راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 16111
  • چهارشنبه 23/5/1381
  • تاريخ :

چگونه می توانم به  دوست یا یکی از افراد خانواده که از افسردگی رنج می برد کمک کنم؟

متاسفانه  یکی از واقعیتهای اجتماعی ما این است که اغلب افرادی که از ناراحتیهای روانی رنج می برند،

 با آنکه می توانند به راحتی درمان شوند، مراجعه به روان پزشک را نقطه ضعف تلقی می کنند . بسیاری

 از آنها اختلال روانی را مایه شرم و ننگ می دانند  این اشخاص به اعضای خانواده یا دوستانی که بتوانند

 آنها را به حرکت در جهت درست تشویق کنند احتیاج دارند .

از آنجایی که افسردگی و مانیا اغلب با نشانه های تردید یا قضاوت ضعیف همراه است کار برنامه ریزی،

 دشوار می شود. در این شرایط یکی از دوستان یا اعضای خانواده ممکن است بتواند در این رهگذر بسیار

 موثر واقع شود. حصول اطمینان از اینکه بیمار داروهای تجویز شده  را مصرف می کند یا طبق قرار قبلی

 به پزشک یا درمانگر رجوع می نماید می تواند به سرعت بهبودی کمک نماید. اما اگر این راهنمایی به

گونه ای باشد که بیمار احساس کند به خواسته ها و ارزشهای ا و بهای لازم داده نمی شود، مشکلاتی به

وجود می آید. در صورت امکان می توان با یکی از افراد خانواده یا یکی از نزدیکان بیمار در این زمینه

مشورت نمود.

دوستان و نزدیکان بیمار باید معیاری برای سالم بودن بیمار معالجه شده داشته باشند،  یکی از راههای مهم  برای رسیدن به این موضوع ، سوال از بیمار و شنیدن نظر اوست . اما اشکال این طرز برخورد این است که بیمار بهبود یافته از اینکه می بیند رفتارش مورد قبول دیگران قرارنگرفته ، ناراحت می شود.

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
* M
دوستای خوبم خدا گفته گاهی وقتا من چیزایی رو به نفع ادما میدونم که اونا فک میکنن به ضررشونه یادتون باشه خدا بهترین راه و سرنوشت رو برامون رقم میزنه به شرطی که ماها تو این راه از جاده منحرف نشیم**به خدا توکل کنید چون او از همه بما نزدیکتره**
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 29/9/1390 - 9:28
M A
سلام به دوستای خوبم عزیزان خواستم بگم شماها خیلی خوبین همینکه اومدین کمک میخواین یه نکته ی مثبته فکر نکنین که توی این دنیا فقط شمایین خیلیا ممکنه مشکلات بزرگتری داشته باشند**یادتون باشه خدا خیلی مهربونه**
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 28/9/1390 - 10:57
ناشناس
من افسرده ام چیکار کنم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 8/9/1390 - 23:35
amir
سلام ، من یه پسر 20 ساله هستم که نشانه های افسردگی را در خودم دیدم ، ازتون درخواست دارم یه مشاور به من معرفی کنید که بتونه مشکام را حل کنه ، من در گذشته تجربه مشاور بد داشتم به خاطر همین دیگه بدون کسب اطلاع به هر کسی اعتماد نمی کنم
پاسخ تبیان :

با سلام

دوست گرامی، شما می توانید از طریق این قسمت با مشاوران تبیان ارتباط برقرار نمایید تا راهنمایی لازم به شما ارائه گردد.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=1181

موفق باشید

0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 15/8/1390 - 4:32
ناشناس
سلام
من یه جوون 17 ساله ام که مدتی بود که افسردگی گرفته بودم اینو واسه دوستای خودم میگم عزیران فکر نکنین که اگر همیشه بخندین یا توخودنون بریزین یا جلوی ترکیدن بغضتون رو همیشه بگیرید به زودی همه چی درست میشه بلکه بد تر میشه یعنی افتضاح میشه!
من خودم حالم خیلی بدبود خیلی اما از وقتی رفتم مشاوره میتونم بگم
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر شدم اصلا عالی شدم مشاوره یکی از بهترین راه هاست خودتونو تباه نکنید شما هنوز جوونید باید زندگی کنید باید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 25/5/1390 - 14:54
م م
سلام
من همسر یه مردی هستم که افسردگی داره ولی حاضر نبود قبول کنه که این یه حالت روحیه و مسلما خوب شدنیه
من تلاشمو کردم به اون ثابت کنم که قرصای که میخورد تنها راه چاره نیست خودشم باید بخواد خوب بشه
اون میترسید بدون قرصای زدافسردگی زندگی کنه اما من سعیمو کردم و موفق شدم الان دیگه از قرص خبری نیست اون حس بهتری داره و حالش بهتر شده
من فقط اینو میدونم آدما هرکاری بخوان میتونن بکنن پس اگه یه آدمی تصمیم بگیره که خوشبخت باشه دنبال خوشبختی میره گرچه شروعش سخته اما نه به سختی زجری که تو حالت افسردگی وانزجار از زندگی تحمل میکنه
اونایی که مث شوهر من هستن باید بدونن زندگی دورو داره خوشی و سختی که هردوش گذرا
پس زندگی اونقد سخت نگیرید که معنی و طعم خوشی نتونید بچشید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 23/5/1390 - 16:10
ناامید
سلام منم افسرده ام ... هیچ علاقه ای به زندگی و ادامه زندگی ندارم 30 سالمه یه دوست نتونستم واسه خودم داشته باشم احساس می کنم با همه فرق دارم .... روزها تو خونه می شینم و از بیرون رفتن ترس دارم می دونم دیدن دیگران که می تونن از زندگیشون لذت ببرن و شاد باشن باعث میشه من بیشتر بفهمم چقدر بدبختم
نمی دونم چی کار کنم شدم مثه یه تیکه چوب که روی موج دریا شناوره با هر تکون می ره یه طرف .. هیچ انگیزه و هدفی ندارم .... دوست دارم زودتر تموم بشه خسته شدم خسته .....
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 20/4/1390 - 22:17
p@ri
من حدود 3 ماهه که فهمیدم مادرم بعد 19 سال باردار شده متاسفانه پدرم چون فکر میکنه این یکیم دختره رفتار نا شایستی انجام میده مادرم دچار افسردگی شده با اینکه همه دکترا بهش گفتن بچه ات پسره! پدرم مرتب بهش میگه روانی ومن موندم که چه جوری کمکش کنم تا این بحران حل بشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 31/2/1390 - 12:45
برای ناشناس
من این پست را برای ناشناس عزیز و همه آنهایی که این نوشته اند افسرده هستند می نویسم. فقط و فقط یک راه برای درمان وجود دارد، کاری را که دوست دارید انجام دهید، می دانم که ممکن است بعضی وقتها غیرممکن باشد ولی از ممکنها شروع کنید. کار خیلی کوچکی که باعث خوشحالی شما می شود را انجام دهید. به آهنگ مورد علاقه تان گوش دهید یا فیلم خنده دار یا مورد علاقه تان را ببینید یا هر کار کوچکی که باعث می شه حالتون عوض بشه. صحبت با فرد مورد علاقه هم خیلی توی حال آدم اثر داره. همیشه فکر کنید اگر آدمی در هر جای دنیا می تونه کاری بکنه پس من هم می تونم. یعنی اگه فلانی می تونه خوشحال باشه پس من هم می تونم. فقط علایقتون رو بشناسید و دنبال اونها برید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 19/2/1390 - 20:9
محمد رفیق خیرخواه
چطور بفهمم که ما افسردگی پیدا کرده ایم
من زود جدی میشوم بسیار کم حوصله مطالعه کرده نمی توانم در یک جلسه یا مجلس اشتراک کنم بسیار نارحت میباشم مثلا دست پایم خواب میشود دلم میشود که وا بگویم نمی فهمم که چی مشکل است لطفا بگوید که علاج اش چی است

پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 18/12/1389 - 16:27
ناشناس
سلام ممنون از این مطالبتون منم نمیدونم افسرده شدم یا نه ولی هر روز و هر شب میخوام گریه کنم اصلا نمیدونم باچی شاد میشم خواهش میکنم به من کمک کنید تا من از این گریه کردن بیهوده نجات یابم من چطور میتونم جوابمو بگیرم یا بخونم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 24/7/1389 - 17:41
مهسا قربانی
سلام من بتازگی بدلیل عدم موفقیت در تصمیم گیری دچار افسردگی شدم مشکلم هم برمیگرده به رابطه ای عشق و عاشقی که داشتم حالا سردرگم مانده ام اگه میشه لطفا کمکم کنید
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را در بخش مشاوره > روانشناسی مطرح نمایید. http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=413 موفق باشید
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 7/7/1389 - 19:20
س الف
مدت 2 ساله که از مرگ مادرم میگذره،ولی هنوز نتونستم باور کنم یا باهاش کنار بیام، همه می گفتن هر چی بگذره بهتر میشی، ولی روز به روز دارم برتر می شم، هیچ انگیزه ای برای زندگی کردت تدارم،دوست دارم همیشه خواب باشم و اصلا بیدار نشم. چیکار کنم؟!!!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 4/6/1389 - 4:10
AHOURAMAZDA
سلام به همه دوستان { لبخند بزرگترین انتقامی است که میشه از زندگی گرفت } پس بیاید در هر شرایطی بخندیم دوست شما اهورا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 10/4/1389 - 15:44
ناشناس
درمان افسردگی احتیاج به زمان دارد هر قدم مثبتی كه شما انجام دهید یك گام بسوی بهبود رفته اید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 25/3/1389 - 16:3
رستم قدیمخانی
چطور بفهمم که ما افسردگی پیدا کرده ایم
من زود جدی میشوم بسیار کم اوسله مطالعه کرده نمی توانم در یک جلسه یا مجلس اشتراک کنم بسیار نارحت میباشم مثلا دست پایم خواب میشود دلم میشود که وا بگویم نمی فهمم که چی مشکل است لطفا بگوید که علاج اش چی است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 19/2/1389 - 12:21
سمانه
اگه کنفرانسمو خوب بدم دعاتون میکنم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 25/1/1389 - 12:38
hadi
سلام.منم یک فرد افسرده ام.متاسفانه خیلی دیر متوجه شدم که افسردم.عاملشم خودم بودم. فکر می کنم همه ی افراد افسرده هم خودشون مقصرن .چون به این فکر می کنن که چقدر بدبختن.هیچکی مثل من نیست.من از همه بدبخت ترم.وقتی کم کم به اینجور چیزا فکر کنیم دراز مدت به بیماری تبدیل می شه. من خودم الان 2 ساله اینجوری شدم.دوستام همه رفتن دنبال زندگیشون.اصلاً از خونه در نمیام.یا خوابم یا فیلم می بینم.می دونم مشکلم کجاست.همتونم می دونین.ولی نمی خواین خوب بشین.یعنی باستون مهم نیست دیگه خوب بشین یا نه.ولی یک بار دیکه هم به این فکر کنین.که همه چی درست بشه چجوری میشه؟اگه واقعاً اون انفاقایی که می خوام بیفته چی میشه؟یکبار هم به چیزای خوب فکر کنین. من بهتون پیشنهاد می کنم یکبار فیلم The Secret رو ببینین. مطمثن باشین تأثیر می ذاره.من هنوزم خوب نشدم. ولی می دونم اشکالم کجاست. کلاً خانواده ی من افسردن. روزها همش خونن یکسره دعوا و داد زدن. اینو نگفتم.من 19 سالمه.نمی دونم چیکار کنم.بارها و بارها خواستم اینارو بگم بهشون.ولی درک نمی کنن.حتی 2 ساعت میرم بیرون یکم خرج می کنم.میگن چرا خرج می کنی؟نمی دونن همین خوشی هاست که به زندگی آدم معنا می بخشه.نمی تونم سرزنششونم بکنم.تقصیری ندارن.نمی تونن درکم کنن.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 22/11/1388 - 23:4
ناشناس
سلام.به همسالان افسرده من.راستش من برادرم بطور ژنتیك افسرده هستیم.برادرم بدتر از منه.ولی سالها تو خونه هست بیرون نرفته.من هم بیرون میرم ولی اعتماد به نفسمم پاییته.وقتی شب می شه عذاب می كشم روح بدنم درد می كنه.لعنت به این زندگی كه ما هروز با دغذغه زندگی كنیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 29/6/1388 - 0:53
داود تحصیلی
من خودم مدتی طولانی است که مبتلا به بیماری افسردگی هستم وبا توجه به مراجعه های متعدد به روان پزشک حتی زره ای از میزان بیماری بنده کم نشد.تمام پزشکان از درمان بیماری من اعلام عجز کردند و اظهار میکنند که دلیل ایجاد بیماری رو تشخیص نمیدهند و راه درمانی که در پیش گرفته ام هیچ کمکی به من نخواهد کرد.بنظر من علم روانپزشکی و روانکاوی در بعضی از زمینه ها که بیمار در مرحله پیشرفته نیست میتواند مستمر ثمر باشد که به نظرم اصلا اگر بیمار مراجعه هم نکند بهبود خواهد یافت.مثلا کسی که پدرش مرده و چند روز ناراحت است.اما بعضی از افراد را نمی توان به هیچ وجه درمان نمود مانند کسی که انحرافات شدید شخصیتی پیدا نموده و بیماری بسیار پیشرفته شده
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 16/6/1388 - 0:28
ناشناس
من خیلی داغونم چیکار کنم هیچ کس نیست کمکم کنه دارم از بین میرم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 13/3/1388 - 9:43
ناشناس
چطور باید بفهمم که افسردگی دارم؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 1/2/1388 - 14:50
hakim
سلام ممنون از مطلبتون.من پدرم حدود 6 ماه که افسرده هست برعکس اینکه بقیه می گن افراد افسرده حاضر به رفتن به دکتر نیستن اون تا الان چن تا دکتر رفته اما.....این چند روزه هم حالش بدتر و بدتر شده می گه همه جام درد می کنه ما نمیدونیم چی کار کنیم . خواهش می کنم بگید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 10/12/1387 - 10:17
مژگان امیدی
چطور میشه یه فرد افسرده را راضی به ارتباط با دیگران کرد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 26/11/1387 - 13:3
ناشناس
دوستان و افراد خانواده نقش بسیار مهمی را در بهبود شخص افسرده ایفا می كنند اما اگر ان فرد هیچ كس را محرم خود نداند چه یا این كه امكان دسترسی به روانپزشك را نداشته باشد ...لطفا بیشتر توضیح دهید با تشكر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 3/9/1387 - 15:33
elham *********
سلام
من یکی از اعضای خانواده ام به افسردگی کبیر مبتلا شده
میخواهم بدانم چگونه وی را راضی به مراجعه به روان پزشک کنم؟ایا میشود وی را راضی به درمان کرد؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 19/8/1387 - 8:48
ناشناس
از زحمات شما متشکرم لطفامقلات پربارترشود راضیه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 26/7/1387 - 11:2
مهتاب
به نظر من افراد افسرده باید با همراهی بقیه اعضای خانواده خودشون مشغول کنند یه سفر شمال میتونه خیلی بهشون کمک کنه به قول دوستمون ما باید هرجوری که شده اون ایینه دق از جلوشون برداریم من پدرم افسردگی 3ماهه داشت که خدارو شکر باسفر مشغول بودن خوب شد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 8/7/1387 - 14:31
ghufranarfan arfaan
برایم خواندنی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 6/5/1387 - 16:35
ناشناس
مسلم است زمانی كه شما یك فرد افسرده را درك نمی كنیدو اصرار دارید بدون درنظر گرفتن شرایط روحی بد او نظرات خود رابه او تحمیل كنید وضع بهتری پیش نمی آید. در این مواقع ابتدا شما باید حال و روحیه فرد افسرده را واقعا درك كنید و سپس سایر اقدامات مثل معرفیو ارجاع وی به روانپزشك را انجام دهید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 16/11/1386 - 20:30