راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • سوتیترهایی از سخنان علامه در آثارشان
    سوتیترهایی از سخنان علامه در آثارشان
    بیایید اوراقِ كتابِ هستیِ خود را از عكس و امضای دیگران پر نكنیم. جامعه¬ای كه در بلای مرگزای فقر روزگار می¬گذراند، متشكل از انسان¬ها نیست، بلكه از تابوت¬های متحرك شكل گرفته است. اندیشه قیافه¬ی رو به طبیعتِ ذكر است و ذكر قیافه¬ی رو به ماورای طبیعتِ اندیشه
  • تعداد بازديد :
  • 903
  • پنج شنبه 24/8/1386
  • تاريخ :

فرار از سؤال

علامه جعفری و پرفسور حسابی

علامه محمد تقى جعفرى

«این جمله كه «براى من سؤالى مطرح نیست،» یا ناشى از این است كه اصلا واقعیتى شایسته شناخت و معرفت‏براى من وجود ندارد و یا این‏كه من علم مطلق به تمام هستى دارم و هیچ نقطه‏اى مشكوك و مبهم براى من وجود ندارد! هر دو پندار غلط است و كشف از اختلال مغزى گوینده مى‏كند . مجموعه این مسائل، با انگیزه‏هاى دیگرى كه براى فرار از سؤال و تحصیل آرامش سطحى مى‏توان در نظر گرفت، به قرار زیر است:

1 . محدودیت تفكرات و ناچیزى اطلاعات كه فقط مى‏تواند زندگى محقر شخص را در محدوده دیدگاهى كوچك كه براى خود ساخته است، اداره كند .

2 . اشخاصى هستند كه از قدرت تفكر و وفور اطلاعات درباره اصول و مسائل زندگى و كائناتى كه بر آنان محیط هستند، برخوردارند، ولى به جهت قرار گرفتن در جاذبه لذایذ از صحنه زندگى مى‏گذرند; بدون این‏كه با حقیقت و اصول بنیادین آن سر و كار داشته باشند .

3 . عده‏اى دیگر را مى‏بینیم كه به وسیله عوامل گوناگون تخدیر، از هشیارى‏ها مى‏گریزند . اصلا تخدیر نمى‏گذارد سؤال در پیش رویشان نمودار شود، تا مجبور به دادن پاسخ به آن باشند .

جمله عالم ز اختیار و هست‏خود                                           مى‏گریزد در سر سرمست‏خود

مى‏گریزد از خودى در بیخودى                                              یا به مستى یا به شغل‏اى مهتدى

تا دمى از هوشیارى وا رهند                                               ننگ خمر و بنگ برخود مى‏نهند

4 . گروهى از انسان‏ها در برابر عوامل جبرنماى زندگى، ضعف اسفناكى از خود نشان مى‏دهند، مانند اسیران دست قدرت پرستان و شهوترانان و خودكامگان . آن‏ها با این ناتوانى كاذب كه در خود احساس مى‏كنند، در همان اسارت و بردگى، احساس آرامش مى‏كنند! و در درون خود انگیزه‏اى براى چون و چرا در آن زندگى كه در پیش گرفته‏اند، نمى‏بینند .

همه انسان‏ها در تحصیل معرفت، از دو حق عظیم برخوردارند: حق طرح سؤال و حق شنیدن پاسخ . حق دوم، هر دانایى را مكلف مى‏كند كه پاسخ سؤالى را كه مى‏داند، بدهد . امام معصوم علیه السلام فرمود:

اگر از كسى سؤال شود و او پاسخ آن را بداند و نگوید، خداوند در روز قیامت لجامى از آتش به دهان او خواهد زد .

امام باقر علیه السلام فرمود: «آگاه باشید، سؤال كلید علم است .» سپس این بیت را خواند:

شفا از نابینایى در ادامه سؤال از مجهولات است;

و جز این نیست كه كورى تمام، در دوام سكوت و استمرار بر نادانى است .

شفاء العمى طول السؤال و انما تمام العمى طول السكوت على الجهل ».

منبع:

محمد تقى جعفرى، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج 18