راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • آنچه خوبان همه دارند تو یكجا داری
    آنچه خوبان همه دارند تو یكجا داری
    ابوبکر گفت ای فرستاده خدا مردی را با سه پیامبر سنجیدی خوشا به حال این مرد ای فرستاده خدا این ‏مرد کیست پیامبر فرمود ای ابوبکر آیا نمی شناسی‌اش گفت خدا و فرستاده‌اش داناترند فرمود او علی است ابوبکر گفت به‌به تو را ای ابوالحسن براستی که کیست مانند تو ای علی
  • گروه نامردان (بر كرانه‌ی الغدیر 4)
    گروه نامردان (بر كرانه‌ی الغدیر 4)
    برایتان از تاریخ می‌گویم. از روزهایی سیاه و مردمانی سیاه‌روتر. آدم‌نمایانی ‏كه همه بودند و به چشم خود دیدند و شنیدند آنچه را كه پیامبر گفت، اما با ‏گستاخی آن را زیر پا نهادند و پامال نمودند...
  • قرآن از علی می‌گوید 2
    قرآن از علی می‌گوید 2
    جز من خدایی نیست، مرا انبازی[شریكی] نیست، محمد بنده و فرستاده من ‏است، او را به علی یاری کردم » و این همان سخن خداوند در قرآن است که فرمود: «هو ‏الذی ایدک بنصر و بالمومنین » که منظور تنها علی است
  • تعداد بازديد :
  • 2971
  • دوشنبه 3/10/1386
  • تاريخ :

بر كرانه ‌الغدیر 5

من كنت مولاه

دلم برای علی ع می‌سوزد!‏

حتما شنیده‌اید كه بعضیها! می گویند كلمه "مولا" در حدیث غدیر كه پیامبر فرمود «مَن كُنت مَولاهُ ‏فَهذا علیٌ مَولاهُ» به معنای دوستی است نه به معنای ولایت و سرپرستی و سزاواری.‏

شاید فكر كنید و با خود بگویید: خُب آنان تقصیر ندارند، این كلمه دو معنا دارد و آنها فكر كرده‌اند ‏كه منظور پیامبر معنای دوستی كلمه را اراده كرده...‏

اما می‌خواهم برایتان با تعریف یك خاطره، روشن كنم كه:‏

 

اولاً: آنها خوب می‌دانستند كه پیامبر علی را منصوب به ولایت كرده نه دوستی و منظورش از ‏مولا، سروری است نه چیز دیگر.‏

ثانیاً: خیلی‌ها كه بعدها حتی شاید زیر اصل ماجرای غدیر هم زدند و انواع و اقسام تشكیكها و ‏تفسیرها برایش كردند، همانها بارها و بارها بر صدق آن و بر روشنی معنا و مراد آن اعتراف ‏كرده‌ بودند و تأیید نمودن بودند.‏

- - - - - - - - -

من وقتی گذرم بر این روزهای سرد و تاریك تاریخ می‌افتد، چقدر دلم می‌گیرد و چقدر دلم برای ‏علی و زن و فرزندش (علیهم السلام ) می‌سوزد. ‏

با خود مدام در این فكرم كه مگر علی چه هیزم تری جز نیكی به آنها فروخته بود كه اینچنین زیر ‏همه چیز زدند و بر سرش و بر سر همسر و فرزندانش آنچه آوردند كه نباید!‏

 من چقدر دلم می‌سوزد!‏...

 

 

روزگار عثمان؛  مدینه؛  مسجد پیامبر(ص) ‏1

حموئی در فرائد السمطین، سمط 1، باب 58 (1/319/251)، به سندش از سلیم پسر قیس هلالی ‏کوفی نقل کند که او گفت:

در روزگار خلافت عثمان، گروهی بیش از دویست نفر از مهاجران و ‏انصار، در مدینه، در مسجد فرستاده خدا (ص) نشسته بودند، از جمله: علی پسر ابوطالب، سعد ‏پسر ابو وقاص، عبدالرحمن پسر عوف، طلحه، زبیر، مقداد، هاشم پسر عتبه، عبدالله پسر عمر، ‏حسن، حسین، عبدالله پسر عباس، محمد پسر ابوبکر، عبدالله پسر جعفر، و از انصار: ابی پسر ‏کعب، زید پسر ثابت و... و... هر یک از فضایل قوم و قبیله و خاندان خویش سخن می‌گفتند.‏‎ ‎

 

- علی پسر ابوطالب خاموش بود، او و هیچ یك از خاندانش سخنی نمی‌گفتند. ‏

- جمع حاضر به او رو کردند و گفتند: ای ابوالحسن! چرا سخنی نمی‌گوئی؟! ‏

- فرمود: "... شما را به خدا سوگند می‌دهم: آیا می‌دانید آنَک که این آیه: «ای کسانی که ایمان ‏آوردید! خدا را فرمان برید

و فرستاده را فرمان برید و صاحبان امرتان را...»2 و این آیه: «ولی ‏شما تنها خدا و فرستاده او و کسانی که ایمان آوردند، کسانی که نماز را به پای می‌دارند...» 3 و ‏این آیه: «... و جز خدا و فرستاده‌اش و مومنان را هم راز نگیرند...»4نازل شد، مردم گفتند: ای ‏فرستاده خدا! آیا این آیات ویژه برخی مومنان است یا شامل همه‌شان می‌شود؟ ‏خداوند به پیامبرش(ص) فرمود تا والیان امرشان را بر آنان بشناساند و با انتصاب من در غدیرخم ‏برای مردم، ولایت را برای‌شان مانند نماز و زکات و حج‌شان روشن نماید. آنگاه خطبه خواند و ‏فرمود: ای مردم! هان که خداوند مرا به رسالتی فرستاد که بر من گران آمد و باور داشتم که مردم ‏مرا تکذیب کنند، تا که تهدیدم کرد که آن پیام را برسانم یا که مرا کیفر کند. ‏سپس فرمود که ندای نماز جماعت دهند. سپس خطبه خواند و فرمود: «ای مردم! آیا می‌دانید که ‏خداوند مولای من است و من مولای مومنانم، و من به آنان از خودشان سزاوارترم؟»"  گفتند: آری ای فرستاده خدا. ‏فرمود: برخیز ای علی. ‏ ‏[و من] برخاستم. ‏‏[آنگاه] فرمود: هر که را من مولای اویم، علی مولای اوست. خدایا! دوست بدار هر که را دوست ‏داردَش و دشمن باش با هر که دشمنی ورزدَش. ‏
سلمان برخاست و گفت: ای فرستاده خدا! چگونه ولایتی؟ ‏
فرمود: ولایتی چون ولایت من، هر که را به او از خودش سزاوارترم، علی به او از خودش ‏سزاوارتر است.
خداوند این آیه را نازل فرمود: « امروز آیین‌تان را برای‌تان کامل کردم...» ‏
فرستاده خدا(ص) تکبیر گفت و فرمود: الله اکبر که پایان نبوتم و پایان دین خدا، ولایت علی پس از ‏من است. ‏
ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: ای فرستاده خدا! این آیات ویژه علی است؟ ‏
فرمود: آری! درباره او و درباره اوصیایم تا روز رستخیز است. ‏
گفتند: ای فرستاده خدا! برای ما معرفی‌شان کن. ‏
فرمود: علی برادرم و وزیرم و وارثم و وصی‌ام و جانشینم در میان امتم و ولی هر مومنی پس از ‏من است. سپس فرزندم حسن، سپس فرزندم حسین، سپس نه فرزند از پسران حسین، یکی پس از ‏دیگری. قرآن با آنان است و آنان با قرآن هستند. از قرآن جدا نشوند و قرآن از آنان جدا نشود تا در ‏کنار حوض بر من در آیند». "

‏[وقتی كلام علی علیه السلام به اینجا رسید تمام حاضران در مسجد اعتراف كردند و]‏

- همگی گفتند: آری! راستا که آن را شنیدیم و آن گونه که گفتی گواه بودیم و... و... . ‏

 

این حدیثی است که حموئی نقل کرده است. همین حدیث در کتاب سلیم 2/636/11، با ‏اندکی اختلاف آمده است. ‏


1- خلاصه الغدیر، ص 213 ، برگزیده و ترجمه‌ی دكتر محمود رضا افتخارزاده

2- نسأ 59‏

3- مائده 55 ‏

4- توبه 16‏

 

حسین عسگری

سایت تبیان

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
عالی است.به امید روزی که امام زمان(عج) ظهور کنند و حق علی(ع) را از این نامردان باز بستاند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 3/10/1386 - 22:25