راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 1453
  • دوشنبه 20/12/1386
  • تاريخ :

خاطراتی از آیة الله العظمی میرزا جواد تبریزی

میرزا جواد تبریزی

شفا گرفتن از امام رضا علیه السلام

راوی: فرزند معظم له

در سال 1370 مرحوم میرزا درد پای شدیدی گرفتند؛ به طوری که نشستن بر روی زمین برایشان مشکل شده بود. بعد از مطلع شدن بعضی از نزدیکان، صندلی و میز برای مرحوم میرزا تهیه کردند، این ناراحتی با سفر مرحوم میرزا به مشهد مصادف شد. مرحوم میرزا می‎گفتند: به حرم که رفتم؛ کنار ضریح نشستم و از حضرت امام رضا علیه السلام خواستم مرا شفاء دهد که عذاب می‎کشم. بعد از توسل به آن حضرت احساس کردم درد پایم آرامش پیدا کرده است و وقتی از کنار ضریح بلند شدم، اصلاً دیگر احساس درد نکردم و هیچگاه دیگر آن نقطه درد نگرفت و امام تفضل نمود و شفا داد.

 

امام زمان(عج) در تشییع پیکر میرزا جواد تبریزی

راوی: حجت الاسلام معجزاتی

دو شب قبل از تشیع جنازه مرحوم میرزا جواد تبریزی (ره) یکی از طلاب می‎گوید: قصد کردم صبح زود از قم عازم اصفهان شوم. ناگهان در عالم خواب مشاهده کردم که تشییع جنازه در قم برگزار شده و حضرت ولی‎عصر(عج) در تشییع جنازه در قم برگزار شده و حضرت ولی عصر(عج) در تشییع جنازه حاضر هستند. این طلبه می‎گوید: از خواب بلند شدم؛ ناگهان شب بعد اعلام کردند که مرحوم میرزا(ره) از دنیا رفته است و فهمیدم که حضور ولی‎عصر(عج) در قم به واسطه رحلت این عالم ربانی است که تمام وجود و هستی خود را در راه دفاع از حریم ولایت و اهل بیت علیهم السلام صرف کرده است.

 

ایشان دائم الذکر بودند

راوی: فرزند معظم له

یکی از خصوصیات میرزا این بود که اگر سوار ماشین می‎شد مشغول ذکر و تلاوت قرآن می‎شدند و هیچگاه وقت خود را به صحبت در موارد دنیا نمی‎گذراندند. ایشان ابتدا که سوار ماشین می‎شد، قرآن تلاوت می‎کرد و بعد از فراغت از قرآن، مشغول ذکر می‎شدند و همواره دائم الذکر بود و حتی در ترددی که بین شهرها یا ماشین می‎کردند، از وقت خود جهت ارتباط معنوی و کسب اجر و ثواب بهره می‎بردند و دیده نشد مرحوم میرزا در وقتی که تردد می‎کند بی ذکر باشد. گاهی هم به اطرافیان تذکر می‎دادند که خدا را یاد کنید، توسل کنید و اگر از ذکر فارغ می‎شدند، به سوال شرعی جواب می‎دادند یا قضایایی را ذکر می‎کردند که باعث تنبه انسان می‎شد.

 

خواب میرزا جواد تبریزی

راوی: فرزند معظم له

یک روز صبح مشاهده کردم که مرحوم میرزا بسیار شاد هستند وقتی از ایشان سوال کردم که آقا به نظر می‎رسد که الحمدالله امروز سرحال هستید مرحوم میرزا فرمودند: دیشب در عالم خواب مرحوم استاد الفقها، و المجتهدین سید خوئی را مشاهده کردم و حدود ربع ساعت با من صحبت کرد و در عالم خواب خیلی صحبت‎ها که سال‎ها در جواب آن مانده بودم، انجام دادیم. ناگهان مرحوم سید خوئی (ره) سوال کردند: چرا کتاب رجال را کامل نمی‎کنم. گفتم که دیگر حال ندارم و به خاطر مریضی نمی‎توانم به پایان برسانم. ایشان فرمودند: شما شروع به تکمیل رجال کن شما را کمک خواهند کرد.

بعد از آن روز، مرحوم میرزا(ره) رجال را ادامه داد و توانست با توضیح به بعضی شاگردان آن را پایان برساند.

 

علم به نیاز یک طلبه

راوی: حجت الاسلام گلستانی

عادت این جانب بر این بود که صبح‎ها، به دلیل نزدیکی منزل ما با حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام به حرم مشرف می‎شدم و در نماز جماعت شرکت می‎کردم، مظعم له نیز، همه روزه صبح‎ها چه زمستان و چه تابستان، پیاده از منزلشان تشریف می‎آوردند، ابتدا به حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام جهت تهجد و خواندن نافله شب و سپس به طرف مسجد امام حسن عسکری علیه السلام مشرف می‎شدند و نماز صبح را در آن جا اقامه می‎کردند. ایشان علاوه بر حرم مطهر، علاقه خاصی به مسجد امام حسن عسکری علیه السلام داشتند و در هوای سرد و گرم در آن مسجد حاضر می‎شدند. توسل نیمه شب مرحوم میرزا(ره) عجیب بود. ایشان با اخلاق و ارادت در آن نیمه شب با خدای خود سخن می‎گفت و درد دل می‎کرد و راز و نیاز می‎کرد.

یک روز در ایام زمستان که هوا بسیار سرد بود، از تهران به بنده تلفنی شد که باید به تهران بیایی. به این فکر بودم که برای مسافرت به تهران مبلغی را نیاز دارم و با خدا زمزمه می‎کردم و می‎گفتم: خدایا تو اگر بخواهی در این وقت که قبل از طلوع آفتاب است، به بنده مبلغی برسانی، توانایی. در این اندیشه بودم که رهسپار حرم مطهر شدم. پس از اقامه نماز به خانه برمی‎گشتم. مرحوم میرزا(ره) را در جلوی بازارچه گذرخان دیدم. مشاهده کردم که ایشان از دور می‎آیند. قبل از این که بنده به ایشان برسم، ایشان ایستادند و عبایشان را که بر سر کشیده بودند، بر روی دوش انداختند؛ گویی منتظر من ایستاده بودند. زمانی که به هم رسیدیم، شال گردن خود را باز کردند و دست در جیب نمودند و به من فرمودند: «کمی صبر کن!» مبلغی را از جیب خود در آوردند و به من دادند، چشم‎هایم پر از اشک شد و در دل خود گفتم: خدایا! تو رزق و روزی مرا در بین الطلوعین در دست یک مرجع بزرگوار قرار داده‎ای.

وقتی پول را شمردم دیدم به اندازه سفرم است. آنگاه قدر و منزلت میرزا (ره) بیش از قبل برایم معلوم گردید. ایشان واقعاً از اوتاد و مقربین بود که اینگونه با اخلاص و با تمام وجود در خدمت دفاع از مبانی اهل‎بیت علیهم السلام بود و خود بارها شنیدم که مرحوم میرزا (ره) در آن نیمه شب حلّال مشکلات بسیاری از طلاب و فقرا است ایشان در نیمه شب بسیار دقیق بودند که اگر حاجتمندی است، او را یاری کند حتی به طلابی که در داخل حرم مشغول عبادت بودند توجه داشت. اگر طلبه‎ای را می‎دید که زیاد نماز می‎خواند، به نحوی او را کمک می‎کرد، زیرا متوجه می‎شد که در حال خواندن نماز استیجاری است.

 

منبع:

عالمان شهر اخلاق، سرپرست گروه مولفین سید محمدمهدی طباطبایی.

 

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
به نام خدا
خیلی عالی بود. خداوند شما را به خاطر خدمت به اسلام اجر دهد. مسعود علیزاده
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 26/12/1386 - 23:55
ناشناس
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 26/12/1386 - 5:28
علیرضا صدیقی
بسیار دوست داشتنی بودند
بقیه علما را از دست ندهیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 23/12/1386 - 11:19
majiek
با سلام
بسیا ر عالی بود . خدا شما را اجر جزیل عنایت نماید . باتشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 23/12/1386 - 0:5
احمد حيدري
به نام خدا
انصافاً جناب مرحوم آقای شیخ جواد تبریزی ( رحمه ا... علیه )یك مرد بزرگی بودند كه عالم اسلام را در نبود خودشان متاثر كرده اند.ایشان با آن حركت روز شهادت بی بی دو عالم خانم حضرت زهرای مرضیه ( سلام ا... علیها ) كه با پای برهنه در مراسمات شركت داشتند آیه شریفه ( و من یعظم شعائر ا... را احیا كردند .
خدایش با حضرت زهرا محشور فرماید و ما را هم از شفاعت خود فراموش نفرماید .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 22/12/1386 - 10:8