راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • گام به گام با كاروان كربلا
    گام به گام با كاروان كربلا
    كاروان‌ كربلا پس‌ از وداع‌ با پيامبر اكرم و حضرت‌ زهرا و امام‌ مجتبي‌(عليهم السلام) شب‌ يكشنبه‌ بيست‌ و هشتم‌ رجب‌ سال‌ شصت‌ هجري‌ مدينه‌ را به‌ سوي‌ مكه‌ ترك‌ نمودند. امام‌ حسين‌(عليه‌السلام) از بيعت‌ با يزيد خودداري‌ كرده‌ و شبانه‌ همراه‌ خانواده‌ خويش‌
  • آثار و بركات زیارت سیدالشهداء علیه السلام
    آثار و بركات زیارت سیدالشهداء علیه السلام
    ه السلام نام زائر در اعلى علیین ثبت مى‏شود آرامش بخشیدن به زائر غرق شدن در رحمت الهى در امان خدا بودن دعاى معصومین براى زائر زائر خدا...
  • شیوه ‏هاى تبلیغ در فرهنگ عاشورا
    شیوه ‏هاى تبلیغ در فرهنگ عاشورا
    در فرهنگ عاشورا تواضع و فروتنى توجه به ریشه‏ها و زمینه‏هاى گناه استفاده از مثال  بهره‏گیرى از تحریك عواطف استفاده از وسائل ارتباط جمعى مقدمه ‏چینى و آماده كردن مخاطب شعر و فرهنگ ادبى عاشورا تبلیغ عملى شناختن شیوه‏هاى ...
  • تعداد بازديد :
  • 3672
  • پنج شنبه 17/10/1388
  • تاريخ :

خدا ما را عاقبت به خیر کند

تاریخی

عبیدالله بن حر جعفی از جمله شجاعان عرب بود که در زمان پیامبر پس از بحرانی که "عبدالله بن ابی" رییس منافقان در مدینه ایجاد کرده بود ، اسلام آورد و رفته رفته یکی از مسلمانان و جنگجویان اسلامی به شمار می آمد ، در زمان خلفا نیز در رکاب برخی آنان در برخی جنگ ها شرکت داشت .

آورده اند عمربن خطاب او را دید و به او گفت می گویند: شمشیر برنده ای داری؟ بیاور تا ببینیم. عبید، شمشیر را آورد و به عمربن خطاب داده، عمر بر شییء با شمشیر کوفت  و شمشیر نبرید، چون چنین دید ، عبید را گفت: آنگونه که گفته اند نمی بود. آنگاه عبید گفت که تو از من شمشیر خواستی نه بازو

آورده اند عمربن خطاب او را دید و به او گفت می گویند: شمشیر برنده ای داری؟ بیاور تا ببینیم. عبید، شمشیر را آورد و به عمربن خطاب داده، عمر بر شییء با همان شمشیر کوفت  و شمشیر نبرید، چون چنین دید ، عبید را گفت: آنگونه که گفته اند نمی بود. آنگاه عبید گفت که تو از من شمشیر خواستی نه بازو.

آورده اند که خلیفه از این حاضر جوابی آزرده خاطر شد و چون سیرتش خشم و غضب بود ، خشمگین شد و برآشفت و با شلاق خود که "دره" نام داشت او را بزد، سابقه خشم عمر در زمان پیامبر نیز زبانزد خاص و عام بود و همو بود که می خواست در مدینه "عبدالله بن ابی" را بکشد برخلاف نظر پیامبر که اینچنین نمی خواست، و دوست و دشمن از شلاق عمر سخن ها گفته اند تا آنجا که فخررازی عالم بزرگ اهل سنت در مدح شلاق عمر برآمده، می گوید صدای شلاق عمر زلزله ای بود بزرگ ، به هر حال عبیدالله بن حر در زمان خلافت امیرالمومنین به سوی معاویه شتافت و به شام رفت و شاید که در جنگ صفین نیز در سپاه معاویه بود، الکلام ؛ از کوفه گریخت و به شام رفت و در جمله معاندان  ولایت علوی درآمد، در این فرار همسر خویش را نبرد و به امید اهلش بسپرد، خاندان همسر که چون چنین خبطی از وی دیدند او را در زمره مرتدان یافتند و همسرش را که در کوفه رها کرده بود در غیاب او طلاق داده و به کابین نکاح دیگری درآوردند، عبید تا چنین شنید، برآشفت و به کوفه بازگشت! چرا که می دانست امیرالمومنین علی (ع) مردانگی دارد و سخن او را خواهد شنید.

سابقه خشم عمر در زمان پیامبر نیز زبانزد خاص و عام بود و همو بود که می خواست در مدینه عبدالله بن ابی را بکشد برخلاف نظر پیامبر که اینچنین نمی خواست

الغرض به کوفه آمد و به دارالاماره درآمد و مراتب اعتراضش را به امام عرضه داشت، گویند امام به او فرمود: ای عبید؛ در شمار دشمنان ما درآمده ای! او که جوابی نداشت، گفت: امیرا چرا همسرم را مطلقه نموده و سپس به نکاح دیگری درآورده اید ؟ !

تاریخی

حضرت دستور دادند دوباره همسرش را طلاق داده و در نکاح او در آورند؛ الحال زن خویش ستاند و باز نزد معاویه رفت و دوباره به عناد و دشمنی پرداخت، تا آنکه امیرالمومنین علی علیه السلام شهید شد و او نادم و پشیمان گردید و گویا از ظلمت و ظلم معاویه بی تاب شد و از سپاه امویان  جدا گشت.

 زمان گذشت و گذشت تا آنکه او شیخ عشیره ای بود که همه او را به شجاعت می شناختند، آن چنانکه گفتند: در بادیه مردکی حرامی زن و مردی را گرفت و مرد را به درخت بست و الحال به زنش تجاوز نمود و آنان رها کرد و برفت. آن مرد بیچاره از فرط غم، تاب نیاورد و چون چنین شد و آزاد گشت، به نزد عبید رفت و تظلم بسوی او برد و عبید تا آن جریان شنید برآشفت و در پی آن حرامی شد و در بیابان و بادیه می گشت تا آن حرامی را بجست.

آن فلک زده تا عبید را شناخت چون خائنان بترسید و عبید، خائن را خائف بدید و او را گرفت و فهمید که همان حرامی  است که چنان کرده است و شناعت پیشه نموده ،در جا سر از بدنش جدا ساخت .

آورده اند  آن هنگام که حضرت اباعبدالله الحسین از مدینه به مکه آمده و از مکه به عراق شتافت، در راه به  عشیره "عبید بن حر" برخورد نمود که البته آنگونه نبود که بدون آهنگ به سوی عبید آمده باشد، امام افراد را جدا می کرد عده ای را می راند و بسیاری را می خواند،وقتی که امام حسین‏ به منزلگاه‏«قصربنی مقاتل‏»رسید و در آنجا خیمه‏گاه عبید الله بن حر جعفی را دید، حجاج بن مسروق جعفی رادر پی او فرستاد تا او را به پیوستن به او فراخواند، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ، عبید را دید و به او گفت ای عبید تو در گذشته به گناه عناد امیرالمومنین علی ولی خدا (ع) اشتغال ورزیده ای و گناهان زیادی نموده ای، حال با یاری فرزند او جبران نما و بازگرد، عبید گفت آن اسب را که می بینی تاکنون هیچ چابکسواری در هیچ جنگی به گرده پایش نرسیده او را ارزانی می دارم به فرزند رسول خدا و شمشیرم را نیز به شما می بخشم و  از مال هر چه خواهی به تو  دهم ، اما خودم را معاف دار، گویند حضرتش فرمود ما به مال تو نیازی نداریم همه ارزانی خودت ما جان تومی خواهیم، نه مالت را .

گفته اند که او پس شهادت امام روی خوش ندید تا بمرد ، خدا عاقبت ما را بخیر کند

 

 

نوشته آقامیری

بخش دین و اندیشه تبیان

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
شيرين بابايي
خدایاكمكمان كن عاقبت خوبی داشته باشیم ومثل حر ازاده ویاور امام زمان خودباشیم ان شاالله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 19/10/1388 - 16:15
مهدی م
خوب بود...اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 19/10/1388 - 10:47
ناشناس
شاهنامه خوبه اخرش
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 18/10/1388 - 20:40
sayedMahdi
به نظر من بجای اینكه بگوییم خدا عاقبت مارا بخیر كند بهتر است بگوییم خدا لحظه لحظه ی زندگی مارا به خیر بگذراند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 18/10/1388 - 16:48
securet
خوبه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 18/10/1388 - 8:4
mohsen19265
اللهم جعل عواقب امورنا خیرا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/10/1388 - 13:24
ناشناس
خدای بزرگ عاقبت همه ما ختم به خیر نماید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/10/1388 - 11:4