راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • يك تفسير،‌يك حكايت(تفسير منهج الصلدقين)
    يك تفسير،‌يك حكايت(تفسير منهج...
    مردي به نام «ماعز» نزد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله آمد و بر خود سه بار گواهي زنا داد . رسول اكرم در هر سه بار روي از وي بگردانيد و به سخن وي توجه نكردند. صحابه گفتند: اي ماعز! اگر بار ديگر بر خود گواهي دهي، پيامبر تو را رجم (سنگسار) فرمايد. گفت: من
  • سه تفسیر از یک مفسر
    سه تفسیر از یک مفسر
    مقدمه این كتاب از جامعترین مقدمات تفسیرى است كه به رشته تحریر در آمده و مولف آن كوشیده است تا مواضع مفسران را نسبت به تفسیر ماءثور و متكى بر روایات و تفسیر عقلى متكى بر اجتهاد را بیان كند و شایستگى ها و توانایى هایى را كه لازم است یك مفسر داشته باشد توضیح
  • تفسیر عیاشی
    تفسیر عیاشی
    عیاشی آیات را همراه با احادیث منقول از اهل بیت (علیه السلام) آورده است؛ چه در تفسیر و چه در تاویل آیات؛ و بدون جرح و تعدیل گذاشته است و نقد و بررسی آنرا به عهده سند ذكر شده همراه روایت كه با كمال تاسف حذف گردیده اند واگذاشته است
  • تعداد بازديد :
  • 2513
  • چهارشنبه 16/5/1387
  • تاريخ :

چهار چيز غريب در جهان

تفسير مخزن العرفان

فانوس

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ، نام تفسيري است كه افتخار نگارش آن به نام بانويي ايراني رقم خورده است؛ بانويي كم نظير كه تاريخ اسلام مانند او را كمتر سراغ دارد. وي اسوه و الگويي نيكو براي زنان مسلماني است كه در عرصه تعليم و تربيت قلم و قدم مي‌‌گذارند. خانم نصرت امين، معروف به بانوي اصفهاني، در سال 1313 ق ديده به جهان گشود و از همان آغاز كودكي راه تحصيل علم و دانش را در پيش گرفت. او علاوه بر علوم رايج در حوزه‌ها به علم هيئت، حكمت و فلسفه نيز مشغول شد. ايشان در زمينه‌هاي مختلف اعتقادي، اخلاقي، حديثي و تفسيري، آثاري ارزشمند را بر جاي گذاشته و شاگردان زيادي را نيز تربيت نموده است. وي نهايتاً در سال 1403 در 90 سالگي درگذشت. (1)

تفسير مخزن العرفان، تفسيري است اخلاقي، تربيتي و تحليلي كه به زبان فارسي و در 15 جلد نگارش يافته است.

مؤلف در آغاز تفسير، مقدمه‌اي را ذكر و در آن به انگيزه تأليف اين تفسير، فضيلت قرآن، مسئله تفسير به رأي و ذو مراتب بودن تفسير(مراتب داشتن تفسير) و برخي ديگر از مباحث علوم قرآني اشاره مي‌كند و سپس وارد تفسير مي‌شود. ابتدا به ترجمه دسته‌اي از آيات پرداخته و در تفسير آيات با بياني ساده و قابل فهم، پيام قرآن را تشريح مي‌كند. گاه به كلمات ملاصدرا و برخي از فلاسفه و عرفا نيز اشاراتي مي‌كند كه در اين مواقع شكل بحث از حالت ساده تغيير مي‌كند و سخت‌تر مي‌گردد. از آنجا كه وي با شبهات كلامي نيز آشناست، تفسير وي جنبه استدلالي دارد. در اين راستا گاه شبهه‌اي را مطرح مي‌كند و پاسخ آن را باز مي‌گويد .

روش تفسير ايشان اينست كه ابتدا به ترجمه دسته‌اي از آيات پرداخته و در تفسير آيات با بياني ساده و قابل فهم، پيام قرآن را تشريح مي‌كند. گاه به كلمات ملاصدرا و برخي از فلاسفه و عرفا نيز اشاراتي مي‌كند كه در اين مواقع شكل بحث از حالت ساده تغيير مي‌كند و سخت‌تر مي‌گردد.

اين تفسير محصول تدريس ايشان در شهر اصفهان در جمع بانوان بسياري بوده است. از اين رو، فضاي مباحث متناسب با نوع مخاطبان و به شيوه اعتقادي و تربيتي است. (2)

 

حكايت مهمان و غذا و چراغ

اكنون به داستاني زيبا از اين تفسير كه ذيل آيه نهم سوره حشر آمده نظر مي‌افكنيم .

به روايت عبدالله مسعود شبي در مسجد، رسول اكرم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) بعد از نماز شام و خفتن، مردي از ميان صفوف برخاست و گفت: من مرد غريبي مي‌باشم و بر هيچ چيزي قدرت ندارم. مرا اطعامي دهيد. حضرت رسول اكرم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) فرمود: اي درويش! سخن از غريبي مكن كه دل مرا اندوهگين نمودي. پس از آن فرمود: در جهان چهار چيز غريب است:

1- مسجدي كه ميان طايفه‌اي باشد كه در آنجا نماز نخوانند .

2- قرآني كه در خانه‌‌اي باشد و خوانده نشود .

3- عالمي كه در ميان جماعتي باشد و مردم دنبال او نروند و اخذ مسائل از وي ننمايند.

4- اسيري مسلمان كه در ميان كفار باشد.

پس از آن فرمود: كيست كه موؤنه (خرجي و كمك هزينه) اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا(بهشت) وي را جاي دهند. حضرت اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام برخاست و دست مرد را گرفت و به خانه فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها برد و گفت: اي دختر رسول‌الله! در باره اين ميهمان فكري كن . گفت: يابن عم(پسرعمو) در منزل اندك طعامي هست . حسن و حسين گرسنه‌اند و تو روزه مي‌باشي و آن طعام به قدر يك نفر زيادتر نيست.

فرمود: آن را حاضر كن. حضرت فاطمه (سلام‌الله‌عليها) طعام را حاضر نمود. حضرت امير طعام را نزد مهمان گذاشت و با خود فكر نمود، اگر من با مهمان طعام بخورم، مهمان سير نمي‌شود، و اگر نخورم شايد او هم شرم كند و نخورد. پس دست دراز كرد و چنان وانمود نمود كه چراغ را روشن مي‌كند و در اصلاح آن تأنّي ‌ورزيد تا مهمان از غذا خوردن فارغ گرديد، وقتي حضرت فاطمه (سلام‌الله‌عليها) چراغ آورد ديدند آن طعام همان‌طور كه بود هست.

حضرت علي (عليه‌السلام) فرمود: اي درويش! چرا غذا نخوردي؟ گفت: سير شدم . پس از آن حضرت علي و فاطمه و بچه‌‌ها (عليهم ‌السلام) و فضه و همسايه‌ها از آن طعام خوردند و سير شدند و هنوز آن طعام باقي بود.

روز ديگر، كه حضرت علي عليه‌السلام نزد پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) آمد، از وي سؤال نمود كه ديشب چگونه گذرانيدي؟ گفت: به خير و خوبي. و پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) حكايت مهمان و غذا و چراغ را بيان فرمود. حضرت علي (عليه‌السلام) عرض مي‌كند: يا رسول‌الله! چه كسي به شما خبر داد؟ فرمود: جبرئيل نزد من آمد و مرا خبردار نمود و اين آيه «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» را آورد.(3)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- تفسير و مفسران، محمد هادي معرفت، ج 2، ص 505 .

2- شناخت نامه تفاسير، سيد محمد علي ايازي، ص 247 .

3- همان، ص 247 - 248 .

 

منبع:

سروش وحي، ش 13، علي اسعدي، با تصرف .

 

آخرین نظرات کاربران
takghalb
بسیار زیبا و عالی
ممنون از مطالب قشنگتون
پاسخ تبیان :
جمعه 15/6/1387-7:57
عليرضاي
ممنون
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 14/6/1387-19:0
emperor
این داستان روقبلا شنیده بودم ولی فكرمی كردم یكی ازاصحاب معمولی پیامبرمیهمان رامی پذیرد.حالا كه فهمیدم امام خودمون بوده خیلی خوشحال شدم
"علی راوصف،پیغمبرشناسد كه هركس خویش را بهترشناسد"
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 14/6/1387-9:34
ناشناس
واقعا شنیدنی بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 14/6/1387-7:44
netscap
بسیار زیبا بود .
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 14/6/1387-0:18
ناشناس
خوبه
پاسخ تبیان :
جمعه 18/5/1387-9:19
ممد روبینیو
خیلی زیبا و عالی بیان شده .
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 16/5/1387-19:15
tiasto
خدا خیرتان دهد هرچه این مطالب گسترده تر شود خود سازی ما هم راحت تر انجام می شود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 16/5/1387-18:34
راحل غلام پور
بسیار زیبا بود .
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 16/5/1387-17:5