راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • عبادتی که بر باد است
    عبادتی که بر باد است
    رِندى می خواست مرا نقد بزند و بشناسد، اما آنقدر ناشیانه كه من هم فهمیده بودم و خودش هم فهمیده بود كه من فهمید ه ام، ولى به روى خود نمى آورد و با غرور مى گفت كه : من با خیلى ها گفت وگو كرد ه ام و از خیلى ها پرسیده ام كه براى رسیدن به كمال از چه راهى باید ر
  • نمازهایی كه رفع تكلیف است
    نمازهایی كه رفع تكلیف است
    دم دمای غروب بود؛ غروب یك روز دل انگیز بهاری، شتابزده و سراسیمه وارد مسجد شد. با عجله وضویی ساخت و به نماز ایستا د. من كه از نزدیك ناظر این منظره بودم نا خود آگاه به یاد حدیثی افتادم از امام صادق علیه السلام كه در واپسین لحظات زندگی به اقوام و كسان خو
  • آیا شفاعت پارتی بازی است؟
    آیا شفاعت پارتی بازی است؟
    نوع نادرست شفاعت که به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است این‏ است که گناهکار بتواند وسیله‏ای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حکم الهی‏ جلوگیری کند ، درست همان طوری که در پارتی بازی‏های اجتماعات منحط بشری‏ تحقق دارد . بسیاری از عوام مردم ، شفاعت انبیاء
  • تعداد بازديد :
  • 2458
  • سه شنبه 21/12/1386
  • تاريخ :

با سامری های امت

 

(2)

تصوف

 واكاوی عرفان های آفت زده

(تعارض های فکری- عقیدتی عارف نمایان با قرآن و اهل بیت علیهم السلام)

 

مرید و مراد بازی

... در مکتب عارف نمایان، فرمانبرداری از مراد درس اول و آخر است. مرید باید تسلیم محض مراد باشد و هرچه او بگوید بپذیرد. متابعت از مراد آن قدر مهم است که حتی برخی از آن تعبیر به فرض کرده اند. علی بن بندار الحسین الصیرفی می گوید: «به دمشق رفتم. بعد از سه روز بر ابوعبدالله درآمدم. گفت: کی آمدی؟ گفتم: سه روز است. گفت: در این سه روز کجا بودی که به نزد من نیامدی؟ گفتم: به نزد ابن جوصا بودم و مشغول به حدیث نوشتن. گفت شغلک الفضل هن الفرض یعنی فضایل حدیث نوشتن، تو را از فریضه به خدمت پیر حضور یافتن باز داشت.(1)

این فرمانبرداری محض می طلبد که مرید، مراد را در جایگاهی بداند که هیچ احتمال خطا در او راه ندارد و سخن او عین صواب است و هر سخنی در هر موردی بگوید مرید باید بی هیچ چون و چرایی آن را بپذیرد. حال آن که چنین مقامی را فقط می توان برای پیشوایان معصوم فرضش کرد و حتی مقلدان چنین نگاهی را درباره مراجع معظم تقلید ندارند.

این نوع نگاه به معنویت و به دست آوردن آن از راه گیاهان روانگردان تخدیری و تعطیل کردن فکر و تعقل، با منش قرآن و اهل بیت فاصله ای دراز دارد. جهنمیان حسرتمندانه می گویند: لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر

(اگر شنیده بودیم یا تعقل کرده بودیم در (میان) دوزخیان نبودیم. اگر به اندازه پیامبران گوش فرا می دادیم و یا درباره گفتارشان تعقل می کردیم، اکنون در زمره دوزخیان نمی بودیم.)

سخن مراجع تنها در باب احکام اجتهادی برای مقلدان حجت است؛ اما در موارد دیگر مانند تشخیص موضوعات احکام، سخن آنان حجیت ویژه ای ندارد و مقلد موظف نیست به تشخیص مرجع در مورد موضوعات عمل نماید. حتی در مواردی مانند انتخابات و تشخیص نامزد اصلح نیز نظر مرجع تکلیف آور نیست.

مراد هم بنا بر برخی از عرفان ها می تواند از هر وسیله ای استفاده کند تا مرید را به راه بیاورد. در عرفان سرخ پوستی و منابعی که از این عرفان در دست است، مراد اجازه دارد مرید را فریب دهد.

کاستاندا، نویسنده مجموع کتاب های عرفان سرخ پوستی، نقل می کند که استاد این عرفان، ناوال خولیان، به وی حقه زده است. او می گوید: ناوال با استفاده از شهوت حرص من، به من حقه زد. قول داد تمام زنان زیبایی را که دور و برش بودند به من بدهد و نیز قول داد مرا با طلا بپوشاند. به من قول بخت و اقبال داد و من گول خوردم.(2) و به این ترتیب وارد حلقه شاگردانش شدم. کاستاندا همچنین می گوید ناوال دون خوان در ابتدای آموزش، بارها دستور به کارهایی می داد که نابخردانه و خنده آور بود و هیچ وجه درست و خردورزانه ای برای آن یافت نمی شد. از این رو، خشمگینی و رنجوری مرا به دنبال داشت؛ اما دون خوان، در واقع هدفی را دنبال می کرد. او می  خواست بدین وسیله فکر و گفت و گوی درونی مرا خاموش سازد. اما اگر این هدف را به من باز می گفت، نقض غرض دون خوان می شد؛ زیرا در این صورت من نمی توانستم عمل بی هدف و خالی از فکر به انجام رسانم. بعدها دون خوان، به من گفت که در بدو آموزش، چنین حقه ای به من زده است، چون چاره ای جز این نداشته است.(3)

در این عرفان مراد هم باید فکر خود را تعطیل کند. سالک مبارز نخست باید بداند که رفتارهایش بیهوده است و با این حال، چنان کار انجام دهد و رفتار کند که گویی این مطلب را نمی داند.(4) از نکات عجیب این عرفان استفاده از گیاهان توهم زاست. استفاده از این گیاهان او را با نیروهای غیر ارگانیک آشنا کرده، فرد را به قدرت و آگاهی آن ها پیوند می دهد. استفاده از این گیاهان، با هدف پدید آوردن گونه ای آمادگی شخصی برای طریقت معرفت است و به فرد کمک می کند تا به حقیقت ناب راه یابد.(5)

نتیجه این که نیروهای نظامی و انتظامی نه تنها نباید با مواد روانگردان مبارزه کنند، بلکه برای گسترش فضای عرفانی در جامعه باید خود به پخش این مواد اقدام نمایند!

این نوع نگاه به معنویت و به دست آوردن آن از راه گیاهان روانگردان تخدیری و تعطیل کردن فکر و تعقل، با منش قرآن و اهل بیت فاصله ای دراز دارد. جهنمیان حسرتمندانه می گویند: لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر(6)

(اگر شنیده بودیم یا تعقل کرده بودیم در (میان) دوزخیان نبودیم. اگر به اندازه پیامبران گوش فرا می دادیم و یا درباره گفتارشان تعقل می کردیم، اکنون در زمره دوزخیان نمی بودیم.)

در مکتب عارف نمایان، فرمانبرداری از مراد درس اول و آخر است. مرید باید تسلیم محض مراد باشد و هرچه او بگوید بپذیرد. متابعت از مراد آن قدر مهم است که حتی برخی از آن تعبیر به فرض کرده اند.

پای استدلالیان در گل بود!

صوفیه بر اساس این مبنا که باید از مراد تبعیت کامل نمود، در باب شناخت نیز اعتقاد خاصی دارند. آنان راه را منحصر به کشف و شهود دل می دانند. به نظر آنان، معرفت استدلالی نسبت به معرفت کشفی، مانند جهل است. ولی قرآن بدون نفی معرفت کشفی، خود از راه استدلال، مردم را به شناخت آفرینش فرا می خواند. شهید مطهری با تبیین این دو راه و جایگاه هر یک، آن ها را مکمل یکدیگر می داند و حق هم همین است. انسان باید با نیروی عقل و با ابزار استدلال، گره های فکری را بگشاید و راه را بیابد. بسیاری از مشکلات و ابهاماتی که در باب شناخت مطرح می شوند، با ابزار عقل حل می شوند. حتی شناختی که با کشف و شهود حاصل می شود، چون تجربه ای شخصی است، تا با استدلال و بیانی عقل پسند ارائه نشود سودی برای دیگران نخواهد داشت. کتاب هایی که در باب عرفان نظری نگاشته شده اند، در جهت ارائه نظامی نظری و قابل استدلال برای مکاشفه های عرفانی هستند و اصلاً نمی توان بدون استدلال قدم در راه خداشناسی گذارد.

ادامه دارد ...

----------------------------------

پیوند به:

با سامریهای امت 1

--------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

1- کارلوس کاستاندا، چرخ زمان 28 چرخ زمان، مهران کندری، میترا، تهران، 1377

2- تعلیمات دون خوان/ 76

3- چرخ زمان/47، به نقل از حقیقت دیگر

4- همان، 38

5- ملک، 10

6- جست و جو در تصوف ایران زرکوب، ص 107

 

منبع:

محمد رضا فلاح، نشریه فرهنگ پویا، شماره 6

 

آخرین نظرات کاربران
tahamtan
عالی. . . عالی . . .
من فکر میکنم خیلی از افراد جامعه امروزی به اینجور مطالب احتیاج داشته باشن، خیلیها دارن راه رو اشتباهی میرن، شما که تواناییش رو دارید بیشتر کمک کنید. . . واقعا احتیاجه . . .
پاسخ تبیان :
دوشنبه 3/4/1387-0:55
sorahiah
این مطالب واقعا لازم است چون جوانان خیلی در گیر این عقاید شدند . بسیار متشکر . ح.نجابت جو
پاسخ تبیان :
يکشنبه 8/2/1387-8:14
ناشناس
واقعا ممنونم...
پاسخ تبیان :
دوشنبه 12/1/1387-14:37
smffaz
بسیار خوب و عالی بود
پاسخ تبیان :
جمعه 24/12/1386-6:40
möhamməd
very good
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/12/1386-14:59