راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 2365
  • چهارشنبه 19/2/1386
  • تاريخ :

راز بگشا ای علی مرتضی

(1)

امام علی

 

درخت پرنده

 

من با رسول خدا(ص) بودم هنگامی که گروهی از سران قریش نزد وی آمدند و گفتند:

- محمد! تو ادعای بزرگی کرده‌ای که نه پدرانت چنان ادعایی داشته‌اند و نه کسی از خاندانت (اینک) ما پیشنهادی داریم، اگر آن را پذیرفتی می‌دانیم که تو پیامبر و فرستاده خدایی و اگر از انجام دادنش درماندی می‌فهمیم که تو جادوگر و دروغگویی.

حضرت در پاسخ فرمودند: چه می‌خواهید؟

گفتند: از این درخت بخواه که با ریشه‌های خود از جا کنده شود و در مقابل تو بایستد.

- همانا خدا بر هر کاری تواناست پس اگر خدا برای شما چنین کرد آیا حاضرید ایمان بیاورید و بر وحدانیت حق شهادت دهید؟

- آری

- من آنچه را می‌خواهید به شما نشان خواهم‌داد، هر چند بخوبی می‌دانم که شما به خیر و صلاح باز نمی‌گردید و بلکه در میان شما کسانی را می بینم که در چاه افکنده شوند (1) و کسانی که گروهها را به هم بپیوندند و سپاه بر ضد من بسیج نمایند. آنگاه فرمود: 

" ای درخت، اگر تو به خداوند و روز جزا ایمان داری و می‌دانی که من فرستاده خدایم پس (هم اینک) به فرمان خدا از جا درآی و با ریشه‌های خود، در برابر من بایست" .

و علی گفت: ای فرستاده خدا! من نخستین کسی هستم که به تو ایمان می آورد و نخستین فردی هستم که اقرار و اعتراف می کند به اینکه درخت آنچه را فرمودی -به فرمان خدا- انجام داد تا پیامبری تو را تصدیق و گواهی کند و گفته تو را بزرگ دارد

سوگند به خدایی که پیامبرش را به حق مبعوث فرمود (دیدم که) درخت با ریشه‌هایش از جا کنده شد و همچون پرنده‌ای بال و پر زنان در حالی که صدای سختی از آن شنیده می‌شد آمد تا مقابل رسول خدا(ص) ایستاد. شاخه بلندش را (همچون چتری) بر رسول خدا (ص) گسترد و پاره‌ای از شاخه هایش را هم بر دوش من نهاد و من در سمت راست آن حضرت (ایستاده) بودم.

مشرکان پس از دیدن (این معجزه‌ها) از روی برتری جویی و گردنکشی گفتند:

- بگو که نیمی از آن به سمت تو آید و نیمی بر جای خود بماند.

حضرت به درخت چنین فرمان داد و نیمه‌ی درخت با حركتی شگفت‌تر و بانگی سهمگین‌تر، چنانکه گویی می خواست خود را به رسول خدا (ص) بپیچد، به سوی حضرت رفت.

سپس باز آنان از روی سرکشی و ناسپاسی گفتند:

- این نیمه را بگو که به سمت نیمه خود رود.

حضرت همان فرمود که قوم خواستند. سپس درخت باز گردید.

من گفتم:

" ای فرستاده خدا! من نخستین کسی هستم که به تو ایمان می آورد و نخستین فردی هستم که اقرار و اعتراف می کند به اینکه درخت آنچه را فرمودی -به فرمان خدا- انجام داد تا پیامبری تو را تصدیق و گواهی کند و گفته تو را بزرگ دارد".

مشرکان قریش (با کمال بی شرمی) گفتند:

نه؛ بلکه او (ص) ساحری است دروغگو و تردستی است چابک.

آنگاه (در حالی که به من اشاره می کردند) گفتند: آیا کسی جز این، تو را تصدیق خواهد کرد؟

 

    متن روایت

قال علی (ع) ... لقد کنت معه (ص) لما اتاه الملا من قریش فقالوا له:

- یا محمد انک قد ادعیت عظیما لم یدعه أباؤک و لا احد من بیتک و نحن نسالک امرا ان اجبتنا الیه و اریتناه علمنا انک نبی و رسول و ان لم تفعل علمنا انک ساحر کذاب.

فقال (ص) لهم: و ما تسالون؟

قالوا: تدعو لنا هذه الشجرة حتی تنقلع بعروقها و تقف بین یدیک.

فقال (ص): ان الله علی کل شی قدیر، فان فعل الله ذلک لکم اتؤمنون و تشهدون بالحق؟

قالوا: نعم.

قال: فانی ساریکم ما تطلبون و انی لاعلم انکم لاتفیئون الی خیر و ان فیکم من یطرح فی القلیب و من یحزب الا حزاب.

ثم قال(ص): یا ایتها الشجرة ان کنت تؤمنین بالله و الیوم الاخر و تعلمین انی رسول الله فانقلعی بعروقک حتی تقفی بین یدی باذن الله.

و الذی بعثه بالحق لانقلعت بعروقها و جاءت و لها دوی شدید و قصف کقصف اجنحة الطیر حتی وقفت بین یدی رسول الله(ص) مرفرفة و القت بغصنها الاعلی علی رسول الله(ص) و ببعض اغضانها علی منکبی و کنت عن یمینه (ص).

فلما نظر القوم الی ذلک قالوا -علوا و استکبارا- فمرها فلیاتک نصفها و یبقی نصفها.

فامرها فاقبل الیه نصفها كأعجب اقبال و اشده دویا فکادت تلتف برسول الله (ص).

فقالوا -کفرا و عتوا- فمر هذا النصف فلیرجع الی نصفه کما کان.

فامره (ص) فرجع.

فقلت انا: لا اله الا الله انی اول مومن بک یا رسول الله و اول من اقر بانّ الشجرة فعلت ما فعلت بامرالله تعالی تصدیقا بنبوتک و اجلالا لکلمتک.

فقال القوم کلهم: بل ساحر کذاب عجیب السحر خفیف فیه، و هل یصدقک فی امرک الا مثل هذا؟! (یعنوننی) ... (2)

 


1- اشاره به كسانی است كه در جنگ بدر بر علیه پیامبر جنگیدند كه بعد كشته شدنشان ،‌جسدهایشان در چاه‌های سرزمین بدر افكنده شد 

2- نهج البلاغه قسمتی از خطبه قاصعه - اعلام الوراء ص 22 - بحار الانوار  ج 14 ص 476 و ج 17 ص 389

 

برگرفته از كتاب خاطرات امیر المؤمنین ،‌شعبان صبوری

 

آخرین نظرات کاربران
ناشناس
بسیار سپاسگزاریم.
پاسخ تبیان :
شنبه 29/4/1387-11:15
ره نما
عشق من حضرت علی است
وقتی بهش فکر می کنم شوری تمام وجودم را می گیرد
نمی دانم این چه حسیه
پاسخ تبیان :
جمعه 28/4/1387-6:32
ناشناس
علی یارتان دست حق نگهدا رتان
پاسخ تبیان :
يکشنبه 9/10/1386-8:48
ناشناس
بسیار آموزنده و مفید می باشد
پاسخ تبیان :
يکشنبه 2/10/1386-14:44
علی اکبر گلشنی اصل
تا حالا نشنيده بودم
خيلي جالب بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/4/1386-9:20
mohsen m
به نام خدا
سلام
من از سايت ديدن کردم
به نظر من اين سايت يکي از بهترين سايت هاي ايراني است .
اميدوارم که مديران اين سايت بتوانند به کار خود به صورت مستمر ادامه داده و مرتب مطالب سايت را به روز رساني بکنند .
خدانگهدار
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 6/4/1386-10:36
محمد رحمتي
خداوند هر كه را كه بخواهد هدايت خواهدكرد . (واي بر مشركان )
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 23/3/1386-8:0
hasan hasann
bad nabod
پاسخ تبیان :
جمعه 21/2/1386-12:4
yarabalhosein
فقال الله عزوجل
اي فرشتگان من و اي ساکنان آسمانهاي من ,من نيافريدم آسمان بنا شده و نه زمين کشيده شده و نه ماه روشني دهنده و نه خورشيده درخشنده و تابان نه فلکي را که دور ميزند نه دريايي را که جاري است نه کشتي که سير ميکندجز در دوستي اين پنج تن (حضرت محمد «ص علي«ع» فاطمه«س» حسن«ع» حسين«ع») پدر ومادر و مال وجان و اولاد همه موجوديتم به فداي يک لحظه رضاي محمد و آل طيبش...................صلوات
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 20/2/1386-11:7
ناشناس
good
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 20/2/1386-8:23
saadatx6x
عالي بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 19/2/1386-22:6
masod sodori
very good
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 19/2/1386-19:30