأثیر سائق نهان دیگر یا مخالف آن قرار دارد.


تغییر جهت پرخاشگری

گاه ممكن است سمت و سوی پرخاشگری تغییر یابد و متوجه خود شخص شود. امری كه ممكن است حتی در سنین كودكی روی دهد. هنگامی كه كودك همراه با شرایط تعارض مواجه باشد و یا این احساس به او دست دهد كه ناخواسته است، در این حالت ممكن است كودك از پذیرش غذایی یا گوارش آن سرباز زند. كودك با این عمل پرخاشگرانه مایل است از رشد خویش ممانعت به عمل آورد. چنانچه از این زاویه نگریسته شود، آنگاه ممكن است، علت مصیبت هایی كه گاهی برای افراد روی می دهد، نظیر تصادف یا بیماری، در شرایط بیرونی نباشد، بلكه به واسطه انتخابی ناخودآگاه به وقوع بپیوندد. مواردی از این گونه را می توان نوعی خودتنبیهی قلمداد كرد.

منابع:

- روان شناسی شخصیت ، یوسف کریمی كریمی، انتشارات رشد.

- زندگی بدون ترس و سراسیمگی، هربرت فنسترهایم – جین بائر، مترجم علی اصغر شجاعی، انتشارات نقش و نگار


لینک ها

 محیط‌ اجتماعی‌ و پرخاشگری‌ در اوج عصبانیت 

 نقطهِ آغاز برای‌ غلبه‌ بر پرخاشگری 

 عوارض عصبانیت و روشهای كنترل آن 

 هفت راه كاشتن بذرآرامش و سعادت درذهن 

UserName