سخنرانی
الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ
« خداوند رحمان، قرآن را تعلیم داده ، انسان را آفریده و بیان به وی آموخته است.»
کیفیت سخن گفتن، برای مخاطبین، نشانه معیار و میزان تعقّل ، تفکّر، شعور و ادب ، و شخصیت انسان است . ناطق باید کاملا مراقب هر کلمه و واژه و مطلبی که بر زبان می آورد باشد . زیرا زبان شمشیری دولبه است که هم می تواند ویران کند و هم بسازد. هم بیمار کند و هم شفا بخشد.
حضرت محمّد (ص) فرمودند:« اندیشه کن، آن گاه سخن گو تا از لغزش برکنار باشی و نیز آفت سخن، دروغ گویی است».
حضرت علی (ع) فرمودند: «کلمات پند آمیز و قتی که از احساسات پاک و از سوی قلب پاک تراوش کند و به قدرت تطق آتشین درآید از شمشیر برنده تر و از تیر نافذترخواهد بود».
واژه ها و کلمات ، برای بیان احساسات ، عواطــف، منویات باطنی و برقراری روابط میان انسان هاســت که همــچون انرژی های هسته ای از اعجاب قدرت شگفت انگیزی برخوردار هستند. لذا باید چنین موهبتی مبتنی بر عقل و تقوا تقویت و هدایت گردد.
هر آن چه را که نیّت می کنیم، درباره آن بیندیشیم و در ذهن خویش خلق و تجسّم نماییم و همچنین درباره آن سخن گوییم . همگی اینها برای بایگانی در ضمیر ناخودآگاه یا در نیروگاه هسته ای باطنی مان ضبط و ثبت می شود . بنابراین ماده سخن که مشتمل بر واژه ها، کلمات و جملات می باشد؛ از نظر کمی و کیفی استعداد باروری الکترون ها، تلفیق پذیری مثبت و یا منفی را در انتقال به ضمیر ناخودآگاه دارا می باشد .
بدیهی است به کاربردن کلمات، واژه ها، جملات و کلمات مثبت، پیام هایی اعجاز برانگیز امید، نشاط ، سلامتی، موفقیت ، خلاقیت، سعادت، حریّت، شهامت، عظمت، شخصیّت، عزّت نفس، اعتماد به نفس، بخشندگی و تعالی را به منصه ظهور و عمل در می آورد . و بالعکس با کلمات منفی، پیام های تاریک، مخرّب و اهریمنی ، گریبان گیر گویندگان و آن دسته از مخاطبین زود باور را می گیرد .
یکی از مواهبی که خداوند به انسان عنایت می فرماید این است که ناطق با نطق خویش و اعجاز کلام می تواند موجبات تغییر ، تحول و تکامل آحاد مردم جامعه را در تمام عرصه های زندگی فراهم سازد .
برای فراگیری فنون سخنرانی هرگز ترس و عدم اعتماد به نفس را به خود راه ندهیم . زیرا ترس از اصلی ترین موانع مهم رشد و موفقیت است .
لذا نباید به بهانه تراشی ، منفی نگری ، منفی گویی و فرافکنی روی آوریم و تلقین منفی و مخرب کنیم وبرای مثال بگوییم :
-من اصلا نمی توانم صحبت کنم تا چه رسد به اینکه در مقابل جمعی سخن بگویم.
-معلومات و اطلاعات ندارم که مطلبی بگویم چون حوصله مطالعه و تمرین ندارم .
-من کوچک تر از آنم که سخنرانی کنم .
-حتی بعد از تمرین و مطالعه هنگام مواجه شدن با حضار ، از شدت اضطراب و عدم اعتماد به نفس ، فراموشی و یا لکنت عارض می شود .
-ممکن است شنونده ای سوالی را طرح کند که نتوانم پاسخ بدهم.
مبرهن است فردی که می خواهد سخنران شایسته و توانایی بشود، ابتدا باید بر ترس و منفی نگری خود غلبه کرده و از طرفی مثبت اندیشی، مثبت گویی، اعتماد به نفس، عزّت نفس، امید و انگیزه قوی را با مطالعات و تمرینات صحیح و مستمر و تجربه کردن را در خویشتن رشد و تقویت نماید.
برگرفته از کتاب 400 فن سخنرانی ، احمد علامه فلسفی
جهت سفارش اشتراک کتاب تبیان کلیک کنید