راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 23733
  • سه شنبه 11/9/1382
  • تاريخ :

ترسهای واهی

فرض كنید تازه به آسانسور وارد شده اید  كه ناگهان قلبتان تند می زند و قفسه ی سینه تان درد می گیرد، خیس عرق سرد می شوید و حس می كنید كه گویی آسانسور در حال  سقوط است . یا  فرض كنید از خواربار فروشی در آمده و با ماشینتان حركت می كنید كه ناگهان  متوجه می شوید اختیار چیزی را در كف ندارید، احساس برافروختگی می كنید، آنچه كه در پیرامونتان هست ، تار و نامشخص دیده می شود. نمی توانید بگویید در كجا هستید و حس می كنید كه در حال مرگ هستید.

به آنچه كه پیش می آید،حمله هراس می گویند كه عبارت است از واكنش مهارنشدنی در برابر موقعیتهای معمولی و بی خطر. این گونه حمله ها اغلب نشانگرآنند كه فرد به نابسامانی هراس گرفتار شده است.

اختلال هراس چیست؟

به كسی كه در عرض چهار هفته یا بیشتر دستخوش حمله های هراس شده باشد، گفته می شود كه دچار اختلال هراس گشته است. در ضمن ، این اختلال احتمالاً موقعی تشخیص داده می شود كه شخصی با كمتر از چهار رخداد هراس انگیز رو به رو گردد، ولی پیاپی در این بیم به سر برد كه مبادا حمله دیگری به سراغش آید.

اختلال مزبور زمانی پدید می آید كه فردی در خلال حمله هراس، دست كم دارای این نشانه ها باشد: عرق ریزی، برافروختگی ، احساسات سركوب شده و پنهان ، ضربان شدید قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سینه ، غش ، بی حسی و كرختی ، تهوع ، احساس مرگ و مجنون شدن . لازم به ذكر است بروز حمله های هراس برای تمام گروه های سنی  وجود دارد .

ترس بیمار گون ( هراس زدگی ) چیست؟

هراس زدگی به ترس های نامعقول، غیر ارادی و بیجا ، با واكنش در قبال موقعیتها و رویدادهای عادی اطلاق می شود. افرادی كه این گونه بیمناك اند، وقتی كه در شرایط خاصی  قرار می گیرند و یا به عوامل وحشت انگیز نزدیك می شوند، ترس سراپایشان را فرا می گیرد. " نابسامانی هراسی" بخشی از مقوله گسترده ی اختلالهای اضطرابی به شمار می رود. هراس هایی از این دست به سه نوع  تقسیم می گردند:

هراس ویژه ( ساده ) :

وحشت نامعقول از اوضاع و احوال یا  مواردی نظیر راه بندان یا وجود مار در جایی .جمع هراسی : ترس بی حد از این كه  در نزد  دیگران ابله ، نادان و ... به نظر آییم كه سبب می گردد آدمی در مراسم عمومی یا جاهای همگانی حاضر نشود.

هراس از مكانهای سرباز ( فراخنا هراسی) :

ترس شدید ناشی از گیر افتادن در محلی ، مخصوصاً در اماكن عمومی یا حمله هراس در محیط ناآشنا . مفهوم واقعی این واژه در زبان یونانی عبارت است از " ترس از بازار".ترس های مرضی معمولاً اختلالات شدید (دیر پا) و رنج آوری  هستند كه مردم را از انجام تلاشهای روزانه و سرزدن به جاهای عادی باز می دارند. این قبیل ترس ها ممكن است به ناراحتی های شدیدی همچون افسرده دلی بینجامند. در واقع ، حداقل نیمی از مبتلایان به ترسهای مرضی و اختلالات هراس هم ، افسرده حال اند . اعتیاد به میگساری ، احساس شرمساری و سرافكندگی و اعتماد به نفس اندك نیز اغلب با این بیماری پدیدارمی گردند. به طوری كه برخی افراد نمی توانند بدون همراهی كسی ، قدم از خانه بیرون گذارند و یا به كاری دست بزنند.

مفهوم " ترسیدن از ترس" چیست؟

بسیاری از افراد كه دچار ترس مرضی یا اختلال وحشت زدگی اند، " از ترس می ترسند" ، یعنی قبل از اینكه حمله بعدی برسد، نگران می شوند. بیمناكی از پیدایش حمله های مورد بحث، احتمالاً باعث كوتاهی عمر می شود. كسانی كه دستخوش حمله های وحشت زدگی می گردند، بیشتر اوقات از چیزهایی كه به نظرشان عوامل آشكاری حمله هستند ، دوری می كنند و سپس از انجام اموری كه قبلاً به آنها دست می زدند ، خودداری می ورزند یا دیگر به بازدید از مكانهایی كه سابقاً تماشا می كردند ، نمی پردازند.

عامل بروز اختلال هراس چیست؟

واقعاً كسی نمی داند كه چه چیزی سبب پیدایش چنین اختلالی است، اما چند نظر تحت مطالعه است. گویی اختلال مذكور در خانواده ها رواج داشته و دارو درمانی برای جلوگیری از این حمله ها كاربرد دارد .

برای مبارزه با این اختلال چه كنیم؟

شناخت درمانی به مردم كمك می كند كه رفتار و پندار مناسبی داشته باشند. بیماران یاد می گیرند كه هنگام رویارویی با موقعیتی ترسناك، دریابند كه چندان خوف و واهمه ای در كار نیست  و به تدریج  با هر چیزی كه برایشان وحشتناك باشد، خو می گیرند . اعضای خانواده و دوستانی كه یار و مدد كار و نوید بخش اند ، دراین فرایند كمك شایان توجهی می كنند.

عادت های زندگی سالم

:زندگی سالم به افراد در غلبه براختلال هراس ، كمك می كند . ورزش ، برنامه غذایی مناسب و متعادل ، و آموختن طریقه كاهش فشار روانی همگی اهمیت دارند.به یاد بسپارید كه خانواده ، دوستان و كسانی كه از بیماری شما باخبرند و یا خود دچار آن هستند ، باعث می شوند كه درمانتان با موفقیت بیشتری قرین باشد. بنابراین باید آنان را در جریان برنامه درمانی خویش قرار دهید و راهكارهایی را كه بدان وسیله می توانند به شما كمك كنند ، به آنها  یاد آور شوید.

چگونه از ترسها پیشگیری كنیم ؟

می توان به كودكان آموخت كه موقعیت های ترس آور احتمالی را پیش بینی كنند و خود را برای روبه رو شدن با آن موقعیت ها آماده نمایند. البته همه موقعیت های ترس آور را نمی توان پیش بینی كرد ، اما برخی از آنها، مانند رعد و برق یا رفتن به بیمارستان را می توان برای كودك به دقت توضیح داد تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشود.

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
سین .
من ترس رو در نوعی که شما بیان کردید ندارم اما در نوع کمش و اندازه ای که آزارم بده دارم. در حدی که باعث کاهش اعتماد به نفسم شده. بیشتر ترس از محیط اجتماعی. میتونم این راهکار ها رو بکار ببرم؟ و اگر نه لطفا راهنماییم کنید. ممنون.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 13/11/1390 - 23:27
مدیا
من از 10 سالگی از محیط اطرافم می ترسیدم ،گاهی وقت هاکه در خانه تنها بودم بشدت تپش قلب می گرفتم هنوز هم این احساس هارا دارم لطفا مرا راهنمایی کنید تا بتوانم به ترسم غلبه کنم.باتشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 12/11/1390 - 21:22
ناشناس
خوب بود مرسی منم این ترسها رو تجربه کردم .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 20/10/1390 - 3:31
مینا
من 25 سالمه و از وقتی یادم میاد از تنهایی به شدت از تاریکی می ترسم دیگه خسته شدم من یه پسر 2 ساله دارم میترسم این ترسهای من بهش انتقال پیدا کنه راهنماییم کنید شبا فکر های دیونه کننده ای به سراغم میاد اصلا نمیتونم بخوابم
پاسخ تبیان :

 با سلام

دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را با مشاوران تبیان مطرح نمایید تا راهنمایی لازم به شما ارائه گردد.

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=1181

موفق باشید

0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 10/8/1390 - 6:31
مهسا
سلام دوست من به شدت از مشکل ترس رنج میکشید و همین باعث افسردگیشم شده اما حالا با کمکهای من و مشاورش تو مرحله خوبیه چون این مشکلا به راحتی حل نمیشه ونیاز به درمان داره حتمآ از یک روانشناس یا مشاور کمک بگیرید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 29/6/1390 - 13:37
مهدیه فتاح نسب
سلام. با تشکر از راهنماییهاتون. من 29 سال دارم و از وقتیکه یادم میاد همیشه از تنهایی در شب می ترسیدم. حتی 1 دقیقه هم در این وضعیت دوام نمیارم و محل خلوت را ترک می کنم. وقتی بچه بودم فکر می کردم بزرگ بشم خوب می شم اما متاسفانه هیچ تغییری نکردم و دائم دنبال راه حل می گردم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 17/6/1390 - 16:27
پرستو
اگه درخصوص درمان ترس مطالبتون رو گسترش بدید همه ازتون ممنون میشن به خصوص جوون ها. این موضوع اینقدر شایعه که تو کتابهای درسی همه ی مقاطع هم باید ازش بگن ...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 17/1/1390 - 13:21
علیرضا رحیمی
مشکل من فراتر ازاینهاست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 15/1/1390 - 23:17
مریم
به عنوان کسی که روانشناسی خونده باید بگم خوب و عامیانه بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 27/3/1389 - 11:51
ناشناس
من یازده است که به بیماری دچاره شده ام که خود نمی دانم علت چیست وقتی که می خواهم واردجمعی شوم می ترسم تپش قلب - استرس - عرق کردن - خجالت کشیدن واحساس کمبود از علائم بیماری من است وهمیشه فکرمنفی می کنم لطفا " مرا راهنمایی کنید . ابوالحسن
پاسخ تبیان : با سلام دوست عزیز، شما می توانید مشکل تان را از طریق این قسمت با کارشناسان بخش مشاوره تبیان مطرح نمایید تا راهنمایی لازم به شما ارائه گردد. http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=413 موفق باشید
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 16/2/1389 - 9:12
مريم
من 4 ساله كه دارم دارو درمانی میكنم اما هنوز خوب نیستم. من علاوه بر فوبیا وسواس و افسردگی شیدایی هم دارم . بدون اغراق میتونم بگم خودمو از بستر مرگ بلند كردم . من حتی توانایی حركت دادن اعضای بدنمو از دست داده بوم. پس همه متونن
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 25/1/1389 - 18:30
fateme
همسر من خیلی به ندرت دچار این عارضه میشه من در این موارد باید چه عکسالعملی نشون بدم?
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 18/1/1389 - 13:4
ناشناس
من از بچگی این ترس را داشتم به خصوص ترس از ادم های جدیداما بعد از خواندن این مطلب ارامترم.لطفا برای بیماران دعا کنید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 9/1/1389 - 18:35
ناشناس
30 سالمه از 17 سالگی دچار افسردگی بودم حمله های هراس را بارها بارها تجربه کردم خواهش می کنم راههای مقابله با آن را توضیح دهید با تشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 9/1/1389 - 0:26
ناشناس
خوب بود من در مقالم ازش استفاده کردم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 13/11/1388 - 9:29
ناشناس
سلام به همه من از کودکی ترس در وجودم بود یعنی بر اثر خانواده این موضوع برای من پیش اومد حالا من دختری هستم که هیچ استقلالی ندارم و از همه چیز می ترسم و مرا نگذاشتن در جامعه که در جامعه هم می ترسم من از همه افکارم می ترسم این چیز خوبی نیست. برای خوشبختیم دعا کنید ه در این دنیا و چه در دنیای باقی
با تشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 8/11/1388 - 10:5
جيمز جيمزپور
خوب بید!منم از سوار هواپیما شدن می ترسم.
راه حل بدید!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 5/11/1388 - 10:36
ناشناس
خیلی ممنون از تلاشی که برای تهیه و درج مطالب کرده اید، فقط به نظر بنده بهتره راه های درمانی و مهارتهای مقابله با ترس هم بزبان ساده بیان بشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 18/9/1388 - 14:6
ناشناس
ببخشید ولی من عكسهای جمجه رو دوست دارم كه خیلی ترسناك باشه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 18/8/1388 - 8:39
بهرام کوهي
ترس خوب نیست. باعث بدبختی و استرس آدم میشه. و عوارضی مثل کم رویی و عدم اعتماد به نفس ضعف و کند ذهنی و غیره داره. پس بیاییم هیچ موقع نترسیم. و من نمیترسم تا پیشرفت کنم. از هیچ چیز و هیچ کس
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 2/8/1388 - 0:57
سعید ر
عالی و کارشناسی شوده بود راه مقابله با اینگونه ترسها رو اگه کاملا توضیح داده می شد بهتر بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 1/8/1388 - 17:30
ناشناس
خوبه ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 19/7/1388 - 23:27
حامد
خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 30/6/1388 - 2:16
کتی
خوب بود من از سوار هواپیما شدن می ترسم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 1/4/1388 - 19:12
زری
در این مطلب اگر چه راهای درمان کاملا بیان نشده است ولی مرا با بیماری خودم بهتر آشنا کرد من رنج زیادی از این ترس کشیده ام وحاضرم تمام زندگی ام را بدهم اما این ترس از وجودم بیرون برود کاری که هیچ پزشکی برایم انجام نداد خواهش می کنم اگر کسی راه مقابله با این حمله های وحشتناک ترس را میداند به من کمک کند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 30/2/1388 - 2:12
ناشناس
من مدتهای طولانیه که از این احساس رنج می برم.و به هر کسی هم که می گم یا دستم میندازه.یا شوخی می گیره.یا می گه داری به خودت تلقین می کنی.من 26 سالمه و به سختی دارم با این شرایط کنار میام.کلا احساس می کنم همه از من بدشون میاد و دوستم ندارن.خودمو پایینتر از همه می بینم و به خاطر این احساس تلخ همیشه تنهام.و همیشه از اینکه این تنهایی ادامه پیدا کنه می ترسم.خسته شدم.خیلی هم سعی می کنم که با خوندن اینجور مطالب خودمو درست کنم.ولی هنوز نتونستم.اگه میشه راهنماییم کنید چون موقعیتم طوری نیست که به یک مشاور خودمو نشون بدم.واقعا ممنون می شم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 21/2/1388 - 22:58
mohamad_mexico -
بدنبودبه نظر من تبیان خیلی پیشرفت كرده
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 13/2/1388 - 19:23
عرفان س
كمی در هم بود ولی نسبت به سایت های دیگه خوبه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 2/2/1388 - 0:23
ناشناس
قابل قبول است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 5/12/1387 - 0:49
رضا خوشنویس
بدون تعارف میگم موسسه تبیان خیلی خوب تنوس جای خودشو تو جونا باز کنه خیلی خوشحالم که میبینم هر وقت چیزی رو سرچ میکنم حتما از تبیان مقاله ای هس این مقاله هم مثل همه مقالات خوب بود دس شما درد نکنه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 12/11/1387 - 15:56