راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 19413
  • چهارشنبه 13/6/1387
  • تاريخ :

بیماری لوپوس و علائم آن

لوپوس

در سال های اخیر بیماری های اتو ایمیون، نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورهای دنیا شیوع وسیعی یافته است.

یکی از این بیماری ها، لوپوس می باشد که با نام انحصاری SLE که مخفف

Systemic Lupus Erythromatosis می باشد خوانده می شود.

متاسفانه هنوز هیچ گونه درمان موثری برای این دسته از بیماری ها پیدا نشده است و بهترین درمان تنها کنترل پیشرفت بیماری است.

این بیماری می تواند به مرور زمان بسیاری از سیستم های بدن را درگیر و آن ها را تخریب کند و مشکلات زیادی برای بیمار به همراه بیاورد. مسلما تشخیص هر چه زودتر و شروع هرچه سریع تر درمان در این بیماران اهمیت به سزایی دارد.

خانم دکتر لطفا بفرمایید لوپوس چیست؟

لوپوس یک بیماری چند سیستمیک است، یعنی چند سیستم ارگان بدن را درگیر می کند در واقع لوپوس یک بیماری خود ایمنی چند سیستمی است که قسمت های مختلف بدن از جمله پوست، مفاصل، چشم، مغز، کلیه ها، قلب و ریه ها را درگیر می کند. این بیماری معمولا در خانم ها ی جوان بیشتر دیده می شود.

علایم این بیماری کدام است؟

علایم این بیماری در افراد مختلف، به یک شکل نمی باشد و هر بیمار می تواند نوعی از بیماری را بروز دهد. ضمنا این طور هم نیست که سیستم های مختلف بدن همزمان درگیر شوند، بلکه به مرور درگیر می گردند. از علایم عمومی این بیماری می توان به ضعف، بی اشتهایی ، کاهش وزن ، و بی خوابی که می تواند به صورت مزمن و به حالت کوفتگی و خستگی باشد، اشاره کرد. این علایم می توانند مدت ها قبل از این که این بیماری کسی را مبتلا کند، در شخص دیده شوند. از علایم مهم این بیماری می توان به درد و ورم مفاصل اشاره کرد.

درد و  و ورم مفاصل بیشتر در مفاصل کوچک اتفاق می افتد. اما مفاصل بزرگ هم می توانند درگیر شوند. علایم درگیری مفاصل به صورت درد، گرمی، قرمزی و تورم مفاصل مچ دست ها و مفاصل کوچک انگشتان و ناحیه آرنج، زانو، شانه، گردن و ران معمولا تظاهر می یابند. معمولا تعداد مفاصلی که درگیر می شوند کم می باشد، ولی اگر بیشتر از دو ناحیه مفصلی باشد، باید به عنوان یکی از معیارهای تشخیص این بیماری تلقی گردد. در این درگیری مفصلی، معمولا تخریب ایجاد نمی شود و آسیب دایمی در مفصل به جا نمی ماند. به عبارتی بیماری لوپوس مانند بیماری آرتریت روماتوئید باعث ایجاد تغییر شکل دایمی در مفاصل بیمار نمی شود.

از جمله ضایعات زخم مانند و قرمز رنگ و برجسته در نواحی مختلف پوست ایجاد می شود و گاهی اوقات تمام پوست حالت قرمز رنگی به خود می گیرد. در بعضی موارد، پوست دست ها و ناحیه بین بندهای انگشتان دچار قرمزی می شود. از دیگر درگیری های این بیماری، ریزش مو است که ممکن است ریزش مو گذرا و موقتی باشد و دوباره موها رشد خود را به طور طبیعی از سر بگیرند.

اما در یک ضایعه پوستی که به نام دیسکوئید لوپوس گفته می شود، ریزش مو به حالت اول بر نمی گردد و ضایعات پوستی در این نوع درگیری، به شکل ضایعات برجسته و همراه با افزایش ضخامت پوست می باشد که بعد از بهبود، به حالت اسکار(جوشگاه) باقی می مانند و در نتیجه ضایعاتی می باشند که نمای تخریبی از خود به جا می گذارند و اگر این ضایعات در پوست سر ایجاد شوند، ریزش مو شروع می شود و ریزش مو برگشت پذیر نمی باشد، ولی در خود لوپوس این ضایعات برگشت پذیر می باشند.

درگیری پوستی دیگر، به شکل لوپوس حاد می باشد. در این حالت قسمت هایی از پوست که در معرض نور قرار می گیرند مانند پوست صورت و قسمت های بالا تنه درگیر می شوند و به شکل ضایعات حلقوی و دایره ای شکل قرمز رنگ تظاهر می یابند.

لوپوس

همان طور که گفته شد پوست از دیگر قسمت هایی است که درگیر می شود. درگیری پوست به شکل های مختلف مشاهده می شود. در این بیماران پوست صورت نسبت به نور حساسیت پیدا می کند و در برخورد با نور، پوست این بیماران دچار قرمزی و سوزش می شود و یک حالت راش پروانه ای شکل و یک پوست قرمز رنگ روی ناحیه گونه ها و پل بینی ایجاد می شود که معمولا به شکل بال پروانه می باشد و در دیگر قسمت های پوست، ضایعات مختلفی ایجاد می کند.

از علایم دیگر این بیماری زخم های دهانی است. این زخم دهان در خیلی از مواقع درد ندارد و پزشک می تواند با معاینه به خصوص در کام سخت این ضایعات را مشخص کرده و نسبت به درمان اقدام کند.

از علایم دیگر این بیماری درگیری کلیه ها می باشد. جهت بررسی کلیه ها، آزمایشات مختلفی لازم است. این بیماران هرچند وقت یک بار بایستی آزمایش ادرار خود را چک کنند و کلیه های خود را تحت معاینه قرار دهند. در ابتدا ممکن است است تغییرات فقط آزمایشگاهی باشد، و از نظر بالینی، بیمار علامت نداشته باشد.

از علایم دیگر ورم دور پلک ها، ورم اندام ها و فشار خون می باشد و هم چنین تغییر رنگ ادرار که به سبب وجود خون در ادرار می باشد. البته گاهی اوقات ممکن است بیمار هیچ علامتی نداشته باشد و پزشک با معاینه و آزمایش ادرار به مشکل کلیه ها ببرد.

از مشکلات دیگر این بیماری، درگیری قلب می باشد که ممکن است به صورت آب آوردن دور لایه خارجی قلب، درگیری عضلات قلب و درگیری دریچه های قلبی باشد.

گاهی ممکن است درگیری ریه به وجود آید که معمولا به شکل تجمع مایع در لایه جنب می باشد. ممکن است بافت بینابینی ریه دچار التهاب شده و در نتیجه به صورت ثانویه ایجاد عفونت کند. در این بیماران ممکن است فشار خون شریان ریه بالا رود و بیمار با سرفه و تنگی نفس و خلط و درد قفسه سینه مراجعه کنند.

درگیری دیگر بیماری لوپوس، درگیری مغز می باشد این درگیری می تواند خود را به صورت شروع اختلال شناختی و اختلال حافظه نشان دهد. ممکن است فراموشی ایجاد شود و علایم عصبی و درگیری اعصاب جمجمه ای، تشنج و بی حسی یک طرفه بدن اتفاق بیفتد و حتی ممکن است تشنج هایی پیش آید که گاهی اوقات به سختی با درمان کنترل می شوند.

از علایم دیگر، افسردگی است و حتی حالت جنون هم می تواند اتفاق افتد.

از درگیری های دیگر این بیماری، درگیری شکم می باشد که می تواند به صورت درگیری لایه صفاق و التهاب لایه صفاق باشد که باعث آب آوردن شکم می شود.

درگیری چشم از دیگر درگیری های این بیماری است که می تواند به صورت تاری دید و یا به صورت درگیری عروق ته چشم باشد. گاهی اوقات تاری دید این بیماران به خاطر درگیری پرده های مغزی می باشد. بنابراین ته چشم این بیماران باید حتما معاینه شود.

از علایم دیگر این بیماری، درگیری خونی می باشد. این بیماران ممکن است دچار کم خونی شوند و پلاکت خون و گلبول های سفید خونشان کاهش پیدا کنند، به همین خاطر بایستی آزمایش خون برای این بیماران به صورت دوره ای و سرپایی انجام گیرد.

همچنین انعقاد پذیری خون در این بیماران زیاد می شود، در نتیجه باعث ایجاد لخته در سیستم عروق می شود. گاهی اوقات در وریدهای اندام تحتانی ممکن است لخته ایجاد شود.

خانم های مبتلا به این بیماری که دچار انعقاد پذیری خون می شوند ممکن است دچار سقط های خود به خودی شوند، به عبارتی یکی از علل سقط های مکرر می تواند وجود این بیماری باشد.

ادمه دارد...

دکتر زهرا بصیری- فوق تخصص روماتولوژی

ماهنامه دنیای سلامت-10

* مطلب مرتبط:

تغذیه در بیماری لوپوس

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
من بیش از سیزده ساله كه لوپوس دارم دور قلبم آب آورد جراحی شدم ریه هام آب آورد باز هم جراحی كردم سالهای سختی را پشت سرگذاشتم اما با اراده وتوكل به خدا الان تو سن سی و هفت سالگی دارم خوب زندگی می كنم و با دارو كنترل شده شغل دارم خانواده خوبی دارم و به خاطر همه نعمتها همیشه خدا را شكر می كنم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 2/3/1391 - 13:20
shahin hajilue
سلام من 35 ساله رنج این این بیماری پوستی را تحمل می کنم امیدم به خداست واسه باقی عمر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 31/1/1391 - 11:6
بتول کرمی
سلام .از لوپوس غول نسازید من مدت 4ساله این بیماری را داریم به پزشکان بسیاری مراجعه کردم والان مدت دوساله زیر نظر فوق تخصص روماتولوژی بیمارستان الزهرا اصفهانم والحمدالله بیماریم خاموشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 26/1/1391 - 12:11
محمد
دختری را دوست دارم که مبتلا به این بیماریست! نمی دونم چیکار کنم؟ لطفا راهنماییم کنید.......
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 24/1/1391 - 16:23
پریسا
سلام من هم خواهر مظلوم و بی گناهم حدود 8 ماهه که داره با این مریضی می جنگه ولی هر روز حالش بدتر می شه هر روز ضعیف تر می شه و اعضا بیشتری از بدنش درگیر این بیماری می شن تو رو خدا واسش دعا کنید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 15/1/1391 - 9:14
فاطمه نوروزی
سلام من حدود یکسال است دچار لوپوس شدم و با قرص مداوا می شم آفتاب را دشمن خودم میدونم چون تا هوا آفتابی میشه صورتم پوست پوست میشه اما با هم به رحمت خدا امیدوارم و شکر اور را بجای میارم چون اگه او بخواد خوبم میکنه و همانی میشم که به من میگفتند سیب سرخ اما متاسفانه الان اینطوری نیست .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 20/12/1390 - 18:43
ناشناس
سلام . من یک دخترخوشگل 25 ساله ام .از 10 سالگی لوپوس گرفتم.روزای سختی رو پشت سر گذاشتم . حتی موهای خوشگلم ریخت اماباز دراومدند عین روز اولشون.الان با25 سال سن 3 تا مدرک تحصیلی دارم شغل دارم و دارم خیلی عادی زندگی میکنم. به همتون توصیه میکنم کتاب قانون جذب رو بخونید.هیچ کس نمیتونه به ما کمک کنه جز خودمون و خدا.به خودت انرژی مثبت بدید و صبور باشید و به خدا توکل کنید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 1/12/1390 - 16:47
سارا
من 2ساله که لوپوس دارم ولی با خوردن قرصام تونستم پیشگشری کنم و بیماریم فعلا کنترل شده د و خاموشه امیدوارم همه بتونن این بیماریو کنترل کنن
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 6/10/1390 - 19:6
n_farah
زهرا جان باید حتما بری پیش دکتر روماتولوژیو حتما زود بری
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 19/9/1390 - 17:9
نیلوفر فرح بخش
سلامو بچه ها تا جایی که می توانید در روز اب زیاد بخورید چون اب برای هر بیماری خوبست مخصوصا برای کارایی کلیه ها ومنم از بیماران لوپوسم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/9/1390 - 22:27
سارا
با سلام خدمت همه دوستان
من 38 سالمه در سن 27 سالگی وقتی كه اولین زایمان رو داشتم ورمی در قسمت بناگوشم ظاهر شد كه پس از بررسی ها گفتند شما شوگرن دارید ولی بعد از 4 سال به علت بیهوشی و افت خونی شدید به تهران اومدم و بعد از آزمایشهای بسیار فراوان فهمیدن كه به بیماری لوپوس مبتلا شدم .
...با داروها تحت درمان قرار گرفتم . بعد از تشخیص بیماری و یك دوره درمان در سن 33 سالگی فرزند دومم به دنیا امد . ولی بعد از زایمان بیماری من كمی افزایش پیدا كرد . خستگی - درد ماهیچه و مفاصل مخصوصا هر دفعه كه استرس یا ناراحتی یا اعصبانیت ایجاد میشه. ولی در كل می تونیم با كنترل كردن این بیماری زندگی نسبتا آرومی داشته باشیم . این بیماری مثل بیماری قند است تا نجیبه خوبه ولی اگر كاری بكنیم كه نانجیب بشه می تونه خطرناك باشه . مثل درگیری كلیه یا قلب یا كبد یا خون و یا مغز . توضیح زیاد شد ببخشید . فقط این رو باید بگم از این بیماری غول نسازید و اصلا نترسید . زودتر پی گیر باشید و هر سه ماه تحت مراقبت و داروها را سر وقت مصرف كیند .
انشالله همه بیمارها سلامتیشونو بدست بیارن . انشاالله .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 28/8/1390 - 12:16
زهرا
سلام
من ریزش مو دارم اشتهام کم شده یه کم هم لاغر شدم 3 4ماهی یک بار دست و پام درد می گیره ایجوری درد می گیره که وقتی میشینم از لگنم درد می گیره تا انگشتای پام دستامم همین جور الان مدت 2 سالی هست این جوری هستم.به نظرتون منم مبتلا هستم؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 7/8/1390 - 23:41
ناشناس
خواهرم ازسن 15سالگی درگیر این بیماری لعنتی بود اون موقع پزشکان...ما خودشون هم نمی دونستن لوپوس چیه خواهرم نارنینم راموش ازمایشگاهی کردن ودرسن 19سالگی به رحمت خدا رفت. روحش شاد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 27/7/1390 - 10:22
میلاد
این همه توضیح دادین ننوشتین بیماری ه تو بدن چیکار میکنه ؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 16/7/1390 - 19:27
ناشناس
کسی رو می شناسم که حدود 13 سال پیش دچار بیماری لوپوس پوستی شدو قسمتی از موهای سرش ریخت اما شفا گرفت حتی مشکلات زیادی هم در زندگی براش به وجود امدو فقط توکل به خدا کردو فقط باید به خدا توکل کرد و روحیه خوبی داشت چرا که زندگی در جریانه فقط دو سوال میخوام بپرسم اول اینکه آیا بیمارانی که سابقه لوپوس پوستی داشتند می توانند پیوند مو بزنند دوم روزه برای این بیماران بعد از سلامتی مجاز می باشدیا خیر با ارزوی سلامتی برای تمامی بیماران
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 7/7/1390 - 15:24
فرناز
سلام من فرناز هستم و 22 سال سن دارم متاسفانه پدر و عمه بزرگم دچاره این بیماری هستند امکان داره که این بیماری به صورت ارثی به من هم منتقل شده باشه؟
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را در بخش مشاوره > سلامتی > پزشکی مطرح نمایید. http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=258 موفق باشید
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 2/6/1390 - 15:8
احسان
مطلبتون عالی بود به امید روزیكه تمام مریضها شفای عاجل پیدا كنند .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 9/5/1390 - 13:33
مریم خلیلی
سلام من حدود 10 سال است به این بیماری دچارم اوایل ناامید بودم مفاصل و کلیه و پوستم به شدت درگیر بود هر ماه شیمی درمانی میشدم اما اینقدر به قران مراجعه کردم که وابسته به معجزه شدم تو اوج بیماری با وجود شیمی درمانی قطع درمان کردم و خواب اقا اباالفضل را دیدم وشفا گرفتم بعد از دوسال نزد پزشکم باز گشتم ولی اثری از بیماری نبود در حال حاضر کتابی از سرنوشتم نوشته ام که در شرف چاپه به زودی چاپ بدونید همه چیز دست خداست نترسید ما پیروزیم نه لوپوس به امید شفای تمام بیماران عزیز دوستتان دارم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 24/4/1390 - 16:2
مامان افسرده 000
سلام من 2 سال هست که مبتلا هستم و تازه فهمیدم.میخواستم بدونم شما چطور فهمیدین که مبتلا هستید؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 16/4/1390 - 8:35
سما
پریا جون این همه نا امیدی برای چی؟من خودم 4 سال به این بیماری مبتلا شدم اولش خیلی ناراحت بودم. ولی با مراجعه به پزشک بیماری ام کنترل شده.به خدا توکل کن.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 13/12/1389 - 13:28
پریا
سلام.من21سالمه.خوشگل و درسخون هستم.5ماهه عذاب اوره که دکتر واسم تشخیس لوپوس داده.زندگیمو تموم شده میبینم.تو کار خدا شک کردم.من استحقاق این زندگیو نداشتم که هرروز استرس مردنو داشته باشم.از این که بخواد این همه بلا تو این سن سرم بیاد از خدا انتظار نداشتم.این که زود باید خانوادمو ترک کنم دیوونم میکنه.واسم دعا کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 23/11/1389 - 14:41
مریم
سلام خدمت همه دوستان من یک خواهر دارم که 22 سال سن داره و حدود 9ساله که دچار بیماری لوپوس شده.ابتدا که مبتلا شده بود خیلی وزن کم کرد و بیش از حد لاغر و مریض شده بود و البته در درمان اولیه که در بیمارستان تهران بستری شد شده بود یک موش آزمایشگاهی برای تیم پزشکی و دانشجویی اون بیمارستان بالاخره تشخیص دادند که نوع بیماری اون لوپوس هست. الان هم شدیدا کم خونی داره. دندونهاش می ریزه. و اضافه زیادی به دلیل عدم تحرک پیدا کرده . هوش بالایی داره امسال (سال 89) در دانشگاه گرگان قبول شد ولی به دلیل رفت و آمد از گنبد به گرگان یک ماه بیشتر نتونست به دانشگاه بره البته حدود 2 سالی میشه که سنتور کلاس میره و استعداد خوبی هم داره در ضمن الان تحت نظر دکتر مشهد هست . الان مدتی که تپش قلب زیاد داره خیلی مومن و با خداست ولی بعضی وقتها کم می یاره از اینکه نمی تونه ازدواج کنه و مثل بقیه دختر ها باشه خیلی خیلی مهربون و من خیلی دوسش دارم. آدم واقعا تا یکی از نزدیکترنهاش به بیماری مبتلا نشه نمی فهمه بیماری یعنی چی. امیدوارم و از صمصم قلب می خوام خدا همه بیمارها رو شفا بده.برای سلامتی همه دعا کنید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 25/10/1389 - 14:49
سعيد طاهريان
بدنبودخودم ده سال هست به بیماری as رماتیسم گرفتا رشدم ودررابطه باهراقدامی كه بخواهیدداشته باشید من هم باشما همراهم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/9/1389 - 22:21
ناشناس
واقعا بیماری ناشناخته و ناگهانی هست. مادرم از سن 35 سالگی درگیر این بیماری بود با قلب، کلیه، ریه نیز تحت تاثیر بودند. حتی عمل بای پی نیز در سال 83 انجام شد توسط دکتر جاویدنیا. حالش خیلی خوب بود تا سال 87 که ناگهانی آخر شب مغز هنگ کرد سریع انتقال دادیم بیمارستان که با سیستم مغزی درگیر بود و تا 2 هفته تکلم و یادآوری نداشت. اواخر تیرماه امسال (89) مدت 3 هفته بیمارستان مهراد بستری بود با کادر پزشکی تخصصی و حاذق بعد از اون مرخص شدند و مجددا بعد از یک هفته به بیمارستان منتقل شد بسیار نحیف و لاغر.بسیار صبور و آرام و با امید درمان کرد و لحظه‌ای مغلوب درد نشد ولی در نهایت با از کار افتادن کلیه‌ها که امکان پیوند نداشت( به علت کاهش شدید همگلوبین) از کار افتادن ریه و در نهایت قلب اواخر شهریور به رحمت خدا رفتند . روحت شاد مامان قشنگم .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 8/9/1389 - 13:13
سعید
یا خدا مدد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 2/9/1389 - 2:24
هانیا
امیدوارم هر کسی که به این بیماری یا هر بیماری مبتاست زودتر خوب بشه البته تلقین یادتون نره.درمان درون خود ماست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 14/6/1389 - 22:56
ناشناس
خوب
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 23/2/1389 - 15:34
ناشناس
متشکر از اطلاع رسانیتون
عالی بود
امیدوارم همه بیماران شفای عاجل پیدا کنند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 20/2/1389 - 17:28
فرشته
من 18 سالمه... 4 ماهه به اشن بیماری مبتلا شدم...واسم دعا کنین که بتونم باش کنار بیام
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 19/2/1389 - 1:33
سارا
ویدا جون خیلی قشنگ حرف زدی ازت ممنونم كه امید دادیو امیدورارم حالت هر چه زودتر بهتر بشه عزیز دلم. یك سئوال دارم. منظورت از اینكه Anti dna
رو به حد نرمال برسونی.مگه امكانش هست؟....منظورت با آرامشه و راحتی خیاله؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 12/2/1389 - 15:3