• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3627
  • چهارشنبه 26/10/1386
  • تاريخ :

مران کاروان یک دم بمان

کاروان

فرصت بدرود

شعر زیر را با صدای محمد اصفهانی از اینجا گوش کنید

 

دل آسمان خون چکان شد از این غم

زمین یک سر آتش فشان شد از این غم

 

نه فرصت که پیراهن تو ببویم

نه مرهم که بر دل گذارم

 

نه مهلت که در ماتم تو بمویم

نه رخصت که شیون برآرم

 

ببین پشت سر مانده برجا ، خیمه ها همه خاکستر و خون

ببین پیش رو مانده تنها ، کاروان اسیران محزون

 

مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را

که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
زهره هاشمی
خیلی خوب ولی کم بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 18/10/1388 - 10:59
ناشناس
عالیه بیشتر بذارید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 29/10/1386 - 14:31
ناشناس
Very good
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 29/10/1386 - 12:32
مسعود توحیدی
بسیار عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 28/10/1386 - 23:43
ناشناس
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 28/10/1386 - 11:57
ناهيد
یا ابولفضل مددی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 27/10/1386 - 23:4
مطالب مرتبط
  • راز رشید
    راز رشید
    به گونه‌ی ماه نامت زبانزد آسمان‌ها بود و پیمان برادریت با جبل نور چون آیه‌های جهاد محکم
  • خاك سر كوى تو زنده كند مرده را
    خاك سر كوى تو زنده كند مرده را
    اى كه به عشقت اسیر خیل بنى آدمند سوختگان غمت با غم دل خرمند هر كه غمت را خرید عشرت عالم فروخت‏ با خبران غمت بى خبر از عالمند
  • آه ای مرگ تو معیار
    آه ای مرگ تو معیار
    شمشیری كه بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را به دو پاره كرد: هر چه در سوی تو ،حسینی شد و دیگر سو , یزیدی...