• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1316
  • دوشنبه 1/4/1388
  • تاريخ :

داستان کوتاه : آخرین لبخند پروانه

داستان کوتاه: آخرين لبخند پروانه

نزدیک غروب بود. سید برخلاف معمول که لباده می پوشید، این بار قبایش را به تن کرد. از خانه که می خواست بیرون بیاید، محمدرضا پرید تو بغلش .سید گرمتر از همیشه محمدرضا را بغل کرد و بوسید. بوی عطر یاسی که پدر زده بود مشام محمد رضا را نوازش می داد. پدر به محمدرضا سفارش کرد که در غیابش مواظب برادر و خواهرهایش باشد ، لرزشی در قلب محمد رضا ایجاد شد. سید به پسرش لبخندی زد و از خانه بیرون آمد، محمد رضا لبخند پدر را به خاطر سپرد.

نزدیک غروب بود و خورشید، خسته از هوای دم کردۀ اوایل تیرماه ، کم کم با ساکنان زمین وداع می کرد. سید با ماشین پشت چراغ قرمز توقف کرد.در سر چهارراه، پسرکی روزنامه به دست ،سرتیتر مهم «روزنامه مجاهد» را با فریاد اعلام می کرد: «خیانت های بهشتی به ملت»، «خیانت های بهشتی به ملت»، سید او را صدا زد، روزنامه ای گرفت و با لبخند پولی در کف دست پسرک گذاشت. پسرک از خوشحالی در پوست خودش نمی گنجید. سید به دفترحزب رفت. بعد از خواندن نماز مغرب و عشاء به پشت تریبون جلسه رفت  پنج دقیقه نگذشته بود که ... محمد رضا سراسیمه از خواب پرید. خواب عجیبی دیده بود، خواب هفتاد و دو پروانه که شعله آتش آنها را احاطه کرده بود. تلاش کرد آخرین لبخند پدر را به یاد بیاورد...نزدیک نیمه شب بود و فریاد «بهشتی بهشتی، راهت ادامه دارد»، تمام فضای شهر را پر کرده بود.

نوشته شده  : توسط سید کریم قاسم زاده

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
طهورا
سلام عالی بود. چقدر خوب كه احوال بزرگان با هزاران نكته ضریف در درون خودش برای نسل سومی كه در جستجوی خیلی چیزها هستند، بیان بشود. برای شما و نویسنده محترم آروزی موفیت را دارم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 4/4/1388 - 8:34
ناشناس
قشنگ بود از این دست مطالب زیاد کار کنیین
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 3/4/1388 - 13:42
فاطمه
به نام خدا
حوادث تاریخی تکرار می شوند چون ما از تجربیات پیشینیان خود استفاده نکرده ایم. متن فوق العاده زیبایی بود تجربه تاریخی نشان داده است که انگشت اتهام مستکبران و خودباخته گان به سمت خدمتگزاران است.مردم باید هوشیار باشند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 3/4/1388 - 12:28
شروین شیرکوبی
بسم رب الشهدا
با تشکر از تبیان.
لطفا از این داستانها و داستان های شگفت از علما زیاد بذارید.
یـــــا عــلـی
التماس دعــــا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 1/4/1388 - 22:25
ناشناس
لطفا مراحل عرفان را توضیح دهید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 1/4/1388 - 17:59
درود بر بهشتی
خیلی زیبا بود. خدا لعنت کند این منافقین تروریست را که بهشتی را از مردم و امام گرفتند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 1/4/1388 - 15:19