راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • میثم در نگاه امامان (ع)
    میثم در نگاه امامان (ع)
    یك بار امام على(ع) میثم را به دنبال كارى فرستاد و تا بازگشت او، خود، در مغازه میثم ماند. ‏یك مشترى براى خریدن خرما مراجعه كرد. حضرت فرمود: پول را بگذار و خرما بردار!... ‏وقتى میثم برگشت و از این معامله با خبر شد، دید كه پولهاى آن شخص، تقلبى است و به ‏حضرت
  • قرآن از علی می‌گوید (3)
    قرآن از علی می‌گوید (3)
    ابن ابی الحدید در شرح خود بر نهج البلاغه از ابوجعفر اسکافی آورده است ‏كه: «حدیث فراش، متواتر است و آن را جز دیوانه‌ای انکار نکند. ‏ همه مفسران روایت کرده‌اند که این آیه شریفه آن شبی که علی ‌علیه‌السلام در بستر ‏پیامبر خوابید در حق او نازل شده است...
  • گروه نامردان (بر كرانه‌ی الغدیر 4)
    گروه نامردان (بر كرانه‌ی الغدیر 4)
    برایتان از تاریخ می‌گویم. از روزهایی سیاه و مردمانی سیاه‌روتر. آدم‌نمایانی ‏كه همه بودند و به چشم خود دیدند و شنیدند آنچه را كه پیامبر گفت، اما با ‏گستاخی آن را زیر پا نهادند و پامال نمودند...
  • تعداد بازديد :
  • 583
  • چهارشنبه 12/10/1386
  • تاريخ :

میثم، مردی پر از خوبیها‏

میثم تمار

در بیان فضیلتهای میثم تمار

 

بزرگترین فضیلت ‏یك انسان، همان ایمان و علم و تقواست كه در میثم نیز وجود داشت. ‏اما اضافه بر اینها، گاهی برجستگیهای خاصی در شخصیت ‏یك مؤمن متقی وجود دارد كه ‏او را نسبت ‏به دیگران، برتر می‏سازد. ‏

در این نوشتار، اشاره‏ای كوتاه به بعضی از این صفات ارزنده و امتیازات و فضایل خاص میثم ‏می‏شود: ‏

 

‏1- سخنوری ‏

میثم، بیانی رسا داشت و در نطق و سخن، توانا و فصیح بود. سخنوری میثم تمار را از این ‏واقعه كه نقل می‏شود می‏توان دریافت: ‏

در بازار، میثم، رئیس صنف میوه‏فروشان بود. هرگاه قرار بود در جایی و نزد كسی و یا ‏موقعیت مهمی، سخنی گفته شود از میثم تمار می‏خواستند كه سخنگویشان باشد. ‏گروهی از بازاریان نزد میثم رفتند تا باهم به عنوان شكایت از حاكم و عامل بازار، پیش ‏‏«ابن زیاد» بروند كه والی شهر كوفه بود. در این برخورد و دیدار با ابن‏زیاد میثم بود كه به ‏نمایندگی از دیگران با رشادت به سزایی سخن گفت. خود میثم در باره این دیدار و ‏سخنها می‏گوید: ‏

‏«ابن زیاد، با شنیدن گفتارم به شگفتی افتاد و در سكوت فرورفت.» (1) ‏

همین بیان صریح و حقگویی آشكار باعث‏شد كه از میثم كینه‏ای در دل ابن زیاد بماند. ‏

 

‏2- مفسر قرآن ‏

تفسیر قرآن از علوم ارزشمند در اسلام است و این علم، كه شناخت مفاهیم بلند آیات ‏قرآن است، نزد پیامبر و امامان معصوم است. ‏

گرچه قرآن، كتاب روشن حق و معجزه‏ای گویا از سوی خداوند برای عموم مردم است، ‏لیكن اسرار و دقایق و نكات لطیف و ظریف و اشارات پرمعنای فراوانی در آن است كه در ‏علم تفسیر، پرده از روی آن دقائق، برداشته می‏شود و درك بهتر و بیشتری از مضمون و ‏محتوای آیات این كتاب آسمانی كه وحی خداوند است، به دست می‌آید. ‏

پیشوایان دین ما - كه درود خدا بر آنان باد - آشنایی‏شان با قرآن از علم الهی سرچشمه ‏می‏گرفت و از آن معارف والا به شاگردان و اصحاب خویش به تناسب فهم و استعداد آنان ‏می‏آموختند. ‏

میثم تمار، یكی از این شاگردان والا مقام درمكتب تفسیری علی(ع) بود. میثم علم تاویل ‏معانی قرآن را از آن حضرت فرا گرفت و در قرآن‏شناسی، دانا و بصیر گردید. ‏

روزی میثم با «ابن عباس‏» - مفسر قرآن و شاگرد علی(ع) - در مدینه دیدار كرد و به او ‏گفت: آنچه از تفسیر قرآن می‏خواهی، بپرس! من تمام قرآن را نزد علی(ع) فراگرفتم و آن ‏حضرت تاویل قرآن را به من تعلیم فرمود. ابن‏عباس كه مراتب فضل و علم و تقوای میثم را ‏می‏دانست، كاغذ و دواتی طلبید تا سخنان میثم را در باره تفسیر قرآن بنویسد. میثم ‏پیش از بیان تفسیر، گفت: ای ابن عباس! چگونه خواهی بود وقتی كه مرا مصلوب و به ‏دار آویخته ببینی، نهمین نفری كه چوبه دارش هم كوتاهتر از دیگران است؟.... ‏

ابن عباس گفت: كاهن هم كه هستی؟! و خواست كه كاغذ را پاره كند. ‏

ابن عباس از علم به آینده بی‏بهره بود، و چون چنین خبر و پیشگویی را از میثم شنید كه ‏از جزئیات شهادتش خبر می‏دهد، برایش غیر قابل هضم بود، از این جهت. این گونه ‏برخورد كرد. اما میثم گفت: آرامتر!...آنچه را از من می‏شنوی بنویس و نگهدار! اگر آنچه ‏می‏گویم راست‏بود، نگاهش‏دار و اگر باطل بود، آن گاه پاره‌اش كن.... و ابن‏عباس پذیرفت ‏كه چنان كند. (2) ‏

 

‏3- راوی حدیث در صدر اسلام ‏

با آن استعداد خاص و موقعیت‏خوبی كه میثم داشت، احادیث زیادی از علی(ع) شنیده ‏بود، و آن گونه كه از گفته‏های پسرش بر می‏آید، حتی كتابی كه مجموعه‏ای از احادیث‏بود ‏تالیف كرده است، لیكن متاسفانه از نوشته‏های او چیزی باقی نماند و راویان دیگر هم به ‏خاطر درك نكردن موقعیت و اهمیت آن به نقل از وی نپرداختند و بیشتر آنها از دسترس دور ‏ماند. فقط اندكی از روایات میثم در كتابهای حدیث نقل شده است. پسرانش یعقوب و ‏صالح از نوشته‏های او روایت نقل می‏كردند. (3) ‏

‏4- دانای رازها ‏

چنان كه قبلا هم اشاره شد، میثم از بسیاری حوادث آینده،آگاهی داشت و گاهی آنها را ‏پیشگویی می‏كرد. دانای‏رازهای نهان بود. نامه سربسته می‏خواند و راز ‏نشنیده‏می‏گفت.... این را نیز از مولایش علی(ع) فراگرفته بود. آگاهی از سرنوشت‏خود و ‏افراد دیگر و با خبر بودن از وقایعی كه بعدا به وقوع خواهد پیوست، فتنه‏هایی كه بعدا ‏پیش خواهد آمد، تاریخ و نحوه شهادتها و وفاتها و... از علومی بود كه امیرمؤمنان، آن را به ‏برخی از یاران برگزیده خویش كه روحی بزرگ و استعدادی بالا و دلی وسیع و ظرفیتی ‏افزون داشتند، آموخته بود. اینان را «اصحاب سر» حضرت امیر می‏دانستند و میثم هم ‏یكی از این اصحاب بود. (4) ‏

 

و در موارد متعددی با استفاده از این موهبت از حوادثی خبر می‏داد و بعدا آن حادثه به ‏همان صورت، تحقق می‏پذیرفت. (5) به چند نمونه از این پیشگوییها اشاره می‏شود: ‏

 

الف - پیشگویی شهادت خویش ‏

میثم، می‏دانست كه چه زمانی و چگونه و به دست چه كسی كشته خواهد شد. قبلا ‏بطور گسترده، این نكته توضیح داده شد. ‏

 

ب - خبر مرگ معاویه ‏

ابو خالد، به صالح، فرزند میثم خبر داد كه: روز جمعه‏ای با پدرت در شط فرات به كشتی ‏نشسته بودیم كه ناگهان باد سختی 

محفوظ بمانید. این باد، «عاصف‏» است و خبر مرگ معاویه را می‏دهد كه هم‏اكنون مرد. ‏

یك هفته بعد، قاصدی از شام آمد. با او ملاقات كردم و اخبار را از او پرسیدم، گفت: مردم ‏در امن و امان به سر می‏برند، معاویه فوت كرده ومردم با فرزندش یزید، بیعت ‏كرده‏اند.گفتم: مرگ معاویه در چه روزی واقع شد؟ گفت: روز جمعه گذشته. (6) ‏

 

ج - قیام مختار

پس از شهادت حضرت مسلم در كوفه، ابن زیاد حاكم‏كوفه، میثم و مختار و ‏جمعی دیگر را دستگیر و زندانی كرد. میثم تمار به مختار گفت: تو از زندان رها می‏شوی و ‏به‏خونخواهی حسین‏بن علی(ع) قیام خواهی كرد و همین شخص را -ابن زیاد - كه ما را ‏می‏كشد، خواهی كشت. ‏

ابن زیاد مختار را از زندان، طلبید تا او را به قتل برساند كه در همین اثنا قاصدی از سوی ‏یزید همراه نامه‏ای فرارسید كه در آن نامه، دستور آزاد كردن مختار بود. او هم طبق ‏دستور، مختار را رها كرد و میثم را به دار آویخت. (7) ‏

در تاریخ قیام مختار خوانده‏اید كه وی عاملان حادثه‏عاشورا را گرفت و به سزای جنایتشان ‏رساند. ابن‏زیادهم از كسانی بود كه گرفتار شد و سربریده‏اش را نزد مختار آوردند. ‏

 

د - واقعه كربلا ‏

زنی به نام «جبله مكی‏» نقل می‏كند كه از میثم تمار شنیدم كه می‏گفت: این امت، پسر ‏دختر پیامبرشان را در دهم محرم می‏كشند و دشمنان خدا این روز را مبارك می‏دانند. این ‏واقعه، قطعا انجام خواهد گرفت. این، داستانی است كه مولایم امیرمؤمنان مرا از آن آگاه ‏كرده است. او به من خبر داده است كه بر حسین(ع) همه چیز خواهد گریست، حتی ‏حیوانات بیابان و دریا و آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و آدمیان و اجنه مؤمن و همه و ‏همه.... ‏

آن گاه میثم گفت: ای جبله! بدان كه حسین‏بن علی(ع) سرور شهیدان در قیامت است و ‏یارانش بر شهیدان دیگر برتری دارند. ای جبله! هرگاه به خورشید نگاه كردی و دیدی كه ‏چون خون تازه، قرمز است، بدان كه سیدالشهدا كشته شده‏است. ‏

جبله می‏گوید: یك روز از خانه بیرون آمدم. دیدم خورشید بر دیوارها می‏تابد، همچون ‏پارچه‏های رنگ‏آمیزی شده كه به سرخی می‌زد. صیحه كشیده و گریه كردم و گفتم: به ‏خدا سوگند، سرور ما حسین‏بن علی(ع) كشته شد!.... (8) ‏


‏1. رجال كشی، ص‏86. ‏

‏2. بحار الانوار، ج‏42، ص‏128; سفینة البحار، ج‏2، ص‏524. ‏

‏3. سفینة البحار، ج‏2، ص‏524. ‏

‏4. شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص‏59. ‏

‏5. در اصطلاح علما این آگاهی «علم بلایا و منایا» نامیده می‏شود. ‏

6. رجال كشی، ص‏80. ‏

7. بحار الانوار، ج‏42، ص‏125. ‏

8. بحار الانوار، ج‏45، ص‏202.‏

ر.ك: جواد محدثی؛ آشنایی با اسوه‏ها - میثم تمار ‏

آخرین نظرات کاربران
REZA SADEGHY
یا علی عاشق توست که مستوجب مدح است و معظم منکرت مستحق زم از تو بیگانه نیرزد نه به مدحی نه به زمی
پاسخ تبیان :
يکشنبه 16/10/1386-8:56
ناشناس
عالی بود. خدا رحمتش کند.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 12/10/1386-23:51