راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • آیا زیارت عاشورا قابل اعتماد است ؟
    آیا زیارت عاشورا قابل اعتماد است ؟
    آیا زیارت عاشورا واقعا یک حدیث معتبر و کلام امام معصوم علیه السلام است. این سوالی است که برای برخی براساس خدشه‌هایی که در آن می‌شود به وجود آمده است. چراکه در درستی راویان شبه‌هایی وارد شده است. این نوشتار بر آن است تا این موضوع را بررسی نماید.
  • تعداد بازديد :
  • 15832
  • سه شنبه 24/9/1388
  • تاريخ :

همه پیراهنهای مشکی زنده‌اند !

ماجرای حیرت انگیز قاتل زوّار کربلا

قاتل درآتش جهنم
سلام

چیزی به محرم نمانده است. از این طرف هم، چند روزی نیست که از عید غدیر می‌گذرد. حالا که در این میانه‌ایم، تصمیم گرفتم داستان حیرت‌انگیزی را برایتان تعریف کنم.

یادم هست بچه که بودم مادرم نمی‌گذاشت پیراهن مشکی‌ام همیشه تنم باشد و مثلا با آن بخوابم یا... . از تکیه که برمی‌گشتیم می‌گفت که عوضش کنم. و وقتی می‌پرسیدم چرا؟  می‌گفت لباس عزای امام حسین احترام دارد. پیرهنی که با آن برای امام حسین سینه زدی متبرک است!

آن موقع سکوت می‌کردم و گاهی شاید با اکراه درش می‌آوردم. و شاید هم در دلم، در همان عالم کودکی می‌خندیدم.

امروزه هم احساس می‌کنم اگر برای خیلیها این حرف را بزنی، بخندند. نه که همه‌ چیز منطقی شده و بدون دلیل نمی‌شود حرف زد!! همه می‌گویند که ای آقا این حرفهای عوامانه را رها کن.

 

اما من تازه همین امروز، بعد از آنکه داستان آقای جمال الدین خلعی را خواندم، یک چیزهایی برایم روشن شد. تازه فهمیدم مادرم رعایت چه چیزی را می‌کرد. راستش را بخواهید کمی جا هم خوردم.

من تازه فهمیدم که امام حسین با همه چیز و همه کس فرق دارد. امام حسین چیزی مثل اکسیر است. امام حسین فرقش با بقیه این است که دیگران فقط جان دارند ولی امام حسین جان‌بخش هم است. و پرعجبتر اینکه امام حسین به هر چیزی که برای او باشد جان می‌دهد. هر چیز!

من تازه فهمیدم که همه پیراهنهای مشکی که برای محرم است، زنده‌اند.

من امروز تازه فهمیدم که آن گرد و غباری که جمال الدین را نجات داد هم زنده بود. چون یک جورایی به امام حسین ربط داشت. آخر مگر مرده می‌تواند کاری بکند؟ تا چه رسد به اینکه کسی را نجات دهد؟!

 

بیشتر از این بی‌تابت نگذارم. جمال الدینِ داستانِ من، چیزی حدود 750 سال قبل به دنیا آمد، آن هم بعد نذر و نیازهای مادرش. او بچه همین نزدیکیهای ما، همین شهر حلّه‌ی عراق بود.

راستی تا یادم نرفته برایتان بگویم که ماجرا را از کتاب الغدیر برایتان تعریف می‌کنم. وقتی الغدیر را برداری و شعرای قرن هشتم را بیاوری، دومین نفری که علامه از او نوشته، همین دوست جدید من، جمال الدین است. (نمی‌دانم چرا از دیروز تاحالا اینقدر محبت این آدم افتاده تو دل من).

نمی‌دانم، شاید خدا به مادر جمال الدین فرزندی نمی داد. یا شاید هم چیز دیگری بود که یک روز مادرش به صرافت می‌افتد که بنشیند و نذری بکند تا شاید خدا توفیق مادر شدن را نصیبش کند و کودکی به او بدهد.

یادم رفت بگویم که پدر و مادر جمال الدین هرچند مسلمان بودند اما از آن دسته از سنی‌ها بودند که به شدت با خاندان پیامبر دشمنی داشتند. یا به تعبیر الغدیر ناصبی بودند.

خلاصه، این خانم نذر می‌کند که اگر خدا پسری به او بدهد او را برای کشتن زائران امام حسین بفرستد!

از قضا، خدا به او پسری می‌دهد و پس از بزرگ شدنش، تصمیم می‌گیرد که به نذرش عمل کند. بنابر این جمال را مهیا کرده و راهی می‌کند.

مادرش نذر می‌کند که اگر خدا پسری به او بدهد او را برای کشتن زائران امام حسین بفرستد.

جمال پسر خوبی است. حرف مادرش را گوش می‌کند. برای نذر مادرش هم احترام قائل است. از آن طرف، از این جماعت هم که خوشش نمی‌آید. بنابر این راه می‌افتد به طرف کربلا.

جمال الدین وقتی نزدیک کربلا می‌شود. آن پشت مشتها، کنار گذرگاه اصلی کربلا مخفی می‌شود و منتظر که کاروان زائران از راه برسد.

جمال چه کند که جوان است و خوابش کمی سنگین. از کاروان هم که فعلا خبری نیست. همین است که خوابش می‌برد. گفتم خوابش هم که سنگین است. بنابر این تا چشمهای او گرم می‌شود، کم کمک قافله‌ی زوّار فرا می‌رسد. کاروان که می‌آید، بی‌آنکه او متوجه شود از آنجا عبور می‌کند و می‌رود و او همچنان دارد خواب می‌بیند.

جاده‌ی خاکی و یک کاروانِ شلوغ با آن همه پیاده و سواره و آدم و اسب و شتر، نتیجه‌اش گرد و خاکی است که اطراف جاده را می‌گیرد. از جمله جمال الدین را که آن کنار به خواب رفته است.

 

از اینجا به بعد را بگذارید خود جمال الدین برایتان بگویند. آخر ماجرا از زبان خود شخص خیلی جذابتر است:

«وقتی که خوابم برد، در خواب دیدم که قیامت برپا شده است. دارند یک یک حساب همه را می‌رسند. تا اینکه نوبت به من رسید. وقتی که پرونده من زیر و رو شد، من جهنمی شدم اما غباری روی من بود که نمی‌گذاشت آتش جهنم به من برسد. آنچه من دیدم بسیار وحشتناکتر از آن بود که شما شنیدید.

سراسیمه از خواب پریدم و تا چشم باز کردم دیدم که کاروان رفته و سراپایم را خاک گذرش گرفته است. من از آنچه دیده بودم، از آتش، از آن خاک، و از این خاک، زیر آفتاب سوزان، کنار جاده خشکم زده بود.

انگار آن غبار بر روی دلم هم نشسته بود! چون منی که تا همین چند دقیقه پیش پر از کینه بودم، اکنون مملو از محبت شده بودم.

من هم با حسین عسگری موافق، آن گرد و غبار زنده بود، و قلب مرا هم زنده کرده بود. آن خاک، گرد راه زائران حسین علیه السلام بود و هر چه ادنی مناسبتی با حضرت جان داشته باشد، زنده و زندگی‌بخش می‌شود.

در این لحظه از حرم محبتی که در سینه‌ام به پا بود، کلمات در دهانم تاب نمی‌آورد. و زبان می‌چرخید و حنجره‌ام بلند فریاد می‌ زد که:

...

وَ حُرِّمَتِ الجَحیمُ عَلَیکَ حَتماً

فَـاِنَّ النارَ لَیسَ تَمسُّ جِـسماً

عَـلَـیهِ غُـبـارُ زُوّارِ الحُـسَـیـنِ

[و جهنم قطعا بر تو حرام می‌شود. چرا که جسمی که گرد زائران حسین بر او نشته باشد آتش نمی‌گیرد.]

و شاید این اولین شعری باشد که من گفتم.»

 

جمال که داشت خوابش را تعریف می‌کرد و این جملات را می‌گفت من یاد این شعر افتادم که:

من به قربان کف پای سگ کوی نگاری            کو خاک کف پای سگ کوی تو باشد

 

بله عزیزان، جمال الدین که دلش زنده شده بود به عشق، دیگر به حلّه برنگشت و مجاور حضرت حسین شد و سالها در کربلا زندگی کرد.

جمال ذوق شعر هم داشت، شعر هم زیاد می‌گفت. الان بعد از 750 سال هرچه از او مانده، همه‌اش در مدح اهل بیت است.

علامه امینی در الغدیر، ایشان را همراه شعرش جزو شاعران قرن هشتم و جزو غدیر سُرایان آورده است.

می‌دانم متنم خیلی طولانی شده است، اما حیفم آمد که چند بیتی از این شعر روان و پرمعنایش برایتان نیاورم. هرچند خود شعر بسیار روان است اما گفتم شاید برای بعضیها سخت باشد به هیمن خاطر  ابیات را ترجمه هم کردم:

 

حَبَّذا یَومُ الغدیرِ   یَومُ عیدٍ وَ سُرورِ

به به از روز غدیر  روز عید و روز سرور

 

اِذْ اَقامَ المُصطَفی مِن بَعدِهِ خَیرَ اَمیرِ

چون برگزیده مصطفی  بعد خود بهترین امیر

 

قائلاً هذا وَصیِّی  فِی مَغیبی وَ حُضوریِ

وقتی که گفت این وصیّم در غیاب و در حضورم

و... و

وَ الذی طاعَتُهُ فَرْضٌ عَلی اَهلِ العُصوریِ

و همو که طاعت او واجب است بر تمام اهل اعصار و زمانها

 

فَاَطیعُوهُ تَنالُوا  القَصدَ مِن خَیرِ ذَخیرِ

پیرویش پس کنید تا به خیر برترین رسید
و... و

یَا اَمیر النَّحلِ یَا مَن حُبُّهُ عَقدُ ضَمیریِ

ای امیر و سرورم ای که مهرت در ضمیرم

 

وَ الذی یَنقِذُنی مِن حَرِّ نِیرانِ السَعیرِ

و ای نجاتبخش من از آتش سوزان

 

وَ الذی مِدحَتُهُ ما  عِشتُ اُنسی وَ سَمیریِ

و ای آنکه یادت  تا زنده‌ام انس من است

 

وَ الذی یَجعَلُ فِی المَحشرِ اِلی الخُلدِ مَصیریِ

و ای آنکه در محشر به جنت رهبرم

 

کربلا

لَکَ اَخلَصتُ الوَلایا صَاحِبَ العِلمِ الغَزیریِ

عشقم همه برای تو ای منبع ریزان علم

 

 

برای جمال الدین علی بن عبد العزیز ابو محمد خلعی صلواتی بفرسیتید و دلتان را کم کم به یاد محرم سیاه بزنید. و یادتان نرود که هرچه حسینی شود زنده می‌شود. حتی همین خاک.

 

خاکت زنده به عشق حسین و

آستان کربلا نصیب رواق چشمت باد

حسین عسگری – گروه دین و اندیشه تبیان

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
اسماعيل عبادي
من خودم الحمدلله پارسال خداتوفیق داد وتونستم از نجف تا كربلا را پیاده برم واقعا جای همه ی شما خالی بود در رابطه با این نظرات هم خیلی خوب است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 21/9/1390 - 4:40
ناشناس
در پاسخ به جواب تبیان به آقا رسول اینکه انسان ممکن الخطاست نه جایز به خطا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 10/9/1390 - 9:55
ناشناس
یا رسول الله (ص)
این کشته فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
از ستاره زخم بر تنش افزون ، حسین توست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 25/7/1390 - 9:17
سید سیدی
وای وای وای بر چهره دل گشای مهدی صلوات
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 22/5/1390 - 2:18
محمد سعيد فلاح زاده
سلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/1/1390 - 12:59
ناشناس
باسلام امیدوارم دمی ازنفس حسین بن علی برروزی ماانسانها طنین افکند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 15/12/1389 - 11:14
دمیرچی
من عاشق امام حسین ام واقعاٌعالی بود وتا یک ماه دیگر زائر امام حسین (ع) نیز می شوم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 12/12/1389 - 14:1
سید علي الحلو
السلام علیك یاأبا عبد الله الحسین وعلى اخیك ابی الفضل العباس وعلى اختك جبل الصبر العقیله المخدره زینب الكبرى وعلى طفلك الرضیع وعلى ابنك علی الاكبر وعلى ابن الخیك القاسم بن الحسن وعلى بنتك السیده رقیه وعلى السیده سكینه وعلی جمیع اهل بیتك واصحابك افضل الصلاة والسلام اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد واخر تابع له على ذلك اللهم العنهم جمیعا 100مره

اللهم عجل لولیك الفرج
الهم عجل لولیك الفرج
الهم عجل لولیك الفرج
واجعلنا من انصاره واعوانه وشیعته ومحبیه والمستشهدین بین یدیه بحق فاطمه وابیها وبعله وبنیها

التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 5/12/1389 - 5:12
m m
بر منکرش لعنت
گر همه صورت گران صورت زیبا کشند/صورت ارباب ما از همه زیباتر است/گر همه خسروان پرچم شاهی زنند/پرچم ارباب ما از همه زیباتر است.
یا علی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 3/12/1389 - 16:30
محمد حسن
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
این چه شمعیست که جان ها همه پروانه اوست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 14/11/1389 - 11:58
ناشناس
سلام مطلب خوبی بود .من قبلا خوانده بودم. كاش میشدبه تمام اشعار ایشان دسترسی پیداكرد. باتشكر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 10/10/1389 - 23:34
yashebazzaman
سلام
دلم میخواد خوابی رو که مدتی پیش لطفی رو از حضرت اباعبدالله الحسین (ع) برام به همراه داشت برای دوستان عزیز تبیانی تعریف کنم،یقینا به درد همه عاشقان آن حضرت میخورد.
به لطف خدا مهر حضرت سیدالشهدا (ع) از دوران جوانی و دانشجویی در دلم موج میزد. عزا و روضه امام حسین در منزل ما و خانواده کوچک سه نفره ما در ماه محرم و غیر محرم همیشه بود و هست.
اما همیشه برام سوال بود که اینقدر که من آقا رو دوست دارم و براش گریه میکنم،آیا واقعا حواس حضرت به من هست؟ اصلا به من توجه دارن یا...؟؟؟؟؟؟؟؟
تا اینکه.......
دو ماه پیش یه روز چهارشنبه یه گناه باعث شد که تا سه روز به طور کامل به علت خجالت و نیز تیرگی دل از روضه و ذکر امام حسین (ع) دور بشم.روز سوم ،روز جمعه بود...
شب در خواب دیدم که اباعبدالله الحسین (ع) در میان جمعی حضور دارند که محبینشان آن حضرت را در میان گرفته اند.تلاش من به نزدیک شدن به امام با نوعی مانع که دیده نمیشد مواجه میشد.در همین حالت بودم که شخصی از میان ان جمع به طرف من آمد و با لحنی پرسشی و گلایه آمیز گفت:
(( آقا فرمودندکه دوسه روزیه که از فلانی خبری نیست و سراغی از ما نمیگیره...))
با گریه و فغان و حسرت از خواب بیدار شدم. حالا یقین دارم که حضرات معصومین واقعا و کامل و بهتر از خود ما به حال ما آگاهند.امام حسین (ع) عزاداری و عشق ما رو میبینند و خبر دارند...
التماس دعا
مهدی پیری - کرج
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/9/1389 - 14:20
ket
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک... خوابهایی از امام حسین علیه السلام دیده ام که آن خوابها که حامل پیامهایی برایم بوده است به زیبایی تحقق یافته است و علاقه و احترام مرا نسبت به این انسان والا مقام غیر قابل وصف کرده است. خدایا عشق و علاقه ما را به این انسان برگزیده ات و راه او که عمل به آیات کتاب شریفت قرآن است روز افزون فرما. آمین یا رب العالمین.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 15/9/1389 - 14:34
Majid730
سلام
با اجازه ی شما من این مطلب را تكثیر و در زیارت عاشورای مدرسه توزیع كردم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 15/8/1389 - 17:0
ناشناس
منم كربلا رفتم ولی دعا كنید دلم كربلایی بشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 15/8/1389 - 14:16
علیزاده
خیلی عالی بود التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 29/7/1389 - 19:49
ناشناس
عالی بود ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 25/7/1389 - 8:33
ناشناس
احسنت
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 16/5/1389 - 7:3
بهرام
ارزش و مقام واقعی ابا عبدالله فقط در روز جزا مشخص میشود/ خیلی دوست دارم صحنه ورود ایشان به صحرای محشر را ببینم و در جا سجده شکر بجا اورم/ از زهرای مرضیه (س)که کوثر خداوند است چنین فرزندی عجیب نیست/نمیدانم شکر نعمت شیعه بودن را چگونه بجا بیاورم؟ والله نمیشود/
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 27/3/1389 - 12:0
13460503
اللهم العن قتله الحسین
السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین وعلی انصارالحسین وعلی زوار قبرالحسین علیه السلام
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 19/3/1389 - 7:20
ناشناس
خوش بحالش كاش ماهم لیلاقت نظرآن بزرگواران راپیداكنیم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 30/1/1389 - 11:56
ناشناس
باتشکر ازشما دوست اهل بیت (ع) امیر عباس
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 18/12/1388 - 13:42
ناشناس
بسیار عالی خداوند به شما اجر بدهد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 6/12/1388 - 11:11
امین
سلام
خوب بود ولی زیاد عبرت انگیز نبود...
با تشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 9/11/1388 - 14:53
ناشناس
الله اكبر از این خاندان واقعأ چی هستند اینان واقعأ مانده ام كه بنویسم . در خصوص عارف بالله شیخ جعفر مجتهدی چه بگویم و چه بنویسم. آخ دلم فریاد دارد تمنا بهر استمداد دارد بحق آبرو مندان كویت ببخش این بنده بی آیرویت
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 27/10/1388 - 10:22
ناشناس
ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 23/10/1388 - 13:10
ناشناس
GOOD
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/10/1388 - 7:43
mohammad_tabriz
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند////به آسمان رود و کار آفتاب کند
التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 2/10/1388 - 18:42
رسول
یه خورده برام مبهم ، اینکه گر کسی اگه آدم خوبی هم نباشه ولی به واسطه ارادت به امام حسین آتش جنهم باش حرام بشه ...
پس اون مقع تکلیف حق الناس و .... چی میشه ؟
پاسخ تبیان : اولین نشانه محبت به کسی این است که خواسته‌ها و علایق محبوب برای انسان مهم و قابل توجه و محترم می‌شود. همه ما این را لااقل در دوستی ها و یا در روابط عاشقانه تجربه کرده‌ایم. حال کسی که در دل خود محبتی به حضرت جان، حسین علیه السلام می‌کند قطعا این محبت او را به سوی خواسته‌ حضرت سوق می‌دهد و آن چیزی جز ایمان به خدا نیست. و محصول ایمان، انجام واجبات و ترک محرمات و رعایت حقوق است. بنابر انسان لاابالی لاف محبت حسین علیه السلام را می‌زند. نه آنکه محّب حقیقی باشد. البته از بنی آدم خطا جایز است و لغزیدن از او دور نیست که اینجا توبه و آن محبت دستگیری خواهد کرد. بنابر این در این آستان نباید افراد را بخاطر خطاهایشان تخطئه نمود. بیایید در این ایام به برکت محبت امام عشق تنی به یم توبه زنیم. که ان للحسین حرارة فی قلوب الناس لن تبرد ابدا
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 29/9/1388 - 7:38
mirollahi
این داستان یکی دیگر از معجزات سوگواری بر سالار
شهیدان رابه ما نشان میدهد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 28/9/1388 - 9:56