| گو به هر غرقه دریاى بلا، فلك نجات | آمده تا كه ببخشد به شما باز حیات |
| نیست اى عاشق دلخسته دگر وقت سكوت | به گل روى جگر گوشه زهرا صلوات |
| امشب زمین آبستن یك انفجار دیگرى است | گویى عروس آسمان، اختر شمار دیگرى است |
| لوح و قلم را از شعف نقش و نگار دیگرى است | چرخ و فلك را در محك گشت و گذار دیگرى است |
| گهواره توحید را شب زندهدار دیگرى است | هستى عالم عرصه چابك سوار دیگرى است |
| زیرا خدا را معنى سر مسدد آمده | مهدى زهرا یوسف آل محمد (ص) آمده |
| امشب عروس فاطمه، فخر البشر مىآورد | كلك قضا را زینت لوح قدر مىآورد |
| در سنگر آزادگى فتح و ظفر مىآورد | طوق طلوع فجر را به هر سحر مىآورد |
| تكبیر گو، تكبیر گو نرجس پسر مىآورد | جبریل بهر مصطفى هر دم خبر مىآورد |
| زیرا خدا را معنى سر مسدد آمده | مهدى زهرا یوسف آل محمد آمده |
| امشب به گوش باغبان باد صبا گوید چنین | آمد بهار و شد جهان زیباتر از خلد برین |
| از مقدم فرخنده فرخ رخى ناز آفرین | بهر نثار مقدمش مانند گلچین، گل بچین |
| آمد امام منتظر بر یارى مستضعفین | كز ریشه سازد ریشه كن نخل همه مستكبرین |
| زیرا خدا را معنى سر مسدد آمده | مهدى زهرا یوسف آل محمد آمده |
| آمد به دنیا تا علم بر قاف این عالم زند | عیسى دمى كز وصف او آدم دمادم دم زند |
| نوح نبى از عشق او، كشتى به قلب یم زند | بر حبل مهر او خلیل، امشب گره محكم زند |
| موسى كتاب نیل را در محضرش بر هم زند | گلبوسهها بر مقدمش، صد عیسى مریم زند |
| زیرا خدا را معنى سر مسدد آمده | مهدى زهرا یوسف آل محمد آمده |
| اى دل مخور اندوه و غم سرها به سامان میرسد | با یك شور و شعف، جآنان جآنان میرسد |
| ویرانگر كاخ ستم با جیش ایمان میرسد | احیاگر دین خدا، حامى قرآن میرسد |
| چشم انتظاران را بگو، یوسف ز كنعان میرسد | اى دل شب هجران ما، آخر به پایان میرسد |
| زیرا خدا را معنى سر مسدد آمده | مهدى زهرا یوسف آل محمد آمده |
| بازا كه این دیوانگان دیوانه روى تواند | مست از مى عشق تو و خاك سر كوى تواند |
| چشم انتظار دیدن چشمان جادوى تواند | دل بستهی مهر تو و آن طُرّه موى تواند |
| جان بر كف راه تو و آن تیغ ابروى تواند | محو تماشاى تو و آن قد دلجوى تواند |
| زیرا خدا را معنى سر مسدد آمده | مهدى زهرا یوسف آل محمد آمده |