راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • زمزمه ای زیر لب
    زمزمه ای زیر لب
    در شخصیت تو چیزهای خوب و نازنین و حقیقی، فراوان بودند. قلب کوچک تو به اندازه ی سحر بود که از بالای کوه ها سر بر می آورد. این را با حرکت خود انگیخته ات نشان دادی. تو امشب برای خداحافظی به طرفم دویدی و مرا بوسیدی.
  • پس کی منو دوست داری؟
    پس کی منو دوست داری؟
    اغلب اوقات این پرسش‌ها هشداری است بر اینکه کودک شما احساس می‌کند نادیده گرفته شده است، یا حتی فکر می‌کند او را دوست ندارید. شما باید سریع وارد عمل شوید و با گفتار و اعمال‌تان به او قوت قلب بدهید، هر روز قسمتی از وقت خود را به کودک آزرده اختصاص دهید و مدام
  • کوچولوی ما خوش آمدی
    کوچولوی ما خوش آمدی
    تنها آگاه ساختن او از اینکه برادر یا خواهر تازه‌ای پیدا خواهد کرد کافی نیست بلکه بهتر است والدین بعد از تولد بچه تازه- هر روز مدتی را منحصراً با کودک بزرگ تر بگذرانند تا او به محبت والدین نسبت به خود اطمینان یابد و بدین ترتیب حسادت او کاهش پیدا کند.
  • تعداد بازديد :
  • 4214
  • پنج شنبه 17/2/1388
  • تاريخ :

هنوزم دوسم داشته باشین

حسادت

مامان خانوم سلام

خیلی وقته برات نامه ننوشتم، نمی‌دونم دلیلش رو فهمیدی یا نه. دیشب که اومدی بالای سرم و کنار تختم نشستی، بیدار بودم و می‌شنیدم که داری چی می‌گی. تو خیال کردی خوابم و باهام حرف زدی اما نمی‌‌دونم چه اشکالی داشت اگه وقتی بیدار بودم ازم این سوال رو می‌پرسیدی! این طوری شاید دیگه به نامه احتیاجی نبود تو می‌خواستی بدونی چرا 2-3 ماهه برات ننوشتم، می‌گفتی: دلم برای شیطنت پسر8 ساله که توی خط به خط نامه‌هاته تنگ شده ... وقتی ساکت می‌شی می‌ترسم.

 

مامان خانوم

من ترسیدم واسه همین هم ننوشتم. از وقتی اومدی خونه و با خوشحالی گفتی دارم واست یه نی‌نی کوچولو میارم، ترسیدم از همون وقتی که به خاطر این نی‌نی کوچولو مجبورم بیشتر از قبل‌ ترها تنها غذا بخورم و تو همیشه از بوی غذا بدت بیاد و بکشی کنار، ترسیدم از همون وقتی که همه وقتی زنگ می‌زنن اول، حال نی‌نی کوچولو رو می‌پرسن و بعد من، ترسیدم از همون وقتی که تو و بابا شبا به جای بازی کردن با من و حرف زدن باهام، در باره نی‌نی کوچولو و وسایلی که باید براش بخرین، جای تخت خوابش و اینکه کنار خودتون بخوابه حرف می‌زنین، ترسیدم.

 

مامان جونم

شاید بگی چرا برات زودتر نامه ننوشتم و نگفتم که چقدر نگرانم، اما خوب فکر می‌کردم خودتون حواستون به منم هست. من همیشه از نی‌نی کوچولوها خوشم میاد درسته که خیلی کوچک‌اند و همیشه باید کنارشون بود ولی من دوست دارم داداش یه نی‌نی کوچولو باشم و دوست دارم هنوزم همون عزیز دردونه شما باشم. می‌خوام اول کوچولو کنارم باشه نه اینکه جای منو بگیره... من فکر می‌کنم حسودیم می‌شه، من به نی‌نی کوچولویی که هنوز نیومده، این همه کار کرده و می‌خواد همیشه پیش شما باشه، حسودیم می‌شه! حالا اگه بیاد چی می‌شه؟ شبا که می‌خوابم با خودم فکر می‌کنم کاش منم کوچولو مونده بودم بعد فکر می‌کنم نه دوست دارم بزرگ بشم، مرد بشم...

 

بعد فکر می‌کنم نمی‌شه که دلم بخواد هم کوچولو بمونم هم بزرگ بشم بعد دوباره دچار همون تناقض می‌شم. بعدم گریه‌ام می‌گیره و چون بعد از نامه‌هایی که برای بابا نوشتم، گفته ما مردا هم می‌تونیم گریه کنیم، گریه می‌کنم... مامان نمی‌خواستم ناراحت بشی فقط خواستم بدونی دوست دارم واست نامه بنویسم، دوست دارم نی‌نی کوچولو داشته باشیم تاباهاش بازی کنم اما دوست دارم تو و بابا هنوز دوسم داشته باشین...

 

ماهنامه کودک

تنظیم برای تبیان: کهتری

 

مقالات مرتبط

چرا کودکان حسادت می کنند؟

هیچ کس منو دوست نداره!(1)

فرشته های حسود

فرزند دوّم، هووی فرزند اوّل

تفاوت آری، تبعیض نه

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
seyedali
جالبه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 20/2/1388 - 18:0
baharmaed
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/2/1388 - 11:18