راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • با یك دعا درخت خشك میوه داد (اشاره‏ای به كرامات امام حسن مجتبی علیه السلام )
    با یك دعا درخت خشك میوه داد (اشاره‏ای...
    روزی امام حسن علیه السلام برای عمره به سوی مكه عظیمت كردند. در این سفر، فرزند زبیر ایشان را همراهی می‏كرد. در طول مسیر، در مكانی; زیر یك درخت‏خرمای خشكیده به استراحت پرداختند. ابن زبیر به امام علیه السلام عرض كرد: «لو كان فی هذا النخل رطب اكلناه; ای كاش ا
  • كودكی كه یك قوم را نجات داد (اشاره‏ای به كرامات امام حسن مجتبی علیه السلام )
    كودكی كه یك قوم را نجات داد (اشاره‏ای...
    پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاد و ما هم ایستادیم، ایشان به امام حسن علیه السلام فرمود: «انت تفاحتی و انت ‏حبیبی و مهجة قلبی; تو ثمره من و محبوب من و روح و روان منی.» در این هنگام یك مرد اعرابی به سوی ما می‏آمد، حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: ...
  • آیا امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) «مِطلاق» بود؟
    آیا امام حسن مجتبی(علیه‌السلام)...
    امام حسن مجتبی(علیه‌السلام)، سبط اكبر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و دومین امام معصوم، از شخصیتهایی است كه تیر مسموم وضع و جعل آن بزرگوار را نشانه رفته و نسبتهای ناروایی در قالب حدیث و روایت به وی داده شده است.
  • تعداد بازديد :
  • 3609
  • پنج شنبه 16/12/1386
  • تاريخ :

من از خدا پسر می‌خواهم

اشاره‏ای به كرامات امام حسن مجتبی علیه السلام

امام حسن مجتبی

 

در سفری امام حسن علیه السلام با پای پیاده به سوی مكه حركت می‏كرد. در میانه راه پای مبارك آن حضرت ورم نمود و شخصی به ایشان عرض كرد: «لو ركبت لیسكن عنك هذا الورم; ای كاش سوار مركب می‏شدید تا این ورم [پای] شما تسكین پیدا كند.» امام علیه السلام فرمودند: «كلا و لكنا اذا اتینا المنزل فانه یستقبلنا اسود معه دهن یصلح لهذا الورم فاشتروا منه و لاتماسكوه; هرگز! [سوار بر مركب نمی‏شوم] و لكن وقتی به منزلگاه [بعدی] رسیدیم، شخص سیاه پوستی نزد ما می‏آید كه روغنی دارد و برای [درمان] این ورم خوب است، روغن را از او بخرید و نسبت‏ به او بخل نورزید.»

یكی از غلامان به ایشان عرض كرد: بعد از این منزل منزلی كه شخص سیاه پوستی در آن باشد وجود ندارد تا برای شما روغن بخریم.

امام فرمودند: «آری چنین كسی را خواهیم یافت.» پس از آنكه مقداری راه پیمودند، شخص سیاه پوستی جلوی آنها آمد، امام علیه السلام فرمود: آن سیاه پوست نزد شماست، روغن را از او بخرید.

آن شخص سؤال كرد: این روغن را برای چه كسی می‏خواهید؟ شخصی گفت: برای حسن بن علی علیهما السلام.

آن سیاه پوست گفت: مرا نزد او ببرید. پس از آنكه او به نزد امام علیه السلام آمد، عرض كرد: «یابن رسول الله! انی مولاك لاآخذ ثمنا و لكن ادع الله ان یرزقنی ولدا سویا ذكرا یحبكم اهل البیت; ای فرزند رسول خدا! من غلام تو هستم و پول این روغن را نمی‏گیرم. لكن از خدا بخواه كه پسری سالم به من عطا كند كه دوستدار شما اهل بیت‏باشد.» بعد از آن به بركت دعای امام علیه السلام آن شخص دارای چنین فرزندی شد.

 


مناقب ابن شهر آشوب، همان، ج‏3، ص‏174; مدینة المعاجز، چاپ قدیم، ص‏206; بحارالانوار، همان، ج‏43، ص‏324.

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
با سلام بر محمد وخاندان پاکش ا زخداوند ممنونم و من هم از اقا می خوام برام دعا کنه تا پسری سالم وصالح به امانت بهم بدن تا برای خداوند وامام زمان تربیتش کنم و السلام
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 5/10/1390 - 20:44
فاطمه ایازی
باسلام به امامم به حرمت مادرتان صدیقه کبری به من هم پسری عنایت فرما تا سرباز بقیه الله و راهرو دین شما باشد. ان شاء الله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 25/5/1390 - 13:26
خادم الحسن

شما از كجا می دانی كه آقا اینكار نكرد؟ شاید خدا بوسیله این درد می خواست حاجت آن سیاه پوست را دهد
لطفا بیشتر فكر كنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 6/11/1388 - 8:35
علوی
با سلام
چرا امام برای ورم پای خودشان دعا نکردند؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 30/10/1388 - 7:37
موسوی
خوب بود . ممنون.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 1/12/1387 - 10:52