راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 10805
  • سه شنبه 12/4/1386
  • تاريخ :

نگاهی به زندگی علامه امینی(ره)

علامه امینی

سپیده فجر

در سال 1320 ه. ق برابر با 1281 ه. ش ستاره‌ای در شهر تبریز، در خانه‌ای سرشار از علم و تقوا بدرخشید و افراد خانواده‌ را سرشار از شادی و شعف نمود.

فرزند را عبدالحسین نامیدند تا همواره سینه‌اش سرشار از عشق اهل‌بیت علیهم السلام باشد؛ پیوسته در مسیر ایشان گام بردارد و همچون مولایش امام حسین علیه‌السلام، شمیم روح افزای ولایت را پراكنده سازد. آری، عبدالحسین به دنیا آمد و الغدیر با او جان گرفت.

 

خاندان پاك علامه

شیخ احمد امینی تبریزی،(1) پدر بزرگوار علامه امینی از عالمان با تقوا بود و مردم به ایشان همواره به دیده احترام می‌نگریستند. ایشان در سال 1287 هـ.ق در سَردها از توابع تبریز به دنیا آمد. میرزا احمد از فقها و مجتهدین زمان خود و در زهد و پارسایی زبانزد عموم بود. او در سال 1304 ه.ق به تبریز مهاجرت نمود و برای همیشه ساکن آنجا گردید. 

برخی آثار به یادگار مانده از ایشان عبارتند از: شرحی بر قصیده المفجع و تعلیقاتی بر مكاسب شیخ انصاری. این مرد بزرگ در سال 1370 ه. ق، دیده از جهان فرو بست و در قبرستان نو شهر مقدس قم دفن گردید.

علامه امینی(ره) در مقام اجتهاد، منزلت و جایگاه والایی داشتند و بیشتر ساعات ایشان به تحقیق و مطالعه می‌گذشت. و از منابع علمی اسلامی توشه  برمی‌گرفت. ایشان در تفسیر، حدیث، تاریخ و علم رجال صاحب‌نظر بودند.

پدربزرگ علامه امینی، مولی نجفقلی مشهور به امین الشرع بود كه نام خانوادگی علامه نیز از همین لقب گرفته شده است. ایشان در سال 1257ه. ق، در روستای سَردها ـ از توابع تبریز پا به عرصه هستی نهاد و به یادگیری دانش و ادب پرداخت. وی نیز بعدها ساکن شهر تبریز گردید. مردی زاهد، فاضل، پرهیزگار و ادیبی برجسته بود كه به گردآوری اخبار ائمه اطهار علیهم السلام علاقه بسیاری داشت و چند مجموعه روایت نیز تدوین كرده و اشعاری به فارسی و تركی از وی به جا مانده است. او در شعر خود به "واثق" تخلص می‌کرد و نقش مُهر او - آن طوری که در پشت برخی از رسائلش مشهود است - " الواثق بالله الغنیِ عبدهُ نجفقلی" بوده است . وی در سن 83 سالگی در سال 1340ه. ق از دنیا رفت و در وادی السلام نجف اشرف به خاك سپرده شد.(2)

وادی السلام

واقعه عجیبی در مورد مرحوم نجفقلی نقل می‌کنند که ایشان بعد از رحلت، در تبریز دفن شدند اما بنا بر وصیت خود ایشان، جنازه آن بزرگوار پس از گذشت 13 سال به نجف اشرف منتقل گردید و در قبرستان وادی السلام آرام گرفت.(3) کسانی که در آن روز حضور داشتند نقل می‌کنند که پیکر ایشان پس از 13 سال کاملا سالم بود. (4)      

  

                 

دوران كودكی و جوانی علامه

كودكی عبدالحسین مانند دیگر همسالانش سپری نشد، بلكه او از همان كودكی، استعداد و تیزهوشی عجیبی از خود نشان می‌داد. وی از آغاز زندگی، با حافظه قوی و سرعت عجیبش در درك مسائل دینی،(5) همه نگاه‌ها را به خویش جلب كرد. روح پرسشگر و جست و جوگر عبدالحسین نمی‌گذاشت تا او مانند دیگر كودكان باشد. هر كس در كودكی او را درك می‌كرد، از تیزهوشی وی خبر می‌داد.(6)

خانوده مذهبی و علاقه‌مند به دانش و معرفت علامه نیز، زمینه رشد و تعالی عبدالحسین را آماده كردند. ایشان شاگردی و یادگیری را در محضر پدر بزرگوارش آغاز نمود و با مبانی دانش آشنا شد.

پدر؛ ادبیات فارسی، عربی، منطق و تا اندازه‌ای فقه و اصول را به فرزندش آموخت. در كنار اینها، عبدالحسین به كتاب‌های حدیثی و اعتقادی نیز اشتیاق زیادی داشت، ولی با این همه، «قرآن و نهج‌البلاغه دو كتاب گرانقدر برای آموزش این محصل جوان بود.»(7)

از همان كودكی، وجود عبدالحسین از آیه‌های قرآن و سخنان والای امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و امامان دیگر پر شد. پس، عشق به اهل‌بیت علیهم السلام در تار و پود وجودش نفود كرد.

بدین ترتیب، علامه امینی با كوشش علمی و با استعداد و پشتكار خویش، خانواده و اطرافیانش را به آینده خود امیدوار می‌ساخت.

علامه در سن 16 سالگی برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد و تا حدود سن 32 سالگی در آنجا مشغول کسب معارف الهی بود. در این سالها در محضر اساتیدی چون: آیة الله سید محمدبن محمدباقر الحسینی فیروزآبادی، آیة الله سید ابوتراب بن ابوالقاسم خوانساری، آیة الله میرزا علی بن عبدالحسین ایروانی و آیة الله میرزا ابوالحسن بن عبدالحسین مشکینی زانوی ادب زده و کسب علم نمودند .

توکل و انقطاع علامه امینی از غیر، زبانزد عام و خاص بود. علامه هرگاه با مشکلی مواجه می‌شدند متوسل به اهل‌بیت، خصوصا امیرالمومنین علی علیه السلام می‌شدند.

ایشان در سن 32 سالگی به زادگاه خود تبریز مراجعت نموده و برای مدت کوتاهی در آنجا ماندگار شد. اوقات ایشان در آن ایام به تدریس و تحقیق مصروف گردید و در آن زمان بود که کتاب نفیس تفسیر فاتحة الکتاب توسط ایشان به نگارش درآمد.

علامه امینی(ره) که عشق امیرالمومنین علی علیه السلام در جانش شعله‌ور بود، بیش از این در فراق از حضرتش تاب نیاورده و مجدداً راهی نجف اشرف شد.

ایشان در نجف ضمن تحقیق و مطالعه فراوان در مجالس اساتید برجسته و مراجع تقلید آن روزگار به استمرار حاضر می‌شدند و در ضمن آن بود که از جهت علمی و تقوا به مرتبه والای اجتهاد نائل گردیده و همچنین از علما و مجتهدین بزرگ آن عصر اجازه روایت نیز دریافت داشتند. بعضی از مشایخ روایت ایشان عبارتند از:

آیة الله سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، آیة الله شیخ علی اصغر ملکی تبریزی، آیة الله شیخ محمد محسن (آقا بزرگ) تهرانی.

علامه امینی(ره) در مقام اجتهاد، منزلت و جایگاه والایی داشتند و بیشتر ساعات ایشان به تحقیق و مطالعه می‌گذشت. و از منابع علمی اسلامی توشه برمی‌گرفت. ایشان در تفسیر، حدیث، تاریخ و علم رجال صاحب‌نظر بودند. (8)

 

دعا و توسل و زیارت

زهد و عبادت علامه

ایشان در زهد و تقوا و ورع مراقبت شدید داشتند. در امور دینی، متعبد و تسلیم در مقابل اوامر الهی بودند. اخلاق خوش و همت بالایی داشتند و شاید همین همت ایشان، باعث موفقیت‌شان شده، چرا که در مسیر رسیدن به هدفشان، موانع، باعث عقب نشینی و ناامیدی ایشان نمی‌شد. با داشتن این همه علم و دانش متواضع بوده و کبر و غروری در وجود ایشان دیده نمی‌شد.

مرحوم علامه بسیار مراقب زبان خود بودند نقل شده است که هیچگاه کسی حرف رکیکی از ایشان نشنیده بود. در مورد پدرشان نیز می‌گویند آنقدر با اخلاق و سلیم النفس بودند که کسی ایشان را جز در مسائل مذهبی، خشمگین ندید. و چنان آداب را رعایت می‌نمودند که کسی کلام زشتی هرگز از ایشان نشیند.

توکل و انقطاع علامه امینی از غیر، زبانزد عام و خاص بود. علامه هرگاه با مشکلی مواجه می‌شدند متوسل به اهل‌بیت، خصوصا امیرالمومنین علی علیه السلام می‌شدند.

واقعه عجیبی در مورد مرحوم نجفقلی، جد بزرگوار علامه امینی نقل می‌کنند که ایشان بعد از رحلت، در تبریز دفن شدند اما بنا بر وصیت خود ایشان، جنازه آن بزرگوار پس از گذشت 13 سال به نجف اشرف منتقل گردید و در قبرستان وادی السلام آرام گرفت. کسانی که در آن روز حضور داشتند نقل می‌کنند که پیکر ایشان پس از 13 سال کاملا سالم بود.                       

علامه امینی عقیده‌شان بر این بود که اساس خلقت بنا بر محبت است. ایشان می‌گفتند که تمام عبادات ناشی از محبت است. (هل الدین الا الحب). هر چقدر محبت به خدا بیشتر باشد، از معاصی و گناهان بیشتر دوری می‌شود. مرحوم علامه می‌گفتند: کسی که توجه‌اش در نماز کم است مشکل محبتی دارد.

ایشان در عبادات هم کوشا بوده و به اقامه نماز شب مقید بودند. همواره پس از نماز صبح، مشغول قرائت قرآن می‌شدند که با تدبر و تامل همراه بود.

علامه امینی یکی از مسائل اساسی که در زندگیشان خیلی مهم بوده توجه به قرائت قرآن و انس با قرآن بوده است. ایشان در ماه مبارک رمضان خود را برای روزه‌داری و عبادات از کارهای دیگر فارغ می‌کردند و در این ماه 15 ختم قرآن داشتند. چهارده ختم به نیت چهارده معصوم علیهم السلام و یک ختم به نیت پدر و مادر خود. و در ماههای دیگر حداقل یک ختم قرآن داشتند. تاثیر این قرائت‌ها و انس با قرآن در قلم ایشان دیده می‌شود چرا که نوشته‌های ایشان بسیار روان و محکم است و البته تاثیر آن در الغدیر بسیار مشهود می‌باشد که استشهادهایی که ایشان در الغدیر به آیات قرآن داشته‌اند به گونه‌ای بوده که انگار این آیه برای آن موضوع مطروحه نازل شده است.(9)

علامه امینی روی توسلات خیلی تکیه می‌کردند. ایشان شدیداً به زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله و زیارت عاشورا معتقد و مقید به خواندنش بودند. و بسیاری از ادعیه را حفظ بودند.

 

علامه امینی

زیارات و توسلات

علامه امینی می‌فرمودند که موضوع "زیارات" و "ادعیه" بدان گونه‌ که در مکتب تشیع مطرح شده در هیچ دین و مذهبی طرح نگردیده است. و اگر کسی با این زیارات و ادعیه مانوس بشود و متوجه باشد که چه می‌خواند و فلسفه و حکمتش را بداند، این فرد، شیعه بی‌سوادی نمی‌شود. ایشان می‌گفتند کسی که زیارت جامعه کبیره را بخواند و بداند که چه می‌گوید این فرد، شیعه بی‌سواد نیست. چرا که می‌فهمد دین یعنی چه.

علامه امینی روی توسلات خیلی تکیه می‌کردند. ایشان شدیداً به زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله و زیارت عاشورا معتقد و مقید به خواندنش بودند. و بسیاری از ادعیه را حفظ بودند.

یک قسمت عظیمی از زندگی مرحوم علامه را ادعیه و توسلات و تمنای از اهل‌بیت و خصوصاً زیارات پر کرده بود. ایشان هر شب به زیارت حرم امیرالمومنین علی علیه السلام مشرف می‌شدند و آنقدر آداب را در زیارت رعایت می‌کردند که مردم می‌ایستادند و به ایشان می‌نگریستند که آداب را بیاموزند. ایشان با کمال خضوع و خشوع و با حزن، بالای سر امام می‌نشستند و با برخی الفاظِ زیارات با امام سخن می‌گفتند و آنقدر اشک می‌ریختند که بر روی محاسن‌شان جاری می‌شد و آنقدر غرق زیارت می‌شدند که اکثراً از یک ساعت هم می‌گذشت.

علامه امینی وقتی در حرم این الفاظ را می‌خواند که: ‌اشهد انّک تسمع کلامی و ترد سلامی، یقین داشت که مقابل حضرت نشسته و با ایشان صحبت می‌کند و جوابش را نیز از حضرت می‌گیرد. و این رتبه‌ی خیلی بالایی در ولایت است.

حرم امام حسین

ایشان اکثراً وقتی به زیارت حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف می‌شدند با پای پیاده می‌رفتند. و مسئله قابل توجه اینست که ایشان از راه اصلی نمی‌رفتند بلکه مسیر را از میان روستاها انتخاب می‌کردند و شب را به صورت ناشناس در منزل آنها می‌ماندند و در آنجا به سخنرانی در باب معارف دین و اهل‌بیت علیهم السلام می‌پرداختند و بدین وسیله طعم شیرین معارف الهی را به کامشان می‌نشاندند.

 

 

یقین به جواب در توسل

فردی به نام دکتر محمد عبدالغنی حسن که شاعر برجسته عرب و از علمای مصر بودند بعد از این که آقای امینی، الغدیر را برای ایشان فرستادند یک شعری برای علامه سرود و فرستاد که از ایشان تقدیر کردند.

آقای امینی نامه‌ای برایشان فرستادند که من از شما ممنونم که این شعر را برای من سروده و فرستادید. اما چرا اصل را گذاشتید و فرع را گرفتید. ای کاش شما غدیریه می‌سرودید و نام خود را میان غدیریه سراها مضبوط و ماندگار می‌کردید و دوستی خود را نسبت به امیرالمومنین نشان می‌دادید.

می‌گویند که 2 ماه پاسخ نداد بعد از 2 ماه نامه ایشان آمد که من به این علت پاسخ نامه شما را دیر دادم که در این دنیا یک دختر بیشتر ندارم و او نیز بیمار شده و اطباء نیز از مداوا کردن او ناامید شده‌اند و دخترم در حال احتضار است. به این علت اصلاً حال شعر گفتن نداشتم. ولی چون شما امر کرده بودید با چشم گریان این غدیریه را سروده‌ام و برایتان فرستاده‌ام.

این نامه روز پنج شنبه به دست علامه رسیده بود. علامه امینی شب به حرم امیرالمومنین علی علیه‌السلام مشرف شدند. فردای آن روز نامه‌ای به فرزندشان حاج آقا رضا دادند و گفتند که این نامه را برای محمد عبدالغنی حسن پست کن. من دیشب که به حرم رفتم غدیریه این فرد را برای امیرالمومنین علیه السلام  خواندم و فکر می‌کنم ان شاءالله شفای دختر را گرفتم.

این ماجرا به این معناست که علامه اینقدر با اطمینان از ارتباط شان با امام صحبت می‌کردند.

نامه علامه ارسال شد و دو هفته بعد جواب محمد عبدالغنی حسن رسید که سبحان الله، همان شبی که شما می‌گویید در حرم غدیریه مرا خواندید، دخترم تب شدیدی کرد و بعد از آن بهبود یافت. و الان شکوفه خانه من است و این از معجزات مولا امیرالمومنین است.

مرحوم علامه می‌گفتند کسی که زیارت جامعه کبیره را بخواند و بداند که چه می‌گوید این فرد، شیعه بی‌سواد نیست. چرا که می‌فهمد دین یعنی چه.

 
تشییع جنازه

غروب آفتاب

تلاش بی‌وفقه علامه امینی در دوران زندگیش باعث ضعف جسمانی ایشان شده که منجر به بیماری و زمینگیر شدنشان در دو سال آخر عمر ایشان شد. خستگی‌ها و تحمل رنج‌های علامه امینی در راه اعتلای دین اسلام و مذهب تشیع و تحصیل و تدریس معارف اهل‌بیت علیهم السلام در ظهر روز جمعه 12 تیر ماه 1349ه. ش (28 ربیع الثانی 1390ه .ق) به پایان رسید و صاحب الغدیر، آن پیر فرزانه و پر مایه، پس از 68 سال تلاش و كوشش، به دیدار یار شتافت تا از دست صاحب غدیر و از چشمه زلال كوثر بیاشامد و غبار خستگی را از تن بزداید. او رفت اما الغدیر وی چراغ خانه دل‌های با صفا و مشعل هدایت امت تا طلوع خورشید ولایت شد.

استاد جلال الدین همایی می‌گوید: «كثرت كار و زحمت بی‌شماری كه امینی در راه خدمت به مذهب كشید، كم كم قوای بدنی او را ضعیف ساخت تا منتهی به مرگ ایشان گردید.»

هنگام احتضار لب‌های علامه را با آب مخلوط به تربت مقدس كربلا مرطوب ساختند و فرزندشان ـ حاج شیخ رضا امینی ـ دعاهای عدیله، مناجات متوسلین و مناجات المعتصمین را می‌خواند و علامه هم با حزن و اندوه و در حالی كه اشك از چشمانشان سرازیر بود، دعاها را تكرار می‌كردند.(10) 

آخرین سخنانی كه در لحظه‌‌های آخر زندگی بر لبان آن مرد بزرگ جاری شد، این بود:

"اللهم هذه سکرات الموت قد حلّت فاقبل الیّ بوجهک الکریم، و اعنّی علی نفسی بما تعین به الصالحین علی انفسهم ... "؛ «خداوندا! این سكرات مرگ است كه به سویم می‌آید. پس به سوی من نظری كن و مرا با آن چه صالحان را كمك می‌كنی، كمك نما.»(11)

پس از ختم این دعا، ندای خداوند را لبیک می‌گوید و روح شریفش به سوی خداوند عروج می‌نماید.

بامداد روز شنبه 13 تیر ماه، پیكر علامه از خیابان شاهپور تا سه راه بوذر جمهری و از آن جا تا مسجد ارك تشییع شد. مردم همانند كسی كه عزیزترین كس خود را از دست داده باشند، در تشییع پیكر امین خود شركت كردند به گونه‌ای كه: «میدان‌ها و خیابان‌ها پر بود از جمعیت؛ همه سیاهپوش و غرق در تجلیل علم.»(12)

نجف، حرم حضرت علی

پس از انتقال پیکر مطهر علامه امینی به عراق، در شهرهای بغداد، كاظمین، كربلا و نجف نیز پیكر علامه با شكوه فراوانی تشییع شد و پس از طواف دادن پیكر بر گرد آستان مقدس علوی، به وصیت خودشان، در حجره‌ای از كتابخانه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ـ كه خود بنیان‌گذار آن بود ـ به خاك سپرده شد. پس از مراسم خاكسپاری، مردم تا مدت‌ها در شهرهای بزرگ ایران، عراق و دیگر كشورهای اسلامی، مجلس‌های ترحیم برگزار و از مقام علمی و معنوی آن بزرگمرد عرصه علم و تقوا تجلیل كردند.

هر چند پیكر خسته صاحب الغدیر از میان شیفتگان ایشان پنهان گشت، ولی الغدیر او مانند نگینی درخشان در عرصه دین و دانش باقی مانده است. به تعبیر استاد جلال الدین همایی: «علامه امینی در واقع نمرده، بلكه حیات جاودانی یافته است.»(13)

"امیر" مرگ چنین شهسوار عرصه علم                      نه مرگ یک تن، بل مرگ یک جماعت بود

چنین مصیبت عظمی، نبود دانش را                          اگر دریغ و اَسف بود، اگر مصیبت بود

ز فیض بحر ولایت غریق رحمت باد                            که خود ز بحر ولایت، "غدیر" رحمت بود(14)

 

نوشته مهری هدهدی - گروه دین و اندیشه تبیان


پی‌نوشت‌ها:

1- ترجمه الغدیر، محمدتقی واحدی و دیگران، ج 1، ص 154/ علمای بزرگ شیعه، ص 410.

2- شهیدان راه فضیلت، ص 7.

3- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 58، چاپ 1368.

4- کتاب فاطمه زهرا، دکتر محمد امینی نجفی، مقدمه، ص 20.

5- علمای بزرگ شیعه، ص 410.

6- ربع قرن مع العلامه، حسین شاكری، ص 299.

7- گلشن ابرار، جمعی از پژوهشگران، ج 2، ص 727.

8- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 64 - 68، چاپ 1368.

9- مقدمه الغدیر، ج 1، صص 77 – 78، چاپ 1368 .

10- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 122، چاپ 1368.

11- مقدمه الغدیر، ج 1، ص 122، چاپ 1368.

12- حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی، ص 347.

13- حماسه غدیر، ص 551.

14- بخشی از قصیده مرحوم سید کریم امیری فیروزکوهی که در رثای علامه امینی سروده است.

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
فرزاد
با سلام
علامه اهل شهر تبریز هست و خواهد بود نمی دانم چه اصراری دارن که بگن اهل سراب هستن.حالا در مورد اینکه پدر بزرگوار ایشان اهل سراب بحثی نیست ولی خود ایشان زادگاه و محل پرورششان تبریز هست و خود ایشان هم در زمان حیات به این مورد به وفوور اشاره کرده اند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 19/11/1390 - 0:26
علی
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 15/10/1390 - 13:48
ليلا
من یه سوال داشتم
نوشتن كتاب الغدیر چند سال طول كشید؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 29/8/1390 - 20:57
ناشناس
سلام

میگن علامه مرد مهمی بودند وپاک وبا ایمان وبا کمالات من خوابشون رو دیدم که تو حرمشون بودم نمیدونم حرم دارند یا نه؟اما امیدوار شدم بد جور که حاجت روا شدم امیدوارم در واقعیت همین باشه من فکر کردم سید بودند اما نبودن اما خوب علم وایمان ایشون باعث شده بود که با عالم بالا در ارتباط بودن امیدوارم دست مارو بگیرن وشفاعت کنن تا حاجت روا بشیم
خدا علامه را بیامرزند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 28/8/1390 - 18:47
احسان ابراهیمی
مردان خدا هیچ وقت وابسته به محل ومکان خاصی نمی باشند.وتمام دنیا وطن خود می دانند روحش شاد باد.ومارا از وصال به مریدش امیر المومنین محروم نگدان
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 9/7/1390 - 10:7
مهدی
من اصلا ایشان را نمیشناختم
خجالت است که از این قبیل گوهرهارو نشناسیم ولی تمام خواننده ها و بازیگران و ... بشناسیم!!!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 21/5/1390 - 14:58
ناشناس
خداوند او را با مولایمان محشور کند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 21/5/1390 - 12:50
سعید ناصر
آقا چرا این مطلب رو اصلاح نمیکنید؟علامه در روستای سردها ی سراب به دنیا امد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 19/5/1390 - 20:12
ناشناس
.با سلام روح شاد وقرین نعمات باد
علی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 14/2/1390 - 11:31
رسول سیمرغی
روح علامه همیشه دعا گوی انسانهای خدا جوی ومومن و متعهد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/1/1390 - 18:32
جواد عبدی
با سلام باید به عرض برسانم از اینجا معلوم میشه که تحریف تاریخ اجتناب ناپذیر است علامه امینی در 130کیلومتری تبریز در روستای سردها از توابع سراب متول شده اند حالا چون افتخار دارد کسان دیگری صاحب شده اند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 22/12/1389 - 21:48
بهزاد
علامه امینی در شهرستان سراب متولد شده نه در تبریز
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 10/12/1389 - 13:15
علیرضا
در شهر سراب متولد شده اند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 29/11/1389 - 21:18
ناشناس
روح علامه امینی شاد محمد حسین جباری
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 19/11/1389 - 20:16
حسین ساده
باسلام ودرود به روح پاک مردبزرگ وافتخار شیعه باید به عرض دوستان برسانم عالمان بزرگ متعلق به تمام جهان هستندجاومکان و قوم معناندارد فرقی نمی کند زادگاه علامه کجاباشد مهم افکار وکتاب واثرات ایشان می باشد.ولی پدر بزرگوار ایشان آقامیرزااحمد وپدر بزرگ ایشان امین شرع نام داشتند که دریکی از روستاهای شهرستان سراب بنام سردهابدنیا آمده اند ولی زادگاه علامه شهر تبریز میباشد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/11/1389 - 14:10
پرناز
متاسفانه من فقط اسم ایشون رو شنیده بودم مثل خیلی از علمای دیگه ، هیچ شناختی از ایشون نداشتم تا اینکه یه مطلبی در کتابی خوندم فردی در خواب امیرالمومنین رو در کنار حوض کوثر دید که به یاران خود با ظرف آب می نوشاند وقتی نوبت به علامه میرسه حضرت ظرف رو کنار میذاره و با دست علامه رو سیراب می کنه و میگه خدا سرافرازت کنه که منو سرافراز کردی
خیلی خجالت کشیدم از اینکه ایشون رو نمی شناختم مطلب فوق تا حدی ایشون رو معرفی کرد
متشکرم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 11/10/1389 - 12:28
محبوبه
خداوند علامه را رحمت فرموده و توفیق ادامه این راه را نصیب محبان علی نماید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/9/1389 - 16:34
سعید اردشیری
جزئیات کمی از نحوه تحقیقات ایشان ذکر شده است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 16/9/1389 - 9:5
ابراهیم عطری
محل تولد علامه امینی روستای(سردها)ازتوابع شهر سراب بوده نه تبریز لطفا"اصلاح کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 14/9/1389 - 11:9
فاطیما
سلام بر همه بزرگ مردانی که در راه اعتلای حقیقت دین کوشیدند.یاعلی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 3/9/1389 - 8:18
علي رحيميان محقق
باسلام، مطلب بسیار عالی بود، انشاء الله خداوند این بزرگوار را با مولایمان أمیرالمومنین علی بن أبیطالب ـ علیه السلام ـ محشور كند، اگه ممكنه درباره كتاب شریف الغدیر و كتابهای دیگر ایشان (مثل شهدای فضیله، و...) توضیحی بدهید، ممنون!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 29/8/1389 - 23:18
محمود مهدی پور
جه خوب است امانت را رعایت کنید وبنویسیدکه این مقاله برگرفته از گلشن ابرار ج 1 می باشد
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، در تهیه این مقاله از "گلشن ابرار، ج 2" استفاده شده که در پی نوشت شماره 7 به آن اشاره شده است. موفق باشید
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 15/8/1389 - 10:21
ناشناس
لطفا قسمتی از کتاب الغدیر را بیاورید باتشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 15/6/1389 - 11:29
محبوبه ج
حضرت علامه امینی به آبروئی که پیش اهل بیت دارید خصوصا امام علی شب اول قبر به فریادمون برس.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 11/6/1389 - 11:13
ناشناس
خدمتگزار خستگی ناپذیر و نگین شیعه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 11/6/1389 - 11:11
ناشناس
حتی الغدیر بزرگ هم نمیتواند عظمت امیرالمومنین (ع) را بیان کند...ولی حتی یک کلمه این کتاب هم برای بستن دهان دشمنش بسه...علامه جسم و روحم فدات...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 11/6/1389 - 6:22
سادات
با سلام وخسته نباشید به مسولیین سایت.خدایش بیامرزد.روحش شاد.کاش با خواندن چنین مطلبی به خود بیایم.خدایا کمکم کن.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 11/6/1389 - 5:31
سيد ق
تبارك الله احسن الخالقین_هزاران افسوس كه ازآنها نمی گویند.به نیت روح ملكوتی ایشان وعلمای عامل صلوات....التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 5/4/1389 - 2:8
ناشناس
سلام علامه امینی رحمت الله از سراب بود نه تبریز لطفا اصلاح کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 31/1/1389 - 15:15
محمد راد
کاش با آبرویی که نزد امیر المومنین (ع) و حضرت زهرا (س)داره شفاعت مارو تو دنیا و اخرت بکنه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 23/1/1389 - 11:25