عزّت در اوج ارتفاع
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
عاشورا یك حادثهى تاریخىِ صرف نبود؛ عاشورا یك فرهنگ، یك جریان مستمر و یك سرمشق دایمى است. این سرمشق فقط شهید شدن نیست؛ یك چیزِ مركب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حركت حضرت ابىعبداللَّه علیه السلام وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه. به عنصر منطق و عقل در بحث روز گذشته پرداختیم و در این مطلب به دو عنصر دیگر این حادثه می پردازیم.
**********
عنصر دوم، حماسه است؛ یعنى این مجاهدتى كه باید انجام بگیرد، باید با عزت اسلامى انجام بگیرد. مسلمان در راهِ همین حركت و این مجاهدت هم، بایستى از عزت خود و اسلام حفاظت كند.
در اوج مظلومیت، چهره را كه نگاه مىكنى، یك چهرهى حماسى و عزتمند است. در منطق عاشورا ذلت وجود ندارد.
همان جایى هم كه حسینبنعلى علیهالسّلام یك شب را مهلت مىگیرد، عزتمندانه مهلت مىگیرد؛ همان جایى هم كه مىگوید: «هل من ناصرٍ» و طلب یاری مىكند؛ از موضع عزت و اقتدار است؛ آن جایى كه در بین راه مدینه تا كوفه با آدمهاى گوناگون برخورد مىكند و با آنها حرف مىزند و از بعضى از آنها یارى مىگیرد، از موضع ضعف و ناتوانى نیست؛ این هم یك عنصر برجستهى دیگر است.
عنصر سوم، عاطفه است؛ یعنى هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه یك نقش تعیینكنندهاى ایجاد كرده است. حادثهى عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نیست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گریه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظیمى است؛ لذا ما را امر مىكنند به گریستن، گریاندن و حادثه را تشریح كردن. زینب كبرى سلاماللَّهعلیها در كوفه و شام منطقى حرف مىزند اما مرثیه مىخواند.
امام سجاد علیه السلام در شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مىكوبد اما مرثیه مىخواند. این مرثیهخوانى تا امروز ادامه دارد و باید تا ابد ادامه داشته باشد تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مىتوان خیلى از حقایق را فهمید كه در خارج از این فضاها نمىتوان فهمید.
بیانات رهبر معظم انقلاب در ماه محرم سال 1384.