راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • سرباز شش ماهه
    سرباز شش ماهه
    مصيبت جگر سوز على اصغر به قدرى بر امام حسين عليه السلام سخت بود كه آنحضرت در حالى كه گريه مى‏كرد، به خدا متوجه شد و عرض كرد: «خدايا خودت بين ما و اين قوم، داورى كن، آنها ما را دعوت كردند تا ما را يارى كنند، ولى به كشتن ما اقدام مى‏كنند». از جانب آسمان
  • نمایی از شهادت علی اکبر در روز عاشورا
    نمایی از شهادت علی اکبر در روز عاشورا
    شیخ مفید می گوید زینب (س) در این هنگام از سرا پرده خیمه شتابان بیرون آمد و فریاد زد یا اخیاه و ابن اخیاه ای برادر وای پسر برادر!! و آمد تا خود را روی پیكر علی اكبر انداخت حسین سر خواهر را بلند كرد و او را به خیمه برگرداند و به جوانان بنی هاشم فرمود برادر
  • Cadre
    Cadre
    Cadre
  • تعداد بازديد :
  • 4832
  • دوشنبه 16/10/1387
  • تاريخ :

نمایی از شهادت حضرت عباس(ع) در روز عاشورا

 

شبحی شکسته از نهایت دشت بر می‌گردد. از سفری که ره آوردش بی‌برادری است.

از ساحل تشنگی آمده و دستان دریا را در پای نخل‌های نگران و ساحل تفتید علقمه کاشته است.

توان واپس نگریستن نیست. همه هستی او بر خاک افتاده و همه هستی کودکان را جرعه جرعه زمین حریص نوشیده است.

اینک بر می‌گردد. از روزنه خیام، دخترکی کنجکاو سرک می‌کشد. قامتی شکسته، در جزر و مد افتادن و برخاستن، وسعت چشم‌های بی رمقش را می‌پوشاند.

- پدر تنهاست، تنها برمی‌گردد. عمویمان عباس همراهش نیست.

در آستانه خیمه منظومه خیس چشم‌ها بر مدار شکسته قامت حسین ایستاد. اشک طغیان کرد و طوفان همه دشت را در هم پیچید. پرسش در پرسش، انتظار در انتظار حسین را شکسته‌تر می‌کرد. هیچکس از عطش نمی‌پرسید. هیچ لبی را تمنای آبی نبود. عطش عباس، تشنگی چشم‌ها و گوش‌های تفتیده در نوشیدن جرعه‌ای کلام، حسین را محاصره کرده بود، و او... چه پاسخی می‌توانست بدهد.

سمت حرکتش را تغییر داد و عمود ایستاده‌ترین خیمه- خیمه‌برادر- را فرو افکند و چه پاسخی رساتر از این. روبرگرداند تا هیچکس شکستگی دوباره‌اش را نبیند.

از خیمه‌ها شعله شعله عطش می‌جوشید. دخترکان تشنه کام و پسرکانی که هنوز لبخنده‌های نخستین زندگی را تجربه می‌کردند می‌گریستند. جگر سوزترین گریه از آن شیرخواره‌ای بود که هنوز حتی گفتن «آب» را نمی‌توانست. نگاه بی‌رمق، دست و پا زدن و گریه‌ای که کم کم در گلوی خشکیده غروب می‌کرد تنها تکلم او بود.

پدر در غریبی دشت، در شقاوت خیزترین لحظه‌ها، در برزخی میان آه آه کودکان و قاه قاه دشمنان ایستاده بود. تمامی امید او، تکیه گاه صمیمی درد آلود‌ترین ثانیه‌ها و پشتوانه یک کربلا تنهائیش رفته بود.

خوب می‌دانست دیگر آب به زیارت لب‌ها و خیمه‌ها نخواهد آمد.

 

برگرفته از:

حنجره معصوم، دکتر محمد رضا سنگری

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
nansi45
یا علی گفتیمو عشق آغاز شد دست علی یاورتون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 20/8/1388 - 22:11
محمد صادق حسینی
قمر بنی هاشم (ع) نگهدار تان
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/3/1388 - 11:44
ناشناس
اجرتان با خدای رحمان و سعی تان مشکور
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 20/10/1387 - 10:16
ناشناس
حق نگهدارتان. بسیارعالی است.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 19/10/1387 - 20:42
ف ح
خسته نباشید.
بسیار عالی بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 18/10/1387 - 20:51
saeidi436
- نام من سرباز کوی عترت است دوره آموزشی‌ام هیئت است

پادگانم چادری شد وصــله‌دار سر درش عکس علی با ذوالفقار

ارتش حیــدر محل خدمتم بهر جانبازی پی هر فرصتم

نقش سردوشی من یا فاطمه است قمقمه‌ام پر ز آب علقمه است

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است زینب آن را دوخته پس مشکی است

اسـم رمز حمله‌ام یاس علــی افسر مافوقم عباس علی (ع)

پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 18/10/1387 - 11:29
sarhal
عالی بوود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 17/10/1387 - 2:7