راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • زندگی نامه فریدون مشیری
    زندگی نامه فریدون مشیری
    روزشمار فریدون مشیری او شاعری است صمیمی و صادق که شعرش آینه تمام نمای احوال و صفات اوست.کلام مشیری ، منزه و محترم است. او شاعری است ادیب که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان را حفظ می کند.اندیشه هایش انسان دوستانه و نجیب است ...
  • یک گل بهار نیست
    یک گل بهار نیست
    یک گل بهار نیست/ صد گل بهار نیست/ حتی هزار باغ پر از گل بهار نیست/ وقتی/ پرنده ها همه خونین بال/ وقتی ترانه ها همه اشک آلود/ وقتی ستاره ها همه خاموشند/ ...
  • شاعرانی که با آنها گریسته ام
    شاعرانی که با آنها گریسته ام
    يكي از نخستين شعرهايی كه از فريدون در نوجواني خواندم و مرا به گريه واداشت شعری بود كه عنوان آن را اكنون به ياد ندارم و بدين‌ گونه آغاز مي‌شد: ای همه گلهای از سرما كبود / خنده‌هاتان را كه از لب‌ها ربود ...
  • تعداد بازديد :
  • 2589
  • چهارشنبه 11/12/1389
  • تاريخ :

اشکی در گذرگاه تاریخ

شعری از زنده یاد فریدون مشیری

اشکی در گذرگاه تاریخ

از همان روزی که دست حضرت «قابیل»

گشت آلوده به خون حضرت  «هابیل»

از همان روزی که فرزندان  «آدم»

صدر پیغام‌آورانِ حضرتِ باریتعالی

زهر تلخ دشمنی در خون‌شان جوشید

آدمیت مرده بود

گرچه آدم زنده بود.

 

از همان روزی که «یوسف» را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون «دیوار چین» را ساختند

آدمیت مرده بود.

 

بعد دنیا هی پُر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ

آدمیت برنگشت.

 

قرن ما

روزگار مرگ انسانیت است

سینه ی دنیا ز خوبی‌ها تهی است

صحبت از آزادگی، پاکی، مروت ... ابلهی است

صحبت از «موسی» و «عیسی» و «محمد» نابجاست

قرن «موسی چمبه» هاست

 

من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

از فغان یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر

حتی قاتلی بر دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرین ایام، زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم؟

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

وای، جنگل را بیابان می‌کنند

دست خون‌آلود را در پیش چشم خلق پنهان می‌کنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نُخست

 در کویری سوت و کور

در میان مردمی با این مصیبت‌ها صبور

صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق

گفت وگو از مرگ انسانیت است.

***

فریدون مشیری در سی ام شهریور ماه 1305 در تهران به دنیا آمد. در دوران خردسالی به شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان و سال های اول دانشگاه ، دفتری از غزل و مثنوی ترتیب داد. آشنایی با قالب های شعرنو، او را از ادامه ی شیوه ی کهن بازداشت، اما راهی میانه را برگزید.

او شاعری است صمیمی و صادق که شعرش آینه تمام نمای احوال و صفات اوست.کلام مشیری ، منزه و محترم است. او شاعری است ادیب که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان را حفظ می کند.اندیشه هایش انسان دوستانه و نجیب است و برای احساسات و عواطف عاشقانه از لطیف ترین و زیبا ترین واژه ها و تعبیرها سود می جوید.

کتاب های اشعار او بترتیب عبارتند از:

تشنه توفان، گناه دریا، نایافته، ابر و کوچه، بهار را باور کن، از خاموشی، مروارید مهر، آه باران، از دیار آشتی، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس، آواز آن پرنده غمگین.

گزینه های اشعار او عبارتند از:

پرواز با خورشید، برگزیده ها، گزینه اشعار سه دفتر، دلاویزترین، یک آسمان پرنده، و همچنین برگزیده ای از کتاب اسرار التوحید به نام یکسان نگریستن.

وی در آبان ماه 1379 در سن 74 سالگی و بر اثر بیماری، چشم از جهان فرو بست.

فرآوری: مهسا رضایی

بخش ادبیات تبیان

منبع: مجموعه‌ی بهار را باور کن

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
نگار کبیریان
این شعر دارای معانی عمیقی است که هریک از ما به عنوان یک انسان باید به آن بیندیشیم این که آیا به عنوان موجودی که خود را انسان تلقی می کند رفتار و اندیشه ی انسانی در وجود واعمالمان هست؟
آیا می توانیم به خود بگوییم انسان یا ما حیوانی دوپا هستیم که سخن می گوید.
واقعا متشکرم!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 27/5/1390 - 14:43
jalil1373
زیبا بــــــــــود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 13/12/1389 - 23:22