• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • گناهكاران، چراغهاي خاموش!
    گناهكاران، چراغهاي خاموش!
    بوعلي سينا به عارف وارسته، ابوسعيد ابي‏الخير نامه‏اي نوشت و از او پرسيد: چرا بايد مردم به صورت جمعي خدا را عبادت كنند؟ ابوسعيد پرسش بوعلي را ضمن مثالي چنين پاسخ داد: "اگر چند چراغ در اتاقي روشن باشد با خاموش شدن يكي از آنها، اتاق هم‏چنان روشن خواهد
  • چرا و چگونه نيكوكار باشيم (آداب و آثار احسان در روش و گفتار امامان)
    چرا و چگونه نيكوكار باشيم (آداب و آثار...
    مردي در محضر امام حسين عليه السلام گفت: بخشش و نيكي چون به نااهل برسد ضايع و تباه شود. حضرت فرمودند: نه چنين نيست بلكه بخشش ‍ همانند باران است كه به نيك و بد برسد.
  • اانتظار او از ما
    اانتظار او از ما
    آنچه پیش رو دارید، بیان برخی انتظارات و توقّعاتی است كه امام حسن مجتبی علیه‏السلام از امت اسلامی؛ بخصوص از شیعیان دارد. امید آنكه ره‏توشه‏ای برای رهروان كوی دوست باشد. خدا محوری فراگیری دانش اندیشیدن و تفكّر تلاش و كوشش صبر و بردباری دقّت در د
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 11343
  • يکشنبه 18/1/1387
  • تاريخ :

فلسفه خمس

چرا بايد خمس بدهيم؟

پول

به طور كلي مي‏توان گفت: پرداخت خمسِ اموال، دو نقش اساسي در زندگي مسلمان‏ها به ويژه شيعيان ايفا مي‏كند:

1 - مادي (توزيع ثروت بر اساس عدالت اجتماعي)

2 - معنوي ( تهذيب نفس)

 

عدالت اقتصادي در پرتو بعثت پيامبران

قرآن كريم يكي از مهم‏ترين دلايل اجتماعي بعثت پيامبران را زمينه‏سازي براي اقامه قسط و گسترش مطلق عدالت توسط خود مردم مي‏داند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛(1) ما پيامبران را با دلايل روشن و معجزات آشكار فرستاديم و كتاب و ميزان حق و باطل را با آنان همراه ساختيم تا مردم (در پرتو تربيت ديني) به عدل و قسط قيام كنند». پس از آن بلافاصله مي‏فرمايد: «و انزلنا الحديد فيه بأس شديد و منافع للناس؛(2) و آهن را فرود آورديم كه در آن نيرويي شديد و سودهايي براي مردم است.»

گرچه در آهن منافع فراواني نهفته است، منتها يادآوري آن در كنار بعثت رسولان و كتاب و ميزان، بدان دليل است كه اين فلز را مي‏تواند به صورت شمشير و تير و نيزه در آورده و متمرّدان از خط عدالت و بر هم زنندگان نظم اجتماعي را تنبيه كند.

 

تعريف عدالت‏

عدالت به مفهوم اتمّ آن عبارت است از: اعطاي حق هر صاحب حقي كه شامل حق الله نيز مي‏شود. امام سجاد (عليه‌السلام) فرمود: «حق الله الاكبر عليك ان تعبده و لا تشرك به شيئاً؛(3) بزرگ‏ترين حق خدا اين است كه او را پرستش كرده و احدي را شريك او قرار ندهي.»

گاهي عدالت به معناي قرار دادن هر چيزي در جاي‏گاه و پايگاه مناسب خويش است؛ از انفاق و پرداخت حقوق مالي گرفته تا سخن گفتن به موقع و هر كسي را در مقام مناسب گذاشتن، و نيز توزيع و توليد ثروت به صورت مناسب و عادلانه.

 

مقبوليت عدالت‏

اصل عدالت و ضرورت آن، مقبول تمام مكتب‏ها و انسان‏هاست و همواره از بزرگ‏ترين آرمان‏هاي بشري و چالش‏هاي پيش روي جوامع بوده و هست. هر انساني پيرو هر مكتب و مرامي كه باشد، در صورتي كه وجدان و فطرت عقلاني خود را از دست نداده باشد، اجراي عدالت را براي اداره جامعه ضروري مي‏داند، چرا كه افراد بشر به دليل غريزه استخدام يا طبيعت اجتماعي زيستن و يا كثرت حوايج، نمي‏توانند انفرادي زندگي كنند، بلكه نياز به قانون عادلانه و اجراي آن دارند. متأسفانه گسترش جوامع بشري و فقدان عدالت اجتماعي باعث گرديده كه ظلم و تجاوز، گسترده شود و در هر عصري ثروت‏هاي كلان در دست گروهي معدود قرار گيرد و اكثريت جامعه در فقر و محروميت به سر ببرند.

ايمان و عقيده است كه پشتوانه و ضامن اجراي خمس است، زيرا اگر كسي به دروغ بگويد: خمس ندارم يا پرداخته‏ام، حكومت اسلامي در شرايط عادي حق تجسّس و تفحص ندارد، چرا كه پرداخت خمس به ايمان و اعتقاد مردم بستگي دارد. به همين دليل خطاب در اين‏گونه احكام با مؤمنان و متقين است و كساني كه ايمان ندارند مخاطبان خمس نمي‏باشند.

سيستم اقتصادي در اسلام‏

بايد توجه داشت كه سيستم اقتصادي توزيع و توليد ثروت‏ها و پرداخت خمس و زكات و ساير مسائل مالي مانند كفارات، ديات و غيره نيز، رعايت عدل اجتماعي را در بعد اقتصادي روشن مي‏سازد، زيرا بدون يك سيستم اقتصادي، قشر عظيمي گرفتار فقر و محروميت مي‏شوند. به همين دليل مقصود ما از اقتصاد اسلامي، آن سيستمي است كه به وسيله آن راه و رسمي كه اسلام در تنظيم حيات اقتصادي دارد تجسّم و عينيّت پيدا مي‏كند.

به عقيده دانشمندان بزرگ اسلامي همچون: علامه مطهري و شهيد آية الله صدر و بسياري از عالمان روشن‏بين اهل سنّت، اسلام داراي يك نظام مالي و اقتصادي محكم بر پايه توحيد است. استاد مطهري مي‏نويسد: وقتي مي‏گوييم اقتصاد اسلامي، منظورمان علم اقتصادي به شكل اقتصاد برنامه‏اي و دستوري است، نه اقتصاد علمي كه مانند ساير علوم مي‏باشد، چون در اين صورت اقتصاد اسلامي يا مسيحي و يا ماركسيستي معنا ندارد؛ چنان‏كه فيزيك يا شيمي اسلامي يا مسيحي نداريم.

 

مباني فلسفي نظام اقتصادي (با رويكرد خمس)

پيش از آن‏كه به مباني فلسفي نظام اقتصادي اسلام بپردازيم نخست بايد واژه فلسفه را بررسي كنيم، چرا كه اين واژه در علوم و معارف بشري، دو معناي كلي دارد: گاهي فلسفه به معناي دانش مخصوص و معروفي است كه موضوع آن، وجود و هستي است؛ فلسفه در اين معنا به مفهوم هستي‏شناسي است كه به دو شاخه امور عامه و الهيات به معني الاخص تقسيم مي‏گردد.(4) و گاهي فلسفه عبارت است از تبيين علمي و عقلاني هر پديده كه در اين معنا به فلسفه كاربردي اطلاق مي‏شود. مراد نگارنده از فلسفه اقتصاد اسلامي و حكمت تشريع خمس، بدين مفهوم مي‏باشد؛ يعني پرسش‏ها و پاسخ‏هاي عقلاني درباره مسائل مالي كه يكي از آنها مسئله خمس است.

 

پرداختن به موضوع خمس و فلسفه وجوب آن از دو جهت اهميت دارد:

يكي اين‏كه، دين مبين اسلام به دليل اهميتي كه براي معرفت و عقلانيت در تمام شئون زندگي قائل است بايد ديد حكمت وجوب پرداخت خمس اموال را چه مي‏داند و يا چه مي‏توان درباره آن گفت، چرا كه اسلام برخي از احكام را با ذكر دلايل تشريع آن مطرح ساخته و درباره برخي از احكام به بيان حكمت آنها نپرداخته، بلكه پيروان خود را به كسب علم و معرفت بيشتر درباره فلسفه احكام دعوت كرده است.

جهت دوم اين است كه با گذشت زمان، فريضه خمس تحت تأثير بعضي از عوامل اجتماعي و شبهات انحرافي قرار گرفته و كم‏رنگ شده است. بايد علل كم‏رنگ شدن و راه‏هاي احياي اين فريضه مالي را روشن سازيم تا بيشتر مورد توجه قرار گيرد، به ويژه در عصر ما كه تعبّد را در سايه تعقّل مي‏پذيرند و اذهان عمومي در برابر انواع شبهات، تخريب‏ها و تفسيرهاي مختلف قرار دارد و انتخاب هر يك از آنها نيازمند دليل معقول و مشروع مي‏باشد.

قرآن كريم يكي از مهم‏ترين دلايل اجتماعي بعثت پيامبران را زمينه‏سازي براي اقامه قسط و گسترش مطلق عدالت توسط خود مردم مي‏داند

علل تهاجم به خمس آل رسول (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله)

فريضه خمس به دلايل مختلف مورد تهاجم قرار گرفته و عملاً كم‏رنگ شده است. اين فريضه واجب الهي نه تنها از ناحيه دشمنان، تخريب مي‏شود، بلكه گاهي از ناحيه مقدس‏نماها و برخي از مرشد نمايان و شِبه روشن‏فكران ديني نيز در معرض حمله و هجمه قرار گرفته و مي‏گيرد.

پس از انقلاب اسلامي برخي مي‏گفتند كه با پرداخت ماليات، ديگر خمس واجب نمي‏شود، در حالي كه ماليات ربطي به خمس ندارد. برخي ديگر از كج‏انديشان نيز معتقد بودند كه خمس فقط بايد به دست امام زمان (عج) برسد، از اين‏رو پول‏ها را در زمين دفن مي‏كردند تا امام عصر (عج) پس از ظهورش آنها را بردارد و مصرف كند. بالاخره، اين فريضه واجب الهي در كشاكش ظن و گمان‏هاي هوس آلود براي برخي به صورت امر مبهم در آمده و حقيقت آن را در نيافته‏اند.

اما فقهاي شيعه با استناد به كتاب و سنّت، ديدگاه روشني در اين باره دارند كه در كتاب‏هاي مستقل به صورت مستدل و نيز در رساله‏هاي عمليه براي عموم آورده‏اند.

 

رعايت در مصرف خمس‏

مراجع و علماي بزرگوار در مصرف خمس بسيار دقت مي‏كردند. نگارنده خود ناظر بودم كه يكي از بازاري‏هاي تهران خمس كلاني براي امام راحل (قدّس سرّه) آورد. پس از پرداخت آن، عرض كرد: يك تومان از اين پول را براي تبرّك برگردانيد. امام فرمودند: اين پول نه مال من است نه مال تو، من نمي‏توانم برگردانم. يكي از طلبه‏ها كه نزديك حضرت امام نشسته بود، يك تومان از جيبش در آورد و به امام داد. امام آن را گرفت و به بازاري داد.

هنگامي كه امام (ره) در نجف تبعيد بودند روزي شنيدند كه يكي از بازاري‏ها مي‏خواهد براي حاج احمد آقا جشن عروسي بگيرد، حضرت امام نامه‏اي نوشتند كه مبادا از وجوهات مصرف كنيد.

مرحوم آية الله مدني از هداياي مردم ارتزاق مي‏كردند و حاضر نبودند وجوهات را در زندگي شخصي مصرف كنند.

به هر روي، بسياري از مراجع عظام در حد بسيار اندك از سهم امام استفاده مي‏كردند و ديگران را به احتياط كامل دعوت مي‏نمودند. در اين‏باره، نمونه‏هاي فراواني از پرهيز و احتياط علما در مصرف خمس وجود دارد، ولي همين نمونه‏ها نشان مي‏دهد كه عالمان اسلامي به هيچ وجه خمس را براي خود نان‏داني نكرده‏اند.

 

پيوستگي سيستم اقتصادي و اصول اعتقادي‏

مباني فلسفي نظام اقتصادي در اسلام با جهان‏بيني و اصول اعتقادي، به هم مرتبط و پيوسته است. به همين دليل شناخت سيستم اقتصادي مستلزم شناخت مباني فكري و فلسفي است؛ به عبارت ديگر سيستم اقتصادي از عقايد، اخلاق و احكام اسلامي تفكيك‏ناپذير مي‏باشد، چون فروع دين از اصول دين نشأت پيدا كرده است و همين انسجام فروع و اصول و اخلاق و ايمان است كه ضمانت اجرايي خمس و زكات را تأمين مي‏كند؛ مثلاً قرآن در باب وجوب خمس اموال و لزوم پرداخت آن به صاحبان سهام (سهم امام و سهم سادات) مي‏فرمايد: «ان كنتم آمنتم بالله و ما انزلنا علي عبدنا يوم الفرقان؛(5) اگر به خدا و آن‏چه بر بنده‏اش (حضرت محمد) در روز جدايي (حق و باطل) نازل كرده ايمان و اعتقاد داريد، خمس مالتان را بپردازيد.»

همان‏گونه كه مي‏بينيد در اين‏جا ايمان و عقيده را پشتوانه و ضامن اجراي خمس قلمداد نموده است، زيرا اگر كسي به دروغ بگويد: خمس ندارم يا پرداخته‏ام، حكومت اسلامي در شرايط عادي حق تجسّس و تفحص ندارد، چرا كه پرداخت خمس به ايمان و اعتقاد مردم بستگي دارد. به همين دليل خطاب در اين‏گونه احكام با مؤمنان و متقين است و كساني كه ايمان ندارند مخاطبان خمس نمي‏باشند.

فريضه خمس به دلايل مختلف مورد تهاجم قرار گرفته و عملاً كم‏رنگ شده است. اين فريضه واجب الهي نه تنها از ناحيه دشمنان، تخريب مي‏شود، بلكه گاهي از ناحيه مقدس‏نماها و برخي از مرشد نمايان و شِبه روشن‏فكران ديني نيز در معرض حمله و هجمه قرار گرفته و مي‏گيرد.

پرداخت خمس و زكات در رشد اخلاقي و تربيتي پرداخت كننده نقشي اساسي ايفا مي‏كند. قرآن مي‏فرمايد: «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكيهم؛(6) از اموال آنها صدقات را بگير كه در پاك كردن و تزكيه و رشد معنوي آنها دخيل است، چرا كه هر عبادتي ظاهري دارد و باطني. اراده و نيت و انگيزه شخصي، باطن عبادت و فرايض مالي را ترسيم مي‏كند.

پرداخت خمس اموال به قصد قربت، آثار تربيتي و بركات اقتصادي در پي دارد، اما از نظر تربيتي، انفاقِ خمس اموال به مثابه دل كندن و رهايي از وابستگي آدمي به جذاب‏ترين مظاهر دنيوي است. قرآن مي‏فرمايد: «و انّه لحب الخير لشديد؛(7) انسان علاقه بسياري به مال دارد». از اين‏رو مشكل‏ترين دستورات اسلامي، احكام مالي است.

انفاق مال از اهداي جان كمتر نيست. بسا افرادي در راه حفظ مال و منال از جان گذشته‏اند. حرّيت و آزاد منشي از آن كسي است كه از مال بگذرد و اصولاً اطاعت از خدا در انفاق مال، اثرات معنوي بسيار بزرگي دارد. قرآن با توجه به اين حقيقت مي‏فرمايد: «لن تنال البرّ حتّي تنفقوا مما تحبّون؛(8) هرگز به مقام نيكوكاري نمي‏رسيد، مگر اين‏كه از آن‏چه دوست داريد انفاق كنيد.»

بي‏دليل نيست كه برخي از مفسّران جمله اول آيه «خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكيّهم»(9) را به نجات از شرّ حبّ مال و بخل و حسادت، تفسير كرده‏اند و كلمه «تزكّيهم» را رشد و ترقي معنوي و مادي دانسته‏اند؛ يعني انسان با پرداخت خمس و يا زكات، از پليدي‏هاي روحي و رواني پاك مي‏شود و زمينه نزول بركات مادي و معنوي را فراهم مي‏آورد.

بسياري از مردم از ترس كمبود مال و فقر و ناداري، زكات و خمس نمي‏دهند، ولي اگر ايمان و توكل به خدا در كار باشد نبايد از فقر و ناداري ترس و واهمه‏اي داشته باشند. از همه بالاتر اين‏كه آن‏چه موجب اهميت و عنايت خداوند به اين فريضه مي‏شود همان تقوا، اخلاص، خوش‏حالي مستمندان و بندگان خدا و بستگان پيامبر است. خدا در قرآن مي‏فرمايد: «من ذا الذي يقرض الله قرضاً حسناً فيضاعفه له؛(10) كيست كه به خدا قرض نيكو بدهد تا خدا آن را به صورت افزون برگرداند.»

ذات اقدس الهي نيازي به استقراض از بندگانش ندارد، مي‏خواهد بفرمايد: كسي كه به بنده‏اي قرض بدهد مثل اين است كه اين احسان و هديه را به خدا داده است؛ در صورتي كه آن‏چه مورد توجه خدا واقع مي‏شود اخلاص و تقوايي است كه باعث اين عمل گرديده است. قرآن درباره قرباني كردن مي‏فرمايد: «لن ينال الله لُحُومها و لا دماؤها و لكن يناله التقوي منكم؛(11) هرگز گوشت و خون قرباني شما به خدا نمي‏رسد، و لكن تقواي شما كه باعث اين عمل گرديده است به خدا مي‏رسد.»

فقير

در خمس هم همان قصد قربت و اخلاص است كه مورد توجه ذات اقدس الهي قرار مي‏گيرد، چون اين نوع انفاق كه با انگيزه پاك و نيت خالص و به قصد قربت انجام مي‏شود به خدا مي‏رسد، چرا كه اگر ايمان و اخلاص و اميد به ثواب و علاقه به قرب پروردگار نبود هرگز كسي محصول زحمات خود را پرداخت نمي‏كرد. جوان مسلماني در جنگ با ايران صندوقچه جواهراتي پيدا كرده بود و مقرّر شد آن را به فرمانده تحويل دهد. وقتي فرمانده صندوقچه را باز كرد چشم حاضران خيره ماند. فرمانده گفت: اين جوان شايد صندوقچه ديگري هم پيدا كرده باشد. جوان با ايمان رگ‏هاي گردنش متورّم شد و گفت: «لو لا تقواي لما جئت بك؛(12) اگر تقوا نبود همين صندوقچه را هم پيش تو نمي‏آوردم.»

آري، انسان با اهرم تقوا و اخلاص از تمام مواضع عبور مي‏كند تا به خدا مي‏رسد.

 

... آثار اجتماعي خمس‏

 


1) حديد (57) آيه 25.

2) همان.

3) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 618.

4) براي كسب اطلاعات بيشتر به كتاب علوم اسلامي (منطق و فلسفه) شهيد مطهري مراجعه شود.

5) انفال (8) آيه 41.

6) توبه (9) آيه 103.

7) عاديات (100) آيه 8.

8) آل عمران (3) آيه 92.

9) توبه (9) آيه 103.

10) بقره (2) آيه 245 و حديد (57) آيه 11.

11) حج (22) آيه 37.

12) تاريخ طبري.

محمدباقر شريعتي سبزواري

UserName