راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • توحید مفضل؛اعجازی از امام صادق!
    توحید مفضل؛اعجازی از امام صادق!
    تصمیم دارم كه گفتگوی امام صادق علیه السلام با یكی از یارانش به نام ‏‏"مُفضَّل" را كه در موضوع خدا شناسی می‌باشد برایتان به صورت مختصر و در ‏چند نوشتار بیاورم. و باید بگویم كه امام علیه السلام در چند جلسه‌ای كه با ‏مفضل به گفتگو نشسته است با بیان شگفتی‌...
  • مردی كه دنبال خدا می‌گشت
    مردی كه دنبال خدا می‌گشت
    مفضل می‌گوید: در حالی كه از این سخنان، اندوهگین و در این اندیشه بودم كه چگونه ‏اسلام و مسلمانان، دچار كفر و انكار این گروه شده‌اند از مسجد بیرون آمدم. به نزد ‏مولایم، حضرت صادق رفتم. ‏ وقتی آن حضرت مرا شكسته دل و نگران دید. احوالم را جویا شد و ...
  • جوان و انس با یكتای زیبا
    جوان و انس با یكتای زیبا
    دوران جوانی بهترین فرصت است تا انسان خود را پالایش و تصفیه كند بهره‌ای از زندگی معنوی ببرد. این ‏پالایش به هیچ وجه ممكن نیست مگر آن كه بندگان خدا به ویژه جوانان از دوستی خدا كاملا بهره برداری ‏كنند و روابط متقابلی با معبود خویش داشته باشند و...
  • تعداد بازديد :
  • 1957
  • دوشنبه 19/9/1386
  • تاريخ :

كوری در قصر

قصر

توحید مفضل 3

 

لابد یادتان هست كه وقتی مشركان و منكران خدا حسابی بر مفضل تاختند و باورهایش را زیر سوال بردند، او به امام صادق پناه برد و امام علیه السلام نیز او را به صبحگاه فردای آن روز وعده داد.

تا فردا برای مفضل زمان درازی بود و شب را به صبح رساند برای كام تشنه‌ی او طاقت فرسا. اما هرچه بود شبش را صبح كرد تا به میعادگاه رود كه دریایی از معرفت فراخوان او بود.

 

باقی ماجرا را از زبان خود او بشنوید:

 

بامدادان، به نزد مولایم شتافتم، اجازه ورود یافته و داخل شدم و در برابرش ایستادم. ‏فرمود: بنشین. آنگاه به اتاقی رفت كه در آن خلوت می‌كرد. من نیز با خاستن او به پا ‏خاستم. فرمود: در پی من بیا. به دنبال آن حضرت رفتم. به اتاق وارد شد و من نیز پشت ‏سر او وارد شدم. امام (ع) نشست و من هم در برابرش نشستم. فرمود:‌ای مفضل! ‏می‌دانم به خاطر شدت انتظار برای آنچه كه وعده‌ات دادم، دیشب بر تو به درازا كشید.

گفتم: آری این گونه بود، مولایم!

فرمود:‌ای مفضل! خداوند همیشه بوده است، بی آنكه پیش از او چیزی باشد و همیشه ‏باقی خواهد بود، بی آنكه پایانی داشته باشد. او را سپاس كه به ما الهام كرد و او را ‏شكر كه به ما عطا كرد و برترین و والاترین دانشها و برتریها را بویژه نصیب ما نمود. با علم ‏خود ما را بر جمیع آفرینش برگزید و با حكمت خویش ما را امین و گواه بر آنان قرار داد.‏

منكران خدا در گمراهی به كورانی ‌مانند كه بر قصری در ‏نهایت زیبایی داخل شوند. عمارتی كه آنجا بهترین فرشها ‏گسترانده شده، همه نوع خوردنی، نوشیدنی، پوشیدنی و هر نیاز دیگرشان فراهم آمده. ‏در آنجا هر چیزی از سر حكمت بر جای شایسته خود است. اما این بی بصران از ‏این سوی به آن سوی می‌روند و همه جای آن سرا را به زیر پا می‌نهند ولی هیچ چیزی ‏نمی‌بینند. بلكه چه بسا (به خاطر ‏نابینایی) گاه پای یكی از آنان بلغزد و چیزی را كه به آن نیازمندند و در جای مناسبش قرار ‏داده شده و او از حكمت وجود آن آگاه نیست از میان ببرد و او نیز به خشم و غضب آید و ‏سرای و صاحب آن را نكوهش كند.

 

شكاكان بسان كورانی در قصرند! 

ای مفضل! دو دلان (شكاكان) اسباب و معانی آفرینش را درنیافتند و آنگاه كه اندیشه‌های ‏آنان از درك صواب و حكمت مخلوقات خدای عزوجل درماند با ناچیزی دانش خود، همه ‏چیز را انكار كردند و با ضعف بصیرت خود به تكذیب و عناد پناه بردند. ‏

آنان آفرینش اشیا را انكار نمودند و مدعی شدند كه هیچ صنعت، تدبیر و تقدیری در ‏آفرینش ‍ اشیا نیست و حكمتِ هیچ مُدبر و صانعی در كار خلقت وجود ندارد. بی شك ‏خداوند از آنچه آنان می‌پندارند برتر است. خدای اینان را بكشد. از حقیقت به كدام سوی ‏می‌گریزند؟ (توبه، آیه 30)

بر كسی كه خداوند، نعمت شناخت و هدایت به او داده،‌ و موفقش نموده تا در كار ‏آفرینش بیندیشد، و با برهان قاطع بر وجود صانع هستی، لطف تدبیر و حسن تعبیر را دریابد، لازم است كه ‏پیوسته مولای خود را به خاطر این نعمت سپاس گوید و از او بخواهد كه در این راه، ثابت قدم ماند و ‏نعمتش فزونی یابد.

اینان در گمراهی و تیره بختی و سرگردانی به كورانی می‌مانند كه بر قصر و سرایی در ‏نهایت استحكام و زیبایی داخل شوند. عمارتی كه آنجا بهترین و فاخرترین فرشها ‏گسترانده شده، همه نوع خوردنی، نوشیدنی، پوشیدنی و هر نیاز دیگرشان فراهم آمده. ‏در آنجا هر چیزی از سر حكمت و تقدیر بر جای شایسته خود است. اما این بی بصران از ‏این سوی به آن سوی می‌روند و همه جای آن سرا را به زیر پا می‌نهند ولی هیچ چیزی ‏نمی‌بینند. نه سرای را می‌بینند و نه آنچه را كه در آن مهیاست. بلكه چه بسا (به خاطر ‏نابینایی) گاه پای یكی از آنان بلغزد و چیزی را كه به آن نیازمندند و در جای مناسبش قرار ‏داده شده و او از حكمت وجود آن آگاه نیست از میان ببرد و او نیز به خشم و غضب آید و ‏سرای و صاحب آن را نكوهش كند.

حال این گروه كه حكمت و تدبیر را در كار آفرینش انكار می‌كنند همین گونه است.

از آنجا كه اندیشه‌های اینان از درك اسباب و علل آفرینش اشیا ناكام ماند، در این جهان ‏چونان سرگشتگان، اتقان، استواری، حسن تدبیر، شكل دهی و هیأت آفرینی نیكوی آن ‏را (به دست یك حكیم و آفریننده) در نیافتند. ‏

چه بسا كسی از این گروه به خاطر عدم آگاهی به سبب و حكمت آفرینش چیزی، به نكوهش و انكار و لغزش آن ‏بپردازند. مانند كار گمراهانی چون “مانی “ و اصحاب كافر او و ملحدان فاجر و فاسق و خارج از دین. كسانی كه ‏با سخنان محال و دروغین، خود را سرگرم كردند. (و از اطاعت پروردگارشان سر باز زدند.)

بنابراین، بر كسی كه خداوند جل و علا، نعمت شناخت و هدایت و بینش ‍ به او داده،‌ و موفقش نموده تا در كار ‏آفرینش ژرف بیندیشد، و با برهان قاطع بر وجود صانع هستی، لطف تدبیر و حسن تعبیر را دریابد، لازم است كه ‏پیوسته مولای خود را به خاطر این نعمت عظیم سپاس گوید و از او بخواهد كه در این طریق، ثابت قدم ماند و ‏نعمتش فزونی یابد. خداوند جل و علا، فرموده است: “اگر سپاس گویید، نعمتتان را بیفزاییم و اگر كفر ورزیدید بی ‏شك عذابم سخت است.” (ابراهیم، آیه 7)‏

‏...‏

امام با لحنی زیبا و صدایی دلنشین، كلامِ محكم و استدلال متقن خویش را چون آب بر دل تفتیده از سوال و نیاز مفضل ‏می‌نوشاند و مفضل سراپا گوش بود كه جانش پذیرای كلام حق شود ...‏

 

در قسمت آینده ادامه استدلال شیوا و زیبا و تأمل برانگیز امام خواهد آمد حتما پیگیر باشید.‏

ادامه دارد...‏

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
sharifi953
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 12/2/1387 - 12:51
hamed65350
استفاده کردم . خیلی خوب بود .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 19/9/1386 - 23:1