راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 35769
  • سه شنبه 1/3/1386
  • تاريخ :

افسانه غرانیق (آیات شیطانی)

قرآن

مقدمه

در رابطه با قرآن به عنوان یك كتاب آسمانی، فراوان خوانده و شنیده ایم كه قرآن یك پیام وحیانی است كه در طول 23سال بتدریج بر پیامبر مكرم اسلام نازل شد، با این حال، هنوز پیرامون حقیقت، چیستی و چگونگی وحی به مثابه یك پدیده غیبی و یك شعور مرموز، سوالات و ابهامات فراوانی وجود دارد.

از میان انبوه سوالاتی كه یكباره به فضای ذهن هجوم می آورند، مهمتر از همه، این است كه شیطان آیا توان آن دارد كه در امر قدسی وحی دخل و تصرف كند و تسویلات خود را به صورت وحی جلوه دهد یا خیر؟

اگراین سوال را به متون دینی و مجامع روایی رسیده ازخاندان اهل بیت عرضه كنیم پاسخ منفی خواهد بود؛ اما اگردر آثار و نوشته های برخی اهل حدیث و غیر وارد از ناحیه اهل بیت بنگریم پاسخ مثبت است؛ ایشان در پاره ای از آثار خود روایات و داستانهایی آورده اند كه نه تنها با اصل مقام عصمت ناسازگار است كه حتی پایه و اساس نبوت رانیز متزلزل می‌سازد.

اینك شرح ماجرا را بشنوید از زبان استاد آیت الله معرفت در كتاب علوم قرآنی:

از میان انبوه سوالاتی كه یكباره به فضای ذهن هجوم می آورند، مهمتر از همه، این است كه شیطان آیا توان آن دارد كه در امر قدسی وحی دخل و تصرف كند و تسویلات خود را به صورت وحی جلوه دهد یا خیر؟

 

« دومین داستان كه دست آویز بیگانه‏گان قرار گرفته و سند نبوت را زیر سؤال برده، افسانه غرانیق است كه به آیات شیطانى معروف گشته است. داستان سرایان‏آورده‏اند: پیامبر صلى الله علیه و آله پیوسته در این آرزو بود كه میان او و قریش هم بستگى صورت‏گیرد، از جدایى قوم خویش نگران بود. در یكى از روزها كه او در كنار كعبه نشسته‏بود و در این اندیشه فرو رفته بود و گروهى از قریش در نزدیكى او بودند در آن ‏هنگام سوره‏ « نجم ‏» بر وى نازل گردید.

پیامبر صلى الله علیه و آله همان گونه كه سوره بر وى نازل‏مى‏شد، آن را تلاوت مى‏فرمود: « و النجم اذا هوى، ما ضل صاحبكم و ما غوى، و ما ینطق‏عن الهوى، ان هو الا وحی یوحى، علمه شدید القوى... »، تا رسید به آیه افرایتم اللات والعزى، و مناة الثالثة الاخرى... (1) كه شیطان در این میانه دخالت نمود و بدون آن كه‏پیامبر صلى الله علیه و آله پى ببرد، به او القا كرد: « تلك الغرانیق العلى و ان شفاعتهن لترتجى‏» (2) سپس بقیه سوره را ادامه داد.

مشركان كه گوش فرا مى‏دادند تا این عبارت را - كه وصف آلهه (بت‏ها) مى‏كرد وامید شفاعت آن‏ها را نوید مى‏داد - شنیدند، خرسند شدند و موضع خود را نسبت‏ به مسلمانان تغییر داده،  دست‏برادرى و وحدت به سوى آنان دراز كردند. و همگى‏شادمان گشتند و این پیش آمد را به فال نیك گرفتند. این خبر به حبشه رسید . مسلمانان كه بدانجا هجرت كرده بودند از این پیش آمد خشنود شده، همگى‏برگشتند و در مكه با مشركان برادرانه به زندگى و هم زیستى خویش ادامه دادند. پیامبر صلى الله علیه و آله نیز بیش از همه از این توافق و هماهنگى خرسند شده بود. شب هنگام كه‏پیامبر صلى الله علیه و آله به خانه برگشت، جبرئیل فرود آمد، از او خواست تا سوره نازل شده رابخواند. پیامبر صلى الله علیه و آله خواند تا رسید به عبارت یاد شده، ناگهان جبرئیل نهیب زد:

در رابطه با قرآن به عنوان یك كتاب آسمانی، فراوان خوانده و شنیده ایم كه قرآن یك پیام وحیانی است كه در طول 23سال بتدریج بر پیامبر مكرم اسلام نازل شد، با این حال، هنوز پیرامون حقیقت، چیستی و چگونگی وحی به مثابه یك پدیده غیبی و یك شعور مرموز، سوالات و ابهامات فراوانی وجود دارد.

ساكت‏باش! این چه گفتارى است كه بر زبان مى‏رانی؟ آن گاه بود كه پیامبر صلى الله علیه و آله به‏اشتباه خود پى برد و دانست فریبى در كار بوده و ابلیس تلبیس خود را بر وى‏تحمیل كرده است! پیامبر صلى الله علیه و آله از این امر به شدت ناراحت گردید و از جان خود سیرگردید.  گفت:«عجبا!بر خدا دروغ بسته‏ام، چیزى گفته‏ام كه خدا نگفته است، آه چه‏بد بختى بزرگى‏» (3)

بنابر برخى نقل‏ها پیامبر صلى الله علیه و آله به جبرئیل گفت: « آن كه این دو آیه را بر من خواند،در صورت به تو مى‏مانست‏» جبرئیل گفت: پناه بر خدا چنین چیزى هرگز نبوده‏است. بعد از آن حزن و اندوه پیامبر صلى الله علیه و آله بیش‏تر و جانكاه‏تر گردید.گویند:درهمین باره،آیه ذیل نازل شد:

«و ان كادوا لیفتنونك عن الذی اوحینا الیك لتفتری علینا غیره و اذن لاتخذوك خلیلا،ولو لا ان ثبتناك لقد كدت تركن الیهم شیئا قلیلا،اذن لاذقناك ضعف الحیاة و ضعف الممات ثم لاتجد لك علینا نصیرا (4) ، نزدیك بود آنان تو را[ با نیرنگهایشان] از آنچه بر تو وحى‏كرده‏ایم بفریبند، تا جز آن چه را كه گفته‏ایم به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به‏دوستى خود برگزینند. و اگر تو را استوار نمى‏داشتیم [و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودی] نزدیك بود [لغزش نموده] به سوى آنان تمایل كنى. هر گاه‏چنین مى‏كردى ما دو برابر شكنجه در زندگى دنیا و دو برابر شكنجه پس از مرگ رابه تو مى‏چشاندیم، سپس در برابر ما، یاورى براى خود نمى‏یافتى‏».

این آیه بر شدت حزن پیامبر افزود و همواره در اندوه و حسرت به سر مى‏برد تاآن كه مورد عنایت‏حق قرار گرفت و براى رفع اندوه و نگرانى وى این آیه نازل شد:

« و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبی الا اذا تمنى القى الشیطان فی امنیته فینسخ الله مایلقی الشیطان ثم یحكم الله آیاته و الله علیم حكیم(5)، پیامبرى را پیش از تو نفرستاده‏ایم‏مگر آن كه خواسته‏اى داشته باشد كه شیطان در خواسته او القاءاتى نموده ولى‏خداوند آن القاءات را از میان برده پایه‏هاى آیات خود را مستحكم مى‏سازد».

ابـوبـكـر ابـن الـعـربى مى گوید:« هر آن چه طبرى در این مورد روایت كرده باطل است و اصلى ندارد » (8) محمدبن اسحاق رساله اى درباره این حدیث نگاشته وكاملا آن را تكذیب كرده است و آن را سـاخـته و پرداخته زنادقه مى داند.(9) استادمحمد حسین هیكل گفتار دقیقى درباره این افسانه دارد و با بیانى روشن تناقض گویى و دروغ بودن آن را آشكار مى سازد. (10)

آن گاه‏خاطر وى آسوده گشت و هر گونه اندوه و ناراحتى از وى زایل گردید. (6)

با اندكی تامل می‌توان به واهی و ساختگی بودن این داستان پی برد. ما در اینجا در رد و ابطال آنچه یاوه سرایان به هم بافته اند از زبان استاد علامه ادله ای نقلی و عقلی می‌آوریم. عین سخن ایشان چنین است: 

« ایـن افسانه را هیچ یك از محققین علماى اسلام نپذیرفته و آن را خرافه اى بیش ندانسته اند قاضى عـیـاض مـى گـویـد: « ایـن حـدیث در هیچ یك از كتب صحاح نقل نشده و هرگز شخص مورد اعـتمادى آن را روایت نكرده است و سند متصلى هم ندارد صرفا مفسرین ظاهرنگر و تاریخ ‌نویسان خـوش بـاور، آنـان كه فرقى میان سلیم وسقیم نمى گذارند و در جمع آورى غرایب و عجایب ولع مى ورزند، آن را روایت كرده اند و دست به دست گردانده اند قاضى بكربن علا راست گفته است كه مسلمانان گرفتار چنین هوس خواهانى شده اند با آن كه سند این حدیث سست و متن آن مشوش و مضطرب و دگرگون است.» (7)

ابـوبـكـر ابـن الـعـربى مى گوید:« هر آن چه طبرى در این مورد روایت كرده باطل است و اصلى ندارد » (8) محمدبن اسحاق رساله اى درباره این حدیث نگاشته وكاملا آن را تكذیب كرده است و آن را سـاخـته و پرداخته زنادقه مى داند.(9) استادمحمد حسین هیكل گفتار دقیقى درباره این افسانه دارد و با بیانى روشن تناقض گویى و دروغ بودن آن را آشكار مى سازد. (10)

ظـاهـرا نیازى نیست تا تهافت و عدم انسجام صدر و ذیل این افسانه را بازگو كنیم، زیرا با مختصر دقـت بـر هـر خـوانـنـده اى امـر روشن مى شود جالب آن كه جعل كننده این افسانه ناشیانه عمل كـرده اسـت، زیـرا این سوره با جمله « و النجم اذا هوى، ماضل صاحبكم و ما غوى، و ما ینطق عن الهوى، ان هو الا وحی یوحى، علمه شدید القوى آغاز شده است در این آیات بر عدم ضلالت و اغوا و نـطق از روى هوى براى پیامبرتاكید شده است هم چنین تصریح شده كه هرچه پیامبر مى گوید وحـى اسـت :« ان هـوالا وحـی یـوحى » و اگر چنین بود كه ابلیس بتواند در این جا تلبیس كند، لازمه اش تكذیب كلام خداست و هرگز شیطان، بر خواست خدا غالب نیاید: « ان كید الشیطان كان ضعیفا » (11)، « كتب اللّه لا غلبن انا و رسلی ان اللّه قوی عزیز » (12)  عزیز، كسى راگویند كه دیگرى نتواند بر او چیره گردد چگونه ابلیس كه در موضع ضعف قرار داردمى تواند بر خدا كه در موضع قوت است ، چیره شود؟

در قـرآن بـه صـراحت هرگونه سلطه ابلیس را بر مؤمنان كه در پناه خدایند نفى مى كند خداوند مـى فـرمـایـد:«  انه لیس له سلطان على الذین آمنوا و على ربهم یتوكلون » (13) و « ان عبادی لـیـس لـك عـلیهم سلطان »  (14) شیطان خود گوید: « وما كان لی علیكم من سلطان الا ان دعـوتـكـم فـاستجبتم لی » (15) مرا بر شما سلطه اى نبودجز آن كه شما را خواندم و خود اجابت كردید پس چگونه، ابلیس مى تواند برمشاعر پیامبر اسلام چیره گردد؟

بـه عـلاوه خـداونـد صـیـانـت قـرآن را چـنـیـن ضمانت كرده است « انا نحن نزلنا الذ كر وانا له لحافظون »  (16)  و « لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حكیم حمید » (17) بـنـابـرایـن قـرآن در بـستر زمان، همواره از گزند حوادث در امان خواهدبود هرگز كسى یاراى دست برد، افزودن و كم كردن آن را ندارد پس چگونه ابلیس توانست در حال نزول، به آن دست برد زند و برآن بیفزاید؟

محمد حسین هیكل مى گوید: « تمسك جستن به آیه « لولا ان ثبتناك » نتیجه معكوس مى دهد، زیـرا آیـه از وقـوع لـغـزش حـكـایت نمى كند، بلكه از ثبات پیامبر كه مورد عنایت پروردگار قرار گرفته است، حكایت دارد اما آیه « تمنى» ـ چنان كه گذشت ـ هیچ گونه ربطى به افسانه غرانیق نـدارد.

مخصوصا كه پیامبراكرم (ص ) معصوم است، به ویژه در دریافت و ابلاغ شریعت ایـن امـر مـورد اجـماع امت است هرگز نیرنگ هاى شیطان در این باره كارگر نیست پیامبر(ص ) اشـتـبـاه نـمـى كـند، خطا نمى رود و كسى و چیزى بر عقل و فكر و اندیشه وى چیره نمى شوداو مشمول عنایت حق قرار گرفته « واصبر لحكم ربك فانك باعیننا » (18) شكیبا باش در پیش گاه فـرمان پروردگارت، كه در پوشش عنایت ما قرار دارى و هرگز خدا او رابه خود رها نمى كند و نـمى گذارد در چنگال اهریمن اسیر گردد از آن گذشته پیامبر، عرب است، فصیح ترین ناطقان بـه (ضاد) است. (19) بر روابط و مناسبات كلامى بهتر از هركس واقف است، نمى توان باور كرد كـه آن حـضـرت تـهـافـت مـیـان آن عبارت شرك آمیز و دو آیه پس از آن یعنى « ان هی الا اسما سمیتموها انتم و آباؤكم ما انزل اللّه بها من سلطان ان یتبعون الا الظن » (20) را كه آلهه مشركان را بـه باد انتقاد گرفته و بى اساس شمرده است، درك نكند حتى اگر بپذیریم كه او این تناقض را درك نـكرده، مشركان چگونه این تناقض را پذیرفتند؟

بقیه آیات تا آخر سوره نیز چیزى جز انتقادو نـكوهش و بى ارج دانستن عقاید قریش نیست بدین ترتیب هر انسان اندیش مندى واهى بودن این افسانه را به روشنى درمى یابد.

امـا دو آیـه مورد استشهاد اهل حدیث كه به عنوان تایید آورده اند، هرگز ربطى به افسانه یاد شده ندارد: آیـه « فینسخ اللّه ما یلقی الشیطان » (21)  گویاى این حقیقت است كه هر صاحب شریعتى در این آرزوست تا كوشش وى نتیجه بخش باشد، اهداف و خواسته هاى اوجامه عمل بپوشد، كلمة اللّه در زمین مستقر شود، ولى شیطان پیوسته در راه تحقق این اهداف عالى سنگ اندازى مى كند، سد راه به وجود مى آورد: « القى الشیطان فی امنیته »(22) ولى « ان اللّه قوی عزیز» (23) و « ان كـیـد الـشـیطان كان ضعیفا»  (24) پس هر آن چه ابلیس در این راه تلبیس كند و سد راه ایجاد نـماید، خداوند آن را در هم شكسته « بل نقذف بالحق على الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق »، تـمـامى آن چه رشته است از هم مى گسلد: « فینسخ اللّه ما یلقی الشیطان ثم یحكم اللّه آیاته و اللّه علیم حكیم » (25) و آیات و بینات الهى را استوارتر مى كند.

2. آیـه تـثـبـیـت (26) مـقـام عصمت انبیا را ثابت مى كند اگر عصمت ، كه همان عنایت الهى و روشـن گـر راه پـیـامبران است، شامل حال انبیا نبود، لغزش و انحراف به سوى بد اندیشان امكان داشـت قـدرت و نفوذ طاغوتیان در ایجاد جو مناسب بااهداف پلیدشان آن قدر گسترده و حساب شده است كه ممكن است شایسته ترین افراد فریب بخورند و به سوى آنان جذب شوند صرفا عنایت الـهـى است كه شامل بندگان صالح خود مى شود و آنان را از وسوسه ها و دسیسه هاى شیطان در امـان نـگـاه مى دارد به هرحال ، آیه تثبیت دلالت دارد بر این كه لغزشى انجام نگرفته و این به دلیل (لولا) امتناعیه است (اگر نبود، چنین مى شد).

محمد حسین هیكل مى گوید: « تمسك جستن به آیه « لولا ان ثبتناك » نتیجه معكوس مى دهد، زیـرا آیـه از وقـوع لـغـزش حـكـایت نمى كند، بلكه از ثبات پیامبر كه مورد عنایت پروردگار قرار گرفته است، حكایت دارد اما آیه « تمنى» ـ چنان كه گذشت ـ هیچ گونه ربطى به افسانه غرانیق نـدارد. (27)  اساسا آیه مذكور درباره یك دستور عمومى است تا مسلمانان بدانند پیوسته مورد عـنـایت پروردگار قرار دارند واگر لغزشى ناروا انجام دهند هرآینه به شدیدترین عقوبت ها دچار مى شوند و دنیا وآخرت برآن ها تنگ خواهد شد.

و اصـولا « تمنى » را ـ كه به معناى آرزو و خواسته است ـ به معناى (تلاوت) گرفتن، كاملا فاقد سند اعتبار است.» (28)

                                                                                    

                                                                                                                                             سایت تبیان

                                                                                                                                       ابوالقاسم شكوری


مطالب مرتبط:

 اندر چیستی وحی (1)

 اندر چیستی وحی (2)

پی‌نوشت‌ها:

 1- نجم 53:20-1.

2- غرانیق جمع غرنوق به معناى جوانى شاداب، ظریف و زیباست. اساسا اسم مرغ آبى سفید و ظریف است ‏باگردن بلند و با نام‏ « قو » معروف است.معناى عبارت چنین مى‏شود: این پرندگان زیبا كه بلند پروازند از آن‏هاامید شفاعت مى‏رود. مقصود سه بت معروف: لات، عزى و منات بزرگ‏ترین بت‏هاى عرب است.

3- از همین جا روشن مى‏شود كه این خبر ساختگى است، زیرا اگر درست‏باشد كه شب هنگام به پیامبر وحى‏شد كه این كلمات از تلبیس ابلیس است،چگونه ممكن است در یك روز با وسایل و امكانات آن روز خبر به‏مسلمانان حبشه برسد و در این فاصله كوتاه به مكه باز گردند.

4- اسراء 17:75-73.

5- حج 22:52.

6- تفسیر طبرى،ج 17،ص 134-131.تاریخ طبرى ج 2 ص 78-7-سیره ابن اسحاق ج 1 ص 179-178. الروض الانف ج 2 ص 126.جلال الدین سیوطى،الدار المنثور،ج 4،ص 194 و 368-366.ابن حجر عسقلانى،فتح البارى فی شرح البخاری،ج 8،ص 333.

7 - رساله الشفا، ج2، ص117

8- فتح الباری، ج8، ص333

9- تفسیر كبیر فخر رازی، ج23، ص50

10-حیاة محمد، ص129-124

11- نسا 4:76

12- مجادله 58:21

13- نحل 16:99

14- اسرا 17: 65

15- ابراهیم12: 22

16- حجر15: 9

17- فصلت41: 42

18- طور52: 48

19- اشاره است به كلام پیامبر كه فرمود: « انا افصح من نطق بالضاد» كه از فصاحت والای ایشان در میان عرب حكایت دارد.

20- نجم53: 23

21- ر.ك. معرفت، محمد هادی، علوم قرآنی، صص30-27

              

                                                                                                                                                                                 

                                                                                                                            

                                                                                                                                   

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
علی اکبر محمدی
اطلاع رسانی کافی نبود .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 25/9/1390 - 18:4
حامد خدادادی
مطالب. مطالب ارزنده ای است ولی کاش ازمطالب بزرگان نیزاستفاده میشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/9/1390 - 21:28
ناشناس
به نظر بند با مقداری درو شدن از تعصبات می توان نتیجه گیری بهتری از این حادثه نمود كسی كه در كاری تعصب داشته باشد نمی تواند در مورد موضوع حكم كند وبه نظر بنده شما با تعصباتتان به قضاوت پرداختید و نتیجه مسلما درست نمی باشد هرچه كه باشد. شاپور
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 28/8/1390 - 12:24
مسعود جهانگیر
از این مطلب استفاده کردم ولی پی نوشت ها ( منابع ) کامل نبود .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 20/8/1390 - 15:38
ناشناس ناشناس
جالب بود ولی ای کاش این مسئله رو باز تر می کردید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 18/7/1390 - 18:30
ناشناس
بیشتر توضیح میدادین بهتربود خدا همه ی انسانهارو از شر شیاطین حفظ کنه.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 13/7/1390 - 18:54
لیلا حیدری
متاسفانه در کشور جمهوری اسلامی ایران انقدر اطلاعات مذهبی در کتب درسی کم است که امامان خود را نمیشناسیم چون نمیدانیم من در سن سی سالگی در کوچه و خیابان نام اولاد امام حسین را یاد گرفتم و الان 35 ساله ام هنوز نمیدانم حضرت قاسم چه نسبتی با امام حسین دارد و نمیدانم حضرت ابوالفضل عباس کیست فقط اسمش را شنیده ام چرا در کتاب دین و زندگی حادثه کربلا فقط چهار خط است بی بی سکینه کسیت فزرندم دبیرستان است آموزش و پرورش در مورد آشنایی با شهادت اولاد امام حسین و یارانش کوتاهی میکند من نمیدانم هنگام عاشورا به فرزندم چه بگویم چون خودم در کتابهای درسی دینی هر چی ر مورد ازدواج دیدم اما در مورد خاندان امام حسین مطلبی ندیدم شرمنده قابل توجه مبلغان اسلام در کشور ایران
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 12/5/1390 - 16:30
مهرنوش
من برای همه ی اینایی که توی نظراتشون نشون دادندکه به قران و پیامبر و در نتیجه خدا شک دارند متاسفم . همه ما می دونیم که اسلام یعنی تسلیم و کسی واقعا به اسلام ایمان اورده که تسلیم امر خدا باشه . درسته تفقه در دین سفارش شده و باید هر چیز را با دلیل پذیرفت ولی این کار باید توسط اهلش صورت بگیرد و به روایات صحیحه استناد بشه. و این منافاتی با تسلیم بودن نداره.و کثرت بیان روایات از سوی یک طرف نشان بر صحیح الروایه بودن ان شخص نیست. و در ضمن خود قران هم گفته این کتاب بعضی ها را هدایت میکنه و بعضی هارا گمراه . واین گمراها کسانی هستند که از ایات قران بر ضد قران استفاده میکنند و این افسانه هم نمونه بارز این ادعاست.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 14/4/1390 - 11:16
نازنین
وقتی هیچ وقت فرصت و مجال مطالعه این کتاب داده نمیشه وقتی همه چیز در جامعه ما تابو میشه و فقط باید نقد ها را خوند چه نظری میشه داد
من هم مثل همه شما مسلمانم و اهانت به هیچ دین و آئینی را قبول نمیکنم خصوصا اگر این توهین به مقدسات خود من باشه ولی حقیقتا ترجیه میدهم قبل از مطالعه هر نقدی مورد نقد را تا حدی مطالعه کنم اما این موضوع عملا غیر ممکن است اینکه چرا این کتاب تا این اندازه مورد نکوهش قرار گرفته علت چیه و چرا فتواهائی که داده شد باعث فروش بیشتر این کتاب در دیگر کشور ها شد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 6/3/1390 - 0:6
محمد جواد خرمفر
در ارتباط با مطلب <رهگذر اواره> باید گفت: این مطب برخواسته ازدرون متون اسلامی میباشد نه مستشرقین و رشدی با توجه به منابع اسلامی این مطالب را نگاشته است ولذا اندیشمندان اسلامی با توجه به منابع ومنطق نیرومند اسلامی جواب انرا داده اند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 4/3/1390 - 12:55
علاقه مند
به نظر من فارغ از اینکه این واقعه تاریخی اتفاق افتاده یا نه، شیوه استدلال برای رد کردن اون اشتباهه. ما نمی تونیم از نتیجه به دلیل برسیم. نمیتونیم بگیم چون پیامبر معصومه نمیشه این اتفاق افتاده باشه. باید بتونیم بگیم چون این اتفاق ( و مشابه اون) اتفاق نیفتاده پیامبر معصومه. و برای اثبات اتفاق نیفتادن این واقعه تحقیقات و دلایل تاریخی لازمه. نه اینکه فقط بگیم همش افسانه است و بس.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 25/2/1390 - 17:38
ناشناس
خوب بود دشمنان اسلام از صدر اسلام تابه امروز از این دروغ ها خیلی گفته اند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 17/1/1390 - 11:27
زینب
عالی عالی عالی .............................................
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 15/1/1390 - 22:33
ناشناس
سعی کنید بهتر توضیح بدید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 7/1/1390 - 8:47
ناشناس
به نظر من بهتر بود شما در این مورد اصلا اطلاع رسانی نمی کردید،چون نتونستید حق مطلب رو ادا کنید و نه تنها توی رد اون موفق نبودید بلکه به نوعی تایید کردید و امکان داره خیلیا رو بلغزونید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 19/12/1389 - 9:32
علی ربیع
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/11/1389 - 8:17
امیر
عالی بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 25/10/1389 - 9:7
میثم
به نظر من شواهد تاریخی معتبر و منطقی ای نیز وجود دارد که لازم است ذکر شود. ضمنا خودم مدتی در این مورد شبهه داشتم ولی چون علمای ما این قبیل مسائل را ذکر نمی کنند و آن را به مردم تذکر نمی دهند ممکن است افراد زیادی به شبه بیفتند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 18/10/1389 - 2:18
آس
خدا عالمه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 8/9/1389 - 22:11
ناشناس
بد نیست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 7/8/1389 - 21:25
ملیکا ...
هرکسی که فکر میکنه تو قرآن اشکالی هست یا خوب نخوندتش یا دنبال جواباش نرفته.چون 1روز منم یکی از اونا بودم.اما الان 100% بهش ایمان دارم.
یا حق
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 6/8/1389 - 19:42
فرشته
بد نبود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 3/8/1389 - 2:19
ناشناس
چگونه امكان دارد خداوند قدرت مطلق اراده كند تا آیاتی را بر پیامبرش نازل كند آنگاه شیطان ضعیف اراده كند و آیات دیگری را بر پیامبر كه برگیده همان قدرت برتر است نازل كند!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 28/7/1389 - 20:22
ناشناس
من اطلاعات علمی دراین باره ندارم اما ندای درونی من می گوید رسول خدا مبرا از هر اشتباهی است وانقلاب 1979ایران دشمنان اسلام را تحریک نموده
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 6/7/1389 - 16:13
حسن مرجانی
ایا این واقعه فقط در تاریخ طبری ذکرشده یا درمنابع دیگری هم ازان یادشده است واگر کتابی درردان نوشته شده بنویسید. با تشکر.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 13/5/1389 - 21:7
مهدي پاكنيا
سلام.به نظر اینجانب مطلب گویایی موضوع را به روشنی مشخص می كند. در وحی هایی كه به پیامبر میشده شیطان نمی تواند چیزی را بگوید یا دخالتی داشته باشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 7/5/1389 - 2:23
محمد کریمی
چنانچه که نویسنده ادعا کرده این روایت همچین بدون سند هم نیست:
ابن عباس که از بزرگترین فقیهان زمان خود است و خود پیامبر در حق او فرمود خداوند به علم تاویل آیات را داده است و تقریباً از هم عصران پیامبر است این روایت را نقل کرده و جالب است بدانید خیلی از احادیث رسیده از پیامبر از ابن عباس نقل شده اند. این داستان در تاریخ طبری، تفسیر طبری، طبقات ابن سعد و اسباب التنزیل واقدی با سندهای مفرد نقل شده‌است.

اکثر مستشرقین این داستان را با این استدلال پذیرفته‌اند که امکان اینکه مسلمانان خودشان چنین داستانی را ابداع کنند، یا اینکه آن را از معاندان اسلام بپذیرند کم است.

پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 5/5/1389 - 18:35
سروش سروشیان
از آنجا که در خود قران هم آیه ای داریم به این معنی که "ای پیامبر بگو من هم بشری هستم مانند شما و به من فقط وحی میشود" غیر معقول نیست که این اتفاق همانگونه که طبری نقل کرده است افتاده باشد و از آنجا که پیامبر در مرتبه بالا یی از ایمان و مراقبه قرار دارد اشکال را برطرف کرده است.به علاوه این امر نشانگر این نکته است که هیچ گاه نباید دنبال یک انسان ایده ال خیالی گشت. به عبارتی همه انسانها در معرض خطا و لغزش هستند ولی هر چه قدرت ایمان و مراقبه فرد زیاد تر باشد امکان به حداقل رساندن یا حذف انحراف بیشتر است.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 30/4/1389 - 16:51
سوگند
خنده دار بود.اصلا مستندوقابل قبول با دلایل علمی نبود. با چشم و گوش خاموش نوشته شده.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 2/4/1389 - 19:1
ناشناس
امیدوارم فعالیت بیشتری در جهت آگاه کردن مردم از دشمن دیرینه ایران عزیز و فعالیت آنان برای خدشه دار کردن چهره اسلام و ایران انجام بشه.و از شما هم ممنون هستم که وظیفه خودتون رو به عنوان یک مسلمان به صورت احسن انجام دادید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 21/3/1389 - 22:32