راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • راهنمايي راه شناس ...
    راهنمايي راه شناس ...
    به حکم عقل، شناختن راه به سوي خدا، احتياج به راه شناسي دارد که منصوب از جانب خدا و معصـوم از هر گونه سهو و خطا باشد.
  • به عمل کار برآيد ...
    به عمل کار برآيد ...
    آيا واقعا با داشتن حب علي،هر گناهي که از شما سر بزند تاثيري در روح و جان شما نخواهد داشت!!!
  • تعداد بازديد :
  • 519
  • پنج شنبه 13/4/1387
  • تاريخ :

سرچشمه علوم الهی

باقر

عبداللَّه بن نافع بن ازرق یکی از سران فرقه خوارج بود که جزو سرسخترین دشمنان حضرت علی و خاندان وی علیهم‌السلام به شمار می‏رفت. وی ‏می‏گفت: اگر بدانم در زمین کسی هست که با من بر سر این نکته بحث کند که علی اهل نهروان را کشته و در این خصوص مرتکب ستمی نشده، هرآینه به سوی او می‏شتابم.

از او سئوال شد: اگر در میان فرزندان علی کسی باشد که این پرسش تو را پاسخ گوید چطور؟

عبداللَّه گفت: آیا مگر در میان فرزندان او دانشمندی وجود دارد؟

به وی گفته شد: این آغاز نادانی توست. آیا مگر این خاندان هیچگاه از وجود دانشمند تهی می‏ماند؟!

عبداللَّه گفت: دانشمند امروز آنان کیست؟

پاسخ گفتند: محمّد بن علی بن الحسین بن علی.

عبداللَّه به همراه تنی چند از بزرگان یاران خویش به سوی امام باقر علیه‌السلام روانه شد و به مدینه در آمد. امام نیز در پی فرزندان مهاجران و انصار فرستاد و آنان را جمع کرد. سپس خود به سوی مردم رفت، گویی پاره‏ای از ماه بود. آن‏حضرت به سخنرانی ایستاد. خدای را ستود و بر پیامبرش‏ صلی‌الله‌علیه‌وآله درود فرستاد و آنگاه فرمود:

«سپاس خدا را که ما را به نبوّت گرامی داشت و به‏دوستی خویش اختصاص داد. ای فرزندان مهاجران و انصار هر که فضیلتی از علی بن ابی‌طالب به یاد دارد، برخیزد و بگوید.»

مردم برخاستند و مناقب آن حضرت را بر شمردند. عبداللَّه گفت: من نیز این مناقب را از این مردم روایت می‏کنم، امّا من از کفر علی پس از تعیین حکمین در جنگ صفّین سخن می‏گویم.

تا بر شما رشته سپید از رشته سیاه صبح آشکار شود، خداوند خود نیک می‏داند که رسالتش را کجا قرار دهد.

صحبت تا آنجا ادامه یافت که به حدیث خیبر رسیدند. یعنی حدیثی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در جنگ خیبر خطاب به‏مسلمانان فرموده بود:

«هر آینه فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد که ‏خدا و رسولش را دوست می‏دارد و خدا و رسولش هم او را دوست‏ می‏دارند. وی حمله‌کننده است نه گریزنده و باز نمی‏گردد مگر آنکه ‏خداوند فتح را بر دستان او جاری سازد.»

امام باقر علیه‌السلام به عبد الله بن نافع فرمود: در باره‏ى این حدیث چه مى‏گویى؟

گفت:حدیث درستى است اما على بعدها كافر شد و خوارج را به ناحق كشت!

امام فرمود: آیا خدا آنگاه كه على را دوست مى‏داشت، مى‏دانست كه او «خوارج‏» را مى‏كشد یا نمى‏دانست؟ اگر بگویى خدا نمى‏دانست كافر خواهى بود.

گفت: مى‏دانست.

امام فرمود: خدا او را بدان جهت كه فرمانبردار اوست، دوست مى‏داشت ‏یا به جهت نافرمانى و گناه ؟

گفت: چون فرمانبردار خدا بود، خداوند او را دوست مى‏داشت ( یعنى اگر در آینده نیز گناهكار مى‏بود، خداوند مى‏دانست و هرگز دوستدار او نمى‏بود، پس معلوم مى‏شود كشتن خوارج طاعت‏خدا بوده است)

امام فرمود: برخیز كه محكوم شدى و جوابى ندارى.

عبد الله برخاست و این آیه را تلاوت كرد:

«حتى یتبین لكم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر»

- اشاره به آنكه حقیقت چون سپیده صبح آشكار شد - و گفت: ‏«خدا بهتر مى‏داند رسالت‏خویش را در چه خاندانى قراردهد»


مدرسی، سیدمحمدتقی، کتاب هدایتگران راه نور ( زندگانی امام محمّدباقر علیه السلام)، بااندكی تصرف