راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • تعداد بازديد :
  • 8765
  • پنج شنبه 7/9/1387
  • تاريخ :

دیدار با آفتاب

شرح تشرّف آیت الله اصفهانی به محضر امام زمان(عج) 

گل نرگس

مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) از آیات و مراجعی بود که بی واسطه به فیض ملاقات حضرت مهدی، صاحب الزمان ارواحنا له الفداه مشرف شده بود. علامه حاج سید محمد حسن میرجهانی طباطبایی، صاحب تألیفات مفید که از خواص اصحاب ایشان بودند حکایت کرده اند که:

روزی ما در منزل سید ابو الحسن اصفهانی نشسته بودیم بسیاری ازآقایان دیگر هم بودند ازجمله : سید ابو القاسم اصفهانی مترجم عروه الوثقی - شیخ محمد کاظم شیرازی - خلخالی بزرگ - سید محمد پیغمبر - دامادهای مرحوم سید ابو الحسن ( سید میر باد کوبه ای و آسید جواد اشکوری ) نیز حضور داشتند .

ناگهان یک نوری که از آفتاب روشن تر بود در«مقام حجت» تابش کرد و صیحه پدرم به صدای عجیبی بلند شد. یک صیحه زد و صدایش خاموش شد.

 در آن هنگام یک پستچی آمد و یک پاکت نامه به دست سید ابو الحسن داد. ایشان نامه را باز کردند و در داخل آن دو ورقه بود یک ورقه اشعار شخصی سنی(1) بود در ردّ اعتقاد به وجود حضرت مهدی(عج) که برای صاحب نامه فرستاده بود و ورقه دیگر نامه ای بود که نویسنده آن درباره اعتقاد شیعه به مهدی ( ع ) از مرحوم سید دلیل و استدلال خواسته بود. مرحوم سید نامه را خواندند و خندیدند . سپس آن نامه را به صدای بلند خواندند . نامه از طرف بحر العلوم یمنی(2) بود و دلیلی برای وجود امام زمان در خواست کرده بود . مرحوم سید ابو الحسن همان وقت جواب نامه او را نوشتند و در ضمن نوشتند :« شما به نجف مشرف شوید تا من امام زمان ( ع ) را به شما نشان بدهم !» نامه را مهر کردند و به دامادشان سید جواد اشکوری دادند و فرمودند: ببر در پست بینداز. دو ماه از این قضیه گذشت .. شبی بعد از این که سید ابو الحسن در صحن امیر المؤمنین نماز مغرب و عشاء را خواندند یکی از شیوخ عرب به نام شیخ عبد الصّاحب آمد و به ایشان گفت : « بحر العلوم یمنی به نجف آمده است و در محله فلان جا منزل کرده است .» سید ابو الحسن فرمودند : « باید همین حالا به دیدنش برویم .» ایشان همراه با عده ای از علماء برای دیدن بحر العلوم حرکت کردند . دامادهایشان و پسرشان سید علی هم همراهشان بودند. ما هم رفتیم .بالاخره وقتی رسیدیم و تعارف به عمل آمد بحر العلوم یمنی شروع به صحبت در آن زمینه کرد. سید ابو الحسن فر مود: الان وقت صحبت کردن نیست چون من عجله دارم . فردا شب برای شام به منزل ما بیایید تا آنجا با هم صحبت کنیم. سپس مرحوم سید برخاستند و همه با هم به منزل بازگشتیم. فردا شب، بحر العلوم با پسرش سید ابراهیم به منزل سید ابو الحسن آمدند . پس از صرف شام سید خادمشان را صدا زدند و فرمودند : مشهدی حسین ! چراغ را روشن کن می خواهیم بیرون برویم . ( در آن زمان برق نبود و باید با چراغ فانوس بیرون می رفتند.)

چهارماه بعد زوّار یمنی به نجف آمدند و پول های زیادی برای سید ابو الحسن آوردند به همراه نامه ای که سید بحر العلوم توسط زوّار به حضور سید فرستاده بود و و از او تشکر و قدردانی کرده بود و نوشته بود : «از برکت عنایت و هدایت شما تا کنون دو هزار و اندی از مقلّدین من شیعه دوازده امامی شده اند.»

مشهدی حسین چراغ را روشن کرد و آورد . در این هنگام سید ابو الحسن و بحر العلوم و فرزندش سید ابراهیم و مشهدی حسین آماده بیرون رفتن شدند. ما هم خواستیم همراه آنان برویم اما ایشان فرمودند: « نه هیچکدامتان نیایید.» هرچهار نفر آنها بیرون رفتند و چون تا برگشتن آن ها زمان زیاد گذشت، ما آن شب نفهمیدیم که کجا رفتند. فردا صبح از سید ابراهیم پسر بحر العلوم یمنی سوال کردیم : دیشب کجا رفتید؟ سید ابراهیم خندید و با خوشحالی گفت : « الحمد لله استبصرنا ببرکه الامام السید ابو الحسن »؛ ما به برکت امام سید ابو الحسن شیعه شدیم. گفتیم : کجا رفتید؟ گفت: «رحنا بالوادی مقام الحجه» در وادی السّلام به « مقام حجت علیه السّلام» رفتیم. وقتی به اطراف مقام رسیدیم سید ابو الحسن چراغ را از خادمشان گرفتند و گفتند : اینجا بنشین تا ما بر گردیم . مشهدی حسین همانجا نشست و ما سه نفر وارد مقام شدیم. وقتی در فضای مقام داخل شدیم سید چراغ را زمین گذاشتند و کنار چاه رفتند و وضو گرفتند و داخل مقام شدند و ما بیرون مقام قدم می زدیم . سپس سید ابو الحسن مشغول نماز شدند. پدرم چون معتقد به مذهب شیعه نبود لبخند می زد و می خندید. ناگهان صدای صحبت کردن بلند شد. پدرم با تعجب به من گفت:  کسی اینجا نبوده است ! آقا با چه کسی صحبت می کند؟! دو سه دقیقه صدای صحبت ها را می شنیدیم اما تشخیص نمی دادیم که صحبت درباره چیست. هیچ یک از مطالب مشخص نبود.

وادی السلام

ناگهان سید صدازد: «بحر العلوم ! داخل شو» پدرم داخل شد. من هم خواستم به داخل مقام بروم اما سید فرمود: « نه تو نیا!» باز به قدر چهار پنج دقیقه صدای صحبت می شنیدم اما صحبت هارا تشخیص نمی دادم. ناگهان یک نوری که از آفتاب روشن تر بود در«مقام حجت» تابش کرد و صیحه پدرم به صدای عجیبی بلند شد. یک صیحه زد و صدایش خاموش شد. سپس سید ابو الحسن صدازد: سید ابراهیم ! بیا پدرت حالش بهم خورده است. آب به صورتش بزن و شانه هایش را بمال .آب به صورتش زدم و شانه هایش را مالیدم پدرم چشمهایش را باز کرد و با صدای بلند گریه می کرد. بی اختیار از جا بلند شد و روی قدم های سید ابو الحسن افتاد و پاهای سید را می بوسید و دور سیّد طواف می کرد و می گفت: « یا بن رسول الله ! یابن رسول الله ! یابن رسول الله ! التوبه ! التوبه ! التوبه !»

مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) از آیات و مراجعی بود که بی واسطه به فیض ملاقات حضرت مهدی، صاحب الزمان ارواحنا له الفداه مشرف شده بود.

پس از آن سید ابوالحسن مذهب شیعه را به او تعلیم دادند و او شیعه شد و من هم شیعه شدم. به هر حال این قضیه گذشت و بحرالعلوم هم به یمن بازگشت . چهارماه بعد زوّار یمنی به نجف آمدند و پول های زیادی برای سید ابو الحسن آوردند به همراه نامه ای که سید بحر العلوم توسط زوّار به حضور سید فرستاده بود و و از او تشکر و قدردانی کرده بود و نوشته بود : «از برکت عنایت و هدایت شما تا کنون دو هزار و اندی از مقلّدین من شیعه دوازده امامی شده اند.»(3)

پی نوشت ها:

1- در زمان مرجعیت سید او الحسن اصفهانی یکی ازعلمای اهل تسنّن بغداد 16 بیت در مذمت شیعیان سروده بود و در آن ها اعتقاد شیعیان به امام زمان (عج) را مورد استهزاء قرار داده بود . او نوشته بود که شیعیان انتظار دارند که مهدی از سرداب بیرون بیاید. او این اشعار را برای بعضی از علمای نجف و از جمله آن ها برای شیخ محمد حسین کاشف الغطاء فرستاده بود و مرحوم کاشف الغطاء در جواب آن شانزده بیت 160 بیت بر همان وزن سروده بود و در آنها اسامی علمای سنّی که قایل به امامت و مهدویت هستند و اسامی کتاب های آن ها را ذکر کرده بود.

2- او  یکی از علمای زیدیّه به نام سید بحرالعلوم یمنی وجود حضرت ولی عصر علیه السلام را انکار می کرد و با علماء و مراجع شیعه آن روز مکاتبه می کرد و برای اثبات وجود و حیات آن حضرت برهان می خواست. علماء بزرگوار از کتب اخبار و تواریخ عامه و خاصه اقامه دلیل می کردند؛ ولی وی قانع نمی شد و می گفت: من هم این کتب را دیده ام. تا اینکه برای آیت الله اصفهانی نامه نوشت و جواب قاطعی خواست.

3- به نقل از: کتاب گنجینه دانشمندان ازشیخ محمد شریف رازی جلد اوّل.

سایر منابع:

- سایت موعود

- ماهنامه موعود شماره 77.


                                                                                                                                               

     رادفر - کارشناس دین و اندیشه ( بخش فلسفی)

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 3/10/1390 - 11:2
ناشناس
امامزاده محمود(ع) واقع در روستای دربکلات استان کهگیلویه وبویراحمد جد اعلای سیدابو الحسن اصفهانی میباشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 20/8/1388 - 12:50
ناشناس
بسیار زیبا و حقیقی میباشد و اجرکم عندالله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 9/5/1388 - 18:2
نالان طلوع
گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم
چه بگویم كه غم از دل برود چون توبیائی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/2/1388 - 14:30
سيد حميد رضا حسيني
یا ابا الصالح ادركنی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 27/1/1388 - 15:0
mosa ansari
خسته نباشیدلطفا مطالب رازیاد کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 24/1/1388 - 17:29
fateme khalili
very interesting real story. thanks so much and God blessing you.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 11/1/1388 - 20:47
ناشناس
in god we trust .it was full of love
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 7/1/1388 - 1:54
shelkenar
بسیار جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 13/10/1387 - 19:58
saeidi436
خدایا چشم مارابه جمال مولایمان صاحب العصروالزمان روشن بفرما
التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 13/10/1387 - 10:46
مهران بيغمي
خداوند نور جمال مهدی را نصیب مشتاقان فرماید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 3/10/1387 - 23:27
jfdhk187
یامهدی ادرکنی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 24/9/1387 - 23:22
ناشناس
خداوند اجرتان دهد.

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
انشاءالله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 23/9/1387 - 10:12
سيد علي اصغر حجازي
یا صاحب الزمان ادركنی و لا تهلكنی . الهم صل علی سیدنا و نبینا محمد و آله مختلف الملوان و تعاقب العصران و كر الجدیدان و استقبل الفرقدان و بلغ روح و ارواح اهل بیتی منی التحیه و السلام .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 23/9/1387 - 9:18
حسین احمدی
خداوند به بانیان خیر و نیکی در دو دنیا عطا فرماید از زحمات شما تقدیر و تشکر میگردد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 22/9/1387 - 21:38
29773287358822
با تشکر التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 22/9/1387 - 21:36
مریم پناهی
با سلام من مریم هستم اولین سایتی و که تو اینترنت عاشقش بودم باهاش زندگی میکردم تبیان بود وبا سایت تبیان از طریق دفتر مرجع تقلیدم اشنا شدم یعنی اون موقع من تازه وارد فضای مجازی اینترنت شده بودم وخوب هیجا رو نمیشناختم که با سایت شما اشنا شدم کلی وقت بود که من خودم وبلاگ ساختم وبه تبیان سر نزدم الان بعد از کلی وقت اومدم از وبلاگ شما مطلب بگیرم واسه وبلاگم که امام زمانیه البته با ذکر منبع
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/9/1387 - 20:6
ناشناس
موبرتنم سیخ شد خیلی وقت بود آقاروفراموش کرده بودم.یاصاحب الزمان ادرکنی.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/9/1387 - 19:8
Mohammad168
با تشکر از گرداورنده های این موضاعات امیدوارم از این موضاعات بیشتر در سایت بگذارید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/9/1387 - 15:51
ناشناس
بسیار خوب است مطالب شما خدا اجرتان دهد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/9/1387 - 12:18
ناشناس
بسیارخوب
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/9/1387 - 9:17
lion2007 lion2007
سلام بر مهدی وهمه خادمینش.امان از درد فراغ.یكی از وظائف زمان غیبت ترویج امیدبه ظهور حضرت حجت روحی فداست.اوخواهد آمد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/9/1387 - 7:7
mahdi
عاشقم مریض توآم زین مرض شفا نمی خواهم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 19/9/1387 - 22:5
amirmahdih
با سلام
هر صحبتی درخصوص امام زمان(عج) عالی است
اجرتون با آقا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 13/9/1387 - 12:17
niny200527
یا امام زمان ادرکنی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 8/9/1387 - 17:6
مسیحا نوری
خیلی عالی بود. ممنونم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 8/9/1387 - 13:28
molod1373
veryyyyyyyyyyyyyyyyyyyy good
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 8/9/1387 - 11:37
mamadgoril
tebyan عالیه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 8/9/1387 - 11:23
ssabre
اللهم عجل الولیک الفرج.عالی بود باز هم ادامه دهید

پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 8/9/1387 - 1:23
asorkhehei
قشنگ میباشد خسته نباشید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 8/9/1387 - 1:17